📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف
⛳️ظرفیتِ به حال تعلیق در آوردن
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📚۹_دهلیز رویاها
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
🌊یادگیری کل درمقابل یادگیری واکنشی
تعداد زیادی از کارآفرینانی که مابا آنها گفت و گو کردیم کسب و کار ها وسازمان های متکثر وگوناگونی رابصورت موفقیت آمیز ایجاد کرده بودند. همه آنها پیوسته احساس می کردند که توانایی کارآفرینی، اظهار وابراز ظرفیت برای درکِ ظهور یک واقعیت وبنوعی اقدام درهمسازی و هماهنگی باآن است.
📈آن چنان که دبلیو برایان آرتور، اقتصاد دان صاحب نام موسسه سانتافی این طور بیان می دارد :
"هر نوآوری بنیادی متکی بریک سفر جهش باطنی برای رفتن به مکانی عمیق تر که معنا به سطح می آید است."
این سفر جهش باطنی درقلبِ همه خلاقیتها اعم از خلاقیت های هنری، کسب و کارها یاعلوم قراردارد.
بسیاری از دانشمندان ومخترعین همانند هنرمندان و کارآفرینان دریک حالت متناقض اطمینان وخودباوریِ عالی وتواضع عمیق زندگی می کنند ؛آگاه بودن از اینکه انتخاب ها واقداماتشان اهمیت دارد واحساس هدایت شدن بوسیله نیروهای ماورای حرفه شان.
📝هنرمندان وکارآفرینانِ برتر می دانند اقدام آنها برای حصول موفقیت یک ضرورت است.
فرازی از کتابِ حضور
@newrealization
تعداد زیادی از کارآفرینانی که مابا آنها گفت و گو کردیم کسب و کار ها وسازمان های متکثر وگوناگونی رابصورت موفقیت آمیز ایجاد کرده بودند. همه آنها پیوسته احساس می کردند که توانایی کارآفرینی، اظهار وابراز ظرفیت برای درکِ ظهور یک واقعیت وبنوعی اقدام درهمسازی و هماهنگی باآن است.
📈آن چنان که دبلیو برایان آرتور، اقتصاد دان صاحب نام موسسه سانتافی این طور بیان می دارد :
"هر نوآوری بنیادی متکی بریک سفر جهش باطنی برای رفتن به مکانی عمیق تر که معنا به سطح می آید است."
این سفر جهش باطنی درقلبِ همه خلاقیتها اعم از خلاقیت های هنری، کسب و کارها یاعلوم قراردارد.
بسیاری از دانشمندان ومخترعین همانند هنرمندان و کارآفرینان دریک حالت متناقض اطمینان وخودباوریِ عالی وتواضع عمیق زندگی می کنند ؛آگاه بودن از اینکه انتخاب ها واقداماتشان اهمیت دارد واحساس هدایت شدن بوسیله نیروهای ماورای حرفه شان.
📝هنرمندان وکارآفرینانِ برتر می دانند اقدام آنها برای حصول موفقیت یک ضرورت است.
فرازی از کتابِ حضور
@newrealization
📙انسانِ آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم بر سرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند.
البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان پیش نمی رود اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش درخصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند، دقیقاً آنگونه که بایسته یک وجود مصمم است.
...وقتی که اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم "آزادی حقیقی" سر برمی آورد.
فرازی از کتابِ حضور 📙
@Newrealization
البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان پیش نمی رود اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش درخصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند، دقیقاً آنگونه که بایسته یک وجود مصمم است.
...وقتی که اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم "آزادی حقیقی" سر برمی آورد.
فرازی از کتابِ حضور 📙
@Newrealization
Forwarded from پنجمین فرمان، مدیریت خردمندانه
"انّی بُعِثْتُ لِاُتَمِمُ مکارِم الاخلاق"
من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق رابه کمال برسانم
🌹میلاد پیامبر اکرم (ص)مبارک
@smartmentalmodel
من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق رابه کمال برسانم
🌹میلاد پیامبر اکرم (ص)مبارک
@smartmentalmodel
Forwarded from تحول ژرف
⛳️ظرفیتِ به حال تعلیق در آوردن
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
...یک چنین دریافتی همواره شگفت انگیز است؛ و فراتر از آن، حتی این گزاره نامعمول حاصل از دست های هدایت کننده ناپیدا، پیوسته در من قد افراشته است که اگر تو با دریافت های شوربخش درونی خویش همراه گردی، راه هایی همواره موجود ولی نهان، در پیش چشمت گشوده خواهد شد و آنچه که خواهی زیست همان است که بر تو مقدر گردیده است. و آنگاه که چنین تصویری بر تو پدیدار گردد، به دیدار مردمانی از ساحت دریافت های درونی خویش نایل خواهی آمد که طریقی نو بر عرصه حیات تو خواهند گشود. به این ترتیب، سخن من آن است که خویشتن را بزی بی هیچ هراسی و بدان که درهای رحمت بر تو گشوده خواهد شد بی آنکه آگاه باشی که کجا و چگونه.
🌹 فرازی زیبا از کتاب
"هم رخدادی" شاهکار جاورسکی
@Newrealization
🌹 فرازی زیبا از کتاب
"هم رخدادی" شاهکار جاورسکی
@Newrealization
اوتو شارمر :شکی نیست یکی از مهم ترین نیازها چگونگی ایجاد امنیت وشرایط کافی ومناسب برای افراد در پست وموقعیت های دولتی وحاکمیتی برای حرکت به سمت پایین U (احساس کردن وحضور داشتن ) است .تعجبی ندارد بدون ایجاد کردن عمق واقعی دراحساس کردن ، ایجاد گشایش خودبرترمان وحرکت صادقانه به سمت اقدام نوآورانه ،بسادگی ایجاد نمی شود .همه افراد گرفتار تله مدل های ذهنی می مانندوبرمبنای برنامه ریزی شان به شرایط کنش-یاواقعا واکنش - نشان می دهند
فرازی ازحضور
@Newrealization
فرازی ازحضور
@Newrealization
📕یادگیری به بیان ژرف پیترسنگه
یادگیری، آگاهی و فهم مان رامتحول می نماید تاجهان رابه شیوههای جدید ببینیم وبفهمیم. آنچه برای ما نامریی وناملموس بود مریی وملموس می شود. مانند وقتی که شما در یک فرهنگ متفاوت زندگی می کنید، زبان جدیدی را یاد می گیرید وبه تدریج فهم آن فرهنگ رابه شیوه جدیدی آغاز می کنید.
📕فرازی ژرف ازحضور شاهکار چهار استادیادگیری
@Newrealization
یادگیری، آگاهی و فهم مان رامتحول می نماید تاجهان رابه شیوههای جدید ببینیم وبفهمیم. آنچه برای ما نامریی وناملموس بود مریی وملموس می شود. مانند وقتی که شما در یک فرهنگ متفاوت زندگی می کنید، زبان جدیدی را یاد می گیرید وبه تدریج فهم آن فرهنگ رابه شیوه جدیدی آغاز می کنید.
📕فرازی ژرف ازحضور شاهکار چهار استادیادگیری
@Newrealization
📘ایده های اداره کردن
پیترسنگه :یک شیوه ایجادِ تحول درمعنا ودرک سازمانی از طریق "ایده های اداره کردن" خودرا نشان می دهد
بیل ابرایان مدیر اجرایی ارشد پیشین بیمه هانوور (رهبرافسانهای وکم نظیر) همیشه می گفت :"مشکل بنیادی اکثر کسب وکارها وسازمان ها این است که آنها با ایده های پیش پا افتاده اداره می شوند. بیشینه کردن سرمایه ی سرمایهگذاری شده مثالی از این ایده پیش پاافتاده است.
ایده های پیش پاافتاده، افرادراتعالی نمی بخشد. آن ایده ها چیزی به آن افراد نمی دهد که بتوانند درباره آن بافرزندانشان صحبت کنند. آن ایده های پیش پاافتاده معنی زیادی خلق نمی کنند."
تفاوت بین ایده های خوب و"ایده های اداره کردن" دراین است ؛زمانی که ایده ها شالوده اداره کردن سازمانی بشوند
ایده هااز ایده های خوب به سمت
"ایده های اداره کردن" حرکت می کنند این زمانی است آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
"ایده های اداره کردنِ واقعی" باید قرین فرآیند هاو هنجار هایی باشند که افراد را قادر می سازند بااهداف وارزش های سازمان کنار بیایند.
برای مثال آن ایده ها ممکن است شیوههایی راایجاد کنند که کارکنان بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابه صورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای در فرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر افراد تنها باخطر کردن ازپسِ این کار بر می آیند که به این معنی است که اصلاح ناگزیر دیر به وقوع می پیوندد.
اکثر بیانیه های "ماموریت" و"ارزش" با ساختار های خودکامه اداره کردنِ سنتی که بدرد نخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب و کار می شوند.
فرازی نغز از کتاب حضور (۱۲)
@Newrealization
پیترسنگه :یک شیوه ایجادِ تحول درمعنا ودرک سازمانی از طریق "ایده های اداره کردن" خودرا نشان می دهد
بیل ابرایان مدیر اجرایی ارشد پیشین بیمه هانوور (رهبرافسانهای وکم نظیر) همیشه می گفت :"مشکل بنیادی اکثر کسب وکارها وسازمان ها این است که آنها با ایده های پیش پا افتاده اداره می شوند. بیشینه کردن سرمایه ی سرمایهگذاری شده مثالی از این ایده پیش پاافتاده است.
ایده های پیش پاافتاده، افرادراتعالی نمی بخشد. آن ایده ها چیزی به آن افراد نمی دهد که بتوانند درباره آن بافرزندانشان صحبت کنند. آن ایده های پیش پاافتاده معنی زیادی خلق نمی کنند."
تفاوت بین ایده های خوب و"ایده های اداره کردن" دراین است ؛زمانی که ایده ها شالوده اداره کردن سازمانی بشوند
ایده هااز ایده های خوب به سمت
"ایده های اداره کردن" حرکت می کنند این زمانی است آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
"ایده های اداره کردنِ واقعی" باید قرین فرآیند هاو هنجار هایی باشند که افراد را قادر می سازند بااهداف وارزش های سازمان کنار بیایند.
برای مثال آن ایده ها ممکن است شیوههایی راایجاد کنند که کارکنان بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابه صورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای در فرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر افراد تنها باخطر کردن ازپسِ این کار بر می آیند که به این معنی است که اصلاح ناگزیر دیر به وقوع می پیوندد.
اکثر بیانیه های "ماموریت" و"ارزش" با ساختار های خودکامه اداره کردنِ سنتی که بدرد نخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب و کار می شوند.
فرازی نغز از کتاب حضور (۱۲)
@Newrealization
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📙خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی
منشی هیتلر در مصاحبهای (حوالی سال ۲۰۰۳) به توصیف آخرین روز های حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته وازمردمانی نادان سخن گفته است که در حالی که بمب هااینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرار گرفته بودند درکمال بی خِرَدی همچنان به اصول و شعایر پیشین خودپایبند بودهاند.
ازقرار معلوم منشی هیتلر پس از جنگ ودرباقی مانده عمرخود به شکلی داوطلبانه و ناشناس درسازمان های کمتر شناخته شده مشغول به فعالیت بوده است وی یک روز پس از پخش آن مصاحبه دارفانی راوداع گفته است وچند روز پیش از آن درگفتگو یی مختصر بامصاحبه کننده که از هنرمندان به نام اطریشی است اقرار نموده که برای نخستین بار توانسته است که ازگناه خوددرگذرد.
اُوتو شارمر :اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند :
"دربندنمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابند زدن به انسان درمسیر حرکت وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن به درازا انجامیده است"
جوزف جاورسکی :"داستان منشی هیتلر، داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوری درحال پردازش خودمان است :
🎄 خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی.
پیترسنگه :"ٱنچه این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چرا که ما خود را در" این سو"فرض نموده و ازمردمانی در" آن سو"سخن می گوییم این درحالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی ازمااست که در سازمان ها و نهادهای مختلف مشغول به خدمتیم، هرگاه که ماخودرابه سان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ما روبه تباهی می نهد.
اغلبِ ما مردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم. به عنوان نمونه، فرامینی که درشرکت های تجاری، جز به خلق پول برای پول نمی اندیشد"
🌹 فرازی ژرف از مکاشفات چهار استادیادگیری در حضور.
@Newrealization
منشی هیتلر در مصاحبهای (حوالی سال ۲۰۰۳) به توصیف آخرین روز های حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته وازمردمانی نادان سخن گفته است که در حالی که بمب هااینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرار گرفته بودند درکمال بی خِرَدی همچنان به اصول و شعایر پیشین خودپایبند بودهاند.
ازقرار معلوم منشی هیتلر پس از جنگ ودرباقی مانده عمرخود به شکلی داوطلبانه و ناشناس درسازمان های کمتر شناخته شده مشغول به فعالیت بوده است وی یک روز پس از پخش آن مصاحبه دارفانی راوداع گفته است وچند روز پیش از آن درگفتگو یی مختصر بامصاحبه کننده که از هنرمندان به نام اطریشی است اقرار نموده که برای نخستین بار توانسته است که ازگناه خوددرگذرد.
اُوتو شارمر :اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند :
"دربندنمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابند زدن به انسان درمسیر حرکت وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن به درازا انجامیده است"
جوزف جاورسکی :"داستان منشی هیتلر، داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوری درحال پردازش خودمان است :
🎄 خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی.
پیترسنگه :"ٱنچه این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چرا که ما خود را در" این سو"فرض نموده و ازمردمانی در" آن سو"سخن می گوییم این درحالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی ازمااست که در سازمان ها و نهادهای مختلف مشغول به خدمتیم، هرگاه که ماخودرابه سان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ما روبه تباهی می نهد.
اغلبِ ما مردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم. به عنوان نمونه، فرامینی که درشرکت های تجاری، جز به خلق پول برای پول نمی اندیشد"
🌹 فرازی ژرف از مکاشفات چهار استادیادگیری در حضور.
@Newrealization
✅مدلهای ذهنی
#منفى بافى ديوارذهن ماست
یک آزمایش جالب
روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. یک شیشه وسط یک آکواریوم بزرگ گذاشته و آن را بی آنکه دیده شود دو نیم کرد.
در یک سمت ماهی بزرگی قرار داد و در سمت دیگر یک ماهی کوچک که غذای مورد علاقه دیگری بود.
ماهی بزرگ بارها به ماهی کوچک حمله کرد و هربار به دیوار نامرئی برخورد کرد تا اینکه دیگر ناامید شده و از حمله دست کشید.
او دیگر باور کرده بود که شکار آن ماهی کوچک محال و غیر ممکن است!
محقق دیوار حایل را برداشت ولی ماهی بزرگ دیگر هیچ وقت به سمت ماهی کوچک نرفت تا اینکه از گرسنگی جان سپرد.
👇👇👇
✅ دیواری که در ذهنش بین او و ماهی کوچک ساخته شده بود بسیار محکم تر از آن دیوار شیشه ای بود
#منفى بافى ديوارذهن ماست
یک آزمایش جالب
روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. یک شیشه وسط یک آکواریوم بزرگ گذاشته و آن را بی آنکه دیده شود دو نیم کرد.
در یک سمت ماهی بزرگی قرار داد و در سمت دیگر یک ماهی کوچک که غذای مورد علاقه دیگری بود.
ماهی بزرگ بارها به ماهی کوچک حمله کرد و هربار به دیوار نامرئی برخورد کرد تا اینکه دیگر ناامید شده و از حمله دست کشید.
او دیگر باور کرده بود که شکار آن ماهی کوچک محال و غیر ممکن است!
محقق دیوار حایل را برداشت ولی ماهی بزرگ دیگر هیچ وقت به سمت ماهی کوچک نرفت تا اینکه از گرسنگی جان سپرد.
👇👇👇
✅ دیواری که در ذهنش بین او و ماهی کوچک ساخته شده بود بسیار محکم تر از آن دیوار شیشه ای بود
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📙مامی باید همه هم وتلاش خود را معطوف به ایجاد تعادل وارتباط بایکدیگر نماییم، تمامی مشکلات رو درروبابشر، حاصل فقدان ارتباط نه تنها میان آحاد مردم بایکدیگر، بلکه میان انسان وطبیعت است.
مهمترین وظیفه ما می باید آگاه سازیِ بشر به خطر نابودی درصورت عدم ایجاد تعادل وهم سازی با طبیعت باشد.
سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی دردستانِ خود او قرار دارد وبرای حفظ آن می باید به تحولی شگرف درذهن، روان وروابط میان آحاد انسانی بایکدیگر وبازمین تن دردهد.
برای همین، انسان لاجرم باید تا این اندازه هشیار باشد که هر انتخاب و تصمیمی ازسوی وی به نحوی بر محیط وی وعرصه هستی تاثیرگذار خواهد بود.
وآن انتخاب ها وگزینه ها نتیجه مستقیم نحوه ادراک بشر اززندگی و"حضور" وی در پهنه هستی است.
⚡️فرازی از کتابِ حضور
ژرف اندیشی جوزف جاورسکی
@Newrealization
مهمترین وظیفه ما می باید آگاه سازیِ بشر به خطر نابودی درصورت عدم ایجاد تعادل وهم سازی با طبیعت باشد.
سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی دردستانِ خود او قرار دارد وبرای حفظ آن می باید به تحولی شگرف درذهن، روان وروابط میان آحاد انسانی بایکدیگر وبازمین تن دردهد.
برای همین، انسان لاجرم باید تا این اندازه هشیار باشد که هر انتخاب و تصمیمی ازسوی وی به نحوی بر محیط وی وعرصه هستی تاثیرگذار خواهد بود.
وآن انتخاب ها وگزینه ها نتیجه مستقیم نحوه ادراک بشر اززندگی و"حضور" وی در پهنه هستی است.
⚡️فرازی از کتابِ حضور
ژرف اندیشی جوزف جاورسکی
@Newrealization
فصل دهم -اراده عظیم
ویکتور هوگو :🌺"چیزی قدرتمند تر از ایده ای که زمانش فرارسیده باشد وجودندارد." 🌺
زمانی که بتوانیم یادبگیریم سهم مان در ایجاد مسائلی که دوست نداریم اتفاق بیافتند اما رفتار ما آنها را مستعد تداوم مي سازد راتشخیص دهیم می توانیم یک ارتباط متفاوت وجدید بامسایل مان رقم بزنیم وآغاز جدیدی داشته باشیم در آن صورت به هیچ وجه یک قربانی نخواهیم بود.
زمانی که مافراتر برویم واز "احساس کردن" به "حضور داشتن" برسیم پذیرای آنچه می بایست ممکن شود می شویم وناگزیر به سمت این پرسش هدایت می شویم :"خُب حالا مامی خواهیم چه چیزی را خلق کنیم؟"
............
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
ویکتور هوگو :🌺"چیزی قدرتمند تر از ایده ای که زمانش فرارسیده باشد وجودندارد." 🌺
زمانی که بتوانیم یادبگیریم سهم مان در ایجاد مسائلی که دوست نداریم اتفاق بیافتند اما رفتار ما آنها را مستعد تداوم مي سازد راتشخیص دهیم می توانیم یک ارتباط متفاوت وجدید بامسایل مان رقم بزنیم وآغاز جدیدی داشته باشیم در آن صورت به هیچ وجه یک قربانی نخواهیم بود.
زمانی که مافراتر برویم واز "احساس کردن" به "حضور داشتن" برسیم پذیرای آنچه می بایست ممکن شود می شویم وناگزیر به سمت این پرسش هدایت می شویم :"خُب حالا مامی خواهیم چه چیزی را خلق کنیم؟"
............
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
⛳️ظرفیتِ به حال تعلیق در آوردن
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی