NeuroDaily
2.3K subscribers
709 photos
294 videos
54 files
599 links
جهت همکاری بعنوان پژوهشگر:
دکتر هادی احمدزاده
@haadyA
Download Telegram
NeuroDaily
✳️یاد آوری کامل: او هیچ چیز را فراموش نمی کند... ◀️ اولین مصاحبه ی "جیل پرایس" که با شبکه ی ABC News انجام شده و توجه رسانه ها را جلب کرده است. 👁‍🗨 t.me/NIAGg
💡

آیا بخاطر دارید دیروز برای ناهار چه خوردید؟ 3روز قبل چطور؟ شنبه پیش چطور؟ اگر شما هم از کسانی هستید که حتی بخاطر نمی‌آورند کلید هایشان را کجا گداشته‌اند ( مثل خودم ) ، این نوشته برای شماست.

شاید ویدئو ها و گزارشاتی که در مورد بعضی " سوپر حافظه‌" ها تهیه شده‌اند را دیده‌باشید. افرادی که اگر صحبت‌شان را قطع نکنی، مثلا شروع میکنند به نام‌بردن تمام 8700000 گونه جانوری روی زمین، یا عدد پی را تا چند ده رقم اعشار از بر میخوانند! پیش‌تر گزارشی در مورد شخصی که تمام اتفاقات زندگی‌اش را به جزئیات بخاطر می‌آورد و تمام کتاب‌هایی که خوانده بود را کلمه به کلمه بیاد داشت، نوشته‌بودیم .. ولی این نوشته در مورد موضوع دیگری است. در مورد شیوه‌ای آزمایشی است که حافظه‌های بظاهر معمولی را تبدیل به سوپرحافظه ها می‌کند. در واقع شاید بهتر است بگوییم سوپرحافظه‌ها هم " مغز " هایی از لحاظ ساختاری همانند دیگران دارند و فقط شاید " روش " های متفاوتی را بکار می‌گیرند.

@NIAGg

گروهی از محققین دانشگاه پزشکی رادبود هلند، مغز 23 نفر از برندگان " مسابقه جهانی حافظه برتر" را مورد بررسی قرار دادند. چیزی که در این مسابقه مهم بود، بخاطر سپردن تعداد بیشتری از کلمات از بین لیست بلندبالایی از کلمات بود.
بررسی ساختاری مغز همه این افراد نشان‌دهنده هیچ تفاوتی با مغز 23 فرد عادی با سن، سلامتی و هوش مشابه نبود. ولی چیزی که در مغز افراد خوش‌حافظه نسبت به افراد عادی فرق‌داشت، تفاوت connectivity یا بعبارت دیگر پترن فعالیت همزمان نواحی متفاوت مغز نسبت به افراد عادی بود.

چیزی که در مورد مغز می‌دانیم، خاصیت پلاستیک بودن و انعطاف‌پذیری و تا حدودی قابل تغییر بودن آنست. با علم به همین دانش، محققین این طرح ایده " تبدیل حافظه های معمولی به سوپر حافظه ها " را مورد آزمون قرار دادند.

اگر به اندازه کافی علاقمند به دانستن در مورد شیوه تحقیق و نتایج آن شده‌اید، مقاله ای را که محققین در 8مارچ 2017 در مجله نورون به چاپ رسانیده‌اند را مطالعه‌کنید

👉🏻👉🏻 yon.ir/QpsNQ

با #نورودیلی همراه باشید

t.me/NIAGg
پیشتر در نورودیلی قول داده بودیم به بررسی مقالاتی که در مطالعات‌شان از روش #نوروفیدبک استفاده‌کرده‌اند بپردازیم.
مقاله ای که امروز انتخاب کرده‌ایم، " تاثیر نوروفیدبک روی کاهش علائم اوتیسم مرتبط با فعالیت مغزی حین تقلید و مشاهده " را در دستگاه MRI بررسی میکند. قبل از اینکه وارد بحث تصویربرداری و روش مطالعه بشویم بهتر است توضیحی درباره اختلال اوتیسم و نیز نورونهای آینه ای و نقش آنها در ایجاد این اختلال بدهیم.

یافته های زیادی از این فرضیه حمایت کرده اند که در اختلال طیف اوتیسم، نقص اجتماعی در نتیجه عملکرد غیرعادی نواحی و شبکه های مغزی مرتبط با ادراک اجتماعی و درک رفتار ایجاد میگردد. به طور خاص اختلال عملکردی در نواحی ای از مغز که در ساخت نورونهای آینه ای دخالت دارند مشاهده شده است. نورون های آینه ای هم در حرکات ارادی نقش دارند و هم در حرکات القایی.
برخی نورونهای مغز میمونها مشابه pars opercularis of the inferior frontal gyrus (IFG) و Inferior parietal lobule (IPL) در انسان ها افزایش فعالیتی در حین انجام دادن و مشاهده "رفتار مشابه" داشته اند که نشان دهنده مکانیزم های ذاتی برای نقشه برداری حرکات بیولوژیکی ادراک شده بر روی سیستم سنسوری موتور گیرنده است.
در انسانها نیز شبکه های مشابهی که ویژگی های عملکردی مشابهی دارند با استفاده از MEG و fMRI توصیف شده اند.
اگرچه برخی محققان سوالاتی درمورد نقش نورونهای آینه ای در رفتارهای اجتماعی انسانها طرح کرده‌اند، مطالعاتی بیش از پیش به اختلال عملکرد در نورونهای آینه ای انسانها در ایجاد اختلال اجتماعی بیماران اوتیستیک اشاره میکنند. افراد مبتلا به اوتیسم دارای اختلال در مهارت های اجتماعی، از توجه مشترک گرفته تا نظریه ذهن هستند.

به طور خاص مطالعات زیادی افزایش و تعداد کمی کاهش فعالیت مغزی در حین انجام تکالیفی شامل تکالیف شناخت اجتماعی و تقلید رفتار را نشان داده اند و در برخی موارد ناهنجاریهای معیّنی گزارش شده است. اخیرا در مطالعه ای تفاوتهایی در ارتباطات عملکردی و ساختاری نواحی دخیل در تقلید رفتار در بیماران دچار اوتیسم مشاهده شده است. قابل ذکر است که با وجود این کاهش فعالیت، شرکت کنندگان هنوز هم میتوانند تکالیف مربوط به رفتارهای اجتماعی از جمله تقلید را انجام دهند، شاید به دلیل جبران این کاهش توسط افزایش فعالیت در سیستم های دیگر مغزی.

مطالعاتی با استفاده از EEG نشان داده اند که بایومارکرهای الکتروفیزیولوژیک احتمالیِ سیستم نورونهای آینه ای انسان ناهنجاریهایی را در بیماری اوتیسم نشان میدهند. شواهد جمع آوری شده پویایی طیفی یک سیگنال EEG که به ریتم مو (mu) معروف است را با سیستم نورونهای آینه ای مرتبط میسازد. برای مثال فعالیت EEG که از روی جمجمه ذخیره شده در محدوده آلفا مو (8 تا 13 هرتز) که بیشتر در نواحی مرکزی جمجمه که روی کورتکس حسی حرکتی است مشهود است و با فعالیتهای حرکتی ماژوله میشود. به طور واضحتر ریتم مو پایین (8 تا 10 هرتز) بیشتر مربوط به فاکتورهای غیر اختصاصی مانند توجه است و موی بالا (10 تا 12 هرتز) ناشی از پردازش های حرکتی ست. توان مو نسبت به خط زمینه هم در حین اجرا و هم در طی مشاهده و تصور حرکت بدن سرکوب میشود. یک مطالعه چند منظوره نشان داده که سرکوب توان مو با فعالیت سیگنال BOLD (fMRI)در نواحی مربوط به نورونهای آینه‌ای همبستگی دارد.

در اوتیسم سرکوب ریتم مو حین مشاهده حرکات بدن وجود ندارد که از نقش تغییر یافته سیستم نورونهای آینه ای در اوتیسم حمایت میکند. اما شواهد نشان میدهد که این سیستم قابل تعمیر است، چرا که سرکوب مو زمانی که افراد مشاهده شده یا تقلید شونده برای شرکت کنندگان اوتیسمی آشنا باشند دست نخورده است.

این یافته ها انگیزه ای برای استفاده از تمرینات نوروفیدبک در زمینه درمان اوتیسم ایجاد کرده است.

تا اینجا با نورونهای آینه ای و نقش آنها در آسیب اوتیسم و بایومارکر مربوطه برای تشخیص اوتیسم با استفاده از سیگنال EEG و fMRI آشنا شدیم. در آینده نیز در نورودیلی بیشتر از نوروفیدبک خواهیم گفت و مقاله را تا انتها بررسی خواهیم کرد.

درصورت تمایل میتوانید مقاله مذکور را از لینک زیر دریافت نمایید:
https://goo.gl/616AnB

با #نورودیلی همراه باشید.
t.me/NIAGg
🔆نوروساینس یا روانشناسی، مساله این است!🔆

❗️تفاوت عمده بین نوروساینس و روانشناسی، هدف مطالعه است! روانشناسان رفتار را مطالعه میکنند و در واقع به دنبال بیماری در مغز هستند در حالی که نوروساینتیست ها به مطالعه ی سیستم عصبی میپردازند.

مشخصا این دو علم با هم در جاهایی همپوشانی دارند، در واقع در "ذهن" با هم مشترک هستند. البته دقت کنید که هرگز نمیتوان ذهن را بدون آشنایی با سیسنم عصبی مورد مطالعه قرار داد.

بهتر بگوییم ما هیچ وقت نمیتوانیم یک برنامه ی کامپیوتری را یاد بگیریم اگر کامپیوتری نداشته باشیم! و برعکس... مطالعه ی مغز برای درک رفتار، اگر مطالعات روانشناسی وجود نداشته باشد، کند پیش خواهد رفت.

به نظر من بهترین راه برای فهمیدن ذهن، آموختن دانشی ترکیبی از نوروساینیس و روانشناسی است. شاید به همین دلیل است که این روزها، دانشکده های روانشناسی در کشورهای خارجی به "علوم مغز" تغییر نام داده اند.

با ابزارهای امروزی تصویر برداری اعصاب، نوروساینتیست ها میتوانند چیزهای شگفت اگیزی درباره مغز بیاموزند. مثلا میتوانند بفهمند که مناطق مشابهی از مغز در هنگام گوش دادن به موسیقی و یا زبان، فعال میشوند و به همین علت توانایی پیشنهاد ارتباط مهمی بین زبان و موسیقی را پیدا میکنند. همچنین آنها مناطق دقیقی از مغز که پاسخگوی فرآیندهایی مثل شنوایی، بینایی و بویایی هستند را مشخص کرده اند. که بسیار مهم و اساسی است، چرا که با چنین دانشی میتوانند به راحتی بیماری های مغزی را تشخیص و برای درمان سریع تر اقدام کنند.

کما اینکه با چنین دانشی، میتوان سرطان مغز و دیگر بیماری های روحی را هم با تزریق داروهایی که بر روی بخش خاصی ار مغز تاثییر میگذارند، ساده تر و زودتر تشخیص داد.

اگر بخواهیم واقعیت را بگوییم، نوروساینس، باعث پیشرفت چشمگیری در فهم مغز انسان شده که حتی به نوعی استدلال میکند که کم کم دیگر به روانشناسان احتیاجی نخواهیم داشت.

اگرچه به دو دلیل این فرضیه رد میشود:

✏️تا رسیدن نوروساینس به چنین دقت عملی، راه بسیاری در پیش است.
✏️ بسیاری از محققین نروساینس و روانشناسان، معتقدند که نمیتوان ذهن را به مغز تقلیل داد و محدود کرد.

🤓ادامه این بحث را میتوانید فردا از همین کانال دنبال کنید.

با #نورودیلی همراه باشید.
t.me/NIAGg
NeuroDaily
📌 مکانیسم #تحریک_حرارتی_مغناطیسی برای کنترل حرکات موش بوسیله تزریق نانوذرات هیدرواکسیدآهن-کبالت با پوشش هیدراکسیدآهن-منگنز و استفاده از یک میدان مغناطیسی متناوب ایجاد می شود. 👁‍🗨 t.me/NIAGg
مقدمه‌ای برای دستکاری ذهن‌ها و ایجاد آدم‌های زامبی‌وار؟!
📌 دانشمندان موفق به هک از راه دور مغزهای موش‌ها و القای حرکات دلخواه در آنها شدند

مقوله دستکاری ذهن‌ها، ایجاد توده‌هایی از آدم‌های بدون فکر مطیع، ایجاد ارتش‌های بسیار کارا و زدودن آرمان‌ها، چیزهایی هستند که به اشکال مختلف در رمان‌ها و فیلم‌ها آخرالزمانی و دیستوپیایی (پادآرمانشهری) مطرح می‌شود.
@NIAGg
گیم آو ترونز می‌بینید و با دیدن #زامبی‌های سرزمین شمالی و آمدن زمستان، با خود می‌گویید که این در دنیای پیرامون ما این موضوع به چه شکل می‌تواند ترجمه شود؟ آیا دولت‌ها و شرکت‌ها و اشخاص قدرتمند می‌توانند از مردمی که روح خودشان را از دست داده‌اند، به مانند وایت واکرها، آدم‌هایی مطیع در خدمت اهدافشان درست کنند؟

در تحقیق تازه‌ای که توسط پژوهشگران کالج هنر و علوم بوفالو به رهبری پرفسور آرند پراله، انجام شده، در گروهی از موش‌ها با استفاده از #تحریک_مغناطیسی_گرمایی، انجام حرکات خاصی مانند دویدن، بی‌حرکتی و خشک زدن یا از دست دادن کنترل اندام‌های تحتانی القا شد.

⁉️ این کار به چه صورت انجام شد؟

دانشمندان باید به نوعی مدارهای عصبی را تغییر می‌دادند که میدان‌های مغناطیسی بتوانند، تحریکشان کنند.برای این کار، نورون‌ها از نظر ژنتیکی طوری تغییر داده شدند که با گرما، سیگنال عصبی ارسال کنند.برای این کار ژنی به نام #TRPV1 در این نورون‌ها بارز شد و در پی آن ریزذراتی در غشای نورون‌های مغز پدیدار شد که وقتی تحت تأثیر میدان‌ مغناطیسی قرار می‌گرفتند، مقداری گرما از خود آزاد می‌کردند. این گرما به نوبه خود باعث ارسال سیگنال‌های عصبی می‌شد.

حالا با تحریک مغناطیسی عمقی ناحیه استریاتوم، موش‌ها به دور می‌چرخیدند و با تحریک ناحیه بین استریاتوم پشتی و شکمی، موش‌های خشکشان می‌زد.به این ترتیب بدون جراحی و بدون نیاز به هیچ تراشه‌ای، دانشمندان قدرت کنترل حرکات موش‌ها را پیدا کردند.

✍️ مایک ونر (بی جی آر) / علیرضا مجیدی (یک پزشک)

🔘با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 t.me/NIAGg
یک پیشنهاد
🎞 بیگانه: میثاق / Alien: Covenant

💬 #هوش_مصنوعی بسیار بیشتر از آنچه انتظار دارید خطرناکتر وپیچیده تر است./ریدلی اسکات

https://goo.gl/LmLbtN

🔘 با ما همراه باشید.
👁‍🗨t.me/NIAGg
یک پیشنهاد
🎞 بیگانه: میثاق / Alien: Covenant

📌شورش هوش مصنوعی علیه بشر

💬 #هوش_مصنوعی بسیار بیشتر از آنچه انتظار دارید خطرناکتر وپیچیده تر است./ریدلی اسکات

🔘 با ما همراه باشید.
👁‍🗨t t.me/NIAGg
NeuroDaily
یک پیشنهاد 🎞 بیگانه: میثاق / Alien: Covenant 💬 #هوش_مصنوعی بسیار بیشتر از آنچه انتظار دارید خطرناکتر وپیچیده تر است./ریدلی اسکات https://goo.gl/LmLbtN 🔘 با ما همراه باشید. 👁‍🗨t.me/NIAGg
🎞 بیگانه: میثاق / Alien: Covenant

📌 شورش هوش مصنوعی بر علیه بشریت

پیش از این در نورودیلی مطالبی درباره ی سینما در کنار #علوم_اعصاب و به ویژه تلاش های بشر برای ساخت مخلوقی با هوش تر و قوی تر خوانده بودید. کمی قبل هم درباره ی شاهکار استنلی کوبرک، ادیسه صحبت کردیم. اما ملاقات با #بیگانه مرا بر آن داشت تا یکبار دیگر موضوع تقابل بشر و هوش مصنوعی را به عنوان مخلوق بررسی کنیم.

در این اثر موفق که دنباله ی بهتری بر فیلم #پرومته به حساب می آید، برخلاف فیلم‌های دیگر مجموعه بیگانه، تمرکز هیولای خوفناک این مجموعه نیست، بلکه قهرمان این فیلم، «دیوید» با بازی زیرکانه ی مایکل فاسبندر، رباتی انسان نما با #هوش_مصنوعی ارتقا یافته است و موضوع فیلم، تحول هوش مصنوعی است و تاثیر آن بر آینده بشریت. تقابل با والتر، انسان نمای به اصطلاح به روز شده یکی از نقاط عطف و جذاب بیگانه به حساب می آید و ترس انسانها از قدرت انسانی یافتن هوش مصنوعی را می توان در گفتگوی آنها درک کرد که پیش تر توسط الون ماسک، استیون هاوکینگ و بیل گیتس هشدار داده شده است.

خالق دیوید، انسان نمای هوشمند ، دکتر پیتر ویلند دانشمند با بازی «گای پی‌یرس» که در فیلم «پرومته» حضور داشت، در فیلم «میثاق» باز می‌گردد. او در لحظات آغازین فیلم و رویارویی با مخلوق خودش دیوید سعی میکند برای سئوال دیوید درباره خالق انسان، پاسخی پیدا کند. سئوالی که از لحظه‌های به‌یادماندنی فیلم «تیغ‌ران» شاهکار دیگری از «ریدلی اسکات» است.

📑 خواندن مقاله ی SPACE و دیدن مصاحبه ی ریدلی اسکات و مایکل فاسبندر را به شما پیشنهاد می کنیم.
🔗 https://goo.gl/7QSZqG

حالا دیدن این فیلم را که به تازگی منتشر شده است را به شما پیشنهاد می کنیم.
https://goo.gl/LmLbtN

🔘با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 t.me/NIAGg
NeuroDaily
یک پیشنهاد 🎞 بیگانه: میثاق / Alien: Covenant 📌شورش هوش مصنوعی علیه بشر 💬 #هوش_مصنوعی بسیار بیشتر از آنچه انتظار دارید خطرناکتر وپیچیده تر است./ریدلی اسکات 🔘 با ما همراه باشید. 👁‍🗨t t.me/NIAGg
📌ایلان ماسک: هوش مصنوعی بزرگ ترین خطر برای تمدن بشری است‼️

#ایلان_ماسک مدیرعامل تسلا که برای حضور در نشست انجمن دولت های ملی حاضر شده بود، در حاشیه این نشست گفت: هوش مصنوعی بزرگ ترین خطری است که ما به عنوان تمدن بشری با آن روبرو هستیم و به همین خاطر خواستار مداخله سریع و قاطعانه دولت برای نظارت بر روند توسعه این تکنولوژی هستم.

‼️ من در قلمرو هوش مصنوعی به پیشرفته ترین شکل این تکنولوژی دسترسی دارد و معتقدم که مردم باید واقعا نگران آن باشند.

ماسک به شدت نگران #هوش_مصنوعی درون شبکه ای است که می تواند در جهت آسیب رساندن به انسان به کار گرفته شود. او در این باره گفت: این نوع هوش مصنوعی می تواند با انتشار خبرهای کاذب و نفوذ به اکانت های ایمیلی و دستکاری اطلاعات، جنگی را آغاز کند چراکه قدرت قلم از شمشیر بیشتر است.

✍️ دیوید موریس (فورچون) / مریم موسوی (دیجیاتو)

⁉️ نظر شما چیست؟ آن را با ما و در ارتباط با ادمین های #نورودیلی در میان بگذارید.
👁‍🗨 t.me/NIAGg
NeuroDaily
📌 واکنش مغز به پدیده ی #عشق ▶️ سخنرانی دکتر هلن فیشر، استاد دانشگاه ایندیانا را با زیر نویس فارسی ببنید. 👁‍🗨 t.me/NIAGg
یک تصویر جالب
📌 تفاوت احساس مادری و احساس عاشقانه در تصویر fMRI مغز

🔗 https://goo.gl/EK4b4z

🔘 با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 t.me/NIAGg
NeuroDaily
📌 نواحی فعال مغز هنگام تفکرات مذهبی وحالات روحانی در #fMRI ☑️هسته #آکومبنس: پردازش پاداش، فعالیت‌های اعتیادآور ☑️کورتکس #فرونتال : اعمال پیچیده‌ای مثل ارزشیابی، قضاوت واستدلال t.me/NIAGg
📌 تاثیر مذهب بر مغز شباهت بسیاری به پیروزی و عشق دارد...

براساس یافته‌های محققین دانشگاه یوتا عاشق شدن، پیشرفت کردن یا پیروز شدن در مسابقات تاثیری یکسانی بر مغز انسان دارند. آنها با تحقیق و مطالعه اسکن‌های تهیه‌شده با روش تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) روی 19 نفر از افراد گروه مذهبی مورمون‌ها ، متوجه شدند زمانی که این افراد برای عبادت در کلیسا یا خواندن کتاب مقدس خویش آماده می‌شوند، بخش #نوکلئوس_اکومبنس مغز آنها-که بر #یادگیری و لذت تاثیر دارد- فعال می‌شود. درواقع تاثیر مذهب بر مغز شباهت بسیاری به عشق و پیروزی دارد.

علاوه بر آن با شروع عبادت، بخش‌هایی از مغز که مسئول #توجه و توانایی ادراک اهمیت یا تازگی مسائل مختلف است هم در کنار دیگر بخش‌ها، فعال می‌شود. هرچند، جفری اندرسون این وضعیت و فعال شدن بخش‌های مربوط به #پاداش در مغز انسان و یا انجام عبادت را نوعی شرطی شدن کلاسیک می‌داند. وی در ادامه می‌گوید:

وابستگی بازخوردهای مثبت، موسیقی و پاداش‌های اجتماعی با آموزه‌ها و باورهای مذهبی، منجر به تصور نوعی پاداش ذاتی در ذهن انسان می‌شود. درواقع این مکانیزم در فرد مذهبی با یک فرد متعلق به گروه‌های مذاهب انحرافی مشابه یکدیگر بوده و حتی اعتقادات متفاوت آنها نمی‌تواند مانعی برای فعال شدن این بخش‌ها در مغز باشد.

💢 تاثیر مذهب بر مغز انسان را می‌توان با نظریه شرطی شدن کلاسیک تشریح کرد

حتی اندرسون به این موضوع اشاره کرده که شاید برخی از مردم، ارزش بالاتری برای عبادت قائل شده و انجام آن را نوعی پاداش می‌دانند. هرچند باید اشاره کنیم این پاسخ عصبی تنها به افراد یا گروه‌های مذهبی محدود نمی‌شود. اندرسون معتقد است چنین واکنشی می‌تواند در مغز افرادی که به‌دنبال راهی برای طرح ایده‌ای علمی هستند، وطن‌پرستان یا کسانی که به تصاویر صلح‌آمیز طبیعی علاقه دارند نیز وجود داشته باشد.ما می‌دانیم چنین قسمت‌هایی از مغز انسان به‌دنبال قدردانی از موسیقی، عشق، روابط عاطفی و یا حتی پیروزی در قمار می‌توانند فعال شوند.

دانشمدان دانشگاه یوتا تمام تلاش خود را داشتند تا شوق و تمایل مذهبی افراد را در این بررسی دخالت ندهند. به عقیده آنها، تعاریف بسیار زیادی از مذهب وجود دارد و بررسی تاثیر آن بر مغز انسان تحقیقی جداگانه را می‌طلبد که بدون شک انجام آن می‌تواند به موضوع تاثیر مذهب بر مغز نیز کمک زیادی کند.

✍️ جسیکا کاندیت (انگجت) / محمد قاسمی (گجت نیوز)

📑 مقاله ی این پژوهش را مجله ی Social Neuroscience بخوانید.
🔗 https://goo.gl/htayYH

🔘 با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 t.me/NIAGg
NeuroDaily
🔆نوروساینس یا روانشناسی، مساله این است!🔆 ❗️تفاوت عمده بین نوروساینس و روانشناسی، هدف مطالعه است! روانشناسان رفتار را مطالعه میکنند و در واقع به دنبال بیماری در مغز هستند در حالی که نوروساینتیست ها به مطالعه ی سیستم عصبی میپردازند. مشخصا این دو علم با هم…
📝ادامه مطلب

🔆روانشناسی یا نوروساینس... مساله این است!🔆

راحت بگویم، رفتار انسانی به قدری پیچیده است که تلاش برای فهم آن، آن هم تنها از طریق آناتومی، معقول به نظر نمیرسد.
روانشناسی از این حیث اهمیت دارد که به کمک آن میتوانیم مطالب مهم، مفید و پرکاربردی درباب طبیعت انسان فارق از هر نوع آگاهی از آنچه در مغز میگذرد، را بدست آوریم.
برای مثال، دانش و آگاهی محض روانشناسانه از چگونگی سیستم بینایی و تشخیص رنگ،منجر به پیشرفت عکاسی و تلویزیون های رنگی میشود. البته قبل از اینکه MRI نقاط فعال مغز، حین تماشای تلویزیون را مشخص کند.
آزمایش های روانشناختی استنلی میلگرام نشان داد که مردم عادی، اگر از آنها خواسته شود، به آسانی رفتارهای خشونت آمیز از خود بروز میدهند، که این مهم، نشان دهنده ی آن است که هر فردی ظرفیت و توانایی ابراز خشم را دارد.
مطالعات اخیر بر روی بینایی و گفتار، به ما نوروساینتیست ها امکان این را میدهد تا فرآیند های کامپیوتری بهتری را برنامه ریزی کنیم و یا حتی علت برخی از مسایل مربوط را کشف کنیم. ( مثلا اینکه چرا صحبت کردن با تلفن در هنگام رانندگی، احتمال تصادف را افزایش میدهد.) و همه ی اینها بدون هیچ شناختی از مغز برای روانشناسان، امکان پذیر است.
خوب است به یاد داشته باشیم که همکاری این دو قشر، مطمئنا نتایج عالی خواهد داد. یک روانشناس میتواند مطالعات و تحقیقاتی بر روی موارد زیاد انجام دهد.(که خیلی ارزان است). و یک نوروساینتیست توانایی تعمیم و مدلسازی دستاوردهای او را دارد. چه بسا به این ترتیب بتوان به پیشرفت های پشمگیری هم دست یافت.
روانشناسان پدیده های بسیاری را که برای نوروساینتیست ها همچنان مورد بحث است، کاملا مشخص کرده اند. برای مثال، در هر موسیقیدان حرفه ای و هر فرد تازه آشنا با موسیقی، با شنیدن صدای موسیقی گوش خراش، نواحی مشترکی از مغز فعال میشود. با این تفاوت که موسیقیدان حرفه ای ضعف موسیقایی را متوجه میشود ولی فرد تازه آشنا، نه.
نوروساینتیست ها میتوانند از چنین مطالعاتی به منظور هدایت کارشان کمک بگیرند. و شاید به زودی دلیل این تفاوت در موسیقیدان ها و افراد عادی را کشف کنند.
پس با ادامه ی این همکاری بین روانشناسان و نوروساینتیست ها، میتوانیم به درک بهتری از چگونگی ساختار رفتار به وسیله مغز برسیم.
http://t.me/NIAGg
💢 روان شما خیلی حساس است و اگر اتفاقی را سرکوب کند حتما به صلاحش بوده!

⛔️ به گزارش محققان زمانیکه با یک اتفاق ناخوشایند روبرو میشویم، حافظه برای مدتی میتواند مسدود شود تا از خودش محافظت کند.

برای همه افراد در طول زندگیشان پیش آمده که کاری کرده اند که دوست دارند فراموشش کنند. از خجالت در جلوی صف مدرسه گرفته تا دردهای فیزیکی و تصادف تا از دست دادن عزیز یا جدایی والدین.
طبیعی ست اگر بخواهیم این خاطرات نه چندان خوب را سرکوب کنیم، اما آیا امکان پذیر است که به طور ارادی یک تجربه تروماتیک را فراموش کنیم؟
روان پزشک و استادیار بالینی کالج پزشکی A&M تگزاس، Darlene McLaughlin توضیح میدهد که چگونه ذهن شما در مواقع حساس به شما کمک میکند با آن حادثه کنار بیایید.

مغز شما چگونه از عهده یک مصیبت بر می آید؟
بقول McLaughlin، اگر مغز شما با یک مصیبت غافل گیرکننده مواجه شود میتواند آن خاطره را در فرآیندی به نام گسست متوقف کند (آنرا از واقعیت جدا کند). با این روش مغز تلاش میکند از خود محافظت کند.

فرآیند گسست باعث عدم ارتباط بین اندیشه ها، حافظه ویا حس هویت شخص میشود. و خیلی معمول است که نسخه ملایمی از این گسست را تجربه کرده باشید. برای مثال اگر حس گم شدن در یک کتاب یا خیالبافی های سر کار به شما دست داده باشد، شما یک نسخه ملایم از این فرآیند را تجربه کرده اید. یک شکل شدید و مزمن تر فرآیند گسست در بیماریهای ذهنی وفرمهای نادر اختلال گسستی مانند اختلال چند شخصیتی دیده شده است.

همانطور که بدن میتواند آبسه یا یک ماده خارجی را برای محافظت از بقیه اعضای بدن با یک مانع جدا کند، مغز نیز میتواند از یک خاطره جدا شود. در تروماها مغز ممکن است سرگردان شود و کاری کند که حافظه از کار بیفتد. با این وجود همه روانها شبیه هم نیستند و مصیبتی که ممکن است برای یک نفر خیلی شدید باشد برای شخص دیگری به آن شدت نباشد. آرایش ژنتیکی شخص و محیط اطرافش در ارتباط با هم تعیین میکنند که شخص چه درکی از اتفاقات داشته باشد. هنوز در جامعه علمی بین طبیعت و تربیت بحث زیادی وجود دارد، و میتوان فرض کرد که هردو نقش دارند. برای مثال کودکی که در خانه ای با عشق و با رشد مناسب بزرگ شده با احتمال بیشتری با یک مصیبت کنار می آید. اگر کودکی با بی اعتمادی و ترس و رها شدن بزرگ شده باشد بیشتر احتمال دارد که در مقابل یک اتفاق آسیب زا با ویژگی های گسستی برخورد کند.

طبق گفته McLaughlin: "براساس یک اعتقاد برای مصیبتها آساتانه ای وجود دارد که انسان بدون فرآیند گسست نمیتواند بر آن غلبه کند. سن، فاکتورهای ژنتیکی و محیط زیست با همکاری هم تعیین میکنند که این آستانه چقدر بالا باشد و مغز چگونه به تروما پاسخ دهد". نوع شدید فرآیند گسست اغلب در کسانی که تجربه ترومای شدیدی داشته اند دیده میشود و ممکن است در همه افراد با تجربه ترومای یکسان اتفاق نیفتد. گسست میتواند بخشی از PTSD یا اختلال بعد از حادثه باشد و یا به طور مستقل رخ دهد.

چگونه یک نفر میتواند به طور ارادی بر تروما غلبه کند؟
به گفته McLaughlin غیر عادی نیست اگر کسی کمی از خاطره ی یک اتفاق بد را که قبلا نمیتوانسته به یاد بیاورد را به یاد آورد. چیزی که گاهی اتفاق می افتد این است که وقتی شخص از آن لحظه تنش زا دور می شود، مغز به حافظه اجازه میدهد که بسته هایی از خاطرات را آزاد کند. در نتیجه ممکن است به صورت فلش_بک های کوتاه یا افکار ناخواسته به یاد آورده شوند.

اگر شخصی در حال دست و پنجه نرم کردن با یک مصیبت است، چه نشانه های گسست در او وجود داشته باشد چه نه، میتواند تجربه خیلی غم انگیز و ترسناکی باشد. از آنجایی که این تجربیات میتواند شامل موضوعات بسیار حساسی باشد McLaughlin توصیه میکند برای مقابله با آن از کمک یک متخصص استفاده شود.

اولین گام این است که به دنبال درمان باشید. واژه ها به ما کمک میکنند که با تجربیات عاطفی و خاطراتی که در حافظه عاطفی دخیل هستند کنار بیاییم. چه در روند یک درمان روانشناسی رسمی باشد یا در جریان اعتماد به یک شخص قابل اعتماد، بهتر است با یک نفر صحبت کنیم.

📖 برای دسترسی به متن کامل این مطلب و اطلاعات بیشتری از حافظه و ارتباط آن با تروما به لینک زیر مراجعه کنید:
https://goo.gl/NTS772

🖋 با نورودیلی همراه باشید.
@NiagG
📌 تصویربرداری #fMRI و #DTI کورتکس حرکتی برای طراحی پیش از جراحی تومور بدخیم #آستروسایتوما

☑️ در تصویر fMRI:
A) حرکت بازو
B) حرکت دست
C) حرکت لبها

🔗 https://goo.gl/HgPLLY

👁‍🗨 t.me/NIAGg
📌 چرا با افزایش سن، زمان سریع تر می گذرد؟

زمانی که کودک بودیم، آرزو داشتیم بزرگ شویم؛ اما حالا بزرگ شده‌ایم و گویا زمان نیز با بزرگ‌تر شدن ما سرعت می‌گیرد! با یک چشم بر هم زدن سال‌ها می‌گذرند، فصل‌ها بی‌معنی ‌می‌شوند و ما همچنان بزرگ و بزرگ‌تر می‌شویم. برخی می‌گویند بزرگ شدن برای ما یک نوع تله از جانب زمان است؛ ما بزرگ می‌شویم و زمان فشرده‌تر، گویی می‌خواهد ما را به چالش بکشد و روی اعصاب ما راه برود. آیا شما تا‌به‌حال از خود پرسیده‌اید چرا این روزها مثل برق و باد می‌گذرند؟

وقتی کودک چشمان خود را برای نخستین بار باز می‌کند، با دنیای غریبه‌ای مواجه می‌شود؛ دنیایی پر از شگفتی‌ها که هر لحظه‌ی آن، یک تجربه‌ی جدید است و کلی چیز برای یاد گرفتن وجود دارد. این یعنی یک کودک باید مغز خود را درگیر کند تا بتواند تجربه‌های جدید را پردازش کند؛ زیرا برای یک کودک، دنیا در هر لحظه تغییر می‌کند. این نظریه خیلی واضح توضیح می‌دهد که درگیرشدن یک کودک با تجربه‌های جدید، باعث می‌شود گذر زمان آهسته باشد و کودک از تجربه‌های جدید لذت ببرد؛ اما برای یک شخص بزرگ‌سال، دنیا تقریباً تکراری شده است.

همین موضوع، به یک مکانیسم بیوشیمیایی ساده منجر می‌شود. در بدن ما، نوعی پیام‌رسان عصبی از نوع #کاتکول‌آمین وجود دارد که با نام “#دوپامین ” شناخته می‌شود. دوپامین به ایجاد انگیزه در ما کمک می‌کند و باعث می‌شود ما همواره قوه‌ی ادراک خود را تقویت کنیم و روابط اجتماعی خود را بهبود ببخشیم. وجود این پیام‌رسان عصبی به ما در اندازه‌گیری زمان و مدیریت آن نیز کمک می‌کند. وقتی انسان به سن ۲۰ سالگی می‌رسد، میزان دوپامین موجود در بدن او کاهش می‌یابد و امکان مدیریت و اندازه‌گیری دقیق زمان از شخص گرفته می‌شود و همین باعث می‌شود زمان در نظر آن شخص به‌سرعت بگذرد.

📑گزارش جذاب زیر را بخوانید:
🔗 https://goo.gl/uTFmEE

این یکی از نظریه‌هایی ست که در مورد این مسئله بیان شده‌اند؛ اما متأسفانه هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌توانند علت این موضوع را توضیح دهند. در حال حاضر هیچ محاسبه‌ی ریاضیاتی قادر نیست میزان شتاب زمان را در قالب مقیاس لگاریتمی بیان کند. مقیاس لگاریتمی معمولاً وقتی به کار می‌رود که ما می‌خواهیم مقادیر بزرگ را نشان دهیم. به‌عنوان مثال برای نشان دادن بزرگی زمین‌لرزه یا شدت صدا، از مقیاس لگاریتمی استفاده می‌شود. ممکن است که گذر زمان نیز به‌صورت لگاریتمی تعریف شود.ا گر یک توضیح ریاضی برای این موضوع ارائه شود، مطمئناً تأثیر به‌سزایی بر زندگی ما خواهد گذاشت. اگر این‌چنین باشد‌، کودکی ما به‌عنوان شروع کار محسوب می‌شود و پس از آن زمان فشرده‌تر و فشرده‌تر خواهد شد.


📑جدیدترین مقاله در این زمینه را مطالعه کنید:
🔗 https://goo.gl/H3Rn3R

📑متن اصلی گزارش:
🔗 https://goo.gl/kLB73S

🔘 با نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨https://t.me/NIAGg
📌 ترکیب تصاویر چندگانه ی وزن T1 MPRAGE، DTI و fMRI با نرم افزار Neuro3D شرکت زیمنس برای طراحی عمل جراحی

https://goo.gl/unaVg8

🔘 با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 @NiagG
📌 ترکیب تصاویر چندگانه ی وزن T2 FLAIR و fMRI کورتکس حرکتی با نرم افزار Neuro3D شرکت زیمنس برای طراحی عمل جراحی

https://goo.gl/unaVg8

🔘 با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 @NiagG
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 طراحی عمل جراحی برای بیماری 40 ساله دارای تومور در مراحل ابتدایی با استفاده از تصاویر بدست آمده از fMRI و DTI

🔘 با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 @NiagG
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سخنرانی جذاب آنیل سِث در همایش تد درباره آگاهی که سوالات زیادی را برای بیننده به جا میگذارد.

در ادامه نسخه اصلی را مشاهده کنید.

t.me/NiagG
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔳 همه ما همواره دچار توهم میشویم و وقتی در مورد توهماتمان توافق میکنیم، آن را "واقعیت" می نامیم.
💬 نیمه اول این سخنرانی لذت بخش درباره هشیاری را با زیرنویس فارسی ببینید.

t.me/NiagG
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔳 همه ما همواره دچار توهم میشویم و وقتی در مورد توهماتمان توافق میکنیم، آن را "واقعیت" می نامیم.
💬 نیمه دوم این سخنرانی لذت بخش درباره هشیاری را با زیرنویس فارسی ببینید.

t.me/NiagG
NeuroDaily
🔸🔹آیا می توان توضیحی برای تجربه نزدیک به مرگ داشت؟ پژوهشگران با fMRI فعالیت مغز را در این حالت بررسی کرده اند. 📌 با NeuroDaily همراه باشید. 💡https://t.me/NIAGg
📌 دانشمندان چیستی تجربه نزدیک به مرگ را بررسی می‌کنند ...

تصوری که از لحظات دم مرگ داریم، معمولا محدود به تصاویری است که در فیلم‌ها یا داستان‌ها نشان داده می‌شود؛ تابش نوری شدید همراه با پدیدار شدن یک راه خاکی به سمت نور که با حسی از رهاشدگی و جدا شدن روح از بدن توأم می‌شود. اما این تصویر تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟ پیش از این یک مطالعه موردی درباره ی این موضوع را در نورودیلی بررسی کردیم.

به‌تازگی تحقیقی در مجله‌ی Frontiers in Human Neuroscience به چاپ رسیده است که با تحلیل محتوای گفت‌وگوها و مصاحبه‌های افرادی که #تجربه‌_نزدیک_مرگ دارند، نتایج جالبی به دست آورده است. بر این اساس، احتمالا تصاویری که ما از این تجربه در فیلم‌ها دیده‌ایم در بین این افراد مشترک است؛ ولی در مورد توالی این تصاویر نمی‌توان نتیجه‌ای مشابه گرفت. در این بین می‌توان بین تجربه‌ی نورولوژیکی با تجربه‌های فرهنگی افراد در لحظه‌های آخر زندگی تفاوت قائل شد.

این تحقیق توسط دانشمندانی از کشور بلژیک صورت گرفته است و در طی آن، دانشمندان به بررسی تجربه‌های ۱۵۴ نفر اقدام کرده‌اند. این تجربه‌ها با همکاری مؤسسه‌ی بین‌المللی مطالعات نزدیک به مرگ و گروه Coma جمع‌آوری شده‌اند.پژوهشگران با تحلیل محتوای این گفت‌و‌گو‌ها از مقیاسی به نام Greyson NDE استفاده کردند. این مقیاس اولین بار توسط بروس گریسون، روانشناس آمریکایی طراحی و استفاده شد تا ساختار و اعتبار تجربه‌های بیماران سکته‌ی قلبی را بررسی کند.

تحقیق حاضر در ادامه‌ی مطالعاتی است که سال‌ها در زمینه‌ی تجربه‌ی دم مرگ صورت گرفته است. سال ۲۰۱۴ گروهی از پژوهشگران دانشگاه نیویورک با بررسی تجربه‌های افراد، به ۷ دسته تجربه‌ی مختلف در لحظات آخر زندگی رسیدند؛ ترس، دیدن حیوانات یا گیاهان، تابش نور شدید، خشونت، آشناپنداری، دیدن چهره‌ی اعضای فامیل و دیدن تصاویری بعدِ از هوش رفتن.

حال دانشمندان بلژیکی با مطالعه‌ی تجربیات مختلف به دنبال پیدا کردن یک تجربه‌ی یکسان بین افراد و ترتیب رخ دادن حس‌های مختلف در لحظات آخر زندگی هستند. شارلوت مارسیال، یکی از اعضای تیم بیان می‌کند:هدف این تحقیق پیدا کردن تجربه‌هایی است که بین افراد مختلف با تکرار زیادی رخ داده است. می‌خواهیم ترتیب اتفاق افتادن این تجربه‌ها را پیدا کنیم.

در بین تجربه‌هایی که گروه تحقیقاتی موفق به ضبط و مطالعه‌ی آن شدند، ۸۰درصد حسی شبیه به آرامش و صلح را تجربه‌ کرده‌اند. در این بین ۶۹ درصد تابش شدید نور را دیده‌اند، ۶۴ درصد از افراد حضور یک فرد را دیده و احساس کرده‌اند، ۵ درصد تصاویری آشفته دیده‌اند و ۴ درصد از افراد حسی شبیه الهام یا وحی را به دست آورده‌اند. یک‌سوم از افراد مورد مطالعه حسی شبیه خارج شدن روح از بدن و سپس بازگشت آن تجربه‌ کرده‌اند. مارسیال اضافه می‌کند: تجربه‌ی لحظات نزدیک به مرگ همراه با حس جدا شدن از بدن و در انتها بازگشت به کالبد فیزیکی است.

این تحقیق همچون بیشتر تحقیقات حوزه‌ی علوم انسانی مصون از خطا نبوده است. افراد مورد مطالعه محدود بوده‌اند و افراد زیادی به دلیل تمایلات شخصی، حاضر به اشتراک‌گذاری تجربیات خود نشده‌اند. در ضمن تمامی این افراد فرانسوی‌زبان بوده‌اند که تأثیر فرهنگ و زبان در تجربیات این افراد را نمی‌توان مشخص کرد. با این حال اگر تحقیقاتی مشابه در دیگر کشورهای دنیا به جریان بیفتد، می‌توان در مورد نقش فرهنگ در تجربه‌ی نزدیک به مرگ و میزان تأثیرگذاری آن با فرآیندهای نورولوژیکی اظهار نظر صریح‌تری کرد.


✍️ مایک رآ (ساینس الرت) / علی قدس (زومیت)

☑️ خواندن مقاله ی این پژوهش را به شما پیشنهاد می کنیم.
🔗 https://goo.gl/5ipSTN

🔘با #نورودیلی همراه باشید.
👁‍🗨 t.me/NiagG