نکات ریاضی۱
2 subscribers
11 photos
2 files
7 links
Download Telegram
Channel name was changed to «نکات ریاضی۲»
Channel name was changed to «نکات ریاضی۱»
نکاتی در مورد فشردگی در فضا های توپولوژیک

۱-فضای توپولوژیک(X,T )را فشرده گوییم، هرگاه هر پوشش باز X دارای زیر پوشش متناهی باشد.

۲-فرض کنیم مجموعه X متناهی باشد، در این صورت توپولوژی X هر چه باشد (X,T ) فشرده است .

۳_هر فضا که توپولوژی آن متناهی باشد فشرده است .

۴-از نکته ۳ داریم که هر فضای ناگسسته فشرده است.

۵-از نکته ۲ داریم که هر فضای خالی فشرده است.

۶-مجموعه نامتناهی X را با توپولوژی متمم شمارا در نظر بگیرید، در این صورت فضای
(X,T )
فشرده نیست .

۷- مجموعه X را با توپولوژی متمم متناهی در نظر بگیرید ، در این صورت فضای (X,T ) فشرده است.

۸- فرض کنیم A زیرمجموعه ی X باشد و T توپولوژی A-ناشامل باشد، در این صورت فضای (X,T ) فشرده است.

۹- مجموعه نامتناهی X را با توپولوژی {a}-شامل در نظر بگیرید در این صورت فضای (X,T ) فشرده نیست .( aㅌX)

۱۰-در فضای گسسته فشردگی و متناهی بودن معادلند.

۱۱-هر زیر مجموعه بسته ی یک فضای فشرده، خود نیز فشرده است.

۱۲- زیر فضاهای متناهی فضای دلخواه ، خود فضای فشرده‌ اند .

۱۳-زیر مجموعه فشرده یک فضای هاسدورف، بسته است.

۱۴-فشردگی تحت تابع پیوسته حفظ میگردد .

۱۵-فشردگی یک خاصیت توپولوژیک است .

۱۶-اگر X فشرده و Y هاسدورف باشد، در این صورت هر تابع پیوسته f: X→Y، بسته است .

۱۷-اگر X فشرده و Y هاسدورف باشد، در این صورت هر تناظر یک به یک و پیوسته f: X→Y، یک همسانریختی است .

۱۸-حاصل ضرب تعداد متناهی از فضاهای فشرده، فشرده است.

۱۹-در توپولوژی متمم شمارا تنها زیرمجموعه های فشرده، زیرمجموعه های متناهی اند .

۲۰-هر زیر مجموعه نامتناهی یک فضای فشرده ، حداقل دارای یک نقطه اجتماع است .

۲۱-توپولوژی شعاع راست در R فشرده نیست .

۲۲-در یک فضای هاسدورف، اشتراک دلخواه از زیرمجموعه های فشرده، فشرده است .

۲۳-فضای فشرده شده ی تک نقطه‌ای فضای Rⁿ، با کره n بعدی، همسانریخت است.
نکاتی در مورد فضاهای بازتابی (reflexive Spaces )

1-فضای نرمدار X ، بازتابی است اگر نشاننده طبیعی از X به توی دوگان دوم X یعنی **X برو باشد.

۲-هر فضای نرمدار بازتابی یک فضای باناخ است .

۳-هر فضای یکریخت با فضای نرمدار بازتابی، خود بازتابی است.

۴-هر فضای نرمدار متناهی البعد بازتابی است .

۵-فضای Lp پی، و lp، بازتابی اند (برای p>1 <∞)

6-هر زیر فضای بسته یک فضای بازتابی خود نیز بازتابی است.

۷-فضای نرمدار X بازتابی است اگر و تنها اگر *X بازتابی باشد .

۸-اگر X یک فضای بازتابی و M زیر فضای بسته آن باشد آنگاه فضای خرج قسمتی X/M نیز بازتابی است
۹-اگر فضای نرمدار X برابر باشد با دایرکسام (جمع مستقیم)، n تا X آنگاه X بازتابی است اگر و تنها اگر هر X اندیس n بازتابی باشد.

۱۰-فرض کنیم X فضای نرمدار بازتابی و Y فضای باناخ باشد و یک عملگر خطی از X به روی Y موجود باشد آنگاه Y بازتابی است .

۱۱-فضای l¹ و ∞l غیر بازتابی اند .

۱۳-فضاهای L¹و ∞L بازتابی اند اگر و تنها اگر متناهی البعد باشند .

۱۳- فضاهای L¹ و ∞L، بازه [0,1] غیر بازتابی اند.

۱۴-هر فضای هیلبرت یک فضای بازتابی است .

۱۵-یک فضای باناخ الزاما بازتابی نیست .

۱۶-فضای جیمز یک فضای باناخ غیر بازتابی است.
نکاتی درباره مجموعه کانتور

۱-مجموعه کانتور فشرده است

۲-مجموعه کانتور بی نقص است

۳-مجموعه کانتور ناشماراست

۴-مجموعه کانتور کلا ناهمبند
است

۵-مرز مجموعه کانتور با خودش برابر است

۶-درون مجموعه کانتور تهی است

۷-مجموعه کانتور برابر است با مجموعه همه X هایی متعلق به بازه [۱,۰]که یک بسط سه سه ای متشکل فقط از ۰ و ۲ اند

۸-مجوعه کانتور زیرمجموعه
[ ۱, ۰] است

۹-مجموعه کانتور هیچ جا چگال است

۱۰-مجموع طول های بازه هایی
که از [۱, ۰ ]حذف شده تا مجموعه کانتور به دست آید برابر یک است

۱۱-کاردینال مجموعه کانتور با کاردینال مجموعه اعداد حقیقی برابر است

۱۲—مجموعه کانتور زیر مجموعه ای دارد که اندازه پذیر بورل نیست

۱۳-اندازه لبگ مجموعه کانتور صفر است لذا هر زیر مجموعه کانتور دارای اندازه لبگ صفر است

۱۴-فرض کنیم C مجموعه کانتور باشد در این صورت C-C برابر است با [۱ , ۱—] و همچنین C+C برا"بر است با [ ۲ ,۰]
نکاتی از آنالیز

۱- کوشی بودن،هم بندی، فشرگی تحت پیوستگی یکنواخت حفظ میگردد.

۲- زیر مجموعه هم بند ماکسیمال را مولفه گوییم.

۳- متر گسسته در دامنه، هر تابعی را پیوسته میسازد.

۴- متر گسسته روی دامنه، هر تابع دلخواه را پیوسته یکنواخت میکند.

۵- پیوستگی یکنواخت تحت ترکیب توابع حفظ میگردد.

۶- پیوستگی یکنواخت تحت عمل جمع بسته است.

۷- پیوستگی یکنواخت تحت عمل ضرب بسته نیست.

۸- تابع یکنوا ناپبوستگی نوع دوم ندارد.

۹- مجموعه نقاط ناپیوستگی تابع یکنوا حداکثر شماراست.

۱۰- هر تابع یکنوا در هر زیربازه دلخواه نقطه پیوستگی دارد.

۱۱- هر فضای متریک کمانی همبند، فضایی هم بند است.

۱۲- محدب بودن تحت اشتراک دلخواه بسته است.

۱۳- محدب بودن تحت اجتماع متناهی بسته نیست.

۱۴- بستار و درون یک مجموعه محدب، محدب است.
نکاتی راجع به تفکیک پذیری

۱-فضای متریک (E,d) را تفکیک پذیر نامیم هرگاه ‌ E حداقل یک زیر مجموعه حداکثر شمارا داشته باشد.

۲-اگر فضای E یک زیر متناهی چگال داشته باشد آنگاه E متناهی است .

۳-فضای متریک گسسته E وقتی تفکیک پذیر است که E حداکثر شمارا باشد .

۴-اگر E فضای k تفکیک پذیر و F خانواده مجموعه های باز ناتهی دوبه دو جدا از هم در E باشد، F حداکثر شماراست.

۵-فضای متریک E‌ تفکیک پذیر است اگر و تنها اگر حداقل یک پایه حداکثر شمارا داشته باشد .

۶-اگر فضای متریک (E, d) تفکیک پذیر و (F, d) زیر مجموعه مخالف تهی آن باشد F نیز تفکیک پذیر است.

۷-هر فضای متریک فشرده تفکیک پذیر است

۸-فرض کنیم E تفکیک پذیر و S زیر مجموعه E و S' مجموعه نقاط تراکم S باشدS-'S حداکثر شماراست

۹-اگر E فضای متریک و S زیر مجموعه ناشمارا آن باشد آنگاه S' مجموعه بی نقص است .

۱۰-هر فضای هیلبرتی الزاما تفکیک پذیر نیست

۱۱-فضای هیلبرت نامتناهی البعد H تفکیک پذیر است اگر و تنها اگر دارای پایه یکا متعامد شمارا داشته باشد

۱۲-فضای هیلبرت نامتناهی البعد H تفکیک پذیر است اگر و تنها اگر با ( l²) به طور خطی طولپا باشد
روش های تشخیص یک عملگر فشرده

فرض کنیم
T:X→Y
عملگری خطی بین دو فضای نرمدار باشد در این صورت داریم:

۱-اگر T عملگری کراندار و بعد TX متناهی باشد آنگاه عملگر T فشرده است .

۲-اگر بعد X متناهی باشد آنگاه عملگر T فشرده است .

۳-فشردگی T معادل است با این که برای هر دنباله کراندار y اندیس n، دنباله Ty اندیس n، حداقل یک زیر دنباله همگرا داشته باشد .

۴_مجموعه همه عملگرهای خطی فشرده، یک فضای برداری است .

۵-عملگر T فشرده است هرگاه به ازای هر مجموعه کراندار M از X، بستار TM در Y فشرده باشد .

۶-هر عملگر خطی فشرده، خود یک عملگر کراندار و لذا پیوسته است .

۷-اگر بعد X، بینهایت باشد آنگاه یک عملگر پیوسته الزاما فشرده نمیباشد .

۸-فرض کنیم Y یک فضای باناخ و T اندیس n دنباله ای از عملگرهای خطی فشرده باشد که با نرم عملگری به T میل کند آنگاه T عملگری فشرده است .

۹-اگر در ۸، همگرایی نقطه به نقطه باشد الزاما T فشرده نمیباشد .

۱۰-در ۸ منظور همگرایی یکنواخت و در ۹ منظور همگرایی قوی میباشد.
نکاتی راجع به *c جبر ها

1-فرض کنیم A یک جبر باشد عملگر * را را یک برگشت نامیم هرگاه در شرایط زیر صدق کند
الف:عملگر ** برای هر عضو A عملگر همانی باشد
ب:عملگر* ویژگی مزدوج خطی را دارا باشد
ج:تصویر xy تحت عملگر * برابر *y*xگردد.
در این صورت به جفت (*, A) جبر ستاره دار گوییم

۲-اگر در نکته یک A یک جبر باناخ باشد به جفت (*, A) جبر باناخ ستاره دار گوییم

۳-جبر باناخ ستاره دار را *c جبر نامیم هرگاه در شرط زیر صدق کند:
ll x *x ll=ll x ll²

۴-برگشت در تعریف *c جبر، ایزومتری است

۵-تصویر عضو همانی دامنه در تعریف *c جبر برابر عضو همانی برد است

۶-وارون پذیری x و *x در یک *c جبر معادلند

۷ - شعاع طیفی x و *x در یک *c جبر یکی اند

۸-طیف عضو *x در یک *c جبر برابر است با مزدوج طیف x

9-ساده ترین *c جبر، مجموعه اعداد مختلط، است که تابع * برابر است با مزدوج اعضا

۱۰-فضای توابع پیوسته روی فضای هاسدورف و فشرده K، یک *c جبر است، که تابع * برابر است با مزدوج اعضا

11-جبر باناخ L بینهایت ، یک *c جبر است که تابع * برابر است با مزدوج اعضا

۱۲-جبر باناخ(B(H یک *c جبر است که تابع * برابر است با الحاق اعضا

۱۳-جبر باناخ ماتریس های n در n، یک *c جبر است که تابع الحاق برابر است با الحاق اعضا

۱۵-جا به جایی بودن، *c جبر معادل است با جمله زیر:
تبدیل گلفاند ایزومتریک بوده و عملگر * نسبت به آن پایا میباشد

۱۵-یک *c جبر توسط عناصر یکانی خود تولید میگردد

۱۶-نگاشت F را بین دو *c جبر A و B، یک *c همریختی گوییم هرگاه F دارای خواص زیر باشد
الف:نگاشت F خطی باشد
ب:نگاشت F ضربی باشد
ج:تصویر *x تحت F برابر *(F(x گردد
د:نگاشت F عضو همانی A را به عضو همانی B تصویر کند

۱۷-اگر F یک به یک باشد F را *c یکریختی نامیم

۱۸-نگاشت تعریف شده در ۱۶ پیوسته، انقباضی و کراندار است

۱۹- فرض کنیم a عضوی از *C جبر یکدار A باشد در این صورت a را میتوان به صورت ترکیب خطی از موارد زیر نوشت:
الف: دو عضو خودالحاق از A
ب: چهار عضو مثبت از A
ج: چهار عضو یکانی (unitary )از A

۲۰ - فرض کنیم A یک *C جبر یکدار باشد و a عضو وارون پذیر از A باشد. در این صورت a متعلق است به *C زیر جبر تولید شده توسط{ ٭e,a,a}

۲۱ -هر عضو مثبت در یک *C جبر، ریشه دوم مثبت یکتا دارد

۲۲ -اگر a < b > • دو عضو *C جبر A باشند آنگاه:
a½ < b½

۲۳ -در حالت کلی a < b رابطه زیر را نتیجه نمیدهد
a² < b²
نکاتی در مورد جبر های باناخ
1-تعریف جبر :فرض کنیم(., +,A) یک فضای برداری باشد. ضرب جدید * را روی A با خواص زیر تعریف میکنیم
الف:خاصیت شرکت پذیری
(x*y) *z=x*(y*z)
ب:ضرب * نسبت به مولفه اول و دوم خطی باشد.
در این صورت به چهارتایی
(*, . , +, A)
جبر گوییم.

۲-تعریف جبر نرمدار :
جبر (*, . , +, A) را یک جبر نرمدار نامیم هرگاه یک نرم روی A موجود باشد که A را به یک فضای نرمدار تبدیل کند و در نامساوی ضربی زیر نیز صدق کند :
ااxاا ااyاا≥ااxyاا
یعنی ۵ تایی (اا اا,*,.,+, A) جبر نرمدار گوییم.

۳-نامساوی ااxاا ااyاا ≥ ااx*yاا ضرب را یک عمل پیوسته میسازد .

۴-جبر نرمدار (اا اا,*,.,+, A) را جبر باناخ نامیم هرگاه A نسبت به متر القایی توسط نرم اا اا کامل باشد.

۵-هرگاه A جبر باناخ با یکه e باشد که ۱ = اا e اا در این صورت جبر باناخ را یکدار نامیم.

۶-ساده ترین جبر باناخ ، میدان مختلط، است که تابع نرم برابر است با قدرمطلق یعنی ا ا=اا اا

۷-فضای توابع پیوسته روی فضای هاسدورف و فشرده K، یک جبر باناخ با نرم sup است که ضرب * همان ضرب توابع میباشد .

۸-فضای L بینهایت ، یک جبر باناخ است .

۹-فضای (B(H یک جبر باناخ با نرم عملگری میباشد که ضرب * همان ترکیب عملگرها میباشد.

۱۰-جبر باناخ ماتریس های n در n، یک جبر باناخ با نرم ماتریسی میباشد که ضرب * را ضرب ماتریسی تعریف میکنیم .

۱۰-اگر A جبر باناخ باشد مجموعه تمام عناصر وارون پذیر A را با ( G(A نمایش میدهیم که یک گروه ضربی میباشد.

۱۱-اگر K هاسدورف فشرده باشد ( G(K متشکل از تمام توابعی است که صفر نمیگردد.

۱۲-اگر H فضای هیلبرت باشد ( G(BH متشکل از همه عملگرهای یک به یک و پوشا میگردد.

۱۳-در ۱۲ اگر بعد H متناهی باشد ( G(BH متشکل از همه عملگرهای یک به یک میباشد .

۱۴-برای هر جبر باناخ A گروه وارون پذیر ( G(A در A یک مجموعه باز میباشد.

۱۵ -هر تابع از A به ( G(A پیوسته میباشد .

۱۶-اگر A یک جبر باناخ و ( K(A مولفه همبند ( G(A و شامل عضو همانی e باشد آنگاه ( K(A زیر گروه باز، بسته و نرمال ( G(A میباشد.

۱۷-هم دسته های ( K(A دقیقا مولفه های هم بند ( G(A میباشند.

۱۸-اگر A جبر باناخ و x عضوی از A باشد طیف x، ناتهی و فشرده میباشد .

۱۹-اگر A جبر باناخ باشد که در آن هر عضو غیر صفر وارون پذیر باشد در این صورت A با C یکریخت، طولپا میباشد.

۲۰-اگر F یک تابعک خطی ضربی بر جبر باناخ A باشد آنگاه داریم :
1 = ااF اا

۲۱-فضای ایده آل ماکسیمال جبر باناخ A متشکل از تمام تابعکهای خطی، ضربی A میباشد.

۲۲- فضای ایده آل ماکسیمال جبر باناخ جابه‌جایی A، با خود A در تناظر یک به یک میباشد.

۲۳-هر جبر جابجایی دارای ایده آل های ماکسیمال سره میباشد .

۲۴-یک تابعک خطی ضربی همواره مجموعه باز A را به مجموعه های C تصویر می‌کند .

۲۵-فرض کنیم فضای ایده آل ماکسیمال جبر باناخ A برابر M باشد در این صورت نگاشت F از A به ( C(M را تبدیل گلفاند نامیم که هر عضو x از A را عضوی
از ( C(M تصویر می‌کند .

۲۶-تبدیل گلفاند یک همریختی جبری باناخ از A به توی فضای ایده آل ماکسیمال A، میباشد که انقباضی نیز است .

۲۷-تبدیل گلفاند در حالت کلی نه یک به یک و نه پوشاست.

۲۸-فرض A جبر باناخ جابجایی باشد در این صورت تبدیل گلفاند طولپا است اگر و تنها اگر
llx²ll=llxll²
نکاتی راجع به جبرهای فون نویمان

توپولوژی قوی عملگرها بر(B(H، توپولوژی موضعا محدبی است که توسط نیم نرم های به شکل زیر تعریف میگردد :
نیم نرم T برابر است با نرم Tx یعنی ااTxاا=ااTاا

ب: توپولوژی ضعیف عملگرها بر(B(H، توپولوژی موضعا محدبی است که توسط نیم نرمهای به شکل زیر تعریف میگردد :
نیم نرم T برابر است با قدرمطلق ضرب داخلی یعنی ا( Tx, y) ا=ااTاا

یک *c زیر جبر A از (B(H را جبر فون نویمان گوییم هرگاه A در توپولوژی قوی عملگرها بسته باشد .

قضیه :فرض کنیم S زیر مجموعه محدب (B(H باشد، در این صورت بستار S با توپولوژی قوی برابر است با بستار S با توپولوژی ضعیف در (B(H.

طبق قضیه بالا *c زیر A جبر(B(H یک جبر فون نویمان است اگر و تنها اگر A در توپولوژی ضعیف عملگرها بسته باشد.

1-جبرهای فون نویمان رده خاصی از *c زیر جبر(B(H میباشند .

۲-جبرهای فون نویمان به صورت جبری و توپولوژیکی قابل تعریف اند.

۳-یک *c زیر جبر A از (B(H را جبر فون نویمان گوییم هرگاه A در توپولوژی قوی عملگرها بسته باشد.

۴-فرض کنیم S زیر مجموعه محدب (B(H باشد، در این صورت بستار S با توپولوژی قوی برابر است با بستار S با توپولوژی ضعیف در (B(H

۵-بنا به نکته ۴ یک *c زیر A جبر(B(H یک جبر فون نویمان است اگر و تنها اگر A در توپولوژی ضعیف عملگرها بسته باشد .

۶-جبر (B(H یک جبر فون نویمان است .

۷-اگر A یک *c زیر جبر(B(H باشد آنگاه بستار A با توپولوژی قوی یا ضعیف عملگرها یک جبر فون نویمان است .

۸-اگر A جبر فون نویمان در (B(H باشد آنگاه گوی واحد بسته A در توپولوژی ضعیف عملگرها فشرده و در توپولوژی قوی عملگرها بسته است .

۹-یک جبر فون نویمان شامل تمام تصاویر بردی عناصر خودش است.

۱۰-اگر T عنصری از جبر فون نویمان A باشد آنگاه تصویر متعامد به روی هسته T متعلق به A است .

۱۱-اگر A جبر فون نویمان با بعد بیشتر از یک باشد در این صورت A شامل تصاویر غیر بدیهی است .

۱۲-فرض کنیم F زیر مجموعه ای از (B(H باشد، در این صورت جابه‌جا گر F برابر است با تمام عضوهایی از (B(H که با هر عضو F جا به جا میشوند .

۱۲-جا به جا گر F را یک جبر فون نویمان گوییم هرگاه F خودالحاق باشد .

۱۳-یک *c زیر جبر F از (B(H را جبر فون نویمان گوییم هرگاه F با جا به جا گر دوم، خود برابر باشد .

۱۴-نکته ۳ تعریف توپولوژیکی و نکته ۱۳ تعریف جبری از یک جبر فون نویمان میباشد .

۱۵-فرض کنید F زیرمجموعه خودالحاق (B(H باشد در این صورت جا به جا گر دوم F، کوچکترین جبر فون نویمان شامل F است .

۱۶-جا به جا گر جبر فون نویمان (B(H فقط متشکل از مضارب ثابت همانی است .

۱۷-فرض کنیم F یک جبر فون نویمان باشد.در این صورت یک عملگر در (B(H متعلق به A است اگر و تنها اگر با هر تصویر در جا به جا گر A، جا به جا شود .

۱۸_یک *c زیر جبر F از (B(H یک جبر فون نویمان آبلی ماکسیمال است اگر و تنها اگر F با جا به جا گرش، برابر باشد .

۱۹-هر *c - یکریختی، sup را حفظ میکند .

۲۰-جبر فون نویمان A را فاکتور نامیم هرگاه مرکزش بدیهی باشد.

۲۱-ساده ترین فاکتور جبر کامل (B(H میباشد.

۲۲-یک فاکتور لزوما غیر جا به جایی است مگر اینکه جبر یک بعدی باشد.
Channel photo updated
نکاتی از آنالیز

فضای متریک R را با متر قدرمطلق و (6,9) y= {2} U را به عنوان زیر فضای آن در نظر میگیریم. موارد زیر را داریم :

۱-بازه (6,9) در y بسته است و نقاط حدی و بستار آن برابر است با (6,9)
۲_بازه (6,9) در y باز است و نقاط درونی آن برابر است با (6,9)

۳-مجموعه {2} در y هم باز و هم بسته است .

۴-بازه [۶،۷ )در y بسته است.

۵-مرز (6,9) در y برابر است با تهی.

۶- باز و بسته بودن مجموعه های تک عضوی {6} , {9}نمیتوان در y بررسی کرد .

۷-مرز y برابر است مجموعه
{ 2,6, 9}

8-نقاط حدی y برابر است با مجموعه (6,9)

۹_مجموعه y، بسته نمیباشد .

۱۰- مجموعه y یک مجموعه perfect نمیباشد.

۱۲-بازه (۶,9) در y یک مجموعه perfect است.

۱۲-مجموعه y یک مجموعه complete و همبند نمیباشد.

۱۳-بازه (6,9) در y فشرده نمیباشد.

۱۴-هیچ مجموعه متناهی در R یک مجموعه petfect نمیباشد .

۱۵-بازه (6,9) و مجموعه {۲}جداساز y اند.
نکاتی راجع به پیوستگی یکنواخت

۱-هر تابع پیوسته یکنواخت، پیوسته است ولی عکس مطلب الزاما برقرار نیست .

۲-پیوستگی یکنواخت هم به ضابطه تابع و هم به قلمرو آن بستگی دارد .

۳-اگر تابع f بر E به طور یکنواخت پیوسته باشد آنگاه تحدید f بر هر زیر مجموعه E نیز به طور یکنواخت پیوسته است .

۴-هرتابع از یک فضای متریک گسسته به یک فضای متریک دلخواه به طور یکنواخت پیوسته است .

۵-هر تابع لیپشیتس به طور یکنواخت پیوسته است .

۶-ترکیب دو تابع به طور یکنواخت پیوسته نیز به طور یکنواخت پیوسته است .

۷-اگر E فضای متریک و A زیرمجموعه ناتهی آن باشد تابع
f: E→R
f(a)=d(a,A)
به طور یکنواخت پیوسته است .

۸-تابع به طور یکنواخت پیوسته دنباله کوشی را به کوشی میبرد (تابع پیوسته الزاما این خاصیت رو ندارد) .

۹-اگر f و g به طور یکنواخت پیوسته و a عددی مختلط باش آنگاه :
الف : f+g و af نیز به طور یکنواخت پیوسته اند
ب: اگر f و g کراندار باشند آنگاه fg نیز به طور یکنواخت پیوسته اند (اگر حداقل یکیشون کراندار نباشد حکم الزاما برقرار نیست.
ج: اگر g دور از صفر باشد تابع
1/g
نیز به طور یکنواخت پیوسته است .

۱۰_تحدید هر تابع پیوسته به یک فضای متریک فشرده به طور یکنواخت پیوسته است .

۱۱_تابع پیوسته بر یک بازه باز (a, b ) به طور یکنواخت پیوسته است اگر وتنها اگر توسیع پیوسته ای به بازه [a, b] یا R داشته باشیم.
نکاتی در مورد همگرایی

۱-هر دنباله که به طور یکنواخت همگرا باشد، نقطه به نقطه نیز همگراست .

۲-هر دنباله که نقطه به نقطه همگرا باشد، آنگاه تقریبا همه جا نیز همگراست .

۳-عکس گزاره های ۱ و ۲ الزاما برقرار نیست.

۴-اگر دنباله شامل تعداد متناهی نقاط باشد یا مجموعه با اندازه صفر آن تهی باشد آنگاه همگرایی نقطه به نقطه و همگرایی تقریبا همه جا معادل میشوند .

۵-در همگرایی یکنواخت N انتخابی فقط به اپسیلون وابسته است .

۶-در همگرایی نقطه به نقطه و همگرایی تقریبا همه جا، N انتخابی به اپسیلون و x وابسته است .

۷- اگر دنباله fⁿ ، به f در L¹، همگرا باشد آنگاه دنباله fⁿ ، به f همگرا در اندازه میگردد.

۸-عکس نکته ۷ الزاما برقرار نیست.

۹- اگر دنباله fⁿ ، به f همگرا در اندازه باشد آنگاه زیر دنباله ای از دنباله fⁿ، هست که به f تقریباً همه جا همگرا میگردد.

۱۰- در فضای اندازه دار متناهی همگرایی نقطه به نقطه ، همگرایی در اندازه را ایجاد میکند .

۱۱-دنباله ای از توابع اندازه پذیر موجودند که در اندازه همگرا میباشند ،ولی در هیچ نقطه ای همگرا نمیباشند .

۱۲-در فضای اندازه متناهی البعد همگرا در اندازه دنباله fⁿ ، به f معادل است با اینکه که هر زیر دنباله ی، دنباله fⁿ ، تقریباً همه جا به f همگرا باشد .

۱۳-همگرایی یکنواخت ، همگرایی در اندازه را نتیجه میدهد .

۱۴-اگر دنباله fⁿ به f، و دنباله gⁿ به g همگرا در اندازه باشند ، آنگاه fⁿ+gⁿبه f+g همگراست ولی fⁿgⁿالزاما به f. g همگرا نمیباشد .

۱۵-برای اندازه شمارشی روی N، همگرایی یکنواخت و همگرایی در اندازه معادل میگردند.
نکاتی از آنالیز

۱-اگر T عملگری خطی بین دو فضای نرمدار باشد، آنگاه کرانداری نقطه به نقطه، کرانداری یکنواخت، پیوستگی نقطه به نقطه، و پیوستگی یکنواخت معادل میگردند.

۲-اگر دنباله Tⁿ ، دنباله ای از عملگرها کراندار بین دو فضای نرمدار X و Y باشد ، آنگاه این دنباله از عملگرها به طور یکنواخت کراندار نیست .

۳-اگر در نکته دو X باناخ باشد کرانداری و کرانداری یکنواخت معادل میشوند .
نکاتي در مورد انتگرال پذيری

۱-هر تابع ريمان انتگرال پذير تابعی کراندار و با قلمرو يک بازه بسته ميباشد .

۲-هر تابع پيوسته با قلمرو يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است.

۳_هر تابع ريمان انتگرال پذير تابعي لبگ انتگرال پذير است و مقدار هر دو انتگرال برابر است .

۴_عکس نکته بالا الزاما برقرار نيست .

۵-يک تابع کراندار بر يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است اگر و تنها اگر تقريبا همه جا پيوسته باشد.

۶-هر تابع اندازه پذير که بين دو تابع انتگرال پذير قرار گيرد خود انتگرال پذير است.

۷-توابع انتگرال پذير جبر تشکيل نميدهند.

۸-اگر f انتگرال پذير باشد قدرمطلق f الزاما انتگرال پذير نيست.

۹-انتگرال لبگ تعميم انتگرال ريمان است.

۱۰-توابع لبگ انتگرال پذير کرانداری موجودند که ريمان انتگرال پذير نميباشند.

۱۱-تابع صعودي بر يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است.
نکاتي در مورد انتگرال پذيری

۱-هر تابع ريمان انتگرال پذير تابعی کراندار و با قلمرو يک بازه بسته ميباشد .

۲-هر تابع پيوسته با قلمرو يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است.

۳_هر تابع ريمان انتگرال پذير تابعي لبگ انتگرال پذير است و مقدار هر دو انتگرال برابر است .

۴_عکس نکته بالا الزاما برقرار نيست .

۵-يک تابع کراندار بر يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است اگر و تنها اگر تقريبا همه جا پيوسته باشد.

۶-هر تابع اندازه پذير که بين دو تابع انتگرال پذير قرار گيرد خود انتگرال پذير است.

۷-توابع انتگرال پذير جبر تشکيل نميدهند.

۸-اگر f انتگرال پذير باشد l f l الزاما انتگرال پذير نيست.

۹-انتگرال لبگ تعميم انتگرال ريمان است.

۱۰-توابع لبگ انتگرال پذير کرانداری موجودند که ريمان انتگرال پذير نميباشند.

۱۱-تابع صعودي بر يک بازه بسته ريمان انتگرال پذير است.
نکاتی از آنالیز
مجموعه حدود زیر دنباله ای cos n دقیقا ۱۸۱ عضو دارد .(n بر حسب درجه)

۲_زیر مجموعه E از فضای متریک X، در X چگال است هرگاه هر نقطه X یک نقطه حدی E یا یک نقطه E باشد .

۳-در مجموعه عداد طبیعی با متریک معمولی تک عضوی ها هم بازند و هم بسته .

۴-اگر A زیر مجموعه ناتهی فضای اقلیدسی R باشد آنگاه supA و infA به بستار A تعلق دارند .

۵-مجموعه عداد گویا با متر اقلیدسی perfect و countable است ولی complete نیست.

۶-در فضای اقلیدسی Rⁿ، قطر هر گوی باز دو برابر شعاع است.

۷-با تعریف متر مناسب، مجوعه اعداد حقیقی را میتوان در فضای متریک کراندار کرد.
نکاتی در مورد سری ها
1-هر سری یک دنباله است
2-هر سری یک تابع است
3-هر سری یک مجموعه است
4-هر سری یک رابطه است
5-دامنه یک سری N یا زیر مجموعه ای از N میباشد
6-چون سری یک تابع است لذا جمع، تفریق، ضرب، تقسیم، دامنه، برد، حد، مشتق .......برای سری ها برقرار است
7-یک مجموعه الزاما یک سری نیست
8-از یک مجموعه نمیتوان یک سری ساخت
9-از هر مجموعه شمارا میتوان یک سری ساخت
10 -اگر دنباله مجموع جزئی یک سری همگرا باشد آن سری همگراست
11 -اگر دنباله مجموع جزئی سری کوشی باشد آنگاه سری همگراست
12 -اگر دنباله مجموع های جزئی یک سری نامنفی، کراندار باشد آنگاه سری همگراست
13 -سری با جملات نامنفی یا همگراست و یا واگرا به مثبت بینهایت.
14 -اگر دنباله جزئی مرتبه n ام یک سری نامنفی، زیر دنباله ای همگرا داشته باشد آنگاه سری همگراست
16 -جمع سری واگرا، با یک سری همگرا، یک سری
واگراست
17 -با ضرب هر عدد غیر صفر در یک سری واگرا، یک سری واگرا به دست میاید
18 -با ضرب صفر در یک سری واگرا یک سری همگرا به دست میاید
19 -جمع دو سری واگرا، لزوما واگرا نیست
20 -جمع و تفاضل دو سری همگرا، یک سری همگراست
21 -افزودن تعداد متناهی جمله به یک سری در واگرایی و همگرایی سری بی تأثیر است، ولی مقدار سری را تغییر میدهد
22 -با ضرب یک عدد در یک سری واگرا لزوما یک سری واگرا حاصل نمیگردد
23 -هر سری مطلقا همگرا یک سری همگراست
24 -اگر یک سری مطلقا همگرا نباشد ممکن است همگرا یا واگرا باشد
25 -در یک فضای نرمدار یک فضای مطلقا همگرا، الزاما همگرا نمیباشد
26 -در یک فضای باناخ یک سری مطلقا همگرا یک سری همگراست
27 -اگر در یک فضای نرمدار X همگرایی مطلق یک سری، همگرایی سری را نتیجه دهد آنگاه بستار X کامل است
28 -اگر سری نامنفی a اندیس i همگرا باشد آنگاه سری a² اندیس i، نیز همگراست
29 - اگر سری ² a اندیس i همگرا باشد آنگاه در مورد همگرایی یا واگرایی سری a اندیس i، نمیتوان چیزی گفت
30 -هر تجدید آرایش یک سری مطلقا همگرا با مجموع s، نیزیک سری مطلقا همگرا با مجموع s است.
31 -اگر از یک دنباله با جملات نامنفی سری همگرا به دست آید آنگاه از هر زیر دنباله آن نیز یک سری همگرا حاصل میگردد
32 -درج پرانتز، همگرایی سری را به هم نمیزند
33-حذف پرانتز ممکن است همگرایی سری را تخریب کند
34 -آزمون ریشه از آزمون نسبت قویتر است یعنی اگر آزمون ریشه همگرایی یا واگرایی را نتیجه ندهد آزمون نسبت هم نتیجه نمیدهد