I don't remember too much of the last year, but I knew who I was when I got here. 'cause I'm still the same but only entirely different and my lover’s just some lines in some songs
you think you’ve read the book I'm still writing. I can’t imagine wanting so badly to be right, guess I'm forever on your mind.
៹ ࣪˖ 𝑚𝑖𝑠𝑠 𝑢 , 𝑒𝑎𝑟𝑠 𝑡𝑜𝑢𝑟◞ ⋆
Forwarded from Night's like this ⊹ ࣪ ˖🪽 (𝓝ana⋆𐙚)
How can 13 reasons why casts act soooo normal after ruining my whole entire life
تجربه ثابت کرده توتفرنگی خودش کویینه ولی هر چیز صنعتی با طعم توتفرنگی ew
تصور کردم آنجا هستم، وقتی که آرتور دستان جما را در دست گرفته بود و پرسید "آیا هرگز در زندگی خود مرتکب عمل ظالمه ای شدهاید؟" اشک از چشمان جما سرازیر شد و آرتور دستانش را به آرامی فشرد.
جما در چشمان آشنای او زل زد، بدون اینکه ظاهر جدید او را بشناسد "آری، یکبار. آن هم نسبت به کسی که بیش از همه جهان دوستش داشتم." و قلبم مچاله شد و در هم شکست وقتی دستان آرتور بر کلمات جما درباره خودِ قدیمیاش لرزید. ظالمانه بود که آرتور میدانست آن شخص خودش است و جما نمیدانست، اینکه آرتور زنده است و اینجا نشسته، همان کسی که دستانش را نگه داشته. اما دلگرم کننده نیز بود که حالا میتوانست آن کلمات را از زبان جما بشنود، اینکه میگوید او را دوست داشته؛ بدون اینکه بداند مردی که حالا بر دستانش بوسه میزند آرتور است.
جما اعتراض کنان عقب میکشد "نکنید. شما احساسات من را جریحه دار میکنید." و ظالمانه تر از همه این بود که آرتور پاسخ داد "خیال میکنید شما احساسات مردی را که کشتید جریحه دار نساختید؟" و آن وقت بود که تکه های شکسته قلبم فریادکشان پودر شدند. کاش هیچوقت نمیدانستم اخر این قصه چه میشد.
جما در چشمان آشنای او زل زد، بدون اینکه ظاهر جدید او را بشناسد "آری، یکبار. آن هم نسبت به کسی که بیش از همه جهان دوستش داشتم." و قلبم مچاله شد و در هم شکست وقتی دستان آرتور بر کلمات جما درباره خودِ قدیمیاش لرزید. ظالمانه بود که آرتور میدانست آن شخص خودش است و جما نمیدانست، اینکه آرتور زنده است و اینجا نشسته، همان کسی که دستانش را نگه داشته. اما دلگرم کننده نیز بود که حالا میتوانست آن کلمات را از زبان جما بشنود، اینکه میگوید او را دوست داشته؛ بدون اینکه بداند مردی که حالا بر دستانش بوسه میزند آرتور است.
جما اعتراض کنان عقب میکشد "نکنید. شما احساسات من را جریحه دار میکنید." و ظالمانه تر از همه این بود که آرتور پاسخ داد "خیال میکنید شما احساسات مردی را که کشتید جریحه دار نساختید؟" و آن وقت بود که تکه های شکسته قلبم فریادکشان پودر شدند. کاش هیچوقت نمیدانستم اخر این قصه چه میشد.
"we gotta stay strong, we're gonna hold on. this world has turned to dust. all we've got left is love" this is so Aaron n Juliette <3
when it all falls, when it all falls down
I'll be ur fire when the lights go out
when there's no one, no one else around
we'll be two souls in a ghost town
when the world gets cold, I'll be ur cover
let's just hold on to each other
I'll be ur fire when the lights go out
when there's no one, no one else around
we'll be two souls in a ghost town
when the world gets cold, I'll be ur cover
let's just hold on to each other
فکر کنم من و زیست گیاهی کم کم داریم enemies to lovers میشیم
⊹ ˚˖ ◟𝘈 𝘎𝘰𝘭𝘥 𝘙𝘶𝘴𝘩◞ 𖥧 ִֶָ ˓