😁8👍7🌚6
#کوتاه_نوشته تحریک مغزی تک جلسه ای توسط tDCS تنها میتواند حدود یک ساعت پلاستیسیتی شبه LTP ایجاد کند؛ اما تکرار تحریک مغزی مثلا با فاصله ۳۰ دقیقهای میتواند حداقل تا ۲۴ ساعت اثرات تحریک را حفظ کند.
کاربست بالینی- پژوهشی:
✔️از یک پروتوکل تحریکی که شامل چندین جلسه تحریک است میتوانیم انتظار داشته باشیم که به طور تصاعدی اثرگذاری افزایش پیدا کند.
✔️اگر در پژوهش قصد داریم اثرگذاری مونتاژ خاصی را در گروه یکسانی مقایسه کنیم؛ میتوانیم بعد از یک جلسه تحریک و گذشت حداکثر مدت ماندگاری اثر که در مقالات ذکر شده، مونتاژ دیگری را ارائه دهیم و اثرگذاری این دو را مقایسه کنیم بدون اینکه نگران باشیم، جلسه تحریک قبلی بر نتایج جلسه تحریک بعدی تداخل ایجاد کرده باشد.
🆔 Telegram |YouTube
#tDCS
#NIBS
کاربست بالینی- پژوهشی:
✔️از یک پروتوکل تحریکی که شامل چندین جلسه تحریک است میتوانیم انتظار داشته باشیم که به طور تصاعدی اثرگذاری افزایش پیدا کند.
✔️اگر در پژوهش قصد داریم اثرگذاری مونتاژ خاصی را در گروه یکسانی مقایسه کنیم؛ میتوانیم بعد از یک جلسه تحریک و گذشت حداکثر مدت ماندگاری اثر که در مقالات ذکر شده، مونتاژ دیگری را ارائه دهیم و اثرگذاری این دو را مقایسه کنیم بدون اینکه نگران باشیم، جلسه تحریک قبلی بر نتایج جلسه تحریک بعدی تداخل ایجاد کرده باشد.
🆔 Telegram |YouTube
#tDCS
#NIBS
👍6
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
کیک رولتی منشا تکاملی داره
مث اینکه بعضیا مخالف بودن با این شواهد☹️ اما وقتی دعوای مادر شوهر و عروس، کفش پاشنه بلند، پلی گامی، نر آلفای بی اعصاب اما جذاب ... تعبیر تکاملی داره، این کیک خوشمزه ها بی انصافیه تکاملی نباشه.🙂↔️
😁1
#کوتاه_نوشته پرسیدن که آیا میشه توی رابطه متعهدانه بود، اما دوست جنس مخالف داشت و خیلی راحت بود باهاش؟
بله قطعا میشه دوست جنس مخالف داشت، صمیمی بود باهاش، باهاش رفت تفریح، سینما ... از دلتنگی ها و اینکه چقدر حس مثبت بهم دارید صحبت کرد؛ چیه چرا اینجوری نگام میکنید؟ به شرطی که اون دوست پارتنر آدم باشه.
در این راستا این لینک گرچه مطالعات رو رفرنس نداده اما مفید هست چون من خیلی از چیزای که گفته رو از منابعی خوانده بودم و میدونم احتمال زیاد متن معتبری هست:
https://medium.com/@ansonservice/can-a-man-and-woman-be-just-friends-7f889bea4eb9
🆔 Telegram |YouTube
بله قطعا میشه دوست جنس مخالف داشت، صمیمی بود باهاش، باهاش رفت تفریح، سینما ... از دلتنگی ها و اینکه چقدر حس مثبت بهم دارید صحبت کرد؛ چیه چرا اینجوری نگام میکنید؟ به شرطی که اون دوست پارتنر آدم باشه.
در این راستا این لینک گرچه مطالعات رو رفرنس نداده اما مفید هست چون من خیلی از چیزای که گفته رو از منابعی خوانده بودم و میدونم احتمال زیاد متن معتبری هست:
https://medium.com/@ansonservice/can-a-man-and-woman-be-just-friends-7f889bea4eb9
🆔 Telegram |YouTube
👍11
قصد دارم به زودی درباره حوزه پژوهشی مورد علاقه ام که تقریبا از سال ۹۸ درگیرش هستم یک دوره برگزار کنم؛ عنوان دوره این خواهد بود:
مبانی مداخلات هیپنوتیزمی در پژوهش های علوم اعصاب شناختی
جاهای زیادی برای تدریس مهارت های درمانی مرتبط با هیپنوتیزم وجود داره، اما تاکید و تمرکز من در این دوره جنبه های نظری و پژوهشی این موضوع هست.
چرا که با افرادی برخورد داشتم که کلاس های هیپنوتیزم درمانی را تا سطوح عالی ادامه داده اند اما زمانی که میخواهند در این زمینه پژوهشی را انجام دهند، هیچ دید خاصی ندارند.
دوست داشتم که در راستای علاقه خودم و کمبودی که حس میکردم این دوره را استارت بزنم. قراره که از بروز ترین کتب و مقالات این حوزه برای تدریس مباحث استفاده کنم.
به زودی جزئیات بیشتر و کوریکولوم آموزشی دوره را به اشتراک خواهم گذاشت ...
🆔 Telegram |YouTube
مبانی مداخلات هیپنوتیزمی در پژوهش های علوم اعصاب شناختی
جاهای زیادی برای تدریس مهارت های درمانی مرتبط با هیپنوتیزم وجود داره، اما تاکید و تمرکز من در این دوره جنبه های نظری و پژوهشی این موضوع هست.
چرا که با افرادی برخورد داشتم که کلاس های هیپنوتیزم درمانی را تا سطوح عالی ادامه داده اند اما زمانی که میخواهند در این زمینه پژوهشی را انجام دهند، هیچ دید خاصی ندارند.
دوست داشتم که در راستای علاقه خودم و کمبودی که حس میکردم این دوره را استارت بزنم. قراره که از بروز ترین کتب و مقالات این حوزه برای تدریس مباحث استفاده کنم.
به زودی جزئیات بیشتر و کوریکولوم آموزشی دوره را به اشتراک خواهم گذاشت ...
🆔 Telegram |YouTube
Telegram
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
دانیال نژادمعصوم| مدیرعامل "نفس"؛ مدیر R&D در "آناتومیار" و "ایزایمر".
🎓 پژوهشگر علوم اعصاب و هیپنوتیزم بالینی - مکانیزم عصبی مداخلات غیردارویی برای کنترل درد.
💡 علاقهمند به سلامت دیجیتال و توسعه راهکارهای نوآورانه سلامت.
🎓 پژوهشگر علوم اعصاب و هیپنوتیزم بالینی - مکانیزم عصبی مداخلات غیردارویی برای کنترل درد.
💡 علاقهمند به سلامت دیجیتال و توسعه راهکارهای نوآورانه سلامت.
👍10😁1
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
#کوتاه_نوشته پرسیدن که آیا میشه توی رابطه متعهدانه بود، اما دوست جنس مخالف داشت و خیلی راحت بود باهاش؟ بله قطعا میشه دوست جنس مخالف داشت، صمیمی بود باهاش، باهاش رفت تفریح، سینما ... از دلتنگی ها و اینکه چقدر حس مثبت بهم دارید صحبت کرد؛ چیه چرا اینجوری نگام…
#کوتاه_نوشته اینو جدی بگیرید، این صرفا میم نیست؛ جان گاتمن وقتی توی کتاب چگونه عشق پایدار میماند به بخش مربوط به خیانت میرسه یه صحنه مشابه با همین رو برای یک مرد ترسیم میکنه که با همسرش به مشکل خورده و فکر میکند اگر صرفا با زن دیگری حرف بزند چیزی نخواهد شد.
مشکلات تون رو تا جایی که میتونید بین خودتون حل کنید، حتی بین دوستان همجنس خودتون هم مطرح نکنید چه برسه غیر همجنس!
هیچ کس اندازه خودتون درک کاملی از شرایط رابطه شما نداره، غیر از خودتون تنها یک نفر صلاحیت مطرح کردن باهاش رو داره و اون هم مشاور تون هست.
🆔 Telegram |YouTube
مشکلات تون رو تا جایی که میتونید بین خودتون حل کنید، حتی بین دوستان همجنس خودتون هم مطرح نکنید چه برسه غیر همجنس!
هیچ کس اندازه خودتون درک کاملی از شرایط رابطه شما نداره، غیر از خودتون تنها یک نفر صلاحیت مطرح کردن باهاش رو داره و اون هم مشاور تون هست.
🆔 Telegram |YouTube
❤17👍4
سال ۱۴۰۰ حدود ۱.۵ ساعت درباره عصب شناسی هیپنوتیزم در سمینار آزمایشگاه ملی نقشه برداری مغز صحبت کردم، از اون موقع تا الان یکسری ترند جدید به این حیطه اضافه شده که توی این دوره مبسوط بهش میپردازم.
https://nbml.ir/fa/events/The-7th-Interdisciplinary-Seminar-of-Iran%E2%80%99s-Brain-Mapping-Student-Branch
https://nbml.ir/fa/events/The-7th-Interdisciplinary-Seminar-of-Iran%E2%80%99s-Brain-Mapping-Student-Branch
👏7
🔮تفکر جادویی چیست و چه اهمیتی دارد؟
تفکر جادویی در روانشناسی به باوری گفته میشود که افکار، آرزوها، یا اعمال فرد میتوانند بر جهان خارجی تأثیر بگذارند به شیوههایی که قوانین علت و معلول را نقض میکنند. این نوعی از سوگیری شناختی است که در آن افراد باور دارند که میتوانند رویدادها را که معمولاً تحت کنترل شخصی نیستند، کنترل یا پیشبینی کنند.
🧿نمونه هایی از تفکر جادویی:
خرافات: باور به اینکه رفتارها یا آیینهای خاصی، مانند کوبیدن بر چوب، میتوانند بر رویدادهای آینده تأثیر بگذارند.
تفکر نمادین: فرض کردن اینکه اعمال شخصی، مانند پوشیدن پیراهن خوششانسی، میتواند بر نتیجه یک بازی تأثیر بگذارد.
باورهای جانپندارانه: نسبت دادن ویژگیهای مشابه زندگی به اشیاء بیجان، مانند باور به اینکه یک اتومبیل شخصیت دارد.
ادغام فکر-عمل: باور به اینکه تنها فکر کردن به یک رویداد میتواند باعث وقوع آن شود، مانند فکر کردن به تصادف عزیزان و رخ دادن آن.
🪄اهمیت تفکر جادویی:
رشد کودک: تفکر جادویی بخشی طبیعی از رشد کودکان است و خلاقیت و تخیل را تقویت میکند.
مکانیزم مقابلهای: به عنوان یک استراتژی مقابلهای عمل میکند و ارائه آرامش و حس کنترل در شرایط مبهم را فراهم میآورد.
آیینهای فرهنگی: بسیاری از آیینها و سنتهای فرهنگی بر پایه تفکر جادویی بنا شدهاند و نقش مهمی در همبستگی اجتماعی و هویت دارند.
در حالی که تفکر جادویی در کودکان بیشتر برجسته است، در بزرگسالان نیز به شکلهای مختلف ادامه دارد، اغلب در همآمیخته با باورهای فرهنگی و مذهبی.
👤این گفته های فردی بر اساس تفکرات جادویی اش است:
🆔 Telegram |YouTube
دانیال نژادمعصوم - دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه زنجانتفکر جادویی در روانشناسی به باوری گفته میشود که افکار، آرزوها، یا اعمال فرد میتوانند بر جهان خارجی تأثیر بگذارند به شیوههایی که قوانین علت و معلول را نقض میکنند. این نوعی از سوگیری شناختی است که در آن افراد باور دارند که میتوانند رویدادها را که معمولاً تحت کنترل شخصی نیستند، کنترل یا پیشبینی کنند.
🧿نمونه هایی از تفکر جادویی:
خرافات: باور به اینکه رفتارها یا آیینهای خاصی، مانند کوبیدن بر چوب، میتوانند بر رویدادهای آینده تأثیر بگذارند.
تفکر نمادین: فرض کردن اینکه اعمال شخصی، مانند پوشیدن پیراهن خوششانسی، میتواند بر نتیجه یک بازی تأثیر بگذارد.
باورهای جانپندارانه: نسبت دادن ویژگیهای مشابه زندگی به اشیاء بیجان، مانند باور به اینکه یک اتومبیل شخصیت دارد.
ادغام فکر-عمل: باور به اینکه تنها فکر کردن به یک رویداد میتواند باعث وقوع آن شود، مانند فکر کردن به تصادف عزیزان و رخ دادن آن.
🪄اهمیت تفکر جادویی:
رشد کودک: تفکر جادویی بخشی طبیعی از رشد کودکان است و خلاقیت و تخیل را تقویت میکند.
مکانیزم مقابلهای: به عنوان یک استراتژی مقابلهای عمل میکند و ارائه آرامش و حس کنترل در شرایط مبهم را فراهم میآورد.
آیینهای فرهنگی: بسیاری از آیینها و سنتهای فرهنگی بر پایه تفکر جادویی بنا شدهاند و نقش مهمی در همبستگی اجتماعی و هویت دارند.
در حالی که تفکر جادویی در کودکان بیشتر برجسته است، در بزرگسالان نیز به شکلهای مختلف ادامه دارد، اغلب در همآمیخته با باورهای فرهنگی و مذهبی.
👤این گفته های فردی بر اساس تفکرات جادویی اش است:
«هر کاری که در زندگیم انجام میدهم چهار تا است. چهار عدد شانس من است. ساعت بالای سر من فقط اعداد یک تا چهار را دارد زیرا آنها تنها اعدادی هستند که اهمیت دارند. من هرگز نتوانستم کاری را فقط سه بار انجام دهم. باید چهار برابر شود. وقتی ریملم را می زنم همیشه به عدد چهار می رسد. اگر آن را به درستی انجام ندهم، مثلاً اگر اشتباه حساب کنم یا درست به نظر نمی رسد، باید از نو شروع کنم.»منبع
مادری معتقد است قیچی را زیاد بهم زدن باعث ایجاد دعوا میشود. و کودک اش را بخاطر اینکه قیچی را بر هم میزند تنبیه میکند.✨مهم است که بدانیم در حالی که تفکر جادویی میتواند در برخی زمینهها بیضرر و حتی مفید باشد، اگر بر تفکر انتقادی و درک مبتنی بر شواهد غلبه کند میتواند منجر به تصمیمگیریها و باورهای غیرمنطقی شود که انواع شدید آن در برخی اختلالات روانپزشکی قابل مشاهده است.
🆔 Telegram |YouTube
👍7❤3
دانیال نژادمعصوم| NeuroLab
🔮تفکر جادویی چیست و چه اهمیتی دارد؟ دانیال نژادمعصوم - دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه زنجان تفکر جادویی در روانشناسی به باوری گفته میشود که افکار، آرزوها، یا اعمال فرد میتوانند بر جهان خارجی تأثیر بگذارند به شیوههایی که قوانین علت و معلول…
این مجسمه جان هاروارد(یکی از بنیانگذاران دانشگاه هاروارد)، در دانشگاه هاروارد است؛ بنظرتون چرا کفش پای چپش روشن تر از پای دیگر است؟
گردشگران اغلب، انگشتِ کفشِ پای چپِ مجسمه جان هاروارد را به دلیل باور غلطی که این کار را سنّتِ دانشجوهای هاروارد میداند و باعث خوش شانسی است، میمالند.
🆔 Telegram |YouTube
🆔 Telegram |YouTube
😁13🌚1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⭕️پرونده #نر_آلفا [بخش اول]: نخستی شناس هلندی وجود تیپ شخصیتی آلفا را بی اعتبار میداند!
💢به گفته فرانس دی وال، نخستی شناس، همه حیوانات اجتماعی سلسله مراتبی را ایجاد می کنند، اما «نر آلفا» بودن صرفاً به معنای قدرت یا ارعاب نیست. یک مرد آلفا اغلب می تواند شخصیتی باشد که برای همدلی و محافظت کردن از دیگران تحسین می شود.
💢دی وال از برداشت نادرست این اصطلاح به عنوان مترادف با "قلدر" انتقاد می کند. او مفهوم جنسیت را بیشتر مورد بررسی قرار می دهد و انعطاف پذیری آن را استدلال می کند و وجود تنوع فردی قابل توجه در رفتار در میان نخستی ها را برجسته می کند. دی وال بر همدلی به عنوان یک عامل کلیدی در انسجام اجتماعی تأکید میکند و پیشنهاد میکند که این خصیصه ممکن است به وجود اخلاقیات در میان نخستیها برگردد.
💢با وجود پیشرفتهای ما، او معتقد است که انسانها از نظر احساسی و اجتماعی اساساً شبیه به نخستیها هستند.
منبع:
Big Think
🆔 Telegram |YouTube
💢به گفته فرانس دی وال، نخستی شناس، همه حیوانات اجتماعی سلسله مراتبی را ایجاد می کنند، اما «نر آلفا» بودن صرفاً به معنای قدرت یا ارعاب نیست. یک مرد آلفا اغلب می تواند شخصیتی باشد که برای همدلی و محافظت کردن از دیگران تحسین می شود.
💢دی وال از برداشت نادرست این اصطلاح به عنوان مترادف با "قلدر" انتقاد می کند. او مفهوم جنسیت را بیشتر مورد بررسی قرار می دهد و انعطاف پذیری آن را استدلال می کند و وجود تنوع فردی قابل توجه در رفتار در میان نخستی ها را برجسته می کند. دی وال بر همدلی به عنوان یک عامل کلیدی در انسجام اجتماعی تأکید میکند و پیشنهاد میکند که این خصیصه ممکن است به وجود اخلاقیات در میان نخستیها برگردد.
💢با وجود پیشرفتهای ما، او معتقد است که انسانها از نظر احساسی و اجتماعی اساساً شبیه به نخستیها هستند.
ترجمه کلیپ در کامنت ها ...منبع:
Big Think
🆔 Telegram |YouTube
❤5👍1
Forwarded from آکادمی دنیای شناخت
تغییر در عملکرد مغز با رفتن به فضا 🛸
🛸 سفر به فضا فراتر از مبارزه با گرانش زمین است گویی که با هزاران سال تکامل انسان مواجه است. در تصاویر پس از پرواز، فضانوردان، تغییرات قابل توجهی مانند گونههای پف کرده، شانههای پهنتر و پاهای خراشیده تر دارند. بدون نیروهای گرانشی زمین، مایعات در بدن، تمایل به جابجایی به سمت بالای محفظه جمجمه مغز دارد.
😀 ریزگرانش(وضعیتی که در آن اشیاء و افراد بی وزن به نظر می رسند و میتوانند شناور شوند) میتواند ساختارهای کلیدی مغز را که برای حمایت از حذف مواد زائد به جریان خون سالم نیاز دارند را بزرگ کند. از آنجایی که کیفیت جریان خون در این نواحی با #زوال عقل نیز مرتبط است، یافتهها ممکن است بینشی در مورد اینکه چرا ورزش برای مغز مفید است را ارائه دهد.
🧠 فقدان گرانش، ماده سفید را در مغز کاهش میدهد و #ادراک حسی را تغییر میدهد و منجر به مشکلات دهلیزی و #سندرم عصبی چشمی مرتبط با پرواز فضایی شود.
🔎 مطالعات اخیر، تاثیر متغیرهای جمعیتی مختلف مانند سن فضانورد در هنگام پرتاب، مدت زمان پرواز، زمان بین ماموریتها و افرادی که تجربه فضایی قبلی داشتند را ارزیابی کردند. بهطور مثال گذراندن شش ماه در فضا، ساختارهای کلیدی مغز فضانوردان را به طور نیمه دائمی تغییر داده است که خنثی کردن آن سه سال طول کشید.
👩🏻🚀اسکنهای دورهای مغز که از فضانوردان گرفته میشود، نشان میدهد افرادی که حداقل شش ماه را در ایستگاه فضایی بینالمللی سپری کردهاند، بطنهای تا ۵۵ درصد بزرگشدهای نسبت به اندازه قبل از پرواز داشتند.
⭐️ البته به نظر میرسد این بزرگتر شدن در افرادی که یک سال در فضا بودهاند، کاهش یافته است. به این معنی که مثلا فضانوردانی که در مأموریتهای طولانیمدت به مریخ هستند، احتمالا شاهد تورم مداوم نخواهند بود.
🛰 به نظر شما این موضوع چه تاثیری بر سلامت و عملکرد انسان خواهد داشت؟
در یک محیط فضایی شبیه سازی شده، محققان دریافتند که جریان خون به مغز کاهش مییابد در حالی که فضاهای اطراف عروقی گسترش مییابد. این عملکرد، منجر به گردش خون کمتر ولی کارآمدتر می شود؛ پس فضانوردان مسائل #رفتاری یا #شناختی قابل توجهی را در این مطالعه گزارش نکردند و شواهد حاکی از آن است که آنها معمولاً از سلامت بهتری نسبت به افراد عادی برخوردارند.
💥 امیرحسین پناهی
🔗 Credit: Brain Facts
💻 Cognition World 🚀
Now in💻 Instagram,💻 LinkedIn,✅ Bale
👩🏻🚀اسکنهای دورهای مغز که از فضانوردان گرفته میشود، نشان میدهد افرادی که حداقل شش ماه را در ایستگاه فضایی بینالمللی سپری کردهاند، بطنهای تا ۵۵ درصد بزرگشدهای نسبت به اندازه قبل از پرواز داشتند.
در یک محیط فضایی شبیه سازی شده، محققان دریافتند که جریان خون به مغز کاهش مییابد در حالی که فضاهای اطراف عروقی گسترش مییابد. این عملکرد، منجر به گردش خون کمتر ولی کارآمدتر می شود؛ پس فضانوردان مسائل #رفتاری یا #شناختی قابل توجهی را در این مطالعه گزارش نکردند و شواهد حاکی از آن است که آنها معمولاً از سلامت بهتری نسبت به افراد عادی برخوردارند.
Now in
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍5🔥1
آکادمی دنیای شناخت
تغییر در عملکرد مغز با رفتن به فضا 🛸 🛸 سفر به فضا فراتر از مبارزه با گرانش زمین است گویی که با هزاران سال تکامل انسان مواجه است. در تصاویر پس از پرواز، فضانوردان، تغییرات قابل توجهی مانند گونههای پف کرده، شانههای پهنتر و پاهای خراشیده تر دارند. بدون نیروهای…
چند سال پیش توی انجمن صدرا یکی از محققین رو دعوت کردیم که روی brain organoid کار میکرد، وقتی رزومشو بررسی کردیم دیدیم از NASA بودجه گرفته!
اون موقع برامون جالب بود که نوروساینس چه ارتباطی میتونه با یه سازمان فضایی داشته باشه، اما مطالعاتی از این دست نشون میده که واقعا نوروساینس حوزه هایی رو به هم متصل کرده که در ظاهر شاید ربطی بین شون نمیبینید اما ربط دارن :)
اون موقع برامون جالب بود که نوروساینس چه ارتباطی میتونه با یه سازمان فضایی داشته باشه، اما مطالعاتی از این دست نشون میده که واقعا نوروساینس حوزه هایی رو به هم متصل کرده که در ظاهر شاید ربطی بین شون نمیبینید اما ربط دارن :)
🔥6👍3❤1
Forwarded from سیناپس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
Forwarded from Déjà Vu | دژاوو
نکتهی بعدی!
مدرکگرا نباشید. فکر نکنید صرفِ مدرک داشتن، یک افتخاره. سیستمهای آکادمیک در کل جهان دارن به سمت مهارتمحوری میرن، نه مدرکمحوری. اصولاً تعداد مدرکهاتون برای اونها اهمیتی نداره. به این نگاه میکنن که چقدر بلدی کار واقعی انجام بدی. تولید علم، ارزشش بیشتر از مصرف علمه؛ اما متأسفانه ما فقط مصرفکننده شدیم. شما بیستتا مدرک از کارگاهها، سمینارها و همایشهای مختلف برای دانشگاههای معتبر جهان ارائه بدی، اندازهی یک عدد مقالهی پژوهشی تأثیرگذار نیست در رزومه و روند پذیرشتون.
پس کاربلد بودنتون رو چطور میسنجن؟ باهاتون مصاحبه میکنن؛ براتون پروژه تعریف میکنن؛ ممکنه ازتون ارائه بخوان؛ یا بخوان که همونجا بهطور عملی اون مهارت رو نشون بدید. یکی از ارشدهامون برای استخدامی آزمایشگاه که رفته بود، بهش یک هفته مهلت داده بودن که تکنیکهایی که ادعا میکرد بلده رو انجام بده.
بهطور کلی، سعی کنید تا میتونید تکنیک و مهارت یاد بگیرید. از اساتید و ارشدهای رشتهتون بپرسید چه مهارتهای تئوری و عملی برای موفقیت در رشتهتون نیاز دارید و از یه گوشهاش شروع کنید به مطالعه و یادگیری. مثلاً من زیست سلولی و مولکولی میخونم و میدونم که تا فارغالتحصیلی نیاز دارم PCR، الکتروفورز، استخراج و کشت رو بلد باشم. از همون اول خرده خرده شروع میکنم به پرسوجو و جستجوی منابع خوب.
حالا اشتباه برداشت نکنید. نمیگم "وقتی شرکت کردید، مدرکش رو نگیرید"! اتفاقاً در راستای علم یه تکون هم خوردید، مدرکش رو بگیرید. حرف من کلاً یه چیز دیگهست. دارم میگم "صرفاً برای مدرک جمع کردن، اینور اونور شرکت نکنید." یدونه کارگاه شرکت کنید، ولی همون رو خوب شرکت کنید. نوتبرداری و خلاصهنویسی کنید، چندین بار مرور کنید، از اساتید سؤال بپرسید، باهاشون ارتباط بگیرید، برای آزمونها بخونید، اگر تکنیکمحوره مهارتهای عملیتون رو بالا ببرید. اگر یک دورهای واقعاً خوب باشه، همون یدونهاش کفایت میکنه.
خب حالا که مدرک مسئله نیست و ما هم آدمهای مدرکگرایی نیستیم، همایشها و سمینارهای علمی به چه دردی میخورن؟
۱) آشنایی با زیرشاخههای مختلف رشتهتون (مثلاً من تا قبل از همایش شهید بهشتی، نمیدونستم شاخهی عصبجرمشناسی -نوروکریمینولوژی- وجود خارجی داره. بعد از اون، رفتم مطالعه کردم.)
۲) ایده گرفتن برای پژوهشهای آیندهی خودتون (در کنگرهها و همایشهای بزرگ، اساتید مقالهها و حیطهی پژوهشی خودشون رو ارائه میدن و به بهروزترین اخبار رشتهتون دسترسی پیدا میکنید. ممکنه این وسط یک ایدهای جرقه بزنه.)
۳) شبکهسازی با دانشجویان و اساتید (تجربهی شخصی: یک بار از یکی از اساتید کنگره ژنومیکس چند سؤال پرسیدم و بعدها در لینکدین با استاد کانکت شدیم و پیگیری کارهای این آدم باعث شد نسبت به یک شاخهی پژوهشی خاص -مرتبط به ژنتیک سرطان- آگاهتر بشم و مطالعه کنم.)
۴) قرار گرفتن در یک جو علمی و انگیزه گرفتن برای ادامهی مسیر (چیز کمی نیست.)
اگر اینا رو شرکت نمیکنیم، از بقیه عقب موندیم؟ نه! اونایی که همایش میرن، دارن قلههای علم رو فتح میکنن؟ نه!
اتفاقاً صادقانه بخوایم بگیم، اگر همون زمانی که برای همایش گذاشتی رو برای خوندن چند فصل از یک کتاب رفرنس یا یک مقاله میذاشتی، مطالب بیشتری یاد میگرفتی. در دید من همایشها و کارگاههای "یکروزه" برای کسب دانش و مهارت عمیق در یک حیطه نیستن؛ صرفاً برای آشناییان.
اما من دوست دارم شرکت کنم، چون برای من شخصاً شبکهسازی اهمیت زیادی داره. عموماً هر رویدادی که میرم، حداقل یکی دو نفر آدم آشنای جالب میبینم و گفتگو و تبادل نظری که این وسط شکل میگیره برای من جذابیت داره.
خلاصه اینکه اگر مشتاق به علم هستید و برای یادگیریِ هرچهبیشتر تلاش میکنید، دمتون گرم. فقط حواستون باشه این وسط در چرخهی معیوب مدرکگرایی نیفتید.
مدرکگرا نباشید. فکر نکنید صرفِ مدرک داشتن، یک افتخاره. سیستمهای آکادمیک در کل جهان دارن به سمت مهارتمحوری میرن، نه مدرکمحوری. اصولاً تعداد مدرکهاتون برای اونها اهمیتی نداره. به این نگاه میکنن که چقدر بلدی کار واقعی انجام بدی. تولید علم، ارزشش بیشتر از مصرف علمه؛ اما متأسفانه ما فقط مصرفکننده شدیم. شما بیستتا مدرک از کارگاهها، سمینارها و همایشهای مختلف برای دانشگاههای معتبر جهان ارائه بدی، اندازهی یک عدد مقالهی پژوهشی تأثیرگذار نیست در رزومه و روند پذیرشتون.
پس کاربلد بودنتون رو چطور میسنجن؟ باهاتون مصاحبه میکنن؛ براتون پروژه تعریف میکنن؛ ممکنه ازتون ارائه بخوان؛ یا بخوان که همونجا بهطور عملی اون مهارت رو نشون بدید. یکی از ارشدهامون برای استخدامی آزمایشگاه که رفته بود، بهش یک هفته مهلت داده بودن که تکنیکهایی که ادعا میکرد بلده رو انجام بده.
بهطور کلی، سعی کنید تا میتونید تکنیک و مهارت یاد بگیرید. از اساتید و ارشدهای رشتهتون بپرسید چه مهارتهای تئوری و عملی برای موفقیت در رشتهتون نیاز دارید و از یه گوشهاش شروع کنید به مطالعه و یادگیری. مثلاً من زیست سلولی و مولکولی میخونم و میدونم که تا فارغالتحصیلی نیاز دارم PCR، الکتروفورز، استخراج و کشت رو بلد باشم. از همون اول خرده خرده شروع میکنم به پرسوجو و جستجوی منابع خوب.
حالا اشتباه برداشت نکنید. نمیگم "وقتی شرکت کردید، مدرکش رو نگیرید"! اتفاقاً در راستای علم یه تکون هم خوردید، مدرکش رو بگیرید. حرف من کلاً یه چیز دیگهست. دارم میگم "صرفاً برای مدرک جمع کردن، اینور اونور شرکت نکنید." یدونه کارگاه شرکت کنید، ولی همون رو خوب شرکت کنید. نوتبرداری و خلاصهنویسی کنید، چندین بار مرور کنید، از اساتید سؤال بپرسید، باهاشون ارتباط بگیرید، برای آزمونها بخونید، اگر تکنیکمحوره مهارتهای عملیتون رو بالا ببرید. اگر یک دورهای واقعاً خوب باشه، همون یدونهاش کفایت میکنه.
خب حالا که مدرک مسئله نیست و ما هم آدمهای مدرکگرایی نیستیم، همایشها و سمینارهای علمی به چه دردی میخورن؟
۱) آشنایی با زیرشاخههای مختلف رشتهتون (مثلاً من تا قبل از همایش شهید بهشتی، نمیدونستم شاخهی عصبجرمشناسی -نوروکریمینولوژی- وجود خارجی داره. بعد از اون، رفتم مطالعه کردم.)
۲) ایده گرفتن برای پژوهشهای آیندهی خودتون (در کنگرهها و همایشهای بزرگ، اساتید مقالهها و حیطهی پژوهشی خودشون رو ارائه میدن و به بهروزترین اخبار رشتهتون دسترسی پیدا میکنید. ممکنه این وسط یک ایدهای جرقه بزنه.)
۳) شبکهسازی با دانشجویان و اساتید (تجربهی شخصی: یک بار از یکی از اساتید کنگره ژنومیکس چند سؤال پرسیدم و بعدها در لینکدین با استاد کانکت شدیم و پیگیری کارهای این آدم باعث شد نسبت به یک شاخهی پژوهشی خاص -مرتبط به ژنتیک سرطان- آگاهتر بشم و مطالعه کنم.)
۴) قرار گرفتن در یک جو علمی و انگیزه گرفتن برای ادامهی مسیر (چیز کمی نیست.)
اگر اینا رو شرکت نمیکنیم، از بقیه عقب موندیم؟ نه! اونایی که همایش میرن، دارن قلههای علم رو فتح میکنن؟ نه!
اتفاقاً صادقانه بخوایم بگیم، اگر همون زمانی که برای همایش گذاشتی رو برای خوندن چند فصل از یک کتاب رفرنس یا یک مقاله میذاشتی، مطالب بیشتری یاد میگرفتی. در دید من همایشها و کارگاههای "یکروزه" برای کسب دانش و مهارت عمیق در یک حیطه نیستن؛ صرفاً برای آشناییان.
اما من دوست دارم شرکت کنم، چون برای من شخصاً شبکهسازی اهمیت زیادی داره. عموماً هر رویدادی که میرم، حداقل یکی دو نفر آدم آشنای جالب میبینم و گفتگو و تبادل نظری که این وسط شکل میگیره برای من جذابیت داره.
خلاصه اینکه اگر مشتاق به علم هستید و برای یادگیریِ هرچهبیشتر تلاش میکنید، دمتون گرم. فقط حواستون باشه این وسط در چرخهی معیوب مدرکگرایی نیفتید.
👍19❤3
#کوتاه_نوشته نمیدونم جریان چیه، اما فکر میکنم آزمایشگاه های خارج از کشور به دلیل اختصاصی بودن حوزه کاری شون فقط تجهیزات محدودی رو دارن؛ امروز صبح با مدیر یکی از آزمایشگاه های استرالیا جلسه داشتیم و میگفتن ما EEG نداریم، برام جالب بود.
😁5🔥3👍1