***** کانال رسمی گروه علمی نیاگ ****
**** NeuroImaging&AnalysisGroup ***
گروه نیاگ ، تیمی علمی وابسته به مرکز تحقیقات سلولی ملکولی دانشگاه علوم پزشکی تهران است که در زمینه طراحی پروژه های مرتبط با علوم اعصاب فعالیت میکند. این گروه متشکل از متخصصین و دانشجویان رشته های علوم اعصاب، تصویربرداری مغزی، فیزیک پزشکی، آمار ، پزشکی و مهندسی پزشکی است.
گردانندگان " نورو دیلی " از پژوهشگران فعال در گروه نیاگ هستند و علاقمندند تا در دنیایی که در آن هر روزه دانش بیشتری از ساز و کار و فعالیت های عالی مغز و علوم عصبی حاصل میشود، اطلاعات دست اولی درباره این یافته ها و پژوهش های نوآورانه در اختیار دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به این حوزه قرار دهند.
همانگونه که از نامگذاری کانال برمیاید، سعی خواهیم کرد جیره روزانه مخاطبان از دانش علوم اعصاب را تامین کنیم و در چهارچوبی فرمال تر، شاید بتوان گفت این کانال محلی خواهد بود برای
1- به اشتراک گذاری به روز ترین دستاوردهای علوم اعصاب در زمینه های تکنولوژی و ایده های نو
2- معرفی فعالیت های علمی گروه نیاگ
3- اطلاع رسانی در مورد کارگاه ها، سمینار ها و سخنرانی های فعلی و آتی گروه
4- فراخوان جذب پژوهشگر برای پروژه های تعریف شده در چهارچوب فعالیت های علمی گروه.
@NIAGg
**** NeuroImaging&AnalysisGroup ***
گروه نیاگ ، تیمی علمی وابسته به مرکز تحقیقات سلولی ملکولی دانشگاه علوم پزشکی تهران است که در زمینه طراحی پروژه های مرتبط با علوم اعصاب فعالیت میکند. این گروه متشکل از متخصصین و دانشجویان رشته های علوم اعصاب، تصویربرداری مغزی، فیزیک پزشکی، آمار ، پزشکی و مهندسی پزشکی است.
گردانندگان " نورو دیلی " از پژوهشگران فعال در گروه نیاگ هستند و علاقمندند تا در دنیایی که در آن هر روزه دانش بیشتری از ساز و کار و فعالیت های عالی مغز و علوم عصبی حاصل میشود، اطلاعات دست اولی درباره این یافته ها و پژوهش های نوآورانه در اختیار دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به این حوزه قرار دهند.
همانگونه که از نامگذاری کانال برمیاید، سعی خواهیم کرد جیره روزانه مخاطبان از دانش علوم اعصاب را تامین کنیم و در چهارچوبی فرمال تر، شاید بتوان گفت این کانال محلی خواهد بود برای
1- به اشتراک گذاری به روز ترین دستاوردهای علوم اعصاب در زمینه های تکنولوژی و ایده های نو
2- معرفی فعالیت های علمی گروه نیاگ
3- اطلاع رسانی در مورد کارگاه ها، سمینار ها و سخنرانی های فعلی و آتی گروه
4- فراخوان جذب پژوهشگر برای پروژه های تعریف شده در چهارچوب فعالیت های علمی گروه.
@NIAGg
http://p30up.ir/uploads/f84161236.jpg
از زمانی که روانشنانسان تلاش داشته اند تا فرآیند ها و سازوکار ذهن مارا بیابند، مدام به این نتیجه جذاب می رسیدند که اغلب تصمیمات مردم با کمترین تامل و فکر صورت می پذیرد. یا بطور دقیقتر پیش از آنکه آنها آگاهانه فکر کنند دست به عمل می زنند. زمانی که تصمیم گرفتیم چگونه رای بدهیم،چگونه خرید کنیم،کجا به تعطیلات آخر هفته برویم، و بسیاری از تصمیم ها و کنش های دیگر، این " ناخوآگاه " ما بوده است که آگاهانه نقشی اول را به عهده گرفته است. تحقیقات تا زمان انتشار این مقاله (دسامبر۲۰۱۳ و ژانویه ۲۰۱۴) راه را برای شناخت ذهن ناخودآگاه ما و تغییر روز به روز و کنش های آن، ارائه داده است.
https://t.me/NIAGg
از زمانی که روانشنانسان تلاش داشته اند تا فرآیند ها و سازوکار ذهن مارا بیابند، مدام به این نتیجه جذاب می رسیدند که اغلب تصمیمات مردم با کمترین تامل و فکر صورت می پذیرد. یا بطور دقیقتر پیش از آنکه آنها آگاهانه فکر کنند دست به عمل می زنند. زمانی که تصمیم گرفتیم چگونه رای بدهیم،چگونه خرید کنیم،کجا به تعطیلات آخر هفته برویم، و بسیاری از تصمیم ها و کنش های دیگر، این " ناخوآگاه " ما بوده است که آگاهانه نقشی اول را به عهده گرفته است. تحقیقات تا زمان انتشار این مقاله (دسامبر۲۰۱۳ و ژانویه ۲۰۱۴) راه را برای شناخت ذهن ناخودآگاه ما و تغییر روز به روز و کنش های آن، ارائه داده است.
https://t.me/NIAGg
Forwarded from Hamed Dehqan
Our_UNCONSCIOUS_Mind_John_A_BarghPhysics.pdf
908 KB
نوشتهای که در ادامه خواهیدخواند، سعی در ارائه دیدگاهی نوروساینسی از برخی رفتارها و کنشهای اجتماعی پیرامونمان دارد و توسط یکی از ادمین های کانال نگارش یافته است.
همیشه برای بیان نظرات خود میتوانید از ارتباط مستقیم با ادمینها استفاده کنید.
@monsieur_ha
@akcarash
@SamiraRaminFard
@Hamed_Dehqaan
https://t.me/NIAGg
همیشه برای بیان نظرات خود میتوانید از ارتباط مستقیم با ادمینها استفاده کنید.
@monsieur_ha
@akcarash
@SamiraRaminFard
@Hamed_Dehqaan
https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
میلیون ها سال پیش قبل از ظهور هوموساپینس ها بر روی زمین، زمانی که هنوز انسان هوشمند امروزی وجود نداشت، کروکودیلها و انواعی از مارمولکها و دیگر خزندگان بر روی زمین حکمفرمایی میکردند. و بلی، مارمولکها هم مغز داشتند، ولی مغزی خیلی کوچک که تنها میتوانست جوابگوی نیازهای روزمره زندگی " خزنده وار " آنها باشد. این مغز را " مغز رپتیلین " یا مغز خزنده مینامیم. اگر یک جای روزگار با کسی برسر تکامل بحثتان شد، یاد این نوشته افتاده و به او بگویید همه موجوداتی که پس از خزندگان در زمین زندگی کردهاند، حتی انسانها ؛ بخاطر سیستم تکاملی، بخشی درون ساختار مغزشان دارند که اولیهترین نیازهای زندگی یا همانی که آقای سعدی " خور و خواب و خشم و شهوت " مینامدش را در اختیار گرفته. آیا تابحال دیدهاید که مارها باهمدیگر امپاتی داشته باشند و برای همدیگر دلسوزی کنند؟ تابحال دیدهاید اژدهای کومودو بچههایش را در آغوش گرفته ناز و نوازش کند؟ نه که ندیده اید. همین تکامل هوشمند، بعدترها باعث شد پرندهها به وجود آیند ( میتوانید به روز پنجم آفرینش و یا به چند ده میلیون سال بعد از پیدایش خزنده ها بر روی زمین فکر کنید). در این فاصله پیچیده ترین ارگان زنده شناخته شده در کائنات، یعنی مغز، همچنان داشت به کاملتر و بهینهتر شدن ادامه میداد و بخش دیگری در آن بوجود آمد که آن را بعنوان قشر " لیمبیک" میشناسیم. همانگونه که میتوانید حدس بزنید ما هم بهعنوان آخرین لاین تکامل، همچنان مغز لیمبیک را ( علاوه بر مغز رپتیلین ) درون آن حفره محقر استخوانی همراه داریم. کار مغز لیمبیک، ایجاد و کنترل فعالیتهای تکانشی و انگیزشی است. اگر معتاد میشویم، بخاطر فعالیتهای –شاید - زائدی است که در مغز لیمبیک اتفاق میافتد. اگر از غذایی لذت میبریم و مثلا شکلات را صرفا برای لذتش میخوریم، بخاطر مغز لیمبیک است. البته که در طی تکامل وسعت هر کدام از این قشر ها کم و زیاد شدهاند. بعدتر و بعدتر ، پستاندارها هستی یافتند که قسمت دیگری در مغزشان به اسم قشر جدید یا "نئوکرتکس" بوجود آمد . ویژگی نئوکرتکس اینست که کنترل بیشتری بر روی دو قسمت دیگر ( = پست تر ) برقرار کرده ، و از طرف دیگر باعث شده فعالیت های هدفدار و برنامهریزی شده در مغز اتفاقافتند. اگر حیوانها میتوانند گلهای زندگیکنند، گلهای غذا بخورند و گلهای به شکارشان حمله ور شوند، بخاطر همین قشر جدید است که روی بقیه لایهها را پوشانده. اما اگر بپرسید آیا ما هیچ فرقی با چیتا و بوفالو نداریم، پاسختان میدهم که چرا: حجم و میزان وسعت یک بخش خیلی عزیزی از همین نئوکرتکس به اسم " قشر پرهفرونتال" که دقیقاً در پشت استخوان پیشانی و بالای حفرههای چشم قرار گرفته. خیلی از مناسبات اجتماعی ، فردی ، اخلاقی و آیینی ما بخاطر همین قشر بوجود آمده. اگر میتوانیم حرف بزنیم و سیستم زبانی را طی ده ها هزار سال ایجاد کرده ایم، بخاطر همین ناحیه است. اگر حالا من سعی دارم توضیحی درباره رفتار پیرامونی مان با توجه به لایه های مغزی ارائه کنم و شما - اگر فرض نکنیم که خوابتان گرفته – درحال صرف انرژی برای خواندن و پردازش این نوشته اید، بخاطر همین ناحیه است. اگر ما میتوانیم دوست و دشمن را با یک نگاه بشناسیم، اگر ما سیستم پترنبندی در زندگی داریم، اگر گیلگمش دنبال انکیدو میگشت و یا ما " درگذشتههایمان " را بخاطر میآوریم، اگر برای فهم بهتر اتفاقات پیرامون ـمان، به استعارهها متوسل میشویم، و اگر همین استعارهها را بهشکل رقصوآواز و آیین و ... درمیاوریم و یا در طی ده ها هزار سال، الهه ها و بت ها و خداوندگارانی داشتهایم، بخاطر همین قشر است.
خلاصه ماجرا این شد که قدیمی ترین و پستترین قسمت از مغز ما، مغز رپتیلین است و عالیترین و پیچیدهترین بخش مغز، قشر پرهفرونتال.در آن میانه هم مغز لیمبیک وجود دارد که احساسات و مهر و محبت و و لذت و سانتیمانتالیسم را تولید میکند.
(ادامه در پست بعد)
https://t.me/NIAGg
خلاصه ماجرا این شد که قدیمی ترین و پستترین قسمت از مغز ما، مغز رپتیلین است و عالیترین و پیچیدهترین بخش مغز، قشر پرهفرونتال.در آن میانه هم مغز لیمبیک وجود دارد که احساسات و مهر و محبت و و لذت و سانتیمانتالیسم را تولید میکند.
(ادامه در پست بعد)
https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
(ادامه از پست قبل)
خب.... اجازه بدهید ماجرا را مقداری پیچیدهتر کنم. بیایید نگاهی گذرا به اطرافمان داشتهباشیم و ببینیم آیا میتوانیم از رفتار های اجتماعی متوجه شویم هر جامعه ای بیشتر از کدام بخش مغزش استفاده میکند یا نه. و ...چرا با خودمان شروع نکنیم!؟ وقتی " غالب " تبلیغات تجاری در پر مخاطب ترین رسانه های دیداری و شنیداری که با آن مواجه هستیم، بر روی نیاز های اولیه و اصطلاحاً غرایز متمرکز شده، شاید بهتر است متوجه این موضوع شویم که " غالب " جامعه هدف این تبلیغات، بیشتر از مغز رپتیلین در مناسباتش استفاده میکند. لارجر باکس و انواع کرم های درونکُنی و فروکُنی و مالشی و زایشی و افزایشی مغز رپیتیلن را نشانه گرفتهاند. جامعهای که میانگین رفتاری اش بدنبال کنش های رپتیلین است، باید هم روتین ترین تبلیغات درآمدزای رسانهایش بر همین اصل استوار باشد. از رفتار های لیمبیک هم حرف بزنیم. آیینی که از شما انتظار گریه و زاری و خود ویرانگری بجای تأمل و خودسازی را دارد، در واقع قشر لیمبیک شما را هدف گرفته. فیلم و شو و کارناوالی که هدفش بیشتر از به فکر واداشتن شما، به ضجه واداشتن یا ابلهانه خنداندن شما با چند کیلو آلبالوست، در حال غلغلک دادن سیستم لیمبیک شماست...
سوالی دارم. آیا تا به حال شده با گربه خانگیتان در مورد زیبایی غروب یا لذتی که در گوش سپردن به پاستورال بتهوون به شما دست میدهد صحبتکنید؟ نشده، چون حیوانات درکی از " هرمنوتیک " ( زیباییشناسی) ندارند، چون پرهفرونتال توسعهیافته ندارند. همچنانکه جامعهای که ترجیح میدهد بجای رفتار آیینی و هوشمندانه یا درستتر بگوییم: انسانی، به رفتار های لیمبیک پناه ببرد، هیچ درکی از هرمنوتیک ندارد. جامعه ای که بجای موسیقی و داستان و فیلم خوب، به سطحیترین و احساساتیترین ( ترجمه به زبان نوروساینس : لیمبیکترین یا بدتر، رپتیلینترین ) اتفاقات پناه ببرد هیچ دریافتی از زیباییشناسی ندارد. رفتار جامعهای که پرمخاطبترین فیلمش اخراجیهاست اما در فقدان کیارستمی ضجههای مجازی میزند، یک جامعۀ - با تخفیف - لیمبیک است. جامعهای که درمیان مردمانش کمتر اتفاقات پرهفرونتال و هوشمندانه دیده میشود، از لحاظ مغزی چندان تفاوتی با یک اجتماع حیوانی پیشرفته ندارد. میتوانیم آن را نوعی از پورن بنامیم چون خاصیت پورن همین است: رپتیلین کردن ِ رفتارهای پروهفرونتال.
حالا شاید بشود نسبت به برخی رفتار های دور و نزدیکی که در اطرافمان رخ میدهد، از " اجتماع دوربینبدستان " در آتشسوزی پلاسکو گرفته تا انواع اصطکاکهای اجتماعی و فحاشی های فضای مجازی ، دید و درک دیگرگونهای داشت. حالا شاید بتوان در مورد نحوه استفاده از مغزمان مسئولانه تر رفتار کرد.
https://t.me/NIAGg
خب.... اجازه بدهید ماجرا را مقداری پیچیدهتر کنم. بیایید نگاهی گذرا به اطرافمان داشتهباشیم و ببینیم آیا میتوانیم از رفتار های اجتماعی متوجه شویم هر جامعه ای بیشتر از کدام بخش مغزش استفاده میکند یا نه. و ...چرا با خودمان شروع نکنیم!؟ وقتی " غالب " تبلیغات تجاری در پر مخاطب ترین رسانه های دیداری و شنیداری که با آن مواجه هستیم، بر روی نیاز های اولیه و اصطلاحاً غرایز متمرکز شده، شاید بهتر است متوجه این موضوع شویم که " غالب " جامعه هدف این تبلیغات، بیشتر از مغز رپتیلین در مناسباتش استفاده میکند. لارجر باکس و انواع کرم های درونکُنی و فروکُنی و مالشی و زایشی و افزایشی مغز رپیتیلن را نشانه گرفتهاند. جامعهای که میانگین رفتاری اش بدنبال کنش های رپتیلین است، باید هم روتین ترین تبلیغات درآمدزای رسانهایش بر همین اصل استوار باشد. از رفتار های لیمبیک هم حرف بزنیم. آیینی که از شما انتظار گریه و زاری و خود ویرانگری بجای تأمل و خودسازی را دارد، در واقع قشر لیمبیک شما را هدف گرفته. فیلم و شو و کارناوالی که هدفش بیشتر از به فکر واداشتن شما، به ضجه واداشتن یا ابلهانه خنداندن شما با چند کیلو آلبالوست، در حال غلغلک دادن سیستم لیمبیک شماست...
سوالی دارم. آیا تا به حال شده با گربه خانگیتان در مورد زیبایی غروب یا لذتی که در گوش سپردن به پاستورال بتهوون به شما دست میدهد صحبتکنید؟ نشده، چون حیوانات درکی از " هرمنوتیک " ( زیباییشناسی) ندارند، چون پرهفرونتال توسعهیافته ندارند. همچنانکه جامعهای که ترجیح میدهد بجای رفتار آیینی و هوشمندانه یا درستتر بگوییم: انسانی، به رفتار های لیمبیک پناه ببرد، هیچ درکی از هرمنوتیک ندارد. جامعه ای که بجای موسیقی و داستان و فیلم خوب، به سطحیترین و احساساتیترین ( ترجمه به زبان نوروساینس : لیمبیکترین یا بدتر، رپتیلینترین ) اتفاقات پناه ببرد هیچ دریافتی از زیباییشناسی ندارد. رفتار جامعهای که پرمخاطبترین فیلمش اخراجیهاست اما در فقدان کیارستمی ضجههای مجازی میزند، یک جامعۀ - با تخفیف - لیمبیک است. جامعهای که درمیان مردمانش کمتر اتفاقات پرهفرونتال و هوشمندانه دیده میشود، از لحاظ مغزی چندان تفاوتی با یک اجتماع حیوانی پیشرفته ندارد. میتوانیم آن را نوعی از پورن بنامیم چون خاصیت پورن همین است: رپتیلین کردن ِ رفتارهای پروهفرونتال.
حالا شاید بشود نسبت به برخی رفتار های دور و نزدیکی که در اطرافمان رخ میدهد، از " اجتماع دوربینبدستان " در آتشسوزی پلاسکو گرفته تا انواع اصطکاکهای اجتماعی و فحاشی های فضای مجازی ، دید و درک دیگرگونهای داشت. حالا شاید بتوان در مورد نحوه استفاده از مغزمان مسئولانه تر رفتار کرد.
https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
http://p30up.ir/uploads/f01208564.jpeg
جهت آشنایی بیشتر دوستان علاقمند به تصویربرداری MRI، مقاله ای از پروفسور John Medina (استاد مهندسی پزشکی دانشگاه واشنگتن آمریکا )در مجله Psychiatric Times را آماده کرده ایم که بخشی از آن ترجمه شده است تا دانشجویان و محققین عزیز از آن استفاده کنند.
https://t.me/NIAGg
جهت آشنایی بیشتر دوستان علاقمند به تصویربرداری MRI، مقاله ای از پروفسور John Medina (استاد مهندسی پزشکی دانشگاه واشنگتن آمریکا )در مجله Psychiatric Times را آماده کرده ایم که بخشی از آن ترجمه شده است تا دانشجویان و محققین عزیز از آن استفاده کنند.
https://t.me/NIAGg
http://p30up.ir/uploads/f83543638.gif
🖊فیزیک پایه MRI، ترجمه و آماده سازی Neurodaily
https://t.me/NIAGg
🖊فیزیک پایه MRI، ترجمه و آماده سازی Neurodaily
https://t.me/NIAGg
Forwarded from Hamed Dehqan
Physics of fMRI (Persian) (NeuroDaily-NIAG team).pdf
622.8 KB
فیزیک پایه MRI، ترجمه و آماده سازی Neurodaily، فایل PDF برای دانلود
https://t.me/NIAGg
https://t.me/NIAGg
کارگاه های اصول تصویربرداری و کاربرد تصاویر
۲۷-۲۹ بهمن ماه نودوپنج
MRS, PERFUSION, DIFFUSION
https://t.me/NIAGg
۲۷-۲۹ بهمن ماه نودوپنج
MRS, PERFUSION, DIFFUSION
https://t.me/NIAGg
https://t.me/NIAGg
چگونه می توان قاضی و هیئت منصفه دادگاه را مجاب کرد که یک فرد گناهکار است یا خیر؟ عملکرد مغز در پیوند بین خاطرات و نشانه هایی که بصورت غیر مستقیم جرم را برای مغز تداعی می کند ،روانشناسان و جرم شناسان را ترغیب به استفاده از ثبت سیگنال های مغزی به جای استفاده از دروغ سنج های قدیمی تر (پلی گراف) کرد. تکنیک Brain Fingerprinting، روشی که از EEG و ثبت سیگنال P300 استفاده می کند و آزمون Brain Electrical Oscillatory Signature (Beos) که از اندازه گیری تغییرات نامحسوس داده های فعالیت مغز بهره می برد، دو تکنیکی هستند که در احکام صادره در دادگاهها تاثیرگذار بوده اند. این دو روش از اواخر دهه 90 در هند و آمریکا و امروزه درنیروی ضد تروریسم استرالیا و پلیس سنگاپور نیز به کار گرفته می شود.
اما یک سوال مهم... آیا می توان تکنولوژی را با تغییر عملکرد مغز در به یاد آوردن خاطرات فریب داد؟ آیا احکامی که قضات بر اساس استفاده از این تکنیک ها صادر کرده اند منصفانه و درست بوده است؟ آیا نتایج این دو روش تکرارپذیر هستند و در هزاران آزمون صورت گرفته مشابهند؟
این مقاله را بصورت کامل در لینک زیر مطالعه کنید
👉🏻👉🏻👉🏻👉🏻 http://yon.ir/7J3j
چگونه می توان قاضی و هیئت منصفه دادگاه را مجاب کرد که یک فرد گناهکار است یا خیر؟ عملکرد مغز در پیوند بین خاطرات و نشانه هایی که بصورت غیر مستقیم جرم را برای مغز تداعی می کند ،روانشناسان و جرم شناسان را ترغیب به استفاده از ثبت سیگنال های مغزی به جای استفاده از دروغ سنج های قدیمی تر (پلی گراف) کرد. تکنیک Brain Fingerprinting، روشی که از EEG و ثبت سیگنال P300 استفاده می کند و آزمون Brain Electrical Oscillatory Signature (Beos) که از اندازه گیری تغییرات نامحسوس داده های فعالیت مغز بهره می برد، دو تکنیکی هستند که در احکام صادره در دادگاهها تاثیرگذار بوده اند. این دو روش از اواخر دهه 90 در هند و آمریکا و امروزه درنیروی ضد تروریسم استرالیا و پلیس سنگاپور نیز به کار گرفته می شود.
اما یک سوال مهم... آیا می توان تکنولوژی را با تغییر عملکرد مغز در به یاد آوردن خاطرات فریب داد؟ آیا احکامی که قضات بر اساس استفاده از این تکنیک ها صادر کرده اند منصفانه و درست بوده است؟ آیا نتایج این دو روش تکرارپذیر هستند و در هزاران آزمون صورت گرفته مشابهند؟
این مقاله را بصورت کامل در لینک زیر مطالعه کنید
👉🏻👉🏻👉🏻👉🏻 http://yon.ir/7J3j
