Nolan Writes
9.58K subscribers
132 photos
5 videos
18 files
59 links
نوشته‌ها، آثار و تولیدات نولان
Download Telegram
توضیحات آلبوم گوزن.pdf
2 MB
توضیحاتی برای آلبوم «گوزن» از علی سورنا

نویسنده: نولان
45👍5🔥1
توضیحات نگار.pdf
549.5 KB
توضیحاتی برای آلبوم «نگار» از علی سورنا

نویسنده: نولان
🔥3013
توضیحات مجسمه.pdf
2.6 MB
توضیحاتی برای آلبوم «مجسمه» از علی سورنا

نویسنده: نولان
32🔥5👍1🥰1🤬1
توضیحات گذار.pdf
298.9 KB
توضیحاتی برای آلبوم «گذار» از بهرام

نویسنده: نولان
25🔥6😍2🌚2🤯1
توضیحات اشتباه خوب.pdf
3.2 MB
توضیحاتی برای آلبوم «اشتباه خوب» از بهرام

نویسنده: نولان
30🔥3😍3🤯1🌚1
توضیحات خودها.pdf
1.1 MB
توضیحاتی برای آلبوم «خودها» از بهرام

نویسنده: نولان
🔥239❤‍🔥1👏1😍1
توضیحات نویسنده.pdf
1.8 MB
توضیحاتی برای آلبوم «نویسنده» از فرشاد

نویسنده: نولان
25🔥4👍2🤣1
توضیحات سیل.pdf
254.9 KB
توضیحاتی برای آلبوم «سیل» از فرشاد

نویسنده: نولان
20🔥3🥰3😍3🤣1
توضیحات 404.pdf
513.9 KB
توضیحاتی برای آلبوم «404» از فرشاد

نویسنده: نولان
20🤣2🍾2❤‍🔥1🥰1
ترجمه‌ی این بخش رو از کتاب «شمشیر آزادی» یوسی کوهن می‌ذارم. شاید برای اینکه با زندگی و مهارت‌های جاسوس‌ها آشنا بشین براتون جالب باشه:

«من معمولاً می‌توانم ظرف دو روز برای خودم یک زندگی تازه، یک تصویر تازه بسازم. این‌طور کنجکاوان می‌توانند همه منابع لازم را بررسی کنند: یک وب‌سایت، خانواده، دنبال‌کننده‌های آنلاین، مدارک تحصیلی، سابقه‌ی کاری، علایق ورزشی و هنری.

حالا تو، دوست و هدف من، می‌توانی مطمئن شوی. می‌توانی ظاهراً همه چیزهایی را که گفته‌ام تأیید کنی. می‌توانی ببینی آیا من در اینترنت هستم یا نه. می‌توانی بررسی کنی که آیا شرکت من وجود دارد یا خیر. اگر دوستانی در جاهای درست داشته باشی (که مطمئنم داری) می‌توانی رفت‌وآمدهای مرا به کشور و از کشور زیر نظر بگیری.

حفظ این تظاهر سخت‌تر است، اما غیرممکن نیست.

واقعیت جدید این است که همه‌چیز دارد عکس‌برداری و فیلم‌برداری می‌شود و زیر چشم‌های پنهان دوربین‌های مداربسته قرار دارد. ما زیر نگاه چشم‌هایی زندگی می‌کنیم که دیده نمی‌شوند. بیومتریک‌ها شناسایی پیشینه‌ی افراد را راحت‌تر کرده‌اند. وقتی به مرز می‌رسی، لازم نیست کسی با تو صحبت کند یا گذرنامه‌ات را مهر بزند؛ آنها از قبل صورتت را دارند.

زیاد طول نمی‌کشد که وارد نقش شوی، هرچند اوایلِ کار حس می‌کنی عرق سردی داری. نگران می‌شوی که چه بگویی، ظرافت‌های زبانی که استفاده می‌کنی، اما هرچه عملیات بیشتری انجام دهی، کار راحت‌تر می‌شود.

تقریباً مثل عادت است. بازی کردن نقش‌های مختلف کاری است که برای امرار معاش انجام می‌دهی. مثل یک بازیگر نقش عوض می‌کنی. یک روز وکیل هستی، روز بعد تاجر. گرچه شخصیت‌های بی‌شماری می‌سازم و در آنها زندگی می‌کنم، اما هیچ‌وقت این‌طور نیست که در یک هزارتوی ذهنی گیر بیفتم و فراموش کنم واقعاً چه کسی هستم.

من فوراً از نقش بیرون می‌آیم. باید همین کار را در خانه بکنم. همان لحظه‌ای که وارد خانه می‌شدم، وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شدند، همسرم نوزادها را به من می‌داد تا شیر بدهم. بچه‌های بزرگ‌تر برای توجه پدرشان جیغ می‌زدند. حالا نوه‌هایم لذت‌های تازه‌ای برای پرت کردن حواسم دارند. زندگی عادی کنترل را به دست می‌گیرد.

داستان‌های پوششی من معمولاً ترکیبی از زبان‌ها و فرهنگ‌ها هستند. زبان مادری من در کنار عبری، ییدیش است، با رگه‌هایی از آرامی؛ چیزی که در موساد چندان کاربردی نیست، چون بلافاصله ذهن را به اسرائیل ربط می‌دهد.

من آن‌قدر قابل دسته‌بندی ساده نیستم، چون ویژگی زبانی غالبی ندارم؛ مثل لهجه‌ی قوی بریتانیایی. این یعنی باید شخصیت‌هایم را کمی متفاوت بسازم. چهار زبان را خوب بلدم و دو زبان دیگر را به شکل قابل تحملی. این خودش یک نوع قدرت است. زبان‌های اصلی من فرانسوی، عربی و انگلیسی هستند و اگر به سراسر دنیا سر بزنی، سخت است کسی را پیدا کنی که همه‌ی این زبان‌ها را روان بلد باشد.

در خاورمیانه، یا ترکیب عربی و فرانسوی دارند، یا عربی و انگلیسی، یا فرانسوی و انگلیسی. کانادایی‌ها انگلیسی و فرانسوی را بلدند. آمریکایی‌ها انگلیسی و شاید هم (با توجه به روندهای اجتماعی امروز) اسپانیایی بلد باشند. انگلیسی‌ها بیشتر فقط انگلیسی بلدند.

پس مثلاً اگر شخصیت من متولد لبنان باشد اما در دوازده‌سالگی به کانادا مهاجرت کرده باشد، می‌توانم با تو به فرانسوی لاس بزنم و بخش‌هایی از کاندید ولتر را برایت نقل کنم. پیشینه‌ی ساختگی‌ام توضیح می‌دهد که چرا عربی‌ام کامل نیست، ولی همچنان باید در لهجه‌ی درست صحبت کنم.

مثلاً عربی لبنانی یکی از گویش‌های عربی شامات شمالی است و در کشور رواج دارد. خیلی از لبنانی‌ها دو یا سه‌زبانه هستند و به‌راحتی بین عربی، فرانسوی و انگلیسی جابه‌جا می‌شوند. این الگو با نقش من جور درمی‌آید.»
44👍9🤔1👌1
«ماشین‌های جنگی»

بربریت، این واژه‌ای که تاریخ ما را همچون سایه دنبال می‌کند، تنها یک مفهوم تاریخی نیست؛ بلکه توصیفی است از یک سازوکار، یک مکانیسم بی‌رحم که از دل خشم، میل و نیاز بیرون آمده و تبدیل به نیروی محرک جامعه شده است. جامعه‌ی ایران، با تمام پیچیدگی‌هایش، چیزی نیست جز مجموعه‌ای از ماشین‌های جنگی که بی‌وقفه در حال بلعیدن و بازتولید خویش‌اند.

هر زن، هر مرد، و هر خانواده، بدل به ماشین‌های جنگی شده‌اند. زن برای دفاع از بدن خود، مرد برای به دست آوردن سهم خود از غنایم جامعه، و خانواده برای حفظ منافع محدود خویش. در این میدان جنگ، هیچ جایی برای اخلاق، ادب، یا فرهنگ نیست. آنچه هست، تنها بقای وحشیانه است. آنچه باقی می‌ماند، ترس و قدرت است.

هر مدیر ایرانی یک ماشین جنگی است؛ ماشین جنگی سرکوب استعدادها، مصادره‌ی ایده‌ها، و در نهایت، بازتولید بی‌کفایتی. در دفتر کارش، میان کاغذها و امضاها، یک بربر نشسته است، که با کت و شلوار و کراوات، قدرت را در دست گرفته است. او نه برای خدمت، بلکه برای تسلط آمده است.

هر دانش‌آموز ایرانی یک ماشین جنگی است؛ ماشین جنگی آزمون‌ها و مدرک‌ها. از کودکی، او را در صف‌های طولانی مدرسه به خط می‌کنند، به او انضباط یاد می‌دهند، اما انضباطی برای اطاعت. او می‌آموزد که چگونه بایستد، چگونه سکوت کند، و چگونه به جای سؤال کردن، پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده را حفظ کند.

هر عاشق در ایران یک ماشین جنگی است؛ ماشین جنگی مالکیت. عشق در این سرزمین چیزی نیست جز تصرف دیگری، نابود کردن استقلال او، و در نهایت، تبدیل معشوق به ابژه‌ای برای ارضای نیازهای شخصی. چگونه می‌توان از عشق سخن گفت، وقتی در این سرزمین، حتی نفس کشیدن معشوق هم به کنترل نیاز دارد؟

و در این میان، تکنوکرات‌ها، این بربرهای مدرن، با ابزارهایشان، با زبان پیچیده‌شان، و با ادعاهای علمی‌شان، همان رسالت دیرینه را ادامه می‌دهند: تسلط بر دیگری. از پزشکی تا جامعه‌شناسی، از اقتصاد تا سیاست، همه چیز در خدمت قدرت است. هیچ حقیقتی وجود ندارد، جز حقیقت قدرت.

در این سرزمین، هیچ فردی آزاد نیست. آزادی در ایران، تنها یک شعار است، یک فریب. انسان ایرانی، حتی در خلوتش، حتی در خوابش، در حال جنگیدن است. جنگی بی‌پایان با خودش، با دیگری، و با جهانی که هر لحظه تهدیدی برای بقای اوست.

خانواده‌ها، همچنان ستون‌های اصلی این ماشین عظیم‌اند. پدر، فرمانده‌ای است که وظیفه‌اش حفاظت از قلعه‌ی خانوادگی و تأمین غنیمت است. مادر، مهندسی است که نظم داخلی را برقرار می‌کند و فرزندان، سربازانی که باید برای جنگ آینده آماده شوند. عشق، احترام، و همبستگی، در نهایت چیزی جز ابزارهایی برای حفظ این ماشین جنگی نیستند.

حتی هنر و ادبیات، این قلمروهایی که زمانی می‌توانستند پناهگاهی برای آزادی باشند، امروز به سلاح‌هایی در دست ماشین‌های جنگی تبدیل شده‌اند. هر شعر، هر فیلم، هر نقاشی، یا در خدمت تبلیغ قدرت است یا در حال مقاومت منفعلانه‌ای که خود بخشی از بازی است. هیچ چیز از دست این منطق بربریت فرار نمی‌کند.

هر رسانه، یک ماشین جنگی است. ماشینی برای ساخت افکار، تحریف واقعیت، و توزیع اطلاعات به مثابه ابزاری برای کنترل. اینترنت، که قرار بود آزادی را به ارمغان بیاورد، بزرگ‌ترین اسارتگاه تاریخ بشر شده است. اینجا تنها هیاهوی بربریت است که در لباس داده‌ها و الگوریتم‌ها تکرار می‌شود.

جامعه‌ی ایران، جامعه‌ای است که در آن هیچ چیزی به خودی خود وجود ندارد؛ هر چیز و هر کسی، وسیله‌ای است برای چیز دیگری.

و در نهایت، آیا این ماشین‌های جنگی متوقف خواهند شد؟ تاریخ به ما می‌آموزد که هیچ قدرتی ابدی نیست. اما آنچه جایگزین خواهد شد، چیزی جز ماشین جنگی دیگری نخواهد بود. بربریت، از خاکستر خویش برمی‌خیزد.

«نولان»
46🔥8👍2👏1😢1
کتاب «دفاع از غیرقابل دفاع‌ها» به قلم والتر بلاک

شخصیت‌هایی که در این کتاب معرفی می‌شوند، معمولاً بدنام و شرور تلقی می‌شوند؛ جامعه هم گاه آن‌قدر سختگیر است که حتی خود را سرزنش می‌کند چرا چنین چهره‌های نکوهیده‌ای را پرورانده است. اما والتر بلاک (اقتصاددان و استاد لیبرتارین آمریکایی) نگاهی متفاوت به این ماجرا دارد. او استدلال می‌کند که داوری ما درباره‌ی این افراد، اغلب عجولانه و سطحی است.

بلاک نشان می‌دهد که بسیاری از همان «شخصیت‌های منفور»، نه به حریم کسی تجاوز کرده‌اند و نه مانع آزادی دیگری شده‌اند؛ بلکه در بسیاری موارد، با ارائه‌ی کالا یا خدمات، به غنای اقتصادی و حتی فرهنگی جامعه کمک کرده‌اند.
35🔥5👍4😈3🌚1
دفاع از غیرقابل‌دفاع‌ها.pdf
788.5 KB
کتاب «دفاع از غیرقابل‌دفاع‌ها» به قلم والتر بلاک

ترجمه: نولان

فهرست مباحث:
روسپی - قوّاد - معتاد - ساقی - باج‌گیر - تهمت‌زن و افترا‌زن - جنسیت‌زده - ربا‌خوار - آتش‌زننده‌ی پرچم - تماشاچی بی‌تفاوت مرگ خونین - خائن زناشویی - پزشک بدون مجوز - چاقی‌هراس - مخالف تنوع - مبارز دوئل‌کننده - تحقیرکننده‌ی چهره‌ی نامرتب - انکارکنندهٔ آزادی علمی - فردی که در یک سالن شلوغ فریاد «آتش!» می‌زند - فرد چندهمسر - نفرت‌ورز
60👍10🏆7😈3💯2
درس‌هایی از ۱۱ سپتامبر و خطر اسلام‌گرایی

نویسنده: پیت هگست

مترجم: نولان

https://t.me/NolanWrites
31👏5🤬2
درس‌هایی_از_۱۱_سپتامبر_و_خطر_اسلام‌گرایی.pdf
510.4 KB
درس‌هایی از ۱۱ سپتامبر و خطر اسلام‌گرایی

نویسنده: پیت هگست


◀️ فهرست مباحث:

«سخت بجنگید: درس‌های درستی که باید از ۱۱ سپتامبر آموخت»

«اسلام‌گرایی: خطرناک‌ترین ایدئولوژی»
57👏10🤬4🙏3😐1