تحول ژرف
132 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
📕نظر خواننده دوراندیش حضور

فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب

پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🍓قلب هدف ماچیست؟
پیترسنگه می گوید :"هرسازمانی اعم از اینکه آگاهانه اصول رابوجودآورد یانه، بوسیله برخی اصول صریح وروشن اداره میشود". این اصول "ایده های راهنما" هستند _مفاهیمی که آنچه که یک سازمان مظهر آن است واعضایش مشتاق به خلق وایجادش هستند رامشخص و تعریف می نماید.
ایده های راهنما عمق و ژرفای فلسفی دارند وهرگز ثابت ودایمی نیستند. آنها نتیجه گفت و شنود های یکباره، اعتبار بخشی یا بازنگری برنامه آموزش تحصیلی یا کناره گیری وخلوت گزینی یک هفته ای درتابستان نیستند. آنها ازطریق گفت و شنود و تعمق وتدبر طولانی تکامل پیدامی کنند وازطریق بکارگیری برنامه‌ها وراهبردهای جدید تکاملشان تداوم خواهد داشت. این ایده های راهنما نمایانگر چیزی بیش از بیانیه ماموریت وچشم انداز رسمی هستند، آنها آرمان های مشترکی هستند که سازمان رابه شیوه های بنیادی شکل دهی وبازشکل دهی می نمایند وعمیقا باهویت وقلب هدف سازمان گره خورده است.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۳

https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A
IT STARTS WITH ME

📔The commitment to personal growth is important, and it is most important for those in positions of leadership.

Executive of FORD :

📕It all starts with personal mastery., It all starts with my willingness to see the shortcomings that are all too evident to those around me.

📖I can never expect the people around me in an organization to be more open and willing to learn and improve than I am.


Fifth Discipline (New Edition)

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
همه چیز ازمن آغاز می شود

متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.

یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمی‌توانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.

فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖شاید زمانی که مابه بازکشف سازمان به مثابه یک سیستم زنده نایل آییم قادر به باز کشفِ آن چیزهایی که به عنوان نوع بشر برای کارکردن باهم درمسیر تحقق مقصود ی که حقیقتاً برای همه مان اهمیت دارد نیز نایل شویم.

پیترسنگه، فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📕انگیزه

ساختن فرهنگ های یادگیری محور، کاری بس دشوار است و شاید ماهها و سالها طول بکشد. یقیناً این یک سفر بی پایان است.
مسیر این سفر آکنده ازخطرپذیری است،
خطرپذیری هم درناکامی از فهم تغییر فرهنگیِ واقعی وهم در توفیق شایسته درانجام این کار وبه تبعِ آن تبدیل شدنش به یک تهدید برای کسانی که بدنبال حفظ وضع موجود هستند.

📔خلق "فرهنگ های یادگیری محور"، کاری شاقّ وزمان بر است. چون ما راکِش می آورد وتحت فشارقرارمی دهد. همیشه راهِ ساده تر این است که محدوده راحتی و آسایش مان را رها نکنیم ودرآن بمانیم!

در ۱۵ سال گذشته هیچ چیزی درک من را از این چالش ها کم نکرده است.

📚بافرض همه اینها، چه چیزی باعث می شود افراد ناگزیر از دست یازیدن به این هدف بزرگ می شوند؟

📖به نظر می رسد افراد به سه دلیل هم پوشاننده علیرغم ریشه های انگیزشی متفاوت، ناگزیر به روی آوردن به کارِ شاقّ"ساخت سازمان یادگیرنده" می شوند:
🌹 برخی درجستجوی مدل بهتری برای مدیریت وهدایت تغییرات
وبرخی در تلاش برای ساختن ظرفیت کلی درسازمان برای انطباق پیوسته باتغییرات به
" ایجاد فرهنگ یادگیری محور "روی می آورند.
...اما به نظر می رسد همگی باور دارند که راهی برای مدیریت وسازمان دادن کارها وجود دارد که هم از بُعْدعملی وهم ملاحظات انسانی نسبت به سایر رویکردها برتری دارد وبطور معناداری عملکرد رابهبود بخشیده ومحیط های مختلف کاری را می آفریند که اکثر ماها حقیقتاً دوست داریم درٱنها کارکنیم.


پیترسنگه در فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
تبلیغ جالب یک کتاب فروشی:
کتابها خسته اند, وقت کردید قلقلکی به آنها بدهید.
24 آبان ماه، روز کتاب وکتاب‌خوانی
را به تمام دوست داران کتاب تبریک می‌گوییم.

#n @ganunejazb
بخشی ازکتاب 🌹حضور 🌹که به بررسی حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ پرداخته :

🌹 "تعصبِ مذهبیِ یک فرد، عذاب دادنِ قهرمانانه دیگران است" 🌹

درادامه اضافه می کند :

🌹 اگر۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱فقط یک چیز به ماگفته باشد این است که، ماباید اوضاعِ جهان را صرفاً آن گونه که بوسیله شهروندانِ متفاوت تجربه می شود درک کنیم _یعنی یادبگیریم چگونه "جهانی احساس کنیم" به جای اینکه راه حل های یک گروه رابه سایرین تحمیل کنیم. ۱۶۴


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📕We shape our structures and then they shape us

How do these systemic structures change?

We have created the structures that currently dominate by virtue of how we have operated in the past, and they can change if we see them and start to operate differently.

This is a big statement, and its credibility rests on evidence, such as the stories and examples in the preceding chapters and those that follow.
But in a sense, it is also quite intuitive.

The streets of a city constitute a physical structure that shapes how traffic flows. It is very hard to drive your car where there are no streets.
In Boston, the streets in the oldest part of the city follow no pattern whatsoever, and the joke is that it is the fault of the seventeenth_century cows. 🐮

The paved Streets of the twentieth century were laid on top of cart paths that had developed in the two preceding centuries, which sensible cart drivers had established by following the well_worn trails their cows 🐮 had been making for a century before that.

Now presumably the cows 🐮had little ability to see the patterns of their trails,nor did they likely care. But people might look at this structure and decide there could be a better way, something that Bostonian's love of the past apparently precluded.

When the story of Boston's cows 🐮 and streets is transposed onto our organizations, it raises two questions. What does it take to see the structural patterns we are enacting?And are we operating more like cows 🐮or people _like cows, doing what we have been doing because we have been doing it, or, like people, stepping back and attempting to see the deeper patterns and then choosing to do things differently?
Obviously, any conceptual framework of this sort is abstract, and real understanding of how it all works must be gained through concrete experience, for which no book is a substitute. Nonetheless, the eight strategies and examples that follow should give a sense of the state of practical know _how today. 📕

Fifth Discipline New edition

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔
"When you build a team that believes that change from any place in the system is possible, significant change can sprout from even the tiniest of seeds. "

Fifth Discipline new edition 🌺

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📕آیا سناریوی "مجلس ترحیم" یک احتمال واقعی است؟

اگر این چنین است ماچگونه می توانیم بهترین تلاش وانجام وظیفه مان رابرای اجتناب از وقوع این "آینده" به کار بگیریم؟

چه عاملی منجر به تحول کل یکپارچه می شود؟

جان میلتون (پروفسور رشته مطالعات زیست محیطی و طبیعت گردِ عارف مسلک) :
🌹 مشکلی که مابا آن مواجه هستیم بواسطه فقدان ارتباط نه فقط باهمدیگر بلکه با همه طبیعت، یک مسئله بنیادی و اساسی است.
ماخارج از ارتباط باکل طبیعت هستیم چون به یک نوع آگاهی تقلیل گرایانه نقل مکان کرده ایم که مبتنی بر احساس بیگانگی و جدایی است.
ماباید آن ارتباط رابه یک آفرینش مشترک تغییر دهیم. هنوز هم سرنوشت نوع بشر تاحد خیلی زیادی دردستانِ خود ماست.
امور قطعی و مسلم پویا وسیال هستند وبرگرداندن آنها مشکل خواهد بود
اما مادوفرصت داریم که بی اندازه کمک کننده وموثر هستند :
📚اولین فرصت یک آگاهی بوم شناسانه درحال ظهور است، آینده‌ای با آگاهی شخصی از وابستگی های متقابل مان با حیات دیگران ومسیولیت پذیری های متقابل مان نسبت به هم.
📚فرصت دوم، وجود یک ساختار معنویتِ زمین محور با آهنگ حرکت بسیار سریع.
این دوعامل فرصتی رابرای ما فراهم می کنند تانیاز به پاکسازی فیزیکی زمین را برآورده نماییم. دراین "فرصت" وگشایش باید تحول بنیادی روحیه وذهن مان وجود داشته باشد و ارتباط مان باهمدیگر وبازمین.
اگر مانگرش مان را از تفکری که زمین را جایی برای ما میداند به فهم این که ماواقعا روی زمین باسایر موجودات زیستِ مشترک داریم وبه عنوان بشر هیچ امتیازی نسبت به سایر موجودات نداریم تغییر دهیم، در آن صورت من باور دارم که می توانیم برای یک مدت نسبتا طولانی به حیاتمان ادامه دهیم. بااین حال هیچ چیز ثابت وغیر قابل تغییر نیست.
تحولی که ماداریم از آن صحبت می کنیم باید بتدریج وباگذشت زمان اتفاق بیافتد. البته زمان درحال رسیدن به خط پایان است. 🌷
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها

...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :

🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.

در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟

من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.

درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی _بخش اول

(نجات بخش آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)

📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.

💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است


افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوق‌العاده بود.

چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟

دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :

💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد

📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!

📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.

تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.

برگی از کتاب "حضور"

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹نظر یک خواننده هوشمند "حضور"

اولین چیزی که بنظرم میرسد
"کتابی متفاوت است که در حال مطالعه و بازخوانی ، احساس های مختلفی را تجربه کردم. احساس تازگی، احساس قدرت از بابت وصل بودن به کائنات، احساس امید و احساس پا گذاشتن به سرزمین ناشناخته ها. این کتاب از زاویه خاص و بندرت شناخته شده ای به پدیده ها و ارتباط بین آنها نگاه می کند و از معدود کتاب هایی است که با خواندن هر صفحه، اشتیاق مطالعه صفحه بعدی در من ایجاد شد. وجود مکالمات رودررو و ... و همچنین سوالات مطرح شده و به چالش کشیدن نظرات و دریافت های یکدیگر در بین اساتید مولف، به همراه مرور خاطرات و تجربیات آنان در طی داستانهای کوتاه، جذاب و شیرین امکان فهم مطالب و موضوعات علمی مطرح شده را تسهیل و در عین حال برای مطالعه گر، شیرین و دلپذیر می نماید.
کتاب به نوعی تنظیم و نوشته شده است که شما هرآن، در انتظار و مترصد کشف رمز و رازی در جهان هستی، هستید.https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹فهمیدن از طریق قلب

📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)

...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شده‌اند.

...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :

📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.

....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۵-دعوت به زندگی

📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.

📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد

🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است

و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شده‌است.

🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطه‌ای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جدایی‌ناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.

🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکه‌ای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 حضور

🔥"حضور"، ژرف نگری یک تئوری جدید درباره "تغییر" است واینکه این تئوری چگونه می تواند دربهبودِ جهانِ مان ایفای نقش نماید.
پیترسنگه، اُوتو شارمر، جوزف جاورسکی وبتی سوفلاورس پیشگامان ی"یادگیریِ سازمانی در گفت و شنود هایِ کاوشگرانه یک سال ونیمه ی خود چگونگی وقوع تغییراتِ تحول سازو نیزاینکه چگونه پیشامدهای نوین، جهان رابطرز خطرناکی ازتعادل خارج مینماید رامورد مطالعه قرار دادند.
این چهار نفر به کرّات دریافته اند ما در الگوهای فهم واقدامِ کهنه گیر وگرفتار مانده ایم.
واما باپشتوانه وانگیزش برآمده از سطوحِ ژرف تر یادگیری و"حضور" مان درجهان،می توانیم آفریننده یک آگاهی و اثر از خودمان به مثابه جزیی از جهانِ بزرگتر باشیم.
فراخوانی وبهره گیری از ِ خِرَد و تجربه ۱۵۰ نفر از دانشمندان، رهبران وکارآفرینان اجتماعی همچون برایان آرتور، روپرت شلدریک، باک مینستر فولر، لایوتزو وکارل چانگ باعث شده است "حضور"
هم در کاوشش انقلابی باشد وهم پیامش پرامید ظاهر شود.
🔥"حضور" از دلِ داستان های شخصیِ عمیق درباره "شیوه حضور نویسندگان درحیطه های کسب و کار، تعلیم و تربیت ودولت" نشان می دهد چگونه اقدامات هریک ازما به شکل گیری جهان وآینده مان یاری می رساند.
این اثرِکاملا "اصیل وحیرت انگیز" توصیف می کند که مابرای دیدن، فهمیدن، احساس کردن وواقعیت بخشیدن به امکان های جدید در خودمان، موسسات، سازمان ها وجامعه مان،چه مسیری راباید اتخاذ کنیم. 💥

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘سفر یادگیری برای فهمیدن

شروع وادامه این سفرمستلزم تمایل وخواست درونی برای پذیرش بسیاری لحظات "ازخودبیخود شدگی ژرف" ی است تاخیلی ازمسیرهای انتخابی ونوع نگاه مان به جهان پیرامون، کاملاً بدیع وبی نظیر باشد.

برگی از کتاب "حضور"

🌹 ما برای قرار گرفتن در مسیرِ "سفریادگیری برای فهمیدن" چه کاری انجام داده ایم؟
آیا جسارتِ متفاوت فکر کردن راداریم؟
آیا می توانیم برای "حضور" دردنیای حقیقی، مسیر جاری فکرکردن راکه چون یوغی برگردنمان سنگینی میکند را تشخیص داده وتغییر دهیم؟
📚آیا از "مقصرشماری هاودشمن پنداری هایِ بی پایان دست می کشیم؟

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📘به فعلیت درآوردن وهنر نهادسازی

📙درباره چشم انداز

پروفسور بتی سو :من فکر میکنم این روزها صحبت کردن در باره ایده های راهنمایِ رفیع وممتاز برای بسیاری افراد سرد و بیروح است.
چه کسب و کارهایی بیانیه ماموریت یابیانیه ارزش ها دارند؟
شرکت اِنرون یک بیانیه ارزش های بنگاه داشت، همانطور که تیکووورلدکام وبی شمارشرکت های دیگر که نهایتا بوسیله نقض اصول مدیریت ازسوی خودشان نابود شده اند نیز این بیانیه ها راداشتند..
📙هیچ یک ازاین بیانیه‌های ارزش کنترل کافی برروی سوء استفاده مدیران اجرایی از قدرت اعمال نمی کنند.

پروفسور پیترسنگه :تفاوت بین ایده های خوب وایده های اداره کردن همین است. زمانی که ایده ها، شالوده اداره کردن سازمانی بشوند ایده ها ازایده های خوب به سمت ایده های اداره کردن حرکت می کنند. این زمانی است که آن ایده ها سرچشمه قدرت تصمیم سازی شوند.

📗بدیهی است که داشتن بیانیه های ارزش ممتاز به افراد اختیاری برای بیان حرف های دلشان درمقابل اقدامات اجرایی که آن ارزش ها رازیر پامی گذارند نمی دهد.

ایده های اداره کردن واقعی بایدقرین

فرآیند هاوهنجارهایی باشند که افراد راقادر می سازد بااهداف وارزش های سازمان کناربیایند.
برای مثال آن ایده هاممکن است شیوه هایی راایجاد کنند که افراد بتوانند اقدامات مدیران اجرایی رابصورت اثربخش به چالش کشیده وبه گونه ای درفرهنگ جایگیر شود که مورد احترام باشد وهم بصورت پیوسته صاحبان قدرت رابه چالش بکشد. به عبارت دیگر مردم تنها باخطر کردن ازپسِ این کار برمی آیند که به این معنی است که اصلاح، ناگزیر خیلی دیر به وقوع می پیوندد.
📚 اکثر بیانیه های ماموریت وارزش باساختارهای خودکامه ی اداره کردنِ سنتی که بدردنخور هستند تلفیق می شوند. این بیانیه ها موجب بدگمانی می شوند ومطابق معمول سرپوش و پرده‌ای برای کسب وکارمی شوند.
📖فهم ایده های اداره کردن که معنای واقعی ایجاد کند وتعهدی برای ترجمه این ایده ها درزندگی و کارکردن باهم رابوجود آورد کارسختی است.
حرکت به سمت پایین U کار یک بارنیست بلکه یک کارمکرر است..

برگی از کتاب حضور

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹 🌹
📖۹-نیروی کائنات شدن

اُوتو شارمر :شکی نیست یکی از مهمترین نیازها چگونگی ایجاد امنیت و شرایط کافی ومناسب برای افراد در پست های دولتی وحاکمیتی برای حرکت به سمت پایین U است. تعجبی ندارد که بدون محقق نمودنِ عمق واقعی دراحساس کردن، ایجاد گشایش در خودِ برترمان وحرکت صادقانه به سوی اقدام نوآورانه، بسادگی انجام نمی شود. همه افراد گرفتار تله های ذهنی می مانند وبرمبنای برنامه‌ریزی شان به شرایط کنش _یاواقعاً واکنش _نشان می دهند.

تفسیر نزدیک :
🌹 ایجاد امنیت وشرایط کافی ومناسب برای افراد درپست های دولتی و حاکمیتی برای حرکت به سمت پایین فرآیند U به چه معناست؟
🌿 چاره سوء مدیریت های چند ماه گذشته و تکرار مدل های ذهنیِ فاجعه بار جایگیرشده در ذهنِ مدیران دولتی که بخش عمده ای از جامعه را دچار مشکلات جدی نموده، چیست؟

📚تعلیق پیش فرض ها ونگرش های مدفون دراعماق ذهن مدیران در بخشِ "احساس کردن" از فرآیندِUچگونه محقق می‌شود؟
مصادیق این تنذیر در شاخه سمت راست فرآیندِU در اوضاع و احوال امروز جامعه چیست؟

📚 ما مدل های ذهنی مان راآن گونه که پروفسور شارمر می گوید دانلود می کنیم وآنچه رابرای دیدن آماده می کنیم می بینیم.
آنچه می بینیم گذشته مان است که بصورت مدلهای ذهنی، تجارب گذشته رامنعکس می کند...

جایگاه مدلهای ذهنیِ ناکارآمدِگذشته در تصمیمات کلان این روزها کجاست؟
..

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
همه چیز ازمن آغاز می شود

متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.

یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمی‌توانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.

فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg