🌹فهمیدن از طریق قلب
📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)
...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شدهاند.
...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :
📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.
....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)
...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شدهاند.
...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :
📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.
....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
۱۵-دعوت به زندگی
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹 حضور
🔥"حضور"، ژرف نگری یک تئوری جدید درباره "تغییر" است واینکه این تئوری چگونه می تواند دربهبودِ جهانِ مان ایفای نقش نماید.
پیترسنگه، اُوتو شارمر، جوزف جاورسکی وبتی سوفلاورس پیشگامان ی"یادگیریِ سازمانی در گفت و شنود هایِ کاوشگرانه یک سال ونیمه ی خود چگونگی وقوع تغییراتِ تحول سازو نیزاینکه چگونه پیشامدهای نوین، جهان رابطرز خطرناکی ازتعادل خارج مینماید رامورد مطالعه قرار دادند.
این چهار نفر به کرّات دریافته اند ما در الگوهای فهم واقدامِ کهنه گیر وگرفتار مانده ایم.
واما باپشتوانه وانگیزش برآمده از سطوحِ ژرف تر یادگیری و"حضور" مان درجهان،می توانیم آفریننده یک آگاهی و اثر از خودمان به مثابه جزیی از جهانِ بزرگتر باشیم.
فراخوانی وبهره گیری از ِ خِرَد و تجربه ۱۵۰ نفر از دانشمندان، رهبران وکارآفرینان اجتماعی همچون برایان آرتور، روپرت شلدریک، باک مینستر فولر، لایوتزو وکارل چانگ باعث شده است "حضور"
هم در کاوشش انقلابی باشد وهم پیامش پرامید ظاهر شود.
🔥"حضور" از دلِ داستان های شخصیِ عمیق درباره "شیوه حضور نویسندگان درحیطه های کسب و کار، تعلیم و تربیت ودولت" نشان می دهد چگونه اقدامات هریک ازما به شکل گیری جهان وآینده مان یاری می رساند.
این اثرِکاملا "اصیل وحیرت انگیز" توصیف می کند که مابرای دیدن، فهمیدن، احساس کردن وواقعیت بخشیدن به امکان های جدید در خودمان، موسسات، سازمان ها وجامعه مان،چه مسیری راباید اتخاذ کنیم. 💥
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🔥"حضور"، ژرف نگری یک تئوری جدید درباره "تغییر" است واینکه این تئوری چگونه می تواند دربهبودِ جهانِ مان ایفای نقش نماید.
پیترسنگه، اُوتو شارمر، جوزف جاورسکی وبتی سوفلاورس پیشگامان ی"یادگیریِ سازمانی در گفت و شنود هایِ کاوشگرانه یک سال ونیمه ی خود چگونگی وقوع تغییراتِ تحول سازو نیزاینکه چگونه پیشامدهای نوین، جهان رابطرز خطرناکی ازتعادل خارج مینماید رامورد مطالعه قرار دادند.
این چهار نفر به کرّات دریافته اند ما در الگوهای فهم واقدامِ کهنه گیر وگرفتار مانده ایم.
واما باپشتوانه وانگیزش برآمده از سطوحِ ژرف تر یادگیری و"حضور" مان درجهان،می توانیم آفریننده یک آگاهی و اثر از خودمان به مثابه جزیی از جهانِ بزرگتر باشیم.
فراخوانی وبهره گیری از ِ خِرَد و تجربه ۱۵۰ نفر از دانشمندان، رهبران وکارآفرینان اجتماعی همچون برایان آرتور، روپرت شلدریک، باک مینستر فولر، لایوتزو وکارل چانگ باعث شده است "حضور"
هم در کاوشش انقلابی باشد وهم پیامش پرامید ظاهر شود.
🔥"حضور" از دلِ داستان های شخصیِ عمیق درباره "شیوه حضور نویسندگان درحیطه های کسب و کار، تعلیم و تربیت ودولت" نشان می دهد چگونه اقدامات هریک ازما به شکل گیری جهان وآینده مان یاری می رساند.
این اثرِکاملا "اصیل وحیرت انگیز" توصیف می کند که مابرای دیدن، فهمیدن، احساس کردن وواقعیت بخشیدن به امکان های جدید در خودمان، موسسات، سازمان ها وجامعه مان،چه مسیری راباید اتخاذ کنیم. 💥
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📘سفر یادگیری برای فهمیدن
شروع وادامه این سفرمستلزم تمایل وخواست درونی برای پذیرش بسیاری لحظات "ازخودبیخود شدگی ژرف" ی است تاخیلی ازمسیرهای انتخابی ونوع نگاه مان به جهان پیرامون، کاملاً بدیع وبی نظیر باشد.
برگی از کتاب "حضور"
🌹 ما برای قرار گرفتن در مسیرِ "سفریادگیری برای فهمیدن" چه کاری انجام داده ایم؟
آیا جسارتِ متفاوت فکر کردن راداریم؟
آیا می توانیم برای "حضور" دردنیای حقیقی، مسیر جاری فکرکردن راکه چون یوغی برگردنمان سنگینی میکند را تشخیص داده وتغییر دهیم؟
📚آیا از "مقصرشماری هاودشمن پنداری هایِ بی پایان دست می کشیم؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
شروع وادامه این سفرمستلزم تمایل وخواست درونی برای پذیرش بسیاری لحظات "ازخودبیخود شدگی ژرف" ی است تاخیلی ازمسیرهای انتخابی ونوع نگاه مان به جهان پیرامون، کاملاً بدیع وبی نظیر باشد.
برگی از کتاب "حضور"
🌹 ما برای قرار گرفتن در مسیرِ "سفریادگیری برای فهمیدن" چه کاری انجام داده ایم؟
آیا جسارتِ متفاوت فکر کردن راداریم؟
آیا می توانیم برای "حضور" دردنیای حقیقی، مسیر جاری فکرکردن راکه چون یوغی برگردنمان سنگینی میکند را تشخیص داده وتغییر دهیم؟
📚آیا از "مقصرشماری هاودشمن پنداری هایِ بی پایان دست می کشیم؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی
📙درباره چشم انداز
پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیههای ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.
پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.
ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین
فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📙درباره چشم انداز
پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیههای ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.
پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.
📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.
ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین
فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پردهای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
📖۹-نیروی کائنات شدن
اُوتو شارمر :شکی نیست یکی از مهمترین نیازها چگونگی ایجاد امنیت و شرایط کافی ومناسب برای افراد در پست های دولتی وحاکمیتی برای حرکت به سمت پایین U است. تعجبی ندارد که بدون محقق نمودنِ عمق واقعی دراحساس کردن، ایجاد گشایش در خودِ برترمان وحرکت صادقانه به سوی اقدام نوآورانه، بسادگی انجام نمی شود. همه افراد گرفتار تله های ذهنی می مانند وبرمبنای برنامهریزی شان به شرایط کنش _یاواقعاً واکنش _نشان می دهند.
تفسیر نزدیک :
🌹 ایجاد امنیت وشرایط کافی ومناسب برای افراد درپست های دولتی و حاکمیتی برای حرکت به سمت پایین فرآیند U به چه معناست؟
🌿 چاره سوء مدیریت های چند ماه گذشته و تکرار مدل های ذهنیِ فاجعه بار جایگیرشده در ذهنِ مدیران دولتی که بخش عمده ای از جامعه را دچار مشکلات جدی نموده، چیست؟
📚تعلیق پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهن مدیران در بخشِ "احساس کردن" از فرآیندِUچگونه محقق میشود؟
مصادیق این تنذیر در شاخه سمت راست فرآیندِU در اوضاع و احوال امروز جامعه چیست؟
📚 ما مدل های ذهنی مان راآن گونه که پروفسور شارمر می گوید دانلود می کنیم وآنچه رابرای دیدن آماده می کنیم می بینیم.
آنچه می بینیم گذشته مان است که بصورت مدلهای ذهنی، تجارب گذشته رامنعکس می کند...
جایگاه مدلهای ذهنیِ ناکارآمدِگذشته در تصمیمات کلان این روزها کجاست؟
..
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖۹-نیروی کائنات شدن
اُوتو شارمر :شکی نیست یکی از مهمترین نیازها چگونگی ایجاد امنیت و شرایط کافی ومناسب برای افراد در پست های دولتی وحاکمیتی برای حرکت به سمت پایین U است. تعجبی ندارد که بدون محقق نمودنِ عمق واقعی دراحساس کردن، ایجاد گشایش در خودِ برترمان وحرکت صادقانه به سوی اقدام نوآورانه، بسادگی انجام نمی شود. همه افراد گرفتار تله های ذهنی می مانند وبرمبنای برنامهریزی شان به شرایط کنش _یاواقعاً واکنش _نشان می دهند.
تفسیر نزدیک :
🌹 ایجاد امنیت وشرایط کافی ومناسب برای افراد درپست های دولتی و حاکمیتی برای حرکت به سمت پایین فرآیند U به چه معناست؟
🌿 چاره سوء مدیریت های چند ماه گذشته و تکرار مدل های ذهنیِ فاجعه بار جایگیرشده در ذهنِ مدیران دولتی که بخش عمده ای از جامعه را دچار مشکلات جدی نموده، چیست؟
📚تعلیق پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهن مدیران در بخشِ "احساس کردن" از فرآیندِUچگونه محقق میشود؟
مصادیق این تنذیر در شاخه سمت راست فرآیندِU در اوضاع و احوال امروز جامعه چیست؟
📚 ما مدل های ذهنی مان راآن گونه که پروفسور شارمر می گوید دانلود می کنیم وآنچه رابرای دیدن آماده می کنیم می بینیم.
آنچه می بینیم گذشته مان است که بصورت مدلهای ذهنی، تجارب گذشته رامنعکس می کند...
جایگاه مدلهای ذهنیِ ناکارآمدِگذشته در تصمیمات کلان این روزها کجاست؟
..
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
همه چیز ازمن آغاز می شود
متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.
یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمیتوانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.
فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.
یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمیتوانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.
فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹شیوه های نوینِ تفکر در باره یادگیری
زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد اعمالمان به آنچه که عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت، درمورد اقدامات جمعی هم همینطور است. حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید، اکثر کسب و کار ها،دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات، همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
"یادگیریِ واکنشی" بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی "برداشت" یاتداومِ دیدنِ جهان از دریچه ی طبقهبندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود.
"یادگیری کل" فکرکردن وانجام دادن رایکپارچه می سازد.
دریادگیریِ واکنشی، فکر کردن بوسیله مدل های ذهنیِ جایگیرشده
وانجام دادن بوسیله عادات اقدامی هدایت می شوند. مابرای دفاع ازعلایق مان عملی راانجام می دهیم.
در یادگیریِ واکنشی، اقدامات مان عملاً بازنمایشِ عادات است وبصورت ثابت وتغییر ناپذیری، درقالبِ تقویتِ مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر ازکار در می آید.
علیرغم پیامد ونتیجه، ماسراز "درست بودن" در می آوریم. یعنی در بهترین حالت ما درانجام آنچه که همیشه انجام دادهایم بهتر می شویم.
در"پیله" یِ نظرگاهمان درباره جهان، منفک از جهانِ بزرگتر، امن و محفوظ می مانیم.
برگی از کتاب "حضور" اثر ماندگار پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وسو
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
زمانی که درحالت ترس یاتشویش قرارداریم، به احتمال زیاد اعمالمان به آنچه که عادت شده ومالوف است بازخواهد گشت، درمورد اقدامات جمعی هم همینطور است. حتی زمانی که شرایط درجهان به طرز شگفت انگیزی تغییر می نماید، اکثر کسب و کار ها،دولت ها، مدارس وسایر سازمان هایِ بزرگِ رمیده ازترس، به اقدامات مشابهی که موسسات، همیشه انجام می دهند ادامه می دهند.
این به معنی آن نیست که هیچ یادگیری ای اتفاق نمی افتد، بلکه به این معنا ست که نوعِ محدودی ازیادگیری اتفاق می افتد یعنی :یادگیریِ چگونگی داشتنِ بهترین عکس العمل به شرایط واوضاع واحوالی که ماخودمان به عنوان کسی که دستی در آفرینش آن نداشته ایم می بینیم.
"یادگیریِ واکنشی" بوسیله شیوه هایِ فکرکردنِ عادت گونه ی "برداشت" یاتداومِ دیدنِ جهان از دریچه ی طبقهبندی هایِ شناخته شده ومرسومی که ماباان راحت هستیم هدایت می شود.
"یادگیری کل" فکرکردن وانجام دادن رایکپارچه می سازد.
دریادگیریِ واکنشی، فکر کردن بوسیله مدل های ذهنیِ جایگیرشده
وانجام دادن بوسیله عادات اقدامی هدایت می شوند. مابرای دفاع ازعلایق مان عملی راانجام می دهیم.
در یادگیریِ واکنشی، اقدامات مان عملاً بازنمایشِ عادات است وبصورت ثابت وتغییر ناپذیری، درقالبِ تقویتِ مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر ازکار در می آید.
علیرغم پیامد ونتیجه، ماسراز "درست بودن" در می آوریم. یعنی در بهترین حالت ما درانجام آنچه که همیشه انجام دادهایم بهتر می شویم.
در"پیله" یِ نظرگاهمان درباره جهان، منفک از جهانِ بزرگتر، امن و محفوظ می مانیم.
برگی از کتاب "حضور" اثر ماندگار پیترسنگه، جاورسکی، شارمر وسو
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🥇مدارسی که یادمی گیرند 🥇
...نام کتاب (مدارسی که یادمی گیرند) شاید معرف گستره مخاطبین آن نباشد. این کتاب جلدچهارم ازمجموعه کتابها ی "خلق سازمان یادگیرنده" است که دربیش ازسی کشور جهان ترجمه ومورد استقبال مدیران واساتید قرارگرفته است
کتاب اول، پنجمین فرمان یا خلق سازمان یادگیرنده درسال ۱۹۹۰ که به معرفی عمیق تئوری سازمان یادگیرنده ونیز شرکت های موفق در این زمینه می پردازد
کتاب دوم، "پنجمین فرمان درمیدان عمل"سال ۱۹۹۴ به تجارب شرکت های موفق دربخش خصوصی وعمومی دراین زمینه می پردازد. واز جمله افزایش درآمد تا صدبرابر باتکیه بر اصول سازمان یادگیرنده اززبان مدیران عامل شرکت های مهم جهان.
کتاب سوم"رقص تغییر" چاپ اول درسال ۱۹۹۹ به موضوع چالش های سازمانها در ایجاد تغییرات پایدار براساس تئوری سازمان یادگیرنده می پردازد وراهبردها ی مواجهه با۱۰ چالش مبتلابه اغلب سازمان ها رامورد بررسی وواکاوی دقیق قرارمی دهد.
ویرایش دوم کتاب پنجمین فرمان درسال ۲۰۰۶ که موضوعات مهم روز مانند تروریسم درآن موردتوجه قرار گرفته است.
وکتاب چهارم یا
"مدارسی که یادمی گیرند" هندبوک تفکرسیستمی، سناریو پردازی وشناسایی مدل های ذهنیِ غیرسیستمیک است.
این کتاب مدیران راازفضای مواجهه با "امورروزمره" به تدوین چشم انداز مشترک والگوهای تفکرسیستمی می برد.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A
...نام کتاب (مدارسی که یادمی گیرند) شاید معرف گستره مخاطبین آن نباشد. این کتاب جلدچهارم ازمجموعه کتابها ی "خلق سازمان یادگیرنده" است که دربیش ازسی کشور جهان ترجمه ومورد استقبال مدیران واساتید قرارگرفته است
کتاب اول، پنجمین فرمان یا خلق سازمان یادگیرنده درسال ۱۹۹۰ که به معرفی عمیق تئوری سازمان یادگیرنده ونیز شرکت های موفق در این زمینه می پردازد
کتاب دوم، "پنجمین فرمان درمیدان عمل"سال ۱۹۹۴ به تجارب شرکت های موفق دربخش خصوصی وعمومی دراین زمینه می پردازد. واز جمله افزایش درآمد تا صدبرابر باتکیه بر اصول سازمان یادگیرنده اززبان مدیران عامل شرکت های مهم جهان.
کتاب سوم"رقص تغییر" چاپ اول درسال ۱۹۹۹ به موضوع چالش های سازمانها در ایجاد تغییرات پایدار براساس تئوری سازمان یادگیرنده می پردازد وراهبردها ی مواجهه با۱۰ چالش مبتلابه اغلب سازمان ها رامورد بررسی وواکاوی دقیق قرارمی دهد.
ویرایش دوم کتاب پنجمین فرمان درسال ۲۰۰۶ که موضوعات مهم روز مانند تروریسم درآن موردتوجه قرار گرفته است.
وکتاب چهارم یا
"مدارسی که یادمی گیرند" هندبوک تفکرسیستمی، سناریو پردازی وشناسایی مدل های ذهنیِ غیرسیستمیک است.
این کتاب مدیران راازفضای مواجهه با "امورروزمره" به تدوین چشم انداز مشترک والگوهای تفکرسیستمی می برد.
https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A
Telegram
مدارسی که یادمیگیرند
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
چاپ سوم کتاب مدارسی که یادمی گیرند آماده توزیع
پیامک سفارش ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸
پیامک سفارش ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹۷_ رهاکردن ورسیدن
خودِبیگانه
....پروفسور فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس :"یک زندگی خردمندانه شامل پیوسته رها کردن وشرایط رابرای مجازیت وشکنندگی خود (ذات) درابراز واظهارها فراهم کردن است.
شماوقتی باکسی هستید که واقعا ظرفیت سطحِ شکوفایی راداراست، آن ویژگی روی شماهم تاثیر خواهد داشت.
وقتی شما آن تیپ افراد را ملاقات می کنید به یک نوع" تشدید "یا هم دامنه شدن باامواج آنان وارد می شویدو آرامش پیدا می کنید.
این یک حس بسیار لذت بخش درباره ی آن سَبْکِ بودن وداشتن آن نوع زندگی مایه خوشحالی ومسرّت است.
انسان کاملاً توسعه یافته به صورت مستمر درجایی که اتفاقات به وقوع می پیوندد" حضور "دارد...
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
خودِبیگانه
....پروفسور فرانسیسکو وارلا دانشمندِزیست شناس :"یک زندگی خردمندانه شامل پیوسته رها کردن وشرایط رابرای مجازیت وشکنندگی خود (ذات) درابراز واظهارها فراهم کردن است.
شماوقتی باکسی هستید که واقعا ظرفیت سطحِ شکوفایی راداراست، آن ویژگی روی شماهم تاثیر خواهد داشت.
وقتی شما آن تیپ افراد را ملاقات می کنید به یک نوع" تشدید "یا هم دامنه شدن باامواج آنان وارد می شویدو آرامش پیدا می کنید.
این یک حس بسیار لذت بخش درباره ی آن سَبْکِ بودن وداشتن آن نوع زندگی مایه خوشحالی ومسرّت است.
انسان کاملاً توسعه یافته به صورت مستمر درجایی که اتفاقات به وقوع می پیوندد" حضور "دارد...
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
برای تهیه کتاب "حضور"
تماس با خانم کاظمی ۸۸۶۵۷۷۵۱
پیامک سفارش. ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸
تماس با خانم کاظمی ۸۸۶۵۷۷۵۱
پیامک سفارش. ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
۱۵-حضور
🌺دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان
پروفسور پیترسنگه :کلِ واحد ویکپارچه ازطریق بیان های فردی و محلی متجلی می شود. بیان هایی متناسب با گروه ها، جمعیت ها وآحاد مردم.
آنچه بیش از هرچیزی سیستمی است بیش از هرچیزی محلی است!
"ژرف ترین سیستم هایی که مادرزندگی روزمره باآن سروکارداریم به جزیی ترین دقایق تشریح می شود. "
پروفسور اُوتو شارمر :"فهم کل یکپارچه تنها زمانی پرورش یافته ومتجلی خواهد شد که
" مابیاموزیم که خود وکنش هایمان راهرلحظه وهرجا ودرهر لباسی،:پدرومادر، شهروند، نظم دهندگان سازمانی ویامدیران جهانی به مثابه ابزاری درخدمت چیزی بزرگتر ودرتکاپوی تجلی وظهور درآوریم ومن حقیقتاً براین باورم که ماهرگز تاکنون دررابطه بانیمه تاریک این معرفت سخنی نگفته ایم "
اوتو بانقل خاطره ای ازسفر اخیر خود به وین به مصاحبه شگفت آور پخش شده ازمنشی هیتلر به توصیف آخرین روزهای حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته واز
"مردمانی نادان سخن گفته است که درحالی که بمب ها اینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرارگرفته اند در کمال بی خردی همچنان به اصول وشعایر خود پایبند بودهاند.!"
اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند که شرّ چگونه عمل می کند :
🌹 دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان درمسیر حرکت 🌺
وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن طول کشیده است "
پروفسور بتی سو داستان زندگی منشی هیتلر رانمونه ای آشکار از ابزار شدن انسان برای "خواسته های غیر" نامید وآن را دلیلی برهراس مردم از توصیف شدن به نوعی از ابزار بیان نمود.
ازدیدگاه بتی، چنان شرایطی معادل
"استحاله انسان به وضعی غیر انسانی وفرو افتادن وی ازساحت خلاقیت و حیات درهستی است"
جوزف جاورسکی داستان روایت شده توسط اوتو را داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوریِ درحال پردازش خودشان می دانست :
📔"خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی "
پیترسنگه :"آنچه کهِ این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چراکه ما خودرا در
" این سو "فرض نموده واز مردمانی
" در آن سو"سخن می گوییم، این در حالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی از مااست که در سازمان ها و نهادها ی مختلف مشغول به خدمتیم. هرگاه که ما خود را بسان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ماروبه تباهی می نهد. اغلبِ مامردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم.
فرامینی که به عنوان نمونه درشرکت های تجاری، جز به" خلق پول برای پول"
نمی اندیشد "
بتی سو مردم را در آلمان نازی، خدمت گزاران به آینده توصیف نمود وآن هم آیندهای متفاوت!
پیترسنگه باتایید کامل توصیف بتی،
مشکل بزرگ مامردمان در شرایطی نظیر شرایط منشی هیتلر رامیزان قراردادن الزامات حفظ حرکت وموجودیت حاضر برای سنجش کنش های فردی وجمعی می دانست.
ازدیدگاه پیترسنگه تحت چنان شرایطی همه ما، درست به مانند منشی هیتلر خواهیم گفت :
📋"آری! این همان است که امروز بی تردید باید بدان پایبند بود وپس از پشت سر نهادن این پیچ تاریخی، آزاد خواهیم بود تا خودرا وقفِ چیزی متفاوت نماییم."
پروفسور اُوتو شارمر :
آری! نیمه پنهان ابزار شدن، ازدست دادن حس اختیار، اراده وقابلیت حقیقی انتخاب است.
بتی سو در ادامه این سخن اوتو افزود :
"وازدست دادن انسانیت، احساس وادراک.
پیترسنگه :"اگر بخواهیم صادق باشیم آیا این درست همان چیزی نیست که در فرایند تئوری جهانی شدن که مابرای تحقق آن می کوشیم رخ خواهد داد؟
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌺دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان
پروفسور پیترسنگه :کلِ واحد ویکپارچه ازطریق بیان های فردی و محلی متجلی می شود. بیان هایی متناسب با گروه ها، جمعیت ها وآحاد مردم.
آنچه بیش از هرچیزی سیستمی است بیش از هرچیزی محلی است!
"ژرف ترین سیستم هایی که مادرزندگی روزمره باآن سروکارداریم به جزیی ترین دقایق تشریح می شود. "
پروفسور اُوتو شارمر :"فهم کل یکپارچه تنها زمانی پرورش یافته ومتجلی خواهد شد که
" مابیاموزیم که خود وکنش هایمان راهرلحظه وهرجا ودرهر لباسی،:پدرومادر، شهروند، نظم دهندگان سازمانی ویامدیران جهانی به مثابه ابزاری درخدمت چیزی بزرگتر ودرتکاپوی تجلی وظهور درآوریم ومن حقیقتاً براین باورم که ماهرگز تاکنون دررابطه بانیمه تاریک این معرفت سخنی نگفته ایم "
اوتو بانقل خاطره ای ازسفر اخیر خود به وین به مصاحبه شگفت آور پخش شده ازمنشی هیتلر به توصیف آخرین روزهای حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته واز
"مردمانی نادان سخن گفته است که درحالی که بمب ها اینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرارگرفته اند در کمال بی خردی همچنان به اصول وشعایر خود پایبند بودهاند.!"
اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند که شرّ چگونه عمل می کند :
🌹 دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان درمسیر حرکت 🌺
وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن طول کشیده است "
پروفسور بتی سو داستان زندگی منشی هیتلر رانمونه ای آشکار از ابزار شدن انسان برای "خواسته های غیر" نامید وآن را دلیلی برهراس مردم از توصیف شدن به نوعی از ابزار بیان نمود.
ازدیدگاه بتی، چنان شرایطی معادل
"استحاله انسان به وضعی غیر انسانی وفرو افتادن وی ازساحت خلاقیت و حیات درهستی است"
جوزف جاورسکی داستان روایت شده توسط اوتو را داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوریِ درحال پردازش خودشان می دانست :
📔"خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی "
پیترسنگه :"آنچه کهِ این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چراکه ما خودرا در
" این سو "فرض نموده واز مردمانی
" در آن سو"سخن می گوییم، این در حالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی از مااست که در سازمان ها و نهادها ی مختلف مشغول به خدمتیم. هرگاه که ما خود را بسان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ماروبه تباهی می نهد. اغلبِ مامردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم.
فرامینی که به عنوان نمونه درشرکت های تجاری، جز به" خلق پول برای پول"
نمی اندیشد "
بتی سو مردم را در آلمان نازی، خدمت گزاران به آینده توصیف نمود وآن هم آیندهای متفاوت!
پیترسنگه باتایید کامل توصیف بتی،
مشکل بزرگ مامردمان در شرایطی نظیر شرایط منشی هیتلر رامیزان قراردادن الزامات حفظ حرکت وموجودیت حاضر برای سنجش کنش های فردی وجمعی می دانست.
ازدیدگاه پیترسنگه تحت چنان شرایطی همه ما، درست به مانند منشی هیتلر خواهیم گفت :
📋"آری! این همان است که امروز بی تردید باید بدان پایبند بود وپس از پشت سر نهادن این پیچ تاریخی، آزاد خواهیم بود تا خودرا وقفِ چیزی متفاوت نماییم."
پروفسور اُوتو شارمر :
آری! نیمه پنهان ابزار شدن، ازدست دادن حس اختیار، اراده وقابلیت حقیقی انتخاب است.
بتی سو در ادامه این سخن اوتو افزود :
"وازدست دادن انسانیت، احساس وادراک.
پیترسنگه :"اگر بخواهیم صادق باشیم آیا این درست همان چیزی نیست که در فرایند تئوری جهانی شدن که مابرای تحقق آن می کوشیم رخ خواهد داد؟
برگی از کتاب حضور
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
۱۴-علم باذهن خردمند کار می کند
📔"پیوستگی" ویژگیِ مشخصِ جهان بینی جدید است.
"پیوستگی" به مثابه یک اصل سازمان دهنده ی عالَم،
پیوستگی بین "جهانِ خارج" پدیده درحال تجلی و"جهانِ باطنِ"تجارب زنده ونهایتا پیوستگی درمیان افراد وبین انسان ها وجهان بزرگتر.
دیوید بوهِم گفت مشکل اصلی" گسیختگی "یاشیوه تفکری است که تقسیم بندیِ کاذب وجداسازی رادرجایی که پیوند محکم وجوددارد و"تفکیکپذیری در جایی که کلیت ویکپارچگی وجوددارد رادرخوددارد.
دیوید بوهِم" فروپاشی "راسرچشمه پنهانِ بحران های زیست محیطی، سیاسی واجتماعیِ پیشِ رویِ جهان می داند، فروپاشی یا گسیختگی دردیدگاه مانسبت به جهان وخودمان بصورت منفک ازیکدیگر ومنفک از طبیعت.
این" گسیختگی "درجداسازی وتقسیم بندی های صلب آکادمیک موضوعات علمی انعکاس داشته است.
تقسیم بندی علوم به فیزیک، شیمی، زیست شناسی، جانورشناسی، فیزیولوژی، اقتصاد وسایر رشته ها.
این مرزها درمسیر فهم سیستمیک ایجاد مانع نموده است.
در حقیقت، پیشرفت بیشتر درهررشته علمی مترادف باگرایش به محدودترشدن است.
این اتفاق به همه حوزههایِ جامعه مدرن تسرّی پیدا کرد، این به معنی آن است که امروز" متخصص بودن "یعنی شناخت زیاد ازیک حوزه محدود وجزیی است.
📋 موشکافانه تراینکه، ذهنیت فروپاشیده ما در تمرکز سنتی روی مطالعه موضوعات منفرد آشکار است.
📕 عقیده ای که فهم مسائل را در گرو مطالعه موارد منفرد (جداازکل) می داند به میزان زیادی درعلوم اجتماعی باقی مانده است وهنوز بر امور روزمره تسلط دارد.
حتی پدیده های جمعی در علوم اجتماعی غالبا به گونهای موردمطالعه قرار می گیرند گویی آنها امورمنفرد ومستقلی هستند.
برای مثال مطالعات سیستم های اثربخش در برنامهریزی های کاری نوعاً روی نقش ها، وظایف و پویایی میان فردی متمرکز است و این حقیقت را که اثر بخشی یک تیم اغلب وابسته به چگونگی تاثیر پذیریِ متقابل آن از شرایط سازمان بزرگتر است رانادیده می گیرد.
🌹 اعتراضات سیاسی مردم کشور ها به تهدید دشمنان خارجی ربط داده می شود درحالی که همه این تلقی ها اختلال درفهم و دیدن شبکه های روابط است که میتواند ماودشمنان مان را باهم پیوند وآشتی دهد.
تفکرِ "اتمی گونه" وتفکیکپذیر تقریبا همه اقدامات مدیریتی رادربرگرفته است.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔"پیوستگی" ویژگیِ مشخصِ جهان بینی جدید است.
"پیوستگی" به مثابه یک اصل سازمان دهنده ی عالَم،
پیوستگی بین "جهانِ خارج" پدیده درحال تجلی و"جهانِ باطنِ"تجارب زنده ونهایتا پیوستگی درمیان افراد وبین انسان ها وجهان بزرگتر.
دیوید بوهِم گفت مشکل اصلی" گسیختگی "یاشیوه تفکری است که تقسیم بندیِ کاذب وجداسازی رادرجایی که پیوند محکم وجوددارد و"تفکیکپذیری در جایی که کلیت ویکپارچگی وجوددارد رادرخوددارد.
دیوید بوهِم" فروپاشی "راسرچشمه پنهانِ بحران های زیست محیطی، سیاسی واجتماعیِ پیشِ رویِ جهان می داند، فروپاشی یا گسیختگی دردیدگاه مانسبت به جهان وخودمان بصورت منفک ازیکدیگر ومنفک از طبیعت.
این" گسیختگی "درجداسازی وتقسیم بندی های صلب آکادمیک موضوعات علمی انعکاس داشته است.
تقسیم بندی علوم به فیزیک، شیمی، زیست شناسی، جانورشناسی، فیزیولوژی، اقتصاد وسایر رشته ها.
این مرزها درمسیر فهم سیستمیک ایجاد مانع نموده است.
در حقیقت، پیشرفت بیشتر درهررشته علمی مترادف باگرایش به محدودترشدن است.
این اتفاق به همه حوزههایِ جامعه مدرن تسرّی پیدا کرد، این به معنی آن است که امروز" متخصص بودن "یعنی شناخت زیاد ازیک حوزه محدود وجزیی است.
📋 موشکافانه تراینکه، ذهنیت فروپاشیده ما در تمرکز سنتی روی مطالعه موضوعات منفرد آشکار است.
📕 عقیده ای که فهم مسائل را در گرو مطالعه موارد منفرد (جداازکل) می داند به میزان زیادی درعلوم اجتماعی باقی مانده است وهنوز بر امور روزمره تسلط دارد.
حتی پدیده های جمعی در علوم اجتماعی غالبا به گونهای موردمطالعه قرار می گیرند گویی آنها امورمنفرد ومستقلی هستند.
برای مثال مطالعات سیستم های اثربخش در برنامهریزی های کاری نوعاً روی نقش ها، وظایف و پویایی میان فردی متمرکز است و این حقیقت را که اثر بخشی یک تیم اغلب وابسته به چگونگی تاثیر پذیریِ متقابل آن از شرایط سازمان بزرگتر است رانادیده می گیرد.
🌹 اعتراضات سیاسی مردم کشور ها به تهدید دشمنان خارجی ربط داده می شود درحالی که همه این تلقی ها اختلال درفهم و دیدن شبکه های روابط است که میتواند ماودشمنان مان را باهم پیوند وآشتی دهد.
تفکرِ "اتمی گونه" وتفکیکپذیر تقریبا همه اقدامات مدیریتی رادربرگرفته است.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
🌹 بخشی از مقدمه مترجم "حضور"
...با۱۵۰ کار آفرین ودانشمند برجسته و تراز اول جهان درمدت چند سال مصاحبه شده تاقلب کار وخودانگیختگی بی کران آنها را در معرض دیدِ رهروان وهمه کسانی که میخواهند خاک تاخدا رابا
" آرامش "بپیمایند قراردهد کسانی که واژه واژه ی بیان شان، قطعهای از پازل مسیر طی شده شان است. وقت گرفتن از ازبرخی از آنها برای هم صحبتی، مدت ها طول کشیده است.
برای من که یک شرقی هستم" محوریت باورهای کهن این سامان "درایجاد تغییر درذهن وآفرینش جهانی بهتر مسحور کننده بود.
مهمتر ازهمه آنکه" حضور " روایتِ امروز وفردای مطلوب قرن بیست و یکم، ازسوی کسانی است که بیش ازچهاردهه دراین عرصه دست اندرکار مکاشفه وخلق پیوسته آثار کم نظیر بودهاند.
"حضور" همه انسان ها رادر هر رده وجایگاهی کنارهم می نشاند واز آنها می خواهد برای محقق نشدن
"سناریوی مجلس ترحیم" به خود فرصتی دوباره بدهند وبابازآفرینی خود، درساختن جهانی بهتر سهیم باشند.
📘بازآفرینی، باکشف وشناخت "مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر" که هرکس بنوعی آن رادردرون خود، منجمد، "غیر قابل نفوذ"، برحق وبهترین تصور می نماید، آغاز می شود.
بامعلق نمودن وپیش روی قرار دادنِ آن پیش فرض ها حرکتش شروع می شود وبا "بازجهت دهیِ" افکار واعمالمان شتاب می گیرد
واما "حضور"،با "مکاشفه"، "مراقبه" و"بودن درلحظه" اوج می گیرد
وبا "عشق" در اوج می ماند.
اما چگونه "حضور" رابخوانیم
به باورِ من، "حضور" روایتِ یک نغمه پیوسته عاشقانه درنوع خود بی بدیل است.
کاوشگرِ درک ودریافتِ این سفرِ باطنی باید مطالعه آن راتاپایان فرا روی خود قرار دهد وبازسرودنِ این نغمه، بسته به هم آوایی امواج مطنطن "حضور" باسقف پرواز هرکس خواهد داشت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...با۱۵۰ کار آفرین ودانشمند برجسته و تراز اول جهان درمدت چند سال مصاحبه شده تاقلب کار وخودانگیختگی بی کران آنها را در معرض دیدِ رهروان وهمه کسانی که میخواهند خاک تاخدا رابا
" آرامش "بپیمایند قراردهد کسانی که واژه واژه ی بیان شان، قطعهای از پازل مسیر طی شده شان است. وقت گرفتن از ازبرخی از آنها برای هم صحبتی، مدت ها طول کشیده است.
برای من که یک شرقی هستم" محوریت باورهای کهن این سامان "درایجاد تغییر درذهن وآفرینش جهانی بهتر مسحور کننده بود.
مهمتر ازهمه آنکه" حضور " روایتِ امروز وفردای مطلوب قرن بیست و یکم، ازسوی کسانی است که بیش ازچهاردهه دراین عرصه دست اندرکار مکاشفه وخلق پیوسته آثار کم نظیر بودهاند.
"حضور" همه انسان ها رادر هر رده وجایگاهی کنارهم می نشاند واز آنها می خواهد برای محقق نشدن
"سناریوی مجلس ترحیم" به خود فرصتی دوباره بدهند وبابازآفرینی خود، درساختن جهانی بهتر سهیم باشند.
📘بازآفرینی، باکشف وشناخت "مدلهای ذهنیِ از پیش مستقر" که هرکس بنوعی آن رادردرون خود، منجمد، "غیر قابل نفوذ"، برحق وبهترین تصور می نماید، آغاز می شود.
بامعلق نمودن وپیش روی قرار دادنِ آن پیش فرض ها حرکتش شروع می شود وبا "بازجهت دهیِ" افکار واعمالمان شتاب می گیرد
واما "حضور"،با "مکاشفه"، "مراقبه" و"بودن درلحظه" اوج می گیرد
وبا "عشق" در اوج می ماند.
اما چگونه "حضور" رابخوانیم
به باورِ من، "حضور" روایتِ یک نغمه پیوسته عاشقانه درنوع خود بی بدیل است.
کاوشگرِ درک ودریافتِ این سفرِ باطنی باید مطالعه آن راتاپایان فرا روی خود قرار دهد وبازسرودنِ این نغمه، بسته به هم آوایی امواج مطنطن "حضور" باسقف پرواز هرکس خواهد داشت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Ezati.Amini:
🌹 درباره چشم انداز مشترک
✅من (پیترسنگه) شخصاً فکر می کنم ناکامی هایمان در اقناع مدیران برای داشتن نگرش درازمدت منبعث از نامستدل بودن نظر ما یا فقدان شواهد قانع کننده نیست بلکه صرفاً به این دلیل است که هیچ انسانی رانمی توان بصورت عقلی ومنطقی متقاعد کرد تابه نگرش درازمدت متعهد باشد.
اگر افراد به تفکر درازمدت باور ندارند به این دلیل است که آنها قلباً ٱن را باور ندارند. هرفرد باید خواهان تحولات پایدار و نگرش دراز مدت باشد وگرنه بامنطق و استدلال عقلی نمی توان کسی را وادار به پذیرش آن کرد.
در هرنمونه ومثالی که فردی به نگرش درازمدت دست یافته است عملاً به این دلیل بوده که در عمل یک چشم انداز بلند مدت داشته است وموتور محرک اوبرای داشتنِ این دیدِ درازمدت بودهاست.
سازندگانِِ کلیسای جامع درقرون وسطی بواسطه بهره گیری از نیروی کار ارزان ودردسترس درمدت ۱۰۰ سال به این چشم انداز دست یافتند.
ژاپنی ها معتقدند ساخت یک سازمان بزرگ مانند رشد یک درخت زمان بر است وبه ۲۵ تا ۵۰ سال زمان نیاز دارد.
📕پیترسنگه، فرازی از پنجمین فرمان ویرایش جدید
🌹 درباره چشم انداز مشترک
✅من (پیترسنگه) شخصاً فکر می کنم ناکامی هایمان در اقناع مدیران برای داشتن نگرش درازمدت منبعث از نامستدل بودن نظر ما یا فقدان شواهد قانع کننده نیست بلکه صرفاً به این دلیل است که هیچ انسانی رانمی توان بصورت عقلی ومنطقی متقاعد کرد تابه نگرش درازمدت متعهد باشد.
اگر افراد به تفکر درازمدت باور ندارند به این دلیل است که آنها قلباً ٱن را باور ندارند. هرفرد باید خواهان تحولات پایدار و نگرش دراز مدت باشد وگرنه بامنطق و استدلال عقلی نمی توان کسی را وادار به پذیرش آن کرد.
در هرنمونه ومثالی که فردی به نگرش درازمدت دست یافته است عملاً به این دلیل بوده که در عمل یک چشم انداز بلند مدت داشته است وموتور محرک اوبرای داشتنِ این دیدِ درازمدت بودهاست.
سازندگانِِ کلیسای جامع درقرون وسطی بواسطه بهره گیری از نیروی کار ارزان ودردسترس درمدت ۱۰۰ سال به این چشم انداز دست یافتند.
ژاپنی ها معتقدند ساخت یک سازمان بزرگ مانند رشد یک درخت زمان بر است وبه ۲۵ تا ۵۰ سال زمان نیاز دارد.
📕پیترسنگه، فرازی از پنجمین فرمان ویرایش جدید
Forwarded from تحول ژرف (Ezati.Amini)
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی