ترجیح میدهند با پوستهها معامله کنند، با نقابها بنشینند، با توهمها بخندند؛
در منطق مضحکشان، اصالت ارزشی ندارد، چیزی که برایشان میارزد، نمایشیست که تحسین و توجه بخرد؛
حقیقت، اگر به مذاق تماشاگر خوش نیاید، حذف میشود و دل اگر تاریک باشد، نور را توهین میداند؛
برای حفرهی درونیِ پوچ یک مجسمه هم هزینه میکنند، چون فهمیدهاند که تهی بودن، اگر خوب لعاب خورده باشد، ننگ نیست و معیار است، به عمق کاری ندارند، عمق در مخیلهشان یعنی ترس، پوچی به دنبال پوچیست؛
چه زیباست نشان دادنِ حقیقت به شما، لودههای ظریف.
در منطق مضحکشان، اصالت ارزشی ندارد، چیزی که برایشان میارزد، نمایشیست که تحسین و توجه بخرد؛
حقیقت، اگر به مذاق تماشاگر خوش نیاید، حذف میشود و دل اگر تاریک باشد، نور را توهین میداند؛
برای حفرهی درونیِ پوچ یک مجسمه هم هزینه میکنند، چون فهمیدهاند که تهی بودن، اگر خوب لعاب خورده باشد، ننگ نیست و معیار است، به عمق کاری ندارند، عمق در مخیلهشان یعنی ترس، پوچی به دنبال پوچیست؛
چه زیباست نشان دادنِ حقیقت به شما، لودههای ظریف.
آریو
❤4👍3👎1🔥1💔1
تا جایی که یادم میاد، آخرین باری که ترافیک ذهنی نداشتم برمیگرده به دوره نوکیا
💔8👎1
ننوشته های یک نویسنده؛
Photo
فکر میکردم از یه جایی به بعد بزرگتر نمیشی تا وقتی که توی آستینم دیدمت!
😁9👍2👎1
البته به بچههای الان بگی ما "مار بازی" میکردیم، چپ چپ نگاهت میکنن.
👍10😁3💔2👎1🔥1
روزهای سوزان و گرمی را دیدهام که از فرط تشنگی باید بغضت را با آب یخ قورت دهی و ساکت بمانی؛
شبهایی یادم میآید آنقدر خسته بودم که حتی خواب نیز تنم را نمیبرد و روح سرماخوردهام میان هزاران لحاف، شیون سر میداد؛
از کلهی سحر تا بوق سگ به دنبال رویاهایت بدوی و از حجم حرفهایی که هیچوقت به زبان نیاوردی، نفَست بالا نیاید؛
میگویند به هرچه بخندی سرت میآید، من به عشق خندیدم، به غم، به عمقِ غیاب در اوجِ حضور؛
شبیه خانهای شدهام که در آن زنده میمانند اما زندگی نمیکنند، مثل مردی سیاهپوش از این خانه خارج میشوم و پا به پای تاریکی به دنبال سایهام میروم و رفتهرفته در آن محو میشوم؛
بیآنکه کسی بفهمد سایهام چه کسی خواهد بود ..
شبهایی یادم میآید آنقدر خسته بودم که حتی خواب نیز تنم را نمیبرد و روح سرماخوردهام میان هزاران لحاف، شیون سر میداد؛
از کلهی سحر تا بوق سگ به دنبال رویاهایت بدوی و از حجم حرفهایی که هیچوقت به زبان نیاوردی، نفَست بالا نیاید؛
میگویند به هرچه بخندی سرت میآید، من به عشق خندیدم، به غم، به عمقِ غیاب در اوجِ حضور؛
شبیه خانهای شدهام که در آن زنده میمانند اما زندگی نمیکنند، مثل مردی سیاهپوش از این خانه خارج میشوم و پا به پای تاریکی به دنبال سایهام میروم و رفتهرفته در آن محو میشوم؛
بیآنکه کسی بفهمد سایهام چه کسی خواهد بود ..
آریو
💔6✍2❤2👍1👎1🔥1🌚1🤝1🫡1
با ژانر تخمیتخیلی و غمگین؛
خلاصشم اینه یه نوجوون به صورت خیلی ناآگاهانه، خودش رو میکُشه!
خلاصشم اینه یه نوجوون به صورت خیلی ناآگاهانه، خودش رو میکُشه!
💔8
جسدش هم سالها بعد، ساعت ۰۰:۰۷ نیمه شب در حال تایپ کردن توی یه کانال پیدا میشه.
💔2
حقیقتا فیلم خیلی جذابی نبود؛
امیدوارم فصل جدیدش بهتر باشه،
اما قرار نیست که شخصیت اصلی دیگه زنده بشه؟! ..
امیدوارم فصل جدیدش بهتر باشه،
اما قرار نیست که شخصیت اصلی دیگه زنده بشه؟! ..
💔6
فردا روز هم از چپ بودن میگی، از ضد زن بودن یا نژادپرستی و تهش برمیگردی سر خونه اولی که شاید اصلا نیم کره چپ مغزت توی استدلال منطقی ناتوانه.
🔥5👎2❤1👍1🕊1
این شهر را
هیچچیز نمیتواند پاک کند،
باران میبارد
اما هیچچیز را نمیشوید،
هوایی آلوده به غم،
گویی به جای مازوت،
خروار خروار "خاطره" سوزاندهاند!
هیچچیز نمیتواند پاک کند،
باران میبارد
اما هیچچیز را نمیشوید،
هوایی آلوده به غم،
گویی به جای مازوت،
خروار خروار "خاطره" سوزاندهاند!
آریو
❤6👎3🕊2👍1
مقوله عجیبی که خیلی کم بهش توجه میشه، بحث اعتیاد به درد هست!
بعضی آدما، آگاهانه یا حتی بدون اینکه خودشون بفهمن، به شرایطی عجیب عادت میکنن و توش ناراحتی، رنج یا شکست و .. رو میبینن، درد براشون آشناست و همین آشنایی بهشون حس امنیت کاذب میده، انگار ناخودآگاه دنبال تکرار موقعیتهایی هستن که توش رنج میکشن.
بعضی آدما، آگاهانه یا حتی بدون اینکه خودشون بفهمن، به شرایطی عجیب عادت میکنن و توش ناراحتی، رنج یا شکست و .. رو میبینن، درد براشون آشناست و همین آشنایی بهشون حس امنیت کاذب میده، انگار ناخودآگاه دنبال تکرار موقعیتهایی هستن که توش رنج میکشن.
👍5👎2🔥1💔1
مثلا آدمایی که دوران بچگیشون درد و تنهایی کشیدن، ناخودآگاه یاد گرفتن که درد جزئی از وجودشونه، فکر میکنن باید همیشه یه جوری رنج بکشن تا ارزشمند باشن و اینجوری هم بزرگ میشن، بعضیا از آرامش و حال خوب و تغییر میترسن چون براشون یه چیز عجیب و غریبه و نیاز به خونه تکونی اساسی داره،
یه سری هم وقتی ناراحتن، حس میکنن با ابراز کردنش، دیگران بهشون توجه میکنن و این باعث میشه به درد عادت کنن و به نظرم اینجا حتی کارکرد دوپامین و پاداش رو هم درگیر میکنن!
یه سری هم وقتی ناراحتن، حس میکنن با ابراز کردنش، دیگران بهشون توجه میکنن و این باعث میشه به درد عادت کنن و به نظرم اینجا حتی کارکرد دوپامین و پاداش رو هم درگیر میکنن!
❤4👎2👍1
از نظر علمی هم وقتی آدم درد میکشه، بدن موادی مثل اندورفین ترشح میکنه، اگر این وضعیت بهطور مداوم تکرار بشه، مغز ممکنه به این ترشحها عادت کنه و به نوعی به حالت شیمیاییِ همراه با درد وابسته بشه، همین وابستگی میتونه باعث بشه فرد ناخودآگاه احساس کنه به درد نیاز داره مثل یه اعتیاد پنهان! بماند که بحث اعتیاد روانی و ترشح کورتیزول و آدرنالین و .. هم مطرحه.
❤2👍1👎1🔥1
طلوع دیگر فایدهاش چیست؟
وقتی خورشید فقط سایهای ساکت از اندوه دیروز را پشت دیوارهای خانه میاندازد؟
کنج اتاق با دل خالی از حس، ذهن پر از فکر، فقط نگاه میکنم؛
سنگی شدهام در مسیر رودخانه، هربار تکهای از من کنده میشود و در فراموشی تهنشین.
وقتی خورشید فقط سایهای ساکت از اندوه دیروز را پشت دیوارهای خانه میاندازد؟
کنج اتاق با دل خالی از حس، ذهن پر از فکر، فقط نگاه میکنم؛
سنگی شدهام در مسیر رودخانه، هربار تکهای از من کنده میشود و در فراموشی تهنشین.
آریو
👍3💔2❤1👎1
ننوشته های یک نویسنده؛
Photo
روش آنا لمبکی (Anna Lembke) برای بازسازی تعادل دوپامین
چی هست؟
یه روش برای ترک یا کاهش وابستگی به رفتارها و محرکهایی که بیش از حد سیستم پاداش مغز (دوپامین) رو فعال میکنن، هدف این روش برگردوندن تعادل ذهنی به مقوله درد و لذت و روند زندگی واقعیه بدون نیاز به محرک مصنوعی
به چه درد میخوره؟
برای افرادی که درگیر موارد زیر هستن مفیده:
استفاده زیاد از گوشی و شبکههای اجتماعی
احساس پوچی، بیحوصلگی و نیاز مداوم به تحریک
اعتیاد به مواد، دارو، پورن، غذای ناسالم، بازی، قمار و به طور کلی اغلب عادات بد
برگرفته از کتاب Dopamine Nation
چی هست؟
یه روش برای ترک یا کاهش وابستگی به رفتارها و محرکهایی که بیش از حد سیستم پاداش مغز (دوپامین) رو فعال میکنن، هدف این روش برگردوندن تعادل ذهنی به مقوله درد و لذت و روند زندگی واقعیه بدون نیاز به محرک مصنوعی
به چه درد میخوره؟
برای افرادی که درگیر موارد زیر هستن مفیده:
استفاده زیاد از گوشی و شبکههای اجتماعی
احساس پوچی، بیحوصلگی و نیاز مداوم به تحریک
اعتیاد به مواد، دارو، پورن، غذای ناسالم، بازی، قمار و به طور کلی اغلب عادات بد
برگرفته از کتاب Dopamine Nation
❤4