دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
3.79K subscribers
446 photos
64 videos
63 files
510 links
دانیال نژادمعصوم| مدیرعامل "نفس"؛ مدیر R&D در "آناتومیار" و "ایزایمر".
🎓 پژوهشگر علوم اعصاب و هیپنوتیزم بالینی - مکانیزم عصبی مداخلات غیردارویی برای کنترل درد.

💡 علاقه‌مند به سلامت دیجیتال و توسعه راهکارهای نوآورانه سلامت.
Download Telegram
منابع اصلی دوره آفلاین مبانی هیپنوتیزم در مطالعات علوم اعصاب شناختی

The Routledge International Handbook of Clinical Hypnosis

The Routledge International Handbook of Clinical Hypnosis

Hypnosis for Chronic Pain Management

توی این دوره چیزی که خودم در چند سال کسب کردم رو قراره توی ۱۵ ساعت به طور منسجم و مبتنی بر شواهد بهتون منتقل کنم.

🆔 Telegram |YouTube
4
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
Hypnosis for Chronic Pain Management
هیپنوتیزم چیزی نیست که صرفا توی کتاباشو خونده باشم، چند ساله دغدغه علمی و پژوهشی من هست و دوره هاش رو هرجا چه مدرسین داخل چه خارج کشور گذاشتن رفتم و حتی تا همین لحظه هم دارم میگذرونم.

مصاحبه من با نویسنده این کتاب را ببینید:
https://youtu.be/G_J91FytALw
👍6
به خاطر آوردن تجارب نزدیک به مرگ به کمک هیپنوتیزم

چند روز پیش یک گزارش موردی توسط Prof. Woollacott، استاد بازنشسته فیزیولوژی انسان در دانشگاه اورگن منتشر شد. این میگه میدونیم یه 20-10 درصد از آدما که ایست قلبی و آسیب شدید مغزی رو تجربه می‌کنن دچار تجارب نزدیک به مرگ میشن.

سوالی که وجود داره اینه که چرا این آمار کمه؟ یه جواب ممکن میتونه این باشه که فقط تعداد کمی تجربه‌ش می‌کنن‌. اما نویسنده این سوال رو مطرح می‌کنه که نکنه این آمار بیشتر باشه، و فقط صرفا به دلایلی از جمله آسیب حافظه به یادش نمیارن که گزارش کنن؟
نویسنده با استناد به مشاهده کیسی به نام استفانی آرنولد، میگه یافته ها در تایید سه فرضیه بوده:

۱) تجربه نزدیک به مرگ می‌تونه هنگام ایست قلبی رخ بده اما تا زمانی که از تکنیک های بازگشت به گذشته هیپنوتیزمی استفاده نشه، مشخص نشه.

۲) مردم ممکن است یک اطلاع قبلی از چیزی که در ایست قلبی رخ خواهد داد داشته باشند.

۳)تجربیات نزدیک به مرگ می‌تواند منجر به دگرگونی اساسی در ادراک فرد از زندگی می‌شود

فول‌تکست مقاله هنوز موجود نیست، دیشب بهشون ایمیل زدم؛ منتظرم ...
6👍1
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
فول‌تکست مقاله هنوز موجود نیست، دیشب بهشون ایمیل زدم؛ منتظرم ...
مسئله اینه که حافظه کاذب حین هیپنوز تشدید میشه؛ میخوام ببینم چطور این مسئله رو پاسخ داده.
اختلالی در شمایل یک گرگ 🐺

⚪️#لیکانتروپی، حالت روانی از شخص می‌باشد که در آن فرد باور به این دارد که تبدیل به گرگ شده است. این ایده ممکن است در نگاه اول شبیه یک فیلم ترسناک به نظر برسد؛ اما این یک #سندرم واقعی و بسیار نادر است که باعث می‌شود برخی افراد باور کنند که برای آنها اتفاق می‌افتد. پزشکان از علل دقیق آن مطمئن نیستند و این سندرم را ناشی از #اختلالات عصبی - روانی، عوامل فرهنگی و اجتماعی جوامع و مسائل فیزیکی می‌دانند که علل در هر مورد، متفاوت است. با این که احتمال #درمان آن را رد نمی‌کنند؛ ولی هیچ قطعیتی برای درمان نیز وجود ندارد، درست به‌مانند سندرم‌ها و اختلالات دیگر.

💦نام لیکانتروپی، از کلمات یونانی به معنای "گرگ" و "انسان" گرفته شده است.
طبق افسانه‌های یونان باستان، کوه لیکیوس صحنه گردهمایی سالانه کاهنان بود که در آن جشنی برای قربانیان آماده می‌کردند و به آنان گوشت مخلوط با اعضای انسان می‌خوراندند. طبق افسانه، هر کس آن را می چشید، گرگ می‌شد و نمی‌توانست به انسان تبدیل شود، مگر اینکه به مدت ۹ سال از گوشت انسان دوری می‌کرد.
در قرون وسطی، این سندرم جرم محسوب می‌شد و افراد مظنون به لیکانتروپی در صورت محکومیت، زنده زنده سوزانده می شدند؛ اگرچه این خرافات دیگر رایج نیست و لیکانتروپی کاملا به عنوان یک سندرم پذیرفته شده است؛ اما هنوز آثاری از آن در برخی مناطق ابتدایی و منزوی باقی مانده است.

💦چه چیزی باعث لیکانتروپی می‌شود؟

متخصصان #بالینی اذعان دارند که لیکانتروپی ممکن است شامل یک سندرم محدود به فرهنگ باشد یا یک #بیماری_روانی و #رفتار غیرعادی که توسط هنجارهای فرهنگی یا محیط اطراف شکل می گیرد. کسانی که دارای لیکانتروپی هستند، ممکن است بیماری روانی عمده‌ای مانند #اختلال_دوقطبی، #اسکیزوفرنی یا #افسردگی #روان‌پریشی داشته باشند. آنها همچنین ممکن است #داروهای_توهم‌زا مصرف کنند، الکل بنوشند یا #صرع داشته باشند.

💦علائم لیکانتروپی چیست؟

تغییرات فیزیکی در بدن فرد مبتلا هنگام نگاه کردن به آینه، ایجاد صداهایی شبیه به زوزه گرگ، هوس خوردن گوشت خام، چهار دست و پا راه رفتن و... از برخی علائم نادر این سندرم می‌باشد. طی تحقیقات انجام شده، معدود افرادی‌ که لیکانتروپی را تجربه کرده‌اند، می‌گویند لحظاتی را حس کرده‌اند که تشخیص داده‌اند انسان هستند؛ اما می‌توانند به گذشته نگاه کنند و احساس خود را مانند یک گرگ به یاد بیاورند.

💦شیوع لیکانتروپی چگونه است؟

طبق مطالعات صورت گرفته بر روی این سندرم مشخص شد که لیکانتروپی به احتمال زیاد در میان افرادی که به تناسخ و انتقال روح اعتقاد دارند شایع‌تر از سایر افراد است.

💦چگونه درمان می شود؟

همانطور که پیش‌تر گفته شد، این سندرم با بیماری‌های دیگری چون افسردگی یا #شیدایی نیز همراه است و در این صورت پزشکان ممکن است به شما داروهای ضد افسردگی یا داروهای تنظیم کننده خلق و خو و ضد روان پریشی هم بدهند. علائم معمولاً با گذشت زمان بهتر می‌شوند یا از بین می‌روند.
مسلّم است که تحقیقات بیشتری لازم است تا بدانیم آیا درمان سایر مسائل پزشکی، می‌تواند از آن جلوگیری کند یا آن را بهبود بخشد یا خیر؟!

🔗Credit: Webmd(2022)

0️⃣1️⃣ یادداشتی که خواندید، دهمین پست از پرونده #اختلالات_نادر سایکی‌ساینس بود.

🌱منتظر دیگر پست‌های این پرونده باشید...

🛸 Psyche Science by Cognition World
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7👍2🔥2🌚1
FillCast - فیل‌کست
🐺 گرگینه‌ها چی هستن، از کجا اومدن و نقش ماه در شکل گرفتن اونا چی بوده؟
بچه ها این پادکست فوق العاده جالب بود برام، مدت ها پیش گوش دادم که پست بالا منو یادش انداخت!
گفتگو - لیکانتروپی در تاریخ پزشکی و ادبیات
فرانک عالم‌بی‌زر
🎙 لیکانتروپی در تاریخ و ادبیات

مهمان
🔰 فرانک عالم‌بی‌زر
🔸 کارشناس تاریخ و دانشجوی دکتری تاریخ پزشکی

🐺 لیکانتروپی بالینی، یک سندروم روان‌شناسی است که فرد این توهم را می‌زند که می‌تواند به شکل یک حیوان دیگر در بیاید.

🐺 در قدیم زیاد دیده شده که فرد یا افرادی ادعا کرده‌اند گرگینه بوده و به راحتی می‌توانند هر ماه به گرگ تبدیل شوند. این دسته از افراد از لیکانتروپی رنج می‌برند؛ یک اختلال روان‌شناسی به شدت نادر که در این اپیزود درباره‌ی این بیماری صحبت می‌شود.

@FillCast
🔥1
#مغزانه: چرا بعضی کودکان خیلی مضطرب می‌شن؟
توی این پست، یک مطالعه طولی جالب برای ارتباط اجتنابی بودن کودکان و میزان اضطراب آنها در سالهای بعد شرح داده شده است. این مطالعه بینش های جدیدی در ارتباط با شناسایی کودکان مستعد اختلالات اضطرابی در آینده می‌دهد.

🆔 Telegram |YouTube
10🔥1
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
Photo
پروژه مغزانه رو قرار بود مدت ها پیش با مشارکت دوستی شروع کنیم، و قرار بود پروژه تحت حمایت یکی از ارگان های علوم اعصاب ایران برای کودک و نوجوان محتوا تولید کنیم. این قضیه مصادف شد با یک جنبش بزرگ اجتماعی و توی اون حال بد قائدتا کسی انگیزه ای برای استارت چنین پروژه ای نداشت ...

محتواهایی که جلو به جلو آماده کرده بودم تا رسما کار رو شروع کنیم رو اخیرا توی لپ تاپم دیدم، گفتم کم‌کم منتشرشون کنم اگه بازخورد مثبتی گرفت ادامه بدم.

این سبک اسلایدی برای اینستاگرام طراحی شده بود، اما نمیدونم توی تلگرام هم جوابه یا نه!
👏9👍3
روان‌شناسی تکاملی: انقلابی در علوم رفتاری؟!

دیوید باس، از سردمداران روان‌شناسی تکاملی، در سال ۲۰۲۰ روان‌شناسی تکاملی را انقلابی علمی در حوزه‌ی علوم رفتاری معرفی کرد. این درحالی‌ست که نقدهای متعددی از درون برنامه‌ی پژوهشی تکامل به آن وارد است، چه رسد به نقدهای افرادی از دیگر برنامه‌های پژوهشی علمی خارج از برنامه‌ی تکامل.
نقدهای ایدئولوژیک خارج از دایره‌ی علم، که کلاً تکامل را نمی‌پذیرند، به کنار؛ اما دسته‌ی بزرگی از فیلسوفان زیست‌شناسی، که خود از مروجان اصلی داروینیسم‌اند، از منتقدان روان‌شناسی تکاملی‌اند. این دسته و بسیاری از دانشمندان رشته‌های همسایه (سوسیوبیولوژی، هم‌تکاملی‌ژن-فرهنگ، بوم‌شناسی‌رفتاری انسان، میمتیک، و غیره)، مخالف تبیین‌های تکاملی مبتنی بر مکانیسم‌های شناختیِ مورد اشاره‌ی روان‌شناسان تکاملی‌اند، زیرا این مکانیسم‌ها را بیش از حد نظری و بدون پشتوانه‌ی تجربی می‌دانند. جنس این مجادله به خوبی نشان می‌دهد که همان‌طور که ارنست مایر نیز گفته بسیاری از مجادلات پیرامون تکامل ریشه‌های فلسفی دارند. بحث فلسفی پیرامون شرایط واقعی دانستن یک هستومند در ایضاح وجوه اختلاف این مجادله راهگشاست و می‌توان استدلال‌هایی به نفع واقعی انگاشتن مکانیسم‌های مورد اشاره‌ی روان‌شناسان تکاملی عرضه کرد. اما در اینجا به جای بازکردن این بحث، و بدون اشاره به بحث "وجود" در متافیزیک تحلیلی، به مقاله‌ی جالبی اشاره کنیم که دعوی باس مبنی بر «انقلابی بودن» روان‌شناسی تکاملی را به شیوه‌ای تجربی، و نه فلسفی، نقد کرده است.

کدام انقلاب؟!
اگر در حوزه‌ای علمی انقلابی رخ دهد انتظار چه تغییری در پژوهش‌های آن حیطه داریم؟ قاعدتاً باید انتظار افزایش پژوهش‌ها در آن حوزه، و کاهش پژوهش‌ها در حوزه‌ی سرنگون‌شده را داشته باشیم. روان‌شناسان تکاملی مدعی‌اند که آنچه را «مدل استاندارد علوم اجتماعی» می‌نامند سرنگون کرده‌اند. طبق تعریف ایشان از این مدل، که ازجمله رفتارگرایی اسکینری را نیز شامل می‌شود، ذهن نوزاد به مثابه لوحی نانوشته و مغز کامپیوتری همه‌کاره است. همچنین به جای نگریستن از منظری زیستی از منظر فرهنگی-اجتماعی رفتار انسان را تبیین می‌کنند.
در این پژوهش تعداد مقالاتی که در دهه‌های گذشته در حوزه‌ی روان‌شناسی تکاملی و مدل استاندارد نگاشته‌ شده‌اند مقایسه شد. نتیجه این بود که کلیت رویکردهای تکاملی در معنای عام آن گسترش یافته، اما گسترش مدل استاندارد بیشتر بوده است! هم تعداد متون چاپ‌شده در مدل استاندارد، و هم رشد آن از رشد روان‌شناسی تکاملی بیشتر بوده است. نویسنده نتیجه می‌گیرد که این چه انقلابی بوده که رقیب اصلی‌اش بیشتر رشد کرده‌؟
 
نقد مقاله
در پاسخ به این ادعا دو پژوهشگر طرفدار روان‌شناسی تکاملی به سراغ بانک داده‌ها و نحوه‌ی تحلیل پژوهشگر قبلی رفتند و چند خطا را رصد کردند. مثلاً واژگانی که برای روان‌شناسی تکاملی انتخاب شده بود بسیار محدودتر بود و در مقابل واژگانی برای مدل استاندارد در نظر گرفته شده بود که فراتر از آن حوزه بودند. مثلاً واژه‌ی culture به عنوان یکی از کلیدواژه‌های مدل استاندارد در نظر گرفته شد درحالی‌که اولاً روان‌شناسی تکاملی نیز به این موضوع می‌پردازد و ثانیاً این اصطلاح برای کشت سلولی و باکتریایی در علوم پزشکی نیز استفاده می‌شود و آن مقالات نیز به حساب مدل استاندارد گذاشته شده بود. به‌علاوه بسیاری از نشریات مورد مطالعه «معتبر» نبودند. با انجام این اصلاحات مشخص شد که هر دو پارادایم رقیب وضعیت نسبتاً مشابهی دارند و هر دو به یک میزان پیشرفت کرده‌اند و قدری وضعیت رشد روان‌شناسی تکاملی بهتر است.

تحلیل
هستومندهای نظری مورداشاره در روان‌شناسی تکاملی وضعیت بدتری نسبت به سایر هستومندهای نظری روان‌شناسی ندارند. بنابراین بسیاری از نقدها وارد نیست، یا لااقل برخی از نقدها تیغی دودم است (مثلاً از منظر هستی‌شناسی به وجود ژن‌ها، فرهنگ، و میم‌ها که در نظریه‌های رقیب از آنها سخن گفته می‌شود نیز نقدهای مشابهی وارد است.)

اما دو نقد بزرگ‌تر به روان‌شناسان تکاملی وارد است که این دو مقاله به آنها اشاره‌ای ندارند.

۱. شکل‌گیری روان‌شناسی در تمامی شاخه‌هایش وامدار تکامل است. کافی‌ست به خوانش تکاملی ویلیام جیمز، که از پدران روان‌شناسی مدرن است، نگاهی کنیم. اسکینر نیز در آخرین سخنرانی قبل از مرگ به صراحت بر وجوه تکاملی رفتارگرایی اشاره کرد. روان‌شناسی غریزه و کردارشناسیِ ابتدای قرن بیستم هم کاملأ تکاملی بود.

۲. روان‌شناسان تکاملی باید از منظر معرفت‌شناسی تکاملی موضع خود را با رقبا مقایسه کنند. مدل‌های استاندارد علوم اجتماعی از منظری دیگر جهان را مدل می‌کنند و بنابراین رقیب رویکردهای تکاملی نیستند؛ مکمل آن هستند.
شاید برای اخذ بودجه‌های پژوهشی‌ست که روان‌شناسان تکاملی مدل خود را انقلابی می‌نامند تا در اهمیت آن بزرگنمایی کنند.
   
هادی صمدی
@evophilosophy
  
🔥2👍1
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
چند روز پیش یک گزارش موردی توسط Prof. Woollacott، استاد بازنشسته فیزیولوژی انسان در دانشگاه اورگن منتشر شد
گفتن الان بسیار سرشون شلوغه، پیشنهاد دادن ماه اکتبر مصاحبه ای که گفته بودم رو انجام بدیم.
اگه دوست دارید به محض آپلود شدن، با خبر بشید عضو کانال یوتیوب باشید:
https://youtube.com/@NeuroLab_Official

اونجا با خود محققان گپ می‌زنیم و مقاله هارو از چشم متخصصین می‌بینیم:)
😍6
💌تماس فیزیکی با شریک عاطفی فراتر از نشانه ای برای ابراز علاقه است.🧠

وقتی به بعضی افراد گفته میشود که چرا همسرت رو بغل نمیکنی، دستاشو نمیگری و ... ممکن است در جواب بگویند که مهم اینه که من از درون دوسش دارم، اینها همه اش قرتی بازیه.

برخی مانند گری چاپمن چنان برای لمس فیزیکی اهمیت قائل هستند که او این عمل را در کتاب پنج زبان عشق، مدل زبان های پنجگانه را معرفی می‌کند و لمس فیزیکی را یکی از زبان های ابراز عشق می‌داند.

اینجا به طور خلاصه قصد دارم به این مسئله بپردازم که فراتر از ابراز علاقه (یا به قول بعضی قرتی بازی) آیا این کار مزایای دیگری نیز دارد؟

🔺دستانی برای آرامش
در مطالعه گروون و همکاران در سال ۲۰۰۳ بر روی ۱۸۳ نفر، افراد را به دو گروه دریافت تماس عاطفی و بدون دریافت تماس عاطفی تقسیم کردند. در گروه اول به زوج ها گفته شده بود که ده دقیقه یک فیلم رمانتیک ببینند و بعد آن بیست ثانیه همدیگر را در آغوش بگیرند.
در گروه دیگر گفتند که ده دقیقه و بیست ثانیه کنار هم کاری نکنند.
بعد از این مرحله قرار شد که شرکت کنندگان در یک موقعیت استرس آور مثل سخنرانی برای عموم قرار بگیرند. در گروه دریافت تماس عاطفی به طور قابل توجهی افزایش فشار خون سیستولی و دیاستولی، ضربان قلب کمتر از گروه دیگر بوده است.

🔺دست در دست هم زیر اسکن fMRI
باور کنید گرفتن دستها از آنچه فکر میکردید مهم تر است؛ حتی اینکه کیفیت رابطه دو نفر چگونه است بر اثرات مفید گرفتن دست ها تاثیر میگذارد. جیمز کوئان و همکارانش در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه ویرجینیا طی یک کار آزمایی بالینی روی این موضوع به نتایج جالبی رسیدند. آنها مغز ۱۶ زن متأهل را در سه تحت fMRI بررسی کردند: ۱) گرفتن دست همسر. ۲)گرفتن دست یک آزمایشگر ناشناس. ۳)نگرفتن دست هیچکس. و همزمان در معرض شوک الکتریکی قرار گرفتند تا احساس ترس به آنها القا شود.
وقتی افراد دست پارتنر خود را گرفته بودند، مناطق مرتبط با ترس، بخصوص آمیگدال کمتر فعال شدند، اما اگر فرد رضایت کمتری از رابطه داشت میزان مهار ترس در آنها کمتر بود. گرفتن دست غریبه و نگرفتن دست هیچکس تغییر خاصی در فعالیت نواحی مغزی دخیل در ترس ایجاد نکردند.

🔺گرفتن دستها راهی برای اتصال مغز ها
شاید در فیلم ها دیده باشید که هنگام شروع درد زایمان، که مرد عاشق ماجرا دست همسرش را میگیرد و میگوید عزیزم من همینجام!
سوالی که پیش میاد اینه که آیا گرفتن دست ممکن است واقعا تاثیری در کاهش درد داشته باشد؟

گلدشتاین و همکارانش در سال ۲۰۱۸ سعی کرده اند این پدیده را مورد مطالعه قرار بدهند. آنها ۲۲ زوج که حداقل یکسال در یک رابطه رمانتیک بوده اند را به دو گروه کلی «دریافت کننده درد» و «مشاهده کننده درد» تقسیم کردند (در هر رابطه زن محرک دردناک دریافت میکرد، و پارتنرش مشاهده گر بود) و امواج مغزی آنها را در سه سناریو زیر مورد مطالعه قرار دادند.

این سناریوها شامل نشستن در یک اتاق و
بدون تماس، نشستن در یک اتاق در دست هم را گرفتن و نشستن در اتاق های جداگانه.


تجزیه و تحلیل داده های EEG نشان داد صرف در کنار یکدیگر بودن، چه همراه با لمس باشد چه نباشد، با مقداری هماهنگی امواج مغزی در باند alpha mu طرفین همراه بود. بیشترین هماهنگی مغز زوجین زمانی بود که هنگام درد، دست فرد گرفته شده بود.

آزمایشات بعدی بر روی سطح همدلی شریک مرد نشان داد که هر چه او نسبت به درد پارتنرش همدلی بیشتری داشته باشد، فعالیت مغز آن دو بیشتر همگام می شود.  هر چه مغز آنها بیشتر هماهنگ می شد، درد زن بیشتر فروکش می کرد.

💢با این حساب به نظر میرسد گرفتن دست ها فراتر از چیزی بوده است که پیش از این فکر میکردیم، این کار فرصتی استثنایی برای داشتن لحظاتی بهتر کنار یکدیگر است.


🆔
Telegram |YouTube
😍10👍2👏1