ننوشته های یک نویسنده؛
2.1K subscribers
134 photos
101 videos
20 files
55 links
خود و خدا، قابی سه نفره؛
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6546271285
Download Telegram
ننوشته های یک نویسنده؛
Sadegh – Bara Ye Dost
میتونم به عنوان وصیت نامه ازش استفاده کنم.
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد
هر گوشه ای از پیرهنت نم زده باشد

سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد

احوال من ای دوست چنین است که انگار
یک صاعقه بر جنگل خرم زده باشد

دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش
در جمع کسی سیلی محکم زده باشد

دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما
دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد

با این همه تا خرده نگیرند عزیزان
میخندم و هرچند دلم غم زده باشد

"رضا خادمه مولوی"
Pesaret
Hiphopologist
ولی من شبا اونقدی بالام بغل خدام ..
زمین و بدن آدمی را به هم تشبیه میکنند؛
میگویند سه چهارمِ هرکدام را آب تشکیل داده است،
اگر از من بپرسند خواهم گفت که کدام قِسم مهم را از یاد برده‌اند؛
چهار چهارمِ بدن انسان از تنهایی پر شده است که آن هم روزی سهمِ همان یک سومِ خاکِ زمین خواهد بود ..
ضمنِ عموم،
در اندیشه‌شان خواهند کرد افکارمان را سرنگون،
دانند قطره ای زین اصول و فنون؟
پیشه کرده ظاهرا عشق شیرین، غافل از فرهاد و بیستون؛
به تن کرده است خونین پیراهنِ "آهان" این قومِ "اوهوم"
فرجام در درازنای نطق، محکوم به سکوت؛
خیره به دهان‌های پر و اذهان خالی
نگفتن پاسخی است برای گفته‌های نگفته‌تان.
Hidden Chat
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ننوشته های یک نویسنده؛
Photo
مظنون به یک تصویر، مجهول در تعبیر
شکسته کمر جوانمردان را نیرنگ؟
یا که ماندند این ناکسان با چند رنگ؟
🔥3
میگفت این منظره‌های تکراری باعث میشه لبخند بزنم، یعنی از پاییز جز عکس گرفتن با چندتا درخت که داره چشماشون گرم میشه بخوابن و صدای خش خش ناخنِ برگای زرد رو تن زمین، چیز دیگه‌ای بلد نیستن؟
اون همه دلتنگی دمِ غروب و شبای صبح نشدنیش رو ندیدن؟
ما که هرچی‌ام دلمون یخ زده باشه دلمون خوشه به همین چای داغ کنار بخاری و بوی نارنگی.