پدربزرگم سواد زیادی نداشت
ولی یه بار که خیلی ناراحت بودم
یه حرفی رو بهم زد که سالهاست تو سرمه؛ میگفت:
«بعضی وقتا مشکل از خود ماست واسه کسی که یه قدم برامون برمیداره دو کیلومتر پیاده میریم..!»
چقدر عمیقه این جمله..
@NoNeedForFancyNames
ولی یه بار که خیلی ناراحت بودم
یه حرفی رو بهم زد که سالهاست تو سرمه؛ میگفت:
«بعضی وقتا مشکل از خود ماست واسه کسی که یه قدم برامون برمیداره دو کیلومتر پیاده میریم..!»
چقدر عمیقه این جمله..
@NoNeedForFancyNames
بعضی آدم ها، خیلی زود متولد میشوند،
بعضیها خیلی دیر و بعضیها، هیچوقت.
شاید اگر آن روز نبود، آن خیابان، آن کتابفروشی و آن اتفاق ساده، من هرگز متولد نمیشدم.
روز تولد هر آدمی، روزی نیست که به دنیا میآید،
بلکه روزیست که میفهمد از زندگیاش چه میخواهد و به دنبال چیست.
#محمدرضا_حسینی
@NoNeedForFancyNames
بعضیها خیلی دیر و بعضیها، هیچوقت.
شاید اگر آن روز نبود، آن خیابان، آن کتابفروشی و آن اتفاق ساده، من هرگز متولد نمیشدم.
روز تولد هر آدمی، روزی نیست که به دنیا میآید،
بلکه روزیست که میفهمد از زندگیاش چه میخواهد و به دنبال چیست.
#محمدرضا_حسینی
@NoNeedForFancyNames
«عشق مانند بیمار شدن است،
نمی دانی چطور اتفاق می افتد عطسه میکنی ، یهو می لرزی و دیگر دیر شده است؛ تو سرما خورده ای ! ... »
#آنا_گاوالدا
@NoNeedForFancyNames
نمی دانی چطور اتفاق می افتد عطسه میکنی ، یهو می لرزی و دیگر دیر شده است؛ تو سرما خورده ای ! ... »
#آنا_گاوالدا
@NoNeedForFancyNames
🔻
شانزده سالم بود که پول توجيبی و کادوی تولد و عيدی های دو سالم را جمع کردم گيتار برقی بخرم.
بابا اجازه نداد؛
خيلی که اصرار کردم .. قبول کرد.
گيتار و يک آمپلی فاير کوچک خريدم.
همه ی تهران را گشتم
تا معلم گيتار زن پيدا کنم پيدا نشد،
بابا اجازه نداد پيش معلم مرد بروم!
خودم تمرين می کردم فايده نداشت.
سيم های گيتار خيلی سفت بود،
دستم را درد می آورد .. نمیتوانستم کوکاش کنم صدايش بلند بود و خانواده را اذيت میکرد.
نااميد شدم .. دو سال گذشت.
گيتار کنار اتاق ماند و خاک خورد .. برايش که مشتری پيدا شد به اصرار مامان و بابا فروختماش.
مامان گفت پول گيتار را دست بند طلا بخر
و نگه دار برايت بماند.
دست بند را هنوز دارم حتی بعد ازدواج که برای خريد خانه همهی طلاهايم را فروختم نگهاش داشتم .. هميشه هم دستم است.
گاهی دختر دو سال و نيمهام سرش را روی دستم میگذارد و لبخند می زند و می گويد:
مامان چرا از دستت صدای آهنگ میاد؟
♥️🎼
#ضحی_کاظمی
@NoNeedForFancyNames
شانزده سالم بود که پول توجيبی و کادوی تولد و عيدی های دو سالم را جمع کردم گيتار برقی بخرم.
بابا اجازه نداد؛
خيلی که اصرار کردم .. قبول کرد.
گيتار و يک آمپلی فاير کوچک خريدم.
همه ی تهران را گشتم
تا معلم گيتار زن پيدا کنم پيدا نشد،
بابا اجازه نداد پيش معلم مرد بروم!
خودم تمرين می کردم فايده نداشت.
سيم های گيتار خيلی سفت بود،
دستم را درد می آورد .. نمیتوانستم کوکاش کنم صدايش بلند بود و خانواده را اذيت میکرد.
نااميد شدم .. دو سال گذشت.
گيتار کنار اتاق ماند و خاک خورد .. برايش که مشتری پيدا شد به اصرار مامان و بابا فروختماش.
مامان گفت پول گيتار را دست بند طلا بخر
و نگه دار برايت بماند.
دست بند را هنوز دارم حتی بعد ازدواج که برای خريد خانه همهی طلاهايم را فروختم نگهاش داشتم .. هميشه هم دستم است.
گاهی دختر دو سال و نيمهام سرش را روی دستم میگذارد و لبخند می زند و می گويد:
مامان چرا از دستت صدای آهنگ میاد؟
♥️🎼
#ضحی_کاظمی
@NoNeedForFancyNames
No Need For Fancy Names !
یه جا خالد حسینی تو کتابِ بادبادک باز میگه: "امیدوارم اگر خدایی هم آن بالا هست، به جز آمار برداری از ویسكی خوردن و گوشتِ خوک خوردنِ من، حواسش به چیزهای مهمترِ دیگری نیز باشد." @NoNeedForFancyNames
ننه: «فقط یک هنر را باید یاد بگیری
و آن هم تحمل است، تحمل..»
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه: نگرانِ آن نباش؛
موضوع کم نمیآوری..»
#خالد_حسینی
@NoNeedForFancyNames
و آن هم تحمل است، تحمل..»
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه: نگرانِ آن نباش؛
موضوع کم نمیآوری..»
#خالد_حسینی
@NoNeedForFancyNames
احساس می کردم اگر اوضاع همین طوری بماند
دق می کنم.
اوضاع همان طور ماند و دق نکردم!
همه مان اینگونهایم، لحظههای گندی داریم که تا مرز سکته پیش میرویم؛ اما میگذرد!
هیچ وقت حرف سربازی که بدون پاهایش از جنگ برگشت را فراموش نمیکنم:
"من فوتبالیست خوبی بودم!
اولش برای پاهایم هر شب گریه میکردم، تا فهمیدم خدا دوست دارد من شطرنج باز خوبی باشم!"
@NoNeedForFancyNames
دق می کنم.
اوضاع همان طور ماند و دق نکردم!
همه مان اینگونهایم، لحظههای گندی داریم که تا مرز سکته پیش میرویم؛ اما میگذرد!
هیچ وقت حرف سربازی که بدون پاهایش از جنگ برگشت را فراموش نمیکنم:
"من فوتبالیست خوبی بودم!
اولش برای پاهایم هر شب گریه میکردم، تا فهمیدم خدا دوست دارد من شطرنج باز خوبی باشم!"
@NoNeedForFancyNames
اُسکار بهترین توصیف عشق در یک نگاه رو
باید به عطار بدیم که میفرماید:
تا بر تو نظر کردم رسوای جهان گشتم،
آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد ..
@NoNeedForFancyNames
باید به عطار بدیم که میفرماید:
تا بر تو نظر کردم رسوای جهان گشتم،
آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد ..
@NoNeedForFancyNames
No Need For Fancy Names !
به او بگویید دوستش دارم.. و اگر پرسید چقدر؟! بگویید: بعد از خدا، قبل از خودم.. #فرزانه_صدهزاری @NoNeedForFancyNames
🔻
تكليف "عشقتان" را همان ابتدا روشن كنيد؛
افتادن از طبقهى اول زخميتان مىكند
ولى سقوط از طبقهى دوازدهم
حتماً شما را خواهد كشت ...
#فرزانه_صدهزاری
@NoNeedForFancyNames
تكليف "عشقتان" را همان ابتدا روشن كنيد؛
افتادن از طبقهى اول زخميتان مىكند
ولى سقوط از طبقهى دوازدهم
حتماً شما را خواهد كشت ...
#فرزانه_صدهزاری
@NoNeedForFancyNames
No Need For Fancy Names !
همسایه کناریام غمگینم میکند. زن و شوهر صبحِ زود بیدار میشوند، سرِ کار میروند، عصر باز میگردند. یک پسر و دختر بچه دارند. ساعتِ نُه شب، همه چراغهای خانه خاموش است. صبحِ فردا نیز، زود بیدار میشوند، سرِ کار میروند، عصر باز میگردند، ساعتِ نه، خاموشی. …
اینکه هرروز صبح از تختخواب بیرون بیای
تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی
واقعا شجاعت بزرگی میطلبه.
#چارلز_بوكفسکی
@NoNeedForFancyNames
تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی
واقعا شجاعت بزرگی میطلبه.
#چارلز_بوكفسکی
@NoNeedForFancyNames
🌀
داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشهی دنیا اینقدر تفاوت باشد..!
ما در مدرسه هایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشته ایم..!
هیچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم..!
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم..!
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیدهایم تا در ظرفهایمان خوراکیهای خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخنديم و شاد باشیم و از پسر خوش قیافهی تازه وارد یا درمورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم..
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشته ایم..!
ما هیچوقت روز آخر مدرسه کلاه هایمان را به هوا نینداختهایم..!
ما همیشه بازخواست شدهایم؛
برای ناخن هایمان؛
برای موهایمان؛
برای.. ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد..!؟
ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را از ته تراشیدیم
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیت های شوم دوست شد و به او اعتماد کرد.
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید..!
ما شیرین ترین روزهای نوجوانی مان با کابوس کنکور هدر رفت..!
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی..!
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ ساله نمیشوی..!
ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند..!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس....!
هیچکس نفهمید شب ها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم..!
هیچکس به ما نگفـت موفقیت پزشکی و مهندسی و وکالت نیست..!
و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن
ربطی به «با کدام پا وارد دستشویی شدن» ندارد..!
و.. هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را..!
این روزها سرزمینمان تشنه ی فهم است..!
#نیلوفر_نیک_بنیاد
@NoNeedForFancyNames
داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشهی دنیا اینقدر تفاوت باشد..!
ما در مدرسه هایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشته ایم..!
هیچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم..!
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم..!
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیدهایم تا در ظرفهایمان خوراکیهای خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخنديم و شاد باشیم و از پسر خوش قیافهی تازه وارد یا درمورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم..
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشته ایم..!
ما هیچوقت روز آخر مدرسه کلاه هایمان را به هوا نینداختهایم..!
ما همیشه بازخواست شدهایم؛
برای ناخن هایمان؛
برای موهایمان؛
برای.. ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد..!؟
ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را از ته تراشیدیم
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیت های شوم دوست شد و به او اعتماد کرد.
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید..!
ما شیرین ترین روزهای نوجوانی مان با کابوس کنکور هدر رفت..!
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی..!
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ ساله نمیشوی..!
ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند..!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس....!
هیچکس نفهمید شب ها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم..!
هیچکس به ما نگفـت موفقیت پزشکی و مهندسی و وکالت نیست..!
و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن
ربطی به «با کدام پا وارد دستشویی شدن» ندارد..!
و.. هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را..!
این روزها سرزمینمان تشنه ی فهم است..!
#نیلوفر_نیک_بنیاد
@NoNeedForFancyNames
«آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرت سالهای به خصوصی از عمرش را بخورد. ماها میتوانیم با رضایت خاطر پیر شویم.
مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟ یا مثلا پارسال؟ عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبودیم!»
#لویی_فردینان_سلین
@NoNeedForFancyNames
مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟ یا مثلا پارسال؟ عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبودیم!»
#لویی_فردینان_سلین
@NoNeedForFancyNames
قبول!
من دل بریدم!
تو راست میگویی
حق با شماست اصلا!
شما پای همه ی قول و قرارها بودی!
بهترین بودی!
همیشه من مقصر بودم!
از سر ما زیادی بودی!
راست میگویی به خدا!
ما کجا و شما کجا!
اما؛ تو را جان مادرت
شب ها راحت میخوابی؟
دل دردی .. وجدان دردی .. چیزی ..
خدای نکرده آزارت نمیدهد که ان شاالله؟!
دردت به سرم، تصدقت
اگر شبی، نیمه شبی از خواب ناز پریدی
و از آن دردها به سراغت آمد
حتم بدان شام سنگین خورده ای!
و گرنه ما کجا و شما کجا..؟
#حامد_نيازی
@NoNeedForFancyNames
من دل بریدم!
تو راست میگویی
حق با شماست اصلا!
شما پای همه ی قول و قرارها بودی!
بهترین بودی!
همیشه من مقصر بودم!
از سر ما زیادی بودی!
راست میگویی به خدا!
ما کجا و شما کجا!
اما؛ تو را جان مادرت
شب ها راحت میخوابی؟
دل دردی .. وجدان دردی .. چیزی ..
خدای نکرده آزارت نمیدهد که ان شاالله؟!
دردت به سرم، تصدقت
اگر شبی، نیمه شبی از خواب ناز پریدی
و از آن دردها به سراغت آمد
حتم بدان شام سنگین خورده ای!
و گرنه ما کجا و شما کجا..؟
#حامد_نيازی
@NoNeedForFancyNames
🌀
به شدت نياز داشتم با كسى حرف بزنم و از ايده ها و داستان هايى كه تو سرمه واسهش بگم. تلفن رو برداشتم تا شمارهاى رو بگيرم اما هيچ كس رو نداشتم. دفترچه تلفن من پر از اسم هاى جور واجوره. اما وقتى دنبال كسى مى گردم تا بتونم باهاش حرف بزنم، میبينم كه به صورت مفتضحانهاى هيچ كس رو ندارم و اون اعدادى كه جلوى اسمها نوشته شده مثل اعدادى که روى يك چك بى محل نوشته شده باشه، بى ارزش و مسخرهان ...
#روزبه_معین
📚قهوه ى سرد آقاى نويسنده
@NoNeedForFancyNames
به شدت نياز داشتم با كسى حرف بزنم و از ايده ها و داستان هايى كه تو سرمه واسهش بگم. تلفن رو برداشتم تا شمارهاى رو بگيرم اما هيچ كس رو نداشتم. دفترچه تلفن من پر از اسم هاى جور واجوره. اما وقتى دنبال كسى مى گردم تا بتونم باهاش حرف بزنم، میبينم كه به صورت مفتضحانهاى هيچ كس رو ندارم و اون اعدادى كه جلوى اسمها نوشته شده مثل اعدادى که روى يك چك بى محل نوشته شده باشه، بى ارزش و مسخرهان ...
#روزبه_معین
📚قهوه ى سرد آقاى نويسنده
@NoNeedForFancyNames
گفتم: آدم وقتی عاشق کسی میشه،
لابد بودن با اون کس، کسی رو تو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه!
گفت: نه برادر!
عشق حقیقی زمانی اتفاق میافته
که بودن با کسی،
بودن با تمام آدمای دیگه رو از یادت ببره..!
#بابک_زمانی
@NoNeedForFancyNames
لابد بودن با اون کس، کسی رو تو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه!
گفت: نه برادر!
عشق حقیقی زمانی اتفاق میافته
که بودن با کسی،
بودن با تمام آدمای دیگه رو از یادت ببره..!
#بابک_زمانی
@NoNeedForFancyNames
این نوشتهی امیلی دیکنسون رو با تمام وجودم
حسش کردم:
یک روز خودم را خواهم بخشید
از آسیبی که به خویش روا داشتم،
از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند
و از اهمیت دادن بیش از حد به آدمها و
چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که
هرگز تَرکِ خود نکنم.
@NoNeedForFancyNames
حسش کردم:
یک روز خودم را خواهم بخشید
از آسیبی که به خویش روا داشتم،
از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند
و از اهمیت دادن بیش از حد به آدمها و
چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که
هرگز تَرکِ خود نکنم.
@NoNeedForFancyNames
اگر از تو بخواهم تمام چیزهایی را
که دوست داری نام ببری،
چقدر طول می کشد تا بالاخره
نام خود را بگویی؟
🌸😌
@NoNeedForFancyNames
که دوست داری نام ببری،
چقدر طول می کشد تا بالاخره
نام خود را بگویی؟
🌸😌
@NoNeedForFancyNames
تا به حال کسی جلوی پایتان
ترقه انداخته
نیم متر بپرید هوا؟
کسی پای گوشتان نایلون پف کرده ترکانده
دست پاچه شوید؟
یا دستی یک دفعه از پشت سر چشم هایتان را
گرفته جا بخورید؟
عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست؛
یک روز، یک نفر، جایی
کاری با دلتان می کند
که بی بال، پر می کشید..
صدایش را می شنوید،
دست پاچه می شوید.
دست هایش آشنا نیست اما
خوشحالید که چشم دلتان را گرفته..
گاهی هم مثل یک عابرِ عجول
به شما تنه ای می زند اما
با یک عذرخواهی،
وای شرمنده یا ببخشیدِ ساده می گذرد
و شما می مانید
و میوه هایی که کف خیابان ریخته اند..
#رسول_ادهمی
@NoNeedForFancyNames
ترقه انداخته
نیم متر بپرید هوا؟
کسی پای گوشتان نایلون پف کرده ترکانده
دست پاچه شوید؟
یا دستی یک دفعه از پشت سر چشم هایتان را
گرفته جا بخورید؟
عشق هم چیزی شبیه به همین اتفاق هاست؛
یک روز، یک نفر، جایی
کاری با دلتان می کند
که بی بال، پر می کشید..
صدایش را می شنوید،
دست پاچه می شوید.
دست هایش آشنا نیست اما
خوشحالید که چشم دلتان را گرفته..
گاهی هم مثل یک عابرِ عجول
به شما تنه ای می زند اما
با یک عذرخواهی،
وای شرمنده یا ببخشیدِ ساده می گذرد
و شما می مانید
و میوه هایی که کف خیابان ریخته اند..
#رسول_ادهمی
@NoNeedForFancyNames
دموکراسی این نیست
که مرد از سیاست بگوید و کسی به او اعتراض نکند...
دموکراسی این است
که زن از عشق بگوید
و کسی چپ چپ نگاهش نکند!
#سعاد_الصباح
@NoNeedForFancyNames
که مرد از سیاست بگوید و کسی به او اعتراض نکند...
دموکراسی این است
که زن از عشق بگوید
و کسی چپ چپ نگاهش نکند!
#سعاد_الصباح
@NoNeedForFancyNames