یادداشتهای یک دانشجو
253 subscribers
61 photos
2 videos
1 file
241 links
Download Telegram
حوری از کوفه به کوری ز عجم
دم همی داد و حریفی می‌جست
گفتم ای کور دم حور مخور
کو حریف تو به بوی زر توست
هان و هان تا ز خری دم نخوری
ور خوری این مثلش گوی نخست
که خری را به عروسی خواندند
خر بخندید و شد از قهقهه سست
گفت من رقص ندانم به سزا
مطربی نیز ندانم به درست
بهر حمالی خوانند مرا
کاب نیکو کشم و هیزم چست
(دیوان خاقانی شروانی، قطعات).


کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
5
میبدی می‌نویسد:
«ای جوانمرد!
به غنیمت دار آن نَفَسِ دردناک که از سرِ نیاز و گداز و سوزِ دل برآید.
هفتصدهزارساله تسبیحِ ابلیس، در صحرای لاابالی به بادِ بی‌نیازی برداد و آن یک نَفَسِ درویشِ سوخته، و آهِ آن مفلسِ بیچاره، به حضرتِ خود بُرد و این ندا درداد که:
انین المذنبین احبّ الیّ من زجل المسبّحین [ناله‌ی گنه‌کاران را خوش‌تر دارم، تا آوازِ تسبیح‌گزاران.]»

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
4🔥1
آلبر کامو:
«وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند، چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود، آن‌وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد.»

بیدل:
"مدان کارِ کمی با زحمتِ هستی به سر بردن
زِ خود نگذشتن اینجا همتِ مردانه‌ای دارَد..."
#بیدل
#کامو

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
5🕊1
شکسته‌دل‌تر از آن ساغر بلورینم
که در میانهٔ خارا کنی ز دست رها
بدان قرابهٔ آویخته همی‌مانم
که در گلو ببرد موش، ریسمانش را
#خاقانی

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
6👍1
وبا؛
در طبّ قدیم وبا را خاص انسان نمی‌دانستند، بلکه حیواناتی مانند گاو و خر و... هم بدان مبتلا می‌شدند:
"از قضا در دِه وبای گاو خاست
از اجل آن روستایی داو خاست
گاو را بفروخت، حالی خر خرید
گاویش بود و خری بر سر خرید
چون گذشت از بیع ده روز از شمار
شد وبای خر در آن دِه آشکار"
نقل از فرهنگ اصطلاحات طبی در ادب فارسی، علی اکبر باقری خلیلی

در دیوان خاقانی شروانی نیز آمده است:
"خود به حضور سگی بحر نگردد نجس
خود به حضور خری خلد نیابد وبا"
تصحیح ضیاءالدّین سجّادی، ص ۳۸

پ.ن: ضبط در تصحیح جدید -که در حال انجام است- کمی متفاوت است.
#خاقانی
#تصحیح

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
بر قد لاله قمر دوخت قباهای رش
خشتکِ نفطی نهاد بر سر چینی‌قبا


رش: نوعی جامهٔ ابریشمین گران‌بها.
خشتک: پارچهٔ چهارگوشه زیر بغل جامه، سجاف و بغلک.
نفطی: تیره و سیاه.
خشتک نفطی: استعاره از داغ و سیاهی وسط لاله.
چینی قبا: قبای سرخ چینی.
پیشینیان ماه را صبّاغ و مشّاطهٔ گل‌ها می‌پنداشتند و معتقد بودند که رنگ سرخ گل و لاله بر اثر رنگرزی ماه است و شاید همین باور در ذهن خاقانی سبب شده است که قمر را خیاطی بپندارد که بر اندام لاله قبای ابریشمین می‌دوزد.
پ.ن: در تصحیح جدید، بر اساس یک دست‌نویس و نیز قرائن درون متنی، ضبط بیت کمی متفاوت است.
#شرح
#خاقانی
#تصحیح

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
4👏2👍1
در فرهنگ پزشکی (نوشته دکتر لیلا هاشمیان، ۱۳۹۴، دانشگاه همدان) ذیل «حسین طبیب» آمده:
«از اطبا زمان میرزا ابوالقاسم بابر و سلطان ابوسعید بود. برادرزاده‌اش مسیح الدین نیز پزشک بود». سپس به این بیت استناد میجوید:
مشفق عمرها حسین طبیب/ در همه فعل‌ها بدیع و غریب
بیت از مسعود سعد سلمان است؛ با این حساب، «حسین» مدخل، هیچ ربطی به «حسین» بیت ندارد زیرا لااقل پنج قرن بین این دو فاصله است!
لازم است بگویم، «حسین طبیب» در دیوان مسعود سعد، هویت مشخص ندارد و بر ما پوشیده است. یکی از نسخه‌بدل‌ها، بجای «حسین»٬«حنین» دارد که پربی‌راه نیست.
پ.ن: بنده مقاله‌ای در نقد این فرهنگ نوشته‌ام که می‌تواند[اینجا] کامل آن را مطالعه بفرمایید.
#نقد
#پزشکی
#طب

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
1
تک‌بیتی از طالب آملی:

آن طفل یتیمم که ز بس بی‌کسم، از باد
دریوزه کنم جنبش گهواره خود را...
💔11
عجب تصویری از بشاربن بُرد:
گویی سَبُویِ ما وُ قطره‌یِ می در دهانِ وی
همچون پرنده‌ایست که یاقوت می‌خورد!
...
کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
😍3👍1
با توجّه به بافت کلام، در این عبارت، "نیز" فاقد معنای محصل است. اگر این واژه در متن، غلط مطبعی نباشد، تصحیف واژهٔ "تیز" (تند) است.

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
👌2
آفتاب یا ماهتاب؛
ابیات از دیوان سیف اسفرنگی است. بیت مشخص‌شده در دو تصحیح زبیری و جعفری، به همین شکل ثبت شده. در برخی دست‌نویس‌ها، به‌جای "آفتاب"، "ماهتاب" مضبوط است و با توجّه به "چاه، مقنع و طلسم" ضبط "ماهتاب" ضبط موجه‌تری است.


کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
بسیار نبرد یا بسیار نیرو؛
ذیل مدخل "شرزه" آمده: به معنی خشمگین و پرقدرت بسیار نبرد بود... .
به نظرم می‌رسد، درین مدخل تصحیفی رخ داده است؛ "بسیار نبرد"، تصحیف و بدخوانی‌ای از "بسیار نیرو" است. بنابر این موضوع، مدخل باید چنین اصلاح شود: "به معنی خشمگین و پرقدرت؛ بسیار نبرد بود...".

کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
اتباع یا انباغ؛
در متنِ تصویر، "اتباع" بی‌معنا می‌نماید. به نظرم مصحح محترم، دچار بدخوانی شده است و واژه را به تصحیف خوانده است. "اتباع"، تصحیفی از "انباغ" است. برای مزید اطلاع از این واژه ارجاع می‌دهم به مدخل "انباغ" از لغت‌نامه:
انباغ: دو زن را گویند که در نکاح یک مرد باشند، و هر یک از ایشان مر دیگری را انباغ باشد. (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ) (از مؤید الفضلاء) (از شرفنامه ٔ منیری ). ضره . (دهار) آموسنی . (ناظم الاطباء). وسنی . هوو. هبو. بنانج . (یادداشت مؤلف ). بهندی سوکن نامند. (شرفنامه ٔ منیری ). بهندی سوت گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).


کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
👌1
در گذشته عطّاران «حنا» را لایِ کاغذ میپیچیده‌اند. با این دانسته، به بیت انوری بنگرید:
«هر آن مثال که توقیع تو بر آن نبود//زمانه طی نکند جز برای حنی را».



کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
👏1
از این بیت خاقانی برمی‌آید که عاشقان به معشوق گُل می‌داده‌اند:

"گُل چو ز عدل زاید میرَد حنوط بر تن
تابوت، دست عاشق؛ گور آستینِ دلبر".
#خاقانی

https://t.me/Notesofastudent
صبحِ بیمارستان
دخترکی طاس
شانه می‌زد:
گیسوانِ عروسک‌اش را!😔


کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
😢31💔1
ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفتهٔ روزگار دریاب

ای سخت‌کمان سست‌پیمان
این بود وفای عهد اصحاب...



کانال یادداشت‌های یک دانشجو ||اکبر حیدریان.

https://t.me/Notesofastudent
3