در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتی بعدها باور نکردم
که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمیشناسد،
خصوصاً قدرتهایش را .
#معین_دهاز
@NoNeedForFancyNames
که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتی بعدها باور نکردم
که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمیشناسد،
خصوصاً قدرتهایش را .
#معین_دهاز
@NoNeedForFancyNames
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصرِ دشمن مخوان،
زیرا دو اصل را در موردِ خود روشن کردی؛
یا اینقدر ظالم بودهای که
مردمِ خودت دشمنت شدهاند،
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت،
مردمت را کنترل می کنند...!
#پاول_یوزف_گوبلس
@NoNeedForFancyNames
زیرا دو اصل را در موردِ خود روشن کردی؛
یا اینقدر ظالم بودهای که
مردمِ خودت دشمنت شدهاند،
یا آنقدر ضعیف بودی که دشمنانت،
مردمت را کنترل می کنند...!
#پاول_یوزف_گوبلس
@NoNeedForFancyNames
اگر علم اشتباه کند،
اشتباهش را خواهد پذیرفت،
اما مذهبیون شما را خواهند کشت
تا ثابت کنند هرگز اشتباه نمیکنند.
#برتراند_راسل
@NoNeedForFancyNames
اشتباهش را خواهد پذیرفت،
اما مذهبیون شما را خواهند کشت
تا ثابت کنند هرگز اشتباه نمیکنند.
#برتراند_راسل
@NoNeedForFancyNames
لباس هاتون رو به یک طرف تو کمد آویزون کنید؛
هر لباسیو که استفاده کردین برعکس آویزون کنید،
لباسهایی که بعد از یک سال
برعکس نبودن رو اهدا کنید.
@NoNeedForFancyNames
هر لباسیو که استفاده کردین برعکس آویزون کنید،
لباسهایی که بعد از یک سال
برعکس نبودن رو اهدا کنید.
@NoNeedForFancyNames
بچه که بودم
پاییز با روپوش از راه می رسید.
بزرگتر که شدم، پسر همسایه بود؛
سربازی که
اسمم را توی کلاهش نوشته بود.
مادرش می گفت:
گروهبان جریمهاش کرده که
هفت شب، کشیک بدهد.
آن وقت ها
«دوستت دارم» ها را نمی گفتند؛
کشیک می دادند..
#رویا_شاه_حسین_زاده
@NoNeedForFancyNames
پاییز با روپوش از راه می رسید.
بزرگتر که شدم، پسر همسایه بود؛
سربازی که
اسمم را توی کلاهش نوشته بود.
مادرش می گفت:
گروهبان جریمهاش کرده که
هفت شب، کشیک بدهد.
آن وقت ها
«دوستت دارم» ها را نمی گفتند؛
کشیک می دادند..
#رویا_شاه_حسین_زاده
@NoNeedForFancyNames
شب تمام می شود،
صبح میآید
و من تو را در کوچه میبینم
که گیسوانت بر شانههایت ریخته
از تو میپرسم
نانوایی سنگک باز است؟
و تو لبخند میزنی و میگویی
آری باز است؛
صفی ندارد
و مردم برای نان
خودشان را به آب و آتش نمی زنند..
#جواد_محمدی
@NoNeedForFancyNames
صبح میآید
و من تو را در کوچه میبینم
که گیسوانت بر شانههایت ریخته
از تو میپرسم
نانوایی سنگک باز است؟
و تو لبخند میزنی و میگویی
آری باز است؛
صفی ندارد
و مردم برای نان
خودشان را به آب و آتش نمی زنند..
#جواد_محمدی
@NoNeedForFancyNames
👍2
کسانیکه نمیخواهند به عقایدشان شک کنند "متعصب" اند.
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند
"احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند
"برده" هستند...
#برتراند_راسل
@NoNeedForFancyNames
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند
"احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند
"برده" هستند...
#برتراند_راسل
@NoNeedForFancyNames
Paeez
Mohammad Motamedi
فصلها از پیِ هم میگذرند
اما من، چهار فصلِ دلم
از غصهی تو پاییز است؛
هرکجا می نگرم جز تو نمییابم باز
بند بندِ دلم از عطرِ تنت لبریز است..
@NoNeedForFancyNames
اما من، چهار فصلِ دلم
از غصهی تو پاییز است؛
هرکجا می نگرم جز تو نمییابم باز
بند بندِ دلم از عطرِ تنت لبریز است..
@NoNeedForFancyNames
در دورانی که بردهداری در آمریکا رایج بود،
یک زنِ سیاهپوست به نام «هاریت»
گروهی مخفی تشکیل داده بود
و بردگان را فراری می داد.
بعد از او پرسیدند:
سخت ترین مرحلهی کارِ شما
برای نجاتِ بردگان چه بوده است؟
او عمیقأ به فکر فرو رفت و گفت:
«قانع کردن یک برده به اینکه
تو برده نیستی و باید آزاد باشی...»
@NoNeedForFancyNames
یک زنِ سیاهپوست به نام «هاریت»
گروهی مخفی تشکیل داده بود
و بردگان را فراری می داد.
بعد از او پرسیدند:
سخت ترین مرحلهی کارِ شما
برای نجاتِ بردگان چه بوده است؟
او عمیقأ به فکر فرو رفت و گفت:
«قانع کردن یک برده به اینکه
تو برده نیستی و باید آزاد باشی...»
@NoNeedForFancyNames
در نظامهای دیکتاتوری،
همه چیز حتی پونزده دقیقه
پیش از فروپاشی،
خوب به نظر می رسد.
#هانا_آرنت
@NoNeedForFancyNames
همه چیز حتی پونزده دقیقه
پیش از فروپاشی،
خوب به نظر می رسد.
#هانا_آرنت
@NoNeedForFancyNames
شاید پاییز امسال همان پاییزی شد
که میتوان معشوقه را بدون هیچ ترسی
وسط میدان آزادی شهر بوسید..
@NoNeedForFancyNames
که میتوان معشوقه را بدون هیچ ترسی
وسط میدان آزادی شهر بوسید..
@NoNeedForFancyNames
جمال ثریا بهترین تعریف برای رفتن رو داره،
اگه واقعا قصد رها کردن و رفتن رو دارین،
راهش اینه:
برای رفتن
نه خداحافظی لازم بود،
نه راه، نه چمدان؛
در سرم دری باز مانده بود
بستم و رفتم...
@NoNeedForFancyNames
اگه واقعا قصد رها کردن و رفتن رو دارین،
راهش اینه:
برای رفتن
نه خداحافظی لازم بود،
نه راه، نه چمدان؛
در سرم دری باز مانده بود
بستم و رفتم...
@NoNeedForFancyNames
از امروز به بعد،
دیگر نمیتوانم پنهانت کنم،
از درخشش نوشتههایم میفهمند
برای تو مینویسم؛
از شادی قدمهایم میفهمند
به محل قرار با تو میروم؛
از انبوه علف بر لبانم میفهمند
تو را بوسیدهام..
#نزار_قبانی
@NoNeedForFancyNames
دیگر نمیتوانم پنهانت کنم،
از درخشش نوشتههایم میفهمند
برای تو مینویسم؛
از شادی قدمهایم میفهمند
به محل قرار با تو میروم؛
از انبوه علف بر لبانم میفهمند
تو را بوسیدهام..
#نزار_قبانی
@NoNeedForFancyNames
اگر باطل را نمیتوان ساقط کرد،
میتوان رسوا ساخت.
اگر حق را نمیتوان استقرار بخشید،
میتوان اثبات کرد، طرح نمود،
به زمان شناساند، زنده نگاه داشت.
لااقل مردم بدانند که آنچه بر سر کار است
ناحق است و ظلم است
و آنچه مطرود و شکستخورده و زندانی،
حق است و عدل و آزادی!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
میتوان رسوا ساخت.
اگر حق را نمیتوان استقرار بخشید،
میتوان اثبات کرد، طرح نمود،
به زمان شناساند، زنده نگاه داشت.
لااقل مردم بدانند که آنچه بر سر کار است
ناحق است و ظلم است
و آنچه مطرود و شکستخورده و زندانی،
حق است و عدل و آزادی!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
آرزویم برایت این است:
در میان مردمی که میدوند
برای زنده بودن؛
تو آرام قدم برداری،
برای زندگی کردن …🌱
@NoNeedForFancyNames
در میان مردمی که میدوند
برای زنده بودن؛
تو آرام قدم برداری،
برای زندگی کردن …🌱
@NoNeedForFancyNames