در مورد استفاده از فرصت و زمان خیلی حساس بودند و همیشه به جوانان توصیه میکردند از وقت خود درست استفاده کنند. مثلاً از جوان میپرسیدند: چند سال داری؟ و او میگفت 25 سال. میگفتند: در این 25 سال چقدر از وقتت را صرف تماشای تلویزیون یا کار بیهوده دیگری کردی؟ ببین اگر از این وقت مثلاً برای یاد گرفتن زبان یا گرفتن دکترا استفاده میکردی، تا به حال چند زبان بلد بودی یا چند تا دکترا گرفته بودی! به محاسبه وقت و هدر ندادن آن خیلی اهمیت میدادند.
به نقل از : حجت الاسلام علي بهجت فرزند
آيت الله العظمي محمدتقي #بهجت
@Nothingmann
به نقل از : حجت الاسلام علي بهجت فرزند
آيت الله العظمي محمدتقي #بهجت
@Nothingmann
من از تو فقط خودت را خواستم زیر قبه ات.
من از تو خودت را خواستم، خودت را.
خونی شدن برای تو، مردن برای تو، ماندن برای تو، زیر قبه ات.
تو بگویی نمیشود میگویم نمیشود.
تو بگویی نیا نمی ایم، امر، امر توست، فرمان، فرمان تو.
توبگویی برو نمیروم اما ،از زیر قبه ات...
#هوالشافی
@Nothingmann
من از تو خودت را خواستم، خودت را.
خونی شدن برای تو، مردن برای تو، ماندن برای تو، زیر قبه ات.
تو بگویی نمیشود میگویم نمیشود.
تو بگویی نیا نمی ایم، امر، امر توست، فرمان، فرمان تو.
توبگویی برو نمیروم اما ،از زیر قبه ات...
#هوالشافی
@Nothingmann
خدا دائماً مشغول بندۀ خود است؛ یا زمینهای برای رشد، یا مقدماتی برای توبه او فراهم میکند، یا او را از بلا حفظ میکند و یا نعمتی به او میرساند.
#پناهیان
@Nothingmann
#پناهیان
@Nothingmann
جلسۀ قبل گفته بود که مبلغ قرارداد پایین است و حاضر به امضای آن نیست.
طرف عراقی با تردید قرارداد را روی میز میگذارد.
بعد چند ثانیه مکث همراه با بغض و بدون نگاه به مبلغ قرارداد آن را امضا میکند.
«موضوع قرارداد: اصلاح و به سازی شبکۀ آبرسانی شهر کربلا».
#مهدی_نور_محمدزاده
@Nothingmann
طرف عراقی با تردید قرارداد را روی میز میگذارد.
بعد چند ثانیه مکث همراه با بغض و بدون نگاه به مبلغ قرارداد آن را امضا میکند.
«موضوع قرارداد: اصلاح و به سازی شبکۀ آبرسانی شهر کربلا».
#مهدی_نور_محمدزاده
@Nothingmann
هیچ!
#مشهد_الرضا #حرم_امام_رضا @Nothingmann
ذهنم چند جایی را ردیف کرد که بشود عصر برویم. جاهایی که وقتهای بهانه و دلتنگی توی این شهر میشود رویشان حساب کرد. دلم اما- مثل خیلی وقتهای دیگر- فقط حرم میخواست و محضرِ آقایی که اسمش «رضا» باشد و دلم یقین کند که خندهی راضی شدنش، رضایت خدا را روی آن لحظهام مینشانَد.
پ.ن:
جا برای من گنجشک زیاد است ولی/ به درختان خیابان تو عادت دارم (علیاکبر رشیدی)
#مریم_روستا
پ.ن:
جا برای من گنجشک زیاد است ولی/ به درختان خیابان تو عادت دارم (علیاکبر رشیدی)
#مریم_روستا
یکی از کارهایی که در باب تبلیغات باید انجام داد، پاسخگویی به شبهات پرتابشدهی در میان مردم است.
۱۳۹۶/۱۰/۰۶
#امام_خامنه_ای
@Nothingmann
۱۳۹۶/۱۰/۰۶
#امام_خامنه_ای
@Nothingmann
به من از گوشهى ابرو چهها كردی، چهها گفتی؟
من از نظّارهی حسرت چهها كردم، چهها گفتم؟
#فياض_لاهيجى
من از نظّارهی حسرت چهها كردم، چهها گفتم؟
#فياض_لاهيجى
گاهی اوقات، دشمن کار را به گونهای ترتیب میدهد که حرف حقی، از زبان یک نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا میخواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون میخواهد پازل خودش را کامل کند. این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده؛ یک قطعهاش هم همین حرف حقی است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند! اینجا این حرف حق را نباید زد. پازل دشمن را کامل نباید کرد. در این حد هوشیاری لازم است! بله، وارد سیاست بشوید و فکرِ سیاسی کنید؛ اما بسیار هوشیار. دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیری شما استفاده کند. این، اصل اول و یک خط قرمز است.
(31/2/86)
#امام_خامنه_ای
@Nothingmann
(31/2/86)
#امام_خامنه_ای
@Nothingmann
نقل است که در زمان ناصرالدین شاه ، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند!
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟
امیر گفت : ماست و خیار!
شاه سر آشپزباشی را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند .
سر آشپزباشی به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد :
۱) ماست پر چرب اعلا ۱ من
۲) خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من
۳) گردوی مغز سفید بانه ۳ کیلو
۴) پیاز اعلای همدان ۱ من
۵) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو
۶) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من
۷) نعنای باغی اعلا و سبزیهای بهاری۱ کیلو!
۸) و ...
ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند ، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت : پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی خبر بودیم!
هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت ، به چوب و فلک ببندینش ...
@Nothingmann
شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند؟
امیر گفت : ماست و خیار!
شاه سر آشپزباشی را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند .
سر آشپزباشی به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد :
۱) ماست پر چرب اعلا ۱ من
۲) خیار نازک و قلمی ورامین ۲ من
۳) گردوی مغز سفید بانه ۳ کیلو
۴) پیاز اعلای همدان ۱ من
۵) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته ۱ کیلو
۶) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه ۳ من
۷) نعنای باغی اعلا و سبزیهای بهاری۱ کیلو!
۸) و ...
ناصر الدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناول کردند ، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت : پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی خبر بودیم!
هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت ، به چوب و فلک ببندینش ...
@Nothingmann
پر واضح است اگر نجومی بگیران و نجومی دهندگان محاکمه میشدند و به سزای خیانتی که به بیت المال کرده بودند می رسیدند به میزان زیادی از نارضایتی های مردم کاسته می شد!
@Nothingmann
@Nothingmann