نظریه ذهن: دانش پیام های غیر مستقیم
یکی از چالش هایی که در زنجان داشتم این بود که پشت تلفن بعد از سلام گفتنم، مخاطبم میگفت:
من هم میگفتم، ببخشید اگر ممکنه فارسی میگید؟ و مخاطب فارسی ادامه میداد. ولی نمیدونم چرا حس خوبی نداشتم به اینکه به آدما آن جمله که «لطفا فارسی بگید» رو بگم.
امشب یه موقعیت مشابه برایم پیش آمد، ولی من یکجور دیگر آن پیام «لطفا فارسی صحبت کنید» را رساندم.
این بار بعد از شنیدن یاخچی، با فارسی خیلی غلیظ گفتم خیلی ممنونم متشکرم.
و شخص پشت تلفن هم متناسب با من شروع کرد فارسی ادامه دادن ...
در روانشناسی مفهومی به نام نظریه ذهن(Teory of mind) داریم که اینطور تعریفش میکنند:
شما بر اساس چیزهایی که از فرد مقابلتان میبینید، یکسری مفاهیم نظری درباره حالت ذهنی، نیات، رفتار و ... او در ذهنتان میسازید.
این نظریات شما درباره آنچه که در ذهن من است، لزوما درست نیست؛ اما در بسیاری از اوقات کارتان را راه میاندازد. شاید علت نام گذاری این پدیده به «تئوری ذهن» همین باشد.
نحوه نگاه، لحن گفتار، حالت بدن و از این دست نشانه ها اگرچه حاوی پیام کلامی نیستند اما حاوی پیامی هستند که از جانب مخاطب قابلیت تفسیر دارند.
یک روز فرصتی برایم ایجاد شد که در کلینیک مغز و شناخت تهران، نحوه کار کردن با کیس های اوتیسم را از نزدیک ببینم. یکی از مفاهیمی که به کیس مدنظر آموزش داده میشد، همین بود که:
خلاصه که پیام های غیر کلامی و حتی کلامی غیر مستقیم (همان چیزی که من به کار بردم) خیلی در امور روزمره مان پرکاربرد است؛ در ارائه و سخنرانی، گفتگو ها و ارتباطات میتوانیم گاهی با دقت بیشتری و آگاهانه پیامی را به طور غیر مستقیم برسانیم.
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
یکی از چالش هایی که در زنجان داشتم این بود که پشت تلفن بعد از سلام گفتنم، مخاطبم میگفت:
سلام، یاخچی ... ادامه جمله را ترکی میگفت.
من هم میگفتم، ببخشید اگر ممکنه فارسی میگید؟ و مخاطب فارسی ادامه میداد. ولی نمیدونم چرا حس خوبی نداشتم به اینکه به آدما آن جمله که «لطفا فارسی بگید» رو بگم.
امشب یه موقعیت مشابه برایم پیش آمد، ولی من یکجور دیگر آن پیام «لطفا فارسی صحبت کنید» را رساندم.
این بار بعد از شنیدن یاخچی، با فارسی خیلی غلیظ گفتم خیلی ممنونم متشکرم.
و شخص پشت تلفن هم متناسب با من شروع کرد فارسی ادامه دادن ...
در روانشناسی مفهومی به نام نظریه ذهن(Teory of mind) داریم که اینطور تعریفش میکنند:
Theory of mind (ToM) is defined as the ability to understand and take into account another individual's mental state or of “mind-reading” (Premack and Woodruff, 1978).
شما بر اساس چیزهایی که از فرد مقابلتان میبینید، یکسری مفاهیم نظری درباره حالت ذهنی، نیات، رفتار و ... او در ذهنتان میسازید.
این نظریات شما درباره آنچه که در ذهن من است، لزوما درست نیست؛ اما در بسیاری از اوقات کارتان را راه میاندازد. شاید علت نام گذاری این پدیده به «تئوری ذهن» همین باشد.
نحوه نگاه، لحن گفتار، حالت بدن و از این دست نشانه ها اگرچه حاوی پیام کلامی نیستند اما حاوی پیامی هستند که از جانب مخاطب قابلیت تفسیر دارند.
یک روز فرصتی برایم ایجاد شد که در کلینیک مغز و شناخت تهران، نحوه کار کردن با کیس های اوتیسم را از نزدیک ببینم. یکی از مفاهیمی که به کیس مدنظر آموزش داده میشد، همین بود که:
تو وقتی اینجوری جلوی من لم دادی، داری اینو به من میفهمونی که من حوصله حرفاتو ندارم ...
خلاصه که پیام های غیر کلامی و حتی کلامی غیر مستقیم (همان چیزی که من به کار بردم) خیلی در امور روزمره مان پرکاربرد است؛ در ارائه و سخنرانی، گفتگو ها و ارتباطات میتوانیم گاهی با دقت بیشتری و آگاهانه پیامی را به طور غیر مستقیم برسانیم.
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
👍8
Forwarded from دانیال نژادمعصوم| NeuroLab (Danial Nejadmasoom)
This article shows that a highly statistically significant correlation exists between stork populations and human birth rates across Europe.
این مطالعه نشان میدهد همبستگی آماری بسیار معناداری بین جمعیت لک لک ها در اروپا و نرخ تولد نوزادها وجود دارد.
این یکی از قوی ترین شواهد برای فرضیه آورده شدن نوزادها توسط لک لک هاست.
پ.ن: مطالعه واقعی است، اما تفسیرش نه! این مطالعه اهمیت سواد آماری و روش تحقیق در تفسیر مقالات را نشان می دهد که همبستگی را علیت تفسیر نکنیم.🙂
Ref:
Matthews, Robert. (2000). Storks Deliver Babies (p= 0.008). Teaching Statistics. 22. 36 - 38. 10.1111/1467-9639.00013.
این مطالعه نشان میدهد همبستگی آماری بسیار معناداری بین جمعیت لک لک ها در اروپا و نرخ تولد نوزادها وجود دارد.
این یکی از قوی ترین شواهد برای فرضیه آورده شدن نوزادها توسط لک لک هاست.
Ref:
Matthews, Robert. (2000). Storks Deliver Babies (p= 0.008). Teaching Statistics. 22. 36 - 38. 10.1111/1467-9639.00013.
🔥6
⭕️در استفاده از هوش مصنوعی برای کارهای پژوهشی محتاط باشید (۱).
◼️با رشد ابزار های هوش مصنوعی، عده زیادی از جمله علاقه مندان پژوهش، جذب ابزار های مبتنی بر هوش مصنوعی شده اند، اما باید آگاه باشید که این ابزار ها هم میتوانند فرشته نجات باشند هم فرشته مرگ؛ پس حواستان باشد که چطور از آنها استفاده میکنید.
◼️از مغزتان بیرون کنید که بخواهید یک مقاله کامل را تماما به هوش مصنوعی بسپارید. فارغ از بحث های اخلاقی، غریب به یقین هوش مصنوعی ها دچار «توهم رفرنس» هستند، یعنی ادعایی میکنند و رفرنسی ارائه میدهند که وجود خارجی ندارد.
◼️ متون نگاشته شده توسط هوش مصنوعی با ابزار های دیگری قابل شناسایی توسط ژورنال هاست؛ حتی اگر ژورنال ها هم نفهمند، افراد دیگر میتوانند مقاله شما را با نامه به سردبیر رترکت کنند. (بعدا بیشتر درباره رترکت میگویم.)
◼️ ابزار های هوش مصنوعی دقیق نیستند؛ مثلا مقاله ای که قبلا تماما خودم نوشته بودم را به AI-detector دادم و درصدی از هوش مصنوعی را در متن شناسایی کرد. حدس میزنم کارکرد این شناسایی گر ها false positive بالایی دارند.
ادامه دارد ...
#تجارب_آکادمیک
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
◼️با رشد ابزار های هوش مصنوعی، عده زیادی از جمله علاقه مندان پژوهش، جذب ابزار های مبتنی بر هوش مصنوعی شده اند، اما باید آگاه باشید که این ابزار ها هم میتوانند فرشته نجات باشند هم فرشته مرگ؛ پس حواستان باشد که چطور از آنها استفاده میکنید.
◼️از مغزتان بیرون کنید که بخواهید یک مقاله کامل را تماما به هوش مصنوعی بسپارید. فارغ از بحث های اخلاقی، غریب به یقین هوش مصنوعی ها دچار «توهم رفرنس» هستند، یعنی ادعایی میکنند و رفرنسی ارائه میدهند که وجود خارجی ندارد.
◼️ متون نگاشته شده توسط هوش مصنوعی با ابزار های دیگری قابل شناسایی توسط ژورنال هاست؛ حتی اگر ژورنال ها هم نفهمند، افراد دیگر میتوانند مقاله شما را با نامه به سردبیر رترکت کنند. (بعدا بیشتر درباره رترکت میگویم.)
◼️ ابزار های هوش مصنوعی دقیق نیستند؛ مثلا مقاله ای که قبلا تماما خودم نوشته بودم را به AI-detector دادم و درصدی از هوش مصنوعی را در متن شناسایی کرد. حدس میزنم کارکرد این شناسایی گر ها false positive بالایی دارند.
ادامه دارد ...
#تجارب_آکادمیک
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
👍8
⭕️اینکه زاده ایرانیو میگن جبر جغرافیایی.
◼️امشب خواستم نرم افزار RevMan رو که برای انجام مطالعات متاآنالیز هست رو دانلود کنم. سایت Cochrane دو لیست از کشور ها بر اساس آمار بانک جهانی و ... تهیه کرده که گفته من لایسنس این نرم افزار رو به ساکنین کشور های A (رنگ آبی) در نقشه و کشور های B (رنگ نارنجی) به ترتیب رایگان و با تخفیف ارائه میدم.
◼️همانطور که ملاحظه میفرمایید، خوشبختانه اینقدر وضعیت ما خوبه که این مزایا به ما تعلق نمیگیره ... یعنی مثلا هم ما توی نقشه سفیدیم، هم آمریکای شمالی :)
◼️البته که ما به عنوان ایرانی، راهمون رو پیدا میکنیم؛ صرفا این طبقه بندی زیبا برام جالب بود، از این مثال ها هم زیااااده ...
#تجارب_آکادمیک🗿
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
◼️امشب خواستم نرم افزار RevMan رو که برای انجام مطالعات متاآنالیز هست رو دانلود کنم. سایت Cochrane دو لیست از کشور ها بر اساس آمار بانک جهانی و ... تهیه کرده که گفته من لایسنس این نرم افزار رو به ساکنین کشور های A (رنگ آبی) در نقشه و کشور های B (رنگ نارنجی) به ترتیب رایگان و با تخفیف ارائه میدم.
◼️همانطور که ملاحظه میفرمایید، خوشبختانه اینقدر وضعیت ما خوبه که این مزایا به ما تعلق نمیگیره ... یعنی مثلا هم ما توی نقشه سفیدیم، هم آمریکای شمالی :)
◼️البته که ما به عنوان ایرانی، راهمون رو پیدا میکنیم؛ صرفا این طبقه بندی زیبا برام جالب بود، از این مثال ها هم زیااااده ...
#تجارب_آکادمیک🗿
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
❤2
Statistics with R (free course)!
Please take a look at the detailed syllabus here:
https://lnkd.in/gD6YjJzA To express your interest in joining, kindly send an email to "
Based on the responses received, we will select ten students who would benefit most from this course.
The course will be conducted online and in Farsi language, and the schedule will be arranged to accommodate both the instructor's availability and the convenience of Iranian students.
We eagerly anticipate your participation and are looking forward to helping you enhance your statistical knowledge and programming skills in R!
Original post
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
Please take a look at the detailed syllabus here:
https://lnkd.in/gD6YjJzA To express your interest in joining, kindly send an email to "
statcourse.2024@gmail.com" with the following details:- Your current and previous academic fields.
- Your reasons for wanting to learn statistics in R.
- Your programming skills, particularly in R scripting. - Your level of understanding of statistics.
- Your willingness to assist others with the knowledge gained from this course.
Based on the responses received, we will select ten students who would benefit most from this course.
The course will be conducted online and in Farsi language, and the schedule will be arranged to accommodate both the instructor's availability and the convenience of Iranian students.
We eagerly anticipate your participation and are looking forward to helping you enhance your statistical knowledge and programming skills in R!
Original post
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
⭕️انتخاب آزاد، مروری بر یافته های علوم اعصاب.
🎙دکتر آذرخش مکری-روانپزشک، هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
ℹ️دوازدهمین کنگره علوم اعصاب پایه و بالینی
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
#free_will
🎙دکتر آذرخش مکری-روانپزشک، هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
ℹ️دوازدهمین کنگره علوم اعصاب پایه و بالینی
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
#free_will
🔥9
امروز ساعت ۳ صبح از زنجان حرکت کردم به سمت تهران که سخنرانی های مدنظرم رو ببینم و ۳ صبح فردا هم مجددا به زنجان خواهم رسید؛ اما مثلا وقتی اینجا به اشتراک میذارم که بقیه به راحتی به محتوا دسترسی داشته باشند، برخی لفت میدهند. ارزش چیزها برای آدما متفاوته ...
🔥15❤2👍2
Forwarded from Benix. (Aminpoor)
افسانههای عصبی: نیمه تاریک ترویج علوم اعصاب
ترویج علم نقش خیلی مهمی رو در پذیرش یک مفهوم علمی در جامعه بازی میکنه؛ اما مشکلاتی در این بین به وجود میاد که در ادامه متن میخوام بهشون اشاره کنم. امیدوارم براتون مفید باشه.
آیا تا به حال در بین تبلیغاتی که به صورت روزمره بهشون بر میخورید، با محصولاتی مواجه شدید که ادعا میکنن میتونن مشکلات شما رو در کمترین زمان و به سادگی حل کنن؟
به طور مثال:
"با یک دوره هشت هفتهای ذهن آگاهی (mindfulness) میتونید اختلالاتتون رو درمان کنید و یا حتی ساختار مغز خودتون رو تغییر بدید."
اینجا ما با افسانههای علوم اعصاب یا به اصطلاح neuromyth روبرو هستیم.
اما خاستگاه این کلمه کجاست و دقیقا به چه معنیه؟
یک جراح مغز و اعصاب به اسم آلن کراکرد از این اصطلاح برای توصیف اطلاعات گمراه کننده درباره عملکرد مغز در پزشکی استفاده میکرد. و در سال 2007 سازمان OECD این اصطلاح رو تحت عنوان برداشتهای غلط و سوءتفاهمهای رایج در مورد کارکرد مغز و علوم اعصاب تعریف کرد.
چه عواملی باعث میشه یک مروج علم در کارش به سمت نشر اطلاعات اشتباه بره؟
۱. رسانهها میتونن یک موضوع رو بیش از حد منفور یا عالی نشون بدن.
برای توضیح بیشتر این مورد میتونم به ذهن آگاهی و مدیتیشن اشاره کنم که جدیدا خیلی ازشون صحبت میشه. شاید تحقیقاتی درباره اثر بخشی بالینی ذهن آگاهی وجود داشته باشه، اما قرار نیست همه اختلالات رو درمان کنه و چالشهای زیادی در این زمینه وجود داره. به عنوان مثال، در یک متاانالیز درباره ذهن آگاهی شواهد متوسطی رو برای تاثیر مثبتش به روی اضطراب پیدا کردن. جالبه بدونید شواهد کافی در رابطه با تاثیرات مثبت مدیتیشن به روی خلق، تمرکز، خواب و ..... پیدا نکردن. در واقع ادعاهایی که در رابطه با این موضوعات میشه، فراتر از تاثیرات بالینی واقعیشونه. ممکنه خیلی زیاد شنیده باشید مدیتیشن شما رو به فرد بهتری تبدیل میکنه اما متاآنالیزی نشون میده که هنوز هیچ مدرک علمی مستند و قوی پشت این ادعا نیست.
پس چرا این موضوعات، چیزی مثل مدیتیشن خیلی محبوب هستن؟
یکی از عوامل کلیدی قدرت رسانههاست. کتابهای پاپساینس و غیره ادعاهای مثبت زیادی در این باره ترویج میکنن در صورتی که درباره درمانهای روانشناختی دیگه که مطالعات و تحقیقات طولانی مدت درباره اثربخشیشون در دسترسه صحبتی نمیشه.
۲. سادهسازی خوبه، اما نه به حدی که مطلب، مفهوم خودش رو از دست بده.
برای جا انداختن مفاهیم علمی خیلی خوبه که اونا رو به زبان سادهتر و روونتر برای عموم مردم توضیح بدیم، اما باید آگاه باشیم با سادهسازی به جنبههای زیادی از اون موضوع اشاره نکردیم که اگر نتونیم درست سادهسازی رو انجام بدیم این اتفاق مشکل ساز میشه.
به عنوان مثال خیلی اوقات اکسیتوسین رو به عنوان عاملی توصیف میکنن که باعث ایجاد عشق میشه و یا اگر بخوایم عامیانهتر بگیم، به عنوان هورمون عشق معرفیش میکنن. در صورتی که رفتار ما یک پدیده پیچیده است و تقلیل اون به یک هورمون و نادیده گرفتن بقیه عوامل، یک سادهسازی بیش از حده. همچنین خود اکسیتوسین وظایف و عملکردهای دیگهای داره.
آخرین نکتهای که میخوام بهش اشاره کنم، توهم دانشه. گاهی اوقات ما فکر میکنیم چیزی رو میدونیم در صورتی که ممکنه چیزی که درک کردیم کامل درست نباشه. خیلی پیش میاد افراد احساس میکنن چیزی رو به صورت کامل و دقیق متوجه شدن در صورتی که در واقع اینطوری نیست. خوبه وقتی که یک مفهوم پیچیده علمی رو به زبان سادهتر بیان میکنیم، درباره پیچیدگیهایی که اون مفهوم داره هم تذکر بدیم تا افراد دچار این سوءبرداشت نشن که کل موضوع همینه.
reference:
1. Neuro Myths: The Dark side of Neuroscience Communication
2. Science Communication: A Contemporary Definition
3. The Persistence of Neuromyths in the Educational Settings: A Systematic Review
4. The oxytocin paradox
5. Has the science of mindfulness lost its mind?
6. Meditation programs for psychological stress and well-being: a systematic review and meta-analysis.
7. Absence of structural brain changes from mindfulness-based stress reduction: Two combined randomized controlled trials.
8. The limited prosocial effects of meditation: A systematic review and meta-analysis.
9. Hypnoanalgesia: A Bridge Between Neuroscience and Clinical Settings.
10. Myths and misconceptions about hypnosis and suggestion: Separating fact and fiction.
11. The misunderstood limits of folk science: an illusion of explanatory depth.
ترویج علم نقش خیلی مهمی رو در پذیرش یک مفهوم علمی در جامعه بازی میکنه؛ اما مشکلاتی در این بین به وجود میاد که در ادامه متن میخوام بهشون اشاره کنم. امیدوارم براتون مفید باشه.
آیا تا به حال در بین تبلیغاتی که به صورت روزمره بهشون بر میخورید، با محصولاتی مواجه شدید که ادعا میکنن میتونن مشکلات شما رو در کمترین زمان و به سادگی حل کنن؟
به طور مثال:
"با یک دوره هشت هفتهای ذهن آگاهی (mindfulness) میتونید اختلالاتتون رو درمان کنید و یا حتی ساختار مغز خودتون رو تغییر بدید."
اینجا ما با افسانههای علوم اعصاب یا به اصطلاح neuromyth روبرو هستیم.
اما خاستگاه این کلمه کجاست و دقیقا به چه معنیه؟
یک جراح مغز و اعصاب به اسم آلن کراکرد از این اصطلاح برای توصیف اطلاعات گمراه کننده درباره عملکرد مغز در پزشکی استفاده میکرد. و در سال 2007 سازمان OECD این اصطلاح رو تحت عنوان برداشتهای غلط و سوءتفاهمهای رایج در مورد کارکرد مغز و علوم اعصاب تعریف کرد.
چه عواملی باعث میشه یک مروج علم در کارش به سمت نشر اطلاعات اشتباه بره؟
۱. رسانهها میتونن یک موضوع رو بیش از حد منفور یا عالی نشون بدن.
برای توضیح بیشتر این مورد میتونم به ذهن آگاهی و مدیتیشن اشاره کنم که جدیدا خیلی ازشون صحبت میشه. شاید تحقیقاتی درباره اثر بخشی بالینی ذهن آگاهی وجود داشته باشه، اما قرار نیست همه اختلالات رو درمان کنه و چالشهای زیادی در این زمینه وجود داره. به عنوان مثال، در یک متاانالیز درباره ذهن آگاهی شواهد متوسطی رو برای تاثیر مثبتش به روی اضطراب پیدا کردن. جالبه بدونید شواهد کافی در رابطه با تاثیرات مثبت مدیتیشن به روی خلق، تمرکز، خواب و ..... پیدا نکردن. در واقع ادعاهایی که در رابطه با این موضوعات میشه، فراتر از تاثیرات بالینی واقعیشونه. ممکنه خیلی زیاد شنیده باشید مدیتیشن شما رو به فرد بهتری تبدیل میکنه اما متاآنالیزی نشون میده که هنوز هیچ مدرک علمی مستند و قوی پشت این ادعا نیست.
پس چرا این موضوعات، چیزی مثل مدیتیشن خیلی محبوب هستن؟
یکی از عوامل کلیدی قدرت رسانههاست. کتابهای پاپساینس و غیره ادعاهای مثبت زیادی در این باره ترویج میکنن در صورتی که درباره درمانهای روانشناختی دیگه که مطالعات و تحقیقات طولانی مدت درباره اثربخشیشون در دسترسه صحبتی نمیشه.
۲. سادهسازی خوبه، اما نه به حدی که مطلب، مفهوم خودش رو از دست بده.
برای جا انداختن مفاهیم علمی خیلی خوبه که اونا رو به زبان سادهتر و روونتر برای عموم مردم توضیح بدیم، اما باید آگاه باشیم با سادهسازی به جنبههای زیادی از اون موضوع اشاره نکردیم که اگر نتونیم درست سادهسازی رو انجام بدیم این اتفاق مشکل ساز میشه.
به عنوان مثال خیلی اوقات اکسیتوسین رو به عنوان عاملی توصیف میکنن که باعث ایجاد عشق میشه و یا اگر بخوایم عامیانهتر بگیم، به عنوان هورمون عشق معرفیش میکنن. در صورتی که رفتار ما یک پدیده پیچیده است و تقلیل اون به یک هورمون و نادیده گرفتن بقیه عوامل، یک سادهسازی بیش از حده. همچنین خود اکسیتوسین وظایف و عملکردهای دیگهای داره.
آخرین نکتهای که میخوام بهش اشاره کنم، توهم دانشه. گاهی اوقات ما فکر میکنیم چیزی رو میدونیم در صورتی که ممکنه چیزی که درک کردیم کامل درست نباشه. خیلی پیش میاد افراد احساس میکنن چیزی رو به صورت کامل و دقیق متوجه شدن در صورتی که در واقع اینطوری نیست. خوبه وقتی که یک مفهوم پیچیده علمی رو به زبان سادهتر بیان میکنیم، درباره پیچیدگیهایی که اون مفهوم داره هم تذکر بدیم تا افراد دچار این سوءبرداشت نشن که کل موضوع همینه.
reference:
1. Neuro Myths: The Dark side of Neuroscience Communication
2. Science Communication: A Contemporary Definition
3. The Persistence of Neuromyths in the Educational Settings: A Systematic Review
4. The oxytocin paradox
5. Has the science of mindfulness lost its mind?
6. Meditation programs for psychological stress and well-being: a systematic review and meta-analysis.
7. Absence of structural brain changes from mindfulness-based stress reduction: Two combined randomized controlled trials.
8. The limited prosocial effects of meditation: A systematic review and meta-analysis.
9. Hypnoanalgesia: A Bridge Between Neuroscience and Clinical Settings.
10. Myths and misconceptions about hypnosis and suggestion: Separating fact and fiction.
11. The misunderstood limits of folk science: an illusion of explanatory depth.
🔥5👍1
Benix.
افسانههای عصبی: نیمه تاریک ترویج علوم اعصاب ترویج علم نقش خیلی مهمی رو در پذیرش یک مفهوم علمی در جامعه بازی میکنه؛ اما مشکلاتی در این بین به وجود میاد که در ادامه متن میخوام بهشون اشاره کنم. امیدوارم براتون مفید باشه. آیا تا به حال در بین تبلیغاتی که…
حس خوبیه وقتی میبینم مقالم رو یکی توی سرچ هاش پیدا کرده، خونده و تازه ترجمه اش هم کردههه و به اشتراک گذاشته :)
❤10🔥2
Forwarded from Benix. (Aminpoor)
دوستان کافیه یه سرچ کنید توی چنل و ببینید من چقدر زیاد در این باره صحبت کردم و امروز اتفاقی به این مقاله برخورد کردم و دیدم عه، یکی دیگهام دغدغهاش این موضوعه.
پ.ن: این مقاله، منظورم اولین رفرنسیه که لینک شده، یک جولای همین امسال منتشر شده. یعنی همین دو روز پیش و من نزدیک شیش ماهه به صورت متداوم دارم خودمو پر پر میکنم سر این موضوع.
پ.ن: این مقاله، منظورم اولین رفرنسیه که لینک شده، یک جولای همین امسال منتشر شده. یعنی همین دو روز پیش و من نزدیک شیش ماهه به صورت متداوم دارم خودمو پر پر میکنم سر این موضوع.
❤1
+ شخصیت داری؟
- نه، اعتیاد دارم.
گفتگوی دو دانشجوی روانشناسی درباره دروس روانشناسی شخصیت و روانشناسی اعتیاد.
- نه، اعتیاد دارم.
😁24
⭕️خطای نشر تکراری (Dublicate Publication)، ایده ای خلاقانه برای رزومه ای پربار تر!
◼️فرض کنید مقاله ای نوشته اید و زحمت زیادی برای نگارش آن کشیده اید؛ به این فکر میکنید کاش آدمای زیادی این مقاله رو ببینند، کاش این مقاله به این زحمتش بیارزد.
◼️همین موقع است که یک ایده خلاقانه به ذهنتان میرسد (البته از نظر شما! غافل از آنکه سایر دانشجویان سراسر جهان نیز چنین فکری داشته اند.) چه خوبه که مقاله ام را هم به فارسی و هم به انگلیسی بنویسم و در دو ژورنال فارسی و بین المللی مجزا منتشر کنم.
◼️انجام این کار درپژوهش Duplicate Publcation نام دارد که از موارد نقض اخلاق در پژوهش است. اگر قصد چنین کاری را دارید بهتر است ابتدا در یک ژورنال مقاله را منتشر کنید و سپس از ادیتور ژورنال مبدا، برای چاپ مجدد مقاله در ژونال مقصد، و همچنین از ادیتور ژورنال مقصد اجازه بگیرید. همانطور که در تصویر میبینید ژورنال ها به طور معمول علاقه ای به انتشار مقاله ای که قبلا جای دیگر ثبت شده است ندارند.
#تجارب_آکادمیک
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
◼️فرض کنید مقاله ای نوشته اید و زحمت زیادی برای نگارش آن کشیده اید؛ به این فکر میکنید کاش آدمای زیادی این مقاله رو ببینند، کاش این مقاله به این زحمتش بیارزد.
◼️همین موقع است که یک ایده خلاقانه به ذهنتان میرسد (البته از نظر شما! غافل از آنکه سایر دانشجویان سراسر جهان نیز چنین فکری داشته اند.) چه خوبه که مقاله ام را هم به فارسی و هم به انگلیسی بنویسم و در دو ژورنال فارسی و بین المللی مجزا منتشر کنم.
◼️انجام این کار درپژوهش Duplicate Publcation نام دارد که از موارد نقض اخلاق در پژوهش است. اگر قصد چنین کاری را دارید بهتر است ابتدا در یک ژورنال مقاله را منتشر کنید و سپس از ادیتور ژورنال مبدا، برای چاپ مجدد مقاله در ژونال مقصد، و همچنین از ادیتور ژورنال مقصد اجازه بگیرید. همانطور که در تصویر میبینید ژورنال ها به طور معمول علاقه ای به انتشار مقاله ای که قبلا جای دیگر ثبت شده است ندارند.
#تجارب_آکادمیک
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
👍14
جان و جولی گاتمن در جدیدترین کتابشون به مسئله تعارضات زوجین میپردازن. اونا اشاره میکنن که تعارضات همیشه توی زوجین وجود داشته و همیشه در این زمینه نیاز به کمک داشتن اما در چند سال اخیر به طرز غیر عادی زوجین به تعارضات طاقت فرسایی خورده اند.
از نظر آنها یکی از عوامل تشدید این تعارضات، خانه نشینی طولانی مدت ناشی از کوید -۱۹ بوده است. مطالعات پیشین گاتمن به تاثیر انتقال استرس محل کار به خانه پرداخته بود، حالا در این شرایط جدید استرس راه کمتری را برای رسیدن به خانه و روابط زوجی طی میکرد.
در خانواده درمانی، مفهوم «مرز های برون سیستمی» به مرز بین خانواده و عوامل بیرونی می پردازد که مسائل کاری یکی از آن عوامل بیرونی است که نباید درون خانواده تداخل کند. دورکاری های دوران کووید به نظر میرسد مرز های برون سیستمی خانواده ها را دچار اختلال کرده بود.
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
از نظر آنها یکی از عوامل تشدید این تعارضات، خانه نشینی طولانی مدت ناشی از کوید -۱۹ بوده است. مطالعات پیشین گاتمن به تاثیر انتقال استرس محل کار به خانه پرداخته بود، حالا در این شرایط جدید استرس راه کمتری را برای رسیدن به خانه و روابط زوجی طی میکرد.
در خانواده درمانی، مفهوم «مرز های برون سیستمی» به مرز بین خانواده و عوامل بیرونی می پردازد که مسائل کاری یکی از آن عوامل بیرونی است که نباید درون خانواده تداخل کند. دورکاری های دوران کووید به نظر میرسد مرز های برون سیستمی خانواده ها را دچار اختلال کرده بود.
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
👍13❤1
Forwarded from NeuroNut
🧠به زودی…
📣اولین مدرسه پژوهشی نورونات،زیر نظر مرکز پژوهش های علمی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار میکند:
🔥سلسله کارگاه های چگونه وارد دنیای پژوهش شویم؟
🔅کارگاه رایگان آشنایی با مقدمات پژوهش
🔰با سخنرانی اساتید و مدرسان مجرب در حوزه پژوهش
🔅کارگاه انواع مطالعات و پروپوزال نویسی
🔰دکتر نیلوفر رسائی
🔅کارگاه سرچ ساده و پیشرفته
🔰دانیال نژاد معصوم
🔅کارگاه آشنایی با اندنوت
🔰درسا علیجان زاده
🔅کارگاه مقاله نویسی
🔰دکتر عطیه میرزابابایی
🔅کارگاه چگونه در کمتر از ۷ روز مقاله ISIبنویسیم.(صفر تا صد نریتیو ریویو)
🔰دکتر نیلوفر دروی
‼️به همراه دوره عملی نگارش مقاله با همکاری منتورهای پژوهشی‼️
🔗برای کسب اطلاعات بیشتر کانال تلگرام و پیج اینستاگرام انجمن نورونات را دنبال کنید.😊✌🏻
⭕️ لینک پیج اینستاگرام
https://www.instagram.com/neuro.nut?igsh=MXdibzZnbjFxZzh4ag==
🆔 @NeuroNut_tums
🆔 @SSRC_News
📣اولین مدرسه پژوهشی نورونات،زیر نظر مرکز پژوهش های علمی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار میکند:
🔥سلسله کارگاه های چگونه وارد دنیای پژوهش شویم؟
🔅کارگاه رایگان آشنایی با مقدمات پژوهش
🔰با سخنرانی اساتید و مدرسان مجرب در حوزه پژوهش
🔅کارگاه انواع مطالعات و پروپوزال نویسی
🔰دکتر نیلوفر رسائی
🔅کارگاه سرچ ساده و پیشرفته
🔰دانیال نژاد معصوم
🔅کارگاه آشنایی با اندنوت
🔰درسا علیجان زاده
🔅کارگاه مقاله نویسی
🔰دکتر عطیه میرزابابایی
🔅کارگاه چگونه در کمتر از ۷ روز مقاله ISIبنویسیم.(صفر تا صد نریتیو ریویو)
🔰دکتر نیلوفر دروی
‼️به همراه دوره عملی نگارش مقاله با همکاری منتورهای پژوهشی‼️
🔗برای کسب اطلاعات بیشتر کانال تلگرام و پیج اینستاگرام انجمن نورونات را دنبال کنید.😊✌🏻
⭕️ لینک پیج اینستاگرام
https://www.instagram.com/neuro.nut?igsh=MXdibzZnbjFxZzh4ag==
🆔 @NeuroNut_tums
🆔 @SSRC_News
👍2
مغالطه اتهام به مغالطه!
من خارج از ایران را نمیدانم ولی گفتگو با ایرانیایی که اهل علمن خیلی باحاله. مثلا دوست داریم حتما کلمات جدیدی رو که یادگرفتیم رو توی متنامون بنویسم که آدم جدی و با سوادی به نظر بیایم. و این کار به قول حامد بهداد میتونه حتی به غلط باشه!
مثلا کسی گفته بود بدتر از روانشناسی زرد، شبه علم هست. خب شبه علم یه مجموعه بزرگتره، که روانشناسی زرد میتونه زیر مجموعش باشه؛ اینکه این دو مسئله جدا از هم مطرح میشه عجیبه.
چند سال پیش جایی گفتم، تجربه شخصیم از خوندن کتابای برخی دانشمندای بزرگ، نشون میده اونا هم میتونن اشتباه فاحش داشته باشن مثلا نقل قول اشتباهی رو از فروید بگن در صورتی که موزه فروید این نقل قول رو رد کرده باشه. شخصی بهم گفت تو دچار مغالطه توسل به تجربه شخصی شدی.
یعنی تا مغزش کلمه، تجربه رو دید، اینو وصل کرد به مغالطه تجربه شخصی؛ بیاید فکر کنید، فردی ادعا میکند دانشمندای بزرگ هم ممکنه اشتباه خیلی ساده ای بکنن و مثال نقل قول اشتباهی که از مرجع رسمی رد شده رو مثال میزنه، درسته که من اینو تجربه کردم، ولی درست یا غلط بودن این قضیه به تجربه من بستگی نداره؛ اون نقل قول به هر حال اشتباه تشخیص داده شده توسط مرجع مربوطه. آیا این ادعایی که فرد داشته ناشی از مغالطه توسل به تجربه شخصی بوده؟
یا مثلا وقتی به شخصی گفتم مقاله خواندن هم صلاحیت میخواد، مقاله خوندن تویی که متخصص اون حوزه نیستی قطعا با فلانی که ۵۰ ساله کارش اینه، چندصدتا مقاله داره فرق میکنه، اون نظر دقیق تری میتونه بده؛ میگن دچار مغالطه توسل به مرجع قدرت شدی. فکر کنم این خیلی بدیهیه که کسی که متخصص فیلده از نظر پژوهشی، به نظریات موافق و مخالف، چالش ها و محدودیت های فیلد آگاه تر از منه که تازه یه مقاله رو دارم میخونم.
جالبتر اینجاست خود این فرد بعدش میره نظر پروفسور(؟!) تقی کیمیایی اسدی رو برای من فوروارد میکنه. دکتر اسدی دقیقا کجا در حال تدریس هستند و درجه استاد تمامی گرفته اند که پروفسور خطاب میشن؟ از کی تا حالا نظر نورولوژیستی که در مورد همه چیز نظر کارشناسی میدهد بر محققی که در یک فیلد خاص پژوهش کرده ارجحیت دارد؟ آیا از سر تا پای خود این کار از اون پروفسور اولش تا نظر خواهی از ایشان بعد کم آوردن، بوی توسل به مرجع نمیدهد؟
استفاده بیجا از لفظ اینکه تو داری مغالطه میکنی، خودش میتونه به عنوان مغالطه اتهام به مغالطه به لیست مغالطات اضافه بشه :)
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
من خارج از ایران را نمیدانم ولی گفتگو با ایرانیایی که اهل علمن خیلی باحاله. مثلا دوست داریم حتما کلمات جدیدی رو که یادگرفتیم رو توی متنامون بنویسم که آدم جدی و با سوادی به نظر بیایم. و این کار به قول حامد بهداد میتونه حتی به غلط باشه!
مثلا کسی گفته بود بدتر از روانشناسی زرد، شبه علم هست. خب شبه علم یه مجموعه بزرگتره، که روانشناسی زرد میتونه زیر مجموعش باشه؛ اینکه این دو مسئله جدا از هم مطرح میشه عجیبه.
چند سال پیش جایی گفتم، تجربه شخصیم از خوندن کتابای برخی دانشمندای بزرگ، نشون میده اونا هم میتونن اشتباه فاحش داشته باشن مثلا نقل قول اشتباهی رو از فروید بگن در صورتی که موزه فروید این نقل قول رو رد کرده باشه. شخصی بهم گفت تو دچار مغالطه توسل به تجربه شخصی شدی.
یعنی تا مغزش کلمه، تجربه رو دید، اینو وصل کرد به مغالطه تجربه شخصی؛ بیاید فکر کنید، فردی ادعا میکند دانشمندای بزرگ هم ممکنه اشتباه خیلی ساده ای بکنن و مثال نقل قول اشتباهی که از مرجع رسمی رد شده رو مثال میزنه، درسته که من اینو تجربه کردم، ولی درست یا غلط بودن این قضیه به تجربه من بستگی نداره؛ اون نقل قول به هر حال اشتباه تشخیص داده شده توسط مرجع مربوطه. آیا این ادعایی که فرد داشته ناشی از مغالطه توسل به تجربه شخصی بوده؟
یا مثلا وقتی به شخصی گفتم مقاله خواندن هم صلاحیت میخواد، مقاله خوندن تویی که متخصص اون حوزه نیستی قطعا با فلانی که ۵۰ ساله کارش اینه، چندصدتا مقاله داره فرق میکنه، اون نظر دقیق تری میتونه بده؛ میگن دچار مغالطه توسل به مرجع قدرت شدی. فکر کنم این خیلی بدیهیه که کسی که متخصص فیلده از نظر پژوهشی، به نظریات موافق و مخالف، چالش ها و محدودیت های فیلد آگاه تر از منه که تازه یه مقاله رو دارم میخونم.
جالبتر اینجاست خود این فرد بعدش میره نظر پروفسور(؟!) تقی کیمیایی اسدی رو برای من فوروارد میکنه. دکتر اسدی دقیقا کجا در حال تدریس هستند و درجه استاد تمامی گرفته اند که پروفسور خطاب میشن؟ از کی تا حالا نظر نورولوژیستی که در مورد همه چیز نظر کارشناسی میدهد بر محققی که در یک فیلد خاص پژوهش کرده ارجحیت دارد؟ آیا از سر تا پای خود این کار از اون پروفسور اولش تا نظر خواهی از ایشان بعد کم آوردن، بوی توسل به مرجع نمیدهد؟
استفاده بیجا از لفظ اینکه تو داری مغالطه میکنی، خودش میتونه به عنوان مغالطه اتهام به مغالطه به لیست مغالطات اضافه بشه :)
🆔 Telegram |YouTube| Instagram
👍20👏1