Forwarded from حزب دمکرات ایران آزاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میزگرد حزب دمکرات ایران
موضوع گفتگو: بررسی موانع دموکراسی در ایران
مهمانان میزگرد: سرکار خانم طاهره صادقی
آقایان: عباس خرسندی - حامد ذاکری
مجری میزگرد: سرکار خانم الهام رحیمی
تهیه شده در امور رسانه و تحریریه حزب دمکرات ایران
راههای ارتباطی حزب دمکرات ایران:
🔺پادکست رادیو حزب دمکرات ایران
🔺وب سایت
www.dpofiran.com
🔺اینستاگرام
https://instagram.com/demokrat.iran
🔺فیسبوک
https://www.facebook.com/democratspartyiran
🔺تلگرام
https://t.me/demokrat55
موضوع گفتگو: بررسی موانع دموکراسی در ایران
مهمانان میزگرد: سرکار خانم طاهره صادقی
آقایان: عباس خرسندی - حامد ذاکری
مجری میزگرد: سرکار خانم الهام رحیمی
تهیه شده در امور رسانه و تحریریه حزب دمکرات ایران
راههای ارتباطی حزب دمکرات ایران:
🔺پادکست رادیو حزب دمکرات ایران
🔺وب سایت
www.dpofiran.com
🔺اینستاگرام
https://instagram.com/demokrat.iran
🔺فیسبوک
https://www.facebook.com/democratspartyiran
🔺تلگرام
https://t.me/demokrat55
مهران محبوبی, [Oct 11, 2020 at 21:24]
گژوان الماسی در تجمع ١٧ مهر که بمناسبت درگذشت شجریان در برابر بیمارستان جم تهران برگزار شده بود، به ضرب گلوله نیروهای انتظامی جان باخت.
طبق گزارش کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری گژوان الماسی در محل تجمع مردم در برابر بیمارستان جم تهران به ضرب و شتم و کتک زدن مردم توسط نیروهای سرکوب حکومت اعتراض کرده که با عکس العمل و شلیک مستقیم نیروهای انتظامی روبرو میشود و جان می بازد.
گژوان الماسی جوانی کشتی گیر از سنندج بود.. گفته میشود که پدرش را وزارت اطلاعات بازداشت کرده و او را تحت فشار قرار داده که بگوید علت مرگ پسرش تصادف بوده است.
کمیته کردستان حزب ضمن تسلیت به بستگان گژوان الماسی، از مردم کردستان و جوانان سنندج خواسته است که به این جنایت اعتراض کنند.
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
فرم تقاضای عضویت در لینک زیر:
https://tinyurl.com/yxgfavxx
گژوان الماسی در تجمع ١٧ مهر که بمناسبت درگذشت شجریان در برابر بیمارستان جم تهران برگزار شده بود، به ضرب گلوله نیروهای انتظامی جان باخت.
طبق گزارش کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری گژوان الماسی در محل تجمع مردم در برابر بیمارستان جم تهران به ضرب و شتم و کتک زدن مردم توسط نیروهای سرکوب حکومت اعتراض کرده که با عکس العمل و شلیک مستقیم نیروهای انتظامی روبرو میشود و جان می بازد.
گژوان الماسی جوانی کشتی گیر از سنندج بود.. گفته میشود که پدرش را وزارت اطلاعات بازداشت کرده و او را تحت فشار قرار داده که بگوید علت مرگ پسرش تصادف بوده است.
کمیته کردستان حزب ضمن تسلیت به بستگان گژوان الماسی، از مردم کردستان و جوانان سنندج خواسته است که به این جنایت اعتراض کنند.
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
فرم تقاضای عضویت در لینک زیر:
https://tinyurl.com/yxgfavxx
Telegraph
فرم مقدماتی درخواست عضویت در حزب کمونیست کارگری ایران
نام و نام خانوادگی: سن: محل تولد: محل سکونت کنونی: وضعیت شغلی: موقعیت اجتماعی: از چه زمانی با حزب آشنا شدید؟ چقدر ادبیات حزب را مطالعه کرده اید؟ چگونه با حزب آشنا شدید؟ از طریق یک دوست؟ از طریق شبکه های اجتماعی، کدام شبکه؟ تلگرام، فیسبوک؟ اینستاگرام،…
اصغر کریمی, [Oct 11, 2020 at 15:06]
فروپاشی اقتصادی و انفجار جامعه
شهلا دانشفر
اکتبر ۲۰۲۰
اقتصاد در هم شکسته جمهوری اسلامی زندگی و معیشت مردم را هر روز بیشتر به تباهی میکشد. بحث بر سر گرسنگی، بی مسکنی و بی تامینی اکثریت عظیم مردم و ابعاد فاجعه بار آنست و در برابر چنین وضعیتی است که مردم یک پارچه در خشم بسر میبرند و به اشکال مختلف اعتراض میکنند.
آمارها تکان دهنده است. از یکسو تورم بیداد میکند و هر روز قدرت خرید مردم کمتر و کمتر میشود و از سوی دیگر شاهد رکود کامل و از جمله صف های طویل تهیه ارزاق و نیازهای اولیه ای چون آب و گاز و دیگر مایحتاج زندگی و پدیده ای چون کمبود مواد اولیه برای چرخش تولید در کارخانجات هستیم. تحریمها نیز که حکومت خود یک عامل اصلی آنست بر وخامت اوضاع افزوده است. از جمله در چند ساله اخیر کارخانجات بسیاری به تعطیلی کشیده شده و بیکارسازی های میلیونی به راه افتاده و با ادامه آن بیکاری و بی تامینی در سطح جامعه ابعاد فاجعه باری بخود گرفته است. کرونا هم مزید بر علت شده و بر وخامت اوضاع شدت داده و هم جان مردم را میگیرد و هم زندگیشان را بیشتر و بیشتر به مشقت تبدیل کرده است.
بروزات این وضعیت از هم پاشیده اقتصادی را در افزایش سرسام آور تورم و رشد قیمت ها میشود به روشنی دید. هم اکنون نرخ تورم سه رقمی است. به گفته حکومتیان آخرین باری که ایران تورم بالای ۱۰۰ درصد را تجربه کرد، سال ۱۳۲۲ یعنی هفتاد و هفت سال قبل در اوایل دوره پهلوی دوم بوده است. امروز اوضاع حتی از آن دوره هم بدتر است. ارزش ریال بشدت سقوط کرده و افزایش قیمت دلار سیر صعودی دارد و به ٢٩٠٠٠ تومان رسیده است و این بر افزایش قیمت کالا در بازار شتاب داده است. این درحالیست که صدور نفت به عنوان یکی از منابع مالی حکومت به رقمی بین ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار بشکه کاهش یافته و این خود بر معضل کسری بودجه دولت افزوده است. با کاهش ارزش ریال بانک مرکزی نیز جهت "تثبیت ریال" با چاپ اسکناس صدها میلیون دلار بی پشتوانه وارد بازار کرده است و این خود به رشد تورم شدت داده است. همچنین تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران که هنوز با حقیقت ماجرا فاصله زیادی دارد، نشان میدهد که بیش از نیمی از کالاهای خوراکی افزایش قیمتی سرسام آورد داشته و اگر گوشت را از این اقلام کم کنیم در حداقل ترین محاسبه هزینه این اقلام برای یک خانواده متوسط بعلاوه اجاره خانهها در تهران از ابتدای سال ۹۷ تا امروز٥ برابر شده است. بر اساس همین آمارها آخرین رقم اعلام شده حکومتی خط فقر ده میلیون است و از اینکه ٥٠ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند گزارش میشود.
این درحالیست که حداقل مزد یک کارگر البته اگر به موقع پرداخت شود ، ۲ میلیون و ۶۱۱ هزار تومان و حداقل مستمریِ یک بازنشسته کارگر با ۳۰ سال سابقهی پرداخت بیمه، ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است. بعلاوه بخش عظیمی از جامعه بیکارند و از هیچگونه تامینی برخوردار نیستند. بدین ترتیب حتی اگر همین آمارهای دولتی را مبنا بگیریم، میتوان تصویری از ابعاد فاجعه ای که در ایران در جریان است بدست آورد. این جامعه ایست که تارو پودش زیر فشار اقتصادی دارد از هم جدا میشود و به نقطه انفجار رسیده است. و این چیزی است که در دل نزاعهای حکومتی ها هر روزه دارند در مورد آن به یکدیگر هشدارش را میدهند و اقتصاددانان حکومتی از آن سخن میگویند.
اینها همه شواهدی است که بیانگر عمق اقتصاد بحران زده حکومت است. اقتصادی که بی ثباتی، بحران و رکود و فلج تولید خصوصیات پایه ای آنست و همین خصوصیات بحران اقتصادی ایران را از دیگر جوامع سرمایه داری متفاوت کرده و ابعاد فاجعه بار تری به آن داده است. دلیلش نیز اینست که در ایران یک سرمایه داری مافیایی و چپاولگر و بی رحم حاکم است که در پناه حکومت اسلامی مدام دارد از سفره فقیرانه مردم و ثروتهای عمومی جامعه تاراج میکند و با قاچاق و رانت خواری و با چنگ انداختن بر منابع اصلی ثروت اکثریت جامعه را هر روز بیشتر به فقر و تباهی میکشاند. باندهای مافیائی وابسته به دایره حکومت در راس بزرگترین صنایع اقتصادی چون نفت، پتروشیمی، فولاد، صنایع سیمان و نظام بانکی و وارداتی و حمل و نقل قرار دارند و در تمام تار و پود اقتصادی جامعه چنگ انداخته و حاکمیت میکنند.
از سوی دیگر این حکومتی است که ستون فقرات اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی است و بخاطر انزوای بین المللی و بحران سازیهایش در منطقه و تحریمهایی که به همین علت بر آن تحمیل میشود، بحران اقتصادی ای اش تشدید شده و به بن بست کامل رسیده است.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y6f57yeo
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
فروپاشی اقتصادی و انفجار جامعه
شهلا دانشفر
اکتبر ۲۰۲۰
اقتصاد در هم شکسته جمهوری اسلامی زندگی و معیشت مردم را هر روز بیشتر به تباهی میکشد. بحث بر سر گرسنگی، بی مسکنی و بی تامینی اکثریت عظیم مردم و ابعاد فاجعه بار آنست و در برابر چنین وضعیتی است که مردم یک پارچه در خشم بسر میبرند و به اشکال مختلف اعتراض میکنند.
آمارها تکان دهنده است. از یکسو تورم بیداد میکند و هر روز قدرت خرید مردم کمتر و کمتر میشود و از سوی دیگر شاهد رکود کامل و از جمله صف های طویل تهیه ارزاق و نیازهای اولیه ای چون آب و گاز و دیگر مایحتاج زندگی و پدیده ای چون کمبود مواد اولیه برای چرخش تولید در کارخانجات هستیم. تحریمها نیز که حکومت خود یک عامل اصلی آنست بر وخامت اوضاع افزوده است. از جمله در چند ساله اخیر کارخانجات بسیاری به تعطیلی کشیده شده و بیکارسازی های میلیونی به راه افتاده و با ادامه آن بیکاری و بی تامینی در سطح جامعه ابعاد فاجعه باری بخود گرفته است. کرونا هم مزید بر علت شده و بر وخامت اوضاع شدت داده و هم جان مردم را میگیرد و هم زندگیشان را بیشتر و بیشتر به مشقت تبدیل کرده است.
بروزات این وضعیت از هم پاشیده اقتصادی را در افزایش سرسام آور تورم و رشد قیمت ها میشود به روشنی دید. هم اکنون نرخ تورم سه رقمی است. به گفته حکومتیان آخرین باری که ایران تورم بالای ۱۰۰ درصد را تجربه کرد، سال ۱۳۲۲ یعنی هفتاد و هفت سال قبل در اوایل دوره پهلوی دوم بوده است. امروز اوضاع حتی از آن دوره هم بدتر است. ارزش ریال بشدت سقوط کرده و افزایش قیمت دلار سیر صعودی دارد و به ٢٩٠٠٠ تومان رسیده است و این بر افزایش قیمت کالا در بازار شتاب داده است. این درحالیست که صدور نفت به عنوان یکی از منابع مالی حکومت به رقمی بین ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار بشکه کاهش یافته و این خود بر معضل کسری بودجه دولت افزوده است. با کاهش ارزش ریال بانک مرکزی نیز جهت "تثبیت ریال" با چاپ اسکناس صدها میلیون دلار بی پشتوانه وارد بازار کرده است و این خود به رشد تورم شدت داده است. همچنین تازه ترین گزارش مرکز آمار ایران که هنوز با حقیقت ماجرا فاصله زیادی دارد، نشان میدهد که بیش از نیمی از کالاهای خوراکی افزایش قیمتی سرسام آورد داشته و اگر گوشت را از این اقلام کم کنیم در حداقل ترین محاسبه هزینه این اقلام برای یک خانواده متوسط بعلاوه اجاره خانهها در تهران از ابتدای سال ۹۷ تا امروز٥ برابر شده است. بر اساس همین آمارها آخرین رقم اعلام شده حکومتی خط فقر ده میلیون است و از اینکه ٥٠ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند گزارش میشود.
این درحالیست که حداقل مزد یک کارگر البته اگر به موقع پرداخت شود ، ۲ میلیون و ۶۱۱ هزار تومان و حداقل مستمریِ یک بازنشسته کارگر با ۳۰ سال سابقهی پرداخت بیمه، ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است. بعلاوه بخش عظیمی از جامعه بیکارند و از هیچگونه تامینی برخوردار نیستند. بدین ترتیب حتی اگر همین آمارهای دولتی را مبنا بگیریم، میتوان تصویری از ابعاد فاجعه ای که در ایران در جریان است بدست آورد. این جامعه ایست که تارو پودش زیر فشار اقتصادی دارد از هم جدا میشود و به نقطه انفجار رسیده است. و این چیزی است که در دل نزاعهای حکومتی ها هر روزه دارند در مورد آن به یکدیگر هشدارش را میدهند و اقتصاددانان حکومتی از آن سخن میگویند.
اینها همه شواهدی است که بیانگر عمق اقتصاد بحران زده حکومت است. اقتصادی که بی ثباتی، بحران و رکود و فلج تولید خصوصیات پایه ای آنست و همین خصوصیات بحران اقتصادی ایران را از دیگر جوامع سرمایه داری متفاوت کرده و ابعاد فاجعه بار تری به آن داده است. دلیلش نیز اینست که در ایران یک سرمایه داری مافیایی و چپاولگر و بی رحم حاکم است که در پناه حکومت اسلامی مدام دارد از سفره فقیرانه مردم و ثروتهای عمومی جامعه تاراج میکند و با قاچاق و رانت خواری و با چنگ انداختن بر منابع اصلی ثروت اکثریت جامعه را هر روز بیشتر به فقر و تباهی میکشاند. باندهای مافیائی وابسته به دایره حکومت در راس بزرگترین صنایع اقتصادی چون نفت، پتروشیمی، فولاد، صنایع سیمان و نظام بانکی و وارداتی و حمل و نقل قرار دارند و در تمام تار و پود اقتصادی جامعه چنگ انداخته و حاکمیت میکنند.
از سوی دیگر این حکومتی است که ستون فقرات اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی است و بخاطر انزوای بین المللی و بحران سازیهایش در منطقه و تحریمهایی که به همین علت بر آن تحمیل میشود، بحران اقتصادی ای اش تشدید شده و به بن بست کامل رسیده است.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y6f57yeo
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
فروپاشی اقتصادی و انفجار جامعه
شهلا دانشفر اکتبر ۲۰۲۰ اقتصاد در هم شکسته جمهوری اسلامی زندگی و معیشت مردم را هر روز بیشتر به تباهی میکشد. بحث بر سر گرسنگی، بی مسکنی و بی تامینی اکثریت عظیم مردم و ابعاد فاجعه بار آنست و در برابر چنین وضعیتی است که مردم یک پارچه در خشم بسر میبرند و به اشکال…
اصغر کریمی, [Oct 11, 2020 at 04:59]
مبارزه برای تعطیل مرکز اسلامی هامبورگ
مینا احدی
اکتبر ۲۰۲۰
این مرکز دست دراز شده حکومت اسلامی است
به دعوت یک سازمان مدافع حقوق زنان ، روز شنبه سوم اکتبر، روزی که درهای مساجد در آلمان برای عموم باز بود، در مقابل مسجد حکومت اسلامی در هامبورگ میتینگی برپا شد که در آن ١٢ نفر از شخصیت های سرشناس منتقد حکومت اسلامی و اسلام سیاسی و همچنین چند نماینده پارلمان آلمان از احزاب متعدد سخنرانی کردند. این یک حرکت مهم بود در ادامه اعتراضاتی که در کشور آلمان در مورد مرکز اسلامی هامبورگ وابسته به حکومت اسلامی ایران در جریان است.
یک هفته قبل از این میتینگ، روزنامه معتبر دی ولت، مصاحبه و رپرتاژ مفصلی در مورد جاسوسی این مرکز علیه اپوزیسیون حکومت اسلامی منتشر کرد. در این رپرتاژ و مصاحبه مفصل که در روزنامه "ولت ام سونتاگ" منتشر شد، گفته شد که مرکز اسلامی هامبورگ دست دراز شده حکومت اسلامی در آلمان است و این مرکز به سازماندهی ترور و همچنین آموزش تروریستهای اسلامی طرفدار حکومت اسلامی مشغول است. چند ماه قبل نیز بعد از ترور قاسم سلیمانی، در مسجد آبی وابسته به مرکز اسلامی هامبورگ، مراسم بزرگداشت سلیمانی برگزار شده بود که مینا احدی و علی توپراک مسئول سازمان کردها در آلمان و عضو حزب سوسیال مسیحی از این مرکز شکایت کرده بودند و دادستان آلمان این شکایت را پذیرفته بود که در حال بررسی هستند.
میتینگ در مقابل مسجد و سخنرانی های تند نمایندگان پارلمان و همه سخنرانها نشان دادند که مراکز وابسته به حکومت اسلامی که شامل سفارت این حکومت و همین مراکز اسلامی و مساجد آبی و یا امام علی در اروپا و کانادا و امریکا و در همه جا هست، مورد توجه افکار عمومی هست و به ویژه در آلمان حلقه محاصره دور این مراکز دارد تنگ تر میشود.
سخنرانها در این مراسم همگی تاکید داشتند که این مراکز، منافع حکومت اسلامی را پیگیری میکنند. این مراکز سازمان دهنده کلاسهای درس دانشگاه و کورسهای تدریس اسلام هستند که اساسا هدفشان جذب شیعیان از سراسر جهان و تبدیل کردن آنها به تروریستهای طرفدار خمینی و خامنه ای و کسانی است که هم اکنون به سوریه و یمن و افغانستان و .. فرستاده میشوند تا در معیت سپاه پاسداران و سپاه قدس برای سرکوب مردم و دفاع از منافع حکومت اسلامی بجنگند و کشته شوند.
در آلمان صحبت از ممنوع کردن و بستن این مرکز است . بدنبال ممنوع کردن حزب الله در آلمان قدم بعدی ممنوع کردن مراکز وابسته به حکومت اسلامی است، مراکزی که هر ساله در برلین مراسم روز قدس سازمان میدهند و شعارهای کشتن بی خدایان و یهودیها و نابودی کشور اسرائیل را سر میدهند.
یک جنبه مبارزه ما در آلمان، مقابله با نفوذ سازمانهای اسلامی در این کشور بوده است. واقعیت اینست که با رشد و قدرت گرفتن جنبش اسلامی در ایران و در بسیاری از کشورهای منطقه، نیروهای وابسته به این جنبش اسلامی در اروپا و در همه جا پیدا شده و سازمانهای متعدد اسلامی هر یک وابسته به کشوری در اروپا و در همه جا سعی میکنند مردم فراری از کشورهای اسلام زده را در همین جا نیز کنترل کنند. و متاسفانه دولتهای اروپایی و غربی به دلیل سیاست مماشات خود با حکومتهای اسلامی با این نیروها نه فقط کنار میایند، بلکه آنها را نماینده فراریان قلمداد کرده و چنین وانمود میکنند که با دادن امتیازات مالی و معنوی به این سازمانهای اسلامی، مسلمانها !! را در این کشورها ادغام و یا انتگره میکنند. اتفاقات نا میمونی که در سالهای گذشته جلوی چشم همه در حال افتادن هست و ما یعنی کادرها و اعضای حزب کمونیست کارگری و نهاد اکس مسلم که به ابتکار ما تشکیل شده، تنها جریاناتی هستیم که در کنار سازمانهای اتئیست و منتقد دخالت مذهب در سیستم و در آموزش و پرورش، در کنار هم سالها علیه این سیاست مبارزه کرده ایم.
از سوی دیگر بدلیل مبارزات درخشان مردم در ایران و لبنان و عراق و سوریه و بویژه بدلیل مبارزات زنان در این کشورهای اسلام زده، توجه افکار عمومی به این موضوع جلب شده و اکنون شیب زمین به نفع ما عوض شده است.
در هر حال در آلمان داریم بطرف ممنوع کردن مرکز اسلامی هامبورگ و بستن مسجد امام علی می رویم و قرار است بزودی در سطح مقامات بالای آلمان و نمایندگان پارلمان و حتی در حزب سبز آلمان در یک نشست ویژه در این مورد صحبت بشود و به زودی کنفرانس بزرگ دیگری در این مورد در آلمان برگزار میشود که از نظر من همگی کمک خواهند کرد ما به این هدف نزدیکتر شویم.
این یک پیشروی بزرگ ما در تحمیل سیاست بایکوت سیاسی حکومت اسلامی ایران است.
متن کامل در لینک زیر
:
https://tinyurl.com/y2amdly3
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
مبارزه برای تعطیل مرکز اسلامی هامبورگ
مینا احدی
اکتبر ۲۰۲۰
این مرکز دست دراز شده حکومت اسلامی است
به دعوت یک سازمان مدافع حقوق زنان ، روز شنبه سوم اکتبر، روزی که درهای مساجد در آلمان برای عموم باز بود، در مقابل مسجد حکومت اسلامی در هامبورگ میتینگی برپا شد که در آن ١٢ نفر از شخصیت های سرشناس منتقد حکومت اسلامی و اسلام سیاسی و همچنین چند نماینده پارلمان آلمان از احزاب متعدد سخنرانی کردند. این یک حرکت مهم بود در ادامه اعتراضاتی که در کشور آلمان در مورد مرکز اسلامی هامبورگ وابسته به حکومت اسلامی ایران در جریان است.
یک هفته قبل از این میتینگ، روزنامه معتبر دی ولت، مصاحبه و رپرتاژ مفصلی در مورد جاسوسی این مرکز علیه اپوزیسیون حکومت اسلامی منتشر کرد. در این رپرتاژ و مصاحبه مفصل که در روزنامه "ولت ام سونتاگ" منتشر شد، گفته شد که مرکز اسلامی هامبورگ دست دراز شده حکومت اسلامی در آلمان است و این مرکز به سازماندهی ترور و همچنین آموزش تروریستهای اسلامی طرفدار حکومت اسلامی مشغول است. چند ماه قبل نیز بعد از ترور قاسم سلیمانی، در مسجد آبی وابسته به مرکز اسلامی هامبورگ، مراسم بزرگداشت سلیمانی برگزار شده بود که مینا احدی و علی توپراک مسئول سازمان کردها در آلمان و عضو حزب سوسیال مسیحی از این مرکز شکایت کرده بودند و دادستان آلمان این شکایت را پذیرفته بود که در حال بررسی هستند.
میتینگ در مقابل مسجد و سخنرانی های تند نمایندگان پارلمان و همه سخنرانها نشان دادند که مراکز وابسته به حکومت اسلامی که شامل سفارت این حکومت و همین مراکز اسلامی و مساجد آبی و یا امام علی در اروپا و کانادا و امریکا و در همه جا هست، مورد توجه افکار عمومی هست و به ویژه در آلمان حلقه محاصره دور این مراکز دارد تنگ تر میشود.
سخنرانها در این مراسم همگی تاکید داشتند که این مراکز، منافع حکومت اسلامی را پیگیری میکنند. این مراکز سازمان دهنده کلاسهای درس دانشگاه و کورسهای تدریس اسلام هستند که اساسا هدفشان جذب شیعیان از سراسر جهان و تبدیل کردن آنها به تروریستهای طرفدار خمینی و خامنه ای و کسانی است که هم اکنون به سوریه و یمن و افغانستان و .. فرستاده میشوند تا در معیت سپاه پاسداران و سپاه قدس برای سرکوب مردم و دفاع از منافع حکومت اسلامی بجنگند و کشته شوند.
در آلمان صحبت از ممنوع کردن و بستن این مرکز است . بدنبال ممنوع کردن حزب الله در آلمان قدم بعدی ممنوع کردن مراکز وابسته به حکومت اسلامی است، مراکزی که هر ساله در برلین مراسم روز قدس سازمان میدهند و شعارهای کشتن بی خدایان و یهودیها و نابودی کشور اسرائیل را سر میدهند.
یک جنبه مبارزه ما در آلمان، مقابله با نفوذ سازمانهای اسلامی در این کشور بوده است. واقعیت اینست که با رشد و قدرت گرفتن جنبش اسلامی در ایران و در بسیاری از کشورهای منطقه، نیروهای وابسته به این جنبش اسلامی در اروپا و در همه جا پیدا شده و سازمانهای متعدد اسلامی هر یک وابسته به کشوری در اروپا و در همه جا سعی میکنند مردم فراری از کشورهای اسلام زده را در همین جا نیز کنترل کنند. و متاسفانه دولتهای اروپایی و غربی به دلیل سیاست مماشات خود با حکومتهای اسلامی با این نیروها نه فقط کنار میایند، بلکه آنها را نماینده فراریان قلمداد کرده و چنین وانمود میکنند که با دادن امتیازات مالی و معنوی به این سازمانهای اسلامی، مسلمانها !! را در این کشورها ادغام و یا انتگره میکنند. اتفاقات نا میمونی که در سالهای گذشته جلوی چشم همه در حال افتادن هست و ما یعنی کادرها و اعضای حزب کمونیست کارگری و نهاد اکس مسلم که به ابتکار ما تشکیل شده، تنها جریاناتی هستیم که در کنار سازمانهای اتئیست و منتقد دخالت مذهب در سیستم و در آموزش و پرورش، در کنار هم سالها علیه این سیاست مبارزه کرده ایم.
از سوی دیگر بدلیل مبارزات درخشان مردم در ایران و لبنان و عراق و سوریه و بویژه بدلیل مبارزات زنان در این کشورهای اسلام زده، توجه افکار عمومی به این موضوع جلب شده و اکنون شیب زمین به نفع ما عوض شده است.
در هر حال در آلمان داریم بطرف ممنوع کردن مرکز اسلامی هامبورگ و بستن مسجد امام علی می رویم و قرار است بزودی در سطح مقامات بالای آلمان و نمایندگان پارلمان و حتی در حزب سبز آلمان در یک نشست ویژه در این مورد صحبت بشود و به زودی کنفرانس بزرگ دیگری در این مورد در آلمان برگزار میشود که از نظر من همگی کمک خواهند کرد ما به این هدف نزدیکتر شویم.
این یک پیشروی بزرگ ما در تحمیل سیاست بایکوت سیاسی حکومت اسلامی ایران است.
متن کامل در لینک زیر
:
https://tinyurl.com/y2amdly3
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
مبارزه برای تعطیل مرکز اسلامی هامبورگ
برای تعطیل مرکز اسلامی هامبورگ مینا احدی اکتبر ۲۰۲۰ این مرکز دست دراز شده حکومت اسلامی است به دعوت یک سازمان مدافع حقوق زنان ، روز شنبه سوم اکتبر، روزی که درهای مساجد در آلمان برای عموم باز بود، در مقابل مسجد حکومت اسلامی در هامبورگ میتینگی برپا شد که در…
اصغر کریمی, [Oct 11, 2020 at 09:39]
جنگ قره باغ، ناسیونال- فاشیسم ترک و ارمنی و راه حل!
محسن ابراهیمی
جنگ قره باغ که از قریب ۳۰ سال پیش تاکنون صدها هزار انسان را کشته، آواره و بیخانمان کرده است و الان درحال اوج گرفتن است جنگی میان «ترکها و ارمنیها» نیست. جنگ دو دولت، دو هیئت حاکمه در آذربایجان و ارمنستان است که به نام دفاع از «ترکها یا ارمنیها» براه انداخته اند و ادامه میدهند.
یک رکن اصلی راه حل نهایی این جنگ خانمانسوز قومی- مذهبی پایان دادن به حاکمیت نیروهای ناسیونالیست – مذهبی در هر دو طرف، بدست گرفتن اختیار و سرنوشت سیاسی در این کشورها توسط نیروها و مردمی است که هیچ نفعی در کشتار و قتل عامهای قومی و مذهبی ندارند و استقرار ساختاری سیاسی است که تامین حقوق شهروندی همه ساکنین منطقه وظیفه اصلیش است.
دروغهای ناسیونالیستی در باره ریشه تنش:
مثل همه تاریخها در باره تنشهای قومی و مذهبی، اینجا هم مورخین و تحلیلگران ناسیونالیست ترک و ارمنی سراپا دروغ تحویل مردم داده اند. روایت هر طرف را نگاه میکنید سرشار از جنایات فجیع توسط طرف مقابل و پنهان کردن جنایات خودشان و نفرت پراکنی علیه طرف مقابل است.
میتوان تاریخ و ریشه های تنش امروز در قره باغ را تا دوران مادها و حمله ها و اشغالهای متعدد توسط امپراطوریهای روم و هخامنشیان و ساسانیان و حملات ددمنشانه مغولها و تیمور لنگ و هونها و نقش عباسیان و صفویان و قزلباشها و قاجارها و تزارهای روسیه و بعدا سیاستهای استالین عقب برد و نقش هر کدام در جابجایی های دموگرافیک و نسل کشی ها و آواره سازیها را نشان داد. اما فجایعی که به نام ارمنی و ترک الان رخ میدهد ریشه در معادلات و تنشهای سیاسی دوران معاصر و رقابتها و اردوکشیها و جنگهای نیابتی دول مرتجع منطقه و حامیان جهانیشان دارد.
قره باغ هر تاریخی پشت سر گذاشته باشد این روشن است که در جنگ قره باغ دو دولت آذربایجان و ارمنستان به نمایندگی از دو ایدئولوژی و دو جنبش فاشیستی ترک و ارمنی، مسائل انباشته شده در این تاریخ طولانی را برای رسیدن به مقاصد سیاسی و طبقاتی همین امروزشان به کار میگیرند. مردم این منطقه برای قریب یک قرن کنار هم زندگی کرده اند تا اینکه ناسیونال- فاشیستهای حاکم در آذربایجان و ارمنستان به نام «آرمانها و سرزمینها و خاکهای مقدس» ترک و ارمنی جنگ راه انداخته و جنایات دهشتناکی را مرتکب شده اند. قتل عامها و پاکسازیهای قومی در باکو و سومقاییت و خوجالی توسط فاشیستهای ترک و ارمنی فقط چند نمونه هستند که رنجهای بی حد و حصری به مردم از هر دو طرف تحمیل کرده اند.
جنگ قره باغ در خدمت نیاز سیاسی طبقات حاکم!
سری به رسانه های اجتماعی بزنید تا مستقیما از اخبار مربوط به فساد اقتصادی و سیاسی طبقات سرمایه دار حاکم در ارمنستان و آذربایجان، دره عمیق میان فقر و ثروت در هر دو کشور، اعتراضات اجتماعی و سیاسی طبقات و اقشار محروم به این وضعیت، خشونت نیروهای سرکوبگر هر دو دولت در هر دو کشور مطلع شوید. در آذربایجان نزدیک سی سال است که حیدر علی اف و وارثش الهام علی اف در حاکمیت بوده اند و ثروت و امکانات کشور را در خدمت هزار فامیل مافیایی میلیاردر حاکم چپاول کرده اند. در ارمنستان همین چند سال پیش جنبش اعتراضی مردم را به نفع نیکول پاشینیان مهندسی کردند تا خواست طبقات محروم و ستمدیده را با وعده اصلاحات ساکت کنند.
یک زمینه مستقیم تقابل نظامی دو طرف به نام «نجات خاک و ملت و میهن» تحت الشعاع قرار دادن اعتراضات سیاسی داخلی توسط طبقات محروم و ستمدیده در هر دو کشور و فائق آمدن بر بحرانهای سیاسی داخلی است.
جنگ قره باغ و ارتجاع منطقه ای!
در جنگ قره باغ نه فقط دولتهای آذربایجان و ارمنستان بلکه دولتهای دیگری درگیر هستند که در صف بندیها و تنشها و جنگهای مربوط به بحران حل نشده منطقه نقش فعال داشته و دارند. روسیه و جمهوری اسلامی و ترکیه و اسرائیل و عربستان سعودی و نهایتا آمریکا و دول اروپا هر کدام در حل و فصل نهایی مساله قره باغ دنبال شرایطی هستند که به قیمت هر سطحی از کشتار و آوارگی و بی خانمانی مردم، اردوی خودشان در صف بندی منطقه ای دست بالا پیدا کند.
همین هفته گذشته، مستقل از اینکه کدام طرف تحریکات نظامی را شروع کرده است - که حقیقت آن را نمیتوان از ادعاهای همیشه دروغ هر دو طرف استتناج کرد – فورا روسیه و جمهوری اسلامی و ترکیه و دولتهای اروپایی و آمریکا و سایر کشورهای منطقه فعال شدند.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y6xg7l5h
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
جنگ قره باغ، ناسیونال- فاشیسم ترک و ارمنی و راه حل!
محسن ابراهیمی
جنگ قره باغ که از قریب ۳۰ سال پیش تاکنون صدها هزار انسان را کشته، آواره و بیخانمان کرده است و الان درحال اوج گرفتن است جنگی میان «ترکها و ارمنیها» نیست. جنگ دو دولت، دو هیئت حاکمه در آذربایجان و ارمنستان است که به نام دفاع از «ترکها یا ارمنیها» براه انداخته اند و ادامه میدهند.
یک رکن اصلی راه حل نهایی این جنگ خانمانسوز قومی- مذهبی پایان دادن به حاکمیت نیروهای ناسیونالیست – مذهبی در هر دو طرف، بدست گرفتن اختیار و سرنوشت سیاسی در این کشورها توسط نیروها و مردمی است که هیچ نفعی در کشتار و قتل عامهای قومی و مذهبی ندارند و استقرار ساختاری سیاسی است که تامین حقوق شهروندی همه ساکنین منطقه وظیفه اصلیش است.
دروغهای ناسیونالیستی در باره ریشه تنش:
مثل همه تاریخها در باره تنشهای قومی و مذهبی، اینجا هم مورخین و تحلیلگران ناسیونالیست ترک و ارمنی سراپا دروغ تحویل مردم داده اند. روایت هر طرف را نگاه میکنید سرشار از جنایات فجیع توسط طرف مقابل و پنهان کردن جنایات خودشان و نفرت پراکنی علیه طرف مقابل است.
میتوان تاریخ و ریشه های تنش امروز در قره باغ را تا دوران مادها و حمله ها و اشغالهای متعدد توسط امپراطوریهای روم و هخامنشیان و ساسانیان و حملات ددمنشانه مغولها و تیمور لنگ و هونها و نقش عباسیان و صفویان و قزلباشها و قاجارها و تزارهای روسیه و بعدا سیاستهای استالین عقب برد و نقش هر کدام در جابجایی های دموگرافیک و نسل کشی ها و آواره سازیها را نشان داد. اما فجایعی که به نام ارمنی و ترک الان رخ میدهد ریشه در معادلات و تنشهای سیاسی دوران معاصر و رقابتها و اردوکشیها و جنگهای نیابتی دول مرتجع منطقه و حامیان جهانیشان دارد.
قره باغ هر تاریخی پشت سر گذاشته باشد این روشن است که در جنگ قره باغ دو دولت آذربایجان و ارمنستان به نمایندگی از دو ایدئولوژی و دو جنبش فاشیستی ترک و ارمنی، مسائل انباشته شده در این تاریخ طولانی را برای رسیدن به مقاصد سیاسی و طبقاتی همین امروزشان به کار میگیرند. مردم این منطقه برای قریب یک قرن کنار هم زندگی کرده اند تا اینکه ناسیونال- فاشیستهای حاکم در آذربایجان و ارمنستان به نام «آرمانها و سرزمینها و خاکهای مقدس» ترک و ارمنی جنگ راه انداخته و جنایات دهشتناکی را مرتکب شده اند. قتل عامها و پاکسازیهای قومی در باکو و سومقاییت و خوجالی توسط فاشیستهای ترک و ارمنی فقط چند نمونه هستند که رنجهای بی حد و حصری به مردم از هر دو طرف تحمیل کرده اند.
جنگ قره باغ در خدمت نیاز سیاسی طبقات حاکم!
سری به رسانه های اجتماعی بزنید تا مستقیما از اخبار مربوط به فساد اقتصادی و سیاسی طبقات سرمایه دار حاکم در ارمنستان و آذربایجان، دره عمیق میان فقر و ثروت در هر دو کشور، اعتراضات اجتماعی و سیاسی طبقات و اقشار محروم به این وضعیت، خشونت نیروهای سرکوبگر هر دو دولت در هر دو کشور مطلع شوید. در آذربایجان نزدیک سی سال است که حیدر علی اف و وارثش الهام علی اف در حاکمیت بوده اند و ثروت و امکانات کشور را در خدمت هزار فامیل مافیایی میلیاردر حاکم چپاول کرده اند. در ارمنستان همین چند سال پیش جنبش اعتراضی مردم را به نفع نیکول پاشینیان مهندسی کردند تا خواست طبقات محروم و ستمدیده را با وعده اصلاحات ساکت کنند.
یک زمینه مستقیم تقابل نظامی دو طرف به نام «نجات خاک و ملت و میهن» تحت الشعاع قرار دادن اعتراضات سیاسی داخلی توسط طبقات محروم و ستمدیده در هر دو کشور و فائق آمدن بر بحرانهای سیاسی داخلی است.
جنگ قره باغ و ارتجاع منطقه ای!
در جنگ قره باغ نه فقط دولتهای آذربایجان و ارمنستان بلکه دولتهای دیگری درگیر هستند که در صف بندیها و تنشها و جنگهای مربوط به بحران حل نشده منطقه نقش فعال داشته و دارند. روسیه و جمهوری اسلامی و ترکیه و اسرائیل و عربستان سعودی و نهایتا آمریکا و دول اروپا هر کدام در حل و فصل نهایی مساله قره باغ دنبال شرایطی هستند که به قیمت هر سطحی از کشتار و آوارگی و بی خانمانی مردم، اردوی خودشان در صف بندی منطقه ای دست بالا پیدا کند.
همین هفته گذشته، مستقل از اینکه کدام طرف تحریکات نظامی را شروع کرده است - که حقیقت آن را نمیتوان از ادعاهای همیشه دروغ هر دو طرف استتناج کرد – فورا روسیه و جمهوری اسلامی و ترکیه و دولتهای اروپایی و آمریکا و سایر کشورهای منطقه فعال شدند.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y6xg7l5h
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
جنگ قره باغ، ناسیونال- فاشیسم ترک و ارمنی و راه حل!
جنگ قره باغ که از قریب ۳۰ سال پیش تاکنون صدها هزار انسان را کشته، آواره و بیخانمان کرده است و الان درحال اوج گرفتن است جنگی میان «ترکها و ارمنیها» نیست. جنگ دو دولت، دو هیئت حاکمه در آذربایجان و ارمنستان است که به نام دفاع از «ترکها یا ارمنیها» براه انداخته…
Forwarded from دانشجویان پیشرو
🔴 نامه سرگشاده تشکلها و گروههای فعالین کارگری، بازنشستگان، دانشجویان و فعالین کارگری و لغو کار کودکان به عفو بینالملل
آقای رئیس، همانطور که اطلاع دارید و در گزارش سازمان متبوعتان منتشره به تاریخ 2سپتامبر2020 به تفصیل شرح داده شده است، حکومت ایران در جریان سرکوب خونین خیزش مردمی آبان 1398 که در اعتراض به گرانی یک شبه و سه برابری قیمت بنزین به وقوع پیوست، تنها در مدت 3 روز بنا به گزارش سازمان عفو بینالملل 304 نفر را به قتل رسانده و بیش از 7000 نفر را نیز بازداشت کرده است.
یقینا آمار کشتهشدگان و بازداشتشدگان بسیار بیشتر است. زیرا تحت حاکمیت فعلی ایران، دسترسی به آمارهای واقعی میسر نیست و خود حکومت نیز هیچوقت آمار واقعی در هیچ رابطهای را اعلام نکرده و نمیکند.
طبق گزارش خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان در جریان سه روزه خونین آبان 1398 بیش از 1500 نفر هستند. اما از آن تاریخ به بعد دهها و شاید صدها نفر از بازداشتشدگان آبان زیر شکنجه به قتل رسیده و اجسادشان در رودخانهها، بیابانها و کوچهها و خیابانها انداخته شده.
بعد از 10 ماه از آن کشتار و بازداشتهای گسترده، هنوز حکومت نه آماری از کشتهشدگان ارائه کرده است و نه تعداد بازداشتشدگان را اعلام نموده است. هنوز تعداد زیادی از خانوادهها از سرنوشت عزيزانشان بیاطلاع هستند و در نگرانی و اضطراب به سر میبرند. این خانوادهها همچنان در وحشت از اینکه سرنوشت عزیزانشان به سرنوشت بازداشتشدگانی که زیر شکنجه کشته شده و در جایی انداخته شدند، گرفتار شوند، به سر میبرند.
حکومت ایران کمترین حقی برای شهروندان قائل نیست و با چماق، باتوم، گلوله و زندان و شکنجه و اعدام به مقابله با هر اعتراضی میپردازد.
ما مردم ایران، بخشی از گستاخی حکومت در برابر مردم در این جامعه را نتیجه مماشات با حکومتی میدانیم که هنوز علیرغم کشتار و اعدام شهروندانش در محافل، مجامع و سازمانهای جهانی پذیرفته میشود و روابط سیاسیاش با دنیای خارج برقرار است. بنابراین مجامع بینالمللی نیز مسئول هستند.
ما مصرانه از شما میخواهیم تا با فشار آوردن به مجامع بینالمللی، خواستار آن شوید که بر حکومت ایران فشار بیاورند تا دست از کشتار، شکنجه و اعدام بردارد و حقوق پایهای مردم ایران را به رسمیت بشناسد. صدور بیانیهها در محکومیت اعمال ضد حقوق بشری، برای به رسمیت شناخته شدن حقوق مردم ایران توسط حکومت کافی و چاره ساز نیست. باید محدودیتهای سیاسی جدی و عملی در سطح جهانی تا زمان تن دادن به رعایت حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم علیه حکومت ایران اعمال گردد.
🔘 مبرم ترین مطالبات مردم ایران و خانوادههای کشتهشدگان و بازداشتشدگان آبان 98 از قرار زیر است و باید بی قید و شرط برآورده شوند:
1- اعلام آمار واقعی کشتهشدگان
2- اعلام آمار واقعی بازداشتشدگان و روشن نمودن سرنوشت آنان
3- آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشتشدگان آبان 98 و همه زندانیان سیاسی
4- حق برگزاری مراسمات گرامیداشت کشتهشدگان در ایام سالگرد به قتل رسیدنشان در آبان 1399 به هر طریق که خانوادهها و مردم همراه خانوادهها بخواهند مراسمات را برگزار کنند.
با تشکر
1/مهر/1399
1- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
2- سندیکای نقاشان البرز
3- شورای بازنشستگان ایران
4- تشکل مستقل دانشجویان پیشرو دانشگاه اصفهان
5- دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان
6- جمعی از دانشجویان و فعالین دانشگاههای هنر تهران
7- گروهی از فعالین کارگری سقز
8- گروهی از فعالین لغو کار کودکان
9- جمعی از فعالین دانشگاه علم و صنعت تهران
10- جمعی از فعالین دانشگاه خواجه نصیر تهران
11- جمعی از فعالین و دانشجویان دانشگاه علامه تهران
12- جمعی از فعالین و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
⬅️ متن نامه به انگلیسی (کلیک کنید) ➡️
برقراری ارتباط با ادمین 🔺 @isf_uni_admin 🔻
@isfahanuni97
آقای رئیس، همانطور که اطلاع دارید و در گزارش سازمان متبوعتان منتشره به تاریخ 2سپتامبر2020 به تفصیل شرح داده شده است، حکومت ایران در جریان سرکوب خونین خیزش مردمی آبان 1398 که در اعتراض به گرانی یک شبه و سه برابری قیمت بنزین به وقوع پیوست، تنها در مدت 3 روز بنا به گزارش سازمان عفو بینالملل 304 نفر را به قتل رسانده و بیش از 7000 نفر را نیز بازداشت کرده است.
یقینا آمار کشتهشدگان و بازداشتشدگان بسیار بیشتر است. زیرا تحت حاکمیت فعلی ایران، دسترسی به آمارهای واقعی میسر نیست و خود حکومت نیز هیچوقت آمار واقعی در هیچ رابطهای را اعلام نکرده و نمیکند.
طبق گزارش خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان در جریان سه روزه خونین آبان 1398 بیش از 1500 نفر هستند. اما از آن تاریخ به بعد دهها و شاید صدها نفر از بازداشتشدگان آبان زیر شکنجه به قتل رسیده و اجسادشان در رودخانهها، بیابانها و کوچهها و خیابانها انداخته شده.
بعد از 10 ماه از آن کشتار و بازداشتهای گسترده، هنوز حکومت نه آماری از کشتهشدگان ارائه کرده است و نه تعداد بازداشتشدگان را اعلام نموده است. هنوز تعداد زیادی از خانوادهها از سرنوشت عزيزانشان بیاطلاع هستند و در نگرانی و اضطراب به سر میبرند. این خانوادهها همچنان در وحشت از اینکه سرنوشت عزیزانشان به سرنوشت بازداشتشدگانی که زیر شکنجه کشته شده و در جایی انداخته شدند، گرفتار شوند، به سر میبرند.
حکومت ایران کمترین حقی برای شهروندان قائل نیست و با چماق، باتوم، گلوله و زندان و شکنجه و اعدام به مقابله با هر اعتراضی میپردازد.
ما مردم ایران، بخشی از گستاخی حکومت در برابر مردم در این جامعه را نتیجه مماشات با حکومتی میدانیم که هنوز علیرغم کشتار و اعدام شهروندانش در محافل، مجامع و سازمانهای جهانی پذیرفته میشود و روابط سیاسیاش با دنیای خارج برقرار است. بنابراین مجامع بینالمللی نیز مسئول هستند.
ما مصرانه از شما میخواهیم تا با فشار آوردن به مجامع بینالمللی، خواستار آن شوید که بر حکومت ایران فشار بیاورند تا دست از کشتار، شکنجه و اعدام بردارد و حقوق پایهای مردم ایران را به رسمیت بشناسد. صدور بیانیهها در محکومیت اعمال ضد حقوق بشری، برای به رسمیت شناخته شدن حقوق مردم ایران توسط حکومت کافی و چاره ساز نیست. باید محدودیتهای سیاسی جدی و عملی در سطح جهانی تا زمان تن دادن به رعایت حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم علیه حکومت ایران اعمال گردد.
🔘 مبرم ترین مطالبات مردم ایران و خانوادههای کشتهشدگان و بازداشتشدگان آبان 98 از قرار زیر است و باید بی قید و شرط برآورده شوند:
1- اعلام آمار واقعی کشتهشدگان
2- اعلام آمار واقعی بازداشتشدگان و روشن نمودن سرنوشت آنان
3- آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشتشدگان آبان 98 و همه زندانیان سیاسی
4- حق برگزاری مراسمات گرامیداشت کشتهشدگان در ایام سالگرد به قتل رسیدنشان در آبان 1399 به هر طریق که خانوادهها و مردم همراه خانوادهها بخواهند مراسمات را برگزار کنند.
با تشکر
1/مهر/1399
1- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
2- سندیکای نقاشان البرز
3- شورای بازنشستگان ایران
4- تشکل مستقل دانشجویان پیشرو دانشگاه اصفهان
5- دانشجویان دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان
6- جمعی از دانشجویان و فعالین دانشگاههای هنر تهران
7- گروهی از فعالین کارگری سقز
8- گروهی از فعالین لغو کار کودکان
9- جمعی از فعالین دانشگاه علم و صنعت تهران
10- جمعی از فعالین دانشگاه خواجه نصیر تهران
11- جمعی از فعالین و دانشجویان دانشگاه علامه تهران
12- جمعی از فعالین و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
⬅️ متن نامه به انگلیسی (کلیک کنید) ➡️
برقراری ارتباط با ادمین 🔺 @isf_uni_admin 🔻
@isfahanuni97
Telegraph
🔴 Organizations and groups of labor , retirees, students and labor activists and the abolition of child labor groups to Amnesty…
Mr. Chairman, as you know, and in the report of your respective organization published to the date Sept/02/2020 is described in detail, the Iranian government during the bloody suppression of the popular uprising in November 2019 which in protest of the overnight…
اصغر کریمی, [Oct 12, 2020 at 10:26]
حزب کمونیست کارگری در مورد ستم ملی چه میگوید؟
ستم و تبعیض و تحقیر بر اساس ملیت واقعیتی است که آشکارا در کشورهای مختلف بر بخشی از مردم اعمال میشود و در کشورهای منطقه و بویژه در ایران وعراق و ترکیه و سوریه میتوان آنرا بوضوح مشاهده کرد. حزب کمونیست کارگری در برنامه یک دنیای بهتر و در پلاتفرمهای مختلف در مورد این مساله اعلام وضع کرده و بر ریشه کن کردن تبعیض و ستم ملی تاکید کرده است. اینجا بخشی از بیانیه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری پیرامون "مساله ملی در کردستان و تحرکات ناسیونالیستی " به تاریخ ١٥ مهر ١٣٩٢ یعنی سه سال پیش را یاد آوری میکنیم. این بیانیه در نقد تلاش حزب دموکرات کردستان عراق و بارزانی و ناسیونالیستهای کرد برای تشکیل تجمعی بنام "کنگره ملی کرد" منتشر شد و بعد از نقد تحرکات جریانات ناسیونالیستی در کشورهای عراق و سوریه و ترکیه و ایران، اینگونه ادامه یافت:
"(ما) پلاتفرم زیر را اعلام میکنیم و همه مردم و احزاب و جریانات آزادیخواه در کردستان و خارج کردستان را به گرد آمدن حول آن فرا میخوانیم:
١- اعمال هر نوع ستم ملی و هر نوع تبعیض برحسب ملیت در قوانین کشور و عملکردهای دولت باید ممنوع شود. همه مقررات و قوانین تبعیض آمیز علیه مردم کردستان باید فورا ملغی شود. سیاستها و اقدامات سرکوبگرانه علیه این مردم باید فورا متوقف شود. هر گونه تبعیض سیاسی، فرهنگی باید خاتمه یابد. همه شهروندان جامعه باید مستقل از ملیت یا احساس تعلق ملی٬ مذهبي و نژادي از حقوق یکسان و مساوی برخوردار باشند. مردم کردستان باید از حق استفاده از زبان مادری خود در مکاتبات رسمی و در مراجع دولتی و در امر آموزش و پرورش و کلیه فعالیتهای اجتماعی برخوردار باشند.
٢- ما فدرالیسم و خودمختاری و هر طرح ديگري بر اساس قوميت را پاسخ “مسئله کرد” نمی دانیم. این آلترناتیوها نه راههايى براى حل مساله ملى بلکه نسخه هايى براى تداوم تخاصمات و کشمکش هاى ملى، برجسته کردن و ابديت بخشيدن به هويت هاى ملى و قانونى کردن جدايى هاى ملى در چهارچوب يک کشور است.
٣- پاسخ اصولى ما براي رفع ستم ملي برابري حقوقي همه شهروندان در تمام شئون اجتماعی است. ما براى برقرارى يک نظام سياسى و ادارى سکولار، غيرقومى و غيرمذهبى تلاش مى کنیم که در آن برابرى حقوقى کليه اهالى و ساکنين مستقل از قوميت، جنسيت، نژاد، مذهب، اعتقادات، و غيره تضمين شده باشد. در عین حال ما از این حق مردم کردستان بطور کامل دفاع میکنیم که از طريق يک رفراندم آزاد در مورد جدايى يا عدم جدايى بعنوان شهروندان متساوى الحقوق کشور تصمیم بگیرند. ما هر نوع توافق از بالا میان دول ارتجاعی و احزاب ملی- عشیرتی کرد برای تعیین تکلیف سیاسی و حقوقی کردستان را مردود می دانیم و خواهان مراجعه به آراء آزاد و مستقیم خود مردم در مورد آینده سیاسی کردستان هستیم.
٤- بعنوان یک اصل عمومی ما خواهان زندگی همه آحاد مردم بعنوان شهروندان آزاد و متساوی الحقوق در چهارچوب های کشوری بزرگتر هستیم.
ما همه مردم مبارز کردستان را فرامی خوانیم که برای بدست آوردن حقوق پایه ای خود، و به دست گرفتن سرنوشت خود با تمام قوا به میدان آیند و در عرصه های مختلف مبارزه حضور آگاه و متشکل خود را برای پیگیری آرزوها و تمایلات انسانی شان به نمایش بگذارند. لازم است کارگران و مردم زحمتکش کردستان در گردهمایی ها و مجامع عمومی خود با صدور قطعنامه و بیانیه این خواستها و مطالبات را مورد تاکید قرار دهند و برای به کرسی نشاندن رای و اراده خود بکوشند.
حزب کمونیست کارگری ایران مبارزه علیه هرگونه ستم ملی را بخش لاینفکی از مبارزه وسیع تر خود برای برپایی انقلاب کارگری و جامعه سوسیالیستی می داند. انقلاب و جامعه ایی که با لغو استثمار سرمایه داری و از میان بردن تقسیم انسانها به طبقات ریشه های هرگونه ستم و نابرابری را می خشکاند و برابری واقعی یعنی امکان برخورداری از همه مواهب مادی و معنوی زندگی را برای همگان میسر می سازد. ما همه کارگران و مردم زحمتکش را به برپایی چنین انقلابی برای ایجاد یک جامعه آزاد و برابر و انسانی فرامی خوانیم.
دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
٧ اکتبر ٢٠١٣ – ١٥ مهر١٣٩٢"
https://tinyurl.com/y6k2yjf9
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
حزب کمونیست کارگری در مورد ستم ملی چه میگوید؟
ستم و تبعیض و تحقیر بر اساس ملیت واقعیتی است که آشکارا در کشورهای مختلف بر بخشی از مردم اعمال میشود و در کشورهای منطقه و بویژه در ایران وعراق و ترکیه و سوریه میتوان آنرا بوضوح مشاهده کرد. حزب کمونیست کارگری در برنامه یک دنیای بهتر و در پلاتفرمهای مختلف در مورد این مساله اعلام وضع کرده و بر ریشه کن کردن تبعیض و ستم ملی تاکید کرده است. اینجا بخشی از بیانیه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری پیرامون "مساله ملی در کردستان و تحرکات ناسیونالیستی " به تاریخ ١٥ مهر ١٣٩٢ یعنی سه سال پیش را یاد آوری میکنیم. این بیانیه در نقد تلاش حزب دموکرات کردستان عراق و بارزانی و ناسیونالیستهای کرد برای تشکیل تجمعی بنام "کنگره ملی کرد" منتشر شد و بعد از نقد تحرکات جریانات ناسیونالیستی در کشورهای عراق و سوریه و ترکیه و ایران، اینگونه ادامه یافت:
"(ما) پلاتفرم زیر را اعلام میکنیم و همه مردم و احزاب و جریانات آزادیخواه در کردستان و خارج کردستان را به گرد آمدن حول آن فرا میخوانیم:
١- اعمال هر نوع ستم ملی و هر نوع تبعیض برحسب ملیت در قوانین کشور و عملکردهای دولت باید ممنوع شود. همه مقررات و قوانین تبعیض آمیز علیه مردم کردستان باید فورا ملغی شود. سیاستها و اقدامات سرکوبگرانه علیه این مردم باید فورا متوقف شود. هر گونه تبعیض سیاسی، فرهنگی باید خاتمه یابد. همه شهروندان جامعه باید مستقل از ملیت یا احساس تعلق ملی٬ مذهبي و نژادي از حقوق یکسان و مساوی برخوردار باشند. مردم کردستان باید از حق استفاده از زبان مادری خود در مکاتبات رسمی و در مراجع دولتی و در امر آموزش و پرورش و کلیه فعالیتهای اجتماعی برخوردار باشند.
٢- ما فدرالیسم و خودمختاری و هر طرح ديگري بر اساس قوميت را پاسخ “مسئله کرد” نمی دانیم. این آلترناتیوها نه راههايى براى حل مساله ملى بلکه نسخه هايى براى تداوم تخاصمات و کشمکش هاى ملى، برجسته کردن و ابديت بخشيدن به هويت هاى ملى و قانونى کردن جدايى هاى ملى در چهارچوب يک کشور است.
٣- پاسخ اصولى ما براي رفع ستم ملي برابري حقوقي همه شهروندان در تمام شئون اجتماعی است. ما براى برقرارى يک نظام سياسى و ادارى سکولار، غيرقومى و غيرمذهبى تلاش مى کنیم که در آن برابرى حقوقى کليه اهالى و ساکنين مستقل از قوميت، جنسيت، نژاد، مذهب، اعتقادات، و غيره تضمين شده باشد. در عین حال ما از این حق مردم کردستان بطور کامل دفاع میکنیم که از طريق يک رفراندم آزاد در مورد جدايى يا عدم جدايى بعنوان شهروندان متساوى الحقوق کشور تصمیم بگیرند. ما هر نوع توافق از بالا میان دول ارتجاعی و احزاب ملی- عشیرتی کرد برای تعیین تکلیف سیاسی و حقوقی کردستان را مردود می دانیم و خواهان مراجعه به آراء آزاد و مستقیم خود مردم در مورد آینده سیاسی کردستان هستیم.
٤- بعنوان یک اصل عمومی ما خواهان زندگی همه آحاد مردم بعنوان شهروندان آزاد و متساوی الحقوق در چهارچوب های کشوری بزرگتر هستیم.
ما همه مردم مبارز کردستان را فرامی خوانیم که برای بدست آوردن حقوق پایه ای خود، و به دست گرفتن سرنوشت خود با تمام قوا به میدان آیند و در عرصه های مختلف مبارزه حضور آگاه و متشکل خود را برای پیگیری آرزوها و تمایلات انسانی شان به نمایش بگذارند. لازم است کارگران و مردم زحمتکش کردستان در گردهمایی ها و مجامع عمومی خود با صدور قطعنامه و بیانیه این خواستها و مطالبات را مورد تاکید قرار دهند و برای به کرسی نشاندن رای و اراده خود بکوشند.
حزب کمونیست کارگری ایران مبارزه علیه هرگونه ستم ملی را بخش لاینفکی از مبارزه وسیع تر خود برای برپایی انقلاب کارگری و جامعه سوسیالیستی می داند. انقلاب و جامعه ایی که با لغو استثمار سرمایه داری و از میان بردن تقسیم انسانها به طبقات ریشه های هرگونه ستم و نابرابری را می خشکاند و برابری واقعی یعنی امکان برخورداری از همه مواهب مادی و معنوی زندگی را برای همگان میسر می سازد. ما همه کارگران و مردم زحمتکش را به برپایی چنین انقلابی برای ایجاد یک جامعه آزاد و برابر و انسانی فرامی خوانیم.
دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
٧ اکتبر ٢٠١٣ – ١٥ مهر١٣٩٢"
https://tinyurl.com/y6k2yjf9
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
حزب کمونیست کارگری در مورد ستم ملی چه میگوید؟
ستم و تبعیض و تحقیر بر اساس ملیت واقعیتی است که آشکارا در کشورهای مختلف بر بخشی از مردم اعمال میشود و در کشورهای منطقه و بویژه در ایران وعراق و ترکیه و سوریه میتوان آنرا بوضوح مشاهده کرد. حزب کمونیست کارگری در برنامه یک دنیای بهتر و در پلاتفرمهای مختلف در…
Forwarded from Avatoday Dollar exchange آواتودی دلار
💢 انتشار حداکثری جهت حمایت و انتخاب مجدد پرزیدنت ترامپ
از تمامی ایرانیان وطنپرست درخواست داریم درصورتی که تابعیت آمریکایی دارند و یا اقوام و دوستان آنها در آمریکا حق رای در انتخابات آمریکا را دارا میباشند، برای آزادی میهن از چنگال رژیم آخوندی و تغییر سرنوشت مردم مظلوم ایران تلاش کنند تا پرزیدنت ترامپ پیروز انتخابات آمریکا باشد.
لطفا در این فرصت باقیمانده با دوستان و اقوام آمریکایی خود تماس بگیرید و از آنها خواهش نمایید حتی اگر به حزب دمکرات علاقهمند میباشند اینبار تنها برای آزادی ایران از دست حکومت دیکتاتوری آخوندی رای خود را بنفع پرزیدنت ترامپ به صندوق آرا بیاندازند.
از تک تک کاربران خواهشمندیم با دوستان خود در آمریکا برای حمایت از پرزیدنت ترامپ صحبت نمایند و یا از طریق توییتر، اینستاگرام و فیس بوک پیامهای حمایت و دعوت از مردم آمریکا برای انتخاب مجدد پرزیدنت اقدام نمایید.
Please vote for Trump and save the world.
╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮
@AVATODAYDollar
╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
از تمامی ایرانیان وطنپرست درخواست داریم درصورتی که تابعیت آمریکایی دارند و یا اقوام و دوستان آنها در آمریکا حق رای در انتخابات آمریکا را دارا میباشند، برای آزادی میهن از چنگال رژیم آخوندی و تغییر سرنوشت مردم مظلوم ایران تلاش کنند تا پرزیدنت ترامپ پیروز انتخابات آمریکا باشد.
لطفا در این فرصت باقیمانده با دوستان و اقوام آمریکایی خود تماس بگیرید و از آنها خواهش نمایید حتی اگر به حزب دمکرات علاقهمند میباشند اینبار تنها برای آزادی ایران از دست حکومت دیکتاتوری آخوندی رای خود را بنفع پرزیدنت ترامپ به صندوق آرا بیاندازند.
از تک تک کاربران خواهشمندیم با دوستان خود در آمریکا برای حمایت از پرزیدنت ترامپ صحبت نمایند و یا از طریق توییتر، اینستاگرام و فیس بوک پیامهای حمایت و دعوت از مردم آمریکا برای انتخاب مجدد پرزیدنت اقدام نمایید.
Please vote for Trump and save the world.
╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮
@AVATODAYDollar
╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
اصغر کریمی, [Oct 12, 2020 at 15:45]
چقدر این صحنه گویا است
چه تاریخ مهم و سراسر جنگ و جدالی پشت این کلیپ چند ثانیه ای است. تاریخی از سرکوب سیستماتیک و تلاش برای اسلامیزه کردن جامعه و تاریخی از مقاومت و مبارزه علیه آن و شکست همه تلاش های حکومت. این صحنه صرفا یک تودهنی بزرگ به مجریان این برنامه نیست یک تودهنی آشکار به اصل نظامی است که با سنگسار و اسیدپاشی و پونز زدن و بسیج خیل اوباش اسلامی و صرف میلیاردها دلار در ۴۰ سال گذشته تلاش کرد مردم را وادار به تسلیم به قوانین اسلامی کند و نتوانست. در زمینه حجاب شکست خورد، در زمینه رابطه پسر و دختر شکست خورد. در زمینه موسیقی شکست خورد، مساجد هر روز خالی تر و خالی تر شدند، مراسم های شنیع مذهبی هر روز بی رونق تر شدند، آخوند و آیت الله به بی آبروترین و منفورترین پدیده های این جامعه تبدیل شدند.
همین یک صحنه اعلام شکست حکومت در مقابل مردم و موج عظیم جنبش ضد مذهبی است.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید
https://tinyurl.com/y3k6k5c6
تقاضای عضویت و همکاری، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
اینستاگرام
www.instagram.com/
چقدر این صحنه گویا است
چه تاریخ مهم و سراسر جنگ و جدالی پشت این کلیپ چند ثانیه ای است. تاریخی از سرکوب سیستماتیک و تلاش برای اسلامیزه کردن جامعه و تاریخی از مقاومت و مبارزه علیه آن و شکست همه تلاش های حکومت. این صحنه صرفا یک تودهنی بزرگ به مجریان این برنامه نیست یک تودهنی آشکار به اصل نظامی است که با سنگسار و اسیدپاشی و پونز زدن و بسیج خیل اوباش اسلامی و صرف میلیاردها دلار در ۴۰ سال گذشته تلاش کرد مردم را وادار به تسلیم به قوانین اسلامی کند و نتوانست. در زمینه حجاب شکست خورد، در زمینه رابطه پسر و دختر شکست خورد. در زمینه موسیقی شکست خورد، مساجد هر روز خالی تر و خالی تر شدند، مراسم های شنیع مذهبی هر روز بی رونق تر شدند، آخوند و آیت الله به بی آبروترین و منفورترین پدیده های این جامعه تبدیل شدند.
همین یک صحنه اعلام شکست حکومت در مقابل مردم و موج عظیم جنبش ضد مذهبی است.
ادامه متن را در لینک زیر بخوانید
https://tinyurl.com/y3k6k5c6
تقاضای عضویت و همکاری، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
اینستاگرام
www.instagram.com/
Telegraph
چقدر این صحنه گویا است
چه تاریخ مهم و سراسر جنگ و جدالی پشت این کلیپ چند ثانیه ای است. تاریخی از سرکوب سیستماتیک و تلاش برای اسلامیزه کردن جامعه و تاریخی از مقاومت و مبارزه علیه آن و شکست همه تلاش های حکومت. این صحنه صرفا یک تودهنی بزرگ به مجریان این برنامه نیست یک تودهنی آشکار…
اصغر کریمی, [Oct 13, 2020 at 15:10]
محمد موسیزاده، کودکی ۱۱ ساله خودکشی کرد!
سیامک بهاری
خبر دردناکی مانند چاهی عمیق زیر پای جامعهٔ به فقر نشسته دهان باز میکند. کودکی ۱۱ ساله در بندر دیّر در استان بوشهر خود را حلقآویز میکند و به زندگیش خاتمه میدهد. مادر و پدر محمد میگویند، نداشتن تلفن مناسب برای شرکت در کلاسهای آنلاین مدرسه دلیل خودکشی او بوده است. آموزش و پرورش بندر دیّر ادعا میکند فروردین همین سال به او تلفن اهداء کرده و با انتشار چند اسکرینشات از آخرین پیامهای او به معلمش از خود سلب مسئولیت میکند.
این همه آن چیزی است که به جامعه شوکزده داده شده است. تا با خودکشی یک کودک ۱۱ ساله کنار بیاید! کودکی در عین استیصال و بی پناهی نقشه میکشد که چگونه خود را حلقآویز کند. ابزار مرگ را آماده میکند و در سکوتی جانکاه و ناباورانه به زندگیش خاتمه میدهد. لایههای قطور این زخم را باید کاوید و کالبد شکافی کرد تا حقیقتِ زمخت و هولناک این مرگ دردناک نمایان شود.
جامعه دردمند به خوبی میداند که محمد نه اولین است و نه آخرین. محمد با مرگش راه به رسانهها باز کرده است و دیده شده است. خبر چنان هولناک است که نمیشود فقط در ستونی در صفحه حوادث پنهانش کرد. وجدان بیدار جامعه، صدای در گلو خفتهٔ محمد را که صدای خرد شدن استخوانهای بخش عظیمی از مردم است را به فریاد علیه فقر و نابرابری و تبعیض بدل میکند. کیفرخواستی علیه متهم و مسبب و بانی اصلی آن، علیه حکومتی که فقر را بر سر میلیونها مردم آوار کرده است. آنچه آموزش و پرورش بندر دیر میگوید حتی اگر درست هم باشد تغییری در صورت مسأله خودکشی یک کودک در بی پناهی و درماندگیش نمیدهد.
ادامه مطلب در لینک زیر
https://tinyurl.com/y2dgv8ld
تقاضای عضویت و همکاری، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
اینستاگرام www.instagram.com/wpi91
محمد موسیزاده، کودکی ۱۱ ساله خودکشی کرد!
سیامک بهاری
خبر دردناکی مانند چاهی عمیق زیر پای جامعهٔ به فقر نشسته دهان باز میکند. کودکی ۱۱ ساله در بندر دیّر در استان بوشهر خود را حلقآویز میکند و به زندگیش خاتمه میدهد. مادر و پدر محمد میگویند، نداشتن تلفن مناسب برای شرکت در کلاسهای آنلاین مدرسه دلیل خودکشی او بوده است. آموزش و پرورش بندر دیّر ادعا میکند فروردین همین سال به او تلفن اهداء کرده و با انتشار چند اسکرینشات از آخرین پیامهای او به معلمش از خود سلب مسئولیت میکند.
این همه آن چیزی است که به جامعه شوکزده داده شده است. تا با خودکشی یک کودک ۱۱ ساله کنار بیاید! کودکی در عین استیصال و بی پناهی نقشه میکشد که چگونه خود را حلقآویز کند. ابزار مرگ را آماده میکند و در سکوتی جانکاه و ناباورانه به زندگیش خاتمه میدهد. لایههای قطور این زخم را باید کاوید و کالبد شکافی کرد تا حقیقتِ زمخت و هولناک این مرگ دردناک نمایان شود.
جامعه دردمند به خوبی میداند که محمد نه اولین است و نه آخرین. محمد با مرگش راه به رسانهها باز کرده است و دیده شده است. خبر چنان هولناک است که نمیشود فقط در ستونی در صفحه حوادث پنهانش کرد. وجدان بیدار جامعه، صدای در گلو خفتهٔ محمد را که صدای خرد شدن استخوانهای بخش عظیمی از مردم است را به فریاد علیه فقر و نابرابری و تبعیض بدل میکند. کیفرخواستی علیه متهم و مسبب و بانی اصلی آن، علیه حکومتی که فقر را بر سر میلیونها مردم آوار کرده است. آنچه آموزش و پرورش بندر دیر میگوید حتی اگر درست هم باشد تغییری در صورت مسأله خودکشی یک کودک در بی پناهی و درماندگیش نمیدهد.
ادامه مطلب در لینک زیر
https://tinyurl.com/y2dgv8ld
تقاضای عضویت و همکاری، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
اینستاگرام www.instagram.com/wpi91
Telegraph
محمد موسیزاده، کودکی ۱۱ ساله خودکشی کرد!
محمد موسیزاده، کودکی ۱۱ ساله خودکشی کرد! سیامک بهاری خبر دردناکی مانند چاهی عمیق زیر پای جامعهٔ به فقر نشسته دهان باز میکند. کودکی ۱۱ ساله در بندر دیّر در استان بوشهر خود را حلقآویز میکند و به زندگیش خاتمه میدهد. مادر و پدر محمد میگویند، نداشتن تلفن…
اصغر کریمی, [Oct 13, 2020 at 09:56]
من به هیچ خرافه ای، به هیچ ناحقی، حتی اگر همه مردم به آن صحه بگذارند، احترام نمیگدارم. این را البته حق هر کس میدانم که به هر چه میخواهد باور داشته باشد.اما میان احترام به آزادی عقیده افراد با احترام به عقیده افراد فرق اساسی هست. ما برفراز جهان ننشسته ایم و داور این دنیا نیستیم.بازیگران و شرکت کنندگان در آن هستیم.هر یک گوشه ای از جدال تاریخی – جهانی هستیم که به نظر من از آغاز تا امروز بر سر آزادی و برابری انسانها در جریان بوده است. من به خرافاتی که با آنها در حال جنگم و زجر انسانها را در چنگال آن دیده ام، احترام نمیگذارم.
“منصور حکمت"
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
من به هیچ خرافه ای، به هیچ ناحقی، حتی اگر همه مردم به آن صحه بگذارند، احترام نمیگدارم. این را البته حق هر کس میدانم که به هر چه میخواهد باور داشته باشد.اما میان احترام به آزادی عقیده افراد با احترام به عقیده افراد فرق اساسی هست. ما برفراز جهان ننشسته ایم و داور این دنیا نیستیم.بازیگران و شرکت کنندگان در آن هستیم.هر یک گوشه ای از جدال تاریخی – جهانی هستیم که به نظر من از آغاز تا امروز بر سر آزادی و برابری انسانها در جریان بوده است. من به خرافاتی که با آنها در حال جنگم و زجر انسانها را در چنگال آن دیده ام، احترام نمیگذارم.
“منصور حکمت"
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
اصغر کریمی, [Oct 13, 2020 at 04:28]
در شرایطی که بخش وسیعی از مردم به مذهب و وجود خدا معتقدند چطور میتوان دست مذهب را از حکومت قطع کرد؟
حمید تقوائی:
راه این کار را انقلاب کبیر فرانسه در بیش از دویست سال قبل به مردم تشنه رهائی و آزادی نشان داد. خلع ید از مذهب یک اقدام سیاسی است که به بهترین و کامل ترین شکل میتواند بعنوان حکم یک انقلاب سیاسی و اجتماعی علیه حکومت مذهبی متحقق شود. این یک اقدام قاطع سیاسی و متکی بر آگاهی و اراده توده مردم برای خلاصی از سلطه دولت و قوانین مذهبی است. اینکه مردم چقدر بخدا اعتقاد دارند و یا ندارند و یا مذهب چه جایگاهی در فرهنگ مردم دارد و غیره اینها نقشی در این تعیین تکلیف سیاسی با مذهب ایفا نمیکند. مسلما جدائی مذهب از دولت زمینه را برای نقد فکری و عقیدتی مذهب نیز هموار میکند و از سوی دیگر نقد فکری مذهب ( مانند جنبش روشنگری در اروپای قرن هیجدهم) زمینه ساز انقلاب سیاسی علیه سلطه حکومتی مذهب است اما این دو پیش شرط یکدیگر نیستند. تعیین تکلیف سیاسی با مذهب، همانطور که انقلاب کبیر فرانسه نشان داد، مشروط و موکول به نقد فکری و فرهنگی مذهب نیست. میتواند اکثریت یک جامعه بوجود خدا معتقد باشد و در عین حال برای جدائی مذهب از دولت دست به انقلاب بزند.
این نظریه اشتباه است که گویا بخاطر اعتقادات مذهبی مردم حکومتهای مذهبی بقدرت میرسند. نه در قرون وسطی اینطور بود و نه جمهوری اسلامی بخاطر اعتقادات مذهبی مردم روی کار آمد. در قرون وسطی سلطه مذهب شرط لازم حفظ نظام ارباب رعیتی و اعمال قدرت اشراف فئودال بود و در مورد جمهوری اسلامی هم این بورژوازی بومی و جهانی بود که در هراس از انقلاب 57 و قدرت گیری چپ در این انقلاب به مذهب متوسل شد و با اتکا به اسلام سیاسی انقلاب را به شکست کشاند. خمینی و بن لادن و مفتدی صدر و احمدی نژاد و خامنه ای و حسن نصرالله در جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی ریشه دارند و نه در عقاید مردم به خدا و پیغمبر و ائمه اطهار. این ادعا که جامعه اسلامی است و سلطه مذهب و دخالت آن در امور اجتماعی و سیاسی مردم بخاطر اعتقادات مذهبی مردم است یک دروغ بزرگ و عوامفریبی بیشرمانه است که بوسیله رسانه های غربی نیز به آن دامن زده میشود. اکثریت عظیم مردم ایران حکومت مذهبی نمیخواهند و این حکومت تنها با سرکوب و کشتار مردم توانسته خودش را سر پا نگاهدارد و نه با اتکا به عقاید مردم. کافی است فقط یک روز شر کمیته چی ها و لباس شخصیها و سپاه پاسداران و خواهران زینب را از سر جامعه کم کنید تا ببینیند مردم چه بلائی به سر این حکومت میآورند.
همین امروز در جامعه ایران خیلی از کسانی که خود را مسلمان میدانند با جمهوری اسلامی مخالف هستند و به این نتیجه رسیده اند که مذهب نباید در دولت و قوانین دخالت کند. و این بروشنی نشان میدهد که همین امروز وبدون هیچ قید و شرط و زمینه سازی و پیش شرط فرهنگی وعقدیتی ای جامعه میتواند و باید از نظر سیاسی تکلیفش را با مذهب در حکومت روشن کند و آنرا از دولت و قوانین کنار بزند. تعیین تکلیف سیاسی جامعه با مذهب اساسا کار یک جنبش انقلابی برای خلع ید مذهب از امور دولتی و قوانین و سیستم آموزشی و حقوقی و قضائی است و این خواست و هدفی است که توده مردم را مستقل از عقاید مذهبی شان به حرکت در میآورد و در نهایت به جدائی مذهب از دولت منجر میشود. انقلاب فرانسه در قرن هجدهم این حقیقت را اثبات نمود و انقلابی که امروز در ایران در حال شکل گیری است نیز تاکید دیگری بر این حقیقت تاریخی خواهد بود.
بدون این تعیین تکلیف سیاسی مقابله همه جانبه با مذهب ممکن نیست. بخصوص در جامعه ایران که مذهب با دولت تنیده شده این یک رکن اساسی جارو کردن مذهب از جامعه است.
https://tinyurl.com/y66dpwtp
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
در شرایطی که بخش وسیعی از مردم به مذهب و وجود خدا معتقدند چطور میتوان دست مذهب را از حکومت قطع کرد؟
حمید تقوائی:
راه این کار را انقلاب کبیر فرانسه در بیش از دویست سال قبل به مردم تشنه رهائی و آزادی نشان داد. خلع ید از مذهب یک اقدام سیاسی است که به بهترین و کامل ترین شکل میتواند بعنوان حکم یک انقلاب سیاسی و اجتماعی علیه حکومت مذهبی متحقق شود. این یک اقدام قاطع سیاسی و متکی بر آگاهی و اراده توده مردم برای خلاصی از سلطه دولت و قوانین مذهبی است. اینکه مردم چقدر بخدا اعتقاد دارند و یا ندارند و یا مذهب چه جایگاهی در فرهنگ مردم دارد و غیره اینها نقشی در این تعیین تکلیف سیاسی با مذهب ایفا نمیکند. مسلما جدائی مذهب از دولت زمینه را برای نقد فکری و عقیدتی مذهب نیز هموار میکند و از سوی دیگر نقد فکری مذهب ( مانند جنبش روشنگری در اروپای قرن هیجدهم) زمینه ساز انقلاب سیاسی علیه سلطه حکومتی مذهب است اما این دو پیش شرط یکدیگر نیستند. تعیین تکلیف سیاسی با مذهب، همانطور که انقلاب کبیر فرانسه نشان داد، مشروط و موکول به نقد فکری و فرهنگی مذهب نیست. میتواند اکثریت یک جامعه بوجود خدا معتقد باشد و در عین حال برای جدائی مذهب از دولت دست به انقلاب بزند.
این نظریه اشتباه است که گویا بخاطر اعتقادات مذهبی مردم حکومتهای مذهبی بقدرت میرسند. نه در قرون وسطی اینطور بود و نه جمهوری اسلامی بخاطر اعتقادات مذهبی مردم روی کار آمد. در قرون وسطی سلطه مذهب شرط لازم حفظ نظام ارباب رعیتی و اعمال قدرت اشراف فئودال بود و در مورد جمهوری اسلامی هم این بورژوازی بومی و جهانی بود که در هراس از انقلاب 57 و قدرت گیری چپ در این انقلاب به مذهب متوسل شد و با اتکا به اسلام سیاسی انقلاب را به شکست کشاند. خمینی و بن لادن و مفتدی صدر و احمدی نژاد و خامنه ای و حسن نصرالله در جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی ریشه دارند و نه در عقاید مردم به خدا و پیغمبر و ائمه اطهار. این ادعا که جامعه اسلامی است و سلطه مذهب و دخالت آن در امور اجتماعی و سیاسی مردم بخاطر اعتقادات مذهبی مردم است یک دروغ بزرگ و عوامفریبی بیشرمانه است که بوسیله رسانه های غربی نیز به آن دامن زده میشود. اکثریت عظیم مردم ایران حکومت مذهبی نمیخواهند و این حکومت تنها با سرکوب و کشتار مردم توانسته خودش را سر پا نگاهدارد و نه با اتکا به عقاید مردم. کافی است فقط یک روز شر کمیته چی ها و لباس شخصیها و سپاه پاسداران و خواهران زینب را از سر جامعه کم کنید تا ببینیند مردم چه بلائی به سر این حکومت میآورند.
همین امروز در جامعه ایران خیلی از کسانی که خود را مسلمان میدانند با جمهوری اسلامی مخالف هستند و به این نتیجه رسیده اند که مذهب نباید در دولت و قوانین دخالت کند. و این بروشنی نشان میدهد که همین امروز وبدون هیچ قید و شرط و زمینه سازی و پیش شرط فرهنگی وعقدیتی ای جامعه میتواند و باید از نظر سیاسی تکلیفش را با مذهب در حکومت روشن کند و آنرا از دولت و قوانین کنار بزند. تعیین تکلیف سیاسی جامعه با مذهب اساسا کار یک جنبش انقلابی برای خلع ید مذهب از امور دولتی و قوانین و سیستم آموزشی و حقوقی و قضائی است و این خواست و هدفی است که توده مردم را مستقل از عقاید مذهبی شان به حرکت در میآورد و در نهایت به جدائی مذهب از دولت منجر میشود. انقلاب فرانسه در قرن هجدهم این حقیقت را اثبات نمود و انقلابی که امروز در ایران در حال شکل گیری است نیز تاکید دیگری بر این حقیقت تاریخی خواهد بود.
بدون این تعیین تکلیف سیاسی مقابله همه جانبه با مذهب ممکن نیست. بخصوص در جامعه ایران که مذهب با دولت تنیده شده این یک رکن اساسی جارو کردن مذهب از جامعه است.
https://tinyurl.com/y66dpwtp
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
در باره مذهب
در شرایطی که بخش وسیعی از مردم به مذهب و وجود خدا معتقدند چطور میتوان دست مذهب را از حکومت قطع کرد؟ حمید تقوائی: راه این کار را انقلاب کبیر فرانسه در بیش از دویست سال قبل به مردم تشنه رهائی و آزادی نشان داد. خلع ید از مذهب یک اقدام سیاسی است که به بهترین…
اصغر کریمی, [Oct 14, 2020 at 03:47]
آيا ايران کشور چند مليتى است؟
منصور حکمت: اطلاق چند مليتى به يک کشور يا يک جامعه يک انتخاب سياسى است، کما اينکه اگر بپرسند آيا ايران يک جامعه اسلامى است، من ميگويم نه، يکى ميگويد آره. به نظر من ملت و مليت مقولهاى است سياسى، مقولهاى است ايدئولوژيکى. کسى که تصميم ميگيرد براى مثال يک انسان را با قوميّتش تعريف کند و بگويد من اين را "آذرى" ميدانم، اين را "هوتو" ميدانم، اين را "پشتو" ميدانم، اين را "ايگو" ميدانم، اين را "باسک" ميدانم و... دارد يک انتخاب سياسى ميکند و دارد رنگ ايدئولوژى خودش را به آن جامعه ميزند. ايران ممکن است چند مليتى باشد يا نباشد، بستگى به اين دارد که ايدئولوژى رسمى در آن کشور و تبيين رسمى از آن کشور را کسانى مينويسند که مقولات قومى براىشان برجستگى دارد يا نه؟ اگه من باشم ميگويم نه فقط ايران، بلکه هيچ جا، کشورهاى جهان چند مليتى نيستند. آدمها با زبانهاى مختلف با هم حرف ميزنند، اينکه به آنها بگوييم ملت، حاصل جنبش ناسيوناليستى در اين کشورهاست. در دورههايى اين آدمها به خودشان نگفتهاند ملت. بعدا همين ملتهاى موجود ممکن است به چند مليت ديگر تقسيم شوند. اين يک رويداد سياسى ايدئولوژيکى است و جزو علوم مثبته نيست. اگر مردم ايران را آزمايش بکنيم و DNA هايشان را بررسى کنيم، چيزى راجع به لر يا گيلک بودن آنها نميگويد. اين يک بحث سياسى است. ايدئولوژيک است. شما ميتوانيد انتخاب بکنيد. کسانی مردم را اینطور تقسیم میکنند. من ميخواهم اينطورى تقسيمشان نکنم و ميگويم مردم ايران يک عده انسان متساوىالحقوق هستند و به زبانهاى مختلفى هم حرف ميزنند، اميدوارم زبانهاى بيشترى هم ياد بگيرند حرف بزنند.
آيا ستم ملى وجود دارد؟ حتما وجود دارد، براى اينکه ناسيوناليسم وجود دارد و ناسيوناليسم تخصصش اين است که مليت را تبديل کند به يک مرز غير قابل عبور، آدمها را به اين ترتيب تقسيم کند و تفرقه در آنها بوجود آورد. ستم ملی وجود دارد بخاطر اینکه ناسیونالیستهای یک ملت به ملت دیگری زور میگویند.
ولى ستم ملى را بايد رفع کرد، پاسخ ستم ملى، کشور دادن به مردم نيست. هر کس بیاید و به شما بگوید حسن آقا دارند پشت سر من جوک درست ميکنند، شما به من يک کشور بدهيد، شما از او قبول نميکنيد. ستم ملى جوابش رفع ستم ملى است. همانطور که ستم جنسى جوابش رفع ستم جنسى است و ستم نژادى جوابش رفع ستم نژادى و نه کشور دادن به قربانيانش. اين را ناسيوناليستها در دو سه قرن اخير در جهان باب کردها ند که مليت مبناى حکومت است. به نظر من ملت مبناى حاکميت نيست، مبناى فلسفى حکومت مليت نيست. مبناى فلسفى حکومت فقط ميتواند انسان باشد و اتحاد داوطلبانه آدمهايى که آنجا ميخواهند زندگى کنند، مبنا شهروندى است. در نتيجه اگر فرض کنيم که حکومتها قرار نيست ملى باشند و ناسيوناليستى، آنوقت معلوم نيست چرا ستم ملى بايد به تشکيل کشورهاى مختلفى منجر بشود.
يک نمونه ديگر راجع به مساله ملى... اگر ناسيوناليستها همت کنند و چنان مسائل ملى را باد بزنند و چنان فجايع ملى بوجود بياورند که ديگر نشود بين آن ملتها با زبان خوش صلح و صفا ايجاد کرد، بله مجبوريم بعنوان يک راه حل تلخ از جدايى مردم حرف بزنيم و به رفراندومهايى قائل باشيم که اجازه ميدهد که ملتى که به آن خيلى ظلم شده و ديگر خوشبينىاش را نسبت به اتحاد داوطلبانه از دست داده، اگر ميخواهد جدا بشود. به اين اعتبار من ميپذيرم. در مورد کردستان، خود ما سياست رسمىمان اجازه داده به يک رفراندوم و خواست يک رفراندوم در کردستان که آيا مردم کردستان ميخواهند جدا بشوند يا ميخواهند در ايران با بقيه مردم با شرايط مساوى با بقيه شهروندان بمانند؟ ولى اين رفراندوم را شما ميگوييد بايد در مورد گيلان هم گذاشت؟ من اينطور فکر نميکنم! هر چقدر هم ممکن است به مردم گيلان ستم روا شده باشد، مساله ملى که در آن خون بپا شده باشد، بدبينى و دلچرکينى بوجود آمده باشد، غم پشت سرش نهفته باشد، خشم انبار شده باشد، چنين مسالهاى در مورد مردم گيلک نداريم. هر وقت چنين مسالهاى را برايمان ساختند، آنوقت مجبوريم با همين نسخه برويم سراغش. ولى ما به استقبال تجزيه آدمها نميرويم، به استقبال جدا کردن انسانها از همديگر نميرويم، به استقبال تقسيم آنها به کشورهاى شش در چهار که در هر کدامش قومى زندگى ميکند نميرويم. برعکس جهان بايد مرزهايش را بردارد، بايد آدمها با هم زندگى کنند، به هر زبانى ميخواهند حرف بزنند، به هر زبانى ميخواند بنويسند و هر کدامش را در مراودات ادارى مؤثرتر است بکار ببرند.
من شخصا نه به ناسيوناليستم و نه به هيچ ناسيوناليستى میخواهم آوانس بدهم.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y2k7qxls
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
آيا ايران کشور چند مليتى است؟
منصور حکمت: اطلاق چند مليتى به يک کشور يا يک جامعه يک انتخاب سياسى است، کما اينکه اگر بپرسند آيا ايران يک جامعه اسلامى است، من ميگويم نه، يکى ميگويد آره. به نظر من ملت و مليت مقولهاى است سياسى، مقولهاى است ايدئولوژيکى. کسى که تصميم ميگيرد براى مثال يک انسان را با قوميّتش تعريف کند و بگويد من اين را "آذرى" ميدانم، اين را "هوتو" ميدانم، اين را "پشتو" ميدانم، اين را "ايگو" ميدانم، اين را "باسک" ميدانم و... دارد يک انتخاب سياسى ميکند و دارد رنگ ايدئولوژى خودش را به آن جامعه ميزند. ايران ممکن است چند مليتى باشد يا نباشد، بستگى به اين دارد که ايدئولوژى رسمى در آن کشور و تبيين رسمى از آن کشور را کسانى مينويسند که مقولات قومى براىشان برجستگى دارد يا نه؟ اگه من باشم ميگويم نه فقط ايران، بلکه هيچ جا، کشورهاى جهان چند مليتى نيستند. آدمها با زبانهاى مختلف با هم حرف ميزنند، اينکه به آنها بگوييم ملت، حاصل جنبش ناسيوناليستى در اين کشورهاست. در دورههايى اين آدمها به خودشان نگفتهاند ملت. بعدا همين ملتهاى موجود ممکن است به چند مليت ديگر تقسيم شوند. اين يک رويداد سياسى ايدئولوژيکى است و جزو علوم مثبته نيست. اگر مردم ايران را آزمايش بکنيم و DNA هايشان را بررسى کنيم، چيزى راجع به لر يا گيلک بودن آنها نميگويد. اين يک بحث سياسى است. ايدئولوژيک است. شما ميتوانيد انتخاب بکنيد. کسانی مردم را اینطور تقسیم میکنند. من ميخواهم اينطورى تقسيمشان نکنم و ميگويم مردم ايران يک عده انسان متساوىالحقوق هستند و به زبانهاى مختلفى هم حرف ميزنند، اميدوارم زبانهاى بيشترى هم ياد بگيرند حرف بزنند.
آيا ستم ملى وجود دارد؟ حتما وجود دارد، براى اينکه ناسيوناليسم وجود دارد و ناسيوناليسم تخصصش اين است که مليت را تبديل کند به يک مرز غير قابل عبور، آدمها را به اين ترتيب تقسيم کند و تفرقه در آنها بوجود آورد. ستم ملی وجود دارد بخاطر اینکه ناسیونالیستهای یک ملت به ملت دیگری زور میگویند.
ولى ستم ملى را بايد رفع کرد، پاسخ ستم ملى، کشور دادن به مردم نيست. هر کس بیاید و به شما بگوید حسن آقا دارند پشت سر من جوک درست ميکنند، شما به من يک کشور بدهيد، شما از او قبول نميکنيد. ستم ملى جوابش رفع ستم ملى است. همانطور که ستم جنسى جوابش رفع ستم جنسى است و ستم نژادى جوابش رفع ستم نژادى و نه کشور دادن به قربانيانش. اين را ناسيوناليستها در دو سه قرن اخير در جهان باب کردها ند که مليت مبناى حکومت است. به نظر من ملت مبناى حاکميت نيست، مبناى فلسفى حکومت مليت نيست. مبناى فلسفى حکومت فقط ميتواند انسان باشد و اتحاد داوطلبانه آدمهايى که آنجا ميخواهند زندگى کنند، مبنا شهروندى است. در نتيجه اگر فرض کنيم که حکومتها قرار نيست ملى باشند و ناسيوناليستى، آنوقت معلوم نيست چرا ستم ملى بايد به تشکيل کشورهاى مختلفى منجر بشود.
يک نمونه ديگر راجع به مساله ملى... اگر ناسيوناليستها همت کنند و چنان مسائل ملى را باد بزنند و چنان فجايع ملى بوجود بياورند که ديگر نشود بين آن ملتها با زبان خوش صلح و صفا ايجاد کرد، بله مجبوريم بعنوان يک راه حل تلخ از جدايى مردم حرف بزنيم و به رفراندومهايى قائل باشيم که اجازه ميدهد که ملتى که به آن خيلى ظلم شده و ديگر خوشبينىاش را نسبت به اتحاد داوطلبانه از دست داده، اگر ميخواهد جدا بشود. به اين اعتبار من ميپذيرم. در مورد کردستان، خود ما سياست رسمىمان اجازه داده به يک رفراندوم و خواست يک رفراندوم در کردستان که آيا مردم کردستان ميخواهند جدا بشوند يا ميخواهند در ايران با بقيه مردم با شرايط مساوى با بقيه شهروندان بمانند؟ ولى اين رفراندوم را شما ميگوييد بايد در مورد گيلان هم گذاشت؟ من اينطور فکر نميکنم! هر چقدر هم ممکن است به مردم گيلان ستم روا شده باشد، مساله ملى که در آن خون بپا شده باشد، بدبينى و دلچرکينى بوجود آمده باشد، غم پشت سرش نهفته باشد، خشم انبار شده باشد، چنين مسالهاى در مورد مردم گيلک نداريم. هر وقت چنين مسالهاى را برايمان ساختند، آنوقت مجبوريم با همين نسخه برويم سراغش. ولى ما به استقبال تجزيه آدمها نميرويم، به استقبال جدا کردن انسانها از همديگر نميرويم، به استقبال تقسيم آنها به کشورهاى شش در چهار که در هر کدامش قومى زندگى ميکند نميرويم. برعکس جهان بايد مرزهايش را بردارد، بايد آدمها با هم زندگى کنند، به هر زبانى ميخواهند حرف بزنند، به هر زبانى ميخواند بنويسند و هر کدامش را در مراودات ادارى مؤثرتر است بکار ببرند.
من شخصا نه به ناسيوناليستم و نه به هيچ ناسيوناليستى میخواهم آوانس بدهم.
متن کامل در لینک زیر:
https://tinyurl.com/y2k7qxls
تقاضای عضویت و همکاری با حزب، ارسال پیام و گزارش از طریق:
پیامگیر تلگرام: @wpi_tamas
و یا با ارسال پیام به شماره 0046-700447425 واتساپ و تلگرام
Telegraph
آيا ايران کشور چند مليتى است؟
منصور حکمت: اطلاق چند مليتى به يک کشور يا يک جامعه يک انتخاب سياسى است، کما اينکه اگر بپرسند آيا ايران يک جامعه اسلامى است، من ميگويم نه، يکى ميگويد آره. به نظر من ملت و مليت مقولهاى است سياسى، مقولهاى است ايدئولوژيکى. کسى که تصميم ميگيرد براى مثال يک انسان…