من به پایانِ دنیا اهمیت نمی دهم.
چون دنیای من بارها تمام شده و
صبحِ روزِ بعد، دوباره از نو آغاز شدهاست.
#چارلز_بوکوفسکی
@NoNeedForFancyNames
چون دنیای من بارها تمام شده و
صبحِ روزِ بعد، دوباره از نو آغاز شدهاست.
#چارلز_بوکوفسکی
@NoNeedForFancyNames
من در یک روز گرم تابستان،
دقیقا یک سیزدهِ مرداد،
حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر عاشق شدم.
تلخی ها و زهر هجری که چشیدم
بارها مرا به این فکر انداخت
که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود،
شاید این طور نمی شد.
#ایرج_پزشکزاد
@NoNeedForFancyNames
دقیقا یک سیزدهِ مرداد،
حدود ساعت سه و ربع کم بعدازظهر عاشق شدم.
تلخی ها و زهر هجری که چشیدم
بارها مرا به این فکر انداخت
که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود،
شاید این طور نمی شد.
#ایرج_پزشکزاد
@NoNeedForFancyNames
هربار که نگاهت میکنم،
جملهای آشنا، به ذهنم خطور میکند؛
در اين سرزمين، چيزی هست
كه ارزش زندگی كردن دارد..
#محمود_درویش
@NoNeedForFancyNames
جملهای آشنا، به ذهنم خطور میکند؛
در اين سرزمين، چيزی هست
كه ارزش زندگی كردن دارد..
#محمود_درویش
@NoNeedForFancyNames
فقط یک نفر را می شناسم که
معقول و سنجیده رفتار می کند!
او خیاطِ من است؛
زیرا هر بار که مرا می بیند
از نو اندازه گیری می کند،
بقیه به معیارها و عقایدِ کهنه ی خود
درباره ی من پایبند هستند..
#جورج_برنارد_شاو
@NoNeedForFancyNames
معقول و سنجیده رفتار می کند!
او خیاطِ من است؛
زیرا هر بار که مرا می بیند
از نو اندازه گیری می کند،
بقیه به معیارها و عقایدِ کهنه ی خود
درباره ی من پایبند هستند..
#جورج_برنارد_شاو
@NoNeedForFancyNames
وقتی کتاب می خونی،
به طرزِ عجیبی از جمعِ بقیه جدا میشی
ولی اصلاً احساس نمی کنی که تنهایی،
حس میکنی اونا تنهان اگرچه باهمن!
@NoNeedForFancyNames
به طرزِ عجیبی از جمعِ بقیه جدا میشی
ولی اصلاً احساس نمی کنی که تنهایی،
حس میکنی اونا تنهان اگرچه باهمن!
@NoNeedForFancyNames
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند،
دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که
درونش "انسان" وجود داشته باشد.
بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.
#رومن_گاری
@NoNeedForFancyNames
گفت: میبینی، لباسهایی هستند که راه میروند،
دروغ میگویند، عاشق میشوند، میمیرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که
درونش "انسان" وجود داشته باشد.
بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.
#رومن_گاری
@NoNeedForFancyNames
همسایه کناریام غمگینم میکند.
زن و شوهر صبحِ زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند.
یک پسر و دختر بچه دارند.
ساعتِ نُه شب، همه چراغهای خانه خاموش است.
صبحِ فردا نیز، زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند،
ساعتِ نه، خاموشی.
همسایه کناریام، غمگینم میکند.
آدمهای خوبی هستند،
دوستشان دارم.
اما حس میکنم در حال غرق شدنند،
و من نمیتوانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی میکنند.
بیخانمان نیستند.
اما بهای گزافی میپردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانهشان مینگرم،
و خانه نگاهم میکند.
خانه، میگرید.
میتوانم حس کنم.
#چارلز_بوکوفسکی
@NoNeedForFancyNames
زن و شوهر صبحِ زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند.
یک پسر و دختر بچه دارند.
ساعتِ نُه شب، همه چراغهای خانه خاموش است.
صبحِ فردا نیز، زود بیدار میشوند،
سرِ کار میروند،
عصر باز میگردند،
ساعتِ نه، خاموشی.
همسایه کناریام، غمگینم میکند.
آدمهای خوبی هستند،
دوستشان دارم.
اما حس میکنم در حال غرق شدنند،
و من نمیتوانم کمکشان کنم.
گذرانِ زندگی میکنند.
بیخانمان نیستند.
اما بهای گزافی میپردازند.
گاهی در میانه روز،
به خانهشان مینگرم،
و خانه نگاهم میکند.
خانه، میگرید.
میتوانم حس کنم.
#چارلز_بوکوفسکی
@NoNeedForFancyNames
رنج را دوست ندارم،
هرگز دوست نخواهم داشت؛
اما باید قبول کنم که
آموزگارِ خوبی است.
#کریستین_بوبن
@NoNeedForFancyNames
هرگز دوست نخواهم داشت؛
اما باید قبول کنم که
آموزگارِ خوبی است.
#کریستین_بوبن
@NoNeedForFancyNames
ماه محرم بود و سربازهای روسی در تبریز چوبه ی دار برپا کرده بودند و مشغول دار زدن آزادیخواهان بودند ولی یک مشت آدم لات و لوت و چاقوکش و پامنبری عین خیالشان هم نبود٬ برای کشتار آزادیخواهان که جلو چشم شان کشته می شدند جشن می گرفتند و برای امام حسین که هزار سال قبل شهيد شده بود عزا و علم و طبق راه انداخته بودند و سینه می زدند که داد از ظلم یزید... !
#احمد_کسروی
@NoNeedForFancyNames
#احمد_کسروی
@NoNeedForFancyNames
❤2
-«مگر او مُرده است
که ابرها به اتاق آمده اند،
تا سقف را بالاتر بَرَند؟»
+«آری، او با یک نفس،
تمام آسمان را
در سینه ی خود
حبس کرده است.»
#بیژن_الهی
@NoNeedForFancyNames
که ابرها به اتاق آمده اند،
تا سقف را بالاتر بَرَند؟»
+«آری، او با یک نفس،
تمام آسمان را
در سینه ی خود
حبس کرده است.»
#بیژن_الهی
@NoNeedForFancyNames
حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود؛
اما افسوس که به جای افکارش،
زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیرِ شلاقِ ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست و آزادانه مُرد!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
اما افسوس که به جای افکارش،
زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند.
در عجبم از مردمی که خود زیرِ شلاقِ ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست و آزادانه مُرد!
#دکتر_علی_شریعتی
@NoNeedForFancyNames
به جز حضورِ تو،
هیچ چیزِ این جهانِ بی کرانه را
جدی نگرفته ام..
حتی عشق را!
#حسین_پناهی
@NoNeedForFancyNames
هیچ چیزِ این جهانِ بی کرانه را
جدی نگرفته ام..
حتی عشق را!
#حسین_پناهی
@NoNeedForFancyNames
Film Sigar Khab
Amir Azimi
زندگی یعنی عاشقش بودن
با همین حس و حالِ معمولی
توی این خونه زندگی کردن
فیلم و سیگار و خواب و بی پولی
@NoNeedForFancyNames
با همین حس و حالِ معمولی
توی این خونه زندگی کردن
فیلم و سیگار و خواب و بی پولی
@NoNeedForFancyNames
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه می داشت، کنار گذاشتم.
قبلا فکر می کردم این کار به معنی وفادار نبودن است
ولی در واقع، این معنای دوست داشتنِ خود است.
#كيم_مك_ميلن
@NoNeedForFancyNames
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه می داشت، کنار گذاشتم.
قبلا فکر می کردم این کار به معنی وفادار نبودن است
ولی در واقع، این معنای دوست داشتنِ خود است.
#كيم_مك_ميلن
@NoNeedForFancyNames