وقتى كه دنيا برايت تنگ شده باشد، وقتى آسمان آنقدر كوتاه شود كه نتوانى سرت را بلند كنى و مجبور باشى سرت را روى زانوانت بگذارى و گريه كنى؛ اگر اين آسمان پايين و اين دنياى تنگ را احساس كردى، آن موقع به امامت، به ولايت، به رسالت، به دين، به وحى، به غيب محتاج مىشوى.
#خط_انتقال_معارف_ص۷۱
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
#خط_انتقال_معارف_ص۷۱
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
وقتي پيران اكثراً محافظه كار ميشوند و جسارت برگشت به ارزشهاي معنوي را از دست ميدهند، و جوانان ميان عهد ديني گذشته و عهد جديد امويِ رُمي، سرگردان ميشوند، اگر صدايي بلند و بليغ، آنها را به عهد ديني متذكّر نشود، ساية سياه فرهنگ امويِ رُمي، براي هميشه جوانان را به رنگ كفر و پوچي ميكشاند و حسين علیه السلام در آن شرايط، آن نسل سرگشته را به عهد ديني محمّدي صلی الله علیه وآله متذكّر شد و از پوچي و يأس رهانيد.
کتاب : #کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
کتاب : #کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
سیدالشهدا در کربلا قربانی تحریف اسلام شد. این روند مسخ مذهب، تفکیک مذهب از حکومت، تفکیک اخلاق از سیاست، حذف «محتوا» و «حفظ شکل» بود که مبهم و مجهول الهویه کردن اسلام، هزار قرائتی کردنش، تفسیر به رأی قرآن، تحریف دین و منحط کردن اسلام انجامید و همین، هدف آنهاست؛ نه از صحنه روزگار برانداختن اسلام، که می دانند ممکن نیست.
آنان نمی خواستند اسلام را محو کنند؛ می خواستند اسلام را مات کنند.
اسلامی می خواستند و می خواهند بسازند که دیگر با گنج قارون و تخت فرعون، کاری نداشته باشد.
یک اسلام بی طرف که با سیاست و اجتماعیات و حکومت و عدالت و حقوق بشر، کاری نداشته باشد.
#سخنرانی_عقل_در_عاشورا
#حسن_رحیم_پور_ازغدی
@Nothingmann
آنان نمی خواستند اسلام را محو کنند؛ می خواستند اسلام را مات کنند.
اسلامی می خواستند و می خواهند بسازند که دیگر با گنج قارون و تخت فرعون، کاری نداشته باشد.
یک اسلام بی طرف که با سیاست و اجتماعیات و حکومت و عدالت و حقوق بشر، کاری نداشته باشد.
#سخنرانی_عقل_در_عاشورا
#حسن_رحیم_پور_ازغدی
@Nothingmann
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ
پس فرار کنید به سوی خدا ....
#ذاریات_50
....
انسان ذاتا موجودی تنهاست
بهترین رفاقتها هم در این دنیا
در نهایت طوری میشود که باز انسان به تنهایی خود بازمیگردد.
تنهایی انسان تقصیر کسی نیست، نباید دنبال مقصر بگردیم.
انسان فقط با ذات مقدسش انس میگیرد و لا غیر .
@Nothingmann
پس فرار کنید به سوی خدا ....
#ذاریات_50
....
انسان ذاتا موجودی تنهاست
بهترین رفاقتها هم در این دنیا
در نهایت طوری میشود که باز انسان به تنهایی خود بازمیگردد.
تنهایی انسان تقصیر کسی نیست، نباید دنبال مقصر بگردیم.
انسان فقط با ذات مقدسش انس میگیرد و لا غیر .
@Nothingmann
شیطان به صورت مداوم، یا انسان را مأیوس میکند یا مغرور. فکر و ذکر دائمی شیطان قرار دادن انسان در یکی از این دو حالت است. وقتی مأیوس میکند، نمیگذارد آدم حرکت بکند. وقتی مغرور میکند، انسان را به شتابزدگی و بیدقتی دچار میکند. و در هر دو صورت آمار اشتباهات انسان افزایش پیدا میکند.
#استاد_پناهیان
@nafahate_sobh
#استاد_پناهیان
@nafahate_sobh
والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...
هدایت بعد از جهاد است...
نه بدون آن یا حتی قبل از آن...
۶۹ ، عنکبوت
@Nothingmann
هدایت بعد از جهاد است...
نه بدون آن یا حتی قبل از آن...
۶۹ ، عنکبوت
@Nothingmann
لابد میایستی، همانجا، میانهی راه نجف تا کربلا، رویِ سرِ همهشان دست میکشی، روی پاهای خسته و تاولخوردهشان حتی... خستگی را تو از تنشان میبری، برقِ چشمهای آنهمه پیر و جوان و زن و مرد را لابد تو جرقه میزنی، چشمه اشک چشمهایشان را تو میجوشانی، موکبهای عزا را تو سرِ پا نگه میداری، کتریهای چای را، مَشکهای آب را، ظرف حلواهای نذری را تو پُر میکنی... آن محشری که اربعین توی کربلا به پا میشود، آنهمه شور را تو برپا میکنی.
@Nothingmann
@Nothingmann
Forwarded from QAF _ قاف
جوهر حقیقی كمال انسان در مقابله با دشواريها ظاهر ميگردد و اگر جز این بود، خداوند هرگز مؤمنین را به ابتلائاتی اینچنین دچار نميكرد. جنگ عرصهی ظهور و پرورش كمالات الهی انسان است. كمال در آزادی است و آزادی، در نفی تعلقات و رهایی از عادات. خانه، خانهی تعلقات است و شهر، مهبط عادات، و اگر نبود دشواريها و ابتلائاتی كه خداوند انسان را بدان ميآزماید، جوهر حقیقی وجود انسان همواره پنهان ميماند. آیا هیچ چیز خواهد توانست ما را از راهی كه فطرت الهی راهبر آن است باز دارد؟ رودخانه راه خویش را به سوی دریا خوب ميشناسد.
#شهید
#مرتضی_آوینی
/کتاب گنجینه ی آسمانی/ص298
@Qaf27
#شهید
#مرتضی_آوینی
/کتاب گنجینه ی آسمانی/ص298
@Qaf27
.. نپرس از این گیسوانی که سفید شده، این قامتی که خمیده، این صدایی که گرفته. من آیینهی تمامنمایِ تو شده بودم توی کوفه، توی شام. همه میگفتند: «این حسین است در آیینهی تأنیث». آیینهی تو شدن سخت است. این سفیدیِ گیسو، این چشمهای کمسو، این خمیدگیِ قامت از بار همان رسالت است. من رسولی از میقات برگشتهام برادر! با الواحی از آیههای درد و صبر و ایستادگی. اربعینم تمام شد. بر زینبِ تو چهل روز گذشته است. باورم نمیشود؛ چهل روز بی تو ....
@Nothingmann
@Nothingmann
امام میگفتند نگذارید بحثهای سیاسی به کدورت بینجامد
در زمینهی مسائل سیاسی و اجتماعی هم به نظرم میرسد که وقتی در چهارچوبها شما متفق و متحدید، اینجور باید برخورد کنید؛ نگذارید به کدورت بینجامد. بله، ممکن است کسانی باشند که از لحاظ اصول و مبانی با شما دشمنی کنند؛ خب آن یک مقولهی دیگری است، یک بحث دیگری است؛ اما اختلاف نظر نباید به دعوا و کدورت و احیاناً خشونت بینجامد.
امام (رضوان الله علیه) - البته نه به دانشجویان - مکرر به سیاستمداران و نمایندگان و مسئولان و فعالان سیاسی توصیه میکردند و میگفتند مثل مباحثهی طلبهها رفتار کنید. طلبهها در هنگام مباحثه، گاهی اوقات علیه هم عصبانی میشوند - حالا مضمون هم میگویند به طلبهها، میگویند کتاب تو سر هم میزنند! که البته چنین چیزی نیست - بحث میکنند، داد میکشند؛ کسی نگاه کند، خیال میکند اینها میخواهند مثلاً همدیگر را تکهپاره کنند؛ در حالی که نه، مباحثه که تمام میشود، بلند میشوند میروند با همدیگر سر سفره مینشینند و آبگوشتشان را میخورند، با هم حرف میزنند، با هم دوستند، رفیقند. امام میگفتند: سیاسیون - چه در مجلس، چه در دولت، چه در حزب جمهوری اسلامی که آنوقت ما داشتیم، یا بقیهی عرصههای سیاسی - اینجوری با هم رفتار کنند. ممکن است اختلاف نظر هم باشد، بگومگو هم باشد، اما نگذارید کدورت و دشمنی به میان بیاید.
#بیانات در دیدار دانشجویان
۱۳۹۲/۰۵/۰۶
@TalabehLife
در زمینهی مسائل سیاسی و اجتماعی هم به نظرم میرسد که وقتی در چهارچوبها شما متفق و متحدید، اینجور باید برخورد کنید؛ نگذارید به کدورت بینجامد. بله، ممکن است کسانی باشند که از لحاظ اصول و مبانی با شما دشمنی کنند؛ خب آن یک مقولهی دیگری است، یک بحث دیگری است؛ اما اختلاف نظر نباید به دعوا و کدورت و احیاناً خشونت بینجامد.
امام (رضوان الله علیه) - البته نه به دانشجویان - مکرر به سیاستمداران و نمایندگان و مسئولان و فعالان سیاسی توصیه میکردند و میگفتند مثل مباحثهی طلبهها رفتار کنید. طلبهها در هنگام مباحثه، گاهی اوقات علیه هم عصبانی میشوند - حالا مضمون هم میگویند به طلبهها، میگویند کتاب تو سر هم میزنند! که البته چنین چیزی نیست - بحث میکنند، داد میکشند؛ کسی نگاه کند، خیال میکند اینها میخواهند مثلاً همدیگر را تکهپاره کنند؛ در حالی که نه، مباحثه که تمام میشود، بلند میشوند میروند با همدیگر سر سفره مینشینند و آبگوشتشان را میخورند، با هم حرف میزنند، با هم دوستند، رفیقند. امام میگفتند: سیاسیون - چه در مجلس، چه در دولت، چه در حزب جمهوری اسلامی که آنوقت ما داشتیم، یا بقیهی عرصههای سیاسی - اینجوری با هم رفتار کنند. ممکن است اختلاف نظر هم باشد، بگومگو هم باشد، اما نگذارید کدورت و دشمنی به میان بیاید.
#بیانات در دیدار دانشجویان
۱۳۹۲/۰۵/۰۶
@TalabehLife
🔸چرا ما امروز زيبايى قرآن را حس نمى كنيم؟
امام موسی صدر: اين مسئله نتيجه آميخته شدن ذوق هاست. يعنى ذوق ما با زبان هاى بيگانه و زبان محلى و تعبيرات گوناگون و با ناتوانى ما در ذوق ادبى مخلوط شده است. هر اندازه كه آدمى ذوق ادبى بيشتر داشته باشد، با قرآن انس بيشترى مى گيرد و تعبيرات قرآنى را بيشتر درمى يابد.
#امام_موسی_صدر
#برای_زندگی
@Nothingmann
امام موسی صدر: اين مسئله نتيجه آميخته شدن ذوق هاست. يعنى ذوق ما با زبان هاى بيگانه و زبان محلى و تعبيرات گوناگون و با ناتوانى ما در ذوق ادبى مخلوط شده است. هر اندازه كه آدمى ذوق ادبى بيشتر داشته باشد، با قرآن انس بيشترى مى گيرد و تعبيرات قرآنى را بيشتر درمى يابد.
#امام_موسی_صدر
#برای_زندگی
@Nothingmann
عمر سعد وجود را دریاب!
«عمرسعد» آدم عجیبیست.
آدم فکر نمیکند کسی مثل او فرماندهی تاریکترین سپاه تاریخ بشود. ماها تصور میکنیم سردستهی آدمهایی که مقابل امام حسین میایستند، باید خیلی آدم عجیب و غریبی توی ظلم و قساوت باشد.
ظاهراً اما اینطور نیست.
عمرسعد، خیلی هم آدم دور از دسترس و غریبی نیست. ماها شاید شبیه «شمر» نباشیم یا نشویم هیچوقت، اما رگههایی از شخصیت عمرسعد را خیلیهایمان داریم.
رگههایی که وسط معرکه میتواند آدم را تا لبهی پرتگاه ببرد.
از همان لحظهی اول ورود به کربلا شک دارد به آمدنش، به جنگیدنش با حسین.
حتی جایی آرزو کرده که کاش خدا من را از جنگیدن با حسین نجات بدهد.
عمر سعد «علم» دارد. «علم» دارد به اینکه حسین حق است.
به اینکه جنگیدن با حسین، یعنی قرار گرفتن توی سپاه باطل.
اما چیزهایی هست که وقت «عمل» میلنگاندش:
زن و بچههاش، مال و اموالش، خانه و زندگیاش و مهمتر از همهی اینها؛ وعدهی شیرین، وسوسه های نفسانی و شیطانی...
شب دهم امام میکِشدش کنار، حرف میزند با او
حتی دعوتش میکند به برگشتن، به قیام در کنار خودش. میگوید؛ میترسم خانهام را خراب کنند، امام جواب میدهند: خانهی دیگری میسازم برایت.
میگوید؛ میترسم اموالم را مصادره کنند! امام دوباره میگویند؛ بهتر از آنها را توی حجاز به تو میدهم. میگوید نگران خانوادهام هستم، نکند آسیبی به آنها برسانند.
ماها هم «شک» داریم، همیشه در رفت و آمدیم بین حق و باطل.
با آنکه به حقانیت حق واقفیم.
و اینها نشانههای خطرناکی هستند. نشانههای سیاهی از شباهت ما با عمرابنسعدابنابیوقاص.
هزاری هم که هر بار توی زیارت عاشورا لعنتش کنیم.
عمرسعد از آن خاکستریهایی بود که کربلا تکلیفشان را با خودشان معلوم کرد.
رفت و آمد میان سیاهی و سفیدی تمام شد دیگر.
رفت تا عمق سیاهیها و دیگر همانجا ماند...
تکلیفت را که مشخص نکنی، خاکستری که بمانی
بر باد می روی، سیاه میشوی. کربلا، هر روز تکرار میشود...
#حسینی_باشیم
حق شناس و حقیقت طلب...
@M_H_Hedayat
«عمرسعد» آدم عجیبیست.
آدم فکر نمیکند کسی مثل او فرماندهی تاریکترین سپاه تاریخ بشود. ماها تصور میکنیم سردستهی آدمهایی که مقابل امام حسین میایستند، باید خیلی آدم عجیب و غریبی توی ظلم و قساوت باشد.
ظاهراً اما اینطور نیست.
عمرسعد، خیلی هم آدم دور از دسترس و غریبی نیست. ماها شاید شبیه «شمر» نباشیم یا نشویم هیچوقت، اما رگههایی از شخصیت عمرسعد را خیلیهایمان داریم.
رگههایی که وسط معرکه میتواند آدم را تا لبهی پرتگاه ببرد.
از همان لحظهی اول ورود به کربلا شک دارد به آمدنش، به جنگیدنش با حسین.
حتی جایی آرزو کرده که کاش خدا من را از جنگیدن با حسین نجات بدهد.
عمر سعد «علم» دارد. «علم» دارد به اینکه حسین حق است.
به اینکه جنگیدن با حسین، یعنی قرار گرفتن توی سپاه باطل.
اما چیزهایی هست که وقت «عمل» میلنگاندش:
زن و بچههاش، مال و اموالش، خانه و زندگیاش و مهمتر از همهی اینها؛ وعدهی شیرین، وسوسه های نفسانی و شیطانی...
شب دهم امام میکِشدش کنار، حرف میزند با او
حتی دعوتش میکند به برگشتن، به قیام در کنار خودش. میگوید؛ میترسم خانهام را خراب کنند، امام جواب میدهند: خانهی دیگری میسازم برایت.
میگوید؛ میترسم اموالم را مصادره کنند! امام دوباره میگویند؛ بهتر از آنها را توی حجاز به تو میدهم. میگوید نگران خانوادهام هستم، نکند آسیبی به آنها برسانند.
ماها هم «شک» داریم، همیشه در رفت و آمدیم بین حق و باطل.
با آنکه به حقانیت حق واقفیم.
و اینها نشانههای خطرناکی هستند. نشانههای سیاهی از شباهت ما با عمرابنسعدابنابیوقاص.
هزاری هم که هر بار توی زیارت عاشورا لعنتش کنیم.
عمرسعد از آن خاکستریهایی بود که کربلا تکلیفشان را با خودشان معلوم کرد.
رفت و آمد میان سیاهی و سفیدی تمام شد دیگر.
رفت تا عمق سیاهیها و دیگر همانجا ماند...
تکلیفت را که مشخص نکنی، خاکستری که بمانی
بر باد می روی، سیاه میشوی. کربلا، هر روز تکرار میشود...
#حسینی_باشیم
حق شناس و حقیقت طلب...
@M_H_Hedayat
یکی از مشکلات فعلی حزب اللهی ها این است که کله های به چه عظمت ولی دستهای کوچک دارند. صدر تا ذیل حکومت را می تواند نقد و آسیب شناسی کند ولی یک اکران فیلم در دانشکده نمی تواند برگزار کند.
#وحید_جلیلی
@Nothingmann
#وحید_جلیلی
@Nothingmann