NeuroDaily
2.3K subscribers
709 photos
294 videos
54 files
599 links
جهت همکاری بعنوان پژوهشگر:
دکتر هادی احمدزاده
@haadyA
Download Telegram
مدلسازی ریاضی مغز آندره چیکاتیلو (قاتل 56کودک) ، شباهت الگوی مغز او با توزیع فواصل در بیماری صرع (که هر دو از قانون توانی پیروی می کنند) را نشان داد.

http://yon.ir/4Er7
https://t.me/NIAGg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه 26 فوریه/8 اسفند، 89امین مراسم جوایز آکادمی (Oscar) برگزار خواهد شد.به همین مناسبت مجموعه مطالب جذابی در حوزه سینما،تکنولوژی وعلوم اعصاب در NeuroDaily منتشر خواهد شد.

با ما همراه باشید.
@NIAGg
🔸ناتالی پورتمن در قامت یک پژوهشگر علوم اعصاب

ناتالی پورتمن را بار اول در فیلم دیدنی لئون در کنار ژان رنو دیدیم. اما راه تبدیل شدن او به یک ستاره با حضور در سه‌گانهٔ جدید جنگ ستارگان (در نقش ملکه آمیدالا) آغاز شد. یکی از مهمترین دستاورد های کارنامه ی هنری او بازی در درام روانشناسانه ی قوی سیاه در سال 2010 است. حضورش در این فیلم با ستایش همگان مواجه شد و جایزه گلدن گلوب دوم او، یک جایزه انجمن بازیگران فیلم، یک جایزه بفتا، یک جایزه انجمن منتقدان پخش‌کننده فیلم، و یک جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول زن برای او به ارمغان آورد.
او امسال نیز برای بازی در نقش ژاکلین کندی در فیلم Jackie بار دیگر نامزد دریافت جایزه ی اسکار بهترین بازیگر زن شده است.
اگر نام اصلی او (Natalie Hershlog) را جستجو کنید، مقاله ی او را خوهید یافت که در سال 2002 در مجله معتبر Neuroimage منتشر شده است و تا کنون 159 بار به آن اشاره شده است.
@NIAGg
کمتر کسی می داند که ناتالی پورتمن در سال ۲۰۰۳ در رشته روانشناسی از دانشگاه هاروارد فارغ‌التحصیل شده و در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان استاد مهمان به دانشگاه کلمبیا دعوت شده است. او که نام اصلیش ناتلی هرشلاگ است در دوره دانشجویی اش در هاروارد دستیار تحقیقاتی پرفسور استفان کاسلین در آزمایشگاه نورو سایکولوژی این دانشگاه بود و در همین آزمایشگاه بود که او وارد تحقیقاتی شد که منجر به انتشار مقاله علمی مشترک از او شد. این پژوهش ها به بررسی نحوه ی تکامل لوب پیشانی یا لوب فرونتال و دانش بصری در کودکان می پرداخت.
@NIAGg
حوزه مهمی از دانش علوم اعصاب به بررسی نحوه تکامل مغز انسان ها از زمان تولد تا بلوغ آنها می‌پردازد. در حقیقت، بسیاری از توانایی‌های ذهنی، که ما ساده یا بدیهی تصور می‌کنیم، حاصل یک دوره تکامل عصبی است و به همین سادگی در ما نهادینه نشده‌اند.
در جریان یک پژوهش جالب، دانشمندان تصمیم گرفتند که روی مسئله پابرجایی دیداری اشیا (Object Permanence) کار کنند. همه ما در سال اول عمر به این توانایی ذهنی دست می‌یابیم یعنی به تدریج یاد می‌گیریم که وقتی چیزی از میدان دیدمان خارج می‌شود یا پنهان می‌شود، همچنان وجود دارد و از بین نمی‌رود.

دانشمندان می‌خواستند رابطه بین تکامل لوب پیشانی مغز را با این توانایی ذهنی، بررسی کنند. اما آنها نمی‌توانستند با MRI این کار را بکنند، چون عملا نمی‌شد از شیرخواران خواست که بی‌حرکت در دستگاه MRI قرا بگیرند و بعد از آنها تست‌های لازم را به عمل آورد .به همین خاطر دانشمندان از فناوری دیگری به نام اسپکتروسکوپی فروسرخ نزدیک (fNIRS) استفاده کردند، این نور می‌تواند به داخل جمجمه نفوذ کند و از آنجا که عروقی که حاوی اکسپژن و یا تهی از آن هستند، میزان جذب نوری متفاوتی دارند، می‌توان معلوم کرد که کدام قسمت از مغز در هر لحظه بیشتر در حال فعالیت است.
@NIAGg
دانشمندان، ۲۰ شیرخوار بین ۵ تا ۱۲ هفته را انتخاب کردند و هر چهار هفته آنها را مورد بررسی قرار دادند، در جریان هر آزمایش، کلاهی به آنها نشان داده می‌شد و بعد کلاه زیر لباس مخفی می‌شد، بچه‌هایی که توانایی پابرجایی دیداری را داشتند، با بیرون رفتن کلاه از میدان بینایی، همچنان دنبال آن می‌گشتند، اما آنهایی که هنوز این توانایی را نداشتند، کلاه را فراموش می‌کردند و سرگرم چیزهای دیگر می‌شدند.

دانشمندان بررسی مغزی با فناوری اسپکتروسکوپی را در هر شیرخوار قبل و بعد از کسب توانایی، با هم مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که تکامل قشر پیشانی باعث این توانایی می‌شود. نتیجه جانبی این پژوهش هم این بود که از این شیوه می‌توان برای مطالعه تکامل مغز شیرخواران استفاده کرد.

✍️در این جا می توانید پروفایل Researchgate ناتالی پورتمن/هرشلاگ را ببینید.
📎https://www.researchgate.net/profile/Natalie_Hershlag/publications

✍️مقاله ی مورد اشاره در این گزارش را نیز می توانید از این لینک دریافت کنید.
📎https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/12202098

📌طی روزهای آینده با مطالب بیشتری در حوزه ی علوم اعصاب و هنر سینما با شما خواهیم بود.
💡https://t.me/NIAGg
اگر نام اصلی او (Natalie Hershlog) را جستجو کنید، مقاله ی او را خوهید یافت که در سال 2002 در مجله معتبر Neuroimage منتشر شده است و تا کنون 159 بار به آن اشاره شده است.

https://t.me/NIAGg
وقتی یک ایده می تواند جنجال بیافریند ... نزدیک شدن به پاک کردن خاطرات از مغز / درخشش ابدی یک ذهن پاک

گزارش Independent را بخوانید:
http://yon.ir/7D1e
@NIAGg
🔸🔹 پاک کردن یک خاطره، ایده ی "درخشش ابدی یک ذهن پاک" به واقعیت نزدیک می شود

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک، یک ایده ی جذاب و یک فیلمنامه محکم و پیچیده‌ای دارد (که توانست جایزه ی اسکار بهترین فیلمنامه اصلی را ازآن حود کند) و با توجه به زمینه‌هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده است به طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می‌دهد. دائماً از ذهن شخصیت اصلی به جهان بیرون جابه جا می‌شود. دکتر هاوارد (تام ویلکینسون) سرپرست یک کلینیک است که کار آن پاک کردن آن دسته از خاطرات افراد است که دوست ندارند آنها را در ذهن خود داشته باشند. کلینیکی که اغلب زوجها به آن مراجعه می‌کنند تا خاطرات بدی را که از هم در ذهن خود دارند پاک کنند. تکنیسینهای کلینیک ابتدا مکان خاطرات مورد نظر را که به صورت لکه‌های روشنی روی مغز نمودار می‌شود، شناسایی کرده و سپس به محو کردن آن لکه‌های نور می‌پردازند. ابتدا کلمنتاین (کیت ویتسلت) و سپس جول (جیم کری) آگاهانه تصمیم به پاک کردن خاطرات مشترکشان می‌گیرند، اما حتی بعد از فراموشی یکدیگر، مجدداً به سمت هم کشیده شدند زیرا لکه نوری که در قلب آنها روشن شده بود درخششی ابدی داشت.
در پژوهش ها و گزارش هایی که به تازگی منتشر شده بیان شده است سلول‌های مغز یا همان نورون‌هایی را که خاطرات را شکل می‌دهند و ذخیره می‌کنند می‌توان خاموش و روشن یا به عبارتی فعال و غیر فعال کرد. آن‌چه این پژوهش ها نشان داده این است که فقط تعدادی اندکی سلول، که با هم شبکه‌ای تشکیل داده و به شیوه‌ای خاص عمل می‌کنند (انگرام) در شکل‌گیری و ذخیره کردن حافظه نقش دارند.
👉🏻http://yon.ir/72pv
به گفته دکتر جاسلین، استاد دانشگاه بوستون آمریکا و سخنران سالانه ی انجمن پیشرفت علم آمریکا، "تحقیقات قبلی نشان داده که وقتی خاطره‌ای شکل می‌گیرد مجموعه‌ای از سلول‌های مغز به نام انگرام به شکلی خاص عمل می‌کند."
"از میلیون‌ها سلول مغز فقط تعداد کمی برای شکل گیری خاطرات ترس یا تهدید لازم است" بنابراین "وقتی مشکل خاطرات است، لازم نیست تمام بدن یا مغز را هدف بگیریم."

بنابراین آنها با جراحی انگرام‌های موش‌ها را برداشتند و دیدند که خاطره بد از ذهن آنها پاک شد. آنها حتی به این ترتیب موش‌های معتاد به کوکائین را درمان کردند، با حذف حافظه عاطفی مرتبط به استفاده از کوکائین. آنها همچنین با فعال کرردن انگرام‌ها خاطرات بد را در ذهن موش‌ها زنده کردند.
به این ترتیب می‌توان به درمان بیماری‌هایی مثل ضربه روحی پس از اتفاق بسیار وحشتناک (PTSD) امیدوار بود: "یافته‌های ما این امکان را مطرح می‌کنند با پاک کردن خاطرات بد می‌توان اختلال استرس پس از ضربه روحی را درمان کرد...در این افراد خاطرات مزاحمند و زندگی روزمره فرد را مختل می‌کنند."
@NIAGg
"برای مواردی که خاطرات واقعا مخل زندگی روزمره هستند، من فکر می‌کنم درمانی که فقط همان سلول‌ها را هدف بگیرد می‌تواند کار درستی باشد."
"تحقیق ما نشان می دهد که پاک کردن حافظه ممکن است. اما جامعه باید سیاست های اخلاقی در باره آن استفاده احتمالی از آن تدوین کند."
هدف دکتر جاسلین این است که بتوان داروهایی ساخت که مثل موشکی که فقط به سمت هدف می رود سلولهای خاصی را هدف قرار داد و خاطره‌ای بد را غیر فعال کرد.با این حال برخی دانشمندان غیر از ملاحظات اخلاقی تردیدهای دیگری هم دارند.
@NIAGg
پروفسور سر سایمون وسلی رییس انجمن سلطنتی روانپزشکان بریتانیا می‌گوید: "این پیشرفت جالبی در تحقیقات علمی است اما باید احتیاط کنیم... فراموش کردن، یا پاک کردن حافظه، یکی از کارکردهای مهم و طبیعی سیستم حافظه مغز است اما ما نمی‌دانیم پاک کردن عمدی خاطرات آیا عواطف و احساساتی هم که آن خاطره را دربرگرفته پاک می‌کند."

"حتی اگر هم بشود من نمی‌دانم با توجه به ملاحظات اخلاقی این کار درستی باشد. من فکر نمی‌کنم کار درستی باشد... اما از یک چیز می‌توانیم مطمئن باشیم و اینکه فیلم‌های بیشتر و بیشتری از این احتمال الهام خواهند گرفت."به جز این از یک چیز دیگر هم می‌توانیم مطمئن باشیم، به قول دکتر جاسلین، "ما مجموعه خاطراتمان هستیم."
@NIAGg
اما در موارد دیگر چه؟ اگر رابطه‌ای شکست‌خورده و دردناک را تجربه کرده‌ایم می‌توانیم با این شیوه آن را برای همیشه از ذهن خود پاک کنیم؟ مثل فیلم "درخشش ابدی ذهن پاک" با بازی کیت وینسلت که در آن او به کلینیکی مراجعه می‌کنند و با دست کاری ژنتیکی خاطرات یک رابطه بد را از ذهنش پاک می‌کند.
پروفسور جاسلین می‌گوید: "همه ما از اشتباهاتمان یاد می گیریم. اگر خاطره این اشتباهات را از ذهن پاک کنیم چه چیزی می تواند مانع از تکرار آن شود؟
"ملاحظات و پیامدهای اخلاقی بسیار جدی مطرح است. اینکه کاری ممکن است به این معنی نیست که باید انجام شود."البته در مورد انسان نمی‌توان به جراحی برای غیرفعال کردن این سلول‌ها فکر کرد، بلکه باید داروهایی ساخت که مثل موشکی که فقط به سمت هدف می‌رود سلولهای خاطره بد را هدف قرار داد و آن خاطره‌ را غیر فعال کرد.

✍️از اولین پژوهش ها در این زمینه که توسط پروفسور جاسلین منتشر شده است را می توانید مطالعه کنید.
📎https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/19286560

✍️آخرین مقاله ی او که درباره ی یافتن انگرام/Engram است را به شما پیشنهاد می کنیم.
🖇https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26289572

و متن کامل این گزارش را که در Independent منتشر شده است را می توانید اینجا مطالعه کنید.
👉🏻http://www.independent.co.uk/news/science/memories-erased-mind-eternal-sunshine-of-the-spotless-mind-ptsd-addiction-a7587816.html

📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
آیا راهی برای نفوذ به دنیای درون ذهن وجود دارد؟ ... استفاده از fMRI و EEG جهت بازسازی تصاویر با سیگنالهای قشر بینایی یک گام بزرگ است.

گزارش زیر را بخوانید.
https://goo.gl/ngLznV
@NIAGg
🔹🔸آیا واقعا راهی برای نفوذ به دنیای درون ذهن ما وجود ندارد؟

پژوهشگران دانشگاه ییل ادعا کرده‌اند که فقط با استفاده از اسکن‌های fMRI موفق شده‌اند که چهره‌هایی را که اشخاص در حال مجسم کردن آنها هستند، بازسازی کنند.
@NIAGg
این کار در واقع نوعی مغزخوانی است. تا پیش از این دانشمندان می‌توانستند با استفاده از اسکن‌های fMRI تا حد کمی پی ببرند که یک شخص در حال دیدن چه چیزی است، مثلا یک شهر را می‌بیند یا ساحل را. اما کار جدید، سطح تازه‌ای از پیشرفت علمی محسوب می‌شود.فرایند تکامل مغزی انسان‌ها باعث شده است که قسمت بزرگی از مغز مسئول پردازش چهره‌ها شود. برای بقا انسان‌ها در طول هزاران سال، مجبور بودند که به سرعت دوست را از دشمن تشخیص بدهند و قادر به تمیز دادن چهره‌هایشان باشند.
@NIAGg
در آزمایشی که محققان دانشگاه ییل انجام دادند، شش داوطلب انتخاب شد و ۳۰۰ چهره مختلف در حالی که پروسه تصویربرداری fMRI انجام می شد به آنها نشان داده شد.با استفاده از این اطلاعات آنها یک کتابخانه آماری از نحوه پردازش چهره‌ها توسط مغز بنا کردند.در مرحله بعد آنها چهره‌های جدید به داوطلب‌ها نشان دادند و این بار موفق شدند تنها با اطلاعات fMRI ، چهره‌هایی را که اشخص در حال دیدن آنها بودند بازسازی کنند.

دانشمندان امیدوارند که به تدریج میزان دقت بازسازی‌های چهره‌ها را بالا ببرند. کشف جدید کاربردهای زیادی می‌تواند داشته باشد، در کوتاه‌مدت با استفاده از این فناوری می‌توان با استفاده اقدام به بازسازی چهره مجرمان تنها به اتکای خاطرات شاهدان کرد و در درازمدت هم شاید روزی برسد که بتوانیم رؤیاهایمان را ضبط کنیم. کسی چه می‌داند، شاید در این صورت زمانی برسد که بتوانیم رؤیاهایمان و تخیلات خودمان را در یوتیوب آپلود کنیم و شاید حرفه اصلی خیلی‌ها هم رؤیافروشی شود.


🔘در کتاب "انسان های مجازی: آینده ی ما با ماشین ها" نیز بصورت مفصل به این پژوهش و سایر مقاله های معتبر اشاره شده است. این کتاب را در لینک زیر می توانید مطالعه کنید.
📎https://goo.gl/JHDUwI

✍️می توانید مقاله ی گزارش را که در مجله ی معتبر Neuroimage منتشر شده است در این جا ببینید.
🖇https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/24650597

📌با ما همراه باشید.
💡https://t.me/NIAGg
از چه روشی برای بازسازی تصاویر دیده شده ی افراد استفاده شده است؟ مقاله ی زیر را مطالعه کنید:
https://goo.gl/orLcVu

https://t.me/NIAGg
در سال۲۰۱۱مقاله‌ ی جهت گیری سیاسی و ساختارمغز بوسیله fMRI درمجله current biology منتشر شد و در کنار نویسندگان آن از دانشگاه UCL نام کالین فرث بازیگر برنده جایزه اسکار دیده می شود.

https://t.me/NIAGg
🔹🔸 کالین فرث در کنار دانشمندان علوم اعصاب

کالین اندرو فرث بازیگر بریتانیایی که با نامزدی اسکار برای نقش اول یک مرد مجرد (تام فورد) به شهرت رسید. او با نمایش تحسین برانگیز خود در فیلم سخنرانی پادشاه توانست علاوه بر جایزه ی گلدن گلوب- حلقه ی منتقدان نیویوک و انجمن بازیگران- اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را بدست آورد.
اما در سال ۲۰۱۱ کالین فرث در تجربه ای متفاوت در مقاله ای که در ژورنال معتبر Current Biology منتشر شد به همراه پژوهشگران دانشگاه UCL حضور داشت. این مقاله تا کنون 237 بار توسط سایر پژوهشگران استفاده شده است.
@NIAGg
داستان از ۲۸ دسامبر سال ۲۰۱۰ شروع شد، زمانی که در برنامه‌ای در بی‌بی‌سی استاد دانشگاه لندن -گریانت ریس- سعی کرد MRI مغز دو سیاستمدار از دو قطب سیاسی مختلف یعنی «الن دونکان» محافظه‌کار را با «استفان پاند» حزب کارگر با هم مقایسه کند تا ببیند که آیا تفاوتی ساختاری بین مغزهای افرادی با ترجیح سیاسی متفاوت یا متضاد وجود دارد یا نه.
در این برنامه سؤال جالبی توسط فیلدن مطرح شد: آیا باورهای سیاسی که توسط ما آموخته می‌شوند حاصل تجربیاتی هستند که ما به تدریج در محیط اکتساب می‌کنیم یا مدارهای نورونی مغزمان ما را متمایل به یک دید سیاسی خاص می‌کنند؟

طبیعی بود که با مقایسه MRI تنها دو سیاستمدار، نمی‌شد به این سؤال پاسخ داد. به همین خاطر در جریان یک پژوهش ۹۰ دانشجوی دانشگاه UCL با متوسط سن ۲۳٫۵ سال انتخاب شدند، نخست از انها خواسته شد که علاقه سیاسی خود را مشخص کنند و بگویند که محافظه‌کار دوآتشه یا عادی، میانه‌رو یا لیبرال افراطی یا عادی هستند. سپس از همه این دانشجویان MRI به عمل آمد. از آنجا که مقایسه همه اجزای مغز دانشجویان با هم دشوار بود، محققان بر دو جزء مغز متمرکز شدند: آمیگدال و قشر سینگولیت قدامی.

دلیل این انتخاب این بود که محققان تصور می‌کردند که محافظه‌کاران به خاطر ذات مشرب سیاسی خود در برابر تغییر مقاوم هستند و تغییر و تحول در شرایط باعث اضطراب در آنها می‌شود، پس منطقا باید قسمتی از مغز که در مکانیسم هراس نقش دارد یعنی آمیگدال در آنها بزرگ‌تر باشد. از سوی دیگر قشر سینگولیت قدامی، علاوه بر تنظیم وظایف خودکار بدن مثل تنظیم فشار خون و ضربان قلب، در فعالیت‌های شناختی عقلانی مثل تصمیم‌گیری، همدلی، تشخیص اشتباه و پایش چالش‌ها نقش دارد و باید در لیبرال‌ها فعال‌تر باشد.

نتیجه تحقیق آنها نشان داد که ماده خاکستری قشر سینگولیت قدامی در لیبرال‌ها یا آنهایی که به جنالح چپ متمایل‌ترند، ضخامت بیشتری دارد، این در حالی بود که آمیگدال در میان محافظه‌کاران یا کسانی که به جناح راست تعلق خاطر داشتند، بزرگ‌تر بود.
@NIAGg
این، نتیجه خام این تحقیق بود، اما آیا به راستی این رفتارها و ترجیحات سیاسی بودند که باعث تفاوت آناتومیک شده بودند، یا اصلا خود ساختار و مداربندی مغز است که منش سیاسی یک فرد را مشخص می‌کند؟
این تحقیق نمی‌تواند، پاسخ قاطعی به این سؤال بدهد. به علاوه باید به دو نکته دیگر هم توجه داشت:
۱- بزرگ‌تر بودن یک قسمت مغز، لزوما به معنی کارکرد بیشتر آن نیست.
۲- قسمت‌های مختلف مغز، وظایف متعددی دارند، مثلا آمیگدال قسمتی از سیستم لیمبیک است و در پردازش حافظه و رفتارها نقش دارد، ثابت شده است که کسانی که آمیگدال بزرگ‌تری دارند، می‌توانند شبکه‌های اجتماعی بزرگ‌تری را رهبری کنند یا با آنها تعامل داشته باشند.

شما می توانید این مقاله ی جذاب را از لینک زیر دانلود کرده، و مطالعه نمایید.
🖇https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3092984/

📌با مطالب بیشتری در حوزه ی علوم اعصاب و هنر سینما با شما خواهیم بود.
💡https://t.me/NIAGg
سلسله مباحث آشنایی با متابولیتهای مغزی
گروه آنالیز تصاویر مغزی (NIAG)
https://t.me/NIAGg
سلسله مباحث آشنایی با متابولیتهای مغزی
گروه آنالیز تصاویر مغزی (NIAG)
https://t.me/NIAGg
سلسله مباحث آشنایی با متابولیتهای مغزی
گروه آنالیز تصاویر مغزی (NIAG)
https://t.me/NIAGg
دانش ما در مورد مغز و رفتار های پیچیده آن هر روزه در حال بیشتر و بیشتر شدن است. در سایه همین دانش‌افزایی است که پاسخ هایی هرچند بظاهر ابتدایی برای سوالاتی که همیشه فیلسوفان و اندیشمندان حوزه های فرهنگ، جامعه‌شناسی، معرفت‌شناسی و اخلاق را به چالش می‌کشانده‌اند ارائه کرده‌ایم. دستیابی به تکنولوژی های جدیدی که در سالیان اخیر معرفی شده‌اند یکی از دلایل این رشد بیش از پیش دانش ما در مورد مغز است. تکنیک های مختلف تصویربرداری مغزی و اپتوژنتیک از جمله این تکنولوژی های نوین هستند. مثلا به کمک این تکنیک ها، دانشمندان توانسته‌اند کلاستر های کوچکی از نورون ها را در هیپوتالاموس شناسایی کنند که " جذابیت " را برمی‌انگیزند. در مطالعه ای که بر روی تعدادی موش انجام شده، مشخص شده است که بوی جنس مخالف این دسته از سلول های حساس به هورمون های جنسی را برمی‌انگیزند. جالب‌تر اینکه همین نورون ها علاوه بر دخالت در انجام رفتارهای اجتماعی کشش و جذابیت فردی، در اضطراب، افسردگی و حالت های مزاجی دیگر هم نقش دارند. اگر بخواهم خیلی خلاصه‌تر بگویم، کاری که این دسته از نورون ها در مغز فرد انجام میدهند اینست : به این شخص خاص توجه کن. در واقع این نورون ها، سیگنال های هورمونی را به رفتار های انگیزشی اجتماعی ترجمه می‌کنند.
برای مطالعه کامل‌تر این پژوهش که چند هفته پیش در مجله Nature Neuroscience به چاپ رسیده، می‌توانید مقاله ضمیمه شده در پست بعدی را دانلود کنید.

💡https://t.me/NIAGg
10.1038@nn.4487.pdf
4.7 MB
Hormonal gain control of a medial preoptic area social reward circuit

Nature Neuroscience

💡https://t.me/NIAGg
گاردین — مادۀ مخدری را تصور کنید که بتواند ما را سرخوش و مملو از انرژی کند و خوردنی هم باشد. نیازی نباشد آن را به‌صورت تزریقی، دخانی یا استنشاقی مصرف کنید تا اثرات باشکوه و آرام‌بخشش را حس کنید. تصور کنید که این ماده عملاً با انواع غذا و به‌خصوص مایعات به‌خوبی ترکیب شود و وقتی آن را به کودکان می‌دهید چنان لذت عمیق و شدیدی را در آن‌ها بر‌انگیزد که تلاش برای به‌دست‌آوردن آن ماده به نیرویی محرک در تمام دوران زندگی‌شان تبدیل شود.

آیا چشیدن مزۀ شکر روی زبان می‌تواند یک‌جور سرخوشی ایجاد کند؟ آیا امکان دارد خود شکر نوعی مادۀ سرخوشی‌آور، یا مخدر باشد؟ مصرف بیش‌ازاندازۀ شکر می‌تواند اثرات جانبی بلندمدتی داشته باشد. اما در کوتاه‌مدت چنین اثرات منفی‌ای وجود ندارد: هیچ خبری از تلوتلوخوردن، سرگیجه، مشکل در رسایی سخن، ازحال‌رفتن، «پرت»بودن، تپش قلب و ناراحتی تنفسی نیست. وقتی این ماده را به کودکان می‌دهند، اثر آن ممکن است صرفاً حالتی شدیدتر از همان رفتارهای دمدمی، احساسی و ظاهراً طبیعیِ دوران کودکی باشد: از سرخوشی اولیه تا کج‌خلقی، و چند ساعت بعد هم نالیدن که علتش می‌تواند نرسیدن به آن مادۀ مخدر باشد یا نباشد. اما، بیش از هر چیز، این ماده کودکان را شاد می‌کند، حداقل در مدتی که مشغول خوردنش هستند. پریشانی‌شان را آرام می‌کند، دردشان را تسکین می‌دهد، حواسشان را جمع می‌کند و تا قبل از اینکه اثرش از بین برود آن‌ها را هیجان‌زده و سرشار از لذت نگه می‌دارد. تنها نکتۀ منفی این است که کودکان مرتباً انتظار (و شاید هم درخواست) مقداری دیگر را خواهند داشت......شکر واقعاً موجب تحریک واکنش‌هایی مشابه با نیکوتین، کوکائین و الکل در قسمتی از مغز می‌شود که «مرکز پاداش» نام دارد. پژوهشگرانِ اعتیاد به این باور رسیده‌اند که رفتارهای موردنیاز برای بقای یک گونه (به‌خصوص غذاخوردن و آمیزش) در این بخش از مغز در طبقۀ «لذت‌بخش» جای می‌گیرند. به همین خاطر است که آن‌ها را بارهاوبارها انجام می‌دهیم. شکر موجب ترشح همان انتقال‌دهنده‌های عصبی‌ای (به‌خصوص دوپامین) می‌شود که اثرات قدرتمند این مواد را انتقال می‌دهند.

https://t.me/NIAGg

* این مطلب در تاریخ ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷ با عنوان Is sugar the world’s most popular drug در وب‌سایت گاردین منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۹۵ این مطلب را با عنوان آیا شکر پرطرف‌دارترین مادۀ مخدر دنیاست؟ ترجمه و منتشر کرده است. ادامه این مقاله جالب را از سایت ترجمان در لینک زیر مطالعه نمایید

http://tarjomaan.com/vdch.qn6t23nx6ftd2.html
سخنرانی زیر توسط خانم زهرا شیرزادی، دانشجوی دکترای فیزیک پزشکی دانشگاه تورنتو امروز ۸ اسفند ساعت ۱۴ در تالار مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی برگزار خواهد شد:
Application of arterial spin labeled MRI for cerebral hemodynamic assessments of dementia

Affiliations:
Department of Medical Biophysics, University of Toronto, Toronto, ON, Canada
Brain Sciences program, Sunnybrook Research Institute, Toronto, ON, Canada
NeuroImaging and Analysis Group (NIAG)

Journal Club

“Application of arterial spin labeled MRI for cerebral hemodynamic assessments of dementia “

By: Zahra Shirzadi

PhD candidate at: Department of Medical Biophysics, University of Toronto, Toronto, ON, Canada

Sunday, 8th of Esfand, Time: 14.00

Medical Imaging Center, Imam Khomeini Hospital