کسی که رابطه با خدا دارد شکست ندارد؛ شکست مال کسی است که آمالش دنیا باشد.اگر آماْل غیب و ماورای غیب باشد، شکست ندارد.
شکست مال کسانی است که معتمد به شیطانند و ذخایر دنیا قلبشان را فرا گرفته است.
#امام_خمینی(ره)
@Nothingmann
شکست مال کسانی است که معتمد به شیطانند و ذخایر دنیا قلبشان را فرا گرفته است.
#امام_خمینی(ره)
@Nothingmann
زیارت شما آسان ترین کار است!
وقتی فرشته ها مامور رساندن سلامند
کافیست واژهها را راهی کنم
السلام علیک یا ابا عبدالله.
وقتی فرشته ها مامور رساندن سلامند
کافیست واژهها را راهی کنم
السلام علیک یا ابا عبدالله.
حسین«ع» کربلا را به نمایش گذاشتند تا روح انسان به لجنزارها عادت نکند و پستیها را توجیه ننماید، و بذر حیوانیت نپاشد، و هست و نیست را مساوی نگیرد و چون سگ ولگرد در زندگی پرسه نزند، و گرفتار آرزوهای مالیخولیایی روزهای تکراری بیهوده نگردد، روزهایی که هیچ واقعیتی ندارد، مگر عدمِ معدومها، که پایههایش روی نبودیها است.
سر فروبردن در چالهی درون خود، رؤیاهایی بدون هیچ واقعیت و دردمندی و مسئولیت، دلخوشکنکهای کودکانه، ایجاد خوشبختیهای احمقانه و شهوت و نفرتها. با توطئهی سکوت در مقابل ارزشهای الهی، حیوانیت را تبلیغکردن. یأس و شک و پوچی و بیاحساسی را دامنزدن، همه و همه قصهی انسانی است که گرفتار ظلمات دوران خود شده.
وقتی ذائقه ما از روح حسین«ع» دور شد، باید منتظر هرگونه بیتفاوتی و خوشبختیهای احمقانه بود و این مرگ یک ملت است.
و کربلا دستورالعمل نجات از مرگ.
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
سر فروبردن در چالهی درون خود، رؤیاهایی بدون هیچ واقعیت و دردمندی و مسئولیت، دلخوشکنکهای کودکانه، ایجاد خوشبختیهای احمقانه و شهوت و نفرتها. با توطئهی سکوت در مقابل ارزشهای الهی، حیوانیت را تبلیغکردن. یأس و شک و پوچی و بیاحساسی را دامنزدن، همه و همه قصهی انسانی است که گرفتار ظلمات دوران خود شده.
وقتی ذائقه ما از روح حسین«ع» دور شد، باید منتظر هرگونه بیتفاوتی و خوشبختیهای احمقانه بود و این مرگ یک ملت است.
و کربلا دستورالعمل نجات از مرگ.
#استاد_طاهرزاده
@Nothingmann
پس از ورود به صحراى صفین براى در اختيار گرفتن آب فرات خطاب به خط شكنان سپاه فرمود:
شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان در مرگ پيروزمندانه شماست. آگاه باشيد معاويه گروهى از گمراهان را همراه آورده و حقيقت را از آنان مى پوشاند، تا كور كورانه گلوهايشان را آماج تير و شمشير كنند.
#خطبه_پنجاه_یکم
#نهج_البلاغه
#موضوع: زندگی با ذلت، مرگ با عزت
@Nothingmann
شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند. اكنون بر سر دو راهى قرار داريد: يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. پس بدانيد كه مرگ در زندگى توأم با شكست، و زندگى جاويدان در مرگ پيروزمندانه شماست. آگاه باشيد معاويه گروهى از گمراهان را همراه آورده و حقيقت را از آنان مى پوشاند، تا كور كورانه گلوهايشان را آماج تير و شمشير كنند.
#خطبه_پنجاه_یکم
#نهج_البلاغه
#موضوع: زندگی با ذلت، مرگ با عزت
@Nothingmann
ما به فطرت خویش باز گشتهایم و در آن حسین بن علی(ع) را یافتهایم و اینچنین است اگر حسینندیده «حسین حسین» میكنیم.
کتاب گنجینه ی آسمانی / ص 126
#آسید_مرتضی_آوینی
@Nothingmann
کتاب گنجینه ی آسمانی / ص 126
#آسید_مرتضی_آوینی
@Nothingmann
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَي الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْني وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَي الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود ، خدا مجاهدان به مال و جان را بر خانه نشینان بلندی و برتری بخشیده و همه را وعده پاداش نیکو فرموده ، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.
#نسا_95
....
ملاکها را میبینید؟
خانهنشینهایی که به خاطر دین ضرری ندیدهاند، رنجی نکشیدهاند، جان و مال و آبرو ندادهاند.
من و تو کجای این نامساوی هستیم؟
مجاهدون یا قاعدون (مؤمنهای نایس! ) ؟
@Nothingmann
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود ، خدا مجاهدان به مال و جان را بر خانه نشینان بلندی و برتری بخشیده و همه را وعده پاداش نیکو فرموده ، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.
#نسا_95
....
ملاکها را میبینید؟
خانهنشینهایی که به خاطر دین ضرری ندیدهاند، رنجی نکشیدهاند، جان و مال و آبرو ندادهاند.
من و تو کجای این نامساوی هستیم؟
مجاهدون یا قاعدون (مؤمنهای نایس! ) ؟
@Nothingmann
روضه خوان بيچاره ميبيند كه اگر بنا بشود هرچه ميگويد از آن راست ها باشد مجلسش نميگيرد، بعد همين مردم هم دعوتش نميكنند، ناچار يك چيزي هم اضافه ميكند. اين انتظار را مردم بايد از سر خودشان بيرون كنند، نگويند فلان روضه خواني كه مجلس او ميگيرد، فلان روضه خواني كه كربلا ميكند. كربلا ميكند يعني چه؟! شما بايد روضه راست را بشنويد و معارف و سطح فكرتان بالا بيايد، به طوري كه اگر در يك كلمه روحتان اهتزاز پيدا كرد، يعني با روح حسين بن علي هماهنگي كرد، و اشكي ولو ذره اي، ولو به قدر بال مگس جاري شد،اگر يك چنين اشكي در حالت هماهنگي روح شما با حسين بن علي از چشم شما بيرون بيايد، واقعاً مقام بزرگي براي شماست.
اما اشكي كه از راه قصّابي كردن بخواهد از چشم شما بيايد، اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
اما اشكي كه از راه قصّابي كردن بخواهد از چشم شما بيايد، اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
#درهم_لولیدگی_فکری_با_طعم_من_یک_مذهبی_خوشگل_هستم!
سالها قبل یک شهری به نام طهران وجود پیدا کرد، طهران در طول زمان به تهران تبدیل و بعدها پایتخت بزرگ ترین کشور اسلامی جهان شد. انواع و اقسام دفاتر فرهنگی به وجود آمدند و هرکس یک شیر نفت دستش گرفت که ما برای درد دینمان باید خرج کنیم، مدت ها گذشت که آنها فهمیدند ماهیت خود را از پایتختشان گرفتند نه از تکلیفشان!
اختلافات جدی می شود، اختلافاتی که بویی از حسادت را میشود در آن شنید!
نسل چندم انقلابی پا به میدان میگذارد، نسل جوان انقلابی تیزهوش و پرکار و با صلابت. اما این بین یک یا چند #گروهکی هم هستند که معمولا یک بزرگ تر آنها را مدیریت میکند.
در شرح این گروهک ها اینطور می شود گفت:
آنها برای هرکاری جمع می شوند یک پیکسلکی هم روی بند دوربینشان می زنند و میخواهند یا جلوی یک شکست عشقی را بگیرند یا یک کافه فلانی را نشان دهند که مذهبی ها شادترند یا عاشقترند یا اینکه یک گلی هم دستشان بگیرند و روبروی خودکشی بمانند که مگر هشتگ مارا نمیبینی بی پدر!
جمع شدنشان برای عکاسی، به یک سیاهو سفیدی از جامعه اسلامی میرسد که بله، که چادری ها هم میتوانند از روبروی کرکره ی مغازه ای هم رد شوند که یک طرفش سیاه باشد و یک طرفش هیچ!
هر چهارسال هم احساس تکلیف میکنند و ژست من بلدم از القاب سیاسی استفاده کنمی هم میگیرند که بله، فلانی ها طبق تعریف بهمانی ضد انقلابند! این عمار؟
رئیس قبیله هم چون یکبار توانسته رابطه با شیرنفت، ببخشید منظور همان دفاتر فرهنگی بود برقرار کند یک استاد می شود در چشم اعضای دوست داشتنیِ پاستیلی اش!
یک استان بزرگ اگر پایتخت هم باشد، نمی تواند آدم ها را بزرگ کند به خودی خود، البت می تواند آدمک بزرگ تربیت کند!
آنجا یک شرایطی ایجاد می شود که هرکس و ناکسی می تواند استاد باشد!
آن ها آنقدر قوی هستند که مارا می برند در یک حاشیه، طوری که خیال می شود در یک گودی نشسته ایم کنارش نه ، وسط آن!
آنها با ظاهری که دوست دارد دینی باشد به بطن دین فحش می دهند! ظاهری که اَدای دینی در آوردن داشته باشد، می تواند کمک حال دیگران باشد در دینی کردنشان؟
من برایتان آوینی را مثال می زنم، اگر هرکسی یک عینک و لباس آوینی مانند بپوشد، آیا او یک آوینی ست؟
اگر هرکسی لباس پیغمبر را تنش کند، پیغمبر است؟ یا مشی او را دارد؟ اگر هرکسی پیرهن فلان بازیکن فوتبال را بپوشد، به مانند او در فوتبال حرفه ایست؟
اینجا ایران است، مذهبی های لولیده در همش با هارالد مانته بدنبال تکنیک عکاسی شهودی میگردند!
و با اسم عکاسی متعهدش، به دامان اِسموتی انبه پناه می برند!
گمشدگانِ بی راهه دیده ای که بزرگ ترشان، گمشده ترشان میکند تا از حجاب به پوشش انسان های اولیه برسنند که خب، برجستگیی را هم بلد هستند با چیزکی که اسمش را گذاشتند کالکشن حجاب بانوان، بپوشانند!
آن می شود که درماندگانِ ممیزِ بی تمیزِ شیرِ نفت دیده ی وصل شده ی به امکانات حداکثریِ چنبره زده بر هرچیزی و هرچیزی برای یک شهرستانیِ مخلصِ باسوادِ بی ادعای مذهبی، می شود یک آرزو!
اینجا می شود ایرانِ دوست داشتنی آنها!
گروهکی که یک جعبه سیب تازه و سالم را به یکجعبه سیب فاسد و کرمکی تبدیل میکنند!
#قسمت_اول
@Nothingmann
سالها قبل یک شهری به نام طهران وجود پیدا کرد، طهران در طول زمان به تهران تبدیل و بعدها پایتخت بزرگ ترین کشور اسلامی جهان شد. انواع و اقسام دفاتر فرهنگی به وجود آمدند و هرکس یک شیر نفت دستش گرفت که ما برای درد دینمان باید خرج کنیم، مدت ها گذشت که آنها فهمیدند ماهیت خود را از پایتختشان گرفتند نه از تکلیفشان!
اختلافات جدی می شود، اختلافاتی که بویی از حسادت را میشود در آن شنید!
نسل چندم انقلابی پا به میدان میگذارد، نسل جوان انقلابی تیزهوش و پرکار و با صلابت. اما این بین یک یا چند #گروهکی هم هستند که معمولا یک بزرگ تر آنها را مدیریت میکند.
در شرح این گروهک ها اینطور می شود گفت:
آنها برای هرکاری جمع می شوند یک پیکسلکی هم روی بند دوربینشان می زنند و میخواهند یا جلوی یک شکست عشقی را بگیرند یا یک کافه فلانی را نشان دهند که مذهبی ها شادترند یا عاشقترند یا اینکه یک گلی هم دستشان بگیرند و روبروی خودکشی بمانند که مگر هشتگ مارا نمیبینی بی پدر!
جمع شدنشان برای عکاسی، به یک سیاهو سفیدی از جامعه اسلامی میرسد که بله، که چادری ها هم میتوانند از روبروی کرکره ی مغازه ای هم رد شوند که یک طرفش سیاه باشد و یک طرفش هیچ!
هر چهارسال هم احساس تکلیف میکنند و ژست من بلدم از القاب سیاسی استفاده کنمی هم میگیرند که بله، فلانی ها طبق تعریف بهمانی ضد انقلابند! این عمار؟
رئیس قبیله هم چون یکبار توانسته رابطه با شیرنفت، ببخشید منظور همان دفاتر فرهنگی بود برقرار کند یک استاد می شود در چشم اعضای دوست داشتنیِ پاستیلی اش!
یک استان بزرگ اگر پایتخت هم باشد، نمی تواند آدم ها را بزرگ کند به خودی خود، البت می تواند آدمک بزرگ تربیت کند!
آنجا یک شرایطی ایجاد می شود که هرکس و ناکسی می تواند استاد باشد!
آن ها آنقدر قوی هستند که مارا می برند در یک حاشیه، طوری که خیال می شود در یک گودی نشسته ایم کنارش نه ، وسط آن!
آنها با ظاهری که دوست دارد دینی باشد به بطن دین فحش می دهند! ظاهری که اَدای دینی در آوردن داشته باشد، می تواند کمک حال دیگران باشد در دینی کردنشان؟
من برایتان آوینی را مثال می زنم، اگر هرکسی یک عینک و لباس آوینی مانند بپوشد، آیا او یک آوینی ست؟
اگر هرکسی لباس پیغمبر را تنش کند، پیغمبر است؟ یا مشی او را دارد؟ اگر هرکسی پیرهن فلان بازیکن فوتبال را بپوشد، به مانند او در فوتبال حرفه ایست؟
اینجا ایران است، مذهبی های لولیده در همش با هارالد مانته بدنبال تکنیک عکاسی شهودی میگردند!
و با اسم عکاسی متعهدش، به دامان اِسموتی انبه پناه می برند!
گمشدگانِ بی راهه دیده ای که بزرگ ترشان، گمشده ترشان میکند تا از حجاب به پوشش انسان های اولیه برسنند که خب، برجستگیی را هم بلد هستند با چیزکی که اسمش را گذاشتند کالکشن حجاب بانوان، بپوشانند!
آن می شود که درماندگانِ ممیزِ بی تمیزِ شیرِ نفت دیده ی وصل شده ی به امکانات حداکثریِ چنبره زده بر هرچیزی و هرچیزی برای یک شهرستانیِ مخلصِ باسوادِ بی ادعای مذهبی، می شود یک آرزو!
اینجا می شود ایرانِ دوست داشتنی آنها!
گروهکی که یک جعبه سیب تازه و سالم را به یکجعبه سیب فاسد و کرمکی تبدیل میکنند!
#قسمت_اول
@Nothingmann
همه چیز در نظر ِ چشم ِ نظر کرده ی حسین، کور می شود که کلّ غیر حسین، فان است و وجه الله ِ حسین باقی!
چشم ِ حسین بین آنقدر شسته میشود که آیه ها را هم جور دیگر می بیند!
آری
لهم اعین لا یبصرون بها الّا الحسین
لهم اذان لایسمعون بها الّا الحسین
وجود ِ با حسین، الّا الحسین را نخواهد شناخت! .
چشم ِ حسین بین آنقدر شسته میشود که آیه ها را هم جور دیگر می بیند!
آری
لهم اعین لا یبصرون بها الّا الحسین
لهم اذان لایسمعون بها الّا الحسین
وجود ِ با حسین، الّا الحسین را نخواهد شناخت! .
نوحه سرایی و سینه زنی و زنجیرزنی، من با همه این ها موافقم؛ ولی به شرط این که شعارها، شعارهای حسینی باشد؛ نه شعارهای من در آوردی، «نوجوان اکبر من، نوجوان اکبر من» شعار حسینی نیست. شعارهای حسینی شعارهایی است که از این تیپ باشد؛ فریاد می کند:
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه؟ لیر غب المؤمن فی لقاء الله محقاً»؛ ای مردم! نمی بینید که به حق عمل نمی شود و کسی از باطل روی گردان نیست؟ در چنین شرایطی مؤمن باید لقاء پروردگارش را بر چنین زندگی ای ترجیح بدهد.
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
@Nothingmann
«الا ترون ان الحق لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه؟ لیر غب المؤمن فی لقاء الله محقاً»؛ ای مردم! نمی بینید که به حق عمل نمی شود و کسی از باطل روی گردان نیست؟ در چنین شرایطی مؤمن باید لقاء پروردگارش را بر چنین زندگی ای ترجیح بدهد.
#حماسه_حسینی
#شهید_مطهری
@Nothingmann
هم سابقهی درخشانِ بودن با علی (ع) را داشت و هم همراهیِ با حسنِ مجتبی (ع)توی روزهای نامهربانی. امضای او هم روی نامههای کوفی بود، اما وقتی دید کوچههای کوفه، رنگ نفاق و پیمانشکنی گرفته، خودش را شبانه و مخفیانه به حسین رسانید. دلِ همه گرم شد به آمدنش. زینب هم لبخند زد و گفت: «سلام من را به حبیب برسانید».
غبطه دارد خواندن شرح حالِ پیرمردی که یک عمر، زهد و تقوا و مجاهدتش را به امضای حسین رسانید. که هفتاد و پنجسالگیاش را به پای حسین ریخت.
#حبیب_بن_مظاهر_اسدی
#یاران_حسین
@Nothingmann
غبطه دارد خواندن شرح حالِ پیرمردی که یک عمر، زهد و تقوا و مجاهدتش را به امضای حسین رسانید. که هفتاد و پنجسالگیاش را به پای حسین ریخت.
#حبیب_بن_مظاهر_اسدی
#یاران_حسین
@Nothingmann
وقتی که از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم، بخاطر خانواده ترسیدیم، بخاطر دوستان ترسیدیم، بخاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا کردن کاسبی، برای پیدا کردن یک خانه دارای یک اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی بخاطر این چیزها حرکت نکردیم، معلوم است، ده نفر مثل امام حسین هم که بیایند همه شهید خواهند شد.
#سید_علی_خامنه_ای
@Nothingmann
#سید_علی_خامنه_ای
@Nothingmann
ما گاهى مانند آتشفشانهايى هستيم كه واقعاً مىجوشيم و مىخروشيم، ولى براى لحظهاى. نمىشود روى ما برنامه ريزى كرد. براى يك حركت طولانى و مستمر، هيچ خوب نيستيم.
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
#استاد_علی_صفایی_حائری
@Nothingmann
یکی دیگر از لقبهای شیرینش هم این بود؛ «کاشفَ الکرب عَن وجهِ الحُسین». بلد بود غم را از چهرهی برادرش بزداید، ببرد. حسین علیهالسّلام وقتی میدیدش چهرهاش روشن میشد، خندان میشد. بس که خاطرش را میخواست.
لابد برای همین، وقتی که آمد برای رفتن اجازه بگیرد، حسین علیهالسلام گریه کرد؛ خیلی گریه کرد.
و اصل روضه همینجاست؛ هماین گریهی غریبانه، هماین گریهای که بندبندِ دل آدم را از هم میپاشانَد- بعد گفت: «تو علمدار منی، کجا میخواهی بروی»؟ در جوابِ برادر جملهای گفته که تصور آن لحظههاش ذرهای ممکن میشود؛ «آنقدر از زندگی بیزار شدهام که سینهام تنگی میکند ...
#عباس_علیه_السلام
#یاران_حسین
@Nothingmann
لابد برای همین، وقتی که آمد برای رفتن اجازه بگیرد، حسین علیهالسلام گریه کرد؛ خیلی گریه کرد.
و اصل روضه همینجاست؛ هماین گریهی غریبانه، هماین گریهای که بندبندِ دل آدم را از هم میپاشانَد- بعد گفت: «تو علمدار منی، کجا میخواهی بروی»؟ در جوابِ برادر جملهای گفته که تصور آن لحظههاش ذرهای ممکن میشود؛ «آنقدر از زندگی بیزار شدهام که سینهام تنگی میکند ...
#عباس_علیه_السلام
#یاران_حسین
@Nothingmann
آگاه باشید که این مرد بی پدر(عُبیدالله بن زیاد) مرا بین دو چیز ثابت و میخکوب نموده است: یا با شمشیر جنگ کردن و شربت شهادت نوشیدن، و یا تن به ذلّت و خواری دادن؛
وهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، چقدر ذلّت از ما دور است!
خداوند بر ما زبونی و ذِلّت را نمی پسندد، و رسول خدا و مؤمنین نمی پسندند، و دامن های پاک و پاکیزه ای که ما را در خود پرورش داده اند، و سرهای پر حمیت، و نفس های استواریکه ابداً زیر بار ظلم و تعدّی نمی روند، بر ما نمی پسندند که اطاعت فرومایگان و زشت سیرتان را بر قتلگاه کریمان و شرافتمندان ترجیح دهیم
#خطبه_امام_حسین_علیه_السلام_در_عاشورا
@Nothingmann
وهَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه، چقدر ذلّت از ما دور است!
خداوند بر ما زبونی و ذِلّت را نمی پسندد، و رسول خدا و مؤمنین نمی پسندند، و دامن های پاک و پاکیزه ای که ما را در خود پرورش داده اند، و سرهای پر حمیت، و نفس های استواریکه ابداً زیر بار ظلم و تعدّی نمی روند، بر ما نمی پسندند که اطاعت فرومایگان و زشت سیرتان را بر قتلگاه کریمان و شرافتمندان ترجیح دهیم
#خطبه_امام_حسین_علیه_السلام_در_عاشورا
@Nothingmann