حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود؛
اما افسوس که به جای افکارش،
زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیرِ شلاقِ ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست و آزادانه مُرد!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
اما افسوس که به جای افکارش،
زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیرِ شلاقِ ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست و آزادانه مُرد!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
به جز حضورِ تو،
هیچ چیزِ این جهانِ بی کرانه را
جدی نگرفته ام..
حتی عشق را!
#حسین_پناهی
@NoNeedForFancyNames
هیچ چیزِ این جهانِ بی کرانه را
جدی نگرفته ام..
حتی عشق را!
#حسین_پناهی
@NoNeedForFancyNames
Film Sigar Khab
Amir Azimi
زندگی یعنی عاشقش بودن
با همین حس و حالِ معمولی
توی این خونه زندگی کردن
فیلم و سیگار و خواب و بی پولی
@NoNeedForFancyNames
با همین حس و حالِ معمولی
توی این خونه زندگی کردن
فیلم و سیگار و خواب و بی پولی
@NoNeedForFancyNames
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه می داشت، کنار گذاشتم.
قبلا فکر می کردم این کار به معنی وفادار نبودن است
ولی در واقع، این معنای دوست داشتنِ خود است.
#كيم_مك_ميلن
@NoNeedForFancyNames
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه می داشت، کنار گذاشتم.
قبلا فکر می کردم این کار به معنی وفادار نبودن است
ولی در واقع، این معنای دوست داشتنِ خود است.
#كيم_مك_ميلن
@NoNeedForFancyNames
ما بی ایمان نبودیم.
منتها می خواستیم به باورهای خودمان
و نه باورهایی که برای ما مقرر شده بود ،
ایمان داشته باشیم.
#جولین_بارنز
@NoNeedForFancyNames
منتها می خواستیم به باورهای خودمان
و نه باورهایی که برای ما مقرر شده بود ،
ایمان داشته باشیم.
#جولین_بارنز
@NoNeedForFancyNames
در چنین شب های بی فریاد رس
روز خوش در خواب باید دید و بس
#هوشنگ_ابتهاج
امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه،
شاعر و پژوهشگر سرشناس ایرانی درگذشت.
او یکی از بزرگ ترین غزلسرایان شعر معاصر ایران بود.
شعر، بی سایه شد🖤
@NoNeedForFancyNames
روز خوش در خواب باید دید و بس
#هوشنگ_ابتهاج
امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه،
شاعر و پژوهشگر سرشناس ایرانی درگذشت.
او یکی از بزرگ ترین غزلسرایان شعر معاصر ایران بود.
شعر، بی سایه شد🖤
@NoNeedForFancyNames
وقتی نگرانم به پناهگاهم می روم.
هیچ نیازی به مسافرت ندارم.
رفتن و پیوستن به قلمروِ خاطراتِ ادبی ام کفایت می کند. زیرا چه وسیله ی تفریحی شریف تر و چه هم صحبتی سرگرم کننده تر
از ادبیات وجود دارد و چه هیجانی
لذت بخش تر از هیجانی است که
کتاب خواندن نصیب انسان می کند؟!
#موریل_باربری
@NoNeedForFancyNames
هیچ نیازی به مسافرت ندارم.
رفتن و پیوستن به قلمروِ خاطراتِ ادبی ام کفایت می کند. زیرا چه وسیله ی تفریحی شریف تر و چه هم صحبتی سرگرم کننده تر
از ادبیات وجود دارد و چه هیجانی
لذت بخش تر از هیجانی است که
کتاب خواندن نصیب انسان می کند؟!
#موریل_باربری
@NoNeedForFancyNames
بخشی از زندگی خوب این است که خودتان را
به واقعگرایانهترین شکل ممکن ببینید:
تناقضات، ضعفها، نیمهی تاریک و همهچیز.
اگر واقع بینانه به خودتان نگاه کنید،
شانس به مراتب بیشتری دارید که
به خودی که دوستش دارید، تبدیل شوید.
#رولف_دوبلی
@NoNeedForFancyNames
به واقعگرایانهترین شکل ممکن ببینید:
تناقضات، ضعفها، نیمهی تاریک و همهچیز.
اگر واقع بینانه به خودتان نگاه کنید،
شانس به مراتب بیشتری دارید که
به خودی که دوستش دارید، تبدیل شوید.
#رولف_دوبلی
@NoNeedForFancyNames
اﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮسد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ !؟
ﺭﺍﺳﻞ پاسخ می دهد :
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛
چگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ،
ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪه ام ؛
ﺍﺷﺘﺒﺎه ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ!
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ و ﺍﮐﺜﺮ
ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛
ترس از تغییر!
@NoNeedForFancyNames
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮسد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ !؟
ﺭﺍﺳﻞ پاسخ می دهد :
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛
چگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ،
ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪه ام ؛
ﺍﺷﺘﺒﺎه ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ!
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ و ﺍﮐﺜﺮ
ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛
ترس از تغییر!
@NoNeedForFancyNames
و من چرا از شهرها و سرزمینها
حرف میزنم؟
تـــــو شهرِ منی!
«چهرهات» وطنِ من است
«صدایت» وطنِ من است...
#نزار_قبانی
@NoNeedForFancyNames
حرف میزنم؟
تـــــو شهرِ منی!
«چهرهات» وطنِ من است
«صدایت» وطنِ من است...
#نزار_قبانی
@NoNeedForFancyNames
دلم می خواست برم لبِ پنجره برقصم؛
بارون بهم بخوره،
بعد موهامو باز کنم
بشینم لبِ پنجره
و اونقدر گل گاو زبون بخورم
که وقتی افتادم پایین،
خیابون آبی شه..
#بیتا_قدوسی
@NoNeedForFancyNames
بارون بهم بخوره،
بعد موهامو باز کنم
بشینم لبِ پنجره
و اونقدر گل گاو زبون بخورم
که وقتی افتادم پایین،
خیابون آبی شه..
#بیتا_قدوسی
@NoNeedForFancyNames
هر وقت نظر دیگران واست خیلی مهم شد
یا با کسی می خواستی بحث کنی
قبلش این سؤال رو از خودت بپرس:
«چیو واسه کی میخوای ثابت کنی؟»
@NoNeedForFancyNames
یا با کسی می خواستی بحث کنی
قبلش این سؤال رو از خودت بپرس:
«چیو واسه کی میخوای ثابت کنی؟»
@NoNeedForFancyNames
آنچه ماریا به کامو گفت، یک عاشقانه کامل است:
حتی اگر با تو مخالف باشم
در جبهه تو می مانم،
پس نترس❣️
@NoNeedForFancyNames
حتی اگر با تو مخالف باشم
در جبهه تو می مانم،
پس نترس❣️
@NoNeedForFancyNames
گاهی باید با یک فنجان چای دارچینی
کنار پنجره ای لم داد و
با لبخند گفت:
بی خیالِ همه ی آنها که کامم را
در زندگی تلخ می کنند..
@NoNeedForFancyNames
کنار پنجره ای لم داد و
با لبخند گفت:
بی خیالِ همه ی آنها که کامم را
در زندگی تلخ می کنند..
@NoNeedForFancyNames