لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَي الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْني وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَي الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود ، خدا مجاهدان به مال و جان را بر خانه نشینان بلندی و برتری بخشیده و همه را وعده پاداش نیکو فرموده ، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.
#نسا_95
....
ملاکها را میبینید؟
خانهنشینهایی که به خاطر دین ضرری ندیدهاند، رنجی نکشیدهاند، جان و مال و آبرو ندادهاند.
من و تو کجای این نامساوی هستیم؟
مجاهدون یا قاعدون (مؤمنهای نایس! ) ؟
@Nothingmann
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود ، خدا مجاهدان به مال و جان را بر خانه نشینان بلندی و برتری بخشیده و همه را وعده پاداش نیکو فرموده ، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.
#نسا_95
....
ملاکها را میبینید؟
خانهنشینهایی که به خاطر دین ضرری ندیدهاند، رنجی نکشیدهاند، جان و مال و آبرو ندادهاند.
من و تو کجای این نامساوی هستیم؟
مجاهدون یا قاعدون (مؤمنهای نایس! ) ؟
@Nothingmann
روضه خوان بيچاره ميبيند كه اگر بنا بشود هرچه ميگويد از آن راست ها باشد مجلسش نميگيرد، بعد همين مردم هم دعوتش نميكنند، ناچار يك چيزي هم اضافه ميكند. اين انتظار را مردم بايد از سر خودشان بيرون كنند، نگويند فلان روضه خواني كه مجلس او ميگيرد، فلان روضه خواني كه كربلا ميكند. كربلا ميكند يعني چه؟! شما بايد روضه راست را بشنويد و معارف و سطح فكرتان بالا بيايد، به طوري كه اگر در يك كلمه روحتان اهتزاز پيدا كرد، يعني با روح حسين بن علي هماهنگي كرد، و اشكي ولو ذره اي، ولو به قدر بال مگس جاري شد،اگر يك چنين اشكي در حالت هماهنگي روح شما با حسين بن علي از چشم شما بيرون بيايد، واقعاً مقام بزرگي براي شماست.
اما اشكي كه از راه قصّابي كردن بخواهد از چشم شما بيايد، اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
اما اشكي كه از راه قصّابي كردن بخواهد از چشم شما بيايد، اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
#درهم_لولیدگی_فکری_با_طعم_من_یک_مذهبی_خوشگل_هستم!
سالها قبل یک شهری به نام طهران وجود پیدا کرد، طهران در طول زمان به تهران تبدیل و بعدها پایتخت بزرگ ترین کشور اسلامی جهان شد. انواع و اقسام دفاتر فرهنگی به وجود آمدند و هرکس یک شیر نفت دستش گرفت که ما برای درد دینمان باید خرج کنیم، مدت ها گذشت که آنها فهمیدند ماهیت خود را از پایتختشان گرفتند نه از تکلیفشان!
اختلافات جدی می شود، اختلافاتی که بویی از حسادت را میشود در آن شنید!
نسل چندم انقلابی پا به میدان میگذارد، نسل جوان انقلابی تیزهوش و پرکار و با صلابت. اما این بین یک یا چند #گروهکی هم هستند که معمولا یک بزرگ تر آنها را مدیریت میکند.
در شرح این گروهک ها اینطور می شود گفت:
آنها برای هرکاری جمع می شوند یک پیکسلکی هم روی بند دوربینشان می زنند و میخواهند یا جلوی یک شکست عشقی را بگیرند یا یک کافه فلانی را نشان دهند که مذهبی ها شادترند یا عاشقترند یا اینکه یک گلی هم دستشان بگیرند و روبروی خودکشی بمانند که مگر هشتگ مارا نمیبینی بی پدر!
جمع شدنشان برای عکاسی، به یک سیاهو سفیدی از جامعه اسلامی میرسد که بله، که چادری ها هم میتوانند از روبروی کرکره ی مغازه ای هم رد شوند که یک طرفش سیاه باشد و یک طرفش هیچ!
هر چهارسال هم احساس تکلیف میکنند و ژست من بلدم از القاب سیاسی استفاده کنمی هم میگیرند که بله، فلانی ها طبق تعریف بهمانی ضد انقلابند! این عمار؟
رئیس قبیله هم چون یکبار توانسته رابطه با شیرنفت، ببخشید منظور همان دفاتر فرهنگی بود برقرار کند یک استاد می شود در چشم اعضای دوست داشتنیِ پاستیلی اش!
یک استان بزرگ اگر پایتخت هم باشد، نمی تواند آدم ها را بزرگ کند به خودی خود، البت می تواند آدمک بزرگ تربیت کند!
آنجا یک شرایطی ایجاد می شود که هرکس و ناکسی می تواند استاد باشد!
آن ها آنقدر قوی هستند که مارا می برند در یک حاشیه، طوری که خیال می شود در یک گودی نشسته ایم کنارش نه ، وسط آن!
آنها با ظاهری که دوست دارد دینی باشد به بطن دین فحش می دهند! ظاهری که اَدای دینی در آوردن داشته باشد، می تواند کمک حال دیگران باشد در دینی کردنشان؟
من برایتان آوینی را مثال می زنم، اگر هرکسی یک عینک و لباس آوینی مانند بپوشد، آیا او یک آوینی ست؟
اگر هرکسی لباس پیغمبر را تنش کند، پیغمبر است؟ یا مشی او را دارد؟ اگر هرکسی پیرهن فلان بازیکن فوتبال را بپوشد، به مانند او در فوتبال حرفه ایست؟
اینجا ایران است، مذهبی های لولیده در همش با هارالد مانته بدنبال تکنیک عکاسی شهودی میگردند!
و با اسم عکاسی متعهدش، به دامان اِسموتی انبه پناه می برند!
گمشدگانِ بی راهه دیده ای که بزرگ ترشان، گمشده ترشان میکند تا از حجاب به پوشش انسان های اولیه برسنند که خب، برجستگیی را هم بلد هستند با چیزکی که اسمش را گذاشتند کالکشن حجاب بانوان، بپوشانند!
آن می شود که درماندگانِ ممیزِ بی تمیزِ شیرِ نفت دیده ی وصل شده ی به امکانات حداکثریِ چنبره زده بر هرچیزی و هرچیزی برای یک شهرستانیِ مخلصِ باسوادِ بی ادعای مذهبی، می شود یک آرزو!
اینجا می شود ایرانِ دوست داشتنی آنها!
گروهکی که یک جعبه سیب تازه و سالم را به یکجعبه سیب فاسد و کرمکی تبدیل میکنند!
#قسمت_اول
@Nothingmann
سالها قبل یک شهری به نام طهران وجود پیدا کرد، طهران در طول زمان به تهران تبدیل و بعدها پایتخت بزرگ ترین کشور اسلامی جهان شد. انواع و اقسام دفاتر فرهنگی به وجود آمدند و هرکس یک شیر نفت دستش گرفت که ما برای درد دینمان باید خرج کنیم، مدت ها گذشت که آنها فهمیدند ماهیت خود را از پایتختشان گرفتند نه از تکلیفشان!
اختلافات جدی می شود، اختلافاتی که بویی از حسادت را میشود در آن شنید!
نسل چندم انقلابی پا به میدان میگذارد، نسل جوان انقلابی تیزهوش و پرکار و با صلابت. اما این بین یک یا چند #گروهکی هم هستند که معمولا یک بزرگ تر آنها را مدیریت میکند.
در شرح این گروهک ها اینطور می شود گفت:
آنها برای هرکاری جمع می شوند یک پیکسلکی هم روی بند دوربینشان می زنند و میخواهند یا جلوی یک شکست عشقی را بگیرند یا یک کافه فلانی را نشان دهند که مذهبی ها شادترند یا عاشقترند یا اینکه یک گلی هم دستشان بگیرند و روبروی خودکشی بمانند که مگر هشتگ مارا نمیبینی بی پدر!
جمع شدنشان برای عکاسی، به یک سیاهو سفیدی از جامعه اسلامی میرسد که بله، که چادری ها هم میتوانند از روبروی کرکره ی مغازه ای هم رد شوند که یک طرفش سیاه باشد و یک طرفش هیچ!
هر چهارسال هم احساس تکلیف میکنند و ژست من بلدم از القاب سیاسی استفاده کنمی هم میگیرند که بله، فلانی ها طبق تعریف بهمانی ضد انقلابند! این عمار؟
رئیس قبیله هم چون یکبار توانسته رابطه با شیرنفت، ببخشید منظور همان دفاتر فرهنگی بود برقرار کند یک استاد می شود در چشم اعضای دوست داشتنیِ پاستیلی اش!
یک استان بزرگ اگر پایتخت هم باشد، نمی تواند آدم ها را بزرگ کند به خودی خود، البت می تواند آدمک بزرگ تربیت کند!
آنجا یک شرایطی ایجاد می شود که هرکس و ناکسی می تواند استاد باشد!
آن ها آنقدر قوی هستند که مارا می برند در یک حاشیه، طوری که خیال می شود در یک گودی نشسته ایم کنارش نه ، وسط آن!
آنها با ظاهری که دوست دارد دینی باشد به بطن دین فحش می دهند! ظاهری که اَدای دینی در آوردن داشته باشد، می تواند کمک حال دیگران باشد در دینی کردنشان؟
من برایتان آوینی را مثال می زنم، اگر هرکسی یک عینک و لباس آوینی مانند بپوشد، آیا او یک آوینی ست؟
اگر هرکسی لباس پیغمبر را تنش کند، پیغمبر است؟ یا مشی او را دارد؟ اگر هرکسی پیرهن فلان بازیکن فوتبال را بپوشد، به مانند او در فوتبال حرفه ایست؟
اینجا ایران است، مذهبی های لولیده در همش با هارالد مانته بدنبال تکنیک عکاسی شهودی میگردند!
و با اسم عکاسی متعهدش، به دامان اِسموتی انبه پناه می برند!
گمشدگانِ بی راهه دیده ای که بزرگ ترشان، گمشده ترشان میکند تا از حجاب به پوشش انسان های اولیه برسنند که خب، برجستگیی را هم بلد هستند با چیزکی که اسمش را گذاشتند کالکشن حجاب بانوان، بپوشانند!
آن می شود که درماندگانِ ممیزِ بی تمیزِ شیرِ نفت دیده ی وصل شده ی به امکانات حداکثریِ چنبره زده بر هرچیزی و هرچیزی برای یک شهرستانیِ مخلصِ باسوادِ بی ادعای مذهبی، می شود یک آرزو!
اینجا می شود ایرانِ دوست داشتنی آنها!
گروهکی که یک جعبه سیب تازه و سالم را به یکجعبه سیب فاسد و کرمکی تبدیل میکنند!
#قسمت_اول
@Nothingmann
همه چیز در نظر ِ چشم ِ نظر کرده ی حسین، کور می شود که کلّ غیر حسین، فان است و وجه الله ِ حسین باقی!
چشم ِ حسین بین آنقدر شسته میشود که آیه ها را هم جور دیگر می بیند!
آری
لهم اعین لا یبصرون بها الّا الحسین
لهم اذان لایسمعون بها الّا الحسین
وجود ِ با حسین، الّا الحسین را نخواهد شناخت! .
چشم ِ حسین بین آنقدر شسته میشود که آیه ها را هم جور دیگر می بیند!
آری
لهم اعین لا یبصرون بها الّا الحسین
لهم اذان لایسمعون بها الّا الحسین
وجود ِ با حسین، الّا الحسین را نخواهد شناخت! .
نوحه سرایی و سینه زنی و زنجیرزنی، من با همه این ها موافقم؛ ولی به شرط این که شعارها، شعارهای حسینی باشد؛ نه شعارهای من در آوردی، «نوجوان اکبر من، نوجوان اکبر من» شعار حسینی نیست. شعارهای حسینی شعارهایی است که از این تیپ باشد؛ فریاد می کند:
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه؟ لیر غب المؤمن فی لقاء الله محقاً»؛ ای مردم! نمی بینید که به حق عمل نمی شود و کسی از باطل روی گردان نیست؟ در چنین شرایطی مؤمن باید لقاء پروردگارش را بر چنین زندگی ای ترجیح بدهد.
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
@Nothingmann
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه؟ لیر غب المؤمن فی لقاء الله محقاً»؛ ای مردم! نمی بینید که به حق عمل نمی شود و کسی از باطل روی گردان نیست؟ در چنین شرایطی مؤمن باید لقاء پروردگارش را بر چنین زندگی ای ترجیح بدهد.
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
@Nothingmann
هم سابقهی درخشانِ بودن با علی (ع) را داشت و هم همراهیِ با حسنِ مجتبی (ع)توی روزهای نامهربانی. امضای او هم روی نامههای کوفی بود، اما وقتی دید کوچههای کوفه، رنگ نفاق و پیمانشکنی گرفته، خودش را شبانه و مخفیانه به حسین رسانید. دلِ همه گرم شد به آمدنش. زینب هم لبخند زد و گفت: «سلام من را به حبیب برسانید».
غبطه دارد خواندن شرح حالِ پیرمردی که یک عمر، زهد و تقوا و مجاهدتش را به امضای حسین رسانید. که هفتاد و پنجسالگیاش را به پای حسین ریخت.
#حبیب_بن_مظاهر_اسدی
#یاران_حسین
@Nothingmann
غبطه دارد خواندن شرح حالِ پیرمردی که یک عمر، زهد و تقوا و مجاهدتش را به امضای حسین رسانید. که هفتاد و پنجسالگیاش را به پای حسین ریخت.
#حبیب_بن_مظاهر_اسدی
#یاران_حسین
@Nothingmann
وقتی که از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم، بخاطر خانواده ترسیدیم، بخاطر دوستان ترسیدیم، بخاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا کردن کاسبی، برای پیدا کردن یک خانه دارای یک اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی بخاطر این چیزها حرکت نکردیم، معلوم است، ده نفر مثل امام حسین هم که بیایند همه شهید خواهند شد.
#سید_علی_خامنه_ای
@Nothingmann
#سید_علی_خامنه_ای
@Nothingmann
ما گاهى مانند آتشفشانهايى هستيم كه واقعاً مىجوشيم و مىخروشيم، ولى براى لحظهاى. نمىشود روى ما برنامه ريزى كرد. براى يك حركت طولانى و مستمر، هيچ خوب نيستيم.
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
یکی دیگر از لقبهای شیرینش هم این بود؛ «کاشفَ الکرب عَن وجهِ الحُسین». بلد بود غم را از چهرهی برادرش بزداید، ببرد. حسین علیهالسّلام وقتی میدیدش چهرهاش روشن میشد، خندان میشد. بس که خاطرش را میخواست.
لابد برای همین، وقتی که آمد برای رفتن اجازه بگیرد، حسین علیهالسلام گریه کرد؛ خیلی گریه کرد.
و اصل روضه همینجاست؛ هماین گریهی غریبانه، هماین گریهای که بندبندِ دل آدم را از هم میپاشانَد- بعد گفت: «تو علمدار منی، کجا میخواهی بروی»؟ در جوابِ برادر جملهای گفته که تصور آن لحظههاش ذرهای ممکن میشود؛ «آنقدر از زندگی بیزار شدهام که سینهام تنگی میکند ...
#عباس_علیه_السلام
#یاران_حسین
@Nothingmann
لابد برای همین، وقتی که آمد برای رفتن اجازه بگیرد، حسین علیهالسلام گریه کرد؛ خیلی گریه کرد.
و اصل روضه همینجاست؛ هماین گریهی غریبانه، هماین گریهای که بندبندِ دل آدم را از هم میپاشانَد- بعد گفت: «تو علمدار منی، کجا میخواهی بروی»؟ در جوابِ برادر جملهای گفته که تصور آن لحظههاش ذرهای ممکن میشود؛ «آنقدر از زندگی بیزار شدهام که سینهام تنگی میکند ...
#عباس_علیه_السلام
#یاران_حسین
@Nothingmann
آگاه باشید که این مرد بی پدر(عُبیدالله بن زیاد) مرا بین دو چیز ثابت و میخکوب نموده است: یا با شمشیر جنگ کردن و شربت شهادت نوشیدن، و یا تن به ذلّت و خواری دادن؛
وهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، چقدر ذلّت از ما دور است!
خداوند بر ما زبونی و ذِلّت را نمی پسندد، و رسول خدا و مؤمنین نمی پسندند، و دامن های پاک و پاکیزه ای که ما را در خود پرورش داده اند، و سرهای پر حمیت، و نفس های استواریکه ابداً زیر بار ظلم و تعدّی نمی روند، بر ما نمی پسندند که اطاعت فرومایگان و زشت سیرتان را بر قتلگاه کریمان و شرافتمندان ترجیح دهیم
#خطبه_امام_حسین_علیه_السلام_در_عاشورا
@Nothingmann
وهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، چقدر ذلّت از ما دور است!
خداوند بر ما زبونی و ذِلّت را نمی پسندد، و رسول خدا و مؤمنین نمی پسندند، و دامن های پاک و پاکیزه ای که ما را در خود پرورش داده اند، و سرهای پر حمیت، و نفس های استواریکه ابداً زیر بار ظلم و تعدّی نمی روند، بر ما نمی پسندند که اطاعت فرومایگان و زشت سیرتان را بر قتلگاه کریمان و شرافتمندان ترجیح دهیم
#خطبه_امام_حسین_علیه_السلام_در_عاشورا
@Nothingmann
هیچ چیز، جای واجبات ما را نمی گیرد ، متاسفانه ما در فرار از واجبات دینی به مستحبات پناه می بریم ، فکر کردیم که 10 تا زیارت عاشورا بگذاریم ، جایگزین سکوت ما در برابر ظلم و جایگزین بی همتی ما در برابر فقر محرومین و تکاثر متکاثرین می شود ! اینجور نیست .
همان قدر که دغدغه نمازها و روزه های قضا شده را داریم ، باید دغدغه نهی از منکرهای قضا شده مان را نیز داشته باشیم . چه نهی از منکر هایی که از ما قضا شد ، با توجیهات مختلف !
#وحید_جلیلی
@Nothingmann
همان قدر که دغدغه نمازها و روزه های قضا شده را داریم ، باید دغدغه نهی از منکرهای قضا شده مان را نیز داشته باشیم . چه نهی از منکر هایی که از ما قضا شد ، با توجیهات مختلف !
#وحید_جلیلی
@Nothingmann
وقتي بشر وضع جبّارانه و اسارت در چنگال روزگار را پذيرفت ديگر حُسن ظنّ به خدا و توكّل و نشاط ديني به پريشان فكري و پوچ انگاري تبديل ميشود، و حسين علیه السلام در چنين شرايطي حكم زمانه را محكوم و حكم خدا را حاكم دانست و سران جامعة اسلامي را به نپذيرفتن حكم زمانه دعوت كرد.
#کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
#کربلا_مبارزه_با_پوچی_ها
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
بیماری بچهپولدار ، مفتخوری است و بیعرضگیهایش را با پول نفت میپوشانند. نتیجه وابستگی به نفت این است که تحت فشار خارجی همه چیز را میدهیم و بچهپولدار مفتخور تبدیل به بچه بیغیرت بین المللی میشود که تحت فشار میترسد .
#رحیم_پور_ازغدی
@Nothingmann
#رحیم_پور_ازغدی
@Nothingmann
هر گناهی در آن دنیا عقوبت دارد، اما خدا از بعضی گناهان در همین دنیا هم نخواهد گذشت. یکی از آن گناهانی که در همین دنیا عکس العمل دارد- که میتوانید آن را تجربه و آزمایش کنید- گناه تهمت زنی و آبروبری است.آن که تهمت به ناحق میزند، در یک روز گرفتارش خواهد شد، حال با کسی مثل خودش به او تهمت ناحق خواهد زد و یا به شکلی رسوا و مفتضح خواهد شد
آشنایی با قرآن جلد 5 ص57
#شهید_مطهری
@Nothingmann
آشنایی با قرآن جلد 5 ص57
#شهید_مطهری
@Nothingmann
آيا شما امّت آن کسي نيستيد که بالاي منبر، پيراهنش را تکان ميداد تا بخشکد، چون پيراهن ديگري نداشت؟ و چون هدف اصلي زندگي دنيايي را بهخوبي ميشناخت اصل را بر داشتن هر چه بيشتر دنيا قرار نداده بود.
گمان ميکنيد با غفلت از هدف اصلي زندگي، خداوند شمشير انتقامش را بر ملّتي که به دين پشت کند و در طلب دنيا و استفاده از آن اسراف کند، نميکشد؟ آيا فکر ميکنيد با اين روندِ مصرف، آيندهي خوبي در انتظار ملّت است؟ آب را اسراف ميکنيم! گوشت را اسراف ميکنيم و... چه چيزي را اسراف نميکنيم؟ «واللهُ عَزيزٌ ذُوانتِقام» و خداوند شکستناپذيري است داراي انتقام. يعني کسي که به بندگي خدا تن ندهد و به دين خدا پشت پا زند، خداوند از او انتقام ميگيرد. چون آنطور که شايسته بود از فرصتها و امکانات استفاده نکرد.
آن امتی که هدف خود را فراموش کند ، ملاکهايش به هم ميخورد، نه دشمن خود را درست ميشناسد و نه دوست خود را، همچنان که نه آثار سوء کفر را ميشناسد و نه برکات ايمان را. اگر ميخواهيد ثمرهي ايمان را بچشيد و ارزش نبوّت را بيابيد و آفات کفر کافران را در زندگيشان درک کنيد، ابتدا بايد آفات بيهدفي آنها را بفهميد تا معلوم شود شرک به خدا عين بيهدفي است و هر اندازه انسان بيشتر از توحيد فاصله بگيرد بيشتر در زندگي سرگردان ميشود.
اقتصاد به شيوهي غربي مبتني بر توليد انبوه است و لذا بدون مصرف انبوه به مشکل ميافتد و براي اينکه چرخ عظيم آن بچرخد بايد مرتب مصرف کرد .
و هلاکت اين اقتصاد، قناعت است ...
.
برداشت از کتاب :
#چه_نیازی_به_نبی
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
گمان ميکنيد با غفلت از هدف اصلي زندگي، خداوند شمشير انتقامش را بر ملّتي که به دين پشت کند و در طلب دنيا و استفاده از آن اسراف کند، نميکشد؟ آيا فکر ميکنيد با اين روندِ مصرف، آيندهي خوبي در انتظار ملّت است؟ آب را اسراف ميکنيم! گوشت را اسراف ميکنيم و... چه چيزي را اسراف نميکنيم؟ «واللهُ عَزيزٌ ذُوانتِقام» و خداوند شکستناپذيري است داراي انتقام. يعني کسي که به بندگي خدا تن ندهد و به دين خدا پشت پا زند، خداوند از او انتقام ميگيرد. چون آنطور که شايسته بود از فرصتها و امکانات استفاده نکرد.
آن امتی که هدف خود را فراموش کند ، ملاکهايش به هم ميخورد، نه دشمن خود را درست ميشناسد و نه دوست خود را، همچنان که نه آثار سوء کفر را ميشناسد و نه برکات ايمان را. اگر ميخواهيد ثمرهي ايمان را بچشيد و ارزش نبوّت را بيابيد و آفات کفر کافران را در زندگيشان درک کنيد، ابتدا بايد آفات بيهدفي آنها را بفهميد تا معلوم شود شرک به خدا عين بيهدفي است و هر اندازه انسان بيشتر از توحيد فاصله بگيرد بيشتر در زندگي سرگردان ميشود.
اقتصاد به شيوهي غربي مبتني بر توليد انبوه است و لذا بدون مصرف انبوه به مشکل ميافتد و براي اينکه چرخ عظيم آن بچرخد بايد مرتب مصرف کرد .
و هلاکت اين اقتصاد، قناعت است ...
.
برداشت از کتاب :
#چه_نیازی_به_نبی
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann