ننوشته های یک نویسنده؛
2.1K subscribers
134 photos
101 videos
20 files
55 links
خود و خدا، قابی سه نفره؛
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6546271285
Download Telegram
از نبود بقیه نمی‌ترسیدم؛
تنهایی برایم غیاب دیگران نبود، من از حضور بیش از حدِ خود، در نازک‌ترین لحظات زندگی‌ام رنج می‌بردم.
اکنون به نظر آرام تر شده‌ام، این نقاب‌ها جلوی معرفت را گرفته‌اند اما در یادم می‌ماند هیچ نقابی آنقدر محکم و سخت نیست که زیر سنگینی حقیقت طاقت بیاورد.
آریو
1👍31💔1🤝1
ننوشته های یک نویسنده؛
چرا دفتر ریاضیتو نیاوردی؟! بیشتر اگه حرف بزنم اعتراض می‌کنی که به چه دردم می‌خوره این همه محاسبات خوندن؟! بالاخره باید بلد باشی حساب کنی و حساب بشی، البته می‌دونم توی مدرسه ما چندان بهش اهمیت داده نمی‌شه، چون خودشون می‌خوان به حسابت برسن ..! بگو ببینم تا…
تاحالا شنیدی که خبر حادثه کنه؟!
اصلا برات معنی داره چنین چیزی؟!
تا جایی که یادم هست بهت گفتن حادثه خبر نمی‌کنه.
اما برای ما جمله‌ای که گفتم معنی داره!
زنگ می‌خوره، من انتخابی جز اینکه برم توی دفتر بشینم و شما انتخابی جز اینکه برید توی حیاط مدرسه ندارید.
دیروز یکی بهم گفت آقا من توی حیاط مدرسه مورچه و خرخاکی پیدا می‌کنم اما هیچ‌وقت نمی‌‌تونم پروانه پیدا کنم.
پروانه‌ها رفتن دنبال شمع بچه‌، دنبال چی می‌گردی؟!
مدیر گفته ما اینجا همه برابریم، وقتی روی صندلی نشسته بود و جرعه‌های چای سیبیلش رو خیس کرده بود این حرف رو زد.
صندوق انتقادات و پیشنهادات هم که خالیه!
گفت بچه‌ها ازش به عنوان صندوق صدقه استفاده می‌کردن و ما هم تصمیم گرفتیم فقط پیشنهادات رو به صورت چهره به چهره و انتقادات رو توی خلوت یا در حضور والدین دریافت کنیم.
شاید یه روز تصمیم بگیره و بگه بیاید برای اینکه دیگه نظرسنجی نکنیم، نظرسنجی کنیم.
🔥31
نمی‌توان در یک رودخانه، دوبار شنا کرد ..
هراکلیتوس
👍4
ننوشته های یک نویسنده؛
نمی‌توان در یک رودخانه، دوبار شنا کرد .. هراکلیتوس
هیچ چیز دقیقا همون چیزی نیست که قبلا بوده؛
زمان می‌گذره، موقعیت‌ها عوض می‌شن، آدم‌ها رشد می‌کنن و دنیا هرلحظه نو می‌شه.
تغییر گریبان‌گیرِ آب رودخونه، انسان‌، افکار، احساسات و حتی شرایط زندگی می‌شه.
[ جهان در یک جریان دائمی از "شدن" است، نه "بودن". ]
4
شاید برگردم بگم دروغ زندگیتو کج می‌کنه، اون شیب و هدف رو به بالایی که درست کردی و ساختی رو تبدیل به سر پایینی با شتاب شدید منفی می‌کنه؛ طوری که با سر می‌ری توی اتفاقاتی که قرار نبوده وجود داشته باشه و باید به زحمت این موانع و آوار رو از روی خودت برداری.
آریو
2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم با چیز‌هایی ملزم به دست و پنجه نرم کردن است که تا قبل از این، حتی دلش نمی‌خواست آن را بشنود.
آن‌قدر در مقابل سیاهی‌ها قرار می‌گیرد تا موهایش سفیدی را بپذیرند،
کم‌حوصله و خسته می‌شود، ادامه می‌دهد؛
یاد می‌گیرد زندگی هیچ‌گاه میدان جنگ نبوده، زندگی جاده‌ای از یزد به سیبری‌ست که باید آرام آرام با پای پیاده آن را گز کرد و پیمود و در نهایت در سرمای غربت و تنهایی سر بر زمین گذاشت.
مگر فاصله یک غریبه تا دشمن یا مرگ تا زندگی همین نیست؟!
از خشک و گرم به داغی و طراوت، سرد و سپس انجماد، خاموشی.
شاید من سخت گرفته‌ام و نرمی از میان انگشتانم لیز خورده و رفته؛
فکر می‌کردم محکم گرفتن همان نجات دادن و قدرت است،
شاید اگر کمی نرم‌تر بودم، دنیا هم چنین تند به سمتم نمی‌دوید ..
آریو
2💔2
از هر موجودی بت ساختن نتیجه‌ش میشه ابراهیمی که توی آتیش میسوزه دیگه ..
👍2🕊1
خوابِ مستتر.
4
ننوشته های یک نویسنده؛
Video
صد‌ها گیگابایت خاطره.
از زورو و شرلوک هلمز تا ریک گرایمز توی مردگان متحرک‌.
حتی قانون اول باشگاه مشت‌زنی با صدای استاد سعید مظفری توی ذهنم پخش می‌شه ..
روحش شاد 🖤
💔7🕊2
خار هم گل داره.
یک مرد، دوبار اشک نمی‌ریزد؛
سومین دفعه‌ای که از او بپرسی چاره چیست، می‌گوید ادامه دادن میانِ پنجه‌‌ی خونین زندگی!
هیچ شیشه‌ای قادر به شکستنِ سنگِ سمتِ چپ سینه‌اش نیست ..
هفته‌هاست ساکت مانده و اتفاقا همان دفعه اولی که اشک ریخت، صرفا مراسم تدفینی برای خودِ قبلی او بوده که با زخم‌هایش، هشتیِ گورش را با خاک پر می‌کرده.
می‌بینی؟! انسان در نُه‌ماه شکل می‌گیرد که بارها در زندگی بسوزد و از نو بسازد!
آریو
911💔1
دُچار.
💔4😈2
ننوشته های یک نویسنده؛
تاحالا شنیدی که خبر حادثه کنه؟! اصلا برات معنی داره چنین چیزی؟! تا جایی که یادم هست بهت گفتن حادثه خبر نمی‌کنه. اما برای ما جمله‌ای که گفتم معنی داره! زنگ می‌خوره، من انتخابی جز اینکه برم توی دفتر بشینم و شما انتخابی جز اینکه برید توی حیاط مدرسه ندارید.…
لقمه نون و پنیرم فاسد شده آقا.
من چه کاری می‌تونم برات انجام بدم بچه؟!
چقدر گفتم یادتون نره چی رو کجا جا گذاشتین؟!
مدادت بین کتاب تاریخ و ریاضی جا موند، اون لقمه‌ای که نمی‌تونی بخوری و بعدا یادت رفت ته کیفت داره می‌گَنده!
بی‌خیالی دیگه بسه، راجع به بی‌خیالی بی‌خیال باشید لطفا!
پارسال نسبت به خرابی بخاری کلاس اعتراض داشتید؟!
کاملا خوبه و قدم‌ مثبتی هست؛ اما چرا راجع به باز بودن پنجره‌ها چیزی نگفتید؟!
فکر می‌کنید اگه بخاری روشن باشه و کنار هم جمع بشید و پنجره باز باشه، قرار نیست سرما توی استخونتون جولان بده؟!
اصلا کی بهتون یاد داد شعار "ما، گرما، صمیمیت" سر بدید؟!
شنیدم ناظم به یکی از بچه‌ها یاد داده بود ..
حالا منو متهم می‌کنید که می‌گم چرا شعارتون اشتباه بوده؟!
من که با شمام، ولی اگه بخاری آتیش گرفت بیاید توی گرما و صمیمیت بسوزیم؛ چون پنجره کلاس رو نبستیم.
3👍31👎1😈1
Nabz
Farshad
زاده‌ی پیچ و خم.
2