دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
از هوش مصنوعی بپرسید معنی جمله رو، اگه دوست داشتین با من در میان بگذارید.
من از بچههایی که زیر این پست کامنت گذاشتند ممنونم؛ به هر سهشون دوره رایگان سرچ و مقالهنویسی در کنفرانسها تعلق میگیره.
اما مقصود از جمله چی بود؟ اینکه دیدتون رو باز کنید؛ اینکه فقط با عینک رواندرمانی و کلینیکزدن به این رشته نگاه نکنید. روانشناسی خیلی فراتر از صندلی درمانگر و مراجع است. میشه بینش این رشته رو در جاهای مختلف دید: از طراحی تجربهی کاربری یک نرمافزار، تا روابط کارمند و کارفرما و سازمان؛ از تأثیر سادهی روپوش سفید پزشک و بر خورد با یک بیمار که چند ماه تا پایان زندگی اش مونده، تا تصمیمهای اقتصادی و حتی سیاستگذاریهای کلان ...
روانشناسی علم رفتار و ذهن انسانه، و هر جایی که پای انسان وسط باشه، رد پاش پیدا میشه.
اما مقصود از جمله چی بود؟ اینکه دیدتون رو باز کنید؛ اینکه فقط با عینک رواندرمانی و کلینیکزدن به این رشته نگاه نکنید. روانشناسی خیلی فراتر از صندلی درمانگر و مراجع است. میشه بینش این رشته رو در جاهای مختلف دید: از طراحی تجربهی کاربری یک نرمافزار، تا روابط کارمند و کارفرما و سازمان؛ از تأثیر سادهی روپوش سفید پزشک و بر خورد با یک بیمار که چند ماه تا پایان زندگی اش مونده، تا تصمیمهای اقتصادی و حتی سیاستگذاریهای کلان ...
روانشناسی علم رفتار و ذهن انسانه، و هر جایی که پای انسان وسط باشه، رد پاش پیدا میشه.
❤32
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
توی ماه اخیر کسانی رو دیدم که خودشون کادر درمان بودند، چکاپ منظم میرفتند اما خیلی دیییر متوجه سرطان پستان شده بودند. چه کسانی رو دیدم که از ترس و ناآگاهی چکاپ سلامت خودشون رو عقب میانداختن. و ... مطالعات نشون میده، تفاوت استیج ۱ با ۴ میتونه یک میلیارد…
باورتون میشه یه اقلیتی هستند که نوبت هم میگیرن برای غربالگری رایگان سرطان اما مراجعه نمیکنن؟
نه یک بار، بلکه ما سعی کردیم تماس بگیریم و مجدد براشون نوبت بگیریم و باز در عمل مراجعه نمیکنن به مرکز درمانی.
مطالعات اقتصاد درمان نشون میده تشخیص توی استیج اولیه حدود یک میلیارد تومن میتونه صرفه جویی کنه.
همچنین در مرحله اول بدون هیچ هزینه یا جراحی خاصی با یک وکیوم بیوپسی ساده فرد میتونه به طور قطعی درمان بشه و دیگه بیماری برنگرده.
به نظرتون حالا که خود مراجع قرار نیست متحمل هزینه فرایندهای غربالگری بشه، چرا این عده هرچند کوچک تمایلی به پیگیری وضعیت سلامتشون ندارند؟
نه یک بار، بلکه ما سعی کردیم تماس بگیریم و مجدد براشون نوبت بگیریم و باز در عمل مراجعه نمیکنن به مرکز درمانی.
مطالعات اقتصاد درمان نشون میده تشخیص توی استیج اولیه حدود یک میلیارد تومن میتونه صرفه جویی کنه.
همچنین در مرحله اول بدون هیچ هزینه یا جراحی خاصی با یک وکیوم بیوپسی ساده فرد میتونه به طور قطعی درمان بشه و دیگه بیماری برنگرده.
به نظرتون حالا که خود مراجع قرار نیست متحمل هزینه فرایندهای غربالگری بشه، چرا این عده هرچند کوچک تمایلی به پیگیری وضعیت سلامتشون ندارند؟
❤17
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
باورتون میشه یه اقلیتی هستند که نوبت هم میگیرن برای غربالگری رایگان سرطان اما مراجعه نمیکنن؟ نه یک بار، بلکه ما سعی کردیم تماس بگیریم و مجدد براشون نوبت بگیریم و باز در عمل مراجعه نمیکنن به مرکز درمانی. مطالعات اقتصاد درمان نشون میده تشخیص توی استیج اولیه…
من یه تحقیقی چند سال پیش میخوندم، میگفتند که مناطقی که وضعیت سوسیو اکونومیک شون پایین تره، علی رغم اینکه نیازمند حمایت های سلامت (اینجا بیشتر سلامت روان مدنطرشون بود) هستند؛ حتی با وجود رایگان بودن خدمات، باز هم ممکنه مراجعه نکنن.
❤13
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
من یه تحقیقی چند سال پیش میخوندم، میگفتند که مناطقی که وضعیت سوسیو اکونومیک شون پایین تره، علی رغم اینکه نیازمند حمایت های سلامت (اینجا بیشتر سلامت روان مدنطرشون بود) هستند؛ حتی با وجود رایگان بودن خدمات، باز هم ممکنه مراجعه نکنن.
توی این پست زیر ترجمه کرده بودم این مقاله رو:
https://t.me/NeuroLab_Official/820
https://t.me/NeuroLab_Official/820
❤8
#پرسش: ببخشید برای آلزایمر غربالگری چطور انجام میشه؟ و تا چه حد تاثیر داره؟
الان مقالات زیادی درمیان که با فلان فاکتور و فلان روش از سالها قبل میشه الزایمرو تشخیص داد ولی تا چه حد برای این بیماری که علاج نداره میشه کمک کنه تشخیص زودترش؟
خود من بواسطه یکی دو مورد تو اقواممون بشدت از الزایمر میترسم ولی نمیدونم دونستن اینکه من با احتمال بالایی مستعد هستم چه فایدهای داره؟
#پاسخ:
برای آلزایمر غربالگری روی افراد تحت ریسک مثلا سالمندان بالای ۵۰ سال انجام میشه نه همه افراد.
طبق سند ملی دمانس که وزارت بهداشت توی ایران تصویب کرده، اگر مشکوک باشه فرد، وارد پروسه درمان میشه؛ متاسفانه درمان به معنای شفا و حذف بیماری نیست (بر خلاف سرطان پستان) اما میتونه بیماری رو کند کنه.
چون آلزایمر پیشرونده هست، و اگه فرد دیر متوجه بشه پیش روی میتونه خیلی سریع تر رخ بده و اگه تحت درمان باشه پیشروی رو میشه کندتر کرد.
خانواده درجه یک این افراد هم میتونن پیشگیری کنن با تغییر سبک زندگی.
همچنین فایده دیگه غربالگری این هست که تشخیص افتراقی برای سالمندان داده میشه، مثلا ممکنه افراد فکر کنن سالمندشون دمانس داره در صورتی که ممکنه ناشی از افسردگی یا دلیریوم باشه، بدین ترتیب فرایند درمانی اینها مانند آلزایمر نخواهد بود و علائم شناختی هم با رفع این اختلالات رفع خواهند شد.
حالا عدهای در فرایند غربالگری ممکنه سالم تشخیص داده بشن، یسری بستههای آموزشی پیشگیرانه تهیه شده که به سالمندان آموزش داده میشه تا چطور آلزایمر رو تا جایی که میشه از خودشون دور کنن.
الان مقالات زیادی درمیان که با فلان فاکتور و فلان روش از سالها قبل میشه الزایمرو تشخیص داد ولی تا چه حد برای این بیماری که علاج نداره میشه کمک کنه تشخیص زودترش؟
خود من بواسطه یکی دو مورد تو اقواممون بشدت از الزایمر میترسم ولی نمیدونم دونستن اینکه من با احتمال بالایی مستعد هستم چه فایدهای داره؟
#پاسخ:
برای آلزایمر غربالگری روی افراد تحت ریسک مثلا سالمندان بالای ۵۰ سال انجام میشه نه همه افراد.
طبق سند ملی دمانس که وزارت بهداشت توی ایران تصویب کرده، اگر مشکوک باشه فرد، وارد پروسه درمان میشه؛ متاسفانه درمان به معنای شفا و حذف بیماری نیست (بر خلاف سرطان پستان) اما میتونه بیماری رو کند کنه.
چون آلزایمر پیشرونده هست، و اگه فرد دیر متوجه بشه پیش روی میتونه خیلی سریع تر رخ بده و اگه تحت درمان باشه پیشروی رو میشه کندتر کرد.
خانواده درجه یک این افراد هم میتونن پیشگیری کنن با تغییر سبک زندگی.
همچنین فایده دیگه غربالگری این هست که تشخیص افتراقی برای سالمندان داده میشه، مثلا ممکنه افراد فکر کنن سالمندشون دمانس داره در صورتی که ممکنه ناشی از افسردگی یا دلیریوم باشه، بدین ترتیب فرایند درمانی اینها مانند آلزایمر نخواهد بود و علائم شناختی هم با رفع این اختلالات رفع خواهند شد.
حالا عدهای در فرایند غربالگری ممکنه سالم تشخیص داده بشن، یسری بستههای آموزشی پیشگیرانه تهیه شده که به سالمندان آموزش داده میشه تا چطور آلزایمر رو تا جایی که میشه از خودشون دور کنن.
❤9
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
<unknown> – مصاحبه الزایمر
در ارتباط با آلزایمر این مصاحبه هم به دعوت نشریه دانشجویی پرایمر ضبط شده بود.
❤7
Vita Mental علوم اعصاب و روانشناسی
اینکه دانش آزادانه در دسترس همه باشه خیلی میتونه جذاب و امیدوارکننده باشه ، ولی یه سوالی که برام پیش آمده در این حالت چه چیزی میتونه انگیزه فردی پژوهشگر رو حفظ کنه؟
این کاری که امثال sci hub دارن میکنن؛ بیش از همه به نفع خود اون کسانی هست که مقاله رو نوشتند.
چون:
۱.درآمد پژوهشگر از بیشتر خریده شدن مقاله نیست.
۲. رایگان بودن مقاله، یعنی بیشتر دیده شدن و بیشتر دیده شدن یعنی افزایش احتمال ارجاع خوردن، و افزایش اچ ایندکس و الی آخر ...
پس پژوهشگرا به نظرم از ایندزدیها گردش آزاد اطلاعات سود میکنند. تنها کسی که ضرر مالی میکنه ناشره.
البته ناشر یه سود غیر مستقیم داره، اونم اینه که با ارجاع بیشتر به مقالات اون مجله، یسری شاخصهای اون مجله هم افزایش پیدا میکنه.
چون:
۱.درآمد پژوهشگر از بیشتر خریده شدن مقاله نیست.
۲. رایگان بودن مقاله، یعنی بیشتر دیده شدن و بیشتر دیده شدن یعنی افزایش احتمال ارجاع خوردن، و افزایش اچ ایندکس و الی آخر ...
پس پژوهشگرا به نظرم از این
البته ناشر یه سود غیر مستقیم داره، اونم اینه که با ارجاع بیشتر به مقالات اون مجله، یسری شاخصهای اون مجله هم افزایش پیدا میکنه.
❤18
Audio
دانیال پراکنده یا متمرکز؟
این گفتگو رو هوش مصنوعی بر اساس داده های آنلاین ساخته؛ هیچی رو تایید یا رد نمیکنم.🌚
این گفتگو رو هوش مصنوعی بر اساس داده های آنلاین ساخته؛ هیچی رو تایید یا رد نمیکنم.🌚
❤7
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
بخش مرتبط با کاربرد هیپنوتیزم در بی دردی در کتاب درمان های روانشناختی برای بیماران درد مزمن ، سال انتشار ۲۰۱۸، انتشارات انجمن روانشناسی آمریکا.
جهت یادآوری کلمه هیپنوتیزم یا hypnosis را سرتاسر این کانال سرچ کنید و منابع را بررسی کنید.
❤3
آقا واقعا چرا این جماعت یه سرچ ساده گوگل نمیکنن، یا از هوش مصنوعی نمیپرسند در حداقل ترین کاری که یه نفر میتونه بکنه.
همینجور میشینن تز میدن تو کانالاشون. این مطالب رو از کجا درمیارن واقعا؟
همینجور میشینن تز میدن تو کانالاشون. این مطالب رو از کجا درمیارن واقعا؟
❤6
کارگاه سرچ رایگان بذارم براتون؟🫠
❤24
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
کارگاه سرچ رایگان بذارم براتون؟🫠
من سیاهی لشکر نمیخوام، میخوام گرگ پرورش بدم؛ یعنی اگه خودمم چرت و پرت گفتم بهم بگید این پستت چرنده ...
واقعا میخوام ۱۰۰ نفر بیان و حضور فعال داشته باشن و واقعا یادبگیرن و به بقیه یادبدن. نسل دانشجوی سرچ نکن رو منقرض کنیم.😐
واقعا میخوام ۱۰۰ نفر بیان و حضور فعال داشته باشن و واقعا یادبگیرن و به بقیه یادبدن. نسل دانشجوی سرچ نکن رو منقرض کنیم.😐
❤18
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
من سیاهی لشکر نمیخوام، میخوام گرگ پرورش بدم؛ یعنی اگه خودمم چرت و پرت گفتم بهم بگید این پستت چرنده ... واقعا میخوام ۱۰۰ نفر بیان و حضور فعال داشته باشن و واقعا یادبگیرن و به بقیه یادبدن. نسل دانشجوی سرچ نکن رو منقرض کنیم.😐
جهت ثبت نام فقط و فقط توی دایرکت تلگرام بهم بگید سرچ چطور کمکتون میکنه و بعدش چطور به دیگران کمک میکنید که اونا هم یادبگیرن.
فقط همین شرط ثبت نام شماست، نه نام تون مهمه، نه رشته تون و ...؛ فقط انگیزه و برنامه تون برای اثرگذاری روی دیگران مهمه.
اگه به ۱۰۰ تا درخواست رسید من برنامه ریزی خواهم کرد برای اجراش.
فقط همین شرط ثبت نام شماست، نه نام تون مهمه، نه رشته تون و ...؛ فقط انگیزه و برنامه تون برای اثرگذاری روی دیگران مهمه.
اگه به ۱۰۰ تا درخواست رسید من برنامه ریزی خواهم کرد برای اجراش.
❤7
🧠چند پرسش نوروساینسی از هیپنوتیزم 1/3
❓ در مطالعهٔ EEG ای که گفته شد افرادِ «هیپنوتیزمپذیرِ بالا» انگار فعالیت از چپ به راست «منتقل» میشود، معیارِ سنجش دقیقاً چه بوده؟ QEEG؟ کانکتیویتی؟ توان؟ میکروستیت؟ عدمتقارن؟
📝پاسخ: در مطالعات کلاسیکِ EEG دربارهٔ هیپنوز، «انتقال» بیشتر بهمعنای تغییر در توان طیفی و نامتقارنی چپ/راست سنجیده شده، نه جابهجاییِ واقعیِ «کارکرد» بین نیمکرهها.
البته ادبیاتِ جدیدتر، بهجای روایت سادهٔ «چپ/راست»، از تغییراتِ شبکهای حرف میزند: در fMRI، افراد با هیپنوتیزمپذیریِ بالا، الگوهای اتصال بین شبکههای کنترل اجرایی (DLPFC)، SN و حالتِ پیشفرض (DMN) متفاوت دارند؛ و در خودِ حالتِ هیپنوز هم الگوهای فعالیت/اتصال این شبکهها عوض میشود.
در واقع امروز بهتر است بگوییم «الگوی شبکهایِ مغز در هیپنوز عوض میشود» نه اینکه صرفاً «کارکرد از چپ به راست میرود».
❓ در مطالعهٔ EEG ای که گفته شد افرادِ «هیپنوتیزمپذیرِ بالا» انگار فعالیت از چپ به راست «منتقل» میشود، معیارِ سنجش دقیقاً چه بوده؟ QEEG؟ کانکتیویتی؟ توان؟ میکروستیت؟ عدمتقارن؟
📝پاسخ: در مطالعات کلاسیکِ EEG دربارهٔ هیپنوز، «انتقال» بیشتر بهمعنای تغییر در توان طیفی و نامتقارنی چپ/راست سنجیده شده، نه جابهجاییِ واقعیِ «کارکرد» بین نیمکرهها.
بهعبارت ساده، دیدهاند توان بعضی باندها در نیمکرهٔ راست نسبت به چپ بیشتر میشود؛ این یعنی «عدمتقارن» زیادتر شده است، نه اینکه شبکهها از چپ به راست کوچ کردهاند.
البته ادبیاتِ جدیدتر، بهجای روایت سادهٔ «چپ/راست»، از تغییراتِ شبکهای حرف میزند: در fMRI، افراد با هیپنوتیزمپذیریِ بالا، الگوهای اتصال بین شبکههای کنترل اجرایی (DLPFC)، SN و حالتِ پیشفرض (DMN) متفاوت دارند؛ و در خودِ حالتِ هیپنوز هم الگوهای فعالیت/اتصال این شبکهها عوض میشود.
در واقع امروز بهتر است بگوییم «الگوی شبکهایِ مغز در هیپنوز عوض میشود» نه اینکه صرفاً «کارکرد از چپ به راست میرود».
❤3
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
🧠چند پرسش نوروساینسی از هیپنوتیزم 1/3 ❓ در مطالعهٔ EEG ای که گفته شد افرادِ «هیپنوتیزمپذیرِ بالا» انگار فعالیت از چپ به راست «منتقل» میشود، معیارِ سنجش دقیقاً چه بوده؟ QEEG؟ کانکتیویتی؟ توان؟ میکروستیت؟ عدمتقارن؟ 📝پاسخ: در مطالعات کلاسیکِ EEG دربارهٔ…
🧠چند پرسش نوروساینسی از هیپنوتیزم 2/3
«تلقین/باور» و اینکه آیا باور به شبهعلم یا حتی باورهای «ضدعلم» میتواند «نتیجه» بدهد؟
بذارید با این مقدمه شروع کنم: اساساً هر نوع درمانی علاوه بر مکانیزم اثر اختصاصی خودش، یک جزء غیر اختصاصی هم داره؛ چه دارودرمانی، چه جراحی و چه درمانهای روانشناختی از جمله هیپنوتیزم.
اثر باور شاید ساده به نظر برسه، اما پژوهشها نشون دادهاند که همین عامل میتونه روی متغیرهایی مثل درد تأثیری همسنگ دارو داشته باشه. این پدیده همون چیزیست که ما بهش پلاسبو میگیم: یعنی انتظار بیمار از درمان، تغییرات واقعی در مغز و بدن ایجاد میکنه.
شبهعلم اثر رو میپذیره، ولی اون رو به نیروهای رازآلود نسبت میده و عملاً جلوی پرسشگری رو میبنده.
بنابراین بله، باور به شبهعلم میتونه نتیجهای موقتی ایجاد کنه. اما این بهمعنای معتبر بودن اون روش نیست. برای اینکه چیزی رو درمان بنامیم باید بدونیم:
روی چه کسانی بیشترین اثر رو داره و روی چه کسانی نداره؟ چه خطرات احتمالی همراهشه؟ در چه مدتی و طی چه روندی باید انتظار اثر داشته باشیم؟ آیا این اثر قابل تکراره یا فقط یک تجربهی فردی بوده؟
هر وقت این پرسشها با شواهد و داده پاسخ داده بشن، ما در قلمروی علم هستیم که سیر مطالعات هیپنوتیزم هم در همین راستاست ؛ و هر وقت صرفاً به ادعا یا باور بسنده کنیم، وارد قلمروی شبهعلم یا حتی ضدعلم میشیم.
«تلقین/باور» و اینکه آیا باور به شبهعلم یا حتی باورهای «ضدعلم» میتواند «نتیجه» بدهد؟
بذارید با این مقدمه شروع کنم: اساساً هر نوع درمانی علاوه بر مکانیزم اثر اختصاصی خودش، یک جزء غیر اختصاصی هم داره؛ چه دارودرمانی، چه جراحی و چه درمانهای روانشناختی از جمله هیپنوتیزم.
اثر باور شاید ساده به نظر برسه، اما پژوهشها نشون دادهاند که همین عامل میتونه روی متغیرهایی مثل درد تأثیری همسنگ دارو داشته باشه. این پدیده همون چیزیست که ما بهش پلاسبو میگیم: یعنی انتظار بیمار از درمان، تغییرات واقعی در مغز و بدن ایجاد میکنه.
پس وقتی کسی از «امامزاده قلقلی»، «درخت مقدس» یا «دعانویس سر کوچه» گزارش بهبود میده، اصل ماجرا اغلب نه به نیروهای خارقالعاده بلکه به همین سیستم عصبی و شبکههای مغزی مربوطه که بهواسطهی باور فعال شدهاند.تفاوتش توی اینه، علم میپرسه: چرا و چگونه این اثر رخ میده؟ چه مکانیزمی پشتشه؟ در چه شرایطی تکرارپذیره؟
شبهعلم اثر رو میپذیره، ولی اون رو به نیروهای رازآلود نسبت میده و عملاً جلوی پرسشگری رو میبنده.
بنابراین بله، باور به شبهعلم میتونه نتیجهای موقتی ایجاد کنه. اما این بهمعنای معتبر بودن اون روش نیست. برای اینکه چیزی رو درمان بنامیم باید بدونیم:
روی چه کسانی بیشترین اثر رو داره و روی چه کسانی نداره؟ چه خطرات احتمالی همراهشه؟ در چه مدتی و طی چه روندی باید انتظار اثر داشته باشیم؟ آیا این اثر قابل تکراره یا فقط یک تجربهی فردی بوده؟
هر وقت این پرسشها با شواهد و داده پاسخ داده بشن، ما در قلمروی علم هستیم که سیر مطالعات هیپنوتیزم هم در همین راستاست ؛ و هر وقت صرفاً به ادعا یا باور بسنده کنیم، وارد قلمروی شبهعلم یا حتی ضدعلم میشیم.
❤6
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
🧠چند پرسش نوروساینسی از هیپنوتیزم 2/3 «تلقین/باور» و اینکه آیا باور به شبهعلم یا حتی باورهای «ضدعلم» میتواند «نتیجه» بدهد؟ بذارید با این مقدمه شروع کنم: اساساً هر نوع درمانی علاوه بر مکانیزم اثر اختصاصی خودش، یک جزء غیر اختصاصی هم داره؛ چه دارودرمانی،…
🧠چند پرسش نوروساینسی از هیپنوتیزم 3/3
❓در کتابهای متافیزیک گزارشهایی مثل «زندگیِ گذشته» یا «دیدارِ روحِ عزیز از دسترفته» با هیپنوتیزم آمده. آیا واقعاً چنین تجربههایی رخ میدهند؟ اصلاً هیپنوتیزمِ علمی با اینها یکی است؟
📝 پاسخ: بله، تجربههای ذهنیِ بسیار زنده در هیپنوز ممکناند؛ اما «زندهبودنِ تجربه» معادلِ واقعیبودنِ محتوای آن نیست. شواهد نشان میدهد هیپنوز میتواند «اطمینانِ ذهنی» را بالا ببرد بدون اینکه «دقتِ حافظه» را بهتر کند و حتی خاطرات کاذب/کنفابولاسیون را زیاد کند؛ بنابراین برای «بازگردانیِ خاطره» ابزار قابلِ اتکایی نیست.
در مطالعات کنترلشده دربارهٔ «زندگیِ گذشته»، نشان داده شده که این گزارشها بیشتر محصولِ انتظار، تلقین و زمینهٔ فرهنگی هستند تا بازیابیِ اطلاعات واقعی از گذشته.
تعریفِ رسمیِ هیپنوتیزمِ علمی طبق کارگروه ۳۰ انجمن روانشناسی آمریکا (APA Division 30):
پس به طور خلاصه ممکن است آدمها در هیپنوز «چیزی را بسیار واقعی تجربه کنند»، اما مدرکی برای واقعنماییِ بیرونیِ آن نداریم.
❓در کتابهای متافیزیک گزارشهایی مثل «زندگیِ گذشته» یا «دیدارِ روحِ عزیز از دسترفته» با هیپنوتیزم آمده. آیا واقعاً چنین تجربههایی رخ میدهند؟ اصلاً هیپنوتیزمِ علمی با اینها یکی است؟
📝 پاسخ: بله، تجربههای ذهنیِ بسیار زنده در هیپنوز ممکناند؛ اما «زندهبودنِ تجربه» معادلِ واقعیبودنِ محتوای آن نیست. شواهد نشان میدهد هیپنوز میتواند «اطمینانِ ذهنی» را بالا ببرد بدون اینکه «دقتِ حافظه» را بهتر کند و حتی خاطرات کاذب/کنفابولاسیون را زیاد کند؛ بنابراین برای «بازگردانیِ خاطره» ابزار قابلِ اتکایی نیست.
در مطالعات کنترلشده دربارهٔ «زندگیِ گذشته»، نشان داده شده که این گزارشها بیشتر محصولِ انتظار، تلقین و زمینهٔ فرهنگی هستند تا بازیابیِ اطلاعات واقعی از گذشته.
تعریفِ رسمیِ هیپنوتیزمِ علمی طبق کارگروه ۳۰ انجمن روانشناسی آمریکا (APA Division 30):
«حالتِ آگاهی با تمرکزِ شدید و کاهشِ آگاهیِ محیطی که در آن ظرفیتِ پاسخ به تلقین افزایش مییابد.»این تعریف و کاربردهای بالینیِ آن (کاهشِ درد، اضطراب، IBS و…) هیچ نسبتی با ادعاهای متافیزیکی ندارند.
پس به طور خلاصه ممکن است آدمها در هیپنوز «چیزی را بسیار واقعی تجربه کنند»، اما مدرکی برای واقعنماییِ بیرونیِ آن نداریم.
هیپنوتیزمِ علمی، چارچوبی درمانی و پژوهشیِ استاندارد دارد؛ ادعاهای متافیزیکی زیرِ این چتر قرار نمیگیرند.
❤6
توی این رشته هیچ شانسی نداری.
ببین این رشتهای که میخوای بری اشباع شده، و همه زدن توی این کار و دیگه جایی برای تو نیست.
کدوم رشته؟ مهم نیست چه رشتهای، وقتی روی یه رشته متمرکز میشی، آدمای مرتبط اون حوزه بیشتر تو چشمت میان، حتی توی شبکه اجتماعی هم خواسته یا ناخواسته بیشتر بهشون توجه میکنی یا دنبالشون میکنی.
پس یه بخشیش راز الگوریتم شبکههای اجتماعیه. اینجوری میشه که توی اینستاگرام، لینکدین و ... میبینی وای همه که دارن میرن علوم شناختی، همه که دارن میرن روانشناسی یا هر رشتهای که دوست داری و شاید به این باور برسی که این رشته جای تو نیست!
از طرفی ریشه در ساقه داره، منظورم ساقه مغز هست (محلی در حوالی اتصال نخاع به مغز)؛ اونجا یه سیستمی به نام فعال ساز مشبک (RAS) وجود داره که یکی از کارهاش فیلتر کردن توجه و برجسته کردن یه موضوع خاص توی ذهنته. از کجا معلوم اینکه همه توی بیوشون زدن cognitive scientist (که پیش خودمون باشه ۹۰ درصدشون الکین.) بخاطر این باشه که این کلیدواژه ها برای ما برجسته تر هستن.
و اما با تشکر از گروهک تروریستی چپ افراطی بادر-ماینهف؛ اون قدیما یروز یه بندهخدایی توی اینترنت پست میکنه نمیدونم چرا از چند روز پیش که اسم گروهک آلمانی بادر-ماینهف رو شنیدم، هرجا نگاه میکنم میبینمش (اینو باباطاهر هم گفته بود ولی کسی اهمیت نداد، به دریا بنگرم دریا تو بینم ...).
بعدا یه زبانشناسی به نام آرنولد زویسکی گفت خوبیت نداره اینجا خانواده نشسته، اسم این پدیده رو گذاشت "Frequency Illusion " یا به ترجمه غلط مصطلح "توهم فراوانی".
دوتا مکانیزم اثر مهم داره:
۱) توجه انتخابی: چیزای مهم یا تازه، بیشتر به چشم میان. (همون داستان ساقه مغز و ...).
۲)سوگیری تایید: بعد که چندبار به واسطه توجه انتخابی دیدی اون موضوع رو، مغزت میگه: دیدی درست گفتم؟ همه الان زدن توی این رشته. یعنی شواهدی که با باور اولیهت سازگار تر باشن رو راحت تر میبینی و به ذهنت میسپاری.
ترکیب اینا نتیجش میشه همون توهم فراوانی.
پس چرا فکر میکنم رشتههای دیگه اینجوری نیستن؟ بخاطر این هست که کلمهای که اولش "K" باشه رو بیشتر از کلماتی که حرف سومش "K" هست یادت میاد.
تورسکی و کانمن در اوایل دهه ۱۹۷۰ همین سوال رو از ملت پرسیدند. جواب مردم چی بود؟ خب واضحه که کلماتی K داره اولش بیشتره؛ این چیزی بود که خیلی از مردم و حتی شما فکر میکنید.
اما واقعیت اینه، کلماتی مثل bake، acknowledge, Lake, Like ... (انتظار که نداری همشو بنویسم.🥲) که حرف سومش K داره چندین برابر کلماتی هستن که اولش K داره.
از اونجا اصطلاح availability heuristic یا "میانبر دسترسی پذیری" برجسته شد؛ فهمیدن آدما چیزایی که بیشتر یادشون میاد، بیشتر توی ذهنشون بهش دسترسی دارن رو فراوانتر تخمین میزنن: یعنی هرچی آسونتر میاد به ذهنت، بیشتر به نظر میرسه.
ربطش اینه به بحثمون، دسترسی پذیری ذهن تو به آدمای توی رشته خودت ممکنه خیلی بیشتر باشه، در نتیجه تعداد آدمایی که توی رشته ات میشناسی رو ممکنه بیشتر از رشته های دیگه که حتی ممکنه یک نفر هم داخلشون نشناسی ارزیابی کنی.
همه اینها آخرششش تورو به این نتیجه میرسونه که اینقدر آدم توی این رشته زیاده که جایی برای تو نیست ...
اما این پست طولانی فقط بیان یک مسئله بود، ما باید بدونیم که با این دانش در عمل باید چجوری تصمیم بگیریم؟ اگه واقعا رشته مون بر اساس آمار اشباع بود چی؟
توی این پست قطعا جاش نیست. ولی اگه بدونم که برای عده زیادی تون مهمه سعی میکنم پستی رو بهش اختصاص بدم و نظر شخصی مو بگم.
ببین این رشتهای که میخوای بری اشباع شده، و همه زدن توی این کار و دیگه جایی برای تو نیست.
کدوم رشته؟ مهم نیست چه رشتهای، وقتی روی یه رشته متمرکز میشی، آدمای مرتبط اون حوزه بیشتر تو چشمت میان، حتی توی شبکه اجتماعی هم خواسته یا ناخواسته بیشتر بهشون توجه میکنی یا دنبالشون میکنی.
پس یه بخشیش راز الگوریتم شبکههای اجتماعیه. اینجوری میشه که توی اینستاگرام، لینکدین و ... میبینی وای همه که دارن میرن علوم شناختی، همه که دارن میرن روانشناسی یا هر رشتهای که دوست داری و شاید به این باور برسی که این رشته جای تو نیست!
از طرفی ریشه در ساقه داره، منظورم ساقه مغز هست (محلی در حوالی اتصال نخاع به مغز)؛ اونجا یه سیستمی به نام فعال ساز مشبک (RAS) وجود داره که یکی از کارهاش فیلتر کردن توجه و برجسته کردن یه موضوع خاص توی ذهنته. از کجا معلوم اینکه همه توی بیوشون زدن cognitive scientist (که پیش خودمون باشه ۹۰ درصدشون الکین.) بخاطر این باشه که این کلیدواژه ها برای ما برجسته تر هستن.
و اما با تشکر از گروهک تروریستی چپ افراطی بادر-ماینهف؛ اون قدیما یروز یه بندهخدایی توی اینترنت پست میکنه نمیدونم چرا از چند روز پیش که اسم گروهک آلمانی بادر-ماینهف رو شنیدم، هرجا نگاه میکنم میبینمش (اینو باباطاهر هم گفته بود ولی کسی اهمیت نداد، به دریا بنگرم دریا تو بینم ...).
بعدا یه زبانشناسی به نام آرنولد زویسکی گفت خوبیت نداره اینجا خانواده نشسته، اسم این پدیده رو گذاشت "Frequency Illusion " یا به ترجمه غلط مصطلح "توهم فراوانی".
دوتا مکانیزم اثر مهم داره:
۱) توجه انتخابی: چیزای مهم یا تازه، بیشتر به چشم میان. (همون داستان ساقه مغز و ...).
۲)سوگیری تایید: بعد که چندبار به واسطه توجه انتخابی دیدی اون موضوع رو، مغزت میگه: دیدی درست گفتم؟ همه الان زدن توی این رشته. یعنی شواهدی که با باور اولیهت سازگار تر باشن رو راحت تر میبینی و به ذهنت میسپاری.
ترکیب اینا نتیجش میشه همون توهم فراوانی.
پس چرا فکر میکنم رشتههای دیگه اینجوری نیستن؟ بخاطر این هست که کلمهای که اولش "K" باشه رو بیشتر از کلماتی که حرف سومش "K" هست یادت میاد.
تورسکی و کانمن در اوایل دهه ۱۹۷۰ همین سوال رو از ملت پرسیدند. جواب مردم چی بود؟ خب واضحه که کلماتی K داره اولش بیشتره؛ این چیزی بود که خیلی از مردم و حتی شما فکر میکنید.
اما واقعیت اینه، کلماتی مثل bake، acknowledge, Lake, Like ... (انتظار که نداری همشو بنویسم.🥲) که حرف سومش K داره چندین برابر کلماتی هستن که اولش K داره.
از اونجا اصطلاح availability heuristic یا "میانبر دسترسی پذیری" برجسته شد؛ فهمیدن آدما چیزایی که بیشتر یادشون میاد، بیشتر توی ذهنشون بهش دسترسی دارن رو فراوانتر تخمین میزنن: یعنی هرچی آسونتر میاد به ذهنت، بیشتر به نظر میرسه.
ربطش اینه به بحثمون، دسترسی پذیری ذهن تو به آدمای توی رشته خودت ممکنه خیلی بیشتر باشه، در نتیجه تعداد آدمایی که توی رشته ات میشناسی رو ممکنه بیشتر از رشته های دیگه که حتی ممکنه یک نفر هم داخلشون نشناسی ارزیابی کنی.
همه اینها آخرششش تورو به این نتیجه میرسونه که اینقدر آدم توی این رشته زیاده که جایی برای تو نیست ...
اما این پست طولانی فقط بیان یک مسئله بود، ما باید بدونیم که با این دانش در عمل باید چجوری تصمیم بگیریم؟ اگه واقعا رشته مون بر اساس آمار اشباع بود چی؟
توی این پست قطعا جاش نیست. ولی اگه بدونم که برای عده زیادی تون مهمه سعی میکنم پستی رو بهش اختصاص بدم و نظر شخصی مو بگم.
❤53
آیا میدانستید معمولا توی کانال من، محتوایی بیشتر بازنشر شده، بیشتر کامنت گرفته، بیشتر ری اکشن گرفته که طولانی تر بوده؟
بهم میگن مردم حوصله ندارن بخونن، میگم جدی میفرمایید پس اینا رو ما از کجا آوردیم؟
https://t.me/NeuroLab_Official/1881
https://t.me/NeuroLab_Official/1696
https://t.me/NeuroLab_Official/1680
بهم میگن مردم حوصله ندارن بخونن، میگم جدی میفرمایید پس اینا رو ما از کجا آوردیم؟
https://t.me/NeuroLab_Official/1881
https://t.me/NeuroLab_Official/1696
https://t.me/NeuroLab_Official/1680
❤21
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab pinned «توی این رشته هیچ شانسی نداری. ببین این رشتهای که میخوای بری اشباع شده، و همه زدن توی این کار و دیگه جایی برای تو نیست. کدوم رشته؟ مهم نیست چه رشتهای، وقتی روی یه رشته متمرکز میشی، آدمای مرتبط اون حوزه بیشتر تو چشمت میان، حتی توی شبکه اجتماعی هم خواسته…»