کوچهی بینام
دیشب خواب کارشناس ارشدم سرکار رو دیدم، این زن واقعا این یکسال خون من رو توی شیشه کرد، زجرم داد، با مدرک پایین تر فقط بخاطر اینکه باباش به سران نظام وصل بود زد توی سر من و کسی که دکترای رشتهمون رو داشت. اون اوایل صبرم بیشتر بود، می گفتم اول کارم هست، باید…
این زن چقدر ما رو اذیت کرده که بعد چند وقت الان میخوام ببینمش قلبم از استرس و حرص و عصبانیت میخواد منفجر بشه، چقدر یکی میتونه خاطره بد از خودش به جا بذاره؟
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
نوشته بود: "مسئلهای که در رهاکردن وجود دارد این است که هیچوقت نمیدانی چه میتوانست بشود. هیچوقت نمیتوانی بفهمی میتوانستی کار را انجام دهی یا نه. و من از ندانستن دربارهی زندگیام خسته شدم."
Forwarded from 𝕯𝖗𝖆𝖌𝖔𝖓
به قول امیر پارسا: «عزیزم خودتو در معرض شانس قراربده، زندگی واقعا رندوم و شانسی جلو میره!»
Forwarded from 🕊️❄️✨⟨اورکا⟩
نمیتونی منو از خودت جدا بدونی ولی انتظار داشته باشی از سمت من صمیمیتی ببینی.
Forwarded from مثلاً روانشناسم! (حدیث عبّاسی)
بهنظرم بخشش واسه رفتارهایی جوابه که غیرعمدی بوده. مشتی تو هزاربار یه رفتار رو عمدی انجام میدی با اینکه میدونی چقدر طرف رو اذیت میکنه، اونوقت انتظار بخشش داری؟
کوچهی بینام
امروز از اون روزاست که دوست دارم انقدر گریه کنم که توی اشکام غرق بشم.
خب تونستم یکی رو خوشحال کنم، حالم بهتره.
واقعا انقدر سخته که اگر کاری داری پیام بدی؟ وقتی چند بار زنگ میزنی جواب نمیدم خودت بدون دوست ندارم باهات حرف بزنم.
اصلا من دقت کردم، جز یه تعداد انگشت شماری از آدمها، با بقیه که میخوام تلفنی صحبت کنم دچار اضطراب میشم.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
گاهی رهاشدن به معنی رهاشدن نیست؛ گاهیوقتها رها میشی، چون باید به سفری بری که خودت باید تنهایی ازش عبور کنی.
Forwarded from مُنگهها
به قول آقای جمال ثریا:
"در دوست داشتنِ تو
خودم را خیلی رنجاندم."
"در دوست داشتنِ تو
خودم را خیلی رنجاندم."