تحول ژرف
132 subscribers
15 photos
1 video
1 file
148 links
ایجاد تحول ژرف درافراد، سازمان ها و جامعه میسر است و فقط نیازمند تغییر نحوه تفکر ماست.هوشنگ عزتی امینی
Download Telegram
فصل دهم -اراده عظیم

ویکتور هوگو :🌺"چیزی قدرتمند تر از ایده ای که زمانش فرارسیده باشد وجودندارد." 🌺

زمانی که بتوانیم یادبگیریم سهم مان در ایجاد مسائلی که دوست نداریم اتفاق بیافتند اما رفتار ما آنها را مستعد تداوم مي سازد راتشخیص دهیم می توانیم یک ارتباط متفاوت وجدید بامسایل مان رقم بزنیم وآغاز جدیدی داشته باشیم در آن صورت به هیچ وجه یک قربانی نخواهیم بود.
زمانی که مافراتر برویم واز "احساس کردن" به "حضور داشتن" برسیم پذیرای آنچه می بایست ممکن شود می شویم وناگزیر به سمت این پرسش هدایت می شویم :"خُب حالا مامی خواهیم چه چیزی را خلق کنیم؟"
............
https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
تحول ژرف pinned «فصل دهم -اراده عظیم ویکتور هوگو :🌺"چیزی قدرتمند تر از ایده ای که زمانش فرارسیده باشد وجودندارد." 🌺 زمانی که بتوانیم یادبگیریم سهم مان در ایجاد مسائلی که دوست نداریم اتفاق بیافتند اما رفتار ما آنها را مستعد تداوم مي سازد راتشخیص دهیم می توانیم یک ارتباط…»
تحول ژرف pinned «برای تهیه کتاب حضور تماس خانم کاظمی ۴۴۳۳۴۷۴۲ پیامک سفارش ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸ یا 09101590518»
۱۲-📕به فعلیت درآوردن و هنر نهادسازی

....یک بحران رهبری در جهان وجود دارد
اگر شما آنچه درخاورمیانه یازیمبابوه یا انتخابات اخیر آمریکا (سال 2000) میگذرد یا وضعیت مدیریت بوش درمنزوی وجدا کردن آمریکا ازبقیه کشورهای جهان را مورد توجه قرار دهید، متوجه خواهید شد که درهمه این موارد، یک الگوی یکسانِ نیروهای سلطه جوی قدیمی بانیروهای جدیدِ درحال ظهور از مردمی درحال کشمکش هستند که می گویند :
🌹 مابه هیچ وجه حاضر نیستیم فقط کنارگود بنشینیم وتماشاگرنابودی جهان باشیم، نیروهای قدرت قدیمی درحال مقاومت دربرابر نیروهای جدید هستند."
نیروهای جدید، بیشتر خود رادرقالب جوانان و زنان نشان می دهند.
تانتوانیم فضایی رابرای افراد فراهم آوریم تاهمه درمدیریت جهان وایجاد آینده‌ای متفاوت مشارکت داشته باشند نخواهیم توانست از بروز یک اتفاق حتمی ممانعت بعمل آوریم.
(سناریوی مجلس ترحیم)


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🌹 نظرات یک خواننده فکور فصل ۱۱

📕فصل ۱۱ کتاب حضور توسط ۴ استاد ٬ گفت و شنود با کاینات عنوان گردیده و بیان این نکته که کاینات می خواهد به ما یاری برساند ٬ چگونه ؟
- اگر پذیرای ایده هایمان باشیم کاینات ما را یاری خواهد کرد و راههایی برای بهبود ایده هایمان ارایه میدهد ٬ بخشی از این ماجرا گوش سپردن به ایده ها ٬ پیشنهادها و تلاش برای تعامل در باره انهاست .
- اگر پذیرا باشیم ٬ محیط به صورت پیوسته انچه را که نیازمند یادگیری هستیم ٬ به ما خواهد ‌ اموخت .
- بایستی درگاهی در ذهن ایجاد نمود ٬ فرصت هایی برای الهام و تحول ٬ برای بازنویسی تصورات و نظرات اجمالی و عمیق تر مفاهیم جدید . انچه که مبادرت به فهم و دریافت درونی شود ٬ هنگامی که هوشیارانه بر تجلی و بروز متظاهرانه و روشن آن اهتمام گردد ٬ دریچه ای کاملا نو در ذهن اشکار می نماید و پاسخ ها و بازخوردها ازطریق آن دریافت میگردد .

📖 - الگو سازی٬ ؛مدلسازی و شبیه سازی بهترین ادراکات ما می باشند ٬ باید تحولی باشیم که در جستجوی خلق آنیم ٬
📔 ما اغلب چیزی را یاد میگیریم که به سمت اقدام حرکت میکند ٬ کلید، عمل کردن و پذیرا ماندن است ٬
عمل کردن فقط اقدام نیست ٬ مشارکت آگاهانه تر در گفت و شنود با عالم آشکار نیز جزیی از آن است .
- 📝چشم انداز داشته باشید و هدف ژرف ٬ یک ظرفیت و استعداد برای خود ارزیابی کردن و رصد مسیر و تصحیح احتمالی آن.
📋 کاینات می خواهد ما را یاری کند ٬ اما شما نیز بایستی بشنوید و قادر به مشاهده کردن باشید .
-🌸 انچه به عنوان الگو سازی اولیه آغاز میگردد ٬ در فرایند دگر دیسی و تغییر بنیادی طبیعی ٬ چشم اندازی نوآورانه و پیوسته ظاهر میگردد که همگان آنرا بدیهی می دانند .
-📋 اگاهی بیکرانی که در درون تجربیات منفرد انسانها قرارداد و چهار چوب زنده ای که ذهن ها در آن بهم میرسند و درگیر و متعهد میشوندرااساتید، « ذهن مقدس » می نامند ٬ بایستی حضور این حوزه ذهنی گسترده را تشخیص داد ٬ شناسایی نمود و چگونگی عملکردش را یاد گرفت ٬ حتی اگر فرهنگمان این حضور را به ما نیاموخته باشد .
- رفتن از شکستی ناخواسته به شکستی دیگر بدون از دست دادن شور و شوق و اشتیاق را میتوان ………

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📖نظر خواننده فصل ۱۲ حضور

📚فصل ۱۲ کتاب حضور با مضمون به فعلیت دراوردن معرفی گردیده ٬ درابتدا واقعه ۱۱ سپتامبر را ارزیابی و آن را انعکاس دردناکی بیان می نماید که مهر تاییدی است بر اهمیت فرایند یاد گیری عمیق .
📔استادان یادگیری بیان نمودند :
نمی توانیم کمکی کنیم ٬ بجز تعمق روی معانی و نتایج این واقعه .
این اتفاق چقدر به جنون ناشی از تعصب مذهبی افراد و چقدر به سایر دلایل ارتباط دارد ٬ تعصب مذهبی افراد که عذاب دادن قهرمانانه جزیی از ان است .
📕آنها معتقدند اگر ۱۱ سپتامبر فقط یک چیز را بیان کند ٬ این است که ما باید اوضاع جهان را آنگونه که به وسیله شهروندان متفاوت تجربه میشود درک کنیم ٬ یعنی یاد بگیریم چگونه جهانی احساس کنیم ٬ به جای اینکه راه حل یک گروه را به سایرین تحمیل نماییم .
📋آنچه دیده میشود ٬ بحران های جاری جهان است و آگاهی جهانی جدید در حال ظهور .
مبارزه نیروهای قدرت قدیمی و نیروهای جدید که قالب آنها زنان و جوانان هستند و میگویند ما به هیچ وجه حاضر نیستیم ساکت باشیم و تماشاگر نابودی جهان.
📝رئیس پیشین دانشگاه امریکای مرکزی در خصوص حادثه ۱۱ سپتامبر میگوید : ما صرفا در حال تجربه یک بحران امنیتی نیستیم ٬ بلکه در حال تجربه بحران سنگین و بنیادی تمدن که به نوعی بیانگر احساس ما نسبت به زندگی هست را تجربه میکنیم اوگفت« جهان نمی داند به کجا میرود» .
📖جهانی شدن یعنی همبسته تر و اگاه تر شدن در سراسر جامعه ٬ یعنی انتخاب بنیادی مشارکت در الگوهای توسعه پایدار .
📝این اگاهی و معنویت جدید برای اثر بخش بودن بایستی در سطح محلی مورد توجه قرارگیرد ٬ زیرا هیچ راه حل جهانی در مقیاس وسیع وجود ندارد ٬ یافتن راه حل های مشترک که بتواند برای همه موثر باشد غیر ممکن است.
🌸یادگیری ٬ آگاهی و فهممان را متحول نموده ٬ قلمروهای جدید خلق می نماید وسبب می شودتا جهان را به شیوه ای جدید ببینیم وبفهمیم ٬ بایستی در کسب و کار ساخت جامعه بود ٬
کسب و کار هدف نیست ٬ وسیله ای است برای ساختن جامعه ای شرافتمند و منصف که به همه اختیار میدهد .


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۳_رهبری :انسان شدن

📖پیترسنگه :یقیناً واقعیاتِ پیشِ رویِ جدید درجهان، به تفکر جدیدی درباره رهبری نیاز دارد.
یکی از قدیمی ترین ایده ها درباره رهبری این است که "باقدرت بایدعقل هم بیاید ایده ای که به نظر می رسد به دوره‌ای که دولت شهرهای بزرگ درچین ویونان درحدود ۲۵۰۰ سال پیش شکل گرفت برمی گردد
(ایده ی" حاکمِ حکیم "افلاطون)

جهانی شدن، جوامع وفرهنگ ها را درمقیاسی که هرگز قبل از این وجود نداشته تغییر داده وشکل تازه ای بخشیده است، ازاین رو ایده کهنه ای که به جایگاه تاثیر گذاریِ رهبر برچنین قدرت سازمانی ای اشاره دارد بیان می دارد،؛رهبر، می بایست متعهد به پرورش یاتوسعه معنوی خودش هم باشد، اما این تعهد درعصرحاضر بطور کامل نادیده گرفته شده است.
چینی ها و یونانی های باستان باورداشتند توسعه معنوی رهبران مستلزم یک تلاشِ شخصی متعهدانه مادام‌العمر است که آن زمان بوسیله اساتید هدایت می شد.

📗 بتی سو گفت شمامی دانید اینکه مابتوانیم موضوعی راتعقیب وسرانجام به جایی برسیم که قبلاً افراد خردمند بدان رسیده اند وبرای اولین بار هم آن را بشناسیم چقدر شگفت انگیز است.
🍡 اما من (بتی سو) فکر می کنم این هم مهم است درک کنیم که اگرچه پرورش رهبری، بخش اصلی سنت های خردمندانه گذشته بوده است اما درآینده وضعیت متفاوت خواهد‌بود.
📕درآینده، رهبری صرفاً بوسیله افرادمنفرد انجام نخواهد شد بلکه گروه ها، موسسات، جوامع وشبکه ها درآن نقش ایفا می نمایند.

📔بتی سو ادامه داد :"اکنون یکی ازموانع حرکت گروهها به سمت آینده، این تفکرِ آنهاست که باید منتظر ظهور یک رهبر باشند، یعنی کسی که مسیر آینده را به آنها نشان دهد.
امامن فکر می کنم آنچه از فرآیندِU یاد گرفته ایم نشان می دهد که آینده می تواند ازدرونِ خود گروه سربراورد نه در قالب یک قهرمان یارهبر سنتی.
من فکر میکنم این، کلید رفتن به سمت آینده است یعنی ماباید شکل جدیدی از رهبری راترویج نماییم که وابسته به افراد استثنایی نباشد.

📖پیترسنگه بیان کرد: این توصیفِ آینده عصر ما درارتباط با مسئله رهبری است. دردنیای شبکه های سازمانی جهانی ماباموضوعاتی مواجه هستیم که رهبریِ سلسله مراتبی فی نفسه درمواجهه با آنها ناکافی وفاقدوجاهت است.
این اختلاف بزرگ بین جهان ما واوضاع واحوالی است که منجر به خلق ایده های رهبری کنفوسیوس و افلاطون در ۲۵ قرن پیش گردید. مااین مسئله را هنگام کارکردن بامدیران اجراییِ ارشد، حتی درموسسات جهانی مرتب می بینیم.

آن چیزی که قدرت موجود در راس سلسله مراتب رامتمایز می کند معمولا بیشتر کج روی به سوی قدرت برای ویرانگری وتخریب است تا استفاده از قدرت برای ساختن.
یک مدیر ارشدِ اجرایی می تواند در عرض چند هفته، اعتماد ودانش توزیع شده که خلق آن سالها زمان برده است را نابود کند و برباددهد.
قدرت برپاکردن جنگ بسیار بیشتر از قدرت برای برقرارکردن صلح است.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📚۱۵ _حضور

در تئوری بودا، سه محور برای کنش فرد وجود دارد :
اول -ممارست برای آرام نمودن ذهن
دوم-مطالعه سوترا وکتب ادیان ویاهرآنچه که سبب تعمیق فهم تئوریک انسان ازهستی وحیات گردد.
سوم -تعهد به خدمت گزاری
رشد وباروری انسان ازدیدگاه تئوری بودایی درگرو حرکت درهرسه مسیر یادشده است.

پیترسنگه :نکته قابل تامل درایمان بودایی را زمان و چگونگی عملکرد آن است. درصورتی که در این مورد ازیک بودائی سوال شود این گونه پاسخ خواهد داد :
"همه چیز باریاضت وممارست برای رها سازی ذهن و"تجربه خدمت"آغاز شده وچون ذهن به قرار کامل برسد تمامی فرایند های یاد شده سبب برگزیدگی فرد وآمادگی وی جهت گام زدن درمسیر رشد و تعالی خواهد گردید".

نکته قابل تامل دیگر در ایمان بودایی، نیاز مندی فرد به تعمیق فهم نظری و معرفتی خود ازرشد وتعالی است. که پس از طی فرآیند ریاضت وممارست باآن مواجه خواهد گردید.

پروفسور بتی سو:"اگر چه آموزه‌ها، سنت ها وآداب معنوی در ادیان و مذاهب مختلف برای قرن های متمادی متولی ارائه چنان زبان و بستری برای پیروان خود بوده‌اند، بااین وجود، زمانه حاضر نیازمندزبانی نوبرای پاسخگویی وایجاد تعامل با مفاهیم جمعی وفردی نوین زندگی وگذر از مرزهای سنتی، قبیله ای، ملی ومذهبی است.


https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۵ _حضور

🌺واقعیت تکان دهنده

پروفسور پیترسنگه :
ماتنها به این می اندیشیم که چه کاری برای دستیابی به موفقیت لازم است!
من گمان می کنم که اگر آگاهی مانسبت به پیامدهای تصمیمات وکنش هایمان بیشتر می بود احساس رضایت درونی مانسبت به خود تااین اندازه نمی توانست باشد!
تردید دارم تفاوتی بین ما ومنشی هیتلر که ۵۰ سال بعد اظهار ندامت نمود باشد

ماشین عظیم اقتصاد جهانی به عنوان ابزاری برای خدمت به خود بنا نهاده شده وما به سان چرخ دنده هایی کوچک در آن فرو افتاده ایم.
این ماشین از سویی توسط تمامی ما به شکل جمعی، سازمان یافته وازسوی دیگر، هریک از ما به تنهایی خود رادرآن اسیر وگرفتار یافته ایم.
براین اساس مامردمانِ این روزگار واین زمان چنان ساحت های زندگی خود را بااین ماشین عظیم پیوند زده ایم که هیچ راه وانتخابی درپیش رویِ خود برای رهایی از آن نمی یابیم.
این درحالی است که ممکن است پاسخ ها حقیقتاً همین جاباشند!

بااین وجود ما چنان در این زندان اسیر آمده ایم که دیگر نه می توان به میان جنگل بازگشت ونه می توان به آسودگی پای اززمین برکَنْد.

...در این حصار خود ساخته، ظرفیت ها و قابلیت های مادچار جزم وجمود گردیده که ازدرک ودریافت آنچه که در حال وقوع است، عاجز مانده ایم.!

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
تحول ژرف pinned «برای تهیه کتاب حضور تماس خانم کاظمی ۴۴۳۳۴۷۴۲ پیامک سفارش ۰۹۰۲۴۱۸۰۲۱۸ یا 09101590518»
۱۴-علم باذهن خردمند کار می کند

📔"پیوستگی" ویژگیِ مشخصِ جهان بینی جدید است.
"پیوستگی" به مثابه یک اصل سازمان دهنده ی عالَم،
پیوستگی بین "جهانِ خارج" پدیده درحال تجلی و"جهانِ باطنِ"تجارب زنده ونهایتا پیوستگی درمیان افراد وبین انسان ها وجهان بزرگتر.

دیوید بوهِم گفت مشکل اصلی" گسیختگی "یاشیوه تفکری است که تقسیم بندیِ کاذب وجداسازی رادرجایی که پیوند محکم وجوددارد و"تفکیک‌پذیری در جایی که کلیت ویکپارچگی وجوددارد رادرخوددارد.
دیوید بوهِم" فروپاشی "راسرچشمه پنهانِ بحران های زیست محیطی، سیاسی واجتماعیِ پیشِ رویِ جهان می داند، فروپاشی یا گسیختگی دردیدگاه مانسبت به جهان وخودمان بصورت منفک ازیکدیگر ومنفک از طبیعت.

این" گسیختگی "درجداسازی وتقسیم بندی های صلب آکادمیک موضوعات علمی انعکاس داشته است.
تقسیم بندی علوم به فیزیک، شیمی، زیست شناسی، جانورشناسی، فیزیولوژی، اقتصاد وسایر رشته ها.
این مرزها درمسیر فهم سیستمیک ایجاد مانع نموده است.
در حقیقت، پیشرفت بیشتر درهررشته علمی مترادف باگرایش به محدودترشدن است.
این اتفاق به همه حوزه‌هایِ جامعه مدرن تسرّی پیدا کرد، این به معنی آن است که امروز" متخصص بودن "یعنی شناخت زیاد ازیک حوزه محدود وجزیی است.

📋 موشکافانه تراینکه، ذهنیت فروپاشیده ما در تمرکز سنتی روی مطالعه موضوعات منفرد آشکار است.

📕 عقیده ای که فهم مسائل را در گرو مطالعه موارد منفرد (جداازکل) می داند به میزان زیادی درعلوم اجتماعی باقی مانده است وهنوز بر امور روزمره تسلط دارد.
حتی پدیده های جمعی در علوم اجتماعی غالبا به گونه‌ای موردمطالعه قرار می گیرند گویی آنها امورمنفرد ومستقلی هستند.
برای مثال مطالعات سیستم های اثربخش در برنامه‌ریزی های کاری نوعاً روی نقش ها، وظایف و پویایی میان فردی متمرکز است و این حقیقت را که اثر بخشی یک تیم اغلب وابسته به چگونگی تاثیر پذیریِ متقابل آن از شرایط سازمان بزرگتر است رانادیده می گیرد.

🌹 اعتراضات سیاسی مردم کشور ها به تهدید دشمنان خارجی ربط داده می شود درحالی که همه این تلقی ها اختلال درفهم و دیدن شبکه های روابط است که می‌تواند ماودشمنان مان را باهم پیوند وآشتی دهد.

تفکرِ "اتمی گونه" وتفکیک‌پذیر تقریبا همه اقدامات مدیریتی رادربرگرفته است.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۴ _"پیوستگی" ویژگیِ مشخصِ جهان بینی جدید
...زمانی که مشکلاتی در یک سیستم رخ می دهد افراد منفرد اخراج می شوند یا واحد های کسب و کاری منفرد بدون درنظر گرفتن سیستم های بزرگتر ی که چه بسا دلیل بروز مشکلات خودِ آن سیستم بزرگتر باشند فروخته و واگذار می شوند.
یااینکه علت و تقصیر بروز مشکلات در فضای گسیخته شده شبکه‌های اجتماعی داخل شرکت به عهده ی آن جزء قرار داده می شود.

مدیرِ ارشد کارآزموده ی پیشین یکی از ۱۰۰ شرکت برتر (به انتخاب مجله فورچون) که همه چیز داشت دچار اضمحلال شد فقط یک توضیح ساده برای سقوط شرکتش داشت:
" باز سازمان دهی خیلی زیاد "

پس از آخرین بازسازماندهی، شبکه های اجتماعی شرکت از هم پاشید.

کارکنان شرکت واقعا نمی دانستند چه کسی علت بروز مشکل وچگونگی کمک مورد نیاز به آنها را می داند....
طرفه آنکه عامل اساسی محرکِ سرعت گرفتنِ "فروپاشیِ علم وجامعه" یکی از بزرگترین ابزار های علم یعنی اندازه گیری و "سنجش" است.
مدیران، این پیش فرض رابه عنوان یک مثَل وقول معروف می شناسند که :"شما اگر چیزی رانتوانید بسنجید نمی توانید آن را مدیریت کنید"
یا "مردم" فقط به چیزی توجه دارند که قابل اندازه گیری باشد "

📚اعتماد بیش از حد به سنجش باتکیه بر اندازه گیری به جای تکیه برارتباطات برای دیدنِ امور جهان نه تنها جامعه مدرن رابیشتر به سمت نابودی می برد بلکه باعث ایجاد تضاد شناخته شده بین امر سخت (چیزی که قابل اندازه گیری است) درمقابل امرِ نرم (چیزی که نمی توان اندازه گیری کرد) نیز می شود.


📔https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۵-حضور

🌺دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان

پروفسور پیترسنگه :کلِ واحد ویکپارچه ازطریق بیان های فردی و محلی متجلی می شود. بیان هایی متناسب با گروه ها، جمعیت ها وآحاد مردم.
آنچه بیش از هرچیزی سیستمی است بیش از هرچیزی محلی است!
"ژرف ترین سیستم هایی که مادرزندگی روزمره باآن سروکارداریم به جزیی ترین دقایق تشریح می شود. "

پروفسور اُوتو شارمر :"فهم کل یکپارچه تنها زمانی پرورش یافته ومتجلی خواهد شد که
" مابیاموزیم که خود وکنش هایمان راهرلحظه وهرجا ودرهر لباسی،:پدرومادر، شهروند، نظم دهندگان سازمانی ویامدیران جهانی به مثابه ابزاری درخدمت چیزی بزرگتر ودرتکاپوی تجلی وظهور درآوریم ومن حقیقتاً براین باورم که ماهرگز تاکنون دررابطه بانیمه تاریک این معرفت سخنی نگفته ایم "

اوتو بانقل خاطره ای ازسفر اخیر خود به وین به مصاحبه شگفت آور پخش شده ازمنشی هیتلر به توصیف آخرین روزهای حضور دربرلین درسال ۱۹۴۵ پرداخته واز

"مردمانی نادان سخن گفته است که درحالی که بمب ها اینجا وآنجا برسرشان فرود آمده ودرمعرض نابودی قرارگرفته اند در کمال بی خردی همچنان به اصول وشعایر خود پایبند بوده‌اند.!"

اگر هیتلر رانمادی ازشرّ و بدی بدانیم این مصاحبه به خوبی عیان می کند که شرّ چگونه عمل می کند :
🌹 دربند نمودن ظرفیت های عظیم درونی وپابندزدن به انسان درمسیر حرکت 🌺

وکشف این ظرفیت وفهم این فرآیند برای کسی چون منشی هیتلر قریب به نیم قرن طول کشیده است "

پروفسور بتی سو داستان زندگی منشی هیتلر رانمونه ای آشکار از ابزار شدن انسان برای "خواسته های غیر" نامید وآن را دلیلی برهراس مردم از توصیف شدن به نوعی از ابزار بیان نمود.
ازدیدگاه بتی، چنان شرایطی معادل
"استحاله انسان به وضعی غیر انسانی وفرو افتادن وی ازساحت خلاقیت و حیات درهستی است"

جوزف جاورسکی داستان روایت شده توسط اوتو را داستان همه انسان ها ودرست نقطه مقابل تئوریِ درحال پردازش خودشان می دانست :

📔"خدمت به مرگ به جای سرنهادن درپای زندگی "

پیترسنگه :"آنچه کهِ این داستان روایت می کند امروز واینجا چیزی غریب ونامانوس نیست. این حکایت به روشنی تکان دهنده است چراکه ما خودرا در
" این سو "فرض نموده واز مردمانی
" در آن سو"سخن می گوییم، این در حالی است که این روایت، داستان زندگی بخش اعظمی از مااست که در سازمان ها و نهادها ی مختلف مشغول به خدمتیم. هرگاه که ما خود را بسان ابزاری درخدمت چیزی غیر از زندگی وامی نهیم مجموعه احساسات، ظرفیت ها وقابلیت های ماروبه تباهی می نهد. اغلبِ مامردمان، بی هیچ اراده و اختیاری، تنها گوش به فرمان نهاده ایم.
فرامینی که به عنوان نمونه درشرکت های تجاری، جز به" خلق پول برای پول"
نمی اندیشد "

بتی سو مردم را در آلمان نازی، خدمت گزاران به آینده توصیف نمود وآن هم آینده‌ای متفاوت!

پیترسنگه باتایید کامل توصیف بتی،
مشکل بزرگ مامردمان در شرایطی نظیر شرایط منشی هیتلر رامیزان قراردادن الزامات حفظ حرکت وموجودیت حاضر برای سنجش کنش های فردی وجمعی می دانست.
ازدیدگاه پیترسنگه تحت چنان شرایطی همه ما، درست به مانند منشی هیتلر خواهیم گفت :

📋"آری! این همان است که امروز بی تردید باید بدان پایبند بود وپس از پشت سر نهادن این پیچ تاریخی، آزاد خواهیم بود تا خودرا وقفِ چیزی متفاوت نماییم."


پروفسور اُوتو شارمر :
آری! نیمه پنهان ابزار شدن، ازدست دادن حس اختیار، اراده وقابلیت حقیقی انتخاب است.

بتی سو در ادامه این سخن اوتو افزود :
"وازدست دادن انسانیت، احساس وادراک.

پیترسنگه :"اگر بخواهیم صادق باشیم آیا این درست همان چیزی نیست که در فرایند تئوری جهانی شدن که مابرای تحقق آن می کوشیم رخ خواهد داد؟

برگی از کتاب حضور

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۶ -سخن آخر :بانابودیِ انسان آیا امیدی به گوریل ها خواهد بود؟

📕پیترسنگه ؛همان گونه که اُوتوگفت، انسان درنگاه نخست خطری برای حیات دیگر گونه ها ازجمله گوریل است به گونه‌ای که در حال حاضر هرکس که اقدامی برای حفظ آنها ازانقراض انجام دهد مورد تقدیر قرار می گیرد. به این ترتیب گمان می رود که درصورت نابودی انسان، گوریل هانیز نیازمند هیچ گونه اقدام محافظتی نخواهند بود.
به گمان من (پیترسنگه) انسان عصر حاضر خودرادیگر بخشی از شبکه حیات درهستی نمی پندارد وتمامی تلاشش مصروف عبارت های انسانی گردیده‌است: آنچه که او می خواهد وآنچه که سبب دست یازی اوبه موقعیتی بهتر می شود.
از این رو اساساً پرسش های دیگر دررابطه با مسیولیت خود درشبکه هستی را نادیده انگاشته است.
انسان امروزی هیچ گونه اندیشه ای دررابطه باسهم وتاثیر خود در حیات به عنوان یک کلِ واحد ندارد وبه همین دلیل نیز هرگونه پرسش بنیادین درباره هدف ومسیولیت بشر دراین رابطه به قول بتی سو از اعتبار و معنا ساقط گردیده است.

جوزف جاورسکی :"شیوه هایی که ماداریم واقعا به هیچ وجه هدفمند نیستند.
ماصرفاً برای برآورده کردن نیازهایمان ورسیدن به اهدافِ خودخواهانه و ساختن جهانی برمبنای ملاحظات انسانی زندگی می کنیم.
📗 چگونه می توانیم هدف بزرگتری داشته باشیم اگراز جهان بزرگتر منفک باشیم؟ 📕"

پیترسنگه گفت :ماعالم زنده پیرامون مان راچیزی بیش از سرچشمه های طبیعی که فقط برای گرفتن وبهره گیریِ مابوجود آمده‌اند درنظر نمی گیریم.
ماحتی DNA همان برنامه بیولوژیکی بدن رابه عنوان چیزی متعلق به خودمان بدون فکر کردن به تاثیر ات وتبعات احتمالیِ آن برسایر گونه ها دستکاری می کنیم تابتوانیم نیازهایمان را برآورده نماییم.
جنبش زیست محیطی تقریبا روی اینکه چگونه می توانیم کمتر بد باشیم وچگونه می توانیم کمتر از طبیعت بدزدیم یاکمتر تخریب کنیم متمرکز است.
اما چه می شد اگر انسان ها به عنوان یک گونه از موجودات واقعا هدفی داشتند؟
چه می شد اگر ما وجه تمایزی برای ارائه کردن وتاثیر داشتن می داشتیم ؛یعنی به جای فقط برداشتن، چیزی به محیط مان می دادیم؟
اُوتو گفت :از این نظر سناریوی مجلس ترحیم بی چون و چرا به ما می گوید که ما همانطور که کویین هم بیان کرد به عنوان "گیرنده" در آخر خط هستیم.
بدون باز کشفِ چرایی بودنِ ما در اینجا، هیچ مسیر جایگزینی برای آینده وجود ندارد _چرا که فقط در آن صورت می توانیم دیدن وفهمِ آنچه که واقعا برای دادن داریم را آغاز نماییم.

..بله واین مستلزم آن است که مامتفاوت بیاندیشیم وبدانیم ماهم بخشی از عالم هستی هستیم!!

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
۱۵-دعوت به زندگی

📔جوزف جاورسکی :درفرهنگ بودایی مترادف واژه "خداوند"، عبارت " دعوت به زندگی "به کار می رود.
پیترسنگه :"به گمانِ من چیزی بیش از جایگزینی واژه ها نیاز است.
حقیقت آنکه ازدیدگاه من، مسیر وطریقت توصیف شده از سوی ما (نویسندگان حضور) بیش از آنکه غربی باشد به بودایی نزدیک تر است.
پیترسنگه درعین حال بااذعان به دانش اندک خود نسبت به تئوری بودایی اینگونه می اندیشیدکه آنچه که دراین دین به عنوان" دعوت به زندگی "بیان می شود بانوعی از فرآیند" جهت دهی "آغاز می شود، به بیان دیگر، این ایده در تئوری بودا با تاکید بر ریاضت، رشد و باروری همراه است.

📚پیترسنگه: تازمانی که فرد قادر به تسلط بر افکار خود ودستیابی به آرامش ذهنی نباشد از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری ورفتاری وپر گشودن به سوی سرنوشت روبه تجلی خود برخوردار نخواهد بود.
📗 ایده اساسی نهفته درپسِ تئوری بودایی مبتنی برتفکیک وجود انسان به دو مرتبه است :
🎄 مرتبه نخست، ساحتِ ظاهر وپدیده های ظاهری است که می تواند ملموس و یا غیر قابل لمس باشد

🎄🎄وساحت دیگر، ساحتِ بی اندازگی، جوهر، ذات، مابعدالطبیعه بودن، باطنی و لاهوتی است

و ساحت انسانی، درست درمحل تلاقی این دومرتبه ازحیات واقع شده‌است.

🌿پیترسنگه باارایه این توصیف ، وجود انسانی را در تئوری بودایی، نقطه‌ای در شبکه حاصل از تلاقی ظاهروباطن توصیف نمود.
🌱ازسوی دیگر به بیان پیترسنگه، ازدیدگاه بودایی وجود انسان نمی تواند به تنهایی دریکی ازدوساحتِ "ظاهر"ویا" باطن " برقرارباشد چراکه به عنوان ایده وتیوری کلیدی در تفکر دوگانه ناپذیری بودایی، ظاهر بدون باطن وباطن بدون ظاهر وجود ومعنایی نخواهد یافت.
🌴به این ترتیب ازدیدگاه تفکر بودایی وبه توصیف پیترسنگه :پدیده (ظاهر)ومعرفت (باطن) دروجود انسان، اجزایی جدایی‌ناپذیر بوده وتجدد ورشد تنها درصورت وجودِ همزمانِ هردوی این ساحت ها امکان وقوع خواهد یافت.

🌲به این ترتیب پیترسنگه براین باوربود که آنچه ما در تئوری خود بانام "حضور" می شناسیم تنها در صورت وجود چنان شبکه‌ای حاصل از تلاقی ظاهروباطن، امکان تجلی خواهد یافت.

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
کتابفروشی های خیابان انقلاب آماده کافه شدن هستند

بازار داغ نخریدن کتاب کار را به جایی رسانده که بورس کتابفروشی ایران یعنی خیابان انقلاب در حال ورشکستی کامل است. فروشندگان آرزوی تعطیلی دارند اما حتی مغازه هایشان را کسی نمی خرد.

مردم هرچیزی را احتکار می کنند به جز کتاب! تمام آنچه را که احتکار می کنند استفاده هم می کنند اما اگر کتابی بخرند آن را نمی خوانند، در نتیجه کتاب را از سبد خرید خود حذف کرده اند.

دقیقا به جای آنکه لوازم خانگی از دست فروشندگان در بیاید تا آنها نتوانند با انبار کردن تا بالا رفتن قیمت مردم را آزار دهند، انتشاراتی ها خود دست به کار شده اند و با ایجاد سایت، محصول را بدون دریافت هزینه پیک به دست مشتری می رسانند. گاها تخفیف هایی هم روی کتابها می گذارند و همه اینها باعث می شود تا فروشنده اطراف خیابان انقلاب نتواند کتاب را به مخاطب عرضه کند.

امید بسیاری از کتابفروشان این بود که با آغاز سال تحصیلی جدید، فروش نیمه جانشان نمیرد اما حالا به نظر می رسد این مرگ حتمی تر از هر زمان دیگری شده است.

مغازه های کتابفروشی می روند تا تک تک تبدیل به کافه برای سیگار کشیدن و قهوه نوشیدن شوند و از کتاب صحبت کنند!! کتابهایی که خوانده نشده و نمی شوند.

ناشرانی که خود وارد عرصه شده اند تا کتاب بفروشند، یک نمایشگاه بزرگ در تهران را هم در اختیار دارند: نمایشگاه کتاب! که البته این نمایشگاه هم نه برای خریدن و خواندن که تنها یک کتاب فروشی بزرگ است که مردم به آنجا می روند تا ساندویچ و سیب زمینی سرخ کرده صرف کنند!

در این میان، با وجود آنکه فروشندگان و حتی برخی از ناشران نیز ورشکست شده اند، مغازه های دیگری هم تبدیل به کتابفروشی شده اند. نام کتابفروشی را بر روی خود گذاشته اند تا از حداقل مالیات استفاده کنند اما در مغازه هایشان اگر چند کتاب شناخته شده به تعداد انگشتان یک دست وجود داشته باشد، باقی اش لوازم التحریر و لوازم متفرقه است. قطعا ماندن در این بازار سودی ندارد و فروشندگان کتاب در خیابان انقلاب خود نیز آماده تعطیل شدن هستند.

اگر از خیابان انقلاب صحبت می شود، به این دلیل است که بورس کتاب در این خیابان جاریست و اگر این بورس در حال سقوط است، تصور کنید یک کتابفروشی ساده در یک خیابان حتی اصلی به جز خیابان انقلاب و فرعی های منتهی به آن چه حال و روزی دارند.
📚۹_دهلیز رویاها

پس از اینکه پیترسنگه جلسه کارگاه آموزشی سالانه مدیران اجراییِ حامی SOL(جامعه یادگیری سازمانی) درسرزمین مقدس وپرانرژی کوههای ورمونت شمالی را به پایان رساند درباره :

"آنچه کهِ عمیق ترین تعهد افرادراباهم پیوند می دهد"

صحبت شد، مدیران اجرایی گفتند این جلسه مانند یک گشایش عظیم قلبی بوده‌است.
وقتی که ازآنها پرسیدم
"چگونه ازاین گشایش به سمتِ فهم ودیدنِ سهم شان در خلق آینده‌ای مطمئن حرکت می کنند؟"
آنها گفتند که بسیاری اقدامات نوآورانه محلی رادرسازمان شان آغاز کرده‌اند اما نیروهای قوی برای حفظ وضع موجود هم درمقابل شان وجود داشته است.

آنها به نشست ورمونت آمده بودند تابفهمند که "آیا کارکردن بادیگر سازمان ها ممکن است به تغییرات پایدار بیانجامد؟"

همه ی ما بطریقی دریافتیم فوریتی دراین زمینه وجود دارد و آن را پذیرفتیم
مااز جزییات مطمئن نبودیم امایک ایده متبلور شد :

🌺ما متقاعد شدیم که نیاز داریم راهی برای توسعه رهبران کسب و کارها،دولت ها وسازمان های غیرانتفاعی پیداکنیم تابتوانند باهم کارکنند.
هیچ یک ازاین بخش هابه تنهایی نمی توانند به موضوعات عمده ای که هم اکنون با آنها مواجه هستیم بپردازند.

🌸بااین همه درحال حاضر، رهبران دولت ها،بخش خصوصی وغیر انتفاعی ها ظرفیت محدودی برای انجام کارمشترکِ خلاقانه باهم دارند.

📝مواجهه بینِ حتی خیر خواه ترین رهبران، معمولا فقط به تقویت تضاد ودوگانگی منجر می شود.
مااحساس کردیم نیاز داریم وباید کاری انجام دهیم وپذیرفتیم دریازدهم اکتبر درنیویورک همدیگر رامجدداً ملاقات کنیم تاتوسعه یک برنامه راآغاز نماییم.
......
✏️چالش :جای برگزاری چنین جلساتی درایران راخالی نمی بینید؟
🖌چقدر تارسیدن به این سطح ازتعامل ومفاهمه فاصله داریم؟

✒️شرایط امروز کشور لزوم تسریع درفراهم نمودن مقدمات برگزاری چنین گفت و شنودی را ضروری نساخته است؟

📋آیا درایران اساساً مهارتِ "انجام گفت و شنودِ اثربخش ومتقابل بین دولت، بخش خصوصی وغیرانتفاعی ها" وجود دارد؟

📕برای خلاصی ازاین بابلیسم وناهمزبانی وایجاد همزبانی وسپس همدلی چه کارباید کرد؟



https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📕نظر خواننده دوراندیش

فصل ۱۳ :رهبری _انسان شدن

📖 هسته اصلی ایده رهبری کنفسیوس چنین است : اگر میخواهی یک رهبر باشی ، بایستی یک انسان واقعی باشی .
یکی از استادان ذن ، هفت فضای فکورانه مبتنی بر مراقبه برای انسان بودن را چنین توصیف می نماید :
۱_هشیاری و
۲_توقف ( آگاهی از موقعیت خود و تجاوز نکردن از حدود اختیارات ) ،
۳_ملایمت ،
۴_ آرامش ،
۵_صلح طلبی ،
۶_تفکر حقیقی و
۷_ موفقیت .
اینها اگر چه شبیه یک گام هستند اماعملا یک فرایند بسیار طولانی محسوب میگردند ، زیرا بسیاری اشخاص فریب افکارشان را خورده و خواسته یا ناخواسته آن را واقعیت می پندارند ، آنها نمی توانند شکاف بین افکارشان را ببیند . انسان واقعی شایستگی توانایی دیدن افکارش را دارد و به همین ترتیب توانایی به تعلیق در آوردن آنها را ، پاک کردن خودش از جریانهای معمول و مالوف ، زیرا عمدتا افکار و اهدافمان بیشتر ناشی از انعکاس گذشته است تا آینده .
وقتی ذهن آرام میشود ، دیدن و فهم فرایند زندگی در عمل اغاز میگردد و در مرحله صلح طلبی است که می توان صادقانه فکر نمود تا به اهدافی که بایستی محقق گردد ، دسترسی پیدا نمود .
سه فضای هشیاری ، توقف و ملایمت که در ابتدا بیان شده همگی در رابطه با پیوند عمیق با واقعیت موجود بوده و ماهیت احساسی دارند و شروع حرکت به سمت پایین U میباشد .
یکی از استادان ذن ( اوهاشی ) از نیستی ای صحبت کرد که وجود انسان را توانا می سازد ، جنبه گمراه کننده آگاهی روزمره مان از خویش که درک کردنش برای فرهنگ غربی بسیار سخت اما برای تفکر کهن شرقی ،AAAAAEi-6vvUOslz06VgYgttps://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
Ezati.Amini:
📖نظر خواننده دوراندیش

🌺فصل ۱۴:علم باذهن خردمند کار می کند

در مقدمه فصل ۱۴ به صراحت اعلام خطر نموده که خرد انسانی در صد سال گذشته به اندازه تکنولوژی پیشرفت ننموده و اگر شکاف بین قدرت و خرد به تعادل نرسد ، امید به تحقق چشم اندازها میسر نخواهد گشت.
📚ویژگی مشخص جهان بینی جدید بایستی بر اساس پیوستگی ، به مثابه یک اصل سازمان دهنده عالم ، میان افراد و جهان باشد ، زیرا یکی از دانشمندان سرآمد حوزه علم فیزیک «بوهم » فروپاشی را سرچشمه پنهان بحرانهای زیست محیطی ، سیاسی و اجتماعی پیش روی جهان می داند و آنرا در دیدگاه انسانها نسبت به جهان و خودمان منفک از یکدیگر و طبیعت قلمداد می نماید .
انشتین اعتقاد داشت : عالم به ما یک حقیقت مسلم را میگوید :
« حقیقت وابستگی و همبستگی متقابل نا محدود »
بوهم اعتقاد داشت وظیفه ما گسترش همدری و شفقت برای در بر گرفتن و پذیرش کلیه موجودات زنده و کل طبیعت میباشد .
فهم و درک کاینات به مثابه یک پدیده زنده ، فقط از درون و ازطریق پرورش استعداد و فهم ظرفیت جهان زنده و خودمان به عنوان یک کل دارای تاثیر و ارتباط ، فقط از طریق ذهن خردمند اغاز میگردد .
📋اتکاء فرهنگ غربی به دانش و فن آوری در طول دویست سال گذشته سبب رشد قدرت فن آوری شده و کاهش خرد و توسعه انسانی را ایجاد نموده است ، فن آوری مدرن با دادن قدرت ادراک شده به ما ، احساس نیاز به پرورش سرچشمه های قدرت درونی مان را تنزل داده و پس از مدتی همه چیزی که می شناسیم قدرت فن آوری است ، شکاف فزاینده بین قدرت فن آوری و خرد انسانی , تنها ناشی از پیشرفت فن آوری نیست بلکه ناشی از شیوه های تاثیر متقابل آن با توسعه انسانی نیز می باشد که پس از مدتی نیاز به چنین توسعه ای تقریبا به فراموشی سپرده میشود ، برای رفتن به جایی متکی به خودروهایمان شده ایم و لذت پیاده روی را از دست داده ایم ، از طریق فناوری پزشکی دردهایمان را تسکین می دهیم بدون اینکه یاد بگیریم چگونه خودمان را شفا بدهیم ، متاسفانه جهان را آنگونه که هست نمی بینیم ، بلکه انرا انگونه که ما هستیم می بینیم ، اگر می خواهیم تغییر اوضاع آن بیرون را ببینیم ، در ابتدا نیازمند دیدن تغییر در درون هستیم ، بایستی فرآیند های مشاهده و رصد را عمیق تر ازمایش کنیم ، کلید حل مساله در تحول استعدادهایمان برای فهمیدن و ایجاد ظرفیت برای آفرینش قراردارد .

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
📕نظر خواننده دوراندیش حضور

فصل ۱۵ کتاب حضور :
" حضور"
یکی از زیباترین فصول کتاب

پیتر سنگه رشد بنیاد گرایی در سراسر جهان را بخشی از تبعات مقاومت اجتماعی در برابر تغییر ارزش ها و هنجارها بیان نموده است ، پیتر بر این باور است که فارغ از ماهیت سیاسی و یا دینی ، بنیاد گرایی به علت امتناع مردم از پرداختن به مباحث ژرف تر و عدم درک نیاز حقیقی به شنیدن آرای یکدیگر می باشد ،
او می گوید: « پاسخ های نا آزموده و فاقد اعتبار بیش از پرسش های بدون پاسخ نگران کننده است » .
امروزه در فضای مجازی شاهد رخدادهای تاثر برانگیز هستیم و با وجود دریافت تصویر های مشابه ، تجربیاتی متفاوت تر از یکدیگر داریم ، این تصاویر مشابه و دریافت های دیگرگون ، نمایانگر تفاوت هایی ژرف در سطح جهان است ، تفاوتهایی که میتواند سبب افزایش نگرانی ها گردد .
پروفسور جاورسکی بر این باور است که که گشایش های فکری و آزاد اندیشی در جهان در حال رشد ، زمینه ساز تغییرجهت و رویکرد زندگی مردم گردیده به گونه ای که دیگر احساس تنهایی و گسست نمی تواند به سادگی بر هر
فردی غالب گردد ، انجایی که مردمان با گسست و جدایی از یکدیگر و طبیعت سر در گریبان خود فرو برند ، شرایط چنان پیش رونده میگردد که میتواند به سرانجامی محتوم بدل گردد .
با این وجود پیتر سنگه معتقد است ، پای بیرون نهادن از ساحت زندگی سنتی ، اغلب به معنای دستیابی به پاسخی صریح ، روشن و قابل فهم جهت شکل دهی یک جامعه فکری نوین نخواهد بود ، زیرا انسان امروزی در میان انبوهی از عقاید ، جهان بینی ها و داستانها گرفتار شده است ، شاید نیاز بنیادین جهان امروز نه یک نظریه غالب فرهنگی با تدوین و تبین احتمالا بسیار زمان بر ، بلکه زبانی نو برای بازاندیشی و مداقه منسجم در مسایل باشد ، زبانی منجسم جهت باز اندیشی و مباحثه ، جهت دسترسی به تحول معرفتی ، ارایه نگرش های نوین و وانهادن عادات فکری و نگرش های اشنا ، فهم پدیده های زندگی و شور آفرینی ، با این وجود ، چنان زبانی تنها زمانی کارآمدخواهد بود که تجربیات انسانی به اندازه کافی سبب درک آحاد مردم از نیازمندی به راهی نو برای دیدن و اندیشیدن شده و باور به نیاز آن را در جامعه بارور سازد .پیتر سنگه معتقد است بنیان و اساس ایجاد تغییر و بنا نهادن زبانی نو با تکیه برتجربه به جای مفهوم ، تجربیاتی درونی که قادر باشد ساحت و عرصه زندگی روزمره انسان را متجلی سازد امکان پذیر میگردد و بتی سو معتقد است هر نهاد دینی ، مدعای تولای تجربیات معنوی را داشته باشد ، رسما آتش به خرمن خود افکنده است ، به همین دلیل نیازمند بنیان زبانی نو برای بیان اینگونه تجربیات و فرایند های عمیق درونی هستیم ، زیرا تجربه های معنوی نه تنها دینی نیست بلکه متعلق به هیچ قشر ویژه و خاصی نمی باشد .
امروز دیگر رمز و راز و معجزه نه در کلیسا بلکه درست در میانه زندگی روزمره انسانها رخ میدهد .
اراده و حرکت انسان و میل به آزادی و وارهیدن ، به واقع عرصه ای است برای درک تجلی و حضور و این همان است که انسانها به آن دعوت شده اند و متاسفانه اغلب مردم در تمامی دوره زندگی خود به تمامی به انکار آن کوشیده اند ، حضور دعوت به وارهیدن از خود و پیوستن به چیزی بیش از تنها « موجود انسانی بودن » و تبدیل شدن به چیزی که « باید باشد » بیان میگردد .
از دیدگاه پیتر سنگه آزادی ، اراده ، اختیار ، سرنوشت و ایده نهفته در پس آن ، تجربه ای آشنا و مشترک میان همه ما است ، با این وجود زبان مورد استفاده جهت توصیف آن کاملا وابسته به تاریخ و فرهنگ گوینده آن میباشد ، ایده خدمت به خداوند و تعبیر هرکس از آنچه که خداوند از او می خواهد ، در حقیقت تمایز بین عملکرد افراد و ایده هاست و زماني که فرد قادر به تسلط بر افکار خود و دستیابی به آرامش ذهنی نباشد ، از قابلیت وارهیدن از زندان عادات فکری و رفتاری و حرکت به سمت حضور و تجلی برخوردار نخواهد شد .
میتوان در تکاپوی تجلی و ظهور به مثابه ابزاری در خدمت چیزی بزرگتر قرار گرفت که نیمه پنهان ابزار شدن ، از دست دادن حس اختیار ، اراده و قابلیت حقیقی انتخاب و از دست دادن انسانیت ، حس و ادراک می باشد و این آن چیزی نیست که در فرآیند جهانی شدن انسانها به دنبال تحقق آن باشند ، دعوت به خدمت گزاری بایستی با دعوت به رشد و تعالی همراه و همساز باشد. سرنوشت بشر همچنان بیش از هرچیزی در دستان خود او قرار دارد و برای حفظ آن می باید به تحولی شگرف در ذهن ، روان و روابط میان آحاد انسانی با یکدیگر ، با طبیعت و کره خاکی تن در دهد ، برخواستن جمع بایستی گام زدن در راه چیزی یا کسی که محور کمال و پیوند آحاد انسانی است باشد ، بتی سو حضور را آتش افروزنده حیات ، آنجا که جهان در وجود انسان شعله میگیرد بیان نموده است .
، به قول استاد ذن
« اینک این تو و این آنچه که برایت مقدر شده » .

https://t.me/joinchat/AAAAAEi-6vvUOslz06VgYg
🍓قلب هدف ماچیست؟
پیترسنگه می گوید :"هرسازمانی اعم از اینکه آگاهانه اصول رابوجودآورد یانه، بوسیله برخی اصول صریح وروشن اداره میشود". این اصول "ایده های راهنما" هستند _مفاهیمی که آنچه که یک سازمان مظهر آن است واعضایش مشتاق به خلق وایجادش هستند رامشخص و تعریف می نماید.
ایده های راهنما عمق و ژرفای فلسفی دارند وهرگز ثابت ودایمی نیستند. آنها نتیجه گفت و شنود های یکباره، اعتبار بخشی یا بازنگری برنامه آموزش تحصیلی یا کناره گیری وخلوت گزینی یک هفته ای درتابستان نیستند. آنها ازطریق گفت و شنود و تعمق وتدبر طولانی تکامل پیدامی کنند وازطریق بکارگیری برنامه‌ها وراهبردهای جدید تکاملشان تداوم خواهد داشت. این ایده های راهنما نمایانگر چیزی بیش از بیانیه ماموریت وچشم انداز رسمی هستند، آنها آرمان های مشترکی هستند که سازمان رابه شیوه های بنیادی شکل دهی وبازشکل دهی می نمایند وعمیقا باهویت وقلب هدف سازمان گره خورده است.

کتاب مدارسی که یادمی گیرند شاهکار پیترسنگه وبیش ازصدمتخصص همکارش صفحه ۴۷۳

https://t.me/joinchat/AAAAAD7nM1CVJ7T6uFvh2A