🔺 تنها آنگاه که آخرین درخت قـطع شـود، آخرین ماهی شکار شـود و آخرین رودخانه مسموم گردد، آن زمان میفـهمیم که ''پـول'' را نمیتوان خورد!
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
Audio
مي ستاييم خورشيد گرمابخش هستي را و رو به جلو پيش مي رانيم
ما از ارواحی بزرگ متولد گشته ايم
همانا هراسي در دل هايمان نيست
زيرا سرود عشق و نوري جاودانه در درونمان هزاران سال است كه جان هايمان را از تاريكي ها محافظت مي كند🌟💖💎🙏 ما عظمت و شكوه هستي را مي ستائيم و بر بركات زمين مادر و قطرات رحمت ابرهاي آسمان پدر درود مي فرستيم و بر نيكي ها سر تعظيم فرود مي آوريم💎🌟🙏 همانا ما از ارواحي مقدس و پاك متولد گشته ايم و روحمان با جريان طبيعت و هستي هماهنگ و در صلح است💞🕊☘️🌈😇🌾🕊💚🌻☀️🌞🍃🦄✨
#نیایش_سرخپوستی ارسالی از یکی از مخاطبان گرامی و همـراه کانال
با سپاس فراوان از ایشان 🙏🙏🙏
Ⓜ️ @NativeAmericans
ما از ارواحی بزرگ متولد گشته ايم
همانا هراسي در دل هايمان نيست
زيرا سرود عشق و نوري جاودانه در درونمان هزاران سال است كه جان هايمان را از تاريكي ها محافظت مي كند🌟💖💎🙏 ما عظمت و شكوه هستي را مي ستائيم و بر بركات زمين مادر و قطرات رحمت ابرهاي آسمان پدر درود مي فرستيم و بر نيكي ها سر تعظيم فرود مي آوريم💎🌟🙏 همانا ما از ارواحي مقدس و پاك متولد گشته ايم و روحمان با جريان طبيعت و هستي هماهنگ و در صلح است💞🕊☘️🌈😇🌾🕊💚🌻☀️🌞🍃🦄✨
#نیایش_سرخپوستی ارسالی از یکی از مخاطبان گرامی و همـراه کانال
با سپاس فراوان از ایشان 🙏🙏🙏
Ⓜ️ @NativeAmericans
🟠 اغلب ما به خوش سیمائی دیگران به اندازهای که خود هستيم، توجه نمیکنیم.
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
⭕️ نمای کلی یک سنگ، گرد است. هیچ نقطه آغاز و پایانی ندارد، همانطور که قدرت آن بیپایان است. سنگ در نوع خود کامل و ساخته طبیعت است. شکل بیرونی آن زیبا نیست، اما ساختمان آن محکم است، مانند خانهای مستحکم که یک فرد میتواند در امنیت آن ساکن گردد.
#دنبالشده_با_خرسها از قبیله سو
Ⓜ️ @NativeAmericans
#دنبالشده_با_خرسها از قبیله سو
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 هر یک از قبايل سرخپوست در آمریکا فرهنگ، زبان، پوشش و آداب رسوم خاص خود را دارند. برای مثال مردمان قبیله چروکی که ساکنان شرق ایالاتمتحده هستند بر خلاف دیگر سرخپوستان دشتنشین در مرکز که در تیپی زندگی میکنند در خانههای ساخته شده از چوب سکنی دارند.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 درس انسانیت ازحیوانات بیاموزیم!
👌 اگر انسان بود کشاورز نمونه میشد
آخه این چه جور موجودی هست؟!!!
♥️ سرشار از عشق و حمایت بی دریغ
هرگز نمیتوانیم فداکاری و مسئولیت پذیری برخی موجودات را درک کنیم...
#طبیعت_آموزگار_من_است
#با_حیوانات_مهربان_باشیم
Ⓜ️ @NativeAmericans
👌 اگر انسان بود کشاورز نمونه میشد
آخه این چه جور موجودی هست؟!!!
♥️ سرشار از عشق و حمایت بی دریغ
هرگز نمیتوانیم فداکاری و مسئولیت پذیری برخی موجودات را درک کنیم...
#طبیعت_آموزگار_من_است
#با_حیوانات_مهربان_باشیم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔥 گذشته خاکسـتر است و آینـده چوب، تنها امروز است آتشی شعلهور که میدرخشـد.
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺نقش انسان پرنده یا انسانی با دستان بزرگ
سمت راست سنگ نگارههای شهر خمین در ایران، سمت چپ پارک "یلو استون" آمریکا!
براستی این تشابهات حیرتانگیز در هزاران سال پیش، در دو منطقه جغرافیایی با هزاران کیلومتر فاصله، از کجا نشأت میگیرد؟!
برگرفته از کانال هفت کشور
Ⓜ️ @NativeAmericans
سمت راست سنگ نگارههای شهر خمین در ایران، سمت چپ پارک "یلو استون" آمریکا!
براستی این تشابهات حیرتانگیز در هزاران سال پیش، در دو منطقه جغرافیایی با هزاران کیلومتر فاصله، از کجا نشأت میگیرد؟!
برگرفته از کانال هفت کشور
Ⓜ️ @NativeAmericans
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 تریلر فیلم سینمایی" پسران خرس بزرگــ "
🔺The Sons of Great Bear (1966)
🎬 تریلر فیلم "پسران خرس بزرگ" به کارگردانی یوزف ماخ محصول ۱۹٦٦ با هنرمندی #گویکو_میتیچ، هنرپیشه محبوب صرب (یوگوسلاوی سابق) در نخستین حضورش در سینمـا به عنوان بازیگر
گویکو میتیچ کارگردان، بازیگر، بدلکار و نویسنده صربستانی، در شمار زیادی از فیلمهای سرخپوستی ژانر وسترن سرخ، به ایفای نقش پرداخته است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺The Sons of Great Bear (1966)
🎬 تریلر فیلم "پسران خرس بزرگ" به کارگردانی یوزف ماخ محصول ۱۹٦٦ با هنرمندی #گویکو_میتیچ، هنرپیشه محبوب صرب (یوگوسلاوی سابق) در نخستین حضورش در سینمـا به عنوان بازیگر
گویکو میتیچ کارگردان، بازیگر، بدلکار و نویسنده صربستانی، در شمار زیادی از فیلمهای سرخپوستی ژانر وسترن سرخ، به ایفای نقش پرداخته است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
سرخپوستان
🐟 شکار ماهـی با نیـزه 🔺 مردی بود به نام واتانیه که در ماهیگیری با نیزه چیره دست بود. لبهای این مرد چنان زخم بود که جرأت خندیدن نداشت. اطراف دهانش همه جا چاک چاک بود. مردم سعی میکردند او را بخندانند و به همین علت او از آنها دوری میکرد. یک روز به من…
.
🐎 ماجرای خواستگاری کردن بلند اسب 💍
1⃣ بخش نخست
🔺 میدانید که قدیما رسیدن به دختری که میخواستید با او عروسی کنید کار چندان سادهای نبود. گاهی برای مرد جوان این کار خیلی سخت بود و او میبایست در این کار پایداری کند. فرض کنید که من جوانی هستم و دختری را دیدهام که به چشم من خیلی زیباست طوری که حس میکنم هر وقت که به او فکر میکنم مریض میشوم. نمیتوانم بروم و با او در این باره حرف بزنم و بعد اگر او بخواهد، ازدواج کنیم. باید خیلی پست باشم که راه بیفتم بروم با او صحبت بکنم، و تازه اگر توانستم با او حرف بزنم این فقط اول کار است.
فرض کنید که من مدتی بیمار دختر بخصوصی باشم چون او را خیلی دوست دارم، اما او حتی گوشه چشمی هم به من نداشته باشد و پدر و مادرش هم خوب از او مراقبت کنند. اما من روز به روز بدتر میشوم؛ بنابراین شاید توی تاریکی دزدکی به تیپیاش بروم و چشم به راه بمانم تا بیاید بیرون. شاید تمام شب را فقط منتظر بمانم و خواب به چشمم نیاید و او بیرون نیاید. آن وقت من بیشتر بیمارش میشوم.
شاید بروم میان بوتههای کنار چشمه که او گاهی برای آوردن آب به آنجا میرود پنهان شوم و موقعی که او به آنجا بیاید اگر کسی نبیند آن وقت میپرم بیرون و او را میگیرم و فقط وادارش میکنم که به حرفم گوش کند. اگر او هم مرا دوست داشته باشد، از رفتارش پیداست چون خیلی خجالت میکشد و شاید یک کلمه هم حرف نزند یا بار اول شاید نگاهی هم به من نکند. بعد او را رها میکنم و آن وقت شاید آن دور و بر کمین کنم تا بتوانم پدرش را تنها ببینم و به او بگویم که برای دختر زیبایش چند اسب میتوانم بدهم و این مواقع چنان بیمارم که اگر همه اسبهای عالم را داشته باشم به او میدهم.
باری، اسم جوانی که میخواهم دربارهاش حرف بزنم بلند اسب بود و توی آن ده، دختری بود که به چشم او چنان زیبا بود که از بس به او فکر کرده بود پاک بیمار شده و روز به روز بیمارتر میشد. دخترک خیلی خجول و چشم و چراغ پدر و مادرش بود.
چون آنها دیگر جوان نبودند و از طرف دیگر این دختر یکی یکدانه بود. بنابراین تمام روز مراقبش بودند و قرار گذاشتند که کاری بکنند تا شب نیز که آنها خوابند او در امان باشد. آنها چنان در فکر او بودند که برای خوابش بستری از چرم درست کرده بودند و از وقتی که فهمیدند که بلند اسب آن دور و بر در کمین اوست، تسمههای از چرم خام درست کردند و شب دختر را در رختخواب میبستند تا وقتی که آنها خوابند کسی نتواند او را بدزدد، شاید دل دخترشان واقعاً بخواهد که او را بدزدند! اگرچه مطمئن نبودند.
در هر حال بلند اسب پس از آنکه مدتی دزدکی این طرف و آن طرف رفت، کمین کرد و چشم به راه دختر ماند، حالش روز به روز بدتر میشد. بالاخره او را تنها گیر آورد و مجبورش کرد که با او حرف بزند. آن وقت فهمید او هم دوستش دارد شاید کمی. البته این حالش را بهتر نکرد بلکه بیمارتر شد اما حالا مثل یک گاومیش نر، خود را شجاع میدید. بنابراین یکراست پیش پدر دختر رفت و گفت آن قدر دخترش را دوست دارد که دو اسب خوب برایش میدهد – که یکی از آنها جوان باشد و دیگری نه چندان پیر
ولی پیرمرد فقط دستش را تکان داد و بلند اسب اینطور فهمید که باید برود و دست از حرفهای احمقانه بردارد.
ادامه دارد...
🏹 کانال سـرخـپـوسـتـان 🏹
Ⓜ️ @NativeAmericans
🐎 ماجرای خواستگاری کردن بلند اسب 💍
1⃣ بخش نخست
🔺 میدانید که قدیما رسیدن به دختری که میخواستید با او عروسی کنید کار چندان سادهای نبود. گاهی برای مرد جوان این کار خیلی سخت بود و او میبایست در این کار پایداری کند. فرض کنید که من جوانی هستم و دختری را دیدهام که به چشم من خیلی زیباست طوری که حس میکنم هر وقت که به او فکر میکنم مریض میشوم. نمیتوانم بروم و با او در این باره حرف بزنم و بعد اگر او بخواهد، ازدواج کنیم. باید خیلی پست باشم که راه بیفتم بروم با او صحبت بکنم، و تازه اگر توانستم با او حرف بزنم این فقط اول کار است.
فرض کنید که من مدتی بیمار دختر بخصوصی باشم چون او را خیلی دوست دارم، اما او حتی گوشه چشمی هم به من نداشته باشد و پدر و مادرش هم خوب از او مراقبت کنند. اما من روز به روز بدتر میشوم؛ بنابراین شاید توی تاریکی دزدکی به تیپیاش بروم و چشم به راه بمانم تا بیاید بیرون. شاید تمام شب را فقط منتظر بمانم و خواب به چشمم نیاید و او بیرون نیاید. آن وقت من بیشتر بیمارش میشوم.
شاید بروم میان بوتههای کنار چشمه که او گاهی برای آوردن آب به آنجا میرود پنهان شوم و موقعی که او به آنجا بیاید اگر کسی نبیند آن وقت میپرم بیرون و او را میگیرم و فقط وادارش میکنم که به حرفم گوش کند. اگر او هم مرا دوست داشته باشد، از رفتارش پیداست چون خیلی خجالت میکشد و شاید یک کلمه هم حرف نزند یا بار اول شاید نگاهی هم به من نکند. بعد او را رها میکنم و آن وقت شاید آن دور و بر کمین کنم تا بتوانم پدرش را تنها ببینم و به او بگویم که برای دختر زیبایش چند اسب میتوانم بدهم و این مواقع چنان بیمارم که اگر همه اسبهای عالم را داشته باشم به او میدهم.
باری، اسم جوانی که میخواهم دربارهاش حرف بزنم بلند اسب بود و توی آن ده، دختری بود که به چشم او چنان زیبا بود که از بس به او فکر کرده بود پاک بیمار شده و روز به روز بیمارتر میشد. دخترک خیلی خجول و چشم و چراغ پدر و مادرش بود.
چون آنها دیگر جوان نبودند و از طرف دیگر این دختر یکی یکدانه بود. بنابراین تمام روز مراقبش بودند و قرار گذاشتند که کاری بکنند تا شب نیز که آنها خوابند او در امان باشد. آنها چنان در فکر او بودند که برای خوابش بستری از چرم درست کرده بودند و از وقتی که فهمیدند که بلند اسب آن دور و بر در کمین اوست، تسمههای از چرم خام درست کردند و شب دختر را در رختخواب میبستند تا وقتی که آنها خوابند کسی نتواند او را بدزدد، شاید دل دخترشان واقعاً بخواهد که او را بدزدند! اگرچه مطمئن نبودند.
در هر حال بلند اسب پس از آنکه مدتی دزدکی این طرف و آن طرف رفت، کمین کرد و چشم به راه دختر ماند، حالش روز به روز بدتر میشد. بالاخره او را تنها گیر آورد و مجبورش کرد که با او حرف بزند. آن وقت فهمید او هم دوستش دارد شاید کمی. البته این حالش را بهتر نکرد بلکه بیمارتر شد اما حالا مثل یک گاومیش نر، خود را شجاع میدید. بنابراین یکراست پیش پدر دختر رفت و گفت آن قدر دخترش را دوست دارد که دو اسب خوب برایش میدهد – که یکی از آنها جوان باشد و دیگری نه چندان پیر
ولی پیرمرد فقط دستش را تکان داد و بلند اسب اینطور فهمید که باید برود و دست از حرفهای احمقانه بردارد.
ادامه دارد...
🏹 کانال سـرخـپـوسـتـان 🏹
Ⓜ️ @NativeAmericans
⭐️ سرخپوستان سیاره زهره (ناهـید) را به شکل یک ستاره پنجپر نمایش میدهند و آن را ستاره سحری مقدس میخوانند زیرا در میان تاریکی و روشنائی میایستد و نشانه معرفت و آگاهی است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
سرخپوستان
🎥 فیلم سینمایی مار بزرگ 🐍 💢محصول Chingachgook - 1967 خلاصه فیلم: 🔺فضای فیلم مربوط است به سال ۱۷۴۰ که نیروهای استعماری انگلیسی و فرانسوی در تلاش برای کنترل آمریکا شمالی در حال جنگ علیه یکدیگر هستند. هر دو قدرت از رقابت قبیلهای موجود استفاده می کنند و قبیلههای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺 سکانس آغازین فیلم مار بزرگ، صحنهای از رقص افراد قبیله دِلاوِر به گرد رئیس قبیله که به تازگی نجات یافته است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans