سرخپوستان
1.86K subscribers
4.52K photos
715 videos
62 files
99 links
زندگی، باورها، فرهنگ و موسیقی
سرخپوستان آمریکای شمالی

@NativeAmericans

.
.
.

Channel Management
🚩
Download Telegram
سرخپوستان
Photo
🔺 تاتانکا- اوهیتیکا tatanka ohitika یا #بوفالوی_شجاع، سرخپوستی از قبیله سـو و مرد مقدس برجسته قرارگاه استندینگ راک بود، همانطور که پدرش بود. تاتانکا- اوهیتیکا در شمال داکوتا متولد شد و 73 سالگی در 1911 رؤیای سنگ مقدسش را شرح داد. سنگ‌های بزرگی که در بین سوها ارزش دینی دارند. تاتانکا- اوهیتیکا از واکان‌تانکا (خداوند) می‌گوید. واکان‌تانکا یک اصلاح سو است. واکان یعنی اسرارآمیز و تانکا یعنی بزرگ.

"وقتی دهکده سالم بود به آن زمین و رودها، آسمان بالا و حیوانات دور و برم نگاه می‌کردم و نمی‌شد نفهمم که اینها را نیروی بزرگی ساخته است. آنقدر نگران فهمیدن این نیرو بودم که از درختان و بوته‌ها می‌پرسیدم. به نظر می‌آمد که گل‌ها به من خیره می‌شدند و من میخواستم از آنها بپرسم «چه کسی شما را ساخته؟» به سنگ‌های خزه‌گرفته نگاه می‌کردم، به نظر می‌آمد بعضی از آنها نشانه‌های انسان را دارند، اما نمی‌توانستند به من جواب دهند.

بعد رؤیایی داشتم. در آن #رؤیا یکی از این سنگ‌های گرد کوچک نزد من ظاهر شد و به من گفت که سازنده همه #واکان‌تانکا است و برای اینکه به او حرمت بگذارم باید به کارهایش در #طبیعت احترام بگذارم. آن سنگ گفت من با جستجویم به خودم نشان داده بودم که شایسته کمک #فراطبیعی‌ام. گفت وقتی که من دارم بیماری را درمان می‌کنم باید از او کمک بخواهم و همه نیروهای طبیعت در کار درمان کمکم می‌کنند.

با معناست که بعضی از سنگ‌ها در خاک مدفون نیستند بلکه بالای تپه‌های بلند هستند. آنها گرد هستند همچون خورشید و ماه و ما می‌دانیم که همه چیزهایی که گرد و دایره شکل هستند به هم مربوطند. چیزهایی که در سرشت‌شان شبیه‌اند به همدیگر می‌مانند و این سنگ‌ها زمان درازی آن جا افتاده بودند و به خورشید نگاه می‌کردند.

من در تمام عمرم به این #سنگ‌های_مقدس ایمان داشته‌ام. بنا بر خواست آنها زندگی کرده‌ام و آنها در همه مشکلاتم دستگیر و یاری‌رسان من بوده‌اند. سعی کرده‌ام تا آنجا که می‌توانم لایق باشم که این #سنگ‌ها را در دست بگیرم، با این همه می‌دانم که شایسته آن نیستم که با واکان‌تانکا حرف بزنم. من خواستم را به آن سنگ‌ها می‌گویم و آنها #واسطه من هستند."

📙 کتاب جبین بر خاک نِـه صفحه ۲۷
نوشته‌ تی سی مک‌لـوهان

Ⓜ️ @NativeAmericans
Pastor solitario
Atipaj Runa/Atipaj Runa
🔥 #موسیقی_سرخپوستی 🔥

قطعه زیبایی با ساز پن‌فلوت

🎼 Title : Pastor solitario
🎼 Artist : Atipaj Runa

Ⓜ️ @NativeAmericans
🏹 کانال سـرخـپـوسـتـان 🏹
Ⓜ️ @NativeAmericans
🍁 بامداد پاییـزی‌تان بـخیـر و شـادی
Ⓜ️ @NativeAmericans
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کلیپ زیبای سرخپوسـتی 🏹

🌀 Five Spirits - by Apache
🔺 Native American Ambient


Ⓜ️
@NativeAmericans
🔺 طبل شمنی با طرح " درخت زندگی "

Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات

🔺 از نگاه سرخپوستان، خرس کسی است که بسیار محاسبه‌گر و عمل‌گرا است. برای آن‌ها ذهن بر قلب حاکم است. خرس همچنین نماد شجاعت و قدرت بدنی است. به همین دلیل، نماد خرس اغلب با قدرت و اعتبار همراه است.

#خرس #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
ناآرامی تو نتيجه فقدان هشيارى و بينش توست
#دون_خوان

Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 کلاغ پا، Crowfoot که شکارچی بزرگ، جنگجوی شجاع و خوش سخنی بود در 1821 در بلک فوت کراسینگ، کنار بـو ریور متولد شد. آنجا حالا سرزمینی است در استان آلبرتای کانادا.

او خیلی زود سخنگوی اتحادیه بلک فوت (قبیله #سیاه‌پا ها) شد. او در سپتامبر 1877 از طرف ملتش، با بی‌میلی اما از روی اعتماد 50000 مایل مربع از زمین‌های چمن‌زارشان را به حکومت کانادا واگذار کرد و این پیمان به از میان رفتن سریع بوفالوها و گرسنگی نزدیک به مرگ سیاه‌پاها منجر شد.
در آوریل 1890 در بستر مرگ آخرین حرف‌هایش از زندگی بود:

«زندگی چیست؟ برق شب‌تابی در شب. نفس بوفالویی در وقت زمستان. سایه کوچکی که روی علف‌ها می‌دود و خود را در غروب گم می‌کند.»

📙 کتاب جبین بر خاک نِـه صفحه ۲۳
نوشته‌ تی سی مک‌لـوهان

Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 بسته توانمندسازی روحی: شامل سنگ تورمالین سیاه ، اوبسیدین، آمتیست، چشم ببر ، بسته سوزاندنی (مریم‌گلی)، ست هدیه شَـمَـن و هدیه جادوگـر برای مردان و زنان

Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 " بزرگترین قدرت، ملایمت است. "

#ضرب‌المثل_سرخپوستی #ایروکوییز
Ⓜ️
@NativeAmericans
Audio
🔥 #موسیقی_سرخپوستی 🔥
🎼 Gila River Sunrise

Ⓜ️ @NativeAmericans
🚩 🚩 🚩 شـب خـوش 🚩 🚩 🚩
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 مراسم ازدواج 💍

برگزاری یک #ازدواج مهم را رئیس قبیله با کمک همسرش به عهده می‌گرفت. او یک #چپق را دست به دست می‌چرخاند تا همه بتوانند یک پُک در کشیدن آن شریک شوند. به این ترتیب دو خانواده به طور علنی با هم متحد می‌شدند تا اختلاف نظرهای گذشته یا آینده را کنار بگذارند و با اتحاد در کنار یکدیگر بایستند. سپس رئیس قبیله در یک سخنرانی به آن زوج توصیه‌هایی می‌نمود و خصوصیات خوب هریک را یادآور می‌شد، پس از آن شروع آینده‌ای سعادت‌آمیز را به آنها تبریک می‌گفت.

#کبوتر_سوگوار – سالیش
📕 کتاب سرخپوستان بزرگ می‌گویند

Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کلیپ زیبای سرخپوسـتی 🏹

🌀 Vanishing Breed
🔻 Beautiful Flute - Guitar


Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات

🔺 سگ آبی معانی متفاوتی برای قبیله‌های مختلف سرخپوست دارد، برخی از آن‌ها سگ آبی را نماد سختکوشی و پشتکار می‌دیدند، در حالی که بقیه آن را نماد خودخواهی و لجاجت می‌دانستند. برای قبایل مناطق آلاسکایی هم نماد موفقیت در شکار بود.

#سگ_آبی #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
سرخپوستان
Photo
🔸 گوزن سیاه، زمانی در سن ۹ سالگی به شهودی عظیم دست یافت که سخت بیمار بود و به مدت دوازده روز همچون مردگان در بستر افتاده بود. او شرح حال خود را پس از هشیاری و درمانش توسط شمن قبیله چنین بازگو می‌کند:

وقتی که به نزد پدر و مادرم برگشته و آنجا توی تی‌پی‌مان نشسته بودم، هنوز تمام صورت و دست و پایم بدجوری ورم داشت اما روی هم رفته حس می‌کردم که حالم خوب است و دلم می‌خواست که همان موقع بلند شوم و اینجا و آنجا بدوم. اما پدر و مادرم نمی‌گذاشتند. می‌گفتند من دوازده روز بیمار بودم و تمام وقت مثل مرده‌ها آنجا افتاده بودم و #جوینده_گردباد که عموی #ایستاده_خرس و طبیب مقدس بود، مرا به زندگی برگرداند. من می‌دانستم که نیاکانی که در تی‌پی رنگین‌کمان درخشان بودند مرا شفا داده بودند؛ اما از گفتنش می‌ترسیدم. پدرم بهترین اسبش را به جوینده گردباد داد برای اینکه درمانم کرده بود. مردم زیادی به دیدنم می‌آمدند و از نیروی بزرگ جوینده گردباد سخن می‌گفتند که مرا موقعی که کم و بیش مثل مرده‌ها بودم به یکباره خوب کرده بود.
همه از زنده بودنم خوشحال بودند اما من همان طور که آنجا دراز کشیده بودم دائماً به فکر چیزهایی بودم که دیده بودم و جای عجیبی که رفته بودم، خیلی غمگین بودم؛ چون به نظر من همه می‌بایست در این باره بدانند اما من از گفتنش هراس داشتم چون می‌دانستم هیچکس باور نخواهد کرد زیرا کوچک بودم و تنها نه سال داشتم. همانطور که همانجا دراز کشیده بودم و به شهودم فکر می‌کردم، می‌توانستم دوباره تمامش را ببینم و معنای آن را با جزیی از وجودم حس کنم؛ جزیی که همچون نیرویی عجیب در تنم می‌درخشید. اما بعد آن جزء از وجودم که حرف می‌زد سعی می‌کرد برای آن معنا کلماتی بسازد، آن موقع بود که آن معنا مانند مِـه از من دور می‌شد.

غروب روزی که برگشتم، جوینده گردباد که حالا نامش بر سر زبانها افتاده بود و برای معالجه من اسب خوبی گرفته بود، به تی‌پی ما آمد. نشست و به طور عجیبی مدتی نگاهم کرد و بعد رو به پدرم کرد و گفت:
«پسرت به طرز مقدسی آنجا نشسته. من نمی‌دانم معنی این چیست اما او باید کار خاصی را به انجام برساند، چون درست موقعی که پا به تی‌پی گذاشتم در سراپایش نیرویی مثل روشنایی دیدم!»
در آن مدت او سخت نگاهم می‌کرد، دلم می‌خواست بلند شوم و فرار کنم، چون می‌ترسیدم در چشمم نگاه کند و شهودم را ببیند و آن را به شکل نادرستی بازگو کند و شاید آنگاه مردم مرا دیوانه بخوانند...


اطرافم همه چیز به نظر عجیب و خیلی دور به نظر می‌آمد. به یاد دارم که دوازده روز پس از آن (مکاشفه- شهـود) می‌خواستم تنها باشم و اینطور به نظر می‌آمد که به مردمم تعلق ندارم. آنها کم و بیش همچون غریبه‌ها بودند. از دهکده تنها بیرون می‌رفتم، به چهار جهت نگاه می‌کردم و به شهودم می‌اندیشیدم و آرزو می‌کردم که باز به آنجا برگردم. برای غذا خوردن به خانه می‌رفتم اما چندان غذایی نمی‌خوردم. پدر و مادرم فکر می‌کردند من هنوز مریضم اما اینطور نبود. من فقط دلم برای دیدن جایی که بودم تنگ شده بود...


#گوزن_سیاه مـرد مقدس قبیله اوگلالاسـو
📙 کتاب گــوزن سـیاه سخن می‌گـوید

Ⓜ️ @NativeAmericans