تحول ژرف
132 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
درباره حادثه ۱۱ سپتامبر:
🌹 "تعصبِ مذهبیِ یک فرد، عذاب دادنِ قهرمانانه دیگران است" 🌹
🌹 اگر۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱فقط یک چیز به ماگفته باشد این است که، ماباید اوضاعِ جهان را صرفاً آن گونه که بوسیله شهروندانِ متفاوت تجربه می شود درک کنیم _یعنی یادبگیریم چگونه "جهانی احساس کنیم" به جای اینکه راه حل های یک گروه رابه سایرین تحمیل کنیم. ۱۶۴
✍🏻✍🏻✍🏻✍🏻
🗣🗣🗣🗣
🎂🎂🎂🎂

انيشتن چالش يادگيري را اين گونه بيان مي كند :
«انسان خودش، افكارش و احساساتش را به عنوان تافته اي جدا بافته از ديگران تلقي مي كند و به نوعي توهم بصري خودآگاهي دچار است كه او را از پيرامونش جدا مي سازد. اين توهم، به سان يك زندان دروني، ما را در آرزوها و روابط نزديكترين افراد پيرامون مان زنداني و محدود مي سازد.
رسالت ما اين است كه با گسترش دايره شفقت و عشق ورزيدن به همه موجودات زنده و طبيعت زيباي جهان پيرامون مان، خود را از اين زندان خلاص و رها سازيم».
تجربه پيوند فزآينده با جهان - كه انيشتن توصيف مي كند - يكي از ظريف‌ترين جنبه هاي برتري شخصي است كه مستقيم و بي واسطه ترين راه حصول آن، از طريق داشتن ديدگاه سيستمي ناشي مي گردد؛ كه البته گسترش دايره شفقت نيز يكي ديگر از آن جنبه هاست.


پنجمين فرمان - پيتر سنگه

🗝🗝🗝🗝
تحول ژرف:
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی

📙درباره چشم انداز

پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیه‌های ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.

پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.

📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.

ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین

فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پرده‌ای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..

برگی از کتاب حضور

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
مدلهای ذهنی

#منفى بافى ديوارذهن ماست
یک آزمایش جالب

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. یک شیشه وسط یک آکواریوم بزرگ گذاشته و آن را بی آنکه دیده شود دو نیم کرد.
در یک سمت ماهی بزرگی قرار داد و در سمت دیگر یک ماهی کوچک که غذای مورد علاقه دیگری بود.
ماهی بزرگ بارها به ماهی کوچک حمله کرد و هربار به دیوار نامرئی برخورد کرد تا اینکه دیگر ناامید شده و از حمله دست کشید.
او دیگر باور کرده بود که شکار آن ماهی کوچک محال و غیر ممکن است!
محقق دیوار حایل را برداشت ولی ماهی بزرگ دیگر هیچ وقت به سمت ماهی کوچک نرفت تا اینکه از گرسنگی جان سپرد.
👇👇👇
دیواری که در ذهنش بین او و ماهی کوچک ساخته شده بود بسیار محکم تر از آن دیوار شیشه ای بود‏
کابوس های این روزهای زندگی درزمین (سناریوهای مجلس ترحیم)

⛔️تخریب گسترده محیط زیست
⛔️تقسیمات اجتماعی روز افزون فقیر و غنی
⛔️خطرات بالقوه پدیده هایی مانند زیست فناوری
⛔️تشدید خشونت در اقصاء نقاط جهان

پیترسنگه :احتمالا در آینده در مورد نسل بشر هم (بارَوَند فعلی) مانند دایناسورها قضاوت شود و گفته شود... شبیه نوع بشر است واین خیلی بَده!
یعنی انسان ها حتی قابلیت تطبیق پذیریِ دایناسورها راهم نداشتند!

برگی از "حضور" اثرجاودان چهار استادیادگیری
📙انسانِ آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم بر سرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند.
البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان پیش نمی رود اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش درخصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند، دقیقاً آنگونه که بایسته یک وجود مصمم است.
...وقتی که اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم "آزادی حقیقی" سر برمی آورد.

فرازی از کتابِ حضور 📙
📙مامی باید همه هم وتلاش خود را معطوف به ایجاد تعادل وارتباط بایکدیگر نماییم، تمامی مشکلات رو درروبابشر، حاصل فقدان ارتباط نه تنها میان آحاد مردم بایکدیگر، بلکه میان انسان وطبیعت است.
مهمترین وظیفه ما می باید آگاه سازیِ بشر به خطر نابودی درصورت عدم ایجاد تعادل وهم سازی با طبیعت باشد.
سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی دردستانِ خود او قرار دارد وبرای حفظ آن می باید به تحولی شگرف درذهن، روان وروابط میان آحاد انسانی بایکدیگر وبازمین تن دردهد.
برای همین، انسان لاجرم باید تا این اندازه هشیار باشد که هر انتخاب و تصمیمی ازسوی وی به نحوی بر محیط وی وعرصه هستی تاثیرگذار خواهد بود.
وآن انتخاب ها وگزینه ها نتیجه مستقیم نحوه ادراک بشر اززندگی و"حضور" وی در پهنه هستی است.

⚡️فرازی از کتابِ حضور
ژرف اندیشی جوزف جاورسکی
📝جهان بینی جدید در حال ظهور

"پیوستگی" ویژگیِ مشخصِ جهان بینی جدید است.
"پیوستگی" بین "جهانِ خارج" پدیده درحال تجلی و"جهانِ باطنِ"تجارب زنده ونهایتا پیوستگی درمیان افراد وبین انسان ها وجهان بزرگتر.
علاوه بر این فیلسوفان واساتید معنوی درباره پیوستگی سخن بسیار گفته اند
جهان بینیِ علمیِ" پیوستگی "می تواند باتوجه به نقش دانش وتکنولوژی درجهان مدرن تاثیر گسترده ای در" تحولِ کلِ یکپارچه "داشته باشد ۰
دانشِ یکپارچه نوین ریشه‌ای در تئوری های انقلابی در اوایل قرن بیستم یعنی فیزیک کوانتوم و نسبیت دارد، البته این دانش توسعه هایِ اخیرِ بسیار بیشتری رادرفیزیک، زیست شناسی، روانشناسی شناختی وپزشکی و...راهم سبب شده است.
وبعلاوه بسیاری نوآوران حوزه های علمی ایجاد شده غربی درتوسعه این جهان علمی جدید مشارکت دارند.
در حقیقت دراین مرحله، هنوز اتفاق نظرِ یکپارچه کمی حتی روی ابعاد عمده این جهان بینیِ علمی وجود دارد _هستی شناسی اش (پیش فرض های بنیادی در باره واقعیت)، معرفت شناسی اش (پیش فرض های بنیادی در باره شناخت) یا روش شناسی اش.
فقدان اتفاق نظر غیر قابل اجتناب است،؛بیش از دوقرن طول کشید تاپارادایمِ علمیِ پیشگامی های گالیله، نیوتن، کپلر ودکارت به عنوان هسته دانش غربی باهم یکپارچه گردد.
⚡️یک قرن یابیشتر طول گذشت تا پارادایم اصلی از طریق تکنولوژی های کاربردی، آموزش عمومی وگسترش تفکر علمی غربی در قالب مدیریت و رهبری نفوذ کرد.

🌍یقیناً آنچه از این جدید ترین انقلاب سربر می آورد تلفیق کهنه و نو خواهد بود!


فرازی از کتابِ حضور

@newrealization
🌊جهان بینیِ پیوستگی
..دقیقا همانطور که پارادایم نیوتنی در فیزیک قرن بیستم از نظر دور نماند وبسیاری افراد تلاش کردند وجنبه های فهم علمی ایجاد شده را آزمودند ومحک زدند، شیوه وجنبه های فهم علمی هرجهان بینی جدیدی در آینده نیز مورد کنگاش و آزمون قرار خواهد گرفت.
درنتیجه ابعاد تغییر درحد بسیار زیادی اجتماعی و انسانی خواهد بود چون جهان بینی علمی درحال ظهور همان‌قدر که درباره دانش است بیشتر از آن در باره ما(انسان ها) ست.
دیوید بوهِم فیزیکدان و تئوریسین برجسته کوانتوم دراین زمینه می گوید :
مهمترین موضوع برای رفتن به سمت آینده، شکستن مرزهای بین افراد به گونه‌ای است که بتوانیم این "هوش جمعی" رابه عنوان یک هوش واحد بکار بگیریم.
تئوری بل (فیزیکدان ودبوهم) بیان می داردکه این حالت طبیعی جهان انسانی است یعنی :"جدایی بدون جدایی پذیری" وظیفه ما شکستن مرزهاست تابتوانیم در حالت طبیعی مان قرار بگیریم.

فرازی از کتابِ "حضور"

@newrealization
🌍جهان بینی پیوستگی

فروپاشی
دیوید بوهم معتقد بودمشکل اصلی، فروپاشی یاشیوه تفکری است که تقسیم بندیِ کاذب وجداسازی رادرجایی که پیوند محکم وجوددارد و"تفکیک‌پذیری در جایی که کلیت ویکپارچگی وجوددارد رادرخوددارد.

💢دیوید بوهِم" فروپاشی "راسرچشمه پنهانِ بحران های زیست محیطی، سیاسی و اجتماعی پیش روی جهان میداند؛ فروپاشی یا گسیختگی دردیدگاه مانسبت به جهان وخودمان بصورت منفک از طبیعت.

🚄این گسیختگی در جداسازی وتقسیم بندی هایِ صلبِ آکادمیکِ موضوعات علمی انعکاس داشته است، تقسیم بندی علوم به ؛شیمی، فیزیک، زیست شناسی، روانشناسی، فضانوردی، زمین شناسی، جانورشناسی، فیزیولوژی، اقتصاد وسایر رشته ها،مرزهایی که در مسیر فهم سیستمیک ایجاد مانع نموده است.
🕸در حقیقت، پیشرفت بیشتر درهررشته علمی مترادف باگرایش به محدود ترشدن است. این اتفاق به همه حوزه های جامعه مدرن تسرّی پیدا کرد که این به معنی آن است که امروز
" متخصص بودن "یعنی شناخت زیاد از یک حوزه محدود وجزیی است.
... موشکافانه تر اینکه، ذهنیتِ فروپاشیده ما در تمرکزِ سنتی روی مطالعه موضوعات منفرد آشکار است.
تفکر تفکیک و ناپیوستگی همه امورانسان راتحت تاثیر قرار داده است!

فرازی نغز از کتابِ حضور 🗻
🌍جهان بینی پیوستگی
..طرفه آنکه عامل اساسیِ سرعت گرفتن "فروپاشی علم و جامعه " یکی از بزرگترین ابزار های علم یعنی اندازه گیری و سنجش است.
سنجش کمّی نه تنها یک ابزار ارزشمند روش علمی است بلکه یک مددکار حیاتی برای نظم مدیریتی است.
اما این ابزار بسادگی می تواند به تعمیم گسترده درباره واقعیت ارتقاء یابد، زمانی که این اتفاق بیافتد افراد باور می کنند که هرچیزی فقط به میزانی "واقعی" است که قابل اندازه‌گیری باشد.
مدیران این پیش فرض رابه عنوان یک مثَل وقول معروف می شناسند که :
"شما اگر چیزی رانتوانید بسنجید نمی توانید آن را مدیریت کنید"
یامردم فقط به چیزی توجه دارند که قابل اندازه‌گیری باشد.

🏴‍☠اعتماد بیش از حد به سنجش باتکیه براندازه گیری به جای تکیه بر ارتباطات برای دیدن وفهمِ امور جهان نه تنها جامعه مدرن را بیشتر به سمت نابودی می بردبلکه باعث ایجاد تضاد شناخته شده بین امر سخت (چیزی که قابل اندازه‌گیری است) درمقابل امر نرم (چیزی که نمی توان اندازه‌گیری کرد) نیز می شود
اگر آنچه که قابل اندازه‌گیری است واقعی تر باشد تنزل امور نرم مانند
"کیفیت ارتباطات بین فردی " و "احساس افراد نسبت به هدف درکارهایشان"به سطح یک موضوع فرعی ساده تنزل خواهد کرد.
این مایه طنز است چراکه امور نرم اغلب برای انجام مطلوب کارها سخت ترین ومهم ترین عامل تعیین کننده موفقیت یاشکست هستند.

💢فرازی از کتابِ حضور

@newrealization
🌊یادگیری کل درمقابل یادگیری واکنشی

تعداد زیادی از کارآفرینانی که مابا آنها گفت و گو کردیم کسب و کار ها وسازمان های متکثر وگوناگونی رابصورت موفقیت آمیز ایجاد کرده بودند. همه آنها پیوسته احساس می کردند که توانایی کارآفرینی، اظهار وابراز ظرفیت برای درکِ ظهور یک واقعیت وبنوعی اقدام درهمسازی و هماهنگی باآن است.
📈آن چنان که دبلیو برایان آرتور، اقتصاد دان صاحب نام موسسه سانتافی این طور بیان می دارد :
"هر نوآوری بنیادی متکی بریک سفر جهش باطنی برای رفتن به مکانی عمیق تر که معنا به سطح می آید است."

این سفر جهش باطنی درقلبِ همه خلاقیت‌ها اعم از خلاقیت های هنری، کسب و کارها یاعلوم قراردارد.
بسیاری از دانشمندان ومخترعین همانند هنرمندان و کارآفرینان دریک حالت متناقض اطمینان وخودباوریِ عالی وتواضع عمیق زندگی می کنند ؛آگاه بودن از اینکه انتخاب ها واقداماتشان اهمیت دارد واحساس هدایت شدن بوسیله نیروهای ماورای حرفه شان.

📝هنرمندان وکارآفرینانِ برتر می دانند اقدام آنها برای حصول موفقیت یک ضرورت است.

فرازی از کتابِ حضور
@newrealization
🌍من تهدیدات زیست محیطی رابرای خداحافظی باحیات متوجه شده ام اما تغییراتی که ماانجام داده‌ایم نسبت به آنچه نیاز بوده ونیز آنچه که ماقادر به انجامش بوده ایم بسیار کوچک و جزیی هستند
اگر می خواهیم آینده متفاوتی رارقم بزنیم باید گامی فراپیش نهیم و به ژست های کم رمق درفهم سیستم ها بسنده نکنیم.
اگر مسیر فهم سیستم های پیرامون مان راآغاز نکنیم درروبه جلوبودن حرکت هایمان باید شک کنیم.
📗ژرف اندیشی های پیتر سنگه در حضور

@newrealization
🌹 "آگاهی" بهترین هدیه روز "معلم"
تحول، بدون صرف وقت وآغاز تغییر اتفاق نمی افتد. کتابی که حاصل کارمشترک بیش از صدمتخصص تعلیم و تربیت و روانشناسی و مدیریت به رهبری پیترسنگه پیامک سفارش کتاب ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹بیداری
انسان آزاد کسی است که عزمش به دور از خود رایی مطلق است. انسانِ مختار تقدیر راباور دارد ودر عین حال معتقد است که خودش هم برسرنوشتش تاثیر گذار است اگرچه نمیداندبخت را کجا می یابد. اما می داند باید با تمام وجود از خویش برون آید وکاری بکند. البته واضح است که اوضاع کاملاً بروفق مراد انسان به پیش نمی رود. اما تحقق هر آنچه در آینده با آن مواجه می شود بسته به تصمیمش در خصوص سقف خواسته هایش است.
انسان می بایست دل مشغولی های کوچک وخواسته های غریزی اش رابرای رسیدن به هدف غایی اش قربانی کند. دقیقا آن گونه که بایسته یک وجود مصمم است.
وقتی که ما اراده اسیرمان رابرای اراده باشکوه مان قربانی می کنیم"آزادی حقیقی" سر بر می آورد.
فرازی زیبا از ژرف اندیشی های عارفانه حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس🌹🌹🌹🌹

@newrealization
💐💐💐نقش علم و فناوری 💐💐💐

علم وفناوری باهم یک موتور تقویت کننده ایجاد می کنند که جهان مدرن را به جلو می برند همانگونه که ماهمگی می دانیم جامعه مان متکی به قدرتی است که از فناوری سرچشمه می گیرد. این همان قدرتی است که جهان را تغییر شکل داده واین مسیر را ادامه می دهد.

🌻این همان قدرتی است که قول ونوید کسب سودهنگفت وویرانگریِ بی سابقه را می دهد.
🌻این همان قدرتی است که خلق ثروت و انگیزه های اقتصادی برای تحقیق و توسعه رابه جلو می برد.

🌻واین همان قدرتی است که وضع موجودی راحفظ می کند که توسعه انسان به شیوه هایی که معدودی از ما می فهمیم رابه تحلیل می برد.


🌻 اهمیتی ندارد که یک علم کامل تر ممکن است چقدر مهیج باشد، تغییر بسیار کمی محتمل است مگر اینکه مانیروهایی راکه به وابستگی مان به فناوری مدرن انجامید ونیز سهم همه ما درباقی ماندن آن نیروها رادرک نماییم.
این فقط خواسته قدرتی که فناوری مدرن را جلو می برد نیست، این نگرانی ای است که مانمی توانیم بدون آن زندگی کنیم.

فرازی از ژرف اندیشی های چهار استادیادگیری در کتاب "حضور"

@newrealization
🌹اهمیت شناخت نقش فناوری
امروزه مااساسا پیشرفت رابیشتر منبعث از فناوری تعریف می کنیم بنابراین گسترش پیوسته شکاف بین خِرَد وقدرت مان تصادفی یا بخاطر بداقبالی نیست.
این گسترش شکاف ازیک ساختار بنیادی که ما در جامعه مدرن بنا نهاده ایم سرچشمه می گیرد. تازمانی که ما این ساختار رانبینیم ونفهمیم وخیم تر شدن اوضاع ادامه خواهد داشت.

🏴‍☠دیدن این ساختار انتقال فشار سخت تر هم می شود چون یکی از بی سروصدا ترین وغافل گیر کننده ترین تاثیرات جانبی اتکای به فناوری ودانش متلاشی، افزایش پیچیدگی جامعه وچالش های زیست محیطی مان است.

فرازی از کتابِ حضور اثر چهاراستادبزرگ یادگیری (پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وبتی سوفلاورس)

@newrealization
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش

فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن

📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
تحول ژرف:
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی

📙درباره چشم انداز

پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیه‌های ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.

پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.

📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.

ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین

فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پرده‌ای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..

برگی از کتاب حضور

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
۱۳_رهبری :انسان شدن

📖پیترسنگه :یقیناً واقعیاتِ پیشِ رویِ جدید درجهان، به تفکر جدیدی درباره رهبری نیاز دارد.
یکی از قدیمی ترین ایده ها درباره رهبری این است که "باقدرت بایدعقل هم بیاید ایده ای که به نظر می رسد به دوره‌ای که دولت شهرهای بزرگ درچین ویونان درحدود ۲۵۰۰ سال پیش شکل گرفت برمی گردد
(ایده ی" حاکمِ حکیم "افلاطون)

جهانی شدن، جوامع وفرهنگ ها را درمقیاسی که هرگز قبل از این وجود نداشته تغییر داده وشکل تازه ای بخشیده است، ازاین رو ایده کهنه ای که به جایگاه تاثیر گذاریِ رهبر برچنین قدرت سازمانی ای اشاره دارد بیان می دارد،؛رهبر، می بایست متعهد به پرورش یاتوسعه معنوی خودش هم باشد، اما این تعهد درعصرحاضر بطور کامل نادیده گرفته شده است.
چینی ها و یونانی های باستان باورداشتند توسعه معنوی رهبران مستلزم یک تلاشِ شخصی متعهدانه مادام‌العمر است که آن زمان بوسیله اساتید هدایت می شد.

📗 بتی سو گفت شمامی دانید اینکه مابتوانیم موضوعی راتعقیب وسرانجام به جایی برسیم که قبلاً افراد خردمند بدان رسیده اند وبرای اولین بار هم آن را بشناسیم چقدر شگفت انگیز است.
🍡 اما من (بتی سو) فکر می کنم این هم مهم است درک کنیم که اگرچه پرورش رهبری، بخش اصلی سنت های خردمندانه گذشته بوده است اما درآینده وضعیت متفاوت خواهد‌بود.
📕درآینده، رهبری صرفاً بوسیله افرادمنفرد انجام نخواهد شد بلکه گروه ها، موسسات، جوامع وشبکه ها درآن نقش ایفا می نمایند.

📔بتی سو ادامه داد :"اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکرِ آنهاست که باید منتظر ظهور یک رهبر باشند، یعنی کسی که مسیر آینده را به آنها نشان دهد.
امامن فکر می کنم آنچه از فرآیندِU یاد گرفته ایم نشان می دهد که آینده می تواند ازدرونِ خود گروه سربراورد نه در قالب یک قهرمان یارهبر سنتی.
من فکر میکنم این، کلید رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راترویج نماییم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.

📖پیترسنگه بیان کرد: این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی فی نفسه درمواجهه با آنها ناکافی وفاقدوجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و افلاطون در ۲۵ قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.

آن چیزی که قدرت موجود در راس سلسله مراتب رامتمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سوی قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن.
یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.
قدرت برپاکردن جنگ بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش حضور

فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب

پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg