Forwarded from Deleted Account
برای پاسخ به این سوال که چگونه میتوان از کیفیت و محتوای خواب شخص مطلع شد، سه سطح از پاسخ را می توان در نظر گرفت:
1️⃣ اول اینکه قبل از هر عملی، لازم است تا بدانیم خواب دیدن از چه زمانی آغاز می شود. به بیان دیگر نقطه ی شروع دیدن رویا کجاست و این نقطه ی شروع چه تفاوتی هایی را با مراحل دیگر خواب و حتی بیداری در مغز به همراه دارد.
پیش تر تصور بر این بود که خواب دیدن تنها در مرحله ی خواب REM اتفاق می افتد؛ مرحله ای که برخلاف آنچه از خواب انتظار می رود، با امواج مغزی فرکانس بالا (همانند آنچه در بیداری اتفاق می افتد) و حرکات سریع چشم همراه است. جالب است بدانید که طبق پژوهشی که اخیرا در ژورنال Nature Neuroscience توسط دکتر Silcari و همکارانش منتشر شده است، خواب دیدن در مرحله ی non-REM نیز رخ میدهد؛ مرحله ای از خواب که با امواج فرکانس پایین مغزی همراه است. در واقع طی آزمایشات متعدد که با بیدار کردن افراد در مراحل مختلف خواب صورت میگرفت، مشخص شد در هر دو سطح از خواب این احتمال وجود دارد که فرد در حال خواب دیدن باشد.
در مطالعه ی دکتر Silcari ، با بهره گیری از EEG دارای 256 کانال، مشخص شد در اغلب موارد، شروع خواب دیدن با کاهش حضور امواج مغزی فرکانس پایین و افزایش امواج مغزی فرکانس بالا در نواحی خلفی (posterior) مغز به صورت منطقه ای همراه است. به بیان دقیق تر، در هنگام خواب دیدن، امواج مغز فرکانس پایین مربوط به بخش هایی از occipital lobe و pariental lobe کاهش پیدا کرده و فعالبت آنها به سمت امواج مغزی با فرکانس بالاتر می رود. این مناطق را Hot zone نامیده اند و بررسی میزان فعالیت آنها با دقت بالایی مشخص کننده ی این است که آیا شخص در حال خواب دیدن است یا خیر.
2️⃣ دوم اینکه فعالیت در فرکانس های بالا، مشابه آن چیزی است که شخص در بیداری یا بیان بهتر در شرایط conscious تجربه می کند. این پدیده در عین به وجود آوردن تضادهایی با باورهای قبلی در مورد خواب و خواب دیدن، چه اطلاعات مهمی در اختیار ما قرار میدهند؟
با فرض اینکه الگوی پاسخ و واکنش های نورونی در بخش های ذکر شده از مغز، نسبت به محرک های بصری، در حالت conscious و در حال خواب دیدن مشابهت داشته باشند (یا در حالتی ایده آل یکی باشند) آن گاه میتوان با استخراج الگوی فعالیت نورون ها در پاسخ به محرک های خاص بصری در هنگام بیداری و تطبیق آن با توالی الگوهایی که در مغز در هنگام خواب دیدن رخ میدهند، با دقت نسبتا خوبی، تقریبی از آنچه فرد در رویای خود مشاهده میکند به دست آورد. حال باید دید این فرض می تواند درست باشد یا خیر.
طبق مطالعه ای که در سال 2005 نوسط دکتر Kamitani صورت گرفت و در ژورنال Nature Neuroscience به جاپ رسید، با بررسی الگوی واکنش عصبی مغز افراد در حالت بیدار و خواب توسط fMRI و با کمک گرفتن از یک الگوریتم یادگیرنده، شباهت بسیار زیاد واکنش مغز افراد به محرک های بصری در دو حالت خواب دیدن و بیداری به اثبات رسید. سپس در مطالعه ی بسیار دقیق تری که در سال 2013 توسط دکتر Horikawa انجام شد و نتایج آن در ژورنال Science منتشر شد، همین آزمایش با دقت بیشتر و با کمک گرفتن همزمان از fMRI، EEG، EOG، EMG و ECG و همراهی یک الگوریتم یادگیری ماشین تکرار شده و نتیجه آن حاکی از آن بود که واکنش های عصبی به محرک های بصری در دو حالت بیدار و خواب دیدن، یکسان هستند. سپس با کمک الگوریتم یادگیری ماشین و تهیه ی یک پایگاه داده از کلاس تصاویر مختلف، امکان خواندن رویای افراد یا دقت حدود 60 درصدی فراهم شد. در واقع تصاویر در کلاس بندی های مختلف قرار گرفته و بر اساس الگوی فعالیت مغز در حالت خواب دیدن و پس از تطبیق آن با دانش ماشین، به عنوان تخمینی از آنچه فرد در خواب مشاهده میکند، ارائه میشدند.
3️⃣ با استفاده از تکنولوژی و تحلیل واکنش های عصبی مغز افراد به محرک های بصری امکان تخمین محتوای رویای افراد وجود دارد و با پیشرفت تکنولوژی احتمالا دقت این تخمین افزایش خواهد یافت. اما مساله ی اساسی آن است که خواب های انسان همانطور که اغلب ما، آن را تجربه کرده ایم، همیشه از تصاویر منطقی تشکیل نمی شوند، گاهی انتزاعی هستند و یا بر اساس افکار پیچیده ی ما شکل میگیرند که یافتن شباهت بین آن ها و چیزی که در دنیای بیرون دیده می شود را غیر ممکن می سازد. لذا باید روش های دیگری را برای بالا بردن دقت مشاهده ی محتوای رویاهای انسان پیدا کرد، چرا که این روش قطعا تا جایی پیش حواهد رفت که مصادیق مشابهی از محرک های بصری برای مشاهده در بیداری وجود داشته باشند.
1️⃣ اول اینکه قبل از هر عملی، لازم است تا بدانیم خواب دیدن از چه زمانی آغاز می شود. به بیان دیگر نقطه ی شروع دیدن رویا کجاست و این نقطه ی شروع چه تفاوتی هایی را با مراحل دیگر خواب و حتی بیداری در مغز به همراه دارد.
پیش تر تصور بر این بود که خواب دیدن تنها در مرحله ی خواب REM اتفاق می افتد؛ مرحله ای که برخلاف آنچه از خواب انتظار می رود، با امواج مغزی فرکانس بالا (همانند آنچه در بیداری اتفاق می افتد) و حرکات سریع چشم همراه است. جالب است بدانید که طبق پژوهشی که اخیرا در ژورنال Nature Neuroscience توسط دکتر Silcari و همکارانش منتشر شده است، خواب دیدن در مرحله ی non-REM نیز رخ میدهد؛ مرحله ای از خواب که با امواج فرکانس پایین مغزی همراه است. در واقع طی آزمایشات متعدد که با بیدار کردن افراد در مراحل مختلف خواب صورت میگرفت، مشخص شد در هر دو سطح از خواب این احتمال وجود دارد که فرد در حال خواب دیدن باشد.
در مطالعه ی دکتر Silcari ، با بهره گیری از EEG دارای 256 کانال، مشخص شد در اغلب موارد، شروع خواب دیدن با کاهش حضور امواج مغزی فرکانس پایین و افزایش امواج مغزی فرکانس بالا در نواحی خلفی (posterior) مغز به صورت منطقه ای همراه است. به بیان دقیق تر، در هنگام خواب دیدن، امواج مغز فرکانس پایین مربوط به بخش هایی از occipital lobe و pariental lobe کاهش پیدا کرده و فعالبت آنها به سمت امواج مغزی با فرکانس بالاتر می رود. این مناطق را Hot zone نامیده اند و بررسی میزان فعالیت آنها با دقت بالایی مشخص کننده ی این است که آیا شخص در حال خواب دیدن است یا خیر.
2️⃣ دوم اینکه فعالیت در فرکانس های بالا، مشابه آن چیزی است که شخص در بیداری یا بیان بهتر در شرایط conscious تجربه می کند. این پدیده در عین به وجود آوردن تضادهایی با باورهای قبلی در مورد خواب و خواب دیدن، چه اطلاعات مهمی در اختیار ما قرار میدهند؟
با فرض اینکه الگوی پاسخ و واکنش های نورونی در بخش های ذکر شده از مغز، نسبت به محرک های بصری، در حالت conscious و در حال خواب دیدن مشابهت داشته باشند (یا در حالتی ایده آل یکی باشند) آن گاه میتوان با استخراج الگوی فعالیت نورون ها در پاسخ به محرک های خاص بصری در هنگام بیداری و تطبیق آن با توالی الگوهایی که در مغز در هنگام خواب دیدن رخ میدهند، با دقت نسبتا خوبی، تقریبی از آنچه فرد در رویای خود مشاهده میکند به دست آورد. حال باید دید این فرض می تواند درست باشد یا خیر.
طبق مطالعه ای که در سال 2005 نوسط دکتر Kamitani صورت گرفت و در ژورنال Nature Neuroscience به جاپ رسید، با بررسی الگوی واکنش عصبی مغز افراد در حالت بیدار و خواب توسط fMRI و با کمک گرفتن از یک الگوریتم یادگیرنده، شباهت بسیار زیاد واکنش مغز افراد به محرک های بصری در دو حالت خواب دیدن و بیداری به اثبات رسید. سپس در مطالعه ی بسیار دقیق تری که در سال 2013 توسط دکتر Horikawa انجام شد و نتایج آن در ژورنال Science منتشر شد، همین آزمایش با دقت بیشتر و با کمک گرفتن همزمان از fMRI، EEG، EOG، EMG و ECG و همراهی یک الگوریتم یادگیری ماشین تکرار شده و نتیجه آن حاکی از آن بود که واکنش های عصبی به محرک های بصری در دو حالت بیدار و خواب دیدن، یکسان هستند. سپس با کمک الگوریتم یادگیری ماشین و تهیه ی یک پایگاه داده از کلاس تصاویر مختلف، امکان خواندن رویای افراد یا دقت حدود 60 درصدی فراهم شد. در واقع تصاویر در کلاس بندی های مختلف قرار گرفته و بر اساس الگوی فعالیت مغز در حالت خواب دیدن و پس از تطبیق آن با دانش ماشین، به عنوان تخمینی از آنچه فرد در خواب مشاهده میکند، ارائه میشدند.
3️⃣ با استفاده از تکنولوژی و تحلیل واکنش های عصبی مغز افراد به محرک های بصری امکان تخمین محتوای رویای افراد وجود دارد و با پیشرفت تکنولوژی احتمالا دقت این تخمین افزایش خواهد یافت. اما مساله ی اساسی آن است که خواب های انسان همانطور که اغلب ما، آن را تجربه کرده ایم، همیشه از تصاویر منطقی تشکیل نمی شوند، گاهی انتزاعی هستند و یا بر اساس افکار پیچیده ی ما شکل میگیرند که یافتن شباهت بین آن ها و چیزی که در دنیای بیرون دیده می شود را غیر ممکن می سازد. لذا باید روش های دیگری را برای بالا بردن دقت مشاهده ی محتوای رویاهای انسان پیدا کرد، چرا که این روش قطعا تا جایی پیش حواهد رفت که مصادیق مشابهی از محرک های بصری برای مشاهده در بیداری وجود داشته باشند.
Forwarded from Sahar
Hierarchical neural representation of dreamed objects revealed by brain decoding with deep NN features
💡دکتر سرجیو کاناورو، جراح ایتالیایی، سال هاست که تصمیم دارد نخستین پیوند سر جهان را انجام دهد. او اعلام کرده که نخستین پیوند سر انسان، احتمالا در دسامبر ۲۰۱۷ انجام میشود.
💥 @NIAGg
💥 @NIAGg
NeuroDaily
💡دکتر سرجیو کاناورو، جراح ایتالیایی، سال هاست که تصمیم دارد نخستین پیوند سر جهان را انجام دهد. او اعلام کرده که نخستین پیوند سر انسان، احتمالا در دسامبر ۲۰۱۷ انجام میشود. 💥 @NIAGg
☑️ با جراحی که اولین پیوند سر را انجام خواهد داد آشنا شوید.
دکتر سرجیو کاناورو در سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار در مقاله ای که در نشریه بین المللی مغز و اعصاب منتشر کرد، روش های مورد نظرش را تشریح کرده بود. او در این مقاله نوشته بود: "در سال ۱۹۷۰، نخستین ارتباط سیفالوسوماتیک در میمون انجام گرفته است. اما در آن زمان، تکنولوژی لازم برای اتصال مجدد طناب نخاعی وجود نداشت. از این جهت، این تحقیقات دیگر دنبال نشدند.”
دکتر کاناورو در ماه ژوئن سال ۲۰۱۵ جراحان دیگری را برای انجام نخستین پیوند سر به خدمت گرفت. نخستین انسانی که تحت عمل پیوند سر قرار خواهد گرفت، والری اسپیریدونوف است که از بیماری تحلیل عضلانی نخاعی (وردینگ هوفمن)، رنج میبرد. با وجود خطرات احتمالی و جنجال هایی که پیرامون این عمل جراحی وجود دارد، اسپیریدونوف اعلام کرده، ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه بداند چه فرصت هایی عالی را در زندگی از دست می دهد.دکتر شیائوپنگ رن، جراح چینی هم به عنوان دستیار به پروژه دکتر کاناوارو پیوسته است. این پزشک چینی همچنین با توجه به نگرانی های قانونی، پیشنهاد کرده این عمل جراحی در چین انجام شود. دکتر کاناورو هم برای انجام جراحی در ویتنام و بریتانیا ابراز علاقه کرده است، اما هنوز هیچ محل قطعی را برای انجام عمل مشخص نکرده است.
در مجموع هشتاد جراح از روسیه، چین و کره جنوبی در این پروژه که تخمین زده می شود، ۳۶ ساعت به طول بیانجامد و ۱۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، شرکت خواهند کرد. اعضای این تیم، در ماه ژوئن طرح خود را در کنفرانسی در بالتیمور، ایالت مریلند تشریح خواهند کرد.دکتر سی یون کیم، پزشک کره ای و یکی از اعضای تیم کاناورو، ادعا می کند که با موفقیت قادر به بازسازی طناب نخاعی در ناحیه گردن (سرویکال) موش ها و یک سگ بوده اند. دکتر کاناورو و تیمش در فوریه سال جاری، با انتشار عکس ها و مقاله ای ادعا کردند، قادر به اثبات امکان پذیری بازسازی طناب نخاعی بوده اند.
این عمل جراحی شامل تقریبا انجماد سر پس از تخلیه خون از مغز است، پس از کاهش گردش خون، سر می تواند برداشته شود و با استفاده از نانو تیغ های پزشکی از نخاع به بدن جدید، پیوند داده شود. پس از آن، تیم پزشکی کاناورو، جریان خون را در سر پیوندی به حالت عادی باز می گردانند.کاناورو پیش بینی می کند، پس از چند ماه توان بخشی، بیمار پیوند عضو، قادر به راه رفتن خواهد بود. البته همان طور که انتظار می رود، طرح دکتر کاناورو شک های زیادی را بین جامعه پزشکی مختلف برانگیخته است.
لورنزو پینسی مدیر کلینیک مغز و اعصاب دانشگاه ایتالیا تورین میگوید: "به نظر من، این روش به هیچ وجه عملی نیست. این عمل جراحی دیوانه وار است.”با اینوجود دکتر کاناوارو پشتیبانان خاص خودش را هم دارد. دکتر مایکل سار، استاد برجسته در زمینه عمل جراحی در میو کلینیک و سردبیر ارشد نشریه The Surgery، میگوید: "او کمی خیال پرداز است اما در کارش جدی است. او فقط یک خودنما نیست و این هم یک داستان علمی تخیلی نیست. بلکه حالا علم محسوب می شود. در مورد مفهوم همجوشی غشاء (فوسوژن) کارهای تجربی زیادی انجام شده است.”
#neurosurgery #head_transplant
✍️گزارش Observer را بخوانید.
📑 http://yon.ir/uUND6
📌با ما همراه باشید.
💡 https://t.me/NIAGg
دکتر سرجیو کاناورو در سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار در مقاله ای که در نشریه بین المللی مغز و اعصاب منتشر کرد، روش های مورد نظرش را تشریح کرده بود. او در این مقاله نوشته بود: "در سال ۱۹۷۰، نخستین ارتباط سیفالوسوماتیک در میمون انجام گرفته است. اما در آن زمان، تکنولوژی لازم برای اتصال مجدد طناب نخاعی وجود نداشت. از این جهت، این تحقیقات دیگر دنبال نشدند.”
دکتر کاناورو در ماه ژوئن سال ۲۰۱۵ جراحان دیگری را برای انجام نخستین پیوند سر به خدمت گرفت. نخستین انسانی که تحت عمل پیوند سر قرار خواهد گرفت، والری اسپیریدونوف است که از بیماری تحلیل عضلانی نخاعی (وردینگ هوفمن)، رنج میبرد. با وجود خطرات احتمالی و جنجال هایی که پیرامون این عمل جراحی وجود دارد، اسپیریدونوف اعلام کرده، ترجیح میدهد بمیرد تا اینکه بداند چه فرصت هایی عالی را در زندگی از دست می دهد.دکتر شیائوپنگ رن، جراح چینی هم به عنوان دستیار به پروژه دکتر کاناوارو پیوسته است. این پزشک چینی همچنین با توجه به نگرانی های قانونی، پیشنهاد کرده این عمل جراحی در چین انجام شود. دکتر کاناورو هم برای انجام جراحی در ویتنام و بریتانیا ابراز علاقه کرده است، اما هنوز هیچ محل قطعی را برای انجام عمل مشخص نکرده است.
در مجموع هشتاد جراح از روسیه، چین و کره جنوبی در این پروژه که تخمین زده می شود، ۳۶ ساعت به طول بیانجامد و ۱۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، شرکت خواهند کرد. اعضای این تیم، در ماه ژوئن طرح خود را در کنفرانسی در بالتیمور، ایالت مریلند تشریح خواهند کرد.دکتر سی یون کیم، پزشک کره ای و یکی از اعضای تیم کاناورو، ادعا می کند که با موفقیت قادر به بازسازی طناب نخاعی در ناحیه گردن (سرویکال) موش ها و یک سگ بوده اند. دکتر کاناورو و تیمش در فوریه سال جاری، با انتشار عکس ها و مقاله ای ادعا کردند، قادر به اثبات امکان پذیری بازسازی طناب نخاعی بوده اند.
این عمل جراحی شامل تقریبا انجماد سر پس از تخلیه خون از مغز است، پس از کاهش گردش خون، سر می تواند برداشته شود و با استفاده از نانو تیغ های پزشکی از نخاع به بدن جدید، پیوند داده شود. پس از آن، تیم پزشکی کاناورو، جریان خون را در سر پیوندی به حالت عادی باز می گردانند.کاناورو پیش بینی می کند، پس از چند ماه توان بخشی، بیمار پیوند عضو، قادر به راه رفتن خواهد بود. البته همان طور که انتظار می رود، طرح دکتر کاناورو شک های زیادی را بین جامعه پزشکی مختلف برانگیخته است.
لورنزو پینسی مدیر کلینیک مغز و اعصاب دانشگاه ایتالیا تورین میگوید: "به نظر من، این روش به هیچ وجه عملی نیست. این عمل جراحی دیوانه وار است.”با اینوجود دکتر کاناوارو پشتیبانان خاص خودش را هم دارد. دکتر مایکل سار، استاد برجسته در زمینه عمل جراحی در میو کلینیک و سردبیر ارشد نشریه The Surgery، میگوید: "او کمی خیال پرداز است اما در کارش جدی است. او فقط یک خودنما نیست و این هم یک داستان علمی تخیلی نیست. بلکه حالا علم محسوب می شود. در مورد مفهوم همجوشی غشاء (فوسوژن) کارهای تجربی زیادی انجام شده است.”
#neurosurgery #head_transplant
✍️گزارش Observer را بخوانید.
📑 http://yon.ir/uUND6
📌با ما همراه باشید.
💡 https://t.me/NIAGg
NeuroDaily via @vote
پیوند سر! توهم یا واقعیت؟ نظر خود را برای ما ارسال و در نظرسنجی شرکت کنید
anonymous poll
چرا که نه؟ علمی و عملی است – 35
👍👍👍👍👍👍👍 81%
سنگ بزرگ علامت نزدن است! با تکنولوژی امروز عملی نیست – 8
👍👍 19%
👥 43 people voted so far.
anonymous poll
چرا که نه؟ علمی و عملی است – 35
👍👍👍👍👍👍👍 81%
سنگ بزرگ علامت نزدن است! با تکنولوژی امروز عملی نیست – 8
👍👍 19%
👥 43 people voted so far.
Forwarded from نورودیلی
🔹 در دایره زمان،دژاوو
🔸🔹 دژاوو یکی از علائم اسکیزوفرنی وصرع لوب گیجگاهی ست. مبتلایان به صرع،دژاوو را در مدت وقوع حملات یا لحظات بین تشنج ها تجربه می کنند.
#dejavu #epilepsy #schizophrenia
💡 @NIAGg
🔸🔹 دژاوو یکی از علائم اسکیزوفرنی وصرع لوب گیجگاهی ست. مبتلایان به صرع،دژاوو را در مدت وقوع حملات یا لحظات بین تشنج ها تجربه می کنند.
#dejavu #epilepsy #schizophrenia
💡 @NIAGg
Forwarded from نورودیلی
در دایره زمان، دژاوو
دژاوو(déjà vu) یا آشناپنداری در زبان فرانسه به “پیشاز این دیده شده” ترجمه میشود و پدیدهای را توصیف میکند که به واسطه آن فرد احساس تکراری بودن شدید نسبت به رویدادی را دارد که هم اکنون درحال تجربه کردن آن است. در پژوهشی که سال 2003 گروهی از دانشمندان دانشگاه کوماموتو در ژاپن انجام دادند بیش از 70 درصد مردم گفتند که حالت هایی از دژاوو را تجربه کرده اند و بیشترین میزان تجربه مربوط به افراد بین 15 تا 25 سال بوده است. دژاوو یقینا با صرع لوب گیجگاهی در ارتباط است. بر اساس گزارش ها دژاوو درست پیش از تشنج لوب گیجگاهی رخ می دهد. کسانی که از حملات صرعی رنج می برند می توانند دژاوو را در مدت وقوع حملات یا لحظه های بین تشنج ها تجربه کنند. از آنجایی که این امر هم در افراد با دلایل پزشکی خاص و هم در افراد سالم رخ می دهد، باعث ایجاد گمانه های بسیاری شده است که چرا و چگونه این پدیده پیش می رود.
محققان دانشگاه سن اندروز در بریتانیا موفق شدهاند حس دژاوو را در محیطی آزمایشگاهی فعال کنند تا به این شکل رویدادی که کاملا خودبهخودی، زودگذر و غیرقابل پیشبینی است را کمی قابللمستر سازند.دانشمندان به واسطه قرار دادن خاطرهای مصنوعی در حافظه داوطلبان حاضر در این آزمایش موفق به ایجاد حس دژاوو شدند. این آزمایش شامل خواندن لیستی از واژههای مرتبط به یکدیگر، از قبیل تخت، بالش، شب و رویا و نادیده گرفتن عامدانه یکی از اصلیترین و آشکارترین این واژهها که دیگر واژهها را به یکدیگر مرتبط میسازد، ،در این لیست واژه خوابیدن، رای داوطلبان بود. سپس از داوطلبان درباره واژههایی که شنیدهاند پرسیده شد که بیشتر این افراد حاضر بودند قسم بخورند که “خوابیدن” را نیز در کنار دیگر واژهها شنیدهاند. به این ترتیب خاطرهای مصنوعی در حافظه افراد قرار گرفت، اما این دقیقا همانچیزی نیست که در زمان دژاوو رخ میدهد،از این رو محققان یک مرحله دیگر به آزمایش خود افزودند.
در بخش اول آزمایش، مرحلهای که واژهها برای داوطلبان خوانده میشد، از آنها پرسیده شد که آیا واژهای که با S آغاز میشود را شنیدهاند؟ و پاسخ داوطلبان منفی بود زیرا واقعا چنین واژهای را نشنیده بودند. سپس زمانی که از داوطلبان خواسته شد تا تمامی واژههایی را که شنیدهاند، تکرار کنند، آنها از قبل میدانستند که واژهای که با S شروع میشود را نشنیدهاند، اما همزمان خاطره مصنوعی واژه خوابیدن (Sleep) در حافظه آنها جا گرفته بود،از این رو به نظرشان واژهای آشنا میآمد.
تیم تحقیقاتی دانشگاه سنت اندروز با استفاده از روش fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) که نوعی روش تصویربرداری در ام آر آی است، مغز 31 نفر از داوطلبان را حین تجربه دژاوو اسکن کردند. پیش از دستیابی به نتایج انتظار می رفت که ناحیه هایی از مغز که درگیر خاطرات هستند، مانند هیپوکامپ که مرکز یادگیری است، هنگام این پدیده فعال باشند اما این تحقیق عکس این موضوع را نشان داد زیرا نواحی قدامی مغز که در تصمیم گیری نقش دارند، فعال بود.
آکیرا اُکانر ، در سخنرانی خود در بوداپست بیان می کند بر این باور است که احتمالا نواحی قدامی مغز لابلای خاطرات مان در حال کنترل این مسئله هستند که آیا انواعی از اشتباه خاطره ای وجود دارد یا خیر تا در صورت وجود، هشدار دهند. در واقع میان آنچه واقعا تجربه کرده ایم و آنچه فکر می کنیم تجربه کرده ایم، تضاد و درگیری است. استفن کوهلر از دانشگاه اونتاریو در کانادا می گوید:"این نتایج نشان می دهد که احتمالا هنگام بروز دژاوو، مغز دچار تعارض و ناسازگاری در تفکیک سازی امور می شود".
#dejavu #fmri #memory #scientificreport
گزارش New Scientist را در این زمینه بخوانید.
http://yon.ir/RDfaU
درباره دژاوو بیشتر مطالعه کنید.
http://yon.ir/x7SEO
📌با NeuroDaily همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
دژاوو(déjà vu) یا آشناپنداری در زبان فرانسه به “پیشاز این دیده شده” ترجمه میشود و پدیدهای را توصیف میکند که به واسطه آن فرد احساس تکراری بودن شدید نسبت به رویدادی را دارد که هم اکنون درحال تجربه کردن آن است. در پژوهشی که سال 2003 گروهی از دانشمندان دانشگاه کوماموتو در ژاپن انجام دادند بیش از 70 درصد مردم گفتند که حالت هایی از دژاوو را تجربه کرده اند و بیشترین میزان تجربه مربوط به افراد بین 15 تا 25 سال بوده است. دژاوو یقینا با صرع لوب گیجگاهی در ارتباط است. بر اساس گزارش ها دژاوو درست پیش از تشنج لوب گیجگاهی رخ می دهد. کسانی که از حملات صرعی رنج می برند می توانند دژاوو را در مدت وقوع حملات یا لحظه های بین تشنج ها تجربه کنند. از آنجایی که این امر هم در افراد با دلایل پزشکی خاص و هم در افراد سالم رخ می دهد، باعث ایجاد گمانه های بسیاری شده است که چرا و چگونه این پدیده پیش می رود.
محققان دانشگاه سن اندروز در بریتانیا موفق شدهاند حس دژاوو را در محیطی آزمایشگاهی فعال کنند تا به این شکل رویدادی که کاملا خودبهخودی، زودگذر و غیرقابل پیشبینی است را کمی قابللمستر سازند.دانشمندان به واسطه قرار دادن خاطرهای مصنوعی در حافظه داوطلبان حاضر در این آزمایش موفق به ایجاد حس دژاوو شدند. این آزمایش شامل خواندن لیستی از واژههای مرتبط به یکدیگر، از قبیل تخت، بالش، شب و رویا و نادیده گرفتن عامدانه یکی از اصلیترین و آشکارترین این واژهها که دیگر واژهها را به یکدیگر مرتبط میسازد، ،در این لیست واژه خوابیدن، رای داوطلبان بود. سپس از داوطلبان درباره واژههایی که شنیدهاند پرسیده شد که بیشتر این افراد حاضر بودند قسم بخورند که “خوابیدن” را نیز در کنار دیگر واژهها شنیدهاند. به این ترتیب خاطرهای مصنوعی در حافظه افراد قرار گرفت، اما این دقیقا همانچیزی نیست که در زمان دژاوو رخ میدهد،از این رو محققان یک مرحله دیگر به آزمایش خود افزودند.
در بخش اول آزمایش، مرحلهای که واژهها برای داوطلبان خوانده میشد، از آنها پرسیده شد که آیا واژهای که با S آغاز میشود را شنیدهاند؟ و پاسخ داوطلبان منفی بود زیرا واقعا چنین واژهای را نشنیده بودند. سپس زمانی که از داوطلبان خواسته شد تا تمامی واژههایی را که شنیدهاند، تکرار کنند، آنها از قبل میدانستند که واژهای که با S شروع میشود را نشنیدهاند، اما همزمان خاطره مصنوعی واژه خوابیدن (Sleep) در حافظه آنها جا گرفته بود،از این رو به نظرشان واژهای آشنا میآمد.
تیم تحقیقاتی دانشگاه سنت اندروز با استفاده از روش fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) که نوعی روش تصویربرداری در ام آر آی است، مغز 31 نفر از داوطلبان را حین تجربه دژاوو اسکن کردند. پیش از دستیابی به نتایج انتظار می رفت که ناحیه هایی از مغز که درگیر خاطرات هستند، مانند هیپوکامپ که مرکز یادگیری است، هنگام این پدیده فعال باشند اما این تحقیق عکس این موضوع را نشان داد زیرا نواحی قدامی مغز که در تصمیم گیری نقش دارند، فعال بود.
آکیرا اُکانر ، در سخنرانی خود در بوداپست بیان می کند بر این باور است که احتمالا نواحی قدامی مغز لابلای خاطرات مان در حال کنترل این مسئله هستند که آیا انواعی از اشتباه خاطره ای وجود دارد یا خیر تا در صورت وجود، هشدار دهند. در واقع میان آنچه واقعا تجربه کرده ایم و آنچه فکر می کنیم تجربه کرده ایم، تضاد و درگیری است. استفن کوهلر از دانشگاه اونتاریو در کانادا می گوید:"این نتایج نشان می دهد که احتمالا هنگام بروز دژاوو، مغز دچار تعارض و ناسازگاری در تفکیک سازی امور می شود".
#dejavu #fmri #memory #scientificreport
گزارش New Scientist را در این زمینه بخوانید.
http://yon.ir/RDfaU
درباره دژاوو بیشتر مطالعه کنید.
http://yon.ir/x7SEO
📌با NeuroDaily همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
Forwarded from نورودیلی
🔹مجموعه ی بازی های رایانه ای و علوم اعصاب
🔸🔹بوی خون در رزیدنت اویل!
زیدنت اویل ۷ تا چندی دیگر از راه می رسد و یکی از برجسته ترین ویژگی های آن، واقعیت مجازی است. تصور کنید که خودتان واقعا در یک خانه تاریک و قدیمی آمریکایی با همان مشخصه هایی که در فیلم ها و بازی ها دیده اید هستید. شاید چشم و گوش شما آنجا باشد اما یک حس اصلی هنوز در دنیای واقعی باقی مانده: بویایی. همه جای رزیدنت اویل بوی خون می دهد و به همین خاطر، سازندگان بازی شمعی مخصوص برای Resident Evil 7 ساخته اند که دقیقا بوی خون می دهد. البته توسعه دهندگان برای آن نام عجیبی را برگزیده اند.
Resident Evil 7: Blood, Sweat, and Fears 4D VR Candle
به هر حال، بازی سازها می دانند بازی شان چه رنگ و بویی دارد و می خواهند این بو را حین بازی کردن به شما هم منتقل کنند تا واقعا حین انجام بازی آن را درک کنید. مشخص نیست که بازی چند ساعت گیم پلی دارد ولی این شمع حدودا ۱۸ الی ۲۰ ساعت دوام می آورد که کافی به نظر می رسد.
گیرنده های بو در بینی پیام های شیمیایی را از طریق عصب بویایی به سیستم لیمبیک به عنوان بخشی از مغز که با احساساتی مانند ترس، عصبانیت، خاطره و حافظه سر و کار دارد منتقل می کنند. در سال ۲۰۱۳ محققان در مطالعهای دریافتند سیگنالهای بویایی ناشی از اسانسها بر ترکیبات شیمیایی مغز تاثیر گذاشته و در نتیجه بر سلامت جسم و روان انسان اثر میگذارند.بوی خون ناشی از شمع در این بازی در کنار محرک های بینایی و شنوایی دیگر، با تحریک و فعال کردن این مسیر های حسی، باعث می شود شخص بیشتر خود را در صحنه بازی مجسم کند و درک بویایی در کنار سایر حس های القا شده در بازی، بار استرسی و اضطرابی شخص را افزایش می دهد. تصور کنید که درگیر گیمی بشوید که در آن با حس بویاییتان متوجه نزدیک شدن به هدف یا یک واقعه مثلا سوختن یک ساختمان یک کشف جسد بشوید!
🔘گزارش the Verge را بخوانید.
📑 http://www.theverge.com/2017/1/5/14178070/resident-evil-7-vr-candle
📌با NeuroDaily همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
🔸🔹بوی خون در رزیدنت اویل!
زیدنت اویل ۷ تا چندی دیگر از راه می رسد و یکی از برجسته ترین ویژگی های آن، واقعیت مجازی است. تصور کنید که خودتان واقعا در یک خانه تاریک و قدیمی آمریکایی با همان مشخصه هایی که در فیلم ها و بازی ها دیده اید هستید. شاید چشم و گوش شما آنجا باشد اما یک حس اصلی هنوز در دنیای واقعی باقی مانده: بویایی. همه جای رزیدنت اویل بوی خون می دهد و به همین خاطر، سازندگان بازی شمعی مخصوص برای Resident Evil 7 ساخته اند که دقیقا بوی خون می دهد. البته توسعه دهندگان برای آن نام عجیبی را برگزیده اند.
Resident Evil 7: Blood, Sweat, and Fears 4D VR Candle
به هر حال، بازی سازها می دانند بازی شان چه رنگ و بویی دارد و می خواهند این بو را حین بازی کردن به شما هم منتقل کنند تا واقعا حین انجام بازی آن را درک کنید. مشخص نیست که بازی چند ساعت گیم پلی دارد ولی این شمع حدودا ۱۸ الی ۲۰ ساعت دوام می آورد که کافی به نظر می رسد.
گیرنده های بو در بینی پیام های شیمیایی را از طریق عصب بویایی به سیستم لیمبیک به عنوان بخشی از مغز که با احساساتی مانند ترس، عصبانیت، خاطره و حافظه سر و کار دارد منتقل می کنند. در سال ۲۰۱۳ محققان در مطالعهای دریافتند سیگنالهای بویایی ناشی از اسانسها بر ترکیبات شیمیایی مغز تاثیر گذاشته و در نتیجه بر سلامت جسم و روان انسان اثر میگذارند.بوی خون ناشی از شمع در این بازی در کنار محرک های بینایی و شنوایی دیگر، با تحریک و فعال کردن این مسیر های حسی، باعث می شود شخص بیشتر خود را در صحنه بازی مجسم کند و درک بویایی در کنار سایر حس های القا شده در بازی، بار استرسی و اضطرابی شخص را افزایش می دهد. تصور کنید که درگیر گیمی بشوید که در آن با حس بویاییتان متوجه نزدیک شدن به هدف یا یک واقعه مثلا سوختن یک ساختمان یک کشف جسد بشوید!
🔘گزارش the Verge را بخوانید.
📑 http://www.theverge.com/2017/1/5/14178070/resident-evil-7-vr-candle
📌با NeuroDaily همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
The Verge
This Resident Evil 7 VR candle smells like blood
Resident Evil 7 transports the long-running horror series to virtual reality, making it feel like you’re really in a creepy New Orleans house surrounded by deadly creatures. But there’s one sense...
Forwarded from نورودیلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه ی بازی های رایانه ای و علوم اعصاب
بوی خون در رزیدنت اویل!
Resident Evil 7: Blood, Sweat, and Fears 4D VR Candle
https://t.me/NIAGg
بوی خون در رزیدنت اویل!
Resident Evil 7: Blood, Sweat, and Fears 4D VR Candle
https://t.me/NIAGg
📂مجمو عه ی تصاویر پزشکی
تصویر یک "دوقلوی جنینی" در مغز زنی 26 ساله
این تومور دارای بافت های تمایز یافته دندان، مو و استخوان است.
📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
تصویر یک "دوقلوی جنینی" در مغز زنی 26 ساله
این تومور دارای بافت های تمایز یافته دندان، مو و استخوان است.
📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
NeuroDaily
📂مجمو عه ی تصاویر پزشکی تصویر یک "دوقلوی جنینی" در مغز زنی 26 ساله این تومور دارای بافت های تمایز یافته دندان، مو و استخوان است. 📌با ما همراه باشید. 💡https://t.me/NIAGg
دانشجوی دکترای دانشگاه اندیانا، یمینی کارانام به علت سردرد و اختلال در خواندن و درک شنیده ها به پزشک مراجعه می کند. پزشکان تصمیم می گیرند توموری را که در غده پینه آل او قرار گرفته است را با جراحی خارج کنند اما این تومور، توده تراتوما بود که برخی از بافت های یک جنین را شامل می شد. (پیش از این یک مورد تراتوما دیگر نیز در نورودیلی مورد بحث قرار گرفته بود.)
کارانام اکنون با اطمینان خاطر از تومور خود را اینگونه توصیف می کند، "خواهر شیطانم که 26 سال در مغزم رشد نموده و مرا شکنجه میکرد". دکتر شاهینیان، پزشک او تومور رو مانند شخصیت بد فیلم های ترسناک (بیگانه) توصیف می کند. دکتر شاهینیان می گوید بین هفت یا هشت هزار توموری که جراحی کرده است این دومین مورد از تراتوماست که دیده است.
🎞صحبت های کارانام و دکتر شاهینیان، جراح او را در گزارش NBC News در پست بعدی ببینید.👇👇👇
📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
کارانام اکنون با اطمینان خاطر از تومور خود را اینگونه توصیف می کند، "خواهر شیطانم که 26 سال در مغزم رشد نموده و مرا شکنجه میکرد". دکتر شاهینیان، پزشک او تومور رو مانند شخصیت بد فیلم های ترسناک (بیگانه) توصیف می کند. دکتر شاهینیان می گوید بین هفت یا هشت هزار توموری که جراحی کرده است این دومین مورد از تراتوماست که دیده است.
🎞صحبت های کارانام و دکتر شاهینیان، جراح او را در گزارش NBC News در پست بعدی ببینید.👇👇👇
📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞در گزارش NBC، عمل جراحی و صحبت های دکتر شاهینیان درباره تومورر تراتوما در مغز (که دارای بافت مو،دندان و استخوان است) را ببینید.
📌با ما همراه باشید.
💡 @NIAGg
📌با ما همراه باشید.
💡 @NIAGg
💡 روشی جدید برای به هوش آمدن بیماران در حالت کما: تقویت ریتم شبانه روزی با تاباندن نور
👇گزارش نورودیلی را بخوانید.
☑️ @NIAGg
👇گزارش نورودیلی را بخوانید.
☑️ @NIAGg
💡روشی جدید برای به هوش آمدن بیماران در حالت کما: تقویت ریتم شبانه روزی با تاباندن نور
دانشمندان دریافتند که در صورتی که بدن به چرخهی طبیعی و سالم افزایش و کاهش دما در طول روز بازگردد، شانس هوشیاری مجدد در بیماران ممکن است افزایش یابد. دانشمندان همچنین متوجه این موضوع شدند که از ۸ بیمار(که در واقع زیرمجموعهای از ۱۸ نفر است) ، ۲ نفر از آنها پس از معالجه زمانبندی شده با نورهای روشن که به منظور راهاندازی فعالیت ریتمهای شبانهروزی و نوسانات روزانهی طبیعی دمای بدن انجام شده بود، افزایش سطح هوشیاری را نشان دادند.
🔸برای این پژوهش جدید محققان ۱۸ شخص با آسیب مغزی شدید را مورد بررسی قرار دادند:
۱-برخی از بیماران که در آنها سندرم ضعف پاسخ دهی تشخیص داده شده بود، حالت نباتی نام گرفتند.
۲-گروهی از افراد از کما خارج شده بودند و به حالت هوشیاری رسیده بودند؛ به این معنی که میتوانستند چشمان خود را باز کنند و دورههای خواب و بیداری داشته باشند ولی همچنان بیپاسخ هستند.
۳-گروهی دیگر از بیماران در حداقل وضعیت هوشیاری قرار داشتند؛ به این معنی که آنها علایم کمی از هوشیاری نشان میدادند.
برای یک هفته، محققان به طور مداوم دمای بدن افرادی را که برای این پژوهش داوطلب شده بودند، مورد بررسی قرار دادند. آنها همچنین سطح هوشیاری افراد را با مقیاس بهبود کما بررسی کردند که شامل آزمایشهایی اندازه گیری میزان پاسخدهی آنان به صدا و توانایی باز کردن چشمهایشان با تحریک و بدون تحریک میشد. آنها متوجه شدند بیمارانی که نمرهی بهتری در این ارزیابی کسب کرده بودند، الگوی دمایی مشابهتری با ریتم ۲۴ ساعتهی افراد سالم داشتند.
سپس محققان تلاش کردند تا ۸ نفر از بیماران را بیشتر به چرخهی طبیعی دمای بدن برگردانند. محققان این بیماران را به ضورت چرخههای دورهای طی مدت زمان یک هفته در معرض تحریک با نورهای روشن قرار دادند. دو تن از بیماران به این درمان پاسخ مثبت نشان دادند و در آنها افزایش علایم هوشیاری مشاهده شد.به هر حال نمونهی تحقیقاتی این پژوهش از ۸ نفر تشکیل شده بود و بسیار کوچک بود بنابراین نمیتوان به طور قطعی نتیجهگیری کرد که تحریک با نور میتواند به عنوان یک ابزار درمانی برای افرادی باشد که آسیب مغزی شدید دیدهاند.
✍️گزارش مفصل ScienceDaily را بخوانید.
📑 https://www.sciencedaily.com/releases/2017/04/170420093704.htm
✍️مقاله ی این پژوهش را که به تازگی در مجله معتبر Neurology منتشر شده است را مطالعه کنید.
📎http://www.neurology.org/content/early/2017/04/19/WNL.0000000000003942.full.pdf+html
📌با NeuroDaily همراه باشید.
⭐️https://t.me/NIAGg
دانشمندان دریافتند که در صورتی که بدن به چرخهی طبیعی و سالم افزایش و کاهش دما در طول روز بازگردد، شانس هوشیاری مجدد در بیماران ممکن است افزایش یابد. دانشمندان همچنین متوجه این موضوع شدند که از ۸ بیمار(که در واقع زیرمجموعهای از ۱۸ نفر است) ، ۲ نفر از آنها پس از معالجه زمانبندی شده با نورهای روشن که به منظور راهاندازی فعالیت ریتمهای شبانهروزی و نوسانات روزانهی طبیعی دمای بدن انجام شده بود، افزایش سطح هوشیاری را نشان دادند.
🔸برای این پژوهش جدید محققان ۱۸ شخص با آسیب مغزی شدید را مورد بررسی قرار دادند:
۱-برخی از بیماران که در آنها سندرم ضعف پاسخ دهی تشخیص داده شده بود، حالت نباتی نام گرفتند.
۲-گروهی از افراد از کما خارج شده بودند و به حالت هوشیاری رسیده بودند؛ به این معنی که میتوانستند چشمان خود را باز کنند و دورههای خواب و بیداری داشته باشند ولی همچنان بیپاسخ هستند.
۳-گروهی دیگر از بیماران در حداقل وضعیت هوشیاری قرار داشتند؛ به این معنی که آنها علایم کمی از هوشیاری نشان میدادند.
برای یک هفته، محققان به طور مداوم دمای بدن افرادی را که برای این پژوهش داوطلب شده بودند، مورد بررسی قرار دادند. آنها همچنین سطح هوشیاری افراد را با مقیاس بهبود کما بررسی کردند که شامل آزمایشهایی اندازه گیری میزان پاسخدهی آنان به صدا و توانایی باز کردن چشمهایشان با تحریک و بدون تحریک میشد. آنها متوجه شدند بیمارانی که نمرهی بهتری در این ارزیابی کسب کرده بودند، الگوی دمایی مشابهتری با ریتم ۲۴ ساعتهی افراد سالم داشتند.
سپس محققان تلاش کردند تا ۸ نفر از بیماران را بیشتر به چرخهی طبیعی دمای بدن برگردانند. محققان این بیماران را به ضورت چرخههای دورهای طی مدت زمان یک هفته در معرض تحریک با نورهای روشن قرار دادند. دو تن از بیماران به این درمان پاسخ مثبت نشان دادند و در آنها افزایش علایم هوشیاری مشاهده شد.به هر حال نمونهی تحقیقاتی این پژوهش از ۸ نفر تشکیل شده بود و بسیار کوچک بود بنابراین نمیتوان به طور قطعی نتیجهگیری کرد که تحریک با نور میتواند به عنوان یک ابزار درمانی برای افرادی باشد که آسیب مغزی شدید دیدهاند.
✍️گزارش مفصل ScienceDaily را بخوانید.
📑 https://www.sciencedaily.com/releases/2017/04/170420093704.htm
✍️مقاله ی این پژوهش را که به تازگی در مجله معتبر Neurology منتشر شده است را مطالعه کنید.
📎http://www.neurology.org/content/early/2017/04/19/WNL.0000000000003942.full.pdf+html
📌با NeuroDaily همراه باشید.
⭐️https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
💡محققان ارتباط حافظه و ساختار مغز را با دستگاه ایمنی اثبات نمودهاند.
در دو مطالعه، پژوهشگران شواهدی برای ارتباط ساختار مغز و حافظه با ژنهای مربوط به دستگاه ایمنی ارائه کردهاند.
⭐️ @NIAGg
در دو مطالعه، پژوهشگران شواهدی برای ارتباط ساختار مغز و حافظه با ژنهای مربوط به دستگاه ایمنی ارائه کردهاند.
⭐️ @NIAGg
NeuroDaily
💡محققان ارتباط حافظه و ساختار مغز را با دستگاه ایمنی اثبات نمودهاند. در دو مطالعه، پژوهشگران شواهدی برای ارتباط ساختار مغز و حافظه با ژنهای مربوط به دستگاه ایمنی ارائه کردهاند. ⭐️ @NIAGg
💡یک یافته ی جالب: ارتباط حافظه و ساختار مغز با دستگاه ایمنی
محققان ارتباط حافظه و ساختار مغز را با دستگاه ایمنی اثبات نمودهاند.در دو مطالعۀ جداگانه، پژوهشگران شواهدی را دال بر ارتباط ساختار مغز و حافظه با ژنهای مربوط به دستگاه ایمنی ارائه کردهاند.
دستگاه ایمنی بدن، تعدادی وظیفۀ بسیار مهمی بر عهده دارد، از جمله: محافظت از بدن در برابر باکتریها و سلولهای سرطانی. با این حال، قسمت عمدۀ مغز آدمی به واسطۀ حایلی موسوم به “سد خونی-مغزی" از سلولهای ایمنی موجود در گردش خون جدا شده است؛ و البته همین سد است که به شکل مؤثری مغز را از خطرات عوامل بیماریزا و سموم حفظ میکند (چرا که جز چند مولکول ریز مانند اکسیژن و کربن دیاکسید، مواد دیگر نمیتوانند از این سد رد شوند). از همین رو، تا همین اواخر تصور بر این بود که دستگاه ایمنی محیطی تأثیر چندانی بر عملکرد مغز ندارد. اما طی چند سال گذشته، شواهد متعددی مبنی بر ارتباط دستگاه ایمنی خونی با کارکرد مغز ارائه گشته است.
⭐️ پژوهشگران در اولین مطالعه، که در مجله معتبر Nature Communications منتشر شده، به بررسی پروفایلهای اپیژنتیک– مانند الگوهای تنظیمی – در نمونههای خون ۵۳۳۳ آزمودنی بزرگسال و سالم پرداختند.در مطالعۀ فوق، محققان نوعی پروفایل را شناسایی نمودند که ارتباط تنگاتنگی با ضخامت کورتکس مغز دارد، خصوصاً در منطقهای از قشر که از نظر کارکردهای مربوط به حافظه حائز اهمیت است.
⭐️⭐️ اما پژوهشگران در مطالعۀ دوم – که در مجله Nature Human Behavior انتشار یافته – ژنوم دو گروه از آزمودنیهای سالمی را که تصاویر منفی را به دو شکل واضح و مبهم به خاطر میآوردند بررسی نمودند.به نظر میرسد سویهای از ژن TROVE۲ – که نقش آن در بیماریهای دستگاه ایمنی همچنان در حال بررسی است – با توانایی به یادآوری تعداد بالاتری از تصاویر منفی، مرتبط باشد؛ هر چند تأثیری در عملکرد عمومی حافظه ندارد. این سویه همچنین باعث افزایش کارکرد بخشهای دخیل در یادآوری تجربیات حسی میشود. محققان همچنین دریافتند که ژن TROVE۲ با شدت یادآوری خاطرات تروماتیک ارتباط دارد (سویه به عنوان معادل Variantt آورده شده است)
🖇مقاله های این پژوهش در پست های بعدی قرار خواهد گرفت.
📌با NeuroDaily همراه باشید.
☑️https://t.me/NIAGg
محققان ارتباط حافظه و ساختار مغز را با دستگاه ایمنی اثبات نمودهاند.در دو مطالعۀ جداگانه، پژوهشگران شواهدی را دال بر ارتباط ساختار مغز و حافظه با ژنهای مربوط به دستگاه ایمنی ارائه کردهاند.
دستگاه ایمنی بدن، تعدادی وظیفۀ بسیار مهمی بر عهده دارد، از جمله: محافظت از بدن در برابر باکتریها و سلولهای سرطانی. با این حال، قسمت عمدۀ مغز آدمی به واسطۀ حایلی موسوم به “سد خونی-مغزی" از سلولهای ایمنی موجود در گردش خون جدا شده است؛ و البته همین سد است که به شکل مؤثری مغز را از خطرات عوامل بیماریزا و سموم حفظ میکند (چرا که جز چند مولکول ریز مانند اکسیژن و کربن دیاکسید، مواد دیگر نمیتوانند از این سد رد شوند). از همین رو، تا همین اواخر تصور بر این بود که دستگاه ایمنی محیطی تأثیر چندانی بر عملکرد مغز ندارد. اما طی چند سال گذشته، شواهد متعددی مبنی بر ارتباط دستگاه ایمنی خونی با کارکرد مغز ارائه گشته است.
⭐️ پژوهشگران در اولین مطالعه، که در مجله معتبر Nature Communications منتشر شده، به بررسی پروفایلهای اپیژنتیک– مانند الگوهای تنظیمی – در نمونههای خون ۵۳۳۳ آزمودنی بزرگسال و سالم پرداختند.در مطالعۀ فوق، محققان نوعی پروفایل را شناسایی نمودند که ارتباط تنگاتنگی با ضخامت کورتکس مغز دارد، خصوصاً در منطقهای از قشر که از نظر کارکردهای مربوط به حافظه حائز اهمیت است.
⭐️⭐️ اما پژوهشگران در مطالعۀ دوم – که در مجله Nature Human Behavior انتشار یافته – ژنوم دو گروه از آزمودنیهای سالمی را که تصاویر منفی را به دو شکل واضح و مبهم به خاطر میآوردند بررسی نمودند.به نظر میرسد سویهای از ژن TROVE۲ – که نقش آن در بیماریهای دستگاه ایمنی همچنان در حال بررسی است – با توانایی به یادآوری تعداد بالاتری از تصاویر منفی، مرتبط باشد؛ هر چند تأثیری در عملکرد عمومی حافظه ندارد. این سویه همچنین باعث افزایش کارکرد بخشهای دخیل در یادآوری تجربیات حسی میشود. محققان همچنین دریافتند که ژن TROVE۲ با شدت یادآوری خاطرات تروماتیک ارتباط دارد (سویه به عنوان معادل Variantt آورده شده است)
🖇مقاله های این پژوهش در پست های بعدی قرار خواهد گرفت.
📌با NeuroDaily همراه باشید.
☑️https://t.me/NIAGg
Telegram
Dksaggajsjdkdidi
You can contact @NIAGg right away.
@NIAGg_A_peripheral_epigenetic_signature.pdf
1.1 MB
⭐️در این مقاله پژوهشگران بابررسی پروفایلهای اپیژنتیک، نوعی پروفایل را شناسایی نمودند که ارتباط تنگاتنگی با ضخامت کورتکس مغز در منطقهای از قشر که از نظر کارکردهای مربوط به حافظه اهمیت دارد.
@NIAGg
@NIAGg