سستی عضلانی (Hypotonia) به کاهش تونوس عضلانی و مقاومت در برابر کشش گفته میشود.
نورونهای حرکتی گاما (Gamma motor neurons) کنترل حساسیت دوکهای عضلانی (Muscle spindle sensitivity) را بر عهده دارند و با تنظیم فعالیت دوک، تونوس عضلانی را حفظ میکنند.
تخریب نورونهای گاما باعث کاهش حساسیت دوک عضلانی میشود و عضله شل و سست (Paralysis/Weakness) میگردد.
سایر نورونها و هستهها:
نورونهای حرکتی آلفا مستقیماً فیبرهای عضلانی اسکلتی را تحریک میکنند، اما سستی بیشتر ناشی از اختلال گاما است.
نورونهای حرکتی قشر مخ باعث نقص حرکت ارادی میشوند، نه سستی اولیه تونوس.
هسته وستیبولار در تعادل و تونوس بدن نقش دارد ولی تخریب آن سستی موضعی ایجاد نمیکند.
نورونهای حرکتی گاما (Gamma motor neurons) کنترل حساسیت دوکهای عضلانی (Muscle spindle sensitivity) را بر عهده دارند و با تنظیم فعالیت دوک، تونوس عضلانی را حفظ میکنند.
تخریب نورونهای گاما باعث کاهش حساسیت دوک عضلانی میشود و عضله شل و سست (Paralysis/Weakness) میگردد.
سایر نورونها و هستهها:
نورونهای حرکتی آلفا مستقیماً فیبرهای عضلانی اسکلتی را تحریک میکنند، اما سستی بیشتر ناشی از اختلال گاما است.
نورونهای حرکتی قشر مخ باعث نقص حرکت ارادی میشوند، نه سستی اولیه تونوس.
هسته وستیبولار در تعادل و تونوس بدن نقش دارد ولی تخریب آن سستی موضعی ایجاد نمیکند.
سستی عضلانی (پارزی) در اثر تخریب چه قسمتی از دستگاه عصبی ایجاد میشود؟
Anonymous Quiz
33%
هسته وستیبولار
0%
نورونهای حرکتی آلفا در نخاع
0%
نورونهای حرکتی در قشر مخ
67%
نورونهای حرکتی گاما در نخاع
قوس انعکاس (Reflex arc) شامل بخشهای زیر است: گیرنده حسی، رشته عصبی آوران، مرکز رفلکس در نخاع یا ساقه مغز، رشته عصبی وابران و عضله اثرگذار.
مسیر مشترک نهایی (Final common pathway) به مسیر نورونی گفته میشود که آخرین مرحله انتقال سیگنال عصبی به عضله را انجام میدهد و مسئول اجرای حرکت نهایی است. این مسیر شامل مرکز رفلکس و نورونهای حرکتی وابران است و هرگونه ورودی عصبی دیگر باید از طریق آن عبور کند تا حرکت یا پاسخ عضلانی ایجاد شود.
در اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
از نظر علمی کلاسیک، مسیر مشترک نهایی با توجه به تعریف Sherrington و فیزیولوژی عصبی، نورون حرکتی (رشتههای حرکتی) است، زیرا تمام پیامهای ارادی و رفلکسی در نهایت باید از آن عبور کنند.
اما از نظر سنجش پزشکی و طراح سؤال، مسیر مشترک نهایی در قوس انعکاس به معنای نقطه همگرایی و پردازش پیامها در مرکز رفلکس (Reflex center) در نظر گرفته میشود. بنابراین کلید آزمون گزینه ۳ است.
سایر بخشها:
گیرنده حسی و رشته حسی فقط پیام را به مرکز رفلکس منتقل میکنند و اجرای حرکت مستقیم ندارند.
مرکز رفلکس به عنوان نقطه پردازش سیگنال و تصمیمگیری برای پاسخ، نقطه نهایی اجرای انعکاس محسوب میشود.
مسیر مشترک نهایی (Final common pathway) به مسیر نورونی گفته میشود که آخرین مرحله انتقال سیگنال عصبی به عضله را انجام میدهد و مسئول اجرای حرکت نهایی است. این مسیر شامل مرکز رفلکس و نورونهای حرکتی وابران است و هرگونه ورودی عصبی دیگر باید از طریق آن عبور کند تا حرکت یا پاسخ عضلانی ایجاد شود.
در اینجا یک نکته مهم وجود دارد:
از نظر علمی کلاسیک، مسیر مشترک نهایی با توجه به تعریف Sherrington و فیزیولوژی عصبی، نورون حرکتی (رشتههای حرکتی) است، زیرا تمام پیامهای ارادی و رفلکسی در نهایت باید از آن عبور کنند.
اما از نظر سنجش پزشکی و طراح سؤال، مسیر مشترک نهایی در قوس انعکاس به معنای نقطه همگرایی و پردازش پیامها در مرکز رفلکس (Reflex center) در نظر گرفته میشود. بنابراین کلید آزمون گزینه ۳ است.
سایر بخشها:
گیرنده حسی و رشته حسی فقط پیام را به مرکز رفلکس منتقل میکنند و اجرای حرکت مستقیم ندارند.
مرکز رفلکس به عنوان نقطه پردازش سیگنال و تصمیمگیری برای پاسخ، نقطه نهایی اجرای انعکاس محسوب میشود.
مسیر مشترک نهایی در قوس انعکاس کدام است؟
Anonymous Quiz
0%
گیرنده حسی
100%
رشته های حرکتی
0%
مركز رفلکس (انعکاس)
0%
رشته حسی
مورفین و سایر مواد مخدر (Opioids) اثرات ضد درد خود را عمدتاً در سیستم عصبی مرکزی (Central nervous system) اعمال میکنند.
در نخاع (Spinal cord)، ماده ژلاتینی (Substantia gelatinosa) واقع در لایه دوم شاخ خلفی (Rexed lamina II) نقش مهمی در مهار انتقال پیامهای درد (Pain transmission) از فیبرهای آوران (Aδ و C fibers) به نورونهای پسگانگلیونی دارد.
گیرندههای μ-اپیوئید (Mu-opioid receptors) در ماده ژلاتینی، هدف اصلی مورفین هستند و باعث مهار آزادسازی نوروترانسمیترهای تحریککننده درد (Substance P و Glutamate) میشوند.
سایر بخشها:
گانگلیونهای حسی (Sensory ganglia) محل دریافت پیام نیستند بلکه سلولهای اولیه آوران هستند.
ماده سفید (White matter) مسیرهای انتقال طولانی دارد و محل اثر مستقیم مورفین نیست.
گانگلیونهای حرکتی (Motor ganglia) مسئول حرکت هستند و با انتقال درد ارتباط ندارند.
در نخاع (Spinal cord)، ماده ژلاتینی (Substantia gelatinosa) واقع در لایه دوم شاخ خلفی (Rexed lamina II) نقش مهمی در مهار انتقال پیامهای درد (Pain transmission) از فیبرهای آوران (Aδ و C fibers) به نورونهای پسگانگلیونی دارد.
گیرندههای μ-اپیوئید (Mu-opioid receptors) در ماده ژلاتینی، هدف اصلی مورفین هستند و باعث مهار آزادسازی نوروترانسمیترهای تحریککننده درد (Substance P و Glutamate) میشوند.
سایر بخشها:
گانگلیونهای حسی (Sensory ganglia) محل دریافت پیام نیستند بلکه سلولهای اولیه آوران هستند.
ماده سفید (White matter) مسیرهای انتقال طولانی دارد و محل اثر مستقیم مورفین نیست.
گانگلیونهای حرکتی (Motor ganglia) مسئول حرکت هستند و با انتقال درد ارتباط ندارند.
بهترین محل برای اثر عوامل ضد درد مخدر (مورفین) در کجای نخاع قرار دارد؟
Anonymous Quiz
50%
ماده ژلاتینی
25%
گانگلیونهای حسی
0%
ماده سفید
25%
گانگلیونهای حرکتی
بیمار نخاعی (Spinal cord injury patient) بسته به سطح و شدت آسیب، برخی رفلکسها را از دست میدهد یا تغییر میکند.
رفلکسهای نخاعی (Spinal reflexes) که به مسیرهای سطح پایین وابستهاند، معمولاً حفظ میشوند، اما رفلکسهای وابسته به مسیرهای بالاتر و کنترل مغزی ممکن است از بین بروند.
رفلکس لی لی کردن (Cremasteric reflex) به گیرندههای حرارتی و لمسی کشاله ران وابسته است و به مسیرهای نخاعی سطح L1-L2 و کنترل مغزی نیاز دارد. در بیماران نخاعی با آسیب بالاتر، این رفلکس از بین میرود.
سایر رفلکسها:
رفلکس جنسی و رفلکس دسته جمعی ممکن است حتی در بیماران نخاعی توسط مسیرهای نخاعی پایین حفظ شوند.
رفلکس دفع (Defecation reflex) نیز به مسیرهای نخاعی پایین و رفلکسهای محلی وابسته است و معمولاً حفظ میشود.
رفلکسهای نخاعی (Spinal reflexes) که به مسیرهای سطح پایین وابستهاند، معمولاً حفظ میشوند، اما رفلکسهای وابسته به مسیرهای بالاتر و کنترل مغزی ممکن است از بین بروند.
رفلکس لی لی کردن (Cremasteric reflex) به گیرندههای حرارتی و لمسی کشاله ران وابسته است و به مسیرهای نخاعی سطح L1-L2 و کنترل مغزی نیاز دارد. در بیماران نخاعی با آسیب بالاتر، این رفلکس از بین میرود.
سایر رفلکسها:
رفلکس جنسی و رفلکس دسته جمعی ممکن است حتی در بیماران نخاعی توسط مسیرهای نخاعی پایین حفظ شوند.
رفلکس دفع (Defecation reflex) نیز به مسیرهای نخاعی پایین و رفلکسهای محلی وابسته است و معمولاً حفظ میشود.
کدام رفلکس در بیمار نخاعی وجود ندارد؟
Anonymous Quiz
25%
رفلکس جنسی
42%
رفلکس لی لی کردن
8%
رفلکس دسته جمعی
25%
رفلکس دفع
👍1
نورونهای گلوتاماترژیک (Glutamatergic neurons) قشر مخ (Cerebral cortex) که عمدتاً نورونهای هرمی (Pyramidal neurons) هستند، اصلیترین ورودی تحریکی به استریاتوم (Striatum) را تشکیل میدهند و از طریق مسیر قشری–استریاتال (Corticostriatal pathway) به این ساختار هستههای قاعدهای (Basal ganglia) پروجکشن میدهند.
استریاتوم از نظر سازمانبندی میکروسکوپی دارای آرایش موزاییکی (Mosaic organization) است که شامل دو کمپارتمان اصلی میباشد: استریوزومها (Striosomes / Patches) و ماتریکس (Matrix).
ماتریکس (Matrix) بخش عمده استریاتوم را تشکیل میدهد و گیرنده اصلی اغلب ورودیهای قشری بهویژه از نواحی حسی–حرکتی و انجمنی است. بنابراین بیشترین تراکم پایانههای نورونهای گلوتاماترژیک قشر مخ در این کمپارتمان دیده میشود.
استریوزومها (Striosomes / Patches) بیشتر ورودیهای اختصاصیتر از نواحی لیمبیک و پیشپیشانی (Prefrontal and limbic cortex) را دریافت میکنند و ارتباط عملکردی قویتری با نورونهای دوپامینرژیک Substantia nigra pars compacta دارند و در پردازش ارزش و هیجان نقش دارند.
در نتیجه، اگرچه هر دو کمپارتمان ورودی قشری دریافت میکنند، اما ورودی غالب نورونهای گلوتاماترژیک قشر مخ در ماتریکس (Matrix) ختم میشود.
استریاتوم از نظر سازمانبندی میکروسکوپی دارای آرایش موزاییکی (Mosaic organization) است که شامل دو کمپارتمان اصلی میباشد: استریوزومها (Striosomes / Patches) و ماتریکس (Matrix).
ماتریکس (Matrix) بخش عمده استریاتوم را تشکیل میدهد و گیرنده اصلی اغلب ورودیهای قشری بهویژه از نواحی حسی–حرکتی و انجمنی است. بنابراین بیشترین تراکم پایانههای نورونهای گلوتاماترژیک قشر مخ در این کمپارتمان دیده میشود.
استریوزومها (Striosomes / Patches) بیشتر ورودیهای اختصاصیتر از نواحی لیمبیک و پیشپیشانی (Prefrontal and limbic cortex) را دریافت میکنند و ارتباط عملکردی قویتری با نورونهای دوپامینرژیک Substantia nigra pars compacta دارند و در پردازش ارزش و هیجان نقش دارند.
در نتیجه، اگرچه هر دو کمپارتمان ورودی قشری دریافت میکنند، اما ورودی غالب نورونهای گلوتاماترژیک قشر مخ در ماتریکس (Matrix) ختم میشود.
نورونهای گلوتاماتی قشر مخ در کدام قسمت استریاتوم ختم میشوند؟
Anonymous Quiz
42%
استریوزومها
8%
تکهها (Patch)
33%
ماتریکس
17%
موزائیکها
❤2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
کدام یک در مورد فعال شدن رسپتورهای ملاتونین صحیح است؟
.
.
Anonymous Quiz
44%
الف) رسپتور MT1 سبب افزایش فعالیت آدنیلیل سیکلاز میشود.
11%
ب) رسپتور MT2 سبب مهار هیدرولیز فسفواینوزیتید میشود.
11%
ج) رسپتور MT1 سبب کاهش فعالیت آدنیلیل سیکلاز میشود.
33%
د) تحریک هر دو نوع رسپتور MT1 و MT2 سبب خوابآلودگی میشود
❤1
وزیکولهای گرانوله بزرگ در نورونهای پسگانگلیونی سمپاتیک حاوی کدام نوروترانسمیتر هستند؟
Anonymous Quiz
60%
الف) نوروپپتید Y
20%
ب) ATP و نوراپینفرین
10%
ج) نیتریک اکساید
10%
د) VIP و استیلکولین
❤2🔥2
تمامی گزینهها جزء حافظه implicit هستند، بجز:
Anonymous Quiz
60%
الف) Semantic
10%
ب) priming
10%
ج) Classical conditioning
20%
د) Procedural
🔥2❤1👍1
کدام یک از گزینههای زیر هدف درمانی در بیماری آلزایمر هستند؟
Anonymous Quiz
11%
الف) Choline-acetyl transferase inhibitors
44%
ب) Acetyl-cholinesterase activators
0%
ج) NMDA receptor agonists
44%
د) NMDA receptor antagonists
🔥3👍1
کدام یک در مورد فعال شدن مسیر مستقیم در هستههای قاعدهای مغز صحیح است؟
Anonymous Quiz
0%
الف) سبب غیر فعال شدن گیرنده D1 میشود.
83%
ب) سبب کاهش خروجی مهاری به تالاموس میشود.
0%
ج) سبب فعال شدن گیرنده D2 میشود.
17%
د) سبب کاهش تحریک نواحی حرکتی کورتیکال توسط تالاموس میشود.
❤1🔥1👏1
تمامی گزینههای زیر در مورد مخچه صحیح است، بجز:
Anonymous Quiz
0%
الف) ورودی تحریکی از فیبرهای خزهای به سلولهای گرانوله
14%
ب) ورودی مهاری از سلولهای گلژی به سلولهای گرانوله
0%
ج) ورودی تحریکی از فیبرهای موازی به سلولهای گلژی
86%
د) ورودی مهاری از فیبرهای خزهای به سلولهای گلژی
🔥2❤1🏆1
کدام زوج پاسخ زیر به ترتیب عامل ایجاد Complex-spike در سلولهای مخچه میشوند؟
Anonymous Quiz
13%
الف) تحریک سلولهای گرانوله توسط فیبرهای خزهای
0%
ب) مهار سلولهای گلژی توسط فیبرهای بالارونده
88%
ج) تحریک سلولهای پورکنژ توسط فیبرهای بالارونده
0%
د) مهار سلولهای سبدی توسط فیبرهای خزهای
🏆2❤1🔥1
تمامی گزینههای زیر در مورد بیماری پارکینسون صحیح است، بجز:
Anonymous Quiz
0%
الف) کاهش ورودی دوپامینرژیک به استریاتوم
0%
ب) کاهش ورودی تحریکی از تالاموس به ناحیه کورتیکال
14%
ج) افزایش ورودی مهاری از گلوبوس پالیدوس داخلی به تالاموس
86%
د) افزایش ورودی مهاری از هسته سابتالامیک به گلوبوس پالیدوس داخلی
🔥2👌1🏆1
تمام گزینههای زیر جزء Macroglia محسوب میشوند، بجز:
Anonymous Quiz
20%
الف) سلولهای شوان
70%
ب) ماکروفاژها
0%
ج) اولیگودندروسیتها
10%
د) آستروسیتها
❤2🔥2🏆1
کدام گزینه در مورد نیستاگموس (Nystagmus) در فرد سالم درست است؟
Anonymous Quiz
13%
الف) ریختن آب گرم در گوش راست فقط موجب حرکت چشم راست به سمت گوش راست میشود.
0%
ب) ریختن آب گرم در گوش راست فقط موجب حرکت چشم راست به سمت گوش چپ میشود.
0%
ج) ریختن آب گرم در گوش راست موجب حرکت هر دو چشم به سمت گوش چپ میشود.
88%
د) ریختن آب گرم در گوش راست موجب حرکت هر دو چشم به سمت گوش راست میشود.
👍2🔥2❤1