NeuroDaily
2.29K subscribers
709 photos
294 videos
54 files
599 links
جهت همکاری بعنوان پژوهشگر:
دکتر هادی احمدزاده
@haadyA
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4 فوریه، روز جهانی سرطان
به امید روزی که کسی از سرطان رنج نبرد...

t.me/NiagG
مغز شما فاش میکند که چه کسانی دوست شما هستند!!!!

با توجه به مطالعات دورتموث، شما جهان را همانطور میدانید که دوستانتان آن را درک میکنند. این مطالعات نشان میدهد که دوستان دارای پاسخ های عصبی مشابه در مقابل محرک های محیطی واقعی هستند و میتوان از این مهم به منظور پیشبینی اینکه چه کسانی دوستان شما هستند، استفاده کرد.

محققان دریافتند که میتوان تنها با بررسی نوع واکنش افراد به مشاهده ی کلیپ های ویدیویی، حدس زد که چه کسانی با هم دوست هستند. نتایج مطالعات نشان میدهد که دوستان دارای بیشترین سطح تشابه در الگوی فعالیت عصبی بوده اند. البته دوستانِ دوستان هم دارای تشابهاتی بوده اند و اگر یک مرحله دورتر برویم، یعنی دوستانِ دوستانِ دوستان ما، این تشابه اگرچه موجود، ولی کمتر است.

این پژوهش در نوع خود، نخستین مطالعه و بررسی ارتباط فعالیت عصبی افرادی که در دنیای واقعی دارای شبکه های ارتباطی هستند و به نوعی یکدیگر را میشناسند، می باشد. در این آزمایش، به همه ی افراد مجموعه ویدیوی مشخصی نشان داده میشود و پاسخ فعالیت عصبی آنها مورد بررسی قرار گرفت که در نیچر به چاپ رسیده است.

نویسنده ی اصلی این مقاله، کارولین پارکینسون، میگوید: " پاسخ های عصبی به محرکت های پویا و طبیعی مانند ویدیوها، میتوانند ما را به افکار نامحدود و ناخودآگاه فرد همچنان که پیش روی میکند، رهنمون میشود. نتایج ما نشان میدهد که دوستان، دنیای پیرامون را به طرز فوق العاده مشابهی پردازش میکنند."
در این تحقیق، دوستی و یا روابط اجتماعی در گروهی قریب به 280 دانشجوی فارغ التحصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. محققان بر این باورند که فاصله اجتماعی بین جفت افراد، بر اساس روابط متقابل اجتماعی آنها، گزارش شده است. از 42 نفر از دانشجویان خواسته شده بود تا همزمان با ثبت فعالیت های عصبی آنها توسط اسکنر fMRI ضبط میشد، تعدادی ویدیو را تماشا کنند. این ویدیوها طیف وسیعی از موضوعات و ژانرها را از جمله سیاست، علم، کمدی موزیک و ... را شامل میشد که برای آنها، پاسخ های گوناگونی انتظار میرفت.

هر یک از شرکت کنندگان، همان فیلم ها را با همان ترتیب و با همان دستورالعمل تماشا کردند. سپس محققان این پاسخ های عصبی را قالب مجموعه دانشجویان، دو به دو مورد بررسی قرار دادند تا مشخص کنند که آیا جفت دانشجویانی که با هم دوست بوده اند دارای فعالیت مغزی مشابهی بوده اند و با کاهش ارتباط بین افراد، این تشابه در الگوی فعالیت های عصبی، کاهش میابد.

یافته ها نشان میدهد که شباهت پاسخ عصبی در میان دوستان قوی تر بوده است و این الگو در نواحی مغزی مرتبط به پاسخ های احساسی، که باعت توجه و سطح استدلال بالا میشود، آشکار میشود.

https://goo.gl/kdM9Ed


📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
شبکه اجتماعی گروه تمام دانشجویان سال اولی، بر اساس بررسی انجام شده (N = 279 و 100 درصد پاسخ پاسخ) بازسازی شد. گره ها دانش آموزان را نشان می دهند خطوط نشان دهنده روابط اجتماعی میان دو طرف است.
تحریک مغناطیسی مغز، منجر به تغییر ادراک احساسات منفی میشود.

مطالعه ی جدید منتشر شده در روانپزشکی بیولوژیکی، علم اعصاب شناختی و تصویری نشان میدهد که پردازش احساسات منفی میتواند با تنظیم میزان تحریک پذیری بخش راست پیشین مغز تقویت و یا تضعیف شود.

محققان دانشگاه مانستر آلمان، به کمک تحریک مغناطیسی خارج از مغز، تکنیکی به نام تحریک مغناطیسی مکرر (rTMS) ، نشان دادند که علی رقم به کار گیری محرک مهارکننده ای که در حال حاضر به منظور درمان افسردگی استفاده میشود، تحریک هیجانی، پاسخ فرد به تصاویر ترسناک را بهتر کاهش میدهد.

یافته ها اولین حمایت را از ایده ی به کارگیری پزشکان برای هدایت درمان در بیماری افسردگی نشان میدهد ولی هرگز در آزمایشگاه به تایید نرسیده. کامرون کارتر، نویسنده ی این مقاله با اشاره به عملکرد ناحیه فرانتال به عنوان مرکز کنترل ساختار تولید احساس در مغز، میگوید: "پژوهش ما تاییده کننده ی مدولاسیون بخش فرانتال مغز در نیم کره ی راست است، که مستقیما تنظیم پردازش اطلاعات احساسی در مغز به شیوه ی "بالا به پایین" را تحت تاثیر قرار میدهد." وی اضافه میکند که:" این نتایج به بررسی و گسترش دامنه کاربردهای درمانی بالقوه rTMS میپردازد."

در بیماری افسردگی، پردازش احساسات در هر دو نیمه ی راست و چپ ناحیه فرانتال که به کورتکس های دورسولاترال پریفرانتال DIPFC معروف است، دچار اختلال میباشد. چه بسا ریشه ی این اختلالات در افزایش احساسات منفی و کاهش احساسات مثبت در بیماری افسردگی باشد.

ثابت شده است که کاهش تحریک پذیری DIPFC راست با استفاده از محرک مغناطیسی مهار شده، بر روی درمان افسردکی تاثیر مثبتی دارد. (حتی اگر فقط یک ایده باشد) که این امر باعث کاهش احساسات منفی در بیمار افسرده شود. (البته هنوز به طور کامل بر روی انسان آزمایش نشده است.)

https://goo.gl/34jnWV


📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
مقاله ای که همین پنجشنبه ی گذشته در مجله ی science به چاپ رسید، الگوی مشخص و مشترکی را برای پنج بیماری #اوتیسم، #اسکیزوفرنی، #اختلال دو قطبی و #افسردگی و اعتیاد به الکل، یافته است.

براساس مطالعه ی آنها بر روی مغز 700 نفر، که همه ی آنها از یکی اختلالات روانی نام برده رنج می بردند و یا بیماری آنها تشخیص داده نشده بود، سطح مشابهی از مولکولهای خاص در مغز افراد مبتلا به اوتیسم، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی، تشابه هایی بین اختلال دوقطبی و افسردگی حاد، و همخوانی هایی بیت افسردگی و اعتیاد به الکل دیده شد.

دنیل گشویند، محقق اصلی این پژوهش و متخصص علوم اعصاب از دانشگاه کالیفرنیا میگوید:" ما در آستانه ی استفاده از ژنومیک و تکنولوژی مولکولوی به منظور نگاه کردن به بیماری های روانی، فراتر از آنچه پیش تر مینگریستیم، هستیم. اختلالات روانی در مغز دارای پاتولوژی خاصی نیستند، منتها ما در حال حاضر ابزارهای ژنومیکی داریم که میتوانیم به کمک آنها بفهمیم چه چیزی در مغز آنها وجود دارد."

این اشتراک مرتبط به بیماری، امضاهایی هستند که شامل اختلال در نحوه ارتباط سلول های مغزی با یکدیگر میباشند. وی اضافه میکند:" آنچه که ما مشاهده میکنیم، به نوعی تغییرات در نحوه ی تبادل سیگنال نورانها را یکدیگرا را مشخص میکند. که گمان میبریم قسمتی از آن فعالیت مخدوش است و گام بعدی برای ما مرتبط سازی این فعالیت ها با فیزیولوژی میباشد. به عبارتی باید مشخص کنیم اختلالات روانی چگونه شلیک و اتصالات عصبی را تحت تاثیر قرار میدهد. تا به اینجا سرنخی که درست دست ماست، ایجاد یه نوع صدا به سیستم است که شاید به این طریق اتصالات خراب شوند و یا تضعیف گردند."

به منظور کاهش احتمال تاثیر داروهای اعصاب ، که معمولا توسط این نوع بیماران مورد استفاده قرار میگیرد، بر روی همپوشانی در الگوی مولکول های مغز، محققان مغز نمونه های خود را با نمونه های غیر انسانی که ابتدا از PCP و سپس از داروهای اعصاب برای ادامه ی درمان استفاده کرده بودند، مقایسه کردند. نتیجه ی مقایسه نشان میداد که این نوع درمان تا حدودی فعالیت غیر معمول مغز میمون ها را متعادل میکند.

نویسنده اعتقاد دارد شاید روزی الگویی که ژن ها از خود نشان میدهند، اهداف خوبی برای درمان معکوس باشند. ( "حداقل در آزمایش های ما دارو تا حدی توانست عوارض ژن در مغز را تعدیل بخشد.")

آنچه نتایج این مطالعه بیان میکند، به نوعی شانس نزدیک شدن به درمان هدفمند مولکولی است. دقیقا مشابه چیزی که در درمان سرطان رخ میدهد.

منبع:
https://goo.gl/Uvd77p

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
تجزیه و تحلیل سلولها خبر از چشم انداز گسترده تغییرات ژنتیک در مغز پس از تجربه ای حسی میدهد.

آیا این طبیعت است که در نهایت انسان را شکل میدهد؟

اعمال و رفتار فرد حاصل ژن های اوست یا محیط زیستش؟؟

در هزاره ی اخیر سوالات متعددی در این باب توسط فیلسوفان و دانشمندان مطرح شده اند و میشوند. اما زیست شناسانی که به دنبال شناخت بهتر و بیشتر ساختار و رفتار مغز هستند، به هر حال روزی باید به این دوگانگی دیدگاه پایان داد.

در مقاله ای که 21 ژانویه 2018 در مجله ی Nature Neuroscience منتشر شد، دانشمندان علوم زیستی و سیستم های بیولیژیکی دانشگاه هاروارد، چگونگی درهم آمیختگی طبیعت و پرورش را در مغز موش ها نشان دادند. آنها با استفاده از فناوری جدید HMS به بررسی چگونگی تاثیر یک تجربه ی حسی بر روی رفتار ژن های مغز بر روی بیش از 114000 تک سلول کورتکس بینایی موش ها بعد و قبل از قرار گرفتن در معرض نور پرداختند.

یافته های ایشان نشان میدهد که با تغییرات گسترده و واگرایی از رفتار ژن ها در بین سلول های مختلف رو به رو هستیم که خود شامل 611 ژن مختلف میشود. بسیاری از این ژن ها مستقیما بر ارتباطات عصبی و توانایی مغز به بازیابی خودش برای یادگیری و انطباق با شرایط مرتبط هستند.

دیگر یافته ها نشانگر آن هستند که چگونه انفجار فعالیت عصبی که تنها یک میلی ثانیه طول میکشد، باعث ایجاد تغییرات بلند مدت در مغز میشود. در واقع زمینه های جدیدی را به کار در فهم چگنگی فرآیند های مغز باز میکند.

نویسنده ی دوم این مقاله، مایکل گرینبرگ، درباره این تحقیق میگوید:" یافته های ما در نوع خودش شگفت انگیز است!!! اینکه در پاسخ به تحریک بصری تقریبا هر سلول کورتکس بینایی به شیوه ای متفاوت رفتار میکند! در واقع به نوعی برای سوالی که مدتهاست ذهن فیلسوفان و دانشمندان را به خود مشغول کرده، پاسخی یافته ایم! جواب سوال این است که هم طبیعت و هم پرورش اعمال و رفتار فرد را میسازند."

منبع:
https://goo.gl/2tr2oj

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
رنگین کمانی از اعصاب موجود در غشاء مغز. با تخصیص رنگ های مختلف به آنها
@NIAGg
اگرچه هرساله بیش از 200 میلیون زن، باردار میشوند، اطلاعات ناچیزی درباره ی تاثیر بارداری و مادر شدن بر مغز زنان وجود دارد.

با این حال، السلین هوکزما محقق مغز و علوم شناختی در موسسه لیدن معتقد است که بر طبق آزمایشات، تغییر شدید و سریع هورمون ها بر همه اجزای بدن از جمله مغز، تاثیر گذار است.

او و تیم تحقیقاتی اش تغییرات فیزیکی ساختار مغز مادران (نمونه های انسانی) را با اسکن از مغز حدود 80مرد و زن که منتظر اولین فرزندشان بودند، مورد مطالعه و بررسی قرار دادند. پس از زایمان هم این افراد دوباره مورد اسکن مغزی قرار گرفتند و همچنین پس از تولد دوسالگی فرزندشان این فرایند تکرار شد.

هوگزما، نتایج را در کنگره ی 2017 نوروساینس به این شرح ارائه داد: مغز مادران چنان تغییری کرده بود که کامپیوتر به سادگی میتوانست مغز مادرانی که بارداری را تجربه کرده اند را از آنهایی که چنین تجربه ای نداشتند، مشخص کند. بالاخص، ماده خاکستری اطراف نواحی مغز که به "نظریه ذهن" (توانایی در نظر گرفتن شرایط ذهنی دیگران) مرتبط میشود، در مغز زنان حین بارداری و پس از دو سال تجربه ی مادری، کاهش یافته بود.

نوجوانان هم تحت فرایندی مشابه همین قرار میگیرند، به عبارتی در دوران بلوغ که افراد با تغییرات هورمونی فراوان دست و پنجه نرم میکنند، ماده ی خاکستری مغز آنها در حال آب رفتن است. درست مانند زنان باردار!

در سن بلوغ فرآیند تنظیم مقدار سطح خاکستری، فرآیندی شناخته شده و ضروری برای دستیابی به شبکه های عصبی کارامدتر است. همین اتفاق برای مادران تازه وارد می افتد: همچنان که مغز آنها تغییر میکند، مسیرهای عصبی ای که زیربنای هوش اجتماعی هستند، کارامدتر میشوند. و شاید همین امر، زن را برای مادر بودن آمده میکند.

مطالعات مشابهی بر روی مغر حیوانات هم صورت گرفته است.

منبع:
https://goo.gl/7eN9oV

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
محققان تغییرات مشهودی در ماده خاکستری مغز مادران پس از بارداری مشاهده کردند.
📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
از هر 4000 نوزاد یکی حین تولد سکته مغزی می‌کند؛
❗️توانایی عجیب مغز در انتقال عملکردها به نواحی مختلف خود


تجربه سکته مغزی در زمان به دنیا آمدن برای یک نوزاد عجیب نیست. تولد برای مغز مانند تغییر در گردش خون از مادر به نوزاد، امر دشواری است. از هر چهار هزار نوزاد حداقل یک مورد کمی قبل از تولد، حین یا پس از آن تحت تاثیر قرار می‌گیرند.اما سکته در نوزادان حتی یک سکته شدید، تاثیر ماندگار سکته در بزرگسالان را ندارد.

پژوهشی به سرپرستی محققان مرکز پزشکی "دانشگاه جورج‌تاون" در آمریکا نشان داد که یک یا دو دهه پس از اینکه یکی perinatal stroke ، به طرف چپ مغز که قسمت مربوط به زبان است آسیب می‌زند، نوجوانان و بزرگسالان جوانی که تحت تاثیر این سکته قرار گرفته اند، از طرف راست مغز برای صحبت کردن استفاده می‌کنند.

این یافته‌ها که دیروز در همایش "انجمن پیشبرد علوم آمریکا" (AAAS) که جلسه‌ای سالانه در اوستین تگزاس است مطرح شد، چگونگی عملکرد مغز تغییرپذیر را در نوزادان نشان می‌دهد.این پژوهش جدید که به سرپرستی دکتر "الیسا نیوپورت" ، عصب‌شناس شناختی و استاد عصب‌شناسی دانشگاه جورج‌تاون انجام شد، نشان داد 12 نفر شرکت‌کننده‌ای که در سنین بین 12 تا 25 قرار داشتند و به سکته مغزی پیرازایشی در طرف چپ مغز مبتلا بودند، همه برای زبان، از طرف راست مغزشان استفاده می‌کردند. به گفته نیوپورت، زبان آنها، در سطح خوب و معمولی بود.

تنها نشانه‌های هشداردهنده آسیب به مغز این افراد این است که برخی از آنها، کمی کند هستند و بسیاری یاد گرفته‌اند که به دست چپ خود قدرت تسلط بدهند چون سکته در سمت چپ، به عملکرد دست راست لطمه می‌زند.نیوپورت می‌گوید، این افراد، به برخی اختلالات عملکرد اجرایی مانند پردازش عصبی کندتر دچار هستند که در افراد مبتلا به جراحات مغزی رایج است اما درعملکردهای شناختی مانند ادراک و تولید زبانی، عالی هستند.

علاوه بر این، بررسی fMRI نشان داد که قسمت مربوط به زبان همه شرکت‌کنندگان این آزمایش در سمت راست و دقیقا مقابل نواحی معمول زبان در سمت چپ مغز قرار داشت.براساس این پژوهش، با اینکه این مغزهای جوان، بسیار تغییرپذیر بودند و می‌توانستند زبان را به یک ناحیه سالم منتقل کنند، به این معنا نیست که این نواحی جدید می‌توانند در هر صورت در سمت راست قرار بگیرند.

ما باور داریم، محدودیت‌های بسیار مهمی برای محل انتقال عملکردها وجود دارد. نواحی بسیار خاصی وجود دارند که با توجه به عملکردی خاص، هنگام مجروح شدن قسمتی از مغز، قدرت غلبه پیدا می‌کنند. هر عملکرد مانند زبان یا مهارت‌های فضایی، ناحیه خاصی دارد که در صورت مجروح شدن ناحیه اصلی آن در مغز، می‌تواند غلبه پیدا کند. نتیجه این پژوهش، کشف مهمی است که ممکن است پیامدهایی در توانبخشی بازماندگان بزرگسال سکته داشته باشد.


✍️گزارش کامل مدیکال اکسپرس را بخوانید.
🔗 http://vrl.ir/399

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
☑️ تصویر fMRIاز دو فرد سالم و دو فرد با سابقه ی سکته نوزادی در نیمکره چپ

تصویر افرادی که سکته کرده اند بازسازی دوباره ی نواحی مربوط به فعالیت زبان را نشان می دهد.

🗨 t.me/NIAGg
الگوریتم ذهن خوانی با استفاده از داده های EEG برای بازسازی تصاویری که مبنی بر ادراک ما هستند!!!

تکنیک جدیدی که توسط محققان دانشگاه تورنتو ارائه شده، میتواند برای اولین بار تصاویر دیده شده توسط انسان که بر اساس فعالیت های مغزی در EEG گردآوری شده، را بازسازی کند.

این تکنیک که توسط "دن نمرودو" دانشجوی پسا دکترای آزمایشگاه دکتر "آدرین نستور" در دانشگاه تورنتو ساخته شده، توانایی بازسازی دیجیتالی تصاویر دیده شده توسط افراد مورد ازمایش را بر اساس EEG آنها دارد.

او در مورد این پژوهش میگوید:" وقتی چیزی را میبینیم، مغز ما رویکردی ذهنی ایجاد میکند که اساسا درکی ذهنی از شیء دیده شده است. ما توانستیم این تصورات را با استفاده از EEG بدست بیاوریم تا به تصویری مستقیم از آنچه در مغز به هنگام پردازش این روند اتفاق رخ میدهد، دست پیدا کنیم."

به منظور پیاده سازی این آزمایش، برای افرادی که به تجهیزات EEG متصل بودند، تصاویری از چهره های مختلف نشان داده میشد و فعالیت مغزی آنها ثبت میشد. سپس به منظور بازسازی دیجیتالی مجدد تصویر دیده شده در ذهن فرد، از تکنیکی که بر اساس الگوریتم های یادگیری ماشین بنا شده، استفاده شد.

البته این اولین بار نیست که دانشمندان قادر به بازسازی تصاویر بر مبنای محرک های چشمی (بینایی) با استفاده از تکنیک های تصویربرداری نورونی بوده اند. این روش جدید در قدم اول توسط دکترآدرین نستور پایه گذاری شد. وی توانست به کمک fMRI تصویر چهره را بازسازی کند. ولی این اولین بار است که از EEG به این منظور استفاده شده و موفق هم بوده است.

اگرچه fMRI که فعالیت مغزی را با تشخیص تغییر در جریان خون اندازه گیری میکند، توانایی دستیابی به جزییات بیشتری در مورد نواحی مختلف مغز ارائه دهد. EEG به علت فراگیرتر بودن، دارای پتانسیل بیشتری است.به خصوص که به نسبت fMRI ارزان تر هم هست.

به علاوه، EEG دارای رزولوشن زمانی بیشتری است. در واقع میتواند با دقت بیشتری تغییرات سیر تکاملی ادراک را در مقیاس میلی ثانیه اندازه گیری کند. از طرفی در fMRI تصاویر در مقیاس ثانیه ضبط میشوند، بنابراین از طریق EEG با جزییات بسیار دقیق تر میتوانیم روند تکاملی درک یک تصویر را در مغز ضبط کنیم.

در واقع محققان این پژوهش توانستند تخمین بزنند که مغز ما در حدود 170 میلی ثانیه (0.17 ثانیه) چهره ای که میبینیم در ذهن ما شکل میگیرد.

منبع:
https://goo.gl/HfafjL

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
بزرگترین مطالعه در نوع خودش، مصرف زیاد الکل را به عنوان بزرگترین عامل خطر ابتلا به زوال عقل میداند.

نتیجه ی مطالعه ای سراسری در کشور فرانسه، نشان میدهد که اختلالات مرتبط به مصرف الکل یکی از مهم ترین عوامل زوال عقل است. که البته قابل پیش گیری هم هست بالاخص در اولین مراحل شروع بیماری.

این مطالعه به بررسی اثرات منفی حاصل از مصرف الکل میپردازد و شامل افرادی می باشد که دچار علائم مشخص و اختلالات روانی و رفتاری و یا بیماری های مزمن هستند که دلیل ایجاد این اختلالات مصرف بی رویه الکل بوده است. از بین 57000 مورد از افرادی که در مرحله ی اولیه زوال عقل قرار داشتند (و پیش از 65 سال داشتند) اکثریت بیماری آنها (57%) به نوشیدن بیش از حد الکل مربوط بود.

سازمان بهداشت جهانی مصرف سنگین الکل را، نوشیدن روزانه بیش از 60 گرم الکل خالص به طور متوسط برای آقایان، و 40 گرم برای خانم ها تعریف میکند.
با توجه به رابطه موجود در این مطالعه، نویسندگان آن، پیشنهاد میکنند که اقدام به مداخلات کوتاه برای ترک نوشیدن های سنگین و غربالگری به منظور درمان زوال عقل و رفته رفته کاهش تدریجی مصرف الکل انجام گیرد.

" یافته ها حاکی از آن است که مصرف بی رویه الکل عامل اصلی زوال عقل است. به ویژه برای کسانی که زوال عقلشان پیش از 65 سالگی شروع میشود و نتیجتا به مرگ زودرس می انجامد. " این نظر دکتر یورگن رم، مدیر پژوهشی موسسه تحقیقات سیاست های سلامت روان است. او اضافه میکند که : " آسیب ناشی از الکل و زوال عقل، قابل پیشگیریست و اقدامات پیشگیرانه و سیاست شناختی موثر، میتواند در مرگ و زوال عقلی زود رس کاهش ایجاد کند."
منبع:
https://goo.gl/XzdaJZ


📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
Forwarded from H. Saadati
⚡️⚡️دعوت به شركت در يك پژوهش علمى - روانشناختى ⚡️⚡️

بدينوسيله اعلام مى گردد كه يك پژوهش تحقيقاتى در قالب پايان نامه كارشناسى ارشد با موضوع

" توانمندسازى حافظه ، كاركرد اجرايي و سرعت پردازش مغز "

در حال انجام است و از افرادى كه تمايل به شركت در اين پژوهش علمى را دارند با شرايط ذيل دعوت به همكارى مى شود :
١- حداقل مدرك ديپلم
٢- محدوده سنى ١٨ تا ٤٠ سال
٣- عدم داشتن يك بيمارى جسمى يا روانى مزمن يا حاد

نحوه شركت در پژوهش :
١- انجام چند تست ارزيابى روانشناختى
٢- محل پژوهش: تهران ، خيابان دولت

فوايد و ارزش شركت در اين پژوهش :
در انتهاى جلسات پژوهش ، نتايج تمامى تست بصورت رايگان در اختيار عزيزان قرار مى گيرد
در انتهاى پژوهش يك ارزيابى كامل روانشناختى بصورت رايگان از عزيزان بعمل خواهد آمد

علاقه مندان شركت در اين پژوهش مى توانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با آيدى @hosein_saadati تماس حاصل نمايند.
مطالعه ی اخیر نشان میدهد که هرچه همراه، فردی که درد میکشد را بیشتر درک کند امواج مغزی آنها بیشتر هماهنگ میشوند. و هرچه این امواج بیشتر هماهنگ شوند، درد به مقدار بیشتری کاهش می یابد.

پاول گلدشتاین ،نویسنده ی اصلی این مقاله که در 1 مارس 2018 به چاپ رسیده است، و در آزمایشگاه نوروساینس شناختی – عاطفی به عنوان دانشجوی فوق دکترا مشغول است، درباره ی این مقاله میگوید :"امروزه افراد برای برقراری ارتباط با یکدیگر راه های زیادی دارند و نتیجتا تعاملات فیزیکی کمتری را تجربه میکنند. این مقاله، توان و اهمیت تماس انسانی را به خوبی نشان میدهد."

این مطالعه یکی از آخرین مطالعات در زمینه ی محبوب "هماهنگ سازی بین فردی" است که در آن مردم به صورت فیزیکی با هم در ارتباط هستند. همچنین اولین مطالعه بر روی هماهنگ سازی موج های مغزی در زمینه ی درد می باشد. که بینش جدیدی درباب نقش احتمالی اتصال مغزها در تماسی که موجب بیهوشی و غش میشود و لمس هایی که باعث بهبود و شفای بیمار میگردد، ایجاد کند.

ایده ی این آزمایش زمانی به گلدشتاین الهام شد که در زمان وضع حمل همسرش، متوجه شد زمانی که دست همسر خود را میگیرد، او درد کمتری حس میکند.

در واقع میخواست آزمایش کند که آیا واقعا لمس، میتواند درد را کاهش دهد یا نه؟ و اگر جواب مثبت است، چگونه؟

او و همکارانش در دانشگاه Haifa 22 زوج را که حداقل برای یک سال با هم زندگی میکردند و بین 23 تا 32 سال داشتندانتخاب کردند. و از آنها EEG گرفته شد تا فعالیت مغزشان مورد بررسی قرار بگیرد. سناریوها به این ترتیب بودند:

1- کنار هم بنشینند ولی تماس جسمی نداشته باشند.
2- کنار هم بنشینند و دست همدیگر را بگیرند.
3- در اتاق های جداگانه بنشینند.

سپس همین سناریو ها درحالی تکرار شد که بر روی بازوی زن، درد خفیفی اعمال میشد. صرفا، سناریو های 1 و2 همراه با نوعی هماهنگ سازی امواج باند آلفا مو ( که طول موجی مرتبط با تمرکز میباشد)که البته در سناریوی سوم و زمانی که زن درد را متحمل شده بود، این هماهنگی در امواج آلفا مو بیشترین حد خود را داشت.

محققین همچنین دریافتند که هنگامی که به بازوی زن، درد اعمال میشد و مرد نمیتوانست او را لمس کند، هماهنگی امواج آنها کاهش می یافت. که با یافته های مقاله های پیشتر درباب همزمان سازی ضربان قلب و تنفس هنگامی که مرد نمیتوانست دست همسرش را در هنگام درد بگیرد، همخوانی داشت.

گلدشتاین میگوید:" به نظر میرسد که "درد" هماهنگی بین فردی زوج را از بین میبرد و گرفتن دست، این هماهنگی را به آنها بازمیگرداند."
منبع: https://goo.gl/euv4sN


📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
طبق مطالعه ای جدید در زمینه روانشناسی بالینی، شاخه ی علوم اعصاب شناختی و تصویربرداری عصبی، افراد مبتلا به اختلال افسردی حاد MDD)) هنگام یادآوری تجربیات دردناک، نسبت به افرادی که به چنین اختلالی مبتلا نیستند، احساس منفی بیشتری حس میکنند. این مطالعه نشان میدهد که افراد مبتلا به MDD میتوانند مانند افراد سالم، این احساس منفی را کنترل کنند، ولی به این منظور از مدارهای مغزی متفاوتی استفاده میکنند. یافته ها حاکی از آن هستند که این تفات در عملکرد مغز افراد مبتلا به MDD به پردازش خاطرات اتوبیوگرافی، یا همان خاطره ی مرتبط به اتفاقات و دانش فرد از زندگی، که به ما کمک میکند تا هویت خودمان را شکل دهیم و ارتباطات ما را با جهان پیرامون هدایت میکند، مربوط است.
کمرون کارتر، ویراستار مجله Biological Psychiatry: Cognitive Neuroscience and Neuroimaging میگوید:" این مطالعه، بینش جدیدی درباب تغییرات عملکرد مغز در بیماری افسردگی حاد، ایجاد میکند . تفاوت بین چگونگی عملکرد سیستم حافظه حین پردازش احساس در افراد مبتلا به MDD و افراد سالم را مورد مطالعه قرار میدهد و نشان میدهد که افراد با اختلال افسردگی چگونه باید این سیستم را تنظیم کرده و احساسشان را مدیریت کنند."

یافته ها حاکی از آن است که اگرچه خاطرات دردناک تاثیر منفی تری برافراد مبتلا به MDD دارد، آنها توانایی این را دارند که واکنش احساسی خود را، از طریق فراموش کردن جزییات اتفاقات بد، متعادل کنند. اگرچه ممکن است این افراد برای فراموش سپاری این خاطرات از روش های غیر معمول مثل " خود را به حواس پرتی زدن" استفاده کنند.
منبع: https://goo.gl/3b1Pqk

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
مکانیسم مغز درگیر با فرآیند یادگیری زبان:

روانشناسان دریافتند زمانی که نام اشاء ناآشنا را یاد میگیریم،مناطق مرتبط با یادگیری زبان، شروع به پیشبینی اسامی مرتبط با آن میگردد. و در واقع همانطور که یک دانشمند به آزمایش نظریه ی علمی خود میپردازد، مغز هم پیشبینی خود را آزمایش میکند.

در این مطالعه، 23 فرد بزرگسال در حالی که در دستگاه اسکنر MRI قرار داشتند، تصاویری از اشیاء مختلف را میدیدند و اسم هایی را میشنیدند. پروتوکل تصویربرداری به طریقی چیده شده بود که همه ی کلمات و اشیاء، برای فرد کاملا جدید بودند. و از آنجایی که زنجیره ای از اشکال و کلمات برای فرد نشان و خوانده میشد، تشخیص بلافاصله ی ارتباط بین آنها، ممکن نبود. با این حال، فرایند حدس و گمان برای ارتباط بین کلمات و اشیاء، تمام افرادی که مورد آزمایش قرار گرفته بودند، توانستند کلمات 18 شیء ناآشنا را یادبگیرند.

استفاده از این دستگاه به محققان امکان زیر نظر گرفتن مناطق فعال را مغز را میدهد. نتیجه ی حاصل از این آزمایش نشان میداد که هیپوکمپ، ناحیه ای از مغز که در برخی بیماری ها مانند آلزایمر و اختلالات یادگیری زبان، تحت تاثیر قرار میگیرد، نقش اساسی در یادگیری اسم اشیاء از طریق روش " propose-but-verify" ایفا میکند. لازم به ذکر است که طی این روش، فردی که مورد آزمایش قرار گرفته است باید حدس بزند که هر یک از کلماتی که شنیده است، مربوط به کدام شیء میباشد.

نویسنده ی اصلی این مقاله، Dr Sam Berens میگوید: "کودکان میتوانند به راحتی، زبان های جدید را یاد بگیرند، و بحث عمیقی در باب چگونگی استراتژی یادگیری آنها وجود دارد، آیا مغز آنها ارتباط بین کلمات و اشیاء را حدس میزند یا خیر؟ پژوهش ما نشان میدهد که هیپوکمپ، این استراتژی را دریادگیری زبان برای بزرگسالان پشتیبانی میکند. قدم منطقی بعدی در این زمینه، مطالعه ی رفتار مغز در هنگام یادگیری زبان در کودکان است."

منبع:
https://goo.gl/nNU51y


📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
نورون های بخش آمیگدال، همچنان که کودکان رشد میکننند، افزایش پیدا میکند، اما در بیماران اوتیسمی این اتفاق نمی افتد.
📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
آمیگدال، بخش کوچکی با 13 ناحیه (هسته) در مغز است که به عنوان ردیاب خطر، به منظور تنطیم اضطراب و تعاملات اجتماعی، فعالیت میکند. اختلال امیگدال با بسیاری از اختلالات روانپزشکی و عصبی، از جمله (اختلال طیف اوتیسم) ASD، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و افسردگی، در ارتباط است.

سینتیا شامن، استاد دانشکده علوم روانپزشکی و رفتاری انیستیتو UC Davis MIND و نویشنده دوم این مقاله، اعتقاد دارد که:

"آمیگدال ساختاری منحصر به فرد در مغز است که در دوره نوجوانی و هرچه ما از نظر اجتماعی و احساسی رشد میبابیم، رشد چشمگیری میکند. و البته هر انحراف از این مسیر تکاملی، عمیقا بر رفتار انسان تاثیر میگذارد."

به منظور درک اینکه آیا عوامل سلولی بر روی رشد و تکامل آمیگدار تاثیر گذار هستند یا خیر، این تیم تحقیقاتی، مغز 52 انسان را پس از مرگ مورد آزمایش قرار دادند. این افراد که از دو گروه سالم و ASD بودند، در رده سنی ما بین 2 تا 48 سال قرار داشتند.

شامن میگوید:" شگفت انگیز بود! مطالعات ما نشان میداد که تعداد نورون های یکی از نواحی آمیگدال، در افراد سالم، تا بیش از 30% از دوران کودکی تا بزرگسالی افزایش یافته بود.

نتایج در مورد افراد با اختلال اوتیسم، بسیار متفاوت بود. به این معنی که تعداد نورون ها در بخش آمیگدال با افزایش سن، کاهش یافته است. البته ما نمیدانیم که تعداد زیاد نورون های آمیگدال در اوایل پیشرفت ASD به کاهش تعداد آنها مرتبط هست یا خیر.

ممکن است داشتن بیش از حد نورون ها باعث ایجاد اضراب و چالش در تعاملات اجتماعی این افراد شده باشد. با این حال، با گذشت زمان و فعالیت مداوم این ناحیه، میتواند منجر به از دست دادن نورون های آن شود."

شامن و تیم او، بر این باورند که در صورت فهم و درک چگونگی تغییرات سلول ها به هنگام بلوغ و نوجوانی در آمیگدال، امکان مداخله و درمان علائمی همچون اضطراب را در افراد مبتلا به اوتیسم و دیگر اختلالات عصبی، فراهم میشود.

منبع:
https://goo.gl/9Pvnee

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
Rosanna Olsenنویسنده اصلی مقاله ای درباب آلزایمر میگوید:

آیا مغز سالم، میتواند راهنمایی برای درمان آلزایمر باشد؟؟؟

"آیا درمانی برای آلزایمر پیدا شده است؟"
این سوال یکی از سوالات متداول مراجعینی است که میدانند من در این زمینه تحقیقاتی انجام میدهم. و من آنها را درک میکنم. چرا که بسیاری از ما شاهد زجر و ناراحتی افراد کهنسال از بیماری آلزایمر هستیم. چه بسا افرادی که حتی عزیزان خود را بخاطر نمی آورند یا توان مراقب از خودشان را ندارند. و البته حتی فکر کردن به این موضوع، زجر آور است.

متاسفانه علی رقم تلاش ها و مطالعاتی که در این زمینه صورت میگیرد، هنوز درمان قطعی برای این بیماری کشف نشده است. البته داروهایی معرفی شده اند که انتظار میرفت تاثیرگذار باشند، ولی متاسفانه در سطح کلینیکی، نتیجه ندادند. شاید این عدم تاثیرگذاری، بخاطر این باشد که افرادی که از این داروها استفاده کرده بودند، مدت زمان زیادی از آلزایمر رنج میبرده اند.

واقعیت این است که تغییرات مغز، سالها و چه بسا ده ها قبل از اولین مشکلات حافظه ای مشهود، شروع میشود. و به همین دلیل دانشمندان محققات در پی آن هستند تا بتوانند علائم بیماری را پیش از این تغییرات تشخیص دهند.

اخیرا در پژوهشی با استفاده از MRI بر روی اندازه گیری نواحی از مغز که حدس میزنیم پروتئین های ایجاد کننده بیماری، آنها را پیش از نواحی دیگر کوچک میکنند، در دانشگاه تورنتو، مطالعاتی انجام دادیم.

اندازه گیری مغز:

هدف اولیه پژوهش، اندازه گیری ناحیه ای مشخص از مغز به نام کورتکس anterolateral entorhinal بود.
البته مطالعات بسیاری بر روی بافت هیپوکامپ و حجم آن که ناحیه ای مرتبط با حافظه است، انجام شده. ولی ما فکر میکنیم که هیپوکامپ هم پس کورتکس anterolateral entorhinal دچار تغییر میشود.
همچنین مطالعه ی ما نشان میدهد که افراد مسن تر، که مشکلات نامحسوس حافظه ای دارند، دارای بافت کمتری از کورتکس anterolateral entorhinal هستند.

منبع:
https://goo.gl/4rVZWB

📌با #نورودیلی همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💡 ماه آوریل، به عنوان زمانی برای اطلاع رسانی درباره ی #اوتیسم معرفی شده است.

▶️این ویدئوی دیدنی را به زبان فارسی ببینید.

با ما همراه باشید.
🗨 t.me/NIAGg