Hidden Chat
Photo
اگر زندگیت تموم شد، میتونی بگی زندگی و عمری نبوده؟
اگر روزی خانوادت از دنیا رفت و ترکت کرد، میتونی بگی خانواده نبودن؟
البته فکر میکنم برای شما حرف مفت و مهمل هم وقتی از دهن در بره، دیگه حرف پوچی نیست و باید حتما اثباتش کنید که درسته!
خیلی سادهست! هرچی برای شما دیگه منفعت نداشته باشه، خوب و خیر محسوب نمیشه و همیشه بقیه مقصرن ..!
اگر روزی خانوادت از دنیا رفت و ترکت کرد، میتونی بگی خانواده نبودن؟
البته فکر میکنم برای شما حرف مفت و مهمل هم وقتی از دهن در بره، دیگه حرف پوچی نیست و باید حتما اثباتش کنید که درسته!
خیلی سادهست! هرچی برای شما دیگه منفعت نداشته باشه، خوب و خیر محسوب نمیشه و همیشه بقیه مقصرن ..!
❤7💔4👎2
باور نکن!
چراغهای "دور دست" وجود ندارند؛
همین دیشب روی پل عابر پیاده ایستاده بودم و سیگار به دست، مردی جوان با قلب یخ زده را میسوزاندم؛ با چراغهای آن سوی شهر که چشم به چشم شدم، دستانی مرا گرفت و محکم بر زمین سفت تکرار کوبید، چنان با تندی تنم را بر روی آسفالت خاطرات کشید که سیگار در دستم خاموش شد؛
سالها قبل در دیار کودکی هم دلتنگی از دور با همین دستان یقهام را میگرفت، شک ندارم کار همان چراغهای " دور دست" بود؛
باور نکن! دست دلتنگی و غم، به بالای بلندترین برج شهر هم میرسد ..
[ الف.الف | خرداد ۰۴ ]
چراغهای "دور دست" وجود ندارند؛
همین دیشب روی پل عابر پیاده ایستاده بودم و سیگار به دست، مردی جوان با قلب یخ زده را میسوزاندم؛ با چراغهای آن سوی شهر که چشم به چشم شدم، دستانی مرا گرفت و محکم بر زمین سفت تکرار کوبید، چنان با تندی تنم را بر روی آسفالت خاطرات کشید که سیگار در دستم خاموش شد؛
سالها قبل در دیار کودکی هم دلتنگی از دور با همین دستان یقهام را میگرفت، شک ندارم کار همان چراغهای " دور دست" بود؛
باور نکن! دست دلتنگی و غم، به بالای بلندترین برج شهر هم میرسد ..
[ الف.الف | خرداد ۰۴ ]
آریو
❤5👎2
یک ملت میتواند از دست احمقها و جاهطلبان نجات یابد؛ اما از خیانت درونی جان سالم به در نمیبرد.
سیسرو (Marcus Tullius Cicero)
💔12❤1👎1
نوزاد که به دنیا آمد دیگر دم گوشش اذان نگویید، بگذارید از همین آغاز، با حقیقت جهان آشنا شود؛
بگذارید صدای موشکها را بشنود، صدای گریه مادری که برون از آوار، عروسک گلگون شده فرزندش را میبیند اما خودش را نه؛
صدای توحش خزندگانی که بر آسمان ایران زمین، ادعای پرواز دارند و فریاد این مردم رنجزدهی غمگین را با انفجار خاموش میکنند،
بگویید سالهاست که باران نمیبارد، اگر هم ببارد، مزه خون میدهد، آخرین مزه چشیده شده در دهان کودکی که زیر آوار، جنگ برایش لالایی خوانده؛
نشان دهید که لاشه موشک به مثابه مار مردهای، هنوز دهانش باز و جای نیشش معلوم و کفتاران داخل، دندانشان زرد از مکر و دور دهانشان آغشته از خون مردمانشان است؛
جنگ چالهایست که آدمها درون آن میافتند و وطن، بهانهای برای پر نکردن آن ..
بگذارید صدای موشکها را بشنود، صدای گریه مادری که برون از آوار، عروسک گلگون شده فرزندش را میبیند اما خودش را نه؛
صدای توحش خزندگانی که بر آسمان ایران زمین، ادعای پرواز دارند و فریاد این مردم رنجزدهی غمگین را با انفجار خاموش میکنند،
بگویید سالهاست که باران نمیبارد، اگر هم ببارد، مزه خون میدهد، آخرین مزه چشیده شده در دهان کودکی که زیر آوار، جنگ برایش لالایی خوانده؛
نشان دهید که لاشه موشک به مثابه مار مردهای، هنوز دهانش باز و جای نیشش معلوم و کفتاران داخل، دندانشان زرد از مکر و دور دهانشان آغشته از خون مردمانشان است؛
جنگ چالهایست که آدمها درون آن میافتند و وطن، بهانهای برای پر نکردن آن ..
آریو
💔12👎1
انگار کلمات هم زخمی و بمباران شدهاند؛
زمان قلم را از من ربوده؛
برای مدتی، فقط سکوت حرف میزند.
زمان قلم را از من ربوده؛
برای مدتی، فقط سکوت حرف میزند.
💔7👎1
میگه داداش عطرت بوی چوب سوخته میده، بگو چی داره آتیشت میزنه؟
❤8👎1
میخندم اما باقی خب من میدونم یه کلبه اونور سینهام هنوز خاموش نشده.
❤6👎1
خدا رو شکر انقدر خودخوری هم میکنم که نیاز نیست نگران تحلیل رفتن بدنم باشم ولی مغزم چرا.
❤7👎1
یه جوری دارم توی مغزم دنبال خودم میگردم که یهودی دنبال وطن نمیگرده.
❤9👎1