یکی از مشکلات فعلی حزب اللهی ها این است که کله های به چه عظمت ولی دستهای کوچک دارند. صدر تا ذیل حکومت را می تواند نقد و آسیب شناسی کند ولی یک اکران فیلم در دانشکده نمی تواند برگزار کند.
#وحید_جلیلی
@Nothingmann
#وحید_جلیلی
@Nothingmann
*۷۲۴#
کد هلال احمر برای کمک به هم وطنانِ کرمانشاهی
هر مبلغی که در توانتون هست دریغ نکنید
کد هلال احمر برای کمک به هم وطنانِ کرمانشاهی
هر مبلغی که در توانتون هست دریغ نکنید
تو میدون جنگ تک تیراندازها یکی از کاراشون زخمی کردن آدم هاست ، سوژه شون رو نمیکشن بلکه زخمیش میکنن، چرا ؟ چون اونی که زخمی میشه دو تا نیرو درگیر برگردوندنش میشن و فرصت تیراندازی پیدا نمیکنن، به همین راحتی سه تا نیرو رو از کار میندازن!
این همون کاریه که شایعه با جبهه حزب اللهی میکنه...
@ir_tavabin
این همون کاریه که شایعه با جبهه حزب اللهی میکنه...
@ir_tavabin
هیچ!
#بعد_ترسناک_قضیه! پ.ن: تصاویر هوایی از ترافیک در جاده كرمانشاه به سرپل ذهاب.. @Nothingmann
#بعد_ترسناک_قضیه
پلاسکو، بازتاب جدیدی از هویت مجازی عده ای بود که به بهانه ی گرفتن سلفی، سد راه ماشین های آتش نشانی و آمبولانس ها شدند. بازتابی که بیانگر هویتی تماما خود محور بود.
در ماجرای زلزله ی کرمانشاه هم با وجود ارگان های رسمی کمک دهنده ی حاضر در محل حادثه و سامانه هایی که می توان از طریق آن کمک رسانی کرد، تعداد زیادی از افراد بدون اتصال به هیچ کدام از نهاد های کمک رسانی من جمله: هلال احمر، ارتش، سپاه، قرار گاه امام رضا و... خودشان اقدام به جمع آوری پول نقد یا اقلام ضروری کرده اند تا به این بهانه و یا حتی بعضیشان بدون هیچ بهانه ای به کرمانشاه بروند و اینستاگرامشان را پر کنند از تصاویرحضور خودشان در مناطق زلزله زده.
دیدن فیلم بالا بیشتر از آنکه مایه ی دلگرمی بشود، مایه ی دلهره است. دلهره ای که یک بُعدش در فقدان سازمان دهی کمک رسانی ها و یک بعدش بازتاب هویت مریضی است که امروزه ماهیت کمک به دیگرانش هم، خود محوری است.
فارغ از بعد اول، که بعدی بالا به پایین و مربوط به حکومت است، بعد دوم قضیه بسیار قابل تامل و ترسناک است. بالا برویم و پایین بیاییم، امروز خودمحوری بخشی از هویت مجازی مردم شده است و در دل این خودپرستی تمام مفاهیم رنگ می بازند و فقط و فقط تظاهر کردن اهمیت پیدا می کند، تظاهری که یک روز نونش در پالادیوم است، روز دیگر در پلاسکو و امروز در زلزله ی سرپل ذهاب!
پ.ن:
روی سخنم با افراد مخلصی که باهماهنگی با ارگان ها و سازمان ها به کرمانشاه رفتند، نیست.
#مهدی_مطلق
@Nothingmann
پلاسکو، بازتاب جدیدی از هویت مجازی عده ای بود که به بهانه ی گرفتن سلفی، سد راه ماشین های آتش نشانی و آمبولانس ها شدند. بازتابی که بیانگر هویتی تماما خود محور بود.
در ماجرای زلزله ی کرمانشاه هم با وجود ارگان های رسمی کمک دهنده ی حاضر در محل حادثه و سامانه هایی که می توان از طریق آن کمک رسانی کرد، تعداد زیادی از افراد بدون اتصال به هیچ کدام از نهاد های کمک رسانی من جمله: هلال احمر، ارتش، سپاه، قرار گاه امام رضا و... خودشان اقدام به جمع آوری پول نقد یا اقلام ضروری کرده اند تا به این بهانه و یا حتی بعضیشان بدون هیچ بهانه ای به کرمانشاه بروند و اینستاگرامشان را پر کنند از تصاویرحضور خودشان در مناطق زلزله زده.
دیدن فیلم بالا بیشتر از آنکه مایه ی دلگرمی بشود، مایه ی دلهره است. دلهره ای که یک بُعدش در فقدان سازمان دهی کمک رسانی ها و یک بعدش بازتاب هویت مریضی است که امروزه ماهیت کمک به دیگرانش هم، خود محوری است.
فارغ از بعد اول، که بعدی بالا به پایین و مربوط به حکومت است، بعد دوم قضیه بسیار قابل تامل و ترسناک است. بالا برویم و پایین بیاییم، امروز خودمحوری بخشی از هویت مجازی مردم شده است و در دل این خودپرستی تمام مفاهیم رنگ می بازند و فقط و فقط تظاهر کردن اهمیت پیدا می کند، تظاهری که یک روز نونش در پالادیوم است، روز دیگر در پلاسکو و امروز در زلزله ی سرپل ذهاب!
پ.ن:
روی سخنم با افراد مخلصی که باهماهنگی با ارگان ها و سازمان ها به کرمانشاه رفتند، نیست.
#مهدی_مطلق
@Nothingmann
هیچ!
جواد اگر میتوانستی مانع اتفاقی شوی چه میکردی؟ @Nothingmann
[جواد یا عادل؟]
1- مهران مدیری قطره ای از سوتی های موقع گزارش کردنش را یادآوری می کند و خودش قاه قاه میخندد، بعد میان انبوه سوالات زرد دورهمی اش میگوید جواد اگر میتوانستی مانع اتفاقی شوی چه میکردی؟ به ثانیه نمی کشد که از دل خنده اش گریه بیرون می آید و میگوید نمیگذاشتم رودبار زلزله بیاید، نمیگذاشتم بم زلزله بیاید، نمیگذاشتم (به ادامه گریه اش میپردازد)... چندماهی میگذرد و کرمانشاه میلرزد، وسط برنامه زنده بغضش میشکند و میگوید فردا عازم کرمانشاه است، صبحش مثل راننده وانتهایی که با شرط چاقو هندوانه میفروشند در خیابان می ایستد تا اقلام کمکی جمع کند و راهی کرمانشاه شود، همان روز اول فیلم صحبت هایش که وجدان بساز بندازهای شهر را مخاطب قرار داده بیرون می آید و روز بعد کلیپ ارتباطات تلفنی اش با یک برنامه ورزشی که مشاهده اش از دختری که جسد مادرش را گوشه ای پنهان کرده را تعریف می کند میلیونها بغض و گریه را میخرد! جوادخیابانی را میگویم.
2- جواد خیابانی همین گریه های ناگهانی است، همان ذوق زدگی های روی مخ بعد از یک پیروزی تیم ملی است، همان گاف های معروفش است که چلسی را نام شهر میداند، برانکوایوانکویچ را ایوانکوبرانکویچ میخواند، صحنه آهسته گل را با گل بعدی اشتباه میگیرد، معتقد است محسن حججی به قاتلش گفته سر مرا ببر فدای سرت... خیابانی همین مجری حجیم است که هنوز وقتی میگوید «مادر» گریه می کند... خیابانی یک پشت پا بزرگ به همه قواعد حرفه ای گری است، درست برعکس عادل که میتواند بجای نود دقیقه نهصد دقیقه را بدون سوتی گزارش دهد، با خنده های شیطانی اش پشت پرده های فوتبال را از زیر زبان مسوولان بیرون بکشد، جمله ای بگوید و همزمان به سه نفر تیکه انداخته باشد، عادل مثل فوتبال تیم ملی آلمان بازی را گزارش می کند و خیابانی مثل برزیل، شاید روزی آلمان بتواند برزیل را در خانه 7-1 ببرد اما همه جذابیت جذابیت به فوتبال برزیلی است نه بازی های مکانیکی آلمانی، با دریبل های برزیلی فوتبال قشنگ میشود ولی با سیستم های آلمانی میشود قهرمان شد.
3-اولین بار دوگانه جواد - عادل را یازده سال پیش درک کردم که به خیال خودمان میخواستیم از گروهمان در جام جهانی صعود کنیم، شکست به پرتغال محکوم به حذفمان می کرد و نهایتا با گلهای دکو و کریستین رونالدو هم همینگونه شد! جواد در تهران بود و بستری در بیمارستان و عادل در آلمان بود و استادیوم شهر فرانکفورت. جواد هزاران کیلومتر دورتر از بازی روی تخت بیمارستان جلو دوربین ها زار زار گریه می کرد و عادل در چند متری زمین بازی و از روی سکوها داشت همان شیطنت هایش را می کرد، میگفت خداحافظ جام جهانی و احتمالا خداحافظ برانکو ( لابلایش هم از هیچ تیکه به علی دایی دریغ نمی کرد ). واقعیت آن است که گزارش عادل اخراج برانکو را حتمی کرد ( مثل دهها چیز دیگر که بعدها حتمی کرد ) و فکر نکنم جواد توانسته باشد تا بحال یک تعویض را هم حتمی کند. در این دوگانه که یکسو جواد است و سوی دیگر عادل، میشود همه تضادهای فوتبال عاشقانه و فوتبال حرفه ای را دید، بخواهیم یا نخواهیم این روزها فوتبال حرفه ای آلمان بهتر از عاشقانه بازی کردن برزیلی ها جواب میدهد، احتمال گزارشگر فینال شدن عادل هم بیشتر از جواد است اما این وسط ما بیشتر از همیشه به جوادها نیاز داریم، به این ابراز تاسف کردن های تمرین نشده برای زلزله، به این شادی های از ته دل ملی. به این گزارشگری که خارج از عرف سلبریتی ها نه برای سلفی گرفتن که برای دلش به میان زلزله زده ها میرود. جواد خیابانی حرفه ای نیست اما حرفه اش را دوست دارد پس باید با همه گاف هایش دوستش داشت!
@chobealef @Nothingmann
1- مهران مدیری قطره ای از سوتی های موقع گزارش کردنش را یادآوری می کند و خودش قاه قاه میخندد، بعد میان انبوه سوالات زرد دورهمی اش میگوید جواد اگر میتوانستی مانع اتفاقی شوی چه میکردی؟ به ثانیه نمی کشد که از دل خنده اش گریه بیرون می آید و میگوید نمیگذاشتم رودبار زلزله بیاید، نمیگذاشتم بم زلزله بیاید، نمیگذاشتم (به ادامه گریه اش میپردازد)... چندماهی میگذرد و کرمانشاه میلرزد، وسط برنامه زنده بغضش میشکند و میگوید فردا عازم کرمانشاه است، صبحش مثل راننده وانتهایی که با شرط چاقو هندوانه میفروشند در خیابان می ایستد تا اقلام کمکی جمع کند و راهی کرمانشاه شود، همان روز اول فیلم صحبت هایش که وجدان بساز بندازهای شهر را مخاطب قرار داده بیرون می آید و روز بعد کلیپ ارتباطات تلفنی اش با یک برنامه ورزشی که مشاهده اش از دختری که جسد مادرش را گوشه ای پنهان کرده را تعریف می کند میلیونها بغض و گریه را میخرد! جوادخیابانی را میگویم.
2- جواد خیابانی همین گریه های ناگهانی است، همان ذوق زدگی های روی مخ بعد از یک پیروزی تیم ملی است، همان گاف های معروفش است که چلسی را نام شهر میداند، برانکوایوانکویچ را ایوانکوبرانکویچ میخواند، صحنه آهسته گل را با گل بعدی اشتباه میگیرد، معتقد است محسن حججی به قاتلش گفته سر مرا ببر فدای سرت... خیابانی همین مجری حجیم است که هنوز وقتی میگوید «مادر» گریه می کند... خیابانی یک پشت پا بزرگ به همه قواعد حرفه ای گری است، درست برعکس عادل که میتواند بجای نود دقیقه نهصد دقیقه را بدون سوتی گزارش دهد، با خنده های شیطانی اش پشت پرده های فوتبال را از زیر زبان مسوولان بیرون بکشد، جمله ای بگوید و همزمان به سه نفر تیکه انداخته باشد، عادل مثل فوتبال تیم ملی آلمان بازی را گزارش می کند و خیابانی مثل برزیل، شاید روزی آلمان بتواند برزیل را در خانه 7-1 ببرد اما همه جذابیت جذابیت به فوتبال برزیلی است نه بازی های مکانیکی آلمانی، با دریبل های برزیلی فوتبال قشنگ میشود ولی با سیستم های آلمانی میشود قهرمان شد.
3-اولین بار دوگانه جواد - عادل را یازده سال پیش درک کردم که به خیال خودمان میخواستیم از گروهمان در جام جهانی صعود کنیم، شکست به پرتغال محکوم به حذفمان می کرد و نهایتا با گلهای دکو و کریستین رونالدو هم همینگونه شد! جواد در تهران بود و بستری در بیمارستان و عادل در آلمان بود و استادیوم شهر فرانکفورت. جواد هزاران کیلومتر دورتر از بازی روی تخت بیمارستان جلو دوربین ها زار زار گریه می کرد و عادل در چند متری زمین بازی و از روی سکوها داشت همان شیطنت هایش را می کرد، میگفت خداحافظ جام جهانی و احتمالا خداحافظ برانکو ( لابلایش هم از هیچ تیکه به علی دایی دریغ نمی کرد ). واقعیت آن است که گزارش عادل اخراج برانکو را حتمی کرد ( مثل دهها چیز دیگر که بعدها حتمی کرد ) و فکر نکنم جواد توانسته باشد تا بحال یک تعویض را هم حتمی کند. در این دوگانه که یکسو جواد است و سوی دیگر عادل، میشود همه تضادهای فوتبال عاشقانه و فوتبال حرفه ای را دید، بخواهیم یا نخواهیم این روزها فوتبال حرفه ای آلمان بهتر از عاشقانه بازی کردن برزیلی ها جواب میدهد، احتمال گزارشگر فینال شدن عادل هم بیشتر از جواد است اما این وسط ما بیشتر از همیشه به جوادها نیاز داریم، به این ابراز تاسف کردن های تمرین نشده برای زلزله، به این شادی های از ته دل ملی. به این گزارشگری که خارج از عرف سلبریتی ها نه برای سلفی گرفتن که برای دلش به میان زلزله زده ها میرود. جواد خیابانی حرفه ای نیست اما حرفه اش را دوست دارد پس باید با همه گاف هایش دوستش داشت!
@chobealef @Nothingmann
مسئولین هر کدام در بخشهای مختلف تلاش کردند و اگر نبودند قطعا مشکلات بیشتری وجود داشت، #اما_من_قانع_نیستم.
#سر_پل_ذهاب #کرمانشاه
@khamenei_ir
#سر_پل_ذهاب #کرمانشاه
@khamenei_ir
پیام #سردار را که خواندم چند ثانیه ای روح و روانم پرواز کرد به خیابان هایی مملو از جمعیت با شربت ها و شیرینی هایی که خبر از آزادی #خرمشهر میدادند. امروز چقدر جای #جهان_آرا خالیست تا ببیند جوشش خونش را و امتداد راهش را...
هنوز جای خالی اش را همان نوارکاست #کویتی_پور پر میکند زمانیکه میخواند:
[ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته]
#وعده_صادق
#پایان_داعش
#این_پیروزی_خجسته_باد
@chobealef @Nothingmann
هنوز جای خالی اش را همان نوارکاست #کویتی_پور پر میکند زمانیکه میخواند:
[ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته]
#وعده_صادق
#پایان_داعش
#این_پیروزی_خجسته_باد
@chobealef @Nothingmann
#اجتماعی_کردن_چهره_حاج_قاسم
قاسم سلیمانی بیش از آنکه یک فرمانده ی نظامی باشد، نماد چهره ی واقعی جمهوری اسلامی است. چهره ای که ایران را به عنوان علت العلل بازگرداندن ثبات به منطقه در مقابل ظلم آشکار به مردم معرفی می کند. ایرانی که وقتی پایش به معادلات باز می شود رایحه ی پیروزی هم حس می شود و این چهره خواسته یا ناخواسته در افکار عمومی مردم منطقه نقش بسته است.چهره ای به خشمناکی رعد و به لطافت باران.
این چهره ی جدید اما برای مردم ایران، یک چهره ی کاملا بیرونی است، چهره ای است که هویتش در خارج از ایران(سوریه، عراق، لبنان و...)تعریف می شود. نکته ی قابل تاملی که وجود دارد این است که در صورت اجتماعی کردن این چهره در داخل، تا حد زیادی می توان، امید مردم به آینده ی انقلاب اسلامی را افزایش داد. چرا که با اجتماعی کردن این چهره ی جدید، مردم با واقعیت ها و پتانسیل های جمهوری اسلامی بیشتر آشنا می شوند. وقتی که مردم به این باور برسند که حقیقت جمهوری اسلامی، به دنبال پایان دادن به ظلم است، قطعا در مراودات اجتماعی خود از تن دادن به ظلم ها و نابرابری های وضع موجود، پرهیز کرده و اقدام به کنشگری می کنند، چون نمی توانند بپذیرند که قاسم سلیمانی اگر مثلا رییس فلان موسسه ی بانکی، یا مدیر فلان کارخانه، یا دادستان فلان شهرستان، یا رییس بهمان صندوق فرهنگی بود، حقوق مردم را پایمال می کرد، بلکه بالعکس به حقوق مردم احترام می گذاشت و اصلا نمی گذاشت که در تشکیلاتش ظلم یا بی عدالتی ای صورت بگیرد. اگر این چهره اجتماعی بشود، امید است که دو اتفاق بیفتد:
یک: مردم هر ظلم، فساد، دزدی، رانت و... را به اصل نظام ربط ندهند.
دو: مردم به امید اینکه فلان دزد، مفسد، ظالم و... را کله پا کنند، تا آدم درستی را سر کار بیاورند، اقداماتی تاثیر گذار انجام دهند.
منظور از اجتماعی کردن چهره ی قاسم سلیمانی این است که در رسانه هایمان، در بحث هایمان با راننده تاکسی ها، در تشکل های داشنجوییمان، همواره حاج قاسم را به عنوان شخصیت تراز جمهوری اسلامی معرفی کنیم، تا این تلقی جا بیفتد که اگر جمهوری اسلامی در حال حاضر، جمهوری اسلامی مطلوبِ مد نظر امام نشده است، به خاطر بها ندادن و یا کمبود این شخصیت ها در ابعاد مختلف است، نه ناکار آمدی اصل نظام.
#مهدی_مطلق
@Nothingmann
قاسم سلیمانی بیش از آنکه یک فرمانده ی نظامی باشد، نماد چهره ی واقعی جمهوری اسلامی است. چهره ای که ایران را به عنوان علت العلل بازگرداندن ثبات به منطقه در مقابل ظلم آشکار به مردم معرفی می کند. ایرانی که وقتی پایش به معادلات باز می شود رایحه ی پیروزی هم حس می شود و این چهره خواسته یا ناخواسته در افکار عمومی مردم منطقه نقش بسته است.چهره ای به خشمناکی رعد و به لطافت باران.
این چهره ی جدید اما برای مردم ایران، یک چهره ی کاملا بیرونی است، چهره ای است که هویتش در خارج از ایران(سوریه، عراق، لبنان و...)تعریف می شود. نکته ی قابل تاملی که وجود دارد این است که در صورت اجتماعی کردن این چهره در داخل، تا حد زیادی می توان، امید مردم به آینده ی انقلاب اسلامی را افزایش داد. چرا که با اجتماعی کردن این چهره ی جدید، مردم با واقعیت ها و پتانسیل های جمهوری اسلامی بیشتر آشنا می شوند. وقتی که مردم به این باور برسند که حقیقت جمهوری اسلامی، به دنبال پایان دادن به ظلم است، قطعا در مراودات اجتماعی خود از تن دادن به ظلم ها و نابرابری های وضع موجود، پرهیز کرده و اقدام به کنشگری می کنند، چون نمی توانند بپذیرند که قاسم سلیمانی اگر مثلا رییس فلان موسسه ی بانکی، یا مدیر فلان کارخانه، یا دادستان فلان شهرستان، یا رییس بهمان صندوق فرهنگی بود، حقوق مردم را پایمال می کرد، بلکه بالعکس به حقوق مردم احترام می گذاشت و اصلا نمی گذاشت که در تشکیلاتش ظلم یا بی عدالتی ای صورت بگیرد. اگر این چهره اجتماعی بشود، امید است که دو اتفاق بیفتد:
یک: مردم هر ظلم، فساد، دزدی، رانت و... را به اصل نظام ربط ندهند.
دو: مردم به امید اینکه فلان دزد، مفسد، ظالم و... را کله پا کنند، تا آدم درستی را سر کار بیاورند، اقداماتی تاثیر گذار انجام دهند.
منظور از اجتماعی کردن چهره ی قاسم سلیمانی این است که در رسانه هایمان، در بحث هایمان با راننده تاکسی ها، در تشکل های داشنجوییمان، همواره حاج قاسم را به عنوان شخصیت تراز جمهوری اسلامی معرفی کنیم، تا این تلقی جا بیفتد که اگر جمهوری اسلامی در حال حاضر، جمهوری اسلامی مطلوبِ مد نظر امام نشده است، به خاطر بها ندادن و یا کمبود این شخصیت ها در ابعاد مختلف است، نه ناکار آمدی اصل نظام.
#مهدی_مطلق
@Nothingmann
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی
ما هم چنان نشسته ایم. توی گروه های مجازی داریم پست فوروارد می کنیم اما شهر خاموش است.
نه کارناوال موتوری ها به راه افتاده اند، نه پرچم های بیرون زده ازشیشه ماشین ها می رقصند،نه بوی سپند نه سینی های شربت و کیک و نقل و نبات...
داعش متلاشی شد...
به قیمت خون به جگر شدن هزاران همسر کودک و پدر و مادر.
به قیمت شرحه شرحه شدن و تکه تکه شدن صدها جوان رشید اسلام.
به قیمت بهانه ها و گریه های شب و روز کودکان بی پدرشده و...
داعش متلاشی شد...
برخیزید یک نفر یک نفر یا دو نفر دو نفر یا گروه گروه.
شیرینی بخرید و شکلات تعارف کنید.
کوچه ها را از صدای"صبح پیروزی مبارک باد" پر کنید.
برخیزید به شادی قلب مادران شهید، همسران شهید و کودکان شان و شهر را پر کنید...
ما شادی انقلابی مان را در چهار دیواری مان ابراز نمی کنیم. برخیزید.
غریو شادی سر دهید.
الله اکبر، الله اکبر... الله اکبر
#ناشناس
@ir_tavabin
نه کارناوال موتوری ها به راه افتاده اند، نه پرچم های بیرون زده ازشیشه ماشین ها می رقصند،نه بوی سپند نه سینی های شربت و کیک و نقل و نبات...
داعش متلاشی شد...
به قیمت خون به جگر شدن هزاران همسر کودک و پدر و مادر.
به قیمت شرحه شرحه شدن و تکه تکه شدن صدها جوان رشید اسلام.
به قیمت بهانه ها و گریه های شب و روز کودکان بی پدرشده و...
داعش متلاشی شد...
برخیزید یک نفر یک نفر یا دو نفر دو نفر یا گروه گروه.
شیرینی بخرید و شکلات تعارف کنید.
کوچه ها را از صدای"صبح پیروزی مبارک باد" پر کنید.
برخیزید به شادی قلب مادران شهید، همسران شهید و کودکان شان و شهر را پر کنید...
ما شادی انقلابی مان را در چهار دیواری مان ابراز نمی کنیم. برخیزید.
غریو شادی سر دهید.
الله اکبر، الله اکبر... الله اکبر
#ناشناس
@ir_tavabin
فریم جدید عینکت مبارک آقای عزیزم!
فدای عمامه خاکیات بشوم آقاجان؛ قربان انگشتری قشنگت؛ با خاک عبایت تیمم میکنم آقای مهربونم...
اینها عباراتی است که صدها جمله مشابه آن توسط کاربران حزباللهی پس از بازدید رهبر انقلاب از مناطق زلزلهزده در شبکههای اجتماعی منتشر شد؛ افرادی که نگاهشان به ولایت فقیه فراتر از همین احساسات دخترانه و کودکانه نبوده و نیست؛ افرادی که مدام در حال فداشدن و ذوب شدن در «کلمهی ولایت»اند.
افرادی که حاضرند جانشان را برای عمامه خاکی رهبری بدهند، اما حاضر نبوده و نیستند که قدمی در راه مبارزه با استکبار داخلی و ظلمی که به مظلومان و مستضعفان میشود، بردارند.
افرادی فاقد درکی صحیح از مقوله «امام-امت» که به قول آقای حیدر رحیمپور ازغدی آنچه از ولایت فقیه میفهمند، ولایت نیست، بلکه سلطنت است. سلطنتی که هیچ کسی اجازهی آب خوردن بدون اجازه رهبری را ندارد، هیچ فردی حق انتقاد از منصوبانِ منصوبانِ منصوبانِ رهبری را هم ندارد و اصلا حق پرسشگری و مطالبهگری از رهبری و منصوبان ایشان را امری حرام،باطل و دشمنشادکن به حساب میآورند.
و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیهخوان و بهظاهر متدین...
#سیدهادی_مصطفوی
@Nothingmann
فدای عمامه خاکیات بشوم آقاجان؛ قربان انگشتری قشنگت؛ با خاک عبایت تیمم میکنم آقای مهربونم...
اینها عباراتی است که صدها جمله مشابه آن توسط کاربران حزباللهی پس از بازدید رهبر انقلاب از مناطق زلزلهزده در شبکههای اجتماعی منتشر شد؛ افرادی که نگاهشان به ولایت فقیه فراتر از همین احساسات دخترانه و کودکانه نبوده و نیست؛ افرادی که مدام در حال فداشدن و ذوب شدن در «کلمهی ولایت»اند.
افرادی که حاضرند جانشان را برای عمامه خاکی رهبری بدهند، اما حاضر نبوده و نیستند که قدمی در راه مبارزه با استکبار داخلی و ظلمی که به مظلومان و مستضعفان میشود، بردارند.
افرادی فاقد درکی صحیح از مقوله «امام-امت» که به قول آقای حیدر رحیمپور ازغدی آنچه از ولایت فقیه میفهمند، ولایت نیست، بلکه سلطنت است. سلطنتی که هیچ کسی اجازهی آب خوردن بدون اجازه رهبری را ندارد، هیچ فردی حق انتقاد از منصوبانِ منصوبانِ منصوبانِ رهبری را هم ندارد و اصلا حق پرسشگری و مطالبهگری از رهبری و منصوبان ایشان را امری حرام،باطل و دشمنشادکن به حساب میآورند.
و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیهخوان و بهظاهر متدین...
#سیدهادی_مصطفوی
@Nothingmann
اگر ايمان و اعتقاد به حق تعالي داشته باشي و اعتماد به حكمت و رحمت بي پايان او بكني، اين تهمتها و افتراها و آزارهاي بي پايان را تحفه اي از دوست براي سركوب نفسانيت خود میداني و ابتلايي و امتحاني الهي براي خالص كردن بندگان خود.
پس سيلي ها را بخور و شكر خداوند را به جا آور كه چنين عنايتي فرموده و آرزوي بيشتر بكن.
#نامه_عرفانی_امام_روح_الله
@Nothingmann
پس سيلي ها را بخور و شكر خداوند را به جا آور كه چنين عنايتي فرموده و آرزوي بيشتر بكن.
#نامه_عرفانی_امام_روح_الله
@Nothingmann
آنها كه سرعت بيشترى دارند و شور زيادترى، ناچار تنها مى مانند و ديگران را پشت سرمى گذارند. اينها در اين تنهايى نبايد از ديگران بنالند و بدبين شوند و نبايد از راه باز گردند و وحشت كنند، كه على مى گفت در راه حق از تنهايى و كمبود همراه هراسى نداشته باش:
لاتَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اهْلِها.
#استاد_علی_صفایی_حائری
#مسئوليت_و_سازندگى_ص250
@Nothingmann
لاتَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اهْلِها.
#استاد_علی_صفایی_حائری
#مسئوليت_و_سازندگى_ص250
@Nothingmann
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ... به آنچه كه ما با آن گروههایی از كفّار را كامياب كردهايم، چشم مدوز و بر آنان اندوه مخور ...
آدم را به یاد توسعه ی غربی می اندازد و حتی خودمان که گاهی دلنگران و حیرت زده می شویم از این همه پیشرفت و توسعه ...!! خدا می گوید نگران نشو ...
یاد روح الله می افتد آدم و صحیفه اش! اینکه از هیچ ابر قدرتی و از هیچ سلاحی و از هیچ سیاست پیچیده ی جهانی ای نمی ترسد.این یعنی باور خمینی . چیزی که گاهی در من و نسل من کم رنگ می شود. بعد، از خجالت زیر بحث های غرب شناختی و تحلیل های عجیب و غریب پنهانش میکنیم.شاید دقیقا به خاطر همین ترس باشد که گاهی اوقات در همه ابعاد همان مسیری را پیش می گیریم که جهان مدرن تلاش می کند بر ما تحمیل کند، و این ترس ما را به تقلیدی نرم و پنهان کشانده است که گاهی اسمش را می گذاریم دیپلماسی کمترین هزینه بیشترین بهره ... !!! طرف توی چشمهایت نگاه می کند و می خواهد از روی یکی از برنامه های بی بی سی مدل در بیاورد برای برنامه صدا و سیما با این استدلال که، ببینید اینها با این همه پیشرفت در عرصه ی تکنیک های رسانه ای دارند همه ی اعتقادات ما را نابود می کنند و ما می توانیم از مدل های اینها بهره بگیریم منتها با محتوای خودمان .حدود یک ساعت برایش قصه ی فرم و محتوا راه می اندازم و اینکه فلان فرم به درد محتوای توحیدی نمی خورد .اگر مردم ذائقه شان عوض شده شما هم مخاطب هنری - فرهنگی خودت را تولید کن .روایت فتح باش .مدل باش، نه مقلد . بعد با یک اضطرابی بنده خدا می گوید، شما در جریان نیستید که دارد چه اتفاق عظیمی می افتد در این رسانه های غربی ! دارند خدا را از جوان های ما می گیرند !!!
و آنجا این آیه برایم تداعی شد " اِنَّهُم لَن یَضُرُّوا اللّهَ شَیئاً " آنها به خدا زیانی نمی زنند . ".
گاهی اوقات فکر می کنم رویمان نمی شود بگوییم آقاجان ما ضعف در توحید داریم . زود از تک و پاتک ها می ترسیم .و همین ترس موجب می شود که ظریفیت های خودمان را نادیده بگیریم.
اگر توحید قوی شد،همه چیز حل می شود . غرب شناسی هم معنا پیدا می کند . فهم انقلاب اسلامی هم میسر می شود .ایده برای کارهای عظیم فرهنگی بر قلب نازل می شود و مکانیزم انقلاب اسلامی قوت در توحید رسیدن به شهود می آورد و آن انتخاب و تشخیص درست هدف ،فهم هدف، انتخاب ابزار درست را شکل می دهد و در نهایت می رسد به موحد کردن عالم و آدم ....
#فاطمه_سادات_فلاح_نژاد
@Nothingmann
آدم را به یاد توسعه ی غربی می اندازد و حتی خودمان که گاهی دلنگران و حیرت زده می شویم از این همه پیشرفت و توسعه ...!! خدا می گوید نگران نشو ...
یاد روح الله می افتد آدم و صحیفه اش! اینکه از هیچ ابر قدرتی و از هیچ سلاحی و از هیچ سیاست پیچیده ی جهانی ای نمی ترسد.این یعنی باور خمینی . چیزی که گاهی در من و نسل من کم رنگ می شود. بعد، از خجالت زیر بحث های غرب شناختی و تحلیل های عجیب و غریب پنهانش میکنیم.شاید دقیقا به خاطر همین ترس باشد که گاهی اوقات در همه ابعاد همان مسیری را پیش می گیریم که جهان مدرن تلاش می کند بر ما تحمیل کند، و این ترس ما را به تقلیدی نرم و پنهان کشانده است که گاهی اسمش را می گذاریم دیپلماسی کمترین هزینه بیشترین بهره ... !!! طرف توی چشمهایت نگاه می کند و می خواهد از روی یکی از برنامه های بی بی سی مدل در بیاورد برای برنامه صدا و سیما با این استدلال که، ببینید اینها با این همه پیشرفت در عرصه ی تکنیک های رسانه ای دارند همه ی اعتقادات ما را نابود می کنند و ما می توانیم از مدل های اینها بهره بگیریم منتها با محتوای خودمان .حدود یک ساعت برایش قصه ی فرم و محتوا راه می اندازم و اینکه فلان فرم به درد محتوای توحیدی نمی خورد .اگر مردم ذائقه شان عوض شده شما هم مخاطب هنری - فرهنگی خودت را تولید کن .روایت فتح باش .مدل باش، نه مقلد . بعد با یک اضطرابی بنده خدا می گوید، شما در جریان نیستید که دارد چه اتفاق عظیمی می افتد در این رسانه های غربی ! دارند خدا را از جوان های ما می گیرند !!!
و آنجا این آیه برایم تداعی شد " اِنَّهُم لَن یَضُرُّوا اللّهَ شَیئاً " آنها به خدا زیانی نمی زنند . ".
گاهی اوقات فکر می کنم رویمان نمی شود بگوییم آقاجان ما ضعف در توحید داریم . زود از تک و پاتک ها می ترسیم .و همین ترس موجب می شود که ظریفیت های خودمان را نادیده بگیریم.
اگر توحید قوی شد،همه چیز حل می شود . غرب شناسی هم معنا پیدا می کند . فهم انقلاب اسلامی هم میسر می شود .ایده برای کارهای عظیم فرهنگی بر قلب نازل می شود و مکانیزم انقلاب اسلامی قوت در توحید رسیدن به شهود می آورد و آن انتخاب و تشخیص درست هدف ،فهم هدف، انتخاب ابزار درست را شکل می دهد و در نهایت می رسد به موحد کردن عالم و آدم ....
#فاطمه_سادات_فلاح_نژاد
@Nothingmann