۱۵-دعوت به زندگی
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
کتابفروشی های خیابان انقلاب آماده کافه شدن هستند
بازار داغ نخریدن کتاب کار را به جایی رسانده که بورس کتابفروشی ایران یعنی خیابان انقلاب در حال ورشکستی کامل است. فروشندگان آرزوی تعطیلی دارند اما حتی مغازه هایشان را کسی نمی خرد.
مردم هرچیزی را احتکار می کنند به جز کتاب! تمام آنچه را که احتکار می کنند استفاده هم می کنند اما اگر کتابی بخرند آن را نمی خوانند، در نتیجه کتاب را از سبد خرید خود حذف کرده اند.
دقیقا به جای آنکه لوازم خانگی از دست فروشندگان در بیاید تا آنها نتوانند با انبار کردن تا بالا رفتن قیمت مردم را آزار دهند، انتشاراتی ها خود دست به کار شده اند و با ایجاد سایت، محصول را بدون دریافت هزینه پیک به دست مشتری می رسانند. گاها تخفیف هایی هم روی کتابها می گذارند و همه اینها باعث می شود تا فروشنده اطراف خیابان انقلاب نتواند کتاب را به مخاطب عرضه کند.
امید بسیاری از کتابفروشان این بود که با آغاز سال تحصیلی جدید، فروش نیمه جانشان نمیرد اما حالا به نظر می رسد این مرگ حتمی تر از هر زمان دیگری شده است.
مغازه های کتابفروشی می روند تا تک تک تبدیل به کافه برای سیگار کشیدن و قهوه نوشیدن شوند و از کتاب صحبت کنند!! کتابهایی که خوانده نشده و نمی شوند.
ناشرانی که خود وارد عرصه شده اند تا کتاب بفروشند، یک نمایشگاه بزرگ در تهران را هم در اختیار دارند: نمایشگاه کتاب! که البته این نمایشگاه هم نه برای خریدن و خواندن که تنها یک کتاب فروشی بزرگ است که مردم به آنجا می روند تا ساندویچ و سیب زمینی سرخ کرده صرف کنند!
در این میان، با وجود آنکه فروشندگان و حتی برخی از ناشران نیز ورشکست شده اند، مغازه های دیگری هم تبدیل به کتابفروشی شده اند. نام کتابفروشی را بر روی خود گذاشته اند تا از حداقل مالیات استفاده کنند اما در مغازه هایشان اگر چند کتاب شناخته شده به تعداد انگشتان یک دست وجود داشته باشد، باقی اش لوازم التحریر و لوازم متفرقه است. قطعا ماندن در این بازار سودی ندارد و فروشندگان کتاب در خیابان انقلاب خود نیز آماده تعطیل شدن هستند.
اگر از خیابان انقلاب صحبت می شود، به این دلیل است که بورس کتاب در این خیابان جاریست و اگر این بورس در حال سقوط است، تصور کنید یک کتابفروشی ساده در یک خیابان حتی اصلی به جز خیابان انقلاب و فرعی های منتهی به آن چه حال و روزی دارند.
بازار داغ نخریدن کتاب کار را به جایی رسانده که بورس کتابفروشی ایران یعنی خیابان انقلاب در حال ورشکستی کامل است. فروشندگان آرزوی تعطیلی دارند اما حتی مغازه هایشان را کسی نمی خرد.
مردم هرچیزی را احتکار می کنند به جز کتاب! تمام آنچه را که احتکار می کنند استفاده هم می کنند اما اگر کتابی بخرند آن را نمی خوانند، در نتیجه کتاب را از سبد خرید خود حذف کرده اند.
دقیقا به جای آنکه لوازم خانگی از دست فروشندگان در بیاید تا آنها نتوانند با انبار کردن تا بالا رفتن قیمت مردم را آزار دهند، انتشاراتی ها خود دست به کار شده اند و با ایجاد سایت، محصول را بدون دریافت هزینه پیک به دست مشتری می رسانند. گاها تخفیف هایی هم روی کتابها می گذارند و همه اینها باعث می شود تا فروشنده اطراف خیابان انقلاب نتواند کتاب را به مخاطب عرضه کند.
امید بسیاری از کتابفروشان این بود که با آغاز سال تحصیلی جدید، فروش نیمه جانشان نمیرد اما حالا به نظر می رسد این مرگ حتمی تر از هر زمان دیگری شده است.
مغازه های کتابفروشی می روند تا تک تک تبدیل به کافه برای سیگار کشیدن و قهوه نوشیدن شوند و از کتاب صحبت کنند!! کتابهایی که خوانده نشده و نمی شوند.
ناشرانی که خود وارد عرصه شده اند تا کتاب بفروشند، یک نمایشگاه بزرگ در تهران را هم در اختیار دارند: نمایشگاه کتاب! که البته این نمایشگاه هم نه برای خریدن و خواندن که تنها یک کتاب فروشی بزرگ است که مردم به آنجا می روند تا ساندویچ و سیب زمینی سرخ کرده صرف کنند!
در این میان، با وجود آنکه فروشندگان و حتی برخی از ناشران نیز ورشکست شده اند، مغازه های دیگری هم تبدیل به کتابفروشی شده اند. نام کتابفروشی را بر روی خود گذاشته اند تا از حداقل مالیات استفاده کنند اما در مغازه هایشان اگر چند کتاب شناخته شده به تعداد انگشتان یک دست وجود داشته باشد، باقی اش لوازم التحریر و لوازم متفرقه است. قطعا ماندن در این بازار سودی ندارد و فروشندگان کتاب در خیابان انقلاب خود نیز آماده تعطیل شدن هستند.
اگر از خیابان انقلاب صحبت می شود، به این دلیل است که بورس کتاب در این خیابان جاریست و اگر این بورس در حال سقوط است، تصور کنید یک کتابفروشی ساده در یک خیابان حتی اصلی به جز خیابان انقلاب و فرعی های منتهی به آن چه حال و روزی دارند.
📚۹_دهلیز رویاها
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :
"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"
صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بودهاست.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آیندهای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کردهاند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.
آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"
همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :
🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.
🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.
📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟
✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟
📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟
📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕نظر خواننده دوراندیش
فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن
📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن
📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Ezati.Amini:
📖نظر خواننده دوراندیش
🌺فصل ۱۴:علم باذهن خردمند کار می کند
در مقدمه فصل ۱۴ به صراحت اعلام خطر نموده که خرد انسانی در صد سال گذشته به اندازه تکنولوژی پیشرفت ننموده و اگر شکاف بین قدرت و خرد به تعادل نرسد ، امید به تحقق چشم اندازها میسر نخواهد گشت.
📚ویژگی مشخص جهان بینی جدید بایستی بر اساس پیوستگی ، به مثابه یک اصل سازمان دهنده عالم ، میان افراد و جهان باشد ، زیرا یکی از دانشمندان سرآمد حوزه علم فیزیک «بوهم » فروپاشی را سرچشمه پنهان بحرانهای زیست محیطی ، سیاسی و اجتماعی پیش روی جهان می داند و آنرا در دیدگاه انسانها نسبت به جهان و خودمان منفک از یکدیگر و طبیعت قلمداد می نماید .
انشتین اعتقاد داشت : عالم به ما یک حقیقت مسلم را میگوید :
« حقیقت وابستگی و همبستگی متقابل نا محدود »
بوهم اعتقاد داشت وظیفه ما گسترش همدری و شفقت برای در بر گرفتن و پذیرش کلیه موجودات زنده و کل طبیعت میباشد .
فهم و درک کاینات به مثابه یک پدیده زنده ، فقط از درون و ازطریق پرورش استعداد و فهم ظرفیت جهان زنده و خودمان به عنوان یک کل دارای تاثیر و ارتباط ، فقط از طریق ذهن خردمند اغاز میگردد .
📋اتکاء فرهنگ غربی به دانش و فن آوری در طول دویست سال گذشته سبب رشد قدرت فن آوری شده و کاهش خرد و توسعه انسانی را ایجاد نموده است ، فن آوری مدرن با دادن قدرت ادراک شده به ما ، احساس نیاز به پرورش سرچشمه های قدرت درونی مان را تنزل داده و پس از مدتی همه چیزی که می شناسیم قدرت فن آوری است ، شکاف فزاینده بین قدرت فن آوری و خرد انسانی , تنها ناشی از پیشرفت فن آوری نیست بلکه ناشی از شیوه های تاثیر متقابل آن با توسعه انسانی نیز می باشد که پس از مدتی نیاز به چنین توسعه ای تقریبا به فراموشی سپرده میشود ، برای رفتن به جایی متکی به خودروهایمان شده ایم و لذت پیاده روی را از دست داده ایم ، از طریق فناوری پزشکی دردهایمان را تسکین می دهیم بدون اینکه یاد بگیریم چگونه خودمان را شفا بدهیم ، متاسفانه جهان را آنگونه که هست نمی بینیم ، بلکه انرا انگونه که ما هستیم می بینیم ، اگر می خواهیم تغییر اوضاع آن بیرون را ببینیم ، در ابتدا نیازمند دیدن تغییر در درون هستیم ، بایستی فرآیند های مشاهده و رصد را عمیق تر ازمایش کنیم ، کلید حل مساله در تحول استعدادهایمان برای فهمیدن و ایجاد ظرفیت برای آفرینش قراردارد .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖نظر خواننده دوراندیش
🌺فصل ۱۴:علم باذهن خردمند کار می کند
در مقدمه فصل ۱۴ به صراحت اعلام خطر نموده که خرد انسانی در صد سال گذشته به اندازه تکنولوژی پیشرفت ننموده و اگر شکاف بین قدرت و خرد به تعادل نرسد ، امید به تحقق چشم اندازها میسر نخواهد گشت.
📚ویژگی مشخص جهان بینی جدید بایستی بر اساس پیوستگی ، به مثابه یک اصل سازمان دهنده عالم ، میان افراد و جهان باشد ، زیرا یکی از دانشمندان سرآمد حوزه علم فیزیک «بوهم » فروپاشی را سرچشمه پنهان بحرانهای زیست محیطی ، سیاسی و اجتماعی پیش روی جهان می داند و آنرا در دیدگاه انسانها نسبت به جهان و خودمان منفک از یکدیگر و طبیعت قلمداد می نماید .
انشتین اعتقاد داشت : عالم به ما یک حقیقت مسلم را میگوید :
« حقیقت وابستگی و همبستگی متقابل نا محدود »
بوهم اعتقاد داشت وظیفه ما گسترش همدری و شفقت برای در بر گرفتن و پذیرش کلیه موجودات زنده و کل طبیعت میباشد .
فهم و درک کاینات به مثابه یک پدیده زنده ، فقط از درون و ازطریق پرورش استعداد و فهم ظرفیت جهان زنده و خودمان به عنوان یک کل دارای تاثیر و ارتباط ، فقط از طریق ذهن خردمند اغاز میگردد .
📋اتکاء فرهنگ غربی به دانش و فن آوری در طول دویست سال گذشته سبب رشد قدرت فن آوری شده و کاهش خرد و توسعه انسانی را ایجاد نموده است ، فن آوری مدرن با دادن قدرت ادراک شده به ما ، احساس نیاز به پرورش سرچشمه های قدرت درونی مان را تنزل داده و پس از مدتی همه چیزی که می شناسیم قدرت فن آوری است ، شکاف فزاینده بین قدرت فن آوری و خرد انسانی , تنها ناشی از پیشرفت فن آوری نیست بلکه ناشی از شیوه های تاثیر متقابل آن با توسعه انسانی نیز می باشد که پس از مدتی نیاز به چنین توسعه ای تقریبا به فراموشی سپرده میشود ، برای رفتن به جایی متکی به خودروهایمان شده ایم و لذت پیاده روی را از دست داده ایم ، از طریق فناوری پزشکی دردهایمان را تسکین می دهیم بدون اینکه یاد بگیریم چگونه خودمان را شفا بدهیم ، متاسفانه جهان را آنگونه که هست نمی بینیم ، بلکه انرا انگونه که ما هستیم می بینیم ، اگر می خواهیم تغییر اوضاع آن بیرون را ببینیم ، در ابتدا نیازمند دیدن تغییر در درون هستیم ، بایستی فرآیند های مشاهده و رصد را عمیق تر ازمایش کنیم ، کلید حل مساله در تحول استعدادهایمان برای فهمیدن و ایجاد ظرفیت برای آفرینش قراردارد .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕نظر خواننده دوراندیش حضور
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب
پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from مدارسی که یادمیگیرند
🍓قلب هدف ماچیست؟
پیترسنگه می گوید :"هرسازمانی اعم از اینکه آگاهانه اصول رابوجودآورد یانه، بوسیله برخی اصول صریح وروشن اداره میشود". این اصول "ایده های راهنما" هستند _مفاهیمی که آنچه که یک سازمان مظهر آن است واعضایش مشتاق به خلق وایجادش هستند رامشخص و تعریف می نماید.
ایده های راهنما عمق و ژرفای فلسفی دارند وهرگز ثابت ودایمی نیستند. آنها نتیجه گفت و شنود های یکباره، اعتبار بخشی یا بازنگری برنامه آموزش تحصیلی یا کناره گیری وخلوت گزینی یک هفته ای درتابستان نیستند. آنها ازطریق گفت و شنود و تعمق وتدبر طولانی تکامل پیدامی کنند وازطریق بکارگیری برنامهها وراهبردهای جدید تکاملشان تداوم خواهد داشت. این ایده های راهنما نمایانگر چیزی بیش از بیانیه ماموریت وچشم انداز رسمی هستند، آنها آرمان های مشترکی هستند که سازمان رابه شیوه های بنیادی شکل دهی وبازشکل دهی می نمایند وعمیقا باهویت وقلب هدف سازمان گره خورده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۳
https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A
پیترسنگه می گوید :"هرسازمانی اعم از اینکه آگاهانه اصول رابوجودآورد یانه، بوسیله برخی اصول صریح وروشن اداره میشود". این اصول "ایده های راهنما" هستند _مفاهیمی که آنچه که یک سازمان مظهر آن است واعضایش مشتاق به خلق وایجادش هستند رامشخص و تعریف می نماید.
ایده های راهنما عمق و ژرفای فلسفی دارند وهرگز ثابت ودایمی نیستند. آنها نتیجه گفت و شنود های یکباره، اعتبار بخشی یا بازنگری برنامه آموزش تحصیلی یا کناره گیری وخلوت گزینی یک هفته ای درتابستان نیستند. آنها ازطریق گفت و شنود و تعمق وتدبر طولانی تکامل پیدامی کنند وازطریق بکارگیری برنامهها وراهبردهای جدید تکاملشان تداوم خواهد داشت. این ایده های راهنما نمایانگر چیزی بیش از بیانیه ماموریت وچشم انداز رسمی هستند، آنها آرمان های مشترکی هستند که سازمان رابه شیوه های بنیادی شکل دهی وبازشکل دهی می نمایند وعمیقا باهویت وقلب هدف سازمان گره خورده است.
کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۳
https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A
Telegram
مدارسی که یادمیگیرند
برای ساختن آینده فرزندان وکشورمان نیازمند یادگیری یادگیرنده محورهستیم
IT STARTS WITH ME
📔The commitment to personal growth is important, and it is most important for those in positions of leadership.
Executive of FORD :
📕It all starts with personal mastery., It all starts with my willingness to see the shortcomings that are all too evident to those around me.
📖I can never expect the people around me in an organization to be more open and willing to learn and improve than I am.
Fifth Discipline (New Edition)
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔The commitment to personal growth is important, and it is most important for those in positions of leadership.
Executive of FORD :
📕It all starts with personal mastery., It all starts with my willingness to see the shortcomings that are all too evident to those around me.
📖I can never expect the people around me in an organization to be more open and willing to learn and improve than I am.
Fifth Discipline (New Edition)
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
همه چیز ازمن آغاز می شود
متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.
یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمیتوانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.
فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
متعهد بودن به رشد فردی مسئله مهمی است وبرای کسانی که در پست های رهبری قرار دارند مهمترین مسئله است.
یکی ازمدیران اجرایی موفق شرکت فورد می گوید :
🌷 "همه چیز با قابلیت شخصی آغاز می شود، همه چیز باتمایل وخواستِ من برای فهم و دیدن کمبودها ونقص هایی که شواهدی برای اوضاع پیرامون من است آغاز می شود.
📕من هرگز نمیتوانم انتظار داشته باشم افراد پیرامون وکارکنانِ من درسازمان بیش از خودِ من، پذیرا، شفاف ومشتاق یادگیری و بهبود باشند.
فرازی از کتابِ پنجمین فرمان پیترسنگه
ویرایش جدید
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📖شاید زمانی که مابه بازکشف سازمان به مثابه یک سیستم زنده نایل آییم قادر به باز کشفِ آن چیزهایی که به عنوان نوع بشر برای کارکردن باهم درمسیر تحقق مقصود ی که حقیقتاً برای همه مان اهمیت دارد نیز نایل شویم.
پیترسنگه، فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
پیترسنگه، فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕انگیزه
ساختن فرهنگ های یادگیری محور، کاری بس دشوار است و شاید ماهها و سالها طول بکشد. یقیناً این یک سفر بی پایان است.
مسیر این سفر آکنده ازخطرپذیری است،
خطرپذیری هم درناکامی از فهم تغییر فرهنگیِ واقعی وهم در توفیق شایسته درانجام این کار وبه تبعِ آن تبدیل شدنش به یک تهدید برای کسانی که بدنبال حفظ وضع موجود هستند.
📔خلق "فرهنگ های یادگیری محور"، کاری شاقّ وزمان بر است. چون ما راکِش می آورد وتحت فشارقرارمی دهد. همیشه راهِ ساده تر این است که محدوده راحتی و آسایش مان را رها نکنیم ودرآن بمانیم!
در ۱۵ سال گذشته هیچ چیزی درک من را از این چالش ها کم نکرده است.
📚بافرض همه اینها، چه چیزی باعث می شود افراد ناگزیر از دست یازیدن به این هدف بزرگ می شوند؟
📖به نظر می رسد افراد به سه دلیل هم پوشاننده علیرغم ریشه های انگیزشی متفاوت، ناگزیر به روی آوردن به کارِ شاقّ"ساخت سازمان یادگیرنده" می شوند:
🌹 برخی درجستجوی مدل بهتری برای مدیریت وهدایت تغییرات
وبرخی در تلاش برای ساختن ظرفیت کلی درسازمان برای انطباق پیوسته باتغییرات به
" ایجاد فرهنگ یادگیری محور "روی می آورند.
...اما به نظر می رسد همگی باور دارند که راهی برای مدیریت وسازمان دادن کارها وجود دارد که هم از بُعْدعملی وهم ملاحظات انسانی نسبت به سایر رویکردها برتری دارد وبطور معناداری عملکرد رابهبود بخشیده ومحیط های مختلف کاری را می آفریند که اکثر ماها حقیقتاً دوست داریم درٱنها کارکنیم.
پیترسنگه در فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
ساختن فرهنگ های یادگیری محور، کاری بس دشوار است و شاید ماهها و سالها طول بکشد. یقیناً این یک سفر بی پایان است.
مسیر این سفر آکنده ازخطرپذیری است،
خطرپذیری هم درناکامی از فهم تغییر فرهنگیِ واقعی وهم در توفیق شایسته درانجام این کار وبه تبعِ آن تبدیل شدنش به یک تهدید برای کسانی که بدنبال حفظ وضع موجود هستند.
📔خلق "فرهنگ های یادگیری محور"، کاری شاقّ وزمان بر است. چون ما راکِش می آورد وتحت فشارقرارمی دهد. همیشه راهِ ساده تر این است که محدوده راحتی و آسایش مان را رها نکنیم ودرآن بمانیم!
در ۱۵ سال گذشته هیچ چیزی درک من را از این چالش ها کم نکرده است.
📚بافرض همه اینها، چه چیزی باعث می شود افراد ناگزیر از دست یازیدن به این هدف بزرگ می شوند؟
📖به نظر می رسد افراد به سه دلیل هم پوشاننده علیرغم ریشه های انگیزشی متفاوت، ناگزیر به روی آوردن به کارِ شاقّ"ساخت سازمان یادگیرنده" می شوند:
🌹 برخی درجستجوی مدل بهتری برای مدیریت وهدایت تغییرات
وبرخی در تلاش برای ساختن ظرفیت کلی درسازمان برای انطباق پیوسته باتغییرات به
" ایجاد فرهنگ یادگیری محور "روی می آورند.
...اما به نظر می رسد همگی باور دارند که راهی برای مدیریت وسازمان دادن کارها وجود دارد که هم از بُعْدعملی وهم ملاحظات انسانی نسبت به سایر رویکردها برتری دارد وبطور معناداری عملکرد رابهبود بخشیده ومحیط های مختلف کاری را می آفریند که اکثر ماها حقیقتاً دوست داریم درٱنها کارکنیم.
پیترسنگه در فرازی از ویرایش جدید پنجمین فرمان.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Forwarded from قانون جذب و مثبت اندیشی راز موفقیت
تبلیغ جالب یک کتاب فروشی:
کتابها خسته اند, وقت کردید قلقلکی به آنها بدهید.
24 آبان ماه، روز کتاب وکتابخوانی
را به تمام دوست داران کتاب تبریک میگوییم.
#n @ganunejazb
کتابها خسته اند, وقت کردید قلقلکی به آنها بدهید.
24 آبان ماه، روز کتاب وکتابخوانی
را به تمام دوست داران کتاب تبریک میگوییم.
#n @ganunejazb
بخشی ازکتاب 🌹حضور 🌹که به بررسی حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ پرداخته :
🌹 "تعصبِ مذهبیِ یک فرد، عذاب دادنِ قهرمانانه دیگران است" 🌹
درادامه اضافه می کند :
🌹 اگر۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱فقط یک چیز به ماگفته باشد این است که، ماباید اوضاعِ جهان را صرفاً آن گونه که بوسیله شهروندانِ متفاوت تجربه می شود درک کنیم _یعنی یادبگیریم چگونه "جهانی احساس کنیم" به جای اینکه راه حل های یک گروه رابه سایرین تحمیل کنیم. ۱۶۴
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 "تعصبِ مذهبیِ یک فرد، عذاب دادنِ قهرمانانه دیگران است" 🌹
درادامه اضافه می کند :
🌹 اگر۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱فقط یک چیز به ماگفته باشد این است که، ماباید اوضاعِ جهان را صرفاً آن گونه که بوسیله شهروندانِ متفاوت تجربه می شود درک کنیم _یعنی یادبگیریم چگونه "جهانی احساس کنیم" به جای اینکه راه حل های یک گروه رابه سایرین تحمیل کنیم. ۱۶۴
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕We shape our structures and then they shape us
How do these systemic structures change?
We have created the structures that currently dominate by virtue of how we have operated in the past, and they can change if we see them and start to operate differently.
This is a big statement, and its credibility rests on evidence, such as the stories and examples in the preceding chapters and those that follow.
But in a sense, it is also quite intuitive.
The streets of a city constitute a physical structure that shapes how traffic flows. It is very hard to drive your car where there are no streets.
In Boston, the streets in the oldest part of the city follow no pattern whatsoever, and the joke is that it is the fault of the seventeenth_century cows. 🐮
The paved Streets of the twentieth century were laid on top of cart paths that had developed in the two preceding centuries, which sensible cart drivers had established by following the well_worn trails their cows 🐮 had been making for a century before that.
Now presumably the cows 🐮had little ability to see the patterns of their trails,nor did they likely care. But people might look at this structure and decide there could be a better way, something that Bostonian's love of the past apparently precluded.
When the story of Boston's cows 🐮 and streets is transposed onto our organizations, it raises two questions. What does it take to see the structural patterns we are enacting?And are we operating more like cows 🐮or people _like cows, doing what we have been doing because we have been doing it, or, like people, stepping back and attempting to see the deeper patterns and then choosing to do things differently?
Obviously, any conceptual framework of this sort is abstract, and real understanding of how it all works must be gained through concrete experience, for which no book is a substitute. Nonetheless, the eight strategies and examples that follow should give a sense of the state of practical know _how today. 📕
Fifth Discipline New edition
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
How do these systemic structures change?
We have created the structures that currently dominate by virtue of how we have operated in the past, and they can change if we see them and start to operate differently.
This is a big statement, and its credibility rests on evidence, such as the stories and examples in the preceding chapters and those that follow.
But in a sense, it is also quite intuitive.
The streets of a city constitute a physical structure that shapes how traffic flows. It is very hard to drive your car where there are no streets.
In Boston, the streets in the oldest part of the city follow no pattern whatsoever, and the joke is that it is the fault of the seventeenth_century cows. 🐮
The paved Streets of the twentieth century were laid on top of cart paths that had developed in the two preceding centuries, which sensible cart drivers had established by following the well_worn trails their cows 🐮 had been making for a century before that.
Now presumably the cows 🐮had little ability to see the patterns of their trails,nor did they likely care. But people might look at this structure and decide there could be a better way, something that Bostonian's love of the past apparently precluded.
When the story of Boston's cows 🐮 and streets is transposed onto our organizations, it raises two questions. What does it take to see the structural patterns we are enacting?And are we operating more like cows 🐮or people _like cows, doing what we have been doing because we have been doing it, or, like people, stepping back and attempting to see the deeper patterns and then choosing to do things differently?
Obviously, any conceptual framework of this sort is abstract, and real understanding of how it all works must be gained through concrete experience, for which no book is a substitute. Nonetheless, the eight strategies and examples that follow should give a sense of the state of practical know _how today. 📕
Fifth Discipline New edition
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📔
"When you build a team that believes that change from any place in the system is possible, significant change can sprout from even the tiniest of seeds. "
Fifth Discipline new edition 🌺
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
"When you build a team that believes that change from any place in the system is possible, significant change can sprout from even the tiniest of seeds. "
Fifth Discipline new edition 🌺
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📕آیا سناریوی "مجلس ترحیم" یک احتمال واقعی است؟
اگر این چنین است ماچگونه می توانیم بهترین تلاش وانجام وظیفه مان رابرای اجتناب از وقوع این "آینده" به کار بگیریم؟
چه عاملی منجر به تحول کل یکپارچه می شود؟
جان میلتون (پروفسور رشته مطالعات زیست محیطی و طبیعت گردِ عارف مسلک) :
🌹 مشکلی که مابا آن مواجه هستیم بواسطه فقدان ارتباط نه فقط باهمدیگر بلکه با همه طبیعت، یک مسئله بنیادی و اساسی است.
ماخارج از ارتباط باکل طبیعت هستیم چون به یک نوع آگاهی تقلیل گرایانه نقل مکان کرده ایم که مبتنی بر احساس بیگانگی و جدایی است.
ماباید آن ارتباط رابه یک آفرینش مشترک تغییر دهیم. هنوز هم سرنوشت نوع بشر تاحد خیلی زیادی دردستانِ خود ماست.
امور قطعی و مسلم پویا وسیال هستند وبرگرداندن آنها مشکل خواهد بود
اما مادوفرصت داریم که بی اندازه کمک کننده وموثر هستند :
📚اولین فرصت یک آگاهی بوم شناسانه درحال ظهور است، آیندهای با آگاهی شخصی از وابستگی های متقابل مان با حیات دیگران ومسیولیت پذیری های متقابل مان نسبت به هم.
📚فرصت دوم، وجود یک ساختار معنویتِ زمین محور با آهنگ حرکت بسیار سریع.
این دوعامل فرصتی رابرای ما فراهم می کنند تانیاز به پاکسازی فیزیکی زمین را برآورده نماییم. دراین "فرصت" وگشایش باید تحول بنیادی روحیه وذهن مان وجود داشته باشد و ارتباط مان باهمدیگر وبازمین.
اگر مانگرش مان را از تفکری که زمین را جایی برای ما میداند به فهم این که ماواقعا روی زمین باسایر موجودات زیستِ مشترک داریم وبه عنوان بشر هیچ امتیازی نسبت به سایر موجودات نداریم تغییر دهیم، در آن صورت من باور دارم که می توانیم برای یک مدت نسبتا طولانی به حیاتمان ادامه دهیم. بااین حال هیچ چیز ثابت وغیر قابل تغییر نیست.
تحولی که ماداریم از آن صحبت می کنیم باید بتدریج وباگذشت زمان اتفاق بیافتد. البته زمان درحال رسیدن به خط پایان است. 🌷
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
اگر این چنین است ماچگونه می توانیم بهترین تلاش وانجام وظیفه مان رابرای اجتناب از وقوع این "آینده" به کار بگیریم؟
چه عاملی منجر به تحول کل یکپارچه می شود؟
جان میلتون (پروفسور رشته مطالعات زیست محیطی و طبیعت گردِ عارف مسلک) :
🌹 مشکلی که مابا آن مواجه هستیم بواسطه فقدان ارتباط نه فقط باهمدیگر بلکه با همه طبیعت، یک مسئله بنیادی و اساسی است.
ماخارج از ارتباط باکل طبیعت هستیم چون به یک نوع آگاهی تقلیل گرایانه نقل مکان کرده ایم که مبتنی بر احساس بیگانگی و جدایی است.
ماباید آن ارتباط رابه یک آفرینش مشترک تغییر دهیم. هنوز هم سرنوشت نوع بشر تاحد خیلی زیادی دردستانِ خود ماست.
امور قطعی و مسلم پویا وسیال هستند وبرگرداندن آنها مشکل خواهد بود
اما مادوفرصت داریم که بی اندازه کمک کننده وموثر هستند :
📚اولین فرصت یک آگاهی بوم شناسانه درحال ظهور است، آیندهای با آگاهی شخصی از وابستگی های متقابل مان با حیات دیگران ومسیولیت پذیری های متقابل مان نسبت به هم.
📚فرصت دوم، وجود یک ساختار معنویتِ زمین محور با آهنگ حرکت بسیار سریع.
این دوعامل فرصتی رابرای ما فراهم می کنند تانیاز به پاکسازی فیزیکی زمین را برآورده نماییم. دراین "فرصت" وگشایش باید تحول بنیادی روحیه وذهن مان وجود داشته باشد و ارتباط مان باهمدیگر وبازمین.
اگر مانگرش مان را از تفکری که زمین را جایی برای ما میداند به فهم این که ماواقعا روی زمین باسایر موجودات زیستِ مشترک داریم وبه عنوان بشر هیچ امتیازی نسبت به سایر موجودات نداریم تغییر دهیم، در آن صورت من باور دارم که می توانیم برای یک مدت نسبتا طولانی به حیاتمان ادامه دهیم. بااین حال هیچ چیز ثابت وغیر قابل تغییر نیست.
تحولی که ماداریم از آن صحبت می کنیم باید بتدریج وباگذشت زمان اتفاق بیافتد. البته زمان درحال رسیدن به خط پایان است. 🌷
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📚۹_نیروی کائنات شدن -دهلیز رویاها
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
...به یادماندنی ترین بخش جلسه کارگاه آموزشی مدیران اجرایی حامی SOL غروب روز پایانی وآن زمانی بود که پروفسور اوتو شارمر رویایی راکه شب قبل دیده بود بازگو کرد :
🌹 اُوتو گفت به اشتراک گذاشتن آن رویا به نظرش مهم می آمد وگفت :من بندرت خواب هایی راکه میبینم به یاد می آورم.واین مورد خیلی عمیق بود.
زمانی که از خواب بیدارشدم می دانستم که خوابم پیغام پرمعنایی برایم داشته است من صرفا می بایست به آنچه درآن پیغام بود پی می بردم.
در خواب دیدم داشتم با گروهی ازمردم راه می رفتم که به نظرم می رسید بعضی از آنها را می شناختم. ماداشتیم درمیان ازدحام هزاران نفریِ مردم راه می رفتیم
گویی که شما دارید به یک رویداد ورزشی مهم می روید. جوّ مملوّاز یک حالت چشم انتظاری بود. احساسی وجود داشت که یک اتفاق استثنایی و شگفت انگیزی درشُرُفِ وقوع بود.
داشتیم ازپله هایی بالا می رفتیم. من شناختی از جایی که داشتیم می رفتیم نداشتم
اما همه ما راه خودمان رابرای رسیدن به یک مقصد خاص می رفتیم.
همانطور که داشتیم می رسیدیم پسر بچه ای نزدیک من درحال عبور گفت :
🌹 راستی می دانید شما حالا باید سخنرانی کنید؟
من ازپسر پرسیدم :درباره چی داری صحبت می کنی؟
چه سخنرانی ای؟ برای چه کسانی؟
همچنان که گام های آخر رابرای بالا رفتن ازپله ها برمی داشتم آن پسر برای من توضیح داد که
📚این اجتماع یک نشست جهانی کلیسای کاتولیک است.
پاپ تازه درگذشته بود وبرخی رهبران جوانتر کلیسا ازمن (پروفسور اوتو شارمر) خواسته بودند یک سخنرانی درباره :
"نحوه ی بازآفرینیِ بنیادی وتحول موسسه شان برای مواجهه با سالهای پیشِ رو ایرادنمایم"
آنها به من گفتند که آن جلسه می تواند منجر به یک گشایش منحصر به فرد شود.
درآن لحظه ما روی سکو وانتهای پله ها رسیده بودیم ومن خودم رادر جایگاه سخنران روی صحنه یک استادیوم بزرگ باحدود هشتاد هزار شنونده یافتم.
خنده دار این بود که از آن نقطه خاص اینگونه احساس می شد که گویی می توانستم باهریک از حضار باشخصی ترین شیوه متصل شده و ارتباط برقرار کنم.
من احساس کردم باهرشخص منفردی وصل هستم، آنها رامی شناختم وآنها هم من رامی شناختند.
ناگهان صدای همه هزاران نفر بدون هیچ هدایت ورهبری ای به مثابه موسیقی کلاسیک کنسرت آغاز مراسم همزمان پایین آمد. به نظر می رسید افراد درحال حرکت به سمت یک سکوت دسته جمعی پیش ازموعد هستند.
من می دانستم آن زمان لحظه ای بود که من باید یک گام به سمت جلو برمی داشتم، امااین کاررانکردم. گویی چیزی من راعقب نگه می داشت.
من واقعاً آماده نبودم، من هنوز منتظر یک شهود و الهام برای ارائه آنچه می خواستم بگویم بودم.
من همچنین منتظر کسی بودم تامن را به طور رسمی به روی صحنه دعوت کند. سرانجام یک نفر که من حتی اورا نمی شناختم به من گفت که قراربراین بود که من این سخنرانی را ارائه نمایم.
هنگامی که باحالت تردید و دودلی آنجا ایستادم ازشنیدن صداهایی که درحال بلندتر شدن بودند شوکه شدم گویی مردم متوجه شده بودند من تردیددارم.
خُب شاید امشب بالاخره قرارنیست اتفاقی بیافتد. من باترس ووحشت فهمیدم که شانس قدم برداشتن به سمت هدف واقعی وعبور از آن برای من فراهم شده است
درآن لحظه، من دری که به سمت مقصد سفرم و به سمت آنچه که کل زندگیم رابه خاطر آن سفر کرده بودم رادیدم که درحال بسته شدن بود.
......
🌺چالش :چکار کنیم تاقبل ازبسته شدن درها راه رابرسناریوی مجلس ترحیم ببندیم؟
چگونه برتردید هایمان غلبه کنیم؟
تطویل ماندن درتردید عواقبش چیست؟
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
📘پیشینه تیم سناریو در آفریقای جنوبی _بخش اول
(نجات بخش آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)
📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.
💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است
افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوقالعاده بود.
چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟
دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :
💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد
📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!
📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.
تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.
برگی از کتاب "حضور"
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
(نجات بخش آفریقای جنوبی از چنگ آپارتاید وفراهم نمودن شرایط برای پیوستن مجدد به جامعه جهانی)
📙تیم سناریو شامل افرادی از سازمان
های سیاسی ممنوع الفعالیت پیشین مانند کنگره ملی آفریقا وحزب کمونیست آفریقای جنوبی بود که حتی تا سال ۱۹۹۰ قانونی نبودند.
💥برای حدود سی سال پیش این سطح ازهوشمندی اجتماعی شگفت انگیز است
افرادی هم ازدانشگاهیان، فعالان سیاسی، اعضای اتحادیه های کارگری واعضای تشکیلات سفیدپوست ها_بازرگانان، کارآفرینان واقتصاد دانان طراز اول ونمایندگانی ازمجلس معدن داران وتشکیلات عمده صنعتی _درآن تیم حضور داشتند.
درمهمترین جلسات،نمایندگانی از احزاب سیاسی سفیدپوستِ سختگیر هم حضور داشتند :
حزب حاکمِ ملی، حزب محافظه کار راستگرا وحزب دموکراتیک آزادیخواه.
ترکیب این تیم سناریو فوقالعاده بود.
چه کسی درسال ۱۹۸۵ پیش بینی می کردفقط ده سال بعد، آفریقای جنوبی یک انتقال به دموکراسی چندنژادی رابدون هیچ تعارض وکشمکش نظامی وخونریزی عمده پشت سر بگذارد؟
دوسناریو به نام های مسیر بالا ومسیرپایین بوسیله تیم مطرح شد :
💥سناریوی مسیر پایین یک آینده محتمل را توصیف می کرد که اگرسیاست های رسمی آپارتاید ادامه پیداکند کشور به صورت فزاینده ای ازجهان جدامی شد
📚 سناریوی مسیر بالا یکپارچه شدن مجدد آفریقای جنوبی باجامعه جهانی راتوصیف می کرد واین درصورتی بود که آپارتاید برچیده می شد!
📖انجام گفت و شنود مشترک درباره این دوآینده نه تنها باعث شد بسیاری ازسفیدپوست ها درباره عواقب ادامه دادن سیاست های جاری بیاندیشند بلکه این ایده راتقویت نمود که ؛
کشور برای آینده اش حق انجام یک انتخاب رادارد.
تمرینات موفق گفت و شنود عامل این تصمیم شگفت انگیز بود.
برگی از کتاب "حضور"
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹نظر یک خواننده هوشمند "حضور"
اولین چیزی که بنظرم میرسد
"کتابی متفاوت است که در حال مطالعه و بازخوانی ، احساس های مختلفی را تجربه کردم. احساس تازگی، احساس قدرت از بابت وصل بودن به کائنات، احساس امید و احساس پا گذاشتن به سرزمین ناشناخته ها. این کتاب از زاویه خاص و بندرت شناخته شده ای به پدیده ها و ارتباط بین آنها نگاه می کند و از معدود کتاب هایی است که با خواندن هر صفحه، اشتیاق مطالعه صفحه بعدی در من ایجاد شد. وجود مکالمات رودررو و ... و همچنین سوالات مطرح شده و به چالش کشیدن نظرات و دریافت های یکدیگر در بین اساتید مولف، به همراه مرور خاطرات و تجربیات آنان در طی داستانهای کوتاه، جذاب و شیرین امکان فهم مطالب و موضوعات علمی مطرح شده را تسهیل و در عین حال برای مطالعه گر، شیرین و دلپذیر می نماید.
کتاب به نوعی تنظیم و نوشته شده است که شما هرآن، در انتظار و مترصد کشف رمز و رازی در جهان هستی، هستید.https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
اولین چیزی که بنظرم میرسد
"کتابی متفاوت است که در حال مطالعه و بازخوانی ، احساس های مختلفی را تجربه کردم. احساس تازگی، احساس قدرت از بابت وصل بودن به کائنات، احساس امید و احساس پا گذاشتن به سرزمین ناشناخته ها. این کتاب از زاویه خاص و بندرت شناخته شده ای به پدیده ها و ارتباط بین آنها نگاه می کند و از معدود کتاب هایی است که با خواندن هر صفحه، اشتیاق مطالعه صفحه بعدی در من ایجاد شد. وجود مکالمات رودررو و ... و همچنین سوالات مطرح شده و به چالش کشیدن نظرات و دریافت های یکدیگر در بین اساتید مولف، به همراه مرور خاطرات و تجربیات آنان در طی داستانهای کوتاه، جذاب و شیرین امکان فهم مطالب و موضوعات علمی مطرح شده را تسهیل و در عین حال برای مطالعه گر، شیرین و دلپذیر می نماید.
کتاب به نوعی تنظیم و نوشته شده است که شما هرآن، در انتظار و مترصد کشف رمز و رازی در جهان هستی، هستید.https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
🌹فهمیدن از طریق قلب
📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)
...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شدهاند.
...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :
📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.
....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚 سفرِ عزلت چهارده روزه
(کنار اقیانوس آرام)
...من (جوزف جاورسکی) برای ساعت ها درمیان صخره ها نشستم ونظاره گر غرش و کوبش آب اقیانوس بر آنها بودم.
آب چند فوت به سمت بالا درلابلای صخره ها جایی که من نشسته بودم جریان پیدامی کرد.
سپس همچنان که امواج آب فروکش می کرد حوضچه های محو نشده باقی مانده روی سنگ ها زیباترین نقش هاراخلق می کرد، گویی بوسیله یک هنرمند برجسته شکل داده شدهاند.
...همچنان که نظاره گر این صحنه ها بودم به اولین اصل پروفسور جان میلتون که به من آموخته بود فکر کردم :
📖همه اشکال در معرض تغییر پیوسته هستند همه درهم تنیده ومرتبط،
همه در یک حالت تجلی، بروز، ظهور ومحوشدنِ پیوسته درسرچشمه قراردارند.
....سفر عزلت برای پیوند دوباره با طبیعت و..حضور.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
۱۵-دعوت به زندگی
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.
📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد
🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است
و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شدهاست.
🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطهای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جداییناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.
🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکهای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Telegram
تحول ژرف
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی