وقتی ترسِ از دست دادن کسی یا چیزی رو تجربه نکرده باشی، قدر بودنش رو نمیفهمی.
💘3🤝2
Forwarded from Exclusive (Alireza)
برخی نبردها، تنها خاکستری بر جان میپاشند؛ رها کن، که ارزش آرامش از خون پیروزی بیشتر است.
💘2
هیچ روزی دوباره نمیآید، هیچ نگاهی تکرار نمیشود؛ پس بگذار امروز، همان چیزی باشد که بعدها دلت برایش تنگ میشود.
🌚4
Forwarded from Exclusive (دوریو)
انسانها هرگز جنایت را با این چنین کمال و شادمانی انجام نمیدهند، مگر زمانی که آن را از روی اعتقاد مذهبی انجام دهند.
دوباره میسازمت وطن،
اگرچه با خشت ِ جان خویش
ستون به سقف تو میزنم،
اگرچه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گُل،
به میل نسل ِ جوان ِ تو
دوباره میشویم از تو خون،
به سیل اشک ِ روان ِ خویش
دوباره، یک روز ِ روشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ میزنم،
ز آبی آسمان خویش
کسی که عظم رمیم را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه میبخشدم شکوه،
به عرصهی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق،
بدان روش ساز میکنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعلهاش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دودمان خویش
دوباره میبخشیام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره میسازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش.
اگرچه با خشت ِ جان خویش
ستون به سقف تو میزنم،
اگرچه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گُل،
به میل نسل ِ جوان ِ تو
دوباره میشویم از تو خون،
به سیل اشک ِ روان ِ خویش
دوباره، یک روز ِ روشنا،
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ میزنم،
ز آبی آسمان خویش
کسی که عظم رمیم را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه میبخشدم شکوه،
به عرصهی امتحان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز،
مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق،
بدان روش ساز میکنم
که جان شود هر کلام دل،
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی،
بجاست کز تاب شعلهاش
گمان ندارم به کاهشی،
ز گرمی دودمان خویش
دوباره میبخشیام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره میسازمت به جان،
اگر چه بیش از توان خویش.
سیمین بهبهانی
💘1
Don't use your energy to worry.
Use your energy to believe, create, trust, grow and heal.
Use your energy to believe, create, trust, grow and heal.
💘1
𝖬𝗒 𝖭𝗈𝗍𝖾𝖱𝗈𝗈𝗆
از آدمایی که به یک چیزی پیله میکنن و ول نمیکنن متنفرم.
از آدمایی که ذرهای احساس مسئولیت نمیکنن متنفرم.
🤝1
کاش پیرتر بودم، مثل ریشهها
یا جوانتر بودم، مانند شاخهها
اینجا که من ایستادهام، فقط تبر میخورد.
یا جوانتر بودم، مانند شاخهها
اینجا که من ایستادهام، فقط تبر میخورد.
💘1
میدانی، من مجبورم موفق شوم؛ وگرنه همهی آن رنجهایی که تابهحال کشیدهام فقط رنج بودهاند.
ویکتور فرانکل
💘1
You don’t blame clown for acting like a clown and get disappointed, blame yourself for going to the circus.
🥱2
گاهی خسته میشوی، گاهی ذهنت آنقدر دور میرود که خودت را پشتِ همهچیز جا میگذاری، گاهی فکر میکنی زیادی حس میکنی، زیادی میخواهی، زیادی رویا میبافی. اما حقیقت این است آدمهایی با قلبِ آرام، دنیا را همانطور که هست میپذیرند؛ آدمهایی مثل تو، آخرِ یک روز، دنیا را به چیزی نزدیکتر به رویاهایشان تبدیل میکنند.
💘2