هیچ!
هرچه غم است از دل من میبرد... آنچه غمش با دل من کرده است... #الحضر #عراق @Nothingmann
حسم؟ حال تازه داماد فرخندهای را دارم که هفتهها و ماههاست که بی سروصدا و در بیخبری اطرافیان، خانهای را برای زندگی آماده میکند. گلپسری که هر روز بعد از فراغت از کار با چنان ذوقی از سر کار راه میافتد و این مسیر تازه عادت کرده را طی میکند تا به خانه سرنوشت اش برسد. حس جوانی را دارم که هر روز بسمالله میگوید و کلید میاندازد و به محض ورود به خانه، چشمانش را می بندد و پشت در یکنفس راحت میکشد؛ هماو که عصر روزهای آخر هفته با پوشیدن آن لباسهای کار که زیر سایهبان کنج حیاط از میخی آویزان کرده بود، وارد خانه میشود.
احساس مردی در من است که مدام گلهای باغچه را جابجا میکند، به آلاچیق وسط حیاط رسیدگی میکند، حیاط را جارو میکند، درز دیوارها را میگیرد، دیوارهای خانه را رنگ میزند، قفل در را عوض میکند و دستگیرههای درها را با حوصله نصب میکند، لامپ اتاقها را یکی یکی وصل میکند و هر از چندگاهی هم که خسته میشود، برای آنکه نفسی تازه کند، درها را باز می کند و به یکباره تمام چراغها را روشن میکند و میآید کنار یکی از همان دیوارهای رنگ شده، بیتوجه به آن همه زخم زبانهایی که تابحال شنیده و آن سختیهایی که برای رسیدن به این لحظه کشیده و مصائبی که در تمام این مدت به حکم عشق به جان خریده، با یک شوق زیرپوستی وصف نشدنی، همه چیز را زیر نظر میگیرد و دور از چشم همه به یاد خوشبختی میافتد و برای این همه غافلگیری آتی لبخندی از روی رضایت میزند، چرا که کمکم وقت چیدن گلدانها در خانهای رسیده که سالها برای حضور در آن بیخوابی تحمل کرد و نقشه کشید و طرح زد و صبوری کرد و نوشت و نوشت و نوشت و هیچوقت از ادامه دادن مسیر خسته نشد.
#دل_آباد...
@Nothingmann
احساس مردی در من است که مدام گلهای باغچه را جابجا میکند، به آلاچیق وسط حیاط رسیدگی میکند، حیاط را جارو میکند، درز دیوارها را میگیرد، دیوارهای خانه را رنگ میزند، قفل در را عوض میکند و دستگیرههای درها را با حوصله نصب میکند، لامپ اتاقها را یکی یکی وصل میکند و هر از چندگاهی هم که خسته میشود، برای آنکه نفسی تازه کند، درها را باز می کند و به یکباره تمام چراغها را روشن میکند و میآید کنار یکی از همان دیوارهای رنگ شده، بیتوجه به آن همه زخم زبانهایی که تابحال شنیده و آن سختیهایی که برای رسیدن به این لحظه کشیده و مصائبی که در تمام این مدت به حکم عشق به جان خریده، با یک شوق زیرپوستی وصف نشدنی، همه چیز را زیر نظر میگیرد و دور از چشم همه به یاد خوشبختی میافتد و برای این همه غافلگیری آتی لبخندی از روی رضایت میزند، چرا که کمکم وقت چیدن گلدانها در خانهای رسیده که سالها برای حضور در آن بیخوابی تحمل کرد و نقشه کشید و طرح زد و صبوری کرد و نوشت و نوشت و نوشت و هیچوقت از ادامه دادن مسیر خسته نشد.
#دل_آباد...
@Nothingmann
بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» - خدای نخواسته - باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این] است که فاتحه همه ما را میخوانند! من از خدای تبارک و تعالی امید این را دارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست؛ و قلمهای ما را هدایت کند به یک نوشتههایی که مورد رضای اوست. و بر زبانهای ما جاری کند یک چیزهایی را که مورد رضای اوست.
صحيفة نور جلد ۱۴ - صفحه ۳۸۰
#امام_خمینی #امام_روح_الله
@Nothingmann
صحيفة نور جلد ۱۴ - صفحه ۳۸۰
#امام_خمینی #امام_روح_الله
@Nothingmann
سحر هنگام بیداری است و سرآغاز زندگی. اگر بیداری خود را از سحر آغاز نکنیم، در طول روز با تمام وجود زنده نخواهیم بود و در بیداری هم شبیه خواب، تمام مشاعرمان کار نمیکند. سحر هنگام اندیشیدن است و اگر اولیاء خدا در سحر گریه میکنند، این اشک نتیجۀ اندیشههایشان است.
#استاد_پناهیان
@Nothingmann
#استاد_پناهیان
@Nothingmann
چون کار دنیا بی رنج میسر نمی شود
و کار آخرت همچنین
باری این رنج را سوی آخرت صرف کن تا ضایع نباشد ...
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@Nothingmann
و کار آخرت همچنین
باری این رنج را سوی آخرت صرف کن تا ضایع نباشد ...
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@Nothingmann
هیچ!
فكر ميكنيد اسلحه برای كشتن است يابرای ترساندن؟ #موصل #عراق @Nothingmann
فكر ميكنيد اسلحه براي كشتن است يا براي ترساندن؟
اسلحه اي كه بكشد بيآبروست، اسلحه اي كه بترساند آبرومند است.
حيات همة حكومتهاي ظالم، ترساندن بهوسيلة اسلحه است.
حيات امروز دنيا به برق اسلحه هاست نه به اِعمال قدرت آنها...
كربلا، اسلحه ها را مجبور كرد كه به كار بيفتند. شمشيري كه از دور برق بزند، انسان را ميترساند و سرِ جاي خود مينشاند ولي كربلا شمشيرها را مجبور به بريدن كرد.
کلام حضرت بود که : «فَياسُيُوفُ خُذيني»، اي شمشيرها فرود آييد و مرا بگيريد!
در نهضت حسيني ديگر اسلحه هاي دشمن قدرت ندارند.
مگر عبيد الله بن زياد چند نفر از مردم كوفه را كشت كه همه را براي جنگ با حضرتحسين (ع) روانة كربلا كرد؟ وقتي كه در كوفه اعلام كردند كه همه بايد به جنگ حسين (ع) بروند شخصي به كوفه آمده بود تا قرضش را بگيرد و برگردد. به او گفتند: چه كار داري، گفت: آمده ام قرضم را بگيرم، ديدند كه اگر او را بكشند، هيچ دردسري بهوجود نمي آيد.
دقت كنيد اينها يك نفر را كشتند ولي همه ترسیدند!
#کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
اسلحه اي كه بكشد بيآبروست، اسلحه اي كه بترساند آبرومند است.
حيات همة حكومتهاي ظالم، ترساندن بهوسيلة اسلحه است.
حيات امروز دنيا به برق اسلحه هاست نه به اِعمال قدرت آنها...
كربلا، اسلحه ها را مجبور كرد كه به كار بيفتند. شمشيري كه از دور برق بزند، انسان را ميترساند و سرِ جاي خود مينشاند ولي كربلا شمشيرها را مجبور به بريدن كرد.
کلام حضرت بود که : «فَياسُيُوفُ خُذيني»، اي شمشيرها فرود آييد و مرا بگيريد!
در نهضت حسيني ديگر اسلحه هاي دشمن قدرت ندارند.
مگر عبيد الله بن زياد چند نفر از مردم كوفه را كشت كه همه را براي جنگ با حضرتحسين (ع) روانة كربلا كرد؟ وقتي كه در كوفه اعلام كردند كه همه بايد به جنگ حسين (ع) بروند شخصي به كوفه آمده بود تا قرضش را بگيرد و برگردد. به او گفتند: چه كار داري، گفت: آمده ام قرضم را بگيرم، ديدند كه اگر او را بكشند، هيچ دردسري بهوجود نمي آيد.
دقت كنيد اينها يك نفر را كشتند ولي همه ترسیدند!
#کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
Forwarded from محیا
ازجاهلیت،تاجاهلیت/۹۶.۸.۲۸ شب پنجم/شیخ علیرضارضانژاد
زمان پیامبر(ص) آیه میآمد و بعدش مردم مؤمن میشدند، ولی در آخرالزمان قبل از ظهور آخرینِ آیه، باید ایمانت تثبیت شده باشد! ما باید قبل از ظهور، در امتحانات نمرۀ قبولی آورده باشیم و ایمانمان ثابت و راسخ شده باشد و الا هنگام ظهور دیگر نمیتوانیم ایمانمان را تکمیل کنیم. پس هیچکس تکمیل ایمانش را برای روز ظهور نگذارد! بین قیام حسین(ع) و قیام امام زمان(ع) چه فرقی هست؟ در قیام حسین(ع) حتی کسانی مثل حر که روز عاشورا ایمان آوردند و به حسین(ع) پیوستند، پذیرفته شدند، اما در مورد ظهور اینطور نیست. اگر کسی قبل از ظهور، ایمانش درست نشده باشد، فایده ندارد، چون از او میپرسند: تا حالا که دین غریب بود، کجا بودی؟! در امتحانات و فتنهها چهکار میکردی؟! در قیام امام حسین(ع) یاری رساندن به ایشان، بصیرت چندان بالایی نمیخواست، مشخص بود که ایشان را ظالمانه و غریبانه دارند میکُشند. اما وقتی امام زمان(ع) ظهور کند، دیگر غریب نمیماند و مظلوم واقع نمیشود؛ ایشان همین الان در منطقه اینهمه سرباز جانبرکف دارد. کسانی که بهخاطر مظلومیت امام حسین(ع) دور ایشان جمع شده باشند، اینها یاور امام زمان(ع) نخواهند شد، چون امام زمان(ع) مظلوم نیست بلکه مقتدر است. امام حسین(ع) را چگونه میشد یاری کرد؟ هر کسی یک جان ناقابلی داشت که آنرا فدای حضرت میکرد؛ یکی بدنش را سپر تیرهای حضرت قرار داد، یکی تیرانداز بود، یکی شمشیر میزد... ولی تو اگر بخواهی به امام زمان(ع) کمک کنی باید چهکار کنی؟ باید تمام این خطوط سیاسی مختلف را بشناسی، منافق را با اولین کلماتی که از دهانش بیرون آمد، باید بشناسی! اگر بصیرت سیاسی نداشته باشی در غربالها ممکن است بیفتی! امتحانات آخرالزمان پیچیده است و بصیرت میخواهد. فتنهگران آخرالزمان هم موجودات عجیبی هستند؛ بعضاً فتنهها از خانۀ علما بلند میشود! الان هم ما نمیتوانیم بگوییم: «من کاری ندارم! اینرا علما گفتهاند!» باید ببینیم کدام عالم این حرف را گفته است؟ باید بین علماء جدا کنیم و ببینیم چه کسی بصیرت دارد و چه کسی ندارد؟ و الا به درد امام زمان(ع) نمیخوریم . امام زمان(ع) میخواهد حکومتداری کند و استاندار و فرماندار تعیین کند، یار امام زمان، باید بتواند سیاستمداری کند. یاری امام زمان(ع) مسألۀ سادهای نیست؛ نیاز به بصیرت بالا دارد. حتی حضرت-در دو مرحله- برخی از یاران پای رکاب خودش را اعدام میکند؛ چون بصیرتشان کم میشود و تکبر میکنند....
#متن_سخنرانی
#از_جاهلیت_تا_جاهلیت
#محیا
@mahya_ir
زمان پیامبر(ص) آیه میآمد و بعدش مردم مؤمن میشدند، ولی در آخرالزمان قبل از ظهور آخرینِ آیه، باید ایمانت تثبیت شده باشد! ما باید قبل از ظهور، در امتحانات نمرۀ قبولی آورده باشیم و ایمانمان ثابت و راسخ شده باشد و الا هنگام ظهور دیگر نمیتوانیم ایمانمان را تکمیل کنیم. پس هیچکس تکمیل ایمانش را برای روز ظهور نگذارد! بین قیام حسین(ع) و قیام امام زمان(ع) چه فرقی هست؟ در قیام حسین(ع) حتی کسانی مثل حر که روز عاشورا ایمان آوردند و به حسین(ع) پیوستند، پذیرفته شدند، اما در مورد ظهور اینطور نیست. اگر کسی قبل از ظهور، ایمانش درست نشده باشد، فایده ندارد، چون از او میپرسند: تا حالا که دین غریب بود، کجا بودی؟! در امتحانات و فتنهها چهکار میکردی؟! در قیام امام حسین(ع) یاری رساندن به ایشان، بصیرت چندان بالایی نمیخواست، مشخص بود که ایشان را ظالمانه و غریبانه دارند میکُشند. اما وقتی امام زمان(ع) ظهور کند، دیگر غریب نمیماند و مظلوم واقع نمیشود؛ ایشان همین الان در منطقه اینهمه سرباز جانبرکف دارد. کسانی که بهخاطر مظلومیت امام حسین(ع) دور ایشان جمع شده باشند، اینها یاور امام زمان(ع) نخواهند شد، چون امام زمان(ع) مظلوم نیست بلکه مقتدر است. امام حسین(ع) را چگونه میشد یاری کرد؟ هر کسی یک جان ناقابلی داشت که آنرا فدای حضرت میکرد؛ یکی بدنش را سپر تیرهای حضرت قرار داد، یکی تیرانداز بود، یکی شمشیر میزد... ولی تو اگر بخواهی به امام زمان(ع) کمک کنی باید چهکار کنی؟ باید تمام این خطوط سیاسی مختلف را بشناسی، منافق را با اولین کلماتی که از دهانش بیرون آمد، باید بشناسی! اگر بصیرت سیاسی نداشته باشی در غربالها ممکن است بیفتی! امتحانات آخرالزمان پیچیده است و بصیرت میخواهد. فتنهگران آخرالزمان هم موجودات عجیبی هستند؛ بعضاً فتنهها از خانۀ علما بلند میشود! الان هم ما نمیتوانیم بگوییم: «من کاری ندارم! اینرا علما گفتهاند!» باید ببینیم کدام عالم این حرف را گفته است؟ باید بین علماء جدا کنیم و ببینیم چه کسی بصیرت دارد و چه کسی ندارد؟ و الا به درد امام زمان(ع) نمیخوریم . امام زمان(ع) میخواهد حکومتداری کند و استاندار و فرماندار تعیین کند، یار امام زمان، باید بتواند سیاستمداری کند. یاری امام زمان(ع) مسألۀ سادهای نیست؛ نیاز به بصیرت بالا دارد. حتی حضرت-در دو مرحله- برخی از یاران پای رکاب خودش را اعدام میکند؛ چون بصیرتشان کم میشود و تکبر میکنند....
#متن_سخنرانی
#از_جاهلیت_تا_جاهلیت
#محیا
@mahya_ir
همرزمان حسین (ع)
@Khamenei_ir
صدایی که میشنوید سخنرانی آیتالله خامنهای در سال ۱۳۵۱ است که برای اولین بار منتشر میشود.
@Khamenei_ir / @Nothingmann
@Khamenei_ir / @Nothingmann
سرچشمۀ همۀ مصیبتهایی که ملتها میکشند این است که متصدیان امورشان از قشر مرفه و از اشراف و اعیان از آنها باشد.اشراف و اعیان این طور هستند که تمام ارزشها را به این میدانند که آنجایی که زندگی میکنند بهتر از دیگران باشد، آن رفتاری که مردم با آنها میکنند، رفتار عبید با موالی باشد؛ تمام افکارشان متوجه به این مسائل است. باید حتما چند تا باغ داشته باشد در شمیران، در تهران، در کجا، تا اینکه بشود یک نفر آدم ...
و اینها وضع روحیشان، به حسب نوع، این طور بود که چون تمام ارزشها را به قدرت مالی میدانستند، به قدرتهای دیگر میدانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند.
#روح_الله_موسوی_خمینی
@Nothingmann
و اینها وضع روحیشان، به حسب نوع، این طور بود که چون تمام ارزشها را به قدرت مالی میدانستند، به قدرتهای دیگر میدانستند، در مقابل قدرت بالاتر از خودشان خاضع و عَبد بودند، در مقابل ضعفایی که قدرت ندارند، فرمانفرما و حکومت بودند.
#روح_الله_موسوی_خمینی
@Nothingmann
Forwarded from KHAMENEI.IR
⚠️ تاکید و تذکر رهبر انقلاب به عکاسان خبری در مناطق زلزلهزده چه بود؟
✍🏻 روایتی از حاشیههای سفر رهبر انقلاب به منطقه زلزلهزدهی سرپل ذهاب منتشر شد.
🔻خانههای زیادی ویران شده بود. تیرکهای چوبی از میان آوار بیرون زده بود. تکوتوک خانهها و اتاقهایی که اسکلت داشتند سرپا بودند. مردم در محوطهی خانههایشان چادر زده بودند؛ چادرهای هلالاحمر و البته چادرهایی که با نِی، خودشان سرپا کرده بودند.
🔹آقا در میان ازدحام مردمی که جمع شده بودند، رفتند سمت یکی از چادرها؛ جلوی چادر به زنی که آنجا بودند گفتند: مردت کجاست؟ زن جواب داد: بیمارستان. موج جمعیت من را عقب راند و نشد حرفها را بشنوم.
🔹در چادر بعدی، آقا وارد شد و لابد بعد از احوالپرسی بیرون آمد. مردی جلو آمد و گفت: شما را به خدا مواظب باشید، وسایل ما توی چادر است، زندگیمان از بین نرود. بچههای امدادگر سپاه که در روستا کمک میکردند و جمع شده بودند آقا را ببینند، حلقه زدند دور چادر مرد و فشار جمعیت را نگه داشتند تا وسایل و چادر روستایی، زیر دست و پا نماند.
🔹کوئیک سوم هم مثل قبلیها بازدید شد و بعد رفتیم روستای قلعه بهادری. توی راه صدای بیسیم مسئول وانت درآمد؛ محافظ آقا از پشت بیسیم میگفت روستای قبلی بعضی از عکاسها با #کفش رفتند داخل چادر مردم، تذکر بدهید که مراعات کنند. مسئول وانت بلند گفت ماجرا را. پشت بیسیم باز هم محافظ آقا گفت: این تأکید آقاست.
🔎ادامه را در INSTANT VIEW بخوانید👇🏻
✍🏻 روایتی از حاشیههای سفر رهبر انقلاب به منطقه زلزلهزدهی سرپل ذهاب منتشر شد.
🔻خانههای زیادی ویران شده بود. تیرکهای چوبی از میان آوار بیرون زده بود. تکوتوک خانهها و اتاقهایی که اسکلت داشتند سرپا بودند. مردم در محوطهی خانههایشان چادر زده بودند؛ چادرهای هلالاحمر و البته چادرهایی که با نِی، خودشان سرپا کرده بودند.
🔹آقا در میان ازدحام مردمی که جمع شده بودند، رفتند سمت یکی از چادرها؛ جلوی چادر به زنی که آنجا بودند گفتند: مردت کجاست؟ زن جواب داد: بیمارستان. موج جمعیت من را عقب راند و نشد حرفها را بشنوم.
🔹در چادر بعدی، آقا وارد شد و لابد بعد از احوالپرسی بیرون آمد. مردی جلو آمد و گفت: شما را به خدا مواظب باشید، وسایل ما توی چادر است، زندگیمان از بین نرود. بچههای امدادگر سپاه که در روستا کمک میکردند و جمع شده بودند آقا را ببینند، حلقه زدند دور چادر مرد و فشار جمعیت را نگه داشتند تا وسایل و چادر روستایی، زیر دست و پا نماند.
🔹کوئیک سوم هم مثل قبلیها بازدید شد و بعد رفتیم روستای قلعه بهادری. توی راه صدای بیسیم مسئول وانت درآمد؛ محافظ آقا از پشت بیسیم میگفت روستای قبلی بعضی از عکاسها با #کفش رفتند داخل چادر مردم، تذکر بدهید که مراعات کنند. مسئول وانت بلند گفت ماجرا را. پشت بیسیم باز هم محافظ آقا گفت: این تأکید آقاست.
🔎ادامه را در INSTANT VIEW بخوانید👇🏻
t.me
به من بگویید تا کِی؟
1396/09/07
به خودتان نگاه كنيد، ببينيد آيا ترس از پوچ شدن، بدنتان را نميلرزاند؟ خوشحال هستيم كه بِحَمْدِللّه صبح سر كار ميرويم، نيازهاي زندگي مان را تأمين ميكنيم، پول به دست مي آوريم، زندگي ميكنيم، فرزندانمان را سر و سامان ميدهيم، تابستان به گردش ميرويم، ميخوريم، ميپوشيم، بعداً هم پير ميشويم!...و بعدش چي؟.... آيا به خود نميلرزيد؟
آيا در زمانهاي قبل ،اين كارها انجام نميشد؟
ولي يك چيزي قبلاً بود كه حالا نيست و آن عبارت بود از اميد و ارتباط مردم به يك حقيقت پنهان. يعني زندگي مردمِ توحيدي، ماوراءِ گشت و گذار و خوشگذرانيها بود، اين چيزي است كه الآن گم شده است. امروز بشريّت آنچنان تنزّل كرده و از وسعت و تعالي افتاده است كه خودش را به «هيچ» ميگيرد و اين هيچ را به رسميت ميشناسد.
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
آيا در زمانهاي قبل ،اين كارها انجام نميشد؟
ولي يك چيزي قبلاً بود كه حالا نيست و آن عبارت بود از اميد و ارتباط مردم به يك حقيقت پنهان. يعني زندگي مردمِ توحيدي، ماوراءِ گشت و گذار و خوشگذرانيها بود، اين چيزي است كه الآن گم شده است. امروز بشريّت آنچنان تنزّل كرده و از وسعت و تعالي افتاده است كه خودش را به «هيچ» ميگيرد و اين هيچ را به رسميت ميشناسد.
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
رعیت یا ولینعمت؛ مسئله این است!
اسحاق جهانگیری و همراهانش در اوج بیفهمی با کفشهای کثیف وارد زندگی و محل نماز مردم شدهاند، جایی که سفرهی غذایشان را پهن میکنند و ... اما مشکل فقط نجس و پاکی و تمیزی و کثیفی نیست؛ نجسی با آب پاک میشود و کثیفی با مواد شوینده تمیز، این تعفن اشرافیگری آقایان است که هیچ آب کُری آن را پاک نمیکند و هیچ طلب پوزشی هم آن را آب نمیکشد!
از سر خوی اشرافیگری است که حسن روحانی در دیدار روز کارگر، حتی وسط کارخانه هم از شاسی بلندش پیاده نمیشود و کارگرها را حساب نمیکند؛ از سر خوی اشرافیگری است که عکسی از روحانی میبینیم که دیگری باید بادش بزند؛ که حسین فریدون در سخنرانی مینشیند و پاهایش را روی میز میگذارد؛ که روحانی در دیدار زلزلهزدهها از بالای ماشین دست تکان میدهد و زحمت سر زدن به چادرها را به خود نمیدهد؛ که آخوندی، وزیر مسکن ۱۱ روز طول میکشد به مردم زلزلهزده سر بزند و در نهایت هم میگوید دولت قیم مردم برای ساخت خانههایشان نیست؛ که همین وزیر برابر تن سوختهی عزیزان مردم در حادثهی برخورد دو قطار میگوید آنهایی که فوت شدند، بیمه بودند؛ همین خوی اشرافیگری که مردم را بجای "ولی نعمت"ی که باید اکرام و احترام شود، "رعیت"ی میبیند که مقام بالاتر منت سرش گذاشته و به کلبهی حقیرانهاش سری زده است!
آقایان به خوی امام و رهبری برگردید، که اگر امروز با نصیحت همین روزنامهنگاران از راه شاهانهای که برگزیدید، برنگردید، فردا لگد کارگر معدن بر شیشهی ماشینتان هم بیدارتان نخواهد کرد و نهایتاً در دیدارهای بعدی تعداد یگانهای ویژه بین ماشینتان و مردم افزایش خواهد یافت.
خوی اشرافیگری با عذرخواهی از بین نمیرود؛ ولی جهانگیری باید هزینهی عذرخواهی را پرداخت کند؛ اگر نه، امیدوارم یک وحید حقانیان پیدا شود و در جلسهای غیررسمی و خصوصی که قرار نیست فیلمش پخش شود، حرف مردم را صریح بگوید و بعد هم فیلمش پخش شود... بله؛ کسی که روی آوارگی و مرگ مردم زلزلهزده سیاسیکاری میکند، رسوا هم میشود...
@Nothingmann
اسحاق جهانگیری و همراهانش در اوج بیفهمی با کفشهای کثیف وارد زندگی و محل نماز مردم شدهاند، جایی که سفرهی غذایشان را پهن میکنند و ... اما مشکل فقط نجس و پاکی و تمیزی و کثیفی نیست؛ نجسی با آب پاک میشود و کثیفی با مواد شوینده تمیز، این تعفن اشرافیگری آقایان است که هیچ آب کُری آن را پاک نمیکند و هیچ طلب پوزشی هم آن را آب نمیکشد!
از سر خوی اشرافیگری است که حسن روحانی در دیدار روز کارگر، حتی وسط کارخانه هم از شاسی بلندش پیاده نمیشود و کارگرها را حساب نمیکند؛ از سر خوی اشرافیگری است که عکسی از روحانی میبینیم که دیگری باید بادش بزند؛ که حسین فریدون در سخنرانی مینشیند و پاهایش را روی میز میگذارد؛ که روحانی در دیدار زلزلهزدهها از بالای ماشین دست تکان میدهد و زحمت سر زدن به چادرها را به خود نمیدهد؛ که آخوندی، وزیر مسکن ۱۱ روز طول میکشد به مردم زلزلهزده سر بزند و در نهایت هم میگوید دولت قیم مردم برای ساخت خانههایشان نیست؛ که همین وزیر برابر تن سوختهی عزیزان مردم در حادثهی برخورد دو قطار میگوید آنهایی که فوت شدند، بیمه بودند؛ همین خوی اشرافیگری که مردم را بجای "ولی نعمت"ی که باید اکرام و احترام شود، "رعیت"ی میبیند که مقام بالاتر منت سرش گذاشته و به کلبهی حقیرانهاش سری زده است!
آقایان به خوی امام و رهبری برگردید، که اگر امروز با نصیحت همین روزنامهنگاران از راه شاهانهای که برگزیدید، برنگردید، فردا لگد کارگر معدن بر شیشهی ماشینتان هم بیدارتان نخواهد کرد و نهایتاً در دیدارهای بعدی تعداد یگانهای ویژه بین ماشینتان و مردم افزایش خواهد یافت.
خوی اشرافیگری با عذرخواهی از بین نمیرود؛ ولی جهانگیری باید هزینهی عذرخواهی را پرداخت کند؛ اگر نه، امیدوارم یک وحید حقانیان پیدا شود و در جلسهای غیررسمی و خصوصی که قرار نیست فیلمش پخش شود، حرف مردم را صریح بگوید و بعد هم فیلمش پخش شود... بله؛ کسی که روی آوارگی و مرگ مردم زلزلهزده سیاسیکاری میکند، رسوا هم میشود...
@Nothingmann
کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل (شایسته) و دوری از گناه.
امام محمد باقر (ع)
منبع: #جهاد_با_نفس، ص 199
امام محمد باقر (ع)
منبع: #جهاد_با_نفس، ص 199
در کتاب علل الشرایع(تألیف شیخ صدوق) که از منابع مهم شیعه است آمده که ابوحنیفه(پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق(ع) شرفیاب شد و عرض کرد:«گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست به شدت بدگویی و اعلام بیزاری می کنند و مدعی هستند که شما چنین توصیه ای به آنان کرده اید» امام صادق(ع) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفته ام» ابوحنیفه گفت : «اما آنها بسیار برای این کار اهمیت قایلند!» امام(ع) فرمودند:«از من چه انتظار داری؟» ابوحنیفه گفت:«اگر نامه ای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این کار دست بر می دارند.» امام(ع) فرمودند:«سخنم را اطاعت نخواهند کرد.»
گویا امام صادق(ع) نگران بودند که اگر چنین نامه ای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه در کوفه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(ع) براستی از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند شخصاً نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان کردند از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند. زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند و تلاش می کردند به آن پایبند باشند.
@Nothingmann
گویا امام صادق(ع) نگران بودند که اگر چنین نامه ای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه در کوفه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(ع) براستی از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند شخصاً نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان کردند از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند. زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند و تلاش می کردند به آن پایبند باشند.
@Nothingmann
و این دو جمله بس است که سیرابم کند و مرا به فضل تو امیدوارتر ؛
یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمة...
اى آنكه به هر كه سؤال نكند و تو را هم نشناسد، باز از لطف و رحمتت عطا مى كنى
@Nothingmann
یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمة...
اى آنكه به هر كه سؤال نكند و تو را هم نشناسد، باز از لطف و رحمتت عطا مى كنى
@Nothingmann
مظلومیت و غربت ملت افغانستان، از بزرگترین آلام بشریت است. اگر در حادثهای، صدها افغان، جان ببازند، نهایت در گوشهی پایین صفحهی خارجی روزنامههای اصولگرا ۲۰۰ کلمه خبر منتشر میشود اما خدا نکند در واقعهای، چند نفر غربی چشمآبی بمیرند! همهی دنیا سیهپوش میشوند هیچ، اینجا هم عدهای ننر، میروند کنار دیوار سفارت اجنبی، شمع مشکی روشن میکنند به نشان آدمیت! تو اما بخوان شوی آدمیت! من البته از پس و پیش این عکس، خیلی مطمئن نیستم لیکن اگر قبل و بعد این صحنه هم به همین غربت و مظلومیت باشد، وای بر ما! وای بر وجدان ما! وای بر ما که ادعا میکنیم ۲۵۰۰ سال تمدن داریم و پادشاهمان کورش، مظهر حقوق بشر است؛ آنوقت میبینی یکی خارج از ملیت ما، رفته برای امنیت ما جان داده، درجهی آخر این میشود دور و بر تابوت او! همسری و فرزندی و دیگر هیچ! آه! چقدر شبیه «فاطمه» کوچ میکنند این شهدای «فاطمیون»! اینهمه را نوشتم، منباب یک تذکر! باز هم زن و مرد افغان دیدیم، یکوقت یادمان نرود مسخرهیشان کنیم! یکوقت فراموش نکنیم بخندیم به ریششان! اصلا مگر جان مردم افغان هم، قیمتی دارد؟! و مگر آبرویشان، حرمتی دارد؟! «موگرینی» را بچسب! بهبه! چه اسم باکلاسی! من اما شک ندارم با دیدن این عکس، «چمران» پیش «احمدشاه مسعود» شرمنده میشود! و صدالبته کورش بزرگ! یادش به خیر! روزگاری میان آدمیزاد، اینهمه مرز و اینهمه سیمخاردار و اینهمه فاصله نبود! فاطمه! خودت به داد غریبی این تصویر برس! ما سرگرم روزگاریم! اصلا شوی این زن، میخواست نرود به جنگ دشمن ما! به ما چه؟! درد و غم و دوری و هجران و آوارگی مردم افغان، به ما چه؟! ما عاشق سلفی با طیارهی از دمقسط یانکیها هستیم! مجنون پوزخندهای جک استراو! سینهچاک پایههای فلزی ایفل! ما از تبار آهنیم و دود! خیلی وقت است انسانیت در ما مرده! از آنروز که یاد گرفتیم بگوییم؛ «امنیت ما مدیون شهدای مدافع حرم است» اما هست که هست! زنده باد هر که بیشتر به ما دروغ بگوید! زنده باد هر که برادرش دزدتر باشد! زنده باد چاخان «صبح بدون تحریم»! نه عجب، ملتی که فریب یک «کلید» را میخورد، اینهمه قفل خورده باشد به کار و بارش! هان ای شیرزن افغان! همین که معاون اول رئیسجمهور ما با کفش، پا روی تابوت همسر شهیدت نمیگذارد، برو خدا را شکر کن! فکر کنم کورش، درگیر متمم بودجهی کمبوجیه بود؛ وقت نکرد به مدعیان نژاد آریایی، ادب و معرفت یاد دهد! این مراسم ختم وجدان عارییهاست؛ به شرف لا اله الا الله...
#حسین_قدیانی
@ghete26
#حسین_قدیانی
@ghete26