🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹بیداری
انسان آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم برسرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند. البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان به پیش نمی رود. اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش در خصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند. دقیقا آن گونه که بایسته یک وجود مصمم است.
وقتی که ما اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم"آزادی حقیقی" سر بر می آورد.
فرازی زیبا از ژرف اندیشی های عارفانه حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس🌹🌹🌹🌹
@newrealization
انسان آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم برسرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند. البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان به پیش نمی رود. اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش در خصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند. دقیقا آن گونه که بایسته یک وجود مصمم است.
وقتی که ما اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم"آزادی حقیقی" سر بر می آورد.
فرازی زیبا از ژرف اندیشی های عارفانه حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس🌹🌹🌹🌹
@newrealization
💐💐💐نقش علم و فناوری 💐💐💐
علم وفناوری باهم یک موتور تقویت کننده ایجاد می کنند که جهان مدرن را به جلو می برند همانگونه که ماهمگی می دانیم جامعه مان متکی به قدرتی است که از فناوری سرچشمه می گیرد. این همان قدرتی است که جهان را تغییر شکل داده واین مسیر را ادامه می دهد.
🌻این همان قدرتی است که قول ونوید کسب سودهنگفت وویرانگریِ بی سابقه را می دهد.
🌻این همان قدرتی است که خلق ثروت و انگیزه های اقتصادی برای تحقیق و توسعه رابه جلو می برد.
🌻واین همان قدرتی است که وضع موجودی راحفظ می کند که توسعه انسان به شیوه هایی که معدودی از ما می فهمیم رابه تحلیل می برد.
🌻 اهمیتی ندارد که یک علم کامل تر ممکن است چقدر مهیج باشد، تغییر بسیار کمی محتمل است مگر اینکه مانیروهایی راکه به وابستگی مان به فناوری مدرن انجامید ونیز سهم همه ما درباقی ماندن آن نیروها رادرک نماییم.
این فقط خواسته قدرتی که فناوری مدرن را جلو می برد نیست، این نگرانی ای است که مانمی توانیم بدون آن زندگی کنیم.
فرازی از ژرف اندیشی های چهار استادیادگیری در کتاب "حضور"
@newrealization
علم وفناوری باهم یک موتور تقویت کننده ایجاد می کنند که جهان مدرن را به جلو می برند همانگونه که ماهمگی می دانیم جامعه مان متکی به قدرتی است که از فناوری سرچشمه می گیرد. این همان قدرتی است که جهان را تغییر شکل داده واین مسیر را ادامه می دهد.
🌻این همان قدرتی است که قول ونوید کسب سودهنگفت وویرانگریِ بی سابقه را می دهد.
🌻این همان قدرتی است که خلق ثروت و انگیزه های اقتصادی برای تحقیق و توسعه رابه جلو می برد.
🌻واین همان قدرتی است که وضع موجودی راحفظ می کند که توسعه انسان به شیوه هایی که معدودی از ما می فهمیم رابه تحلیل می برد.
🌻 اهمیتی ندارد که یک علم کامل تر ممکن است چقدر مهیج باشد، تغییر بسیار کمی محتمل است مگر اینکه مانیروهایی راکه به وابستگی مان به فناوری مدرن انجامید ونیز سهم همه ما درباقی ماندن آن نیروها رادرک نماییم.
این فقط خواسته قدرتی که فناوری مدرن را جلو می برد نیست، این نگرانی ای است که مانمی توانیم بدون آن زندگی کنیم.
فرازی از ژرف اندیشی های چهار استادیادگیری در کتاب "حضور"
@newrealization
🌹اهمیت شناخت نقش فناوری
امروزه مااساسا پیشرفت رابیشتر منبعث از فناوری تعریف می کنیم بنابراین گسترش پیوسته شکاف بین خِرَد وقدرت مان تصادفی یا بخاطر بداقبالی نیست.
این گسترش شکاف ازیک ساختار بنیادی که ما در جامعه مدرن بنا نهاده ایم سرچشمه می گیرد. تازمانی که ما این ساختار رانبینیم ونفهمیم وخیم تر شدن اوضاع ادامه خواهد داشت.
🏴☠دیدن این ساختار انتقال فشار سخت تر هم می شود چون یکی از بی سروصدا ترین وغافل گیر کننده ترین تاثیرات جانبی اتکای به فناوری ودانش متلاشی، افزایش پیچیدگی جامعه وچالش های زیست محیطی مان است.
فرازی از کتابِ حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس)
@newrealization
امروزه مااساسا پیشرفت رابیشتر منبعث از فناوری تعریف می کنیم بنابراین گسترش پیوسته شکاف بین خِرَد وقدرت مان تصادفی یا بخاطر بداقبالی نیست.
این گسترش شکاف ازیک ساختار بنیادی که ما در جامعه مدرن بنا نهاده ایم سرچشمه می گیرد. تازمانی که ما این ساختار رانبینیم ونفهمیم وخیم تر شدن اوضاع ادامه خواهد داشت.
🏴☠دیدن این ساختار انتقال فشار سخت تر هم می شود چون یکی از بی سروصدا ترین وغافل گیر کننده ترین تاثیرات جانبی اتکای به فناوری ودانش متلاشی، افزایش پیچیدگی جامعه وچالش های زیست محیطی مان است.
فرازی از کتابِ حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس)
@newrealization
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش
فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن
📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن
📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
تحول ژرف:
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی
📙درباره چشم انداز
پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیههای ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.
پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.
ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین
فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی
📙درباره چشم انداز
پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیههای ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.
پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.
ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین
فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
۱۳_رهبری :انسان شدن
📖پیترسنگه :یقیناً واقعیاتِ پیشِ رویِ جدید درجهان، به تفکر جدیدی درباره رهبری نیاز دارد.
یکی از قدیمی ترین ایده ها درباره رهبری این است که "باقدرت بایدعقل هم بیاید ایده ای که به نظر می رسد به دورهای که دولت شهرهای بزرگ درچین ویونان درحدود ۲۵۰۰ سال پیش شکل گرفت برمی گردد
(ایده ی" حاکمِ حکیم "افلاطون)
جهانی شدن، جوامع وفرهنگ ها را درمقیاسی که هرگز قبل از این وجود نداشته تغییر داده وشکل تازه ای بخشیده است، ازاین رو ایده کهنه ای که به جایگاه تاثیر گذاریِ رهبر برچنین قدرت سازمانی ای اشاره دارد بیان می دارد،؛رهبر، می بایست متعهد به پرورش یاتوسعه معنوی خودش هم باشد، اما این تعهد درعصرحاضر بطور کامل نادیده گرفته شده است.
چینی ها و یونانی های باستان باورداشتند توسعه معنوی رهبران مستلزم یک تلاشِ شخصی متعهدانه مادامالعمر است که آن زمان بوسیله اساتید هدایت می شد.
📗 بتی سو گفت شمامی دانید اینکه مابتوانیم موضوعی راتعقیب وسرانجام به جایی برسیم که قبلاً افراد خردمند بدان رسیده اند وبرای اولین بار هم آن را بشناسیم چقدر شگفت انگیز است.
🍡 اما من (بتی سو) فکر می کنم این هم مهم است درک کنیم که اگرچه پرورش رهبری، بخش اصلی سنت های خردمندانه گذشته بوده است اما درآینده وضعیت متفاوت خواهدبود.
📕درآینده، رهبری صرفاً بوسیله افرادمنفرد انجام نخواهد شد بلکه گروه ها، موسسات، جوامع وشبکه ها درآن نقش ایفا می نمایند.
📔بتی سو ادامه داد :"اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکرِ آنهاست که باید منتظر ظهور یک رهبر باشند، یعنی کسی که مسیر آینده را به آنها نشان دهد.
امامن فکر می کنم آنچه از فرآیندِU یاد گرفته ایم نشان می دهد که آینده می تواند ازدرونِ خود گروه سربراورد نه در قالب یک قهرمان یارهبر سنتی.
من فکر میکنم این، کلید رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راترویج نماییم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.
📖پیترسنگه بیان کرد: این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی فی نفسه درمواجهه با آنها ناکافی وفاقدوجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و افلاطون در ۲۵ قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.
آن چیزی که قدرت موجود در راس سلسله مراتب رامتمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سوی قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن.
یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.
قدرت برپاکردن جنگ بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖پیترسنگه :یقیناً واقعیاتِ پیشِ رویِ جدید درجهان، به تفکر جدیدی درباره رهبری نیاز دارد.
یکی از قدیمی ترین ایده ها درباره رهبری این است که "باقدرت بایدعقل هم بیاید ایده ای که به نظر می رسد به دورهای که دولت شهرهای بزرگ درچین ویونان درحدود ۲۵۰۰ سال پیش شکل گرفت برمی گردد
(ایده ی" حاکمِ حکیم "افلاطون)
جهانی شدن، جوامع وفرهنگ ها را درمقیاسی که هرگز قبل از این وجود نداشته تغییر داده وشکل تازه ای بخشیده است، ازاین رو ایده کهنه ای که به جایگاه تاثیر گذاریِ رهبر برچنین قدرت سازمانی ای اشاره دارد بیان می دارد،؛رهبر، می بایست متعهد به پرورش یاتوسعه معنوی خودش هم باشد، اما این تعهد درعصرحاضر بطور کامل نادیده گرفته شده است.
چینی ها و یونانی های باستان باورداشتند توسعه معنوی رهبران مستلزم یک تلاشِ شخصی متعهدانه مادامالعمر است که آن زمان بوسیله اساتید هدایت می شد.
📗 بتی سو گفت شمامی دانید اینکه مابتوانیم موضوعی راتعقیب وسرانجام به جایی برسیم که قبلاً افراد خردمند بدان رسیده اند وبرای اولین بار هم آن را بشناسیم چقدر شگفت انگیز است.
🍡 اما من (بتی سو) فکر می کنم این هم مهم است درک کنیم که اگرچه پرورش رهبری، بخش اصلی سنت های خردمندانه گذشته بوده است اما درآینده وضعیت متفاوت خواهدبود.
📕درآینده، رهبری صرفاً بوسیله افرادمنفرد انجام نخواهد شد بلکه گروه ها، موسسات، جوامع وشبکه ها درآن نقش ایفا می نمایند.
📔بتی سو ادامه داد :"اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکرِ آنهاست که باید منتظر ظهور یک رهبر باشند، یعنی کسی که مسیر آینده را به آنها نشان دهد.
امامن فکر می کنم آنچه از فرآیندِU یاد گرفته ایم نشان می دهد که آینده می تواند ازدرونِ خود گروه سربراورد نه در قالب یک قهرمان یارهبر سنتی.
من فکر میکنم این، کلید رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راترویج نماییم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.
📖پیترسنگه بیان کرد: این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی فی نفسه درمواجهه با آنها ناکافی وفاقدوجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و افلاطون در ۲۵ قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.
آن چیزی که قدرت موجود در راس سلسله مراتب رامتمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سوی قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن.
یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.
قدرت برپاکردن جنگ بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
✅کابوس های این روزهای زندگی درزمین (سناریوهای مجلس ترحیم)
⛔️تخریب گسترده محیط زیست
⛔️تقسیمات اجتماعی روز افزون فقیر و غنی
⛔️خطرات بالقوه پدیده هایی مانند زیست فناوری
⛔️تشدید خشونت در اقصاء نقاط جهان
پیترسنگه :احتمالا در آینده در مورد نسل بشر هم (بارَوَند فعلی) مانند دایناسورها قضاوت شود و گفته شود... شبیه نوع بشر است واین خیلی بَده!
یعنی انسان ها حتی قابلیت تطبیق پذیریِ دایناسورها راهم نداشتند!
برگی از "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
⛔️تخریب گسترده محیط زیست
⛔️تقسیمات اجتماعی روز افزون فقیر و غنی
⛔️خطرات بالقوه پدیده هایی مانند زیست فناوری
⛔️تشدید خشونت در اقصاء نقاط جهان
پیترسنگه :احتمالا در آینده در مورد نسل بشر هم (بارَوَند فعلی) مانند دایناسورها قضاوت شود و گفته شود... شبیه نوع بشر است واین خیلی بَده!
یعنی انسان ها حتی قابلیت تطبیق پذیریِ دایناسورها راهم نداشتند!
برگی از "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
📙خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی
منشی هیتلر در مصاحبهای (حوالی سال ۲۰۰۳) به توصیف آخرین روز های حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته وازمردمانی نادان سخن گفته است که در حالی که بمب هااینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرار گرفته بودند درکمال بی خِرَدی همچنان به اصول و شعایر پیشین خودپایبند بودهاند.
ازقرار معلوم منشی هیتلر پس از جنگ ودرباقی مانده عمرخود به شکلی داوطلبانه و ناشناس درسازمان های کمتر شناخته شده مشغول به فعالیت بوده است وی یک روز پس از پخش آن مصاحبه دارفانی راوداع گفته است وچند روز پیش از آن درگفتگو یی مختصر بامصاحبه کننده که از هنرمندان به نام اطریشی است اقرار نموده که برای نخستین بار توانسته است که ازگناه خوددرگذرد.
اُوتو شارمر :اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند :
"دربندنمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابند زدن به انسان درمسیر حرکت وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن به درازا انجامیده است"
جوزف جاورسکی :"داستان منشی هیتلر، داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوری درحال پردازش خودمان است :
🎄 خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی.
پیترسنگه :"ٱنچه این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چرا که ما خود را در" این سو"فرض نموده و ازمردمانی در" آن سو"سخن می گوییم این درحالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی ازمااست که در سازمان ها و نهادهای مختلف مشغول به خدمتیم، هرگاه که ماخودرابه سان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ما روبه تباهی می نهد.
اغلبِ ما مردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم. به عنوان نمونه، فرامینی که درشرکت های تجاری، جز به خلق پول برای پول نمی اندیشد"
🌹 فرازی ژرف از مکاشفات چهار استادیادگیری در حضور.
@Newrealization
منشی هیتلر در مصاحبهای (حوالی سال ۲۰۰۳) به توصیف آخرین روز های حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته وازمردمانی نادان سخن گفته است که در حالی که بمب هااینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرار گرفته بودند درکمال بی خِرَدی همچنان به اصول و شعایر پیشین خودپایبند بودهاند.
ازقرار معلوم منشی هیتلر پس از جنگ ودرباقی مانده عمرخود به شکلی داوطلبانه و ناشناس درسازمان های کمتر شناخته شده مشغول به فعالیت بوده است وی یک روز پس از پخش آن مصاحبه دارفانی راوداع گفته است وچند روز پیش از آن درگفتگو یی مختصر بامصاحبه کننده که از هنرمندان به نام اطریشی است اقرار نموده که برای نخستین بار توانسته است که ازگناه خوددرگذرد.
اُوتو شارمر :اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند :
"دربندنمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابند زدن به انسان درمسیر حرکت وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن به درازا انجامیده است"
جوزف جاورسکی :"داستان منشی هیتلر، داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوری درحال پردازش خودمان است :
🎄 خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی.
پیترسنگه :"ٱنچه این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چرا که ما خود را در" این سو"فرض نموده و ازمردمانی در" آن سو"سخن می گوییم این درحالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی ازمااست که در سازمان ها و نهادهای مختلف مشغول به خدمتیم، هرگاه که ماخودرابه سان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ما روبه تباهی می نهد.
اغلبِ ما مردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم. به عنوان نمونه، فرامینی که درشرکت های تجاری، جز به خلق پول برای پول نمی اندیشد"
🌹 فرازی ژرف از مکاشفات چهار استادیادگیری در حضور.
@Newrealization
📚خانم نیوت ازبزرگان یادگیری درکشور زیمبابوه :(کسی که از زندگی در دانمارک برای خدمت به مردمش درزیمبابوه چشم پوشید)
"...زندگی امر مقدسی است وما باید باهمین نگاه وشیوه به دیدارش برویم "
من گمان میکنم رسیدن به این تجربه وآرامش، فقط بافروکاستن کافی از سرعت مان برای فهم واقعی زیبایی های فراوانی که احاطه مان کرده است، میسّر می شود.
رنگ هایِ زیبایِ مبهوت کننده آسمان دریک غروب دل انگیز، زیباییِ آرامش بخش گله گاوها، زیباییِ بی بدیل صخره های گرانیتی عظیم پوشیده از سبزه های جوانه زده که زینتگر نواحی پیرامون جای جای کشور زیمبابوه است، جادوی برقراریِ پیوند باسایر انسان ها در غم و شادی،...
من هروقت معجزه این آفریده های ساده زیبا را متوجه می شوم ومی فهمم، احساس اطمینان بیشتری پیدا می کنم که زندگی، بی نهایت غنی وسرشار از معجزه وعشق است وباور دارم کسانی که در پیوند با این احساسات باقی می مانند، مدیریت بهتر وسرشار تری نسبت به کسانی که فاقد آنند رادارا هستند.
.....
فرازی زیبا از کتاب پنجمین فرمان پیترسنگه ویرایش جدید ۲۰۰۶ 🌹
@Newrealization
"...زندگی امر مقدسی است وما باید باهمین نگاه وشیوه به دیدارش برویم "
من گمان میکنم رسیدن به این تجربه وآرامش، فقط بافروکاستن کافی از سرعت مان برای فهم واقعی زیبایی های فراوانی که احاطه مان کرده است، میسّر می شود.
رنگ هایِ زیبایِ مبهوت کننده آسمان دریک غروب دل انگیز، زیباییِ آرامش بخش گله گاوها، زیباییِ بی بدیل صخره های گرانیتی عظیم پوشیده از سبزه های جوانه زده که زینتگر نواحی پیرامون جای جای کشور زیمبابوه است، جادوی برقراریِ پیوند باسایر انسان ها در غم و شادی،...
من هروقت معجزه این آفریده های ساده زیبا را متوجه می شوم ومی فهمم، احساس اطمینان بیشتری پیدا می کنم که زندگی، بی نهایت غنی وسرشار از معجزه وعشق است وباور دارم کسانی که در پیوند با این احساسات باقی می مانند، مدیریت بهتر وسرشار تری نسبت به کسانی که فاقد آنند رادارا هستند.
.....
فرازی زیبا از کتاب پنجمین فرمان پیترسنگه ویرایش جدید ۲۰۰۶ 🌹
@Newrealization
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
۱۵-حضور
🌺دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان
پروفسور پیترسنگه :کلِ واحد ویکپارچه ازطریق بیان های فردی و محلی متجلی می شود. بیان هایی متناسب با گروه ها، جمعیت ها وآحاد مردم.
آنچه بیش از هرچیزی سیستمی است بیش از هرچیزی محلی است!
"ژرف ترین سیستم هایی که مادرزندگی روزمره باآن سروکارداریم به جزیی ترین دقایق تشریح می شود. "
پروفسور اُوتو شارمر :"فهم کل یکپارچه تنها زمانی پرورش یافته ومتجلی خواهد شد که
" مابیاموزیم که خود وکنش هایمان راهرلحظه وهرجا ودرهر لباسی،:پدرومادر، شهروند، نظم دهندگان سازمانی ویامدیران جهانی به مثابه ابزاری درخدمت چیزی بزرگتر ودرتکاپوی تجلی وظهور درآوریم ومن حقیقتاً براین باورم که ماهرگز تاکنون دررابطه بانیمه تاریک این معرفت سخنی نگفته ایم "
اوتو بانقل خاطره ای ازسفر اخیر خود به وین به مصاحبه شگفت آور پخش شده ازمنشی هیتلر به توصیف آخرین روزهای حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته واز
"مردمانی نادان سخن گفته است که درحالی که بمب ها اینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرارگرفته اند در کمال بی خردی همچنان به اصول وشعایر خود پایبند بودهاند.!"
اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند که شرّ چگونه عمل می کند :
🌹 دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان درمسیر حرکت 🌺
وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن طول کشیده است "
پروفسور بتی سو داستان زندگی منشی هیتلر رانمونه ای آشکار از ابزار شدن انسان برای "خواسته های غیر" نامید وآن را دلیلی برهراس مردم از توصیف شدن به نوعی از ابزار بیان نمود.
ازدیدگاه بتی، چنان شرایطی معادل
"استحاله انسان به وضعی غیر انسانی وفرو افتادن وی ازساحت خلاقیت و حیات درهستی است"
جوزف جاورسکی داستان روایت شده توسط اوتو را داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوریِ درحال پردازش خودشان می دانست :
📔"خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی "
پیترسنگه :"آنچه کهِ این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چراکه ما خودرا در
" این سو "فرض نموده واز مردمانی
" در آن سو"سخن می گوییم، این در حالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی از مااست که در سازمان ها و نهادها ی مختلف مشغول به خدمتیم. هرگاه که ما خود را بسان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ماروبه تباهی می نهد. اغلبِ مامردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم.
فرامینی که به عنوان نمونه درشرکت های تجاری، جز به" خلق پول برای پول"
نمی اندیشد "
بتی سو مردم را در آلمان نازی، خدمت گزاران به آینده توصیف نمود وآن هم آیندهای متفاوت!
پیترسنگه باتایید کامل توصیف بتی،
مشکل بزرگ مامردمان در شرایطی نظیر شرایط منشی هیتلر رامیزان قراردادن الزامات حفظ حرکت وموجودیت حاضر برای سنجش کنش های فردی وجمعی می دانست.
ازدیدگاه پیترسنگه تحت چنان شرایطی همه ما، درست به مانند منشی هیتلر خواهیم گفت :
📋"آری! این همان است که امروز بی تردید باید بدان پایبند بود وپس از پشت سر نهادن این پیچ تاریخی، آزاد خواهیم بود تا خودرا وقفِ چیزی متفاوت نماییم."
پروفسور اُوتو شارمر :
آری! نیمه پنهان ابزار شدن، ازدست دادن حس اختیار، اراده وقابلیت حقیقی انتخاب است.
بتی سو در ادامه این سخن اوتو افزود :
"وازدست دادن انسانیت، احساس وادراک.
پیترسنگه :"اگر بخواهیم صادق باشیم آیا این درست همان چیزی نیست که در فرایند تئوری جهانی شدن که مابرای تحقق آن می کوشیم رخ خواهد داد؟
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌺دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان
پروفسور پیترسنگه :کلِ واحد ویکپارچه ازطریق بیان های فردی و محلی متجلی می شود. بیان هایی متناسب با گروه ها، جمعیت ها وآحاد مردم.
آنچه بیش از هرچیزی سیستمی است بیش از هرچیزی محلی است!
"ژرف ترین سیستم هایی که مادرزندگی روزمره باآن سروکارداریم به جزیی ترین دقایق تشریح می شود. "
پروفسور اُوتو شارمر :"فهم کل یکپارچه تنها زمانی پرورش یافته ومتجلی خواهد شد که
" مابیاموزیم که خود وکنش هایمان راهرلحظه وهرجا ودرهر لباسی،:پدرومادر، شهروند، نظم دهندگان سازمانی ویامدیران جهانی به مثابه ابزاری درخدمت چیزی بزرگتر ودرتکاپوی تجلی وظهور درآوریم ومن حقیقتاً براین باورم که ماهرگز تاکنون دررابطه بانیمه تاریک این معرفت سخنی نگفته ایم "
اوتو بانقل خاطره ای ازسفر اخیر خود به وین به مصاحبه شگفت آور پخش شده ازمنشی هیتلر به توصیف آخرین روزهای حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته واز
"مردمانی نادان سخن گفته است که درحالی که بمب ها اینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرارگرفته اند در کمال بی خردی همچنان به اصول وشعایر خود پایبند بودهاند.!"
اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند که شرّ چگونه عمل می کند :
🌹 دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان درمسیر حرکت 🌺
وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن طول کشیده است "
پروفسور بتی سو داستان زندگی منشی هیتلر رانمونه ای آشکار از ابزار شدن انسان برای "خواسته های غیر" نامید وآن را دلیلی برهراس مردم از توصیف شدن به نوعی از ابزار بیان نمود.
ازدیدگاه بتی، چنان شرایطی معادل
"استحاله انسان به وضعی غیر انسانی وفرو افتادن وی ازساحت خلاقیت و حیات درهستی است"
جوزف جاورسکی داستان روایت شده توسط اوتو را داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوریِ درحال پردازش خودشان می دانست :
📔"خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی "
پیترسنگه :"آنچه کهِ این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چراکه ما خودرا در
" این سو "فرض نموده واز مردمانی
" در آن سو"سخن می گوییم، این در حالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی از مااست که در سازمان ها و نهادها ی مختلف مشغول به خدمتیم. هرگاه که ما خود را بسان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ماروبه تباهی می نهد. اغلبِ مامردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم.
فرامینی که به عنوان نمونه درشرکت های تجاری، جز به" خلق پول برای پول"
نمی اندیشد "
بتی سو مردم را در آلمان نازی، خدمت گزاران به آینده توصیف نمود وآن هم آیندهای متفاوت!
پیترسنگه باتایید کامل توصیف بتی،
مشکل بزرگ مامردمان در شرایطی نظیر شرایط منشی هیتلر رامیزان قراردادن الزامات حفظ حرکت وموجودیت حاضر برای سنجش کنش های فردی وجمعی می دانست.
ازدیدگاه پیترسنگه تحت چنان شرایطی همه ما، درست به مانند منشی هیتلر خواهیم گفت :
📋"آری! این همان است که امروز بی تردید باید بدان پایبند بود وپس از پشت سر نهادن این پیچ تاریخی، آزاد خواهیم بود تا خودرا وقفِ چیزی متفاوت نماییم."
پروفسور اُوتو شارمر :
آری! نیمه پنهان ابزار شدن، ازدست دادن حس اختیار، اراده وقابلیت حقیقی انتخاب است.
بتی سو در ادامه این سخن اوتو افزود :
"وازدست دادن انسانیت، احساس وادراک.
پیترسنگه :"اگر بخواهیم صادق باشیم آیا این درست همان چیزی نیست که در فرایند تئوری جهانی شدن که مابرای تحقق آن می کوشیم رخ خواهد داد؟
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹بیداری
انسان آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم برسرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند. البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان به پیش نمی رود. اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش در خصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند. دقیقا آن گونه که بایسته یک وجود مصمم است.
وقتی که ما اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم"آزادی حقیقی" سر بر می آورد.
فرازی زیبا از ژرف اندیشی های عارفانه حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس🌹🌹🌹🌹
@newrealization
انسان آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم برسرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند. البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان به پیش نمی رود. اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش در خصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند. دقیقا آن گونه که بایسته یک وجود مصمم است.
وقتی که ما اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم"آزادی حقیقی" سر بر می آورد.
فرازی زیبا از ژرف اندیشی های عارفانه حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس🌹🌹🌹🌹
@newrealization
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف
⛳️ظرفیتِ به حال تعلیق در آوردن
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📚۹_دهلیز رویاها
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
🌊یادگیری کل درمقابل یادگیری واکنشی
تعداد زیادی از کارآفرینانی که مابا آنها گفت و گو کردیم کسب و کار ها وسازمان های متکثر وگوناگونی رابصورت موفقیت آمیز ایجاد کرده بودند. همه آنها پیوسته احساس می کردند که توانایی کارآفرینی، اظهار وابراز ظرفیت برای درکِ ظهور یک واقعیت وبنوعی اقدام درهمسازی و هماهنگی باآن است.
📈آن چنان که دبلیو برایان آرتور، اقتصاد دان صاحب نام موسسه سانتافی این طور بیان می دارد :
"هر نوآوری بنیادی متکی بریک سفر جهش باطنی برای رفتن به مکانی عمیق تر که معنا به سطح می آید است."
این سفر جهش باطنی درقلبِ همه خلاقیتها اعم از خلاقیت های هنری، کسب و کارها یاعلوم قراردارد.
بسیاری از دانشمندان ومخترعین همانند هنرمندان و کارآفرینان دریک حالت متناقض اطمینان وخودباوریِ عالی وتواضع عمیق زندگی می کنند ؛آگاه بودن از اینکه انتخاب ها واقداماتشان اهمیت دارد واحساس هدایت شدن بوسیله نیروهای ماورای حرفه شان.
📝هنرمندان وکارآفرینانِ برتر می دانند اقدام آنها برای حصول موفقیت یک ضرورت است.
فرازی از کتابِ حضور
@newrealization
تعداد زیادی از کارآفرینانی که مابا آنها گفت و گو کردیم کسب و کار ها وسازمان های متکثر وگوناگونی رابصورت موفقیت آمیز ایجاد کرده بودند. همه آنها پیوسته احساس می کردند که توانایی کارآفرینی، اظهار وابراز ظرفیت برای درکِ ظهور یک واقعیت وبنوعی اقدام درهمسازی و هماهنگی باآن است.
📈آن چنان که دبلیو برایان آرتور، اقتصاد دان صاحب نام موسسه سانتافی این طور بیان می دارد :
"هر نوآوری بنیادی متکی بریک سفر جهش باطنی برای رفتن به مکانی عمیق تر که معنا به سطح می آید است."
این سفر جهش باطنی درقلبِ همه خلاقیتها اعم از خلاقیت های هنری، کسب و کارها یاعلوم قراردارد.
بسیاری از دانشمندان ومخترعین همانند هنرمندان و کارآفرینان دریک حالت متناقض اطمینان وخودباوریِ عالی وتواضع عمیق زندگی می کنند ؛آگاه بودن از اینکه انتخاب ها واقداماتشان اهمیت دارد واحساس هدایت شدن بوسیله نیروهای ماورای حرفه شان.
📝هنرمندان وکارآفرینانِ برتر می دانند اقدام آنها برای حصول موفقیت یک ضرورت است.
فرازی از کتابِ حضور
@newrealization
📙انسانِ آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم بر سرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند.
البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان پیش نمی رود اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش درخصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند، دقیقاً آنگونه که بایسته یک وجود مصمم است.
...وقتی که اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم "آزادی حقیقی" سر برمی آورد.
فرازی از کتابِ حضور 📙
@Newrealization
البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان پیش نمی رود اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش درخصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند، دقیقاً آنگونه که بایسته یک وجود مصمم است.
...وقتی که اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم "آزادی حقیقی" سر برمی آورد.
فرازی از کتابِ حضور 📙
@Newrealization
Forwarded from پنجمین فرمان، مدیریت خردمندانه
"انّی بُعِثْتُ لِاُتَمِمُ مکارِم الاخلاق"
من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق رابه کمال برسانم
🌹میلاد پیامبر اکرم (ص)مبارک
@smartmentalmodel
من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق رابه کمال برسانم
🌹میلاد پیامبر اکرم (ص)مبارک
@smartmentalmodel
Forwarded from تحول ژرف
⛳️ظرفیتِ به حال تعلیق در آوردن
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
درک تازه بامتوقف نمودن شیوه عادت گونه تفکر ودرک مان آغاز می شود
براساس نظریه شناختی فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس،
ارتقاء وتوسعه ظرفیت این نوع متوقف سازی عادات، مستلزمِ معلق نمودن وعزل خودمان ازجریان عادتیِ تفکر است.
وارلا معلق سازی رااولین رفتار بنیادی درتقویت وغنی سازی آگاهی می داند.
همانطور که دیوید بوهِم فیزیکدان مکرر می گفت :
"معمولا بیش از آنچه که ماچیزی به افکار مان بدهیم آنها به مامی دهند."
📖به حالت تعلیق در آوردن، مستلزمِ تخریب مدلهای ذهنی موجودمان درباره واقعیت _که حتی اگر تلاش هم بکنیم حذف آنها غیرممکن است _یانادیده گرفتن آنهانیست، بیشتر مستلزم چیزی است که بوهِم آن را آویزان کردن پیش فرض ها پیشِ روی مان می داند.
باانجام مستمر این کار، ماشناخت وآگاهی از مدلهای ذهنی مان به مثابه طرز کار ذهن مان را آغاز می کنیم وهمچنان که از افکارمان آگاه می شویم، کمتر شدن تاثیر افکار روی فهم مان آغاز می شود.
تعلیق شرایطی را فراهم می کند تاما فهم مان را بفهمیم. 📖
برگی از "حضور" شاهکار چهار استادیادگیری ⛳️
https://t.me/Newrealization
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی