ننوشته های یک نویسنده؛
2.1K subscribers
133 photos
101 videos
20 files
55 links
خود و خدا، قابی سه نفره؛
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6546271285
Download Telegram
باید سوخت و ساخت.
چرا باید؟
ازین احمقانه‌تر نمی‌شود.
آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجاله‌بازی یکدسته مادرقحبه بشود ؟
ما که زیر محکومیت خودمان را امضاء کرده ایم.
به درک!
صادق هدایت
👍145💔1
ننوشته های یک نویسنده؛
Photo
بیماری فقط این سرفه‌های بی‌امان نیست؛ اغلب دچار طاعونیم، طاعون دروغ؛
خبری از نقاب منقار نیست، تا دلت بخواهد چهره‌ها زیر نقاب‌های مختلف پنهان شده؛
تب نمی‌گیرد و نشان مرگ در چهره ندارد؛
روحت را ذره ذره می‌پوساند تا جهان را قفسی کنار قبرستان ببینی؛
این بیماری، خاک را هم به قحطی کشانده،
امید در هر جای دل که جوانه زد، خشک شد و مُرد؛
تو ماندی و ناقل این طاعون، "اعتماد".
آریو
👍4💔1
شب مرا با خود می‌برد و صبح، مچاله‌تر از دیروز، خود را در خوابی کابوسناک پیدا ‌می‌کردم ..
💔11👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسی که به کمر این "مَرد" شلیک کرد؛
می‌تونه تا آخر عمرش کمر راست کنه ..؟!
روحت شاد حمید 🖤.
💔371👎1🔥1
شک ندارم برای تعدادی از آدما، بی‌شرفی سود نداره؛
که اگر داشت از هرکسی بی‌شرف‌تر و پست‌تر بودن.
👍191💔1
مُلزم.
7💔1
ننوشته های یک نویسنده؛
فریدون سه پسر داشت - عباس معروفی.pdf
کتاب فریدون سه پسر داشت اثر عباس معروفی در ایران مجوز چاپ ندارد از این رو معروفی آن را رایگان در اینترنت منتشر کرد؛ این رمان به حوادث انقلاب سال ۵۷ و درگیری و کشتار مبارزان سیاسی در سالهای قبل و بعد از انقلاب می‌پردازد.
3👎1🕊1💔1
ننوشته های یک نویسنده؛
فریدون سه پسر داشت - عباس معروفی.pdf
بعد از اینکه تو را اعدام کردند، ما سه برادر آنقدر به فعالیتهای سیاسی مان ادامه دادیم که از همدیگر نفرت پیدا کردیم. ما واقعاً آدم نبودیم ایرج. درنده هایی بودیم که تا مغز استخوانهامان کینه ای شتری رسوب کرده بود و ادای آدم را در می آوردیم. پیشوای من استالین بود، سعید بدبخت مسعود رجوی را بت کرده بود و اسد، غلام حلقه به گوش خمینی بود و حالا تمام و کمال شده بود نوکر خامنه ای؛ خجالت آور است. وقتی به روزهای بعد از انقلاب فکر میکنم که عکس اعدام شدگان را به دیوار اتاق مان می چسباندیم و با احساسی پر از رضایت می خوابیدیم، خجالت میکشم. ما برای اعدام سران رژیم سابق هو را می کشیدیم و همین شد الگویی که بعدها بی محاکمه، دسته دسته اعدام کردند. حالا هم نمی دانیم که آن اولیها، سران رژیم شاه، واقعاً گناهکار بودند یا نه؟
عباس معروفی
👍6🕊32👎2💔1
ننوشته های یک نویسنده؛
بعد از اینکه تو را اعدام کردند، ما سه برادر آنقدر به فعالیتهای سیاسی مان ادامه دادیم که از همدیگر نفرت پیدا کردیم. ما واقعاً آدم نبودیم ایرج. درنده هایی بودیم که تا مغز استخوانهامان کینه ای شتری رسوب کرده بود و ادای آدم را در می آوردیم. پیشوای من استالین بود،…
شاید همه‌چیز با نان آغاز شد.
ما فرزندان انقلاب نبودیم، ما نان بودیم. نان داغی که لقمه‌ی چپ سران حکومت شدیم. تکه‌پاره‌مان کردند و خوردند و پاشیدند. نه، چه می‌گویم؟ انگار که در این خلقت اضافه بودیم. ما را مصرف جامعه‌مان نکردند، ما را اسراف کردند، پخش‌مان کردند که بر سفره‌ی خودمان ننشسته باشیم، که هیچ‌کدام‌مان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویت‌مان را به لجن کشیدند که حتا در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیه‌ی مردم زندگی کنیم.
عباس معروفی
10👍4🕊3👎2💔1
اَبَد و دو روز. 🖤
💔32🔥5👍1😐1
شناختن علائم و نماد‌ها خیلی بحث مهمی شده؛
مثلا من بخوام یه کودنِ عقب‌مونده‌ی ضدوطن رو توی کشورم پیدا کنم، می‌گردم ببینم کی کنار اسم خودش یا کانالش " 🇵🇸 " زده.
👍30👎73💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوانِ جاوید‌نام؛ مسعود ذات پرور.
💔363
​می‌گویند آمار جعلی‌ست.
باشد، قبول. بیست‌هزار نه،
ده هزار؟! شش‌هزار؟! سه‌هزار؟!
اصلا بیایید حرف شما را باور کنیم؛ بیایید فرض کنیم همه‌ی خیابان‌ها خالی بود و فقط خون یک نفر در سرمای دی‌ماه، روی آسفالت ریخت.
​نمی‌فهمید؛ گیریم شما ریاضیاتتان خوب است، اما هندسه‌ی درد را نمی‌شناسید.
اگر این آمار برای شما جعلی و زیاد است، باید به عرضتان برسانم که برای ما، برای مادری که منتظر است، برای پدری که از غم روی جسد پسرش خم شده بود، خون همان یک نفر هم بیش‌ از حد زیاد است.
آریو
💔57👍4👎32🕊2🔥1