𝒩𝗈𝗍𝖾𝗌 𝗅𝖺𝗄𝖾
📖🪽
اینکه توی داستانها چیزی به نام عشق وجود داره خیلی قشنگه ، و اینکه توی واقعیت خیلی وقته که وجود نداره خیلی دردناک
𝒩𝗈𝗍𝖾𝗌 𝗅𝖺𝗄𝖾
📖🪽
کاش یه دعوت نامه هاگوارتز میگرفتم
کاش یه کمد جادویی به دنیای جدیدی پیدا میکردم
کاش میتونستم عضو کمپ دورگهها باشم
کاش مدیر یه مدرسه خیر و شر منو میدزدید
کاش یه خرگوش سفید میدیدم که میرفت تو چاله
کاش یه گل رز داشتم که باهام حرف میزد
کاش یه پسر بچه که بزرگ نمیشه بیاد تو اتاقم
کاش یه زندانی توی سکتر ۴۵ بودم
کاش بفهمم یه ربطی به خدایان یونان دارم
کاش مجبور بودم توی دنیای پریان زندگی کنم
کاش یه همسایه نویسنده داشتم تا باهم کتاب بنویسیم
کاش از یه میلیاردر غریبه عاشقمعما بهم ارث میرسید
کاش وقتی بمیرم حق انتخاب داشته باشم تا توی دنیایی که تصمیمای دیگه ای میگرفتم دوباره زندگی کنم
کاش یه کمد جادویی به دنیای جدیدی پیدا میکردم
کاش میتونستم عضو کمپ دورگهها باشم
کاش مدیر یه مدرسه خیر و شر منو میدزدید
کاش یه خرگوش سفید میدیدم که میرفت تو چاله
کاش یه گل رز داشتم که باهام حرف میزد
کاش یه پسر بچه که بزرگ نمیشه بیاد تو اتاقم
کاش یه زندانی توی سکتر ۴۵ بودم
کاش بفهمم یه ربطی به خدایان یونان دارم
کاش مجبور بودم توی دنیای پریان زندگی کنم
کاش یه همسایه نویسنده داشتم تا باهم کتاب بنویسیم
کاش از یه میلیاردر غریبه عاشقمعما بهم ارث میرسید
کاش وقتی بمیرم حق انتخاب داشته باشم تا توی دنیایی که تصمیمای دیگه ای میگرفتم دوباره زندگی کنم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝔅𝔬𝔯𝔫 𝔱𝔬 𝔡𝔦𝔢 (𝓓𝓲𝓪𝓷𝓪🕯️)
Maybe I'm too delusional🎀
Or maybe you really loved me either
Or maybe you really loved me either
وقتی که مرگ رو حس کنی نگران این میشی که کلی کار هست که هنوز انجام ندادی ، کلی حرفا هست که هنوز به کسی نگفتی ، و کلی چیز که هنوز یاد نگرفتی
I know I was careless with u & ur heart
Fourth of July
Sufjan Stevens
It was night when you died
از خیابان رد میشوم اما دیگر کسی نیست که بازویم را بگیرد تا ماشین به من نخورد
no matter how we choose to live
we both die at the end
Forwarded from Blue, (𓏲࣪𝖣𝗂𝖺𝗇 )
اون بخشی از وجودم که میتونه تحمل کنه رو واقعا از دست دادم.
اون صبحی قشنگه که بدون صدای آلارم بیدار شی و صبحونه مورد علاقه تو بخوری ، و توی سکوت مطلق که فقط صدای گنجشنگها بیاد کتاب بخونی✨ امروز چنین صبحی نبود