″جوانی،بیشتر از آنکه سن باشد، باور این است که هنوز میشود از نو شروع کرد.
بعضیها بیستساله پیرمیشوند، بعضیها شصتسالگی هنوز برای فردا نقشه میکشند.″
بعضیها بیستساله پیرمیشوند، بعضیها شصتسالگی هنوز برای فردا نقشه میکشند.″
دیشب خواب کارشناس ارشدم سرکار رو دیدم، این زن واقعا این یکسال خون من رو توی شیشه کرد، زجرم داد، با مدرک پایین تر فقط بخاطر اینکه باباش به سران نظام وصل بود زد توی سر من و کسی که دکترای رشتهمون رو داشت. اون اوایل صبرم بیشتر بود، می گفتم اول کارم هست، باید خاک بخورم، اما از یه جا به بعد شب و نصفه شب زنگ میزد کارهاش رو میداد ما انجام بدیم. تهش هم ایراد بنی اسرائیلی میگرفت و کل تلاش های ما رو زیر سوال میبرد.
تهش چیشد؟ حالا که درخواست انتقالی دادم و حتی راضی شدم برم واحدی که اصلا به رشته من مرتبط نیست، بغلم کرد که خیلی زحمت کشیدی، این صندلی برات خالیه همیشه!
بمیر ای زن، بمیر که انقدر زجرم دادی حتی توی خواب هم اذیتم.
تهش چیشد؟ حالا که درخواست انتقالی دادم و حتی راضی شدم برم واحدی که اصلا به رشته من مرتبط نیست، بغلم کرد که خیلی زحمت کشیدی، این صندلی برات خالیه همیشه!
بمیر ای زن، بمیر که انقدر زجرم دادی حتی توی خواب هم اذیتم.
اون اوایل فکر می کردم چقدر مهربونه، بعد فهمیدم نه اتفاقا خیلی پررو و سواستفاده گره.
خیلی روزها اضافه میموندم تا کارها تموم بشه، بهش میگفتم من دو جا کار میکنم، همزمان دانشجو هم هستم، تاکید داشت حواسم هست، اصلا نگران نباش، بعد همیشه مجبور بودم توی مترو و خیابون بدوم که بتونم با تاخیر برسم سر شغل دومم. انقدر وقیح بود که سر یه جشنواره کشوری به من گفت براش مقاله بنویسم، بعد انقدر تایمم کم بود نتونستم برای خودم بنویسم. چه زجری کشیدم و میکشم، امیدوارم انتقالیم از اونجا موافقت بشه، حتی دوست ندارم اگر توی واحد دیگهای باشم هم باهاش اتفاقی روبهرو بشم.
خیلی روزها اضافه میموندم تا کارها تموم بشه، بهش میگفتم من دو جا کار میکنم، همزمان دانشجو هم هستم، تاکید داشت حواسم هست، اصلا نگران نباش، بعد همیشه مجبور بودم توی مترو و خیابون بدوم که بتونم با تاخیر برسم سر شغل دومم. انقدر وقیح بود که سر یه جشنواره کشوری به من گفت براش مقاله بنویسم، بعد انقدر تایمم کم بود نتونستم برای خودم بنویسم. چه زجری کشیدم و میکشم، امیدوارم انتقالیم از اونجا موافقت بشه، حتی دوست ندارم اگر توی واحد دیگهای باشم هم باهاش اتفاقی روبهرو بشم.
Forwarded from چَمانْ (𝒕𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂;)
در این باغ کوچک چرا صدای تبر قطع نمی شود؟
در این باغ کوچک مگر چند سرو و صنوبر هست؟
که این دندان برنده تبر از شکستن شان سیر نمی شود؟
در این باغ کوچک مگر چند سرو و صنوبر هست؟
که این دندان برنده تبر از شکستن شان سیر نمی شود؟
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
دیدگاه دیگهای هست که میگه: "تو نجات پیدا نکردی هنوز، چون نجاتدهندهات هنوز به سنی نرسیده که بتونه نجاتت بده؛ چه بسا اون نجاتدهنده میتونه توی درون خودت باشه."
یه جا خوندم:
«آرامش، وقتی به دست میآید که دست از کنترلِ همه چیز برداری؛
دنیا همیشه از تو بزرگتر بوده، فقط دیر میپذیری.»
«آرامش، وقتی به دست میآید که دست از کنترلِ همه چیز برداری؛
دنیا همیشه از تو بزرگتر بوده، فقط دیر میپذیری.»
آدمها از آنچه به دست نیاوردهاند کمتر رنج میکشند، از آنچه میتوانستند حفظ کنند و از دست دادهاند، بیشتر.
Forwarded from | در خود تنیده |
موفقیت در استمراره. هر وقت خواستی کاری رو انجام بدی. هر وقت از شروع کردن ترسیدی. هر وقت فکر کردی نمیتونی. هروقت خواستی وسطش جا بزنی. یادت بیار که موفقیت در استمراره.
Forwarded from 🕊️❄️✨⟨اورکا⟩
دنیا اینه. آدم از هر دستی بده از همون دست پس میگیره.
عباس معروفی
نمیتونی کسی رو مجبور به تغییر کنی؛ آدمها فقط وقتی تغییر میکنن که دردِ تغییر نکردن، از دردِ تغییر کردن بیشتر بشه.
Forwarded from مخفیگاه من (Agent 30na)
بالا و پایینهای زندگی، اثر جانبی زنده بودنه؛ عین نوار قلب که برای اثبات بودنت، مجبوره مدام از صاف شدن خط فرار کنه.
دلم میخواست آدم سادهای باشم، از اونایی که زود میبخشن، ولی حافظه، اخلاق نیست که بشه تربیتش کرد.
جدیدا میرم توی اتاق، یادم میره برای چی اومدم، گوشی رو دستم میگیرم، نمیدونم دنبال چی بودم، اسم آدمایی که سالها میشناختم، نوک زبونمه، ولی بیرون نمیاد.
اولش فکر میکردم حافظهم ضعیف شده، بعد حدس زدم شاید مشکل، حافظه نیست.
شاید ذهنی که مدتهاست از فکر، نگرانی، استرس و هزار تا باید خسته شده، دیگه حوصله نگهداشتن جزئیات رو نداره.
انگار مغز آدم هم مثل دلش یه جایی میگه: «ببخشید، ظرفیت تکمیل شد.»
اولش فکر میکردم حافظهم ضعیف شده، بعد حدس زدم شاید مشکل، حافظه نیست.
شاید ذهنی که مدتهاست از فکر، نگرانی، استرس و هزار تا باید خسته شده، دیگه حوصله نگهداشتن جزئیات رو نداره.
انگار مغز آدم هم مثل دلش یه جایی میگه: «ببخشید، ظرفیت تکمیل شد.»