امروز به طور خیلی اتفاقی یه دوست قدیمی که به تازگی دبیر ریاضی شده ازم خواست توی کلاسش شرکت کنم، با یکم تاخیر حاضر شدم و بین بچههای دبیرستانی نشستم؛
همه چیز منو به گذشته میبرد، از بادی که بدون اجازه رایحه پاییز رو از پنجره به داخل میاره تا تخته سفیدی که بوی جوهرش فکرمو از کلاس بیرون میندازه و به سمت مسائل و طبیعت شیمی میبره.
همه چیز به کنار، همیشه صدای غم دوست عزیزمون رو میتونستم از حالت عادی تشخیص بدم و حس کردم حرفاشو داره با بغض میزنه، دقایق آخر کلاس بود که یکم روی حرفاش دقیق تر شدم و انتظار نداشتم کلاس رو با این حرف تموم کنه:
" دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند و منحنی های مماس فقط یک بار به هم میرسند و برای همیشه از هم جدا خواهند شد .. "
همه چیز منو به گذشته میبرد، از بادی که بدون اجازه رایحه پاییز رو از پنجره به داخل میاره تا تخته سفیدی که بوی جوهرش فکرمو از کلاس بیرون میندازه و به سمت مسائل و طبیعت شیمی میبره.
همه چیز به کنار، همیشه صدای غم دوست عزیزمون رو میتونستم از حالت عادی تشخیص بدم و حس کردم حرفاشو داره با بغض میزنه، دقایق آخر کلاس بود که یکم روی حرفاش دقیق تر شدم و انتظار نداشتم کلاس رو با این حرف تموم کنه:
" دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند و منحنی های مماس فقط یک بار به هم میرسند و برای همیشه از هم جدا خواهند شد .. "
ننوشته های یک نویسنده؛
جهان های موازی - میچیو کاکو.zip
📖 جهان های موازی
👤 میچیو کاکو
✍🏻 جهانهای موازی (Parallel worlds) یکی از بهترین کتابهای علمی است که در سال 2005 توسط میچیو کاکو (Michio Kaku) نوشته شد. طبق گفتهی کاکو جهانهای موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در سه دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار میگیرند که برای هیچیک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است. این جهانها شامل جهانهای موازی تورمی، جهانهای موازی کوانتومی و جهانهای موازی فرافضا میشوند.
👤 میچیو کاکو
✍🏻 جهانهای موازی (Parallel worlds) یکی از بهترین کتابهای علمی است که در سال 2005 توسط میچیو کاکو (Michio Kaku) نوشته شد. طبق گفتهی کاکو جهانهای موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در سه دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار میگیرند که برای هیچیک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است. این جهانها شامل جهانهای موازی تورمی، جهانهای موازی کوانتومی و جهانهای موازی فرافضا میشوند.
و این برگهای زرد ریزان اشکهایی است که باد خشمگین پاییزی آن را با خاطرات بیوفاییِ بهار به اعماق زمستان خواهد برد ..
ننوشته های یک نویسنده؛
خیام میگه: بدخواه کسان هیچ به مقصد نرسد یک بد نکند تا به خودش صد نرسد من نیک تو خواهم و تو خواهی بد من تو خیر نبینی و به من بد نرسد ..
صائب میگه:
کفارهٔ شرابخوریهای بیحساب
هشیار در میانهٔ مستان نشستن است ..
کفارهٔ شرابخوریهای بیحساب
هشیار در میانهٔ مستان نشستن است ..
مرا خواهی دید؛
در چشمانی که گمان میکنی بستر اعتماد است،
در غروب جمعهای که ابرهای قرمز میگریند،
قبل از لبخندی که از اشک پر شده،
میان صفحات کتابی که حکایت از مرگ دارد،
بعد از درسی که نیاز به تکلیف ندارد،
و در آیینه ..
در چشمانی که گمان میکنی بستر اعتماد است،
در غروب جمعهای که ابرهای قرمز میگریند،
قبل از لبخندی که از اشک پر شده،
میان صفحات کتابی که حکایت از مرگ دارد،
بعد از درسی که نیاز به تکلیف ندارد،
و در آیینه ..
ننوشته های یک نویسنده؛
Sadegh – Bara Ye Dost
میتونم به عنوان وصیت نامه ازش استفاده کنم.
سخت است بخندی و دلت غم زده باشد
هر گوشه ای از پیرهنت نم زده باشد
سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد
احوال من ای دوست چنین است که انگار
یک صاعقه بر جنگل خرم زده باشد
دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش
در جمع کسی سیلی محکم زده باشد
دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما
دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد
با این همه تا خرده نگیرند عزیزان
میخندم و هرچند دلم غم زده باشد
"رضا خادمه مولوی"
هر گوشه ای از پیرهنت نم زده باشد
سخت است به اجبار به جمعی بنشینی
وقتی دلت از عالم و آدم زده باشد
احوال من ای دوست چنین است که انگار
یک صاعقه بر جنگل خرم زده باشد
دور از تو شبیه م به یتیمی که به رویش
در جمع کسی سیلی محکم زده باشد
دور از ادب است اینکه بخندد لبت اما
دیوار دلت مشکی و ماتم زده باشد
با این همه تا خرده نگیرند عزیزان
میخندم و هرچند دلم غم زده باشد
"رضا خادمه مولوی"
زمین و بدن آدمی را به هم تشبیه میکنند؛
میگویند سه چهارمِ هرکدام را آب تشکیل داده است،
اگر از من بپرسند خواهم گفت که کدام قِسم مهم را از یاد بردهاند؛
چهار چهارمِ بدن انسان از تنهایی پر شده است که آن هم روزی سهمِ همان یک سومِ خاکِ زمین خواهد بود ..
میگویند سه چهارمِ هرکدام را آب تشکیل داده است،
اگر از من بپرسند خواهم گفت که کدام قِسم مهم را از یاد بردهاند؛
چهار چهارمِ بدن انسان از تنهایی پر شده است که آن هم روزی سهمِ همان یک سومِ خاکِ زمین خواهد بود ..
ضمنِ عموم،
در اندیشهشان خواهند کرد افکارمان را سرنگون،
دانند قطره ای زین اصول و فنون؟
پیشه کرده ظاهرا عشق شیرین، غافل از فرهاد و بیستون؛
به تن کرده است خونین پیراهنِ "آهان" این قومِ "اوهوم"
در اندیشهشان خواهند کرد افکارمان را سرنگون،
دانند قطره ای زین اصول و فنون؟
پیشه کرده ظاهرا عشق شیرین، غافل از فرهاد و بیستون؛
به تن کرده است خونین پیراهنِ "آهان" این قومِ "اوهوم"
فرجام در درازنای نطق، محکوم به سکوت؛
خیره به دهانهای پر و اذهان خالی
نگفتن پاسخی است برای گفتههای نگفتهتان.
خیره به دهانهای پر و اذهان خالی
نگفتن پاسخی است برای گفتههای نگفتهتان.