... مردمم را آنجا دیدم که به این سو و آن سو دوان دوان دیرکهای دریچه دود را بر میافراشتند و پایین تیپی خود را در مقابل باد محکم میکردند زیرا ابر توفانی به آنها نزدیک میشد تند و سیاه، و آنجا بیشمار پرستوهای هراسان بودند که از پیش آن ابر میگریختند.
آنگاه سرودی نیرومند در من هویدا شد و آن را در همان جای سهمناک که بودم خواندم و چنین بود:
من ملتی نیک را زنده نگاه خواهم داشت.
این را آن قـوم بالا گفته است.
آنهـا نیـروی تبدیل (دگرگونی) را به من دادهاند.
چون این را خواندم ندایی گفت:
«تو برای یاری به چهار جهت خواهی دوید و در برابر تو هیچ چیز نیرومند نخواهد بود. او را بنگـر!»
بعد دوباره سوار اسب کهرم شدم، چون این اسب از خاک است و آنجا بود که نیرویم را به کار بردم. از آن ندا فرمان بردم و نگاه کردم، آنجا در غرب، اسبی دیدم همه پوست و استخوان، قرهکهری رنگ باخته و آنجا ندایی گفت که:
«این را بگیر و دگرگونه کن!»
و من آن گیاه چهار پرتو را در دست داشتم. پس نزدیک آن اسب لاغر اندام راندم دایرهوار، و چون چنین کردم صدای مردمی را شنیدم که نیروی روح را چنین ندا میدادند:
آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی!
آنگاه اسب نزار شیههای کشید و غلتی زد و بلند شد و نریان بزرگی شد، سیاهِ براق با خالهایی به سرتاپایش و یالش چون ابری در کنارش. او سر همه اسبها بود؛ و چون نفسنفس میزد، نفسش برق آذرخش بود و چشمانش چون ستاره غرب. رو به غرب تاخت و شیهه کشید و غرب پر غبار سُمها شد و اسبان بیشمار، سیاه درخشان که از غبار بیرون میجهیدند.
نریان آنگاه به جانب شمال دوید و شیهه کشید و نیز به شرق و جنوب و ابرهای غبار پاسخ دادند، اسبهای بیشمار بیرون جهیدند- اسبان سفید و کرند و سمند، فربه، براق که از این گریز و از نیرویشان شاد بودند. این زیبا بود، اما سهمگین نیـز بود.
بعد آنها همه ناگهان ایستادند، رو دو پا بلند شده و در حلقهای بزرگ بر گردِ پیشوای سیاهشان در مرکز ایستاده بودند، آرام بودند. چون ایستادند، چهار باکره زیبا، زیباتر از آن که زنان خاکی میتوانند باشند بود، از میان آن حلقه بیرون آمدند با جامههای سرخ درخشان، هر یک از جهتی و نزدیک به نریان بزرگ سیاه در جاهای خود ایستادند و یکی جام چوبین آب در دست داشت و یکی بال سپید، یکی چپق و یکی هم حلقه قوم را.
سراسر گیتی را خاموشی فر گرفته بود، همه گوش فرا داده بودند؛ و آنگاه نریان بزرگ سیاه آوازی سر داد و سرودی خواند که این بود:
اسبان من، بر دو پا برخواسته میآیند
اسبان من، شیهـهکشـان میآیند
بر دو برخاسته رقصـان میآیند
از سـراسر گیتی میآیند
خواهند رقصـید، باشـد که تماشاشان کنی
یک ملتِ اسب، آنها خوهند رقصیـد
باشـد که تماشاشان کنی
صدایش بلند نبود اما در سراسر گیتی پیچید و همه جا را فرا گرفت. چیزی نبود که آن را نشنیده باشد و زیباتر از هر چیز دیگر بود. چندان زیبا بود که هیچ چیز در هیچ کجا نمیتوانست نرقصد. باکرهگان رقصیدند، و نیز همه اسبهای حلقهبسته. برگ بر درختان، علف بر تپهها و درهها، آب در جویباران و رودها و دریاچهها، چارپایان و دوپایان و بالداران هوا- همه با هم به آهنگ سرود آن نریان رقصیدند.
و من چون به پایین نگریستم مردمم را دیدم آنجا دیدم، ابر از بالای سرشان میگذشت و آنان را از بارش مهـرآمیز خود برکت میبخشید و ابر در شرق ایستاد با رنگینکمـانی بسـیار درخشـان بر فـرازش.
⚡️بخشی از شهـود شمن فـرزانه گوزن سیاه
#گوزن_سیاه مـرد مقدس قبیله اوگلالاسـو
📙 کتاب گوزن سیاه سخن میگوید ص ۵۱
Ⓜ️ @NativeAmericans
آنگاه سرودی نیرومند در من هویدا شد و آن را در همان جای سهمناک که بودم خواندم و چنین بود:
من ملتی نیک را زنده نگاه خواهم داشت.
این را آن قـوم بالا گفته است.
آنهـا نیـروی تبدیل (دگرگونی) را به من دادهاند.
چون این را خواندم ندایی گفت:
«تو برای یاری به چهار جهت خواهی دوید و در برابر تو هیچ چیز نیرومند نخواهد بود. او را بنگـر!»
بعد دوباره سوار اسب کهرم شدم، چون این اسب از خاک است و آنجا بود که نیرویم را به کار بردم. از آن ندا فرمان بردم و نگاه کردم، آنجا در غرب، اسبی دیدم همه پوست و استخوان، قرهکهری رنگ باخته و آنجا ندایی گفت که:
«این را بگیر و دگرگونه کن!»
و من آن گیاه چهار پرتو را در دست داشتم. پس نزدیک آن اسب لاغر اندام راندم دایرهوار، و چون چنین کردم صدای مردمی را شنیدم که نیروی روح را چنین ندا میدادند:
آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی!
آنگاه اسب نزار شیههای کشید و غلتی زد و بلند شد و نریان بزرگی شد، سیاهِ براق با خالهایی به سرتاپایش و یالش چون ابری در کنارش. او سر همه اسبها بود؛ و چون نفسنفس میزد، نفسش برق آذرخش بود و چشمانش چون ستاره غرب. رو به غرب تاخت و شیهه کشید و غرب پر غبار سُمها شد و اسبان بیشمار، سیاه درخشان که از غبار بیرون میجهیدند.
نریان آنگاه به جانب شمال دوید و شیهه کشید و نیز به شرق و جنوب و ابرهای غبار پاسخ دادند، اسبهای بیشمار بیرون جهیدند- اسبان سفید و کرند و سمند، فربه، براق که از این گریز و از نیرویشان شاد بودند. این زیبا بود، اما سهمگین نیـز بود.
بعد آنها همه ناگهان ایستادند، رو دو پا بلند شده و در حلقهای بزرگ بر گردِ پیشوای سیاهشان در مرکز ایستاده بودند، آرام بودند. چون ایستادند، چهار باکره زیبا، زیباتر از آن که زنان خاکی میتوانند باشند بود، از میان آن حلقه بیرون آمدند با جامههای سرخ درخشان، هر یک از جهتی و نزدیک به نریان بزرگ سیاه در جاهای خود ایستادند و یکی جام چوبین آب در دست داشت و یکی بال سپید، یکی چپق و یکی هم حلقه قوم را.
سراسر گیتی را خاموشی فر گرفته بود، همه گوش فرا داده بودند؛ و آنگاه نریان بزرگ سیاه آوازی سر داد و سرودی خواند که این بود:
اسبان من، بر دو پا برخواسته میآیند
اسبان من، شیهـهکشـان میآیند
بر دو برخاسته رقصـان میآیند
از سـراسر گیتی میآیند
خواهند رقصـید، باشـد که تماشاشان کنی
یک ملتِ اسب، آنها خوهند رقصیـد
باشـد که تماشاشان کنی
صدایش بلند نبود اما در سراسر گیتی پیچید و همه جا را فرا گرفت. چیزی نبود که آن را نشنیده باشد و زیباتر از هر چیز دیگر بود. چندان زیبا بود که هیچ چیز در هیچ کجا نمیتوانست نرقصد. باکرهگان رقصیدند، و نیز همه اسبهای حلقهبسته. برگ بر درختان، علف بر تپهها و درهها، آب در جویباران و رودها و دریاچهها، چارپایان و دوپایان و بالداران هوا- همه با هم به آهنگ سرود آن نریان رقصیدند.
و من چون به پایین نگریستم مردمم را دیدم آنجا دیدم، ابر از بالای سرشان میگذشت و آنان را از بارش مهـرآمیز خود برکت میبخشید و ابر در شرق ایستاد با رنگینکمـانی بسـیار درخشـان بر فـرازش.
⚡️بخشی از شهـود شمن فـرزانه گوزن سیاه
#گوزن_سیاه مـرد مقدس قبیله اوگلالاسـو
📙 کتاب گوزن سیاه سخن میگوید ص ۵۱
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات
🔺 سرخپوستان کایوت را حیلهگر توصیف میکنند و به عنوان یک جاندار یاغی شناخته میشود که با استفاده از فریب و شوخی با قردادهای اجتماعی سرکشی میکند. اما کایوت نماد شجاعت و قدرت نظامی هم است. آنها اجتماعی هستند و همیشه آمادهاند همه چیز را فدای کسانی کنند که دوستشان دارند. آنها قوی، اما آرام و سخاوتمند هستند.
#کایوت #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 سرخپوستان کایوت را حیلهگر توصیف میکنند و به عنوان یک جاندار یاغی شناخته میشود که با استفاده از فریب و شوخی با قردادهای اجتماعی سرکشی میکند. اما کایوت نماد شجاعت و قدرت نظامی هم است. آنها اجتماعی هستند و همیشه آمادهاند همه چیز را فدای کسانی کنند که دوستشان دارند. آنها قوی، اما آرام و سخاوتمند هستند.
#کایوت #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 تصـور اینکه عمـری را صرف همان کارهایی کنی که همواره کردهای بایستی لرزه بر اندامت اندازد، نه فکر به چیزی که پیش رو داری ...
#دون_خوان
Ⓜ️ @NativeAmericans
#دون_خوان
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" Sol y luna "
Lakota flute : Majid Sanei
Videoclip : Gaetanpiolot
Video Edit : Sepehr Sanei
Produced by BARSAVAMUSIC
@majidsaneichannel
Ⓜ️ @NativeAmericans
Lakota flute : Majid Sanei
Videoclip : Gaetanpiolot
Video Edit : Sepehr Sanei
Produced by BARSAVAMUSIC
@majidsaneichannel
Ⓜ️ @NativeAmericans
☀️ امیدوارم پدر بزرگ آسـمانی که از بالا به ما مینگرد، برکت خود را بر همه قبایل نثار نماید تا در صلح پیش رویم و تمامی روزها را در آرامش به سر بریم و اینکه او به فرزندان ما نظری بیفکند و در نهایت ما را از این زمین، خیلی خیلی بالا برد، و اینکه پدر آسمانی ما، فرزندان ما را چون فرزندان خود بداند تا همه قبایل فرزندان او باشند و همانگونه که امروز، ما در این دشت پهنـاور دستهای یکدیگر را میفشـاریم. باشد که برای همیشه در صلح و آرامش به سر بریم.
🔺 رئیس #ابر_سرخ (مـارپیا لوتا)
رئیس قبیله اوگلالاسـو
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 رئیس #ابر_سرخ (مـارپیا لوتا)
رئیس قبیله اوگلالاسـو
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔶🔹 ای خالق مهـربان 🔹🔶
از تو میخواهم بازوانت را امـروز، به دور کسانی حلقه کنی که آسیب دیدهاند و بگذار این را بدانند که تو چقدر عاشقشان هستی!
#نیایش_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
از تو میخواهم بازوانت را امـروز، به دور کسانی حلقه کنی که آسیب دیدهاند و بگذار این را بدانند که تو چقدر عاشقشان هستی!
#نیایش_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♥️ Baby Deer Brings Happiness To Everyone He Meets 🦌
💛 بچه آهویی که با هر کس دیدار میکند، شادی به ارمغان میآورد.
🔺 "رودی" تنها ۲ روز از به دنیا آمدنش گذشته بود هنگامی که او را به کلینیک حیوانات آوردند. او نیمی از پایش را از دست داده بود و مجبور شدند یک پایش را قطع کنند. یک پرستار در کلینیک او را پذیرفت و از او نگهداری و حمایت کرد. رودی به سرعت با سگ خانه دوست شد و سگ سبب شد تا او قویتر و سریعتر شود.
رودی به همه حیوانات عشق میورزد و دوستان بسیاری پیدا کرده است. زمانی که غذا میخورد صدای جالبی از خودش درمیآورد.
رودی همچنین از خانه سالمندان نیز دیدار کرده و عشق و لذت را با خودش همراه میبرد. او بخاطر داشتن خانوادهاش خیلی شاد و سرزنده است.
#با_حیوانات_مهربان_باشیم
🆎 ترجمه و گردآوری: @FlightEagle
Ⓜ️ @NativeAmericans
💛 بچه آهویی که با هر کس دیدار میکند، شادی به ارمغان میآورد.
🔺 "رودی" تنها ۲ روز از به دنیا آمدنش گذشته بود هنگامی که او را به کلینیک حیوانات آوردند. او نیمی از پایش را از دست داده بود و مجبور شدند یک پایش را قطع کنند. یک پرستار در کلینیک او را پذیرفت و از او نگهداری و حمایت کرد. رودی به سرعت با سگ خانه دوست شد و سگ سبب شد تا او قویتر و سریعتر شود.
رودی به همه حیوانات عشق میورزد و دوستان بسیاری پیدا کرده است. زمانی که غذا میخورد صدای جالبی از خودش درمیآورد.
رودی همچنین از خانه سالمندان نیز دیدار کرده و عشق و لذت را با خودش همراه میبرد. او بخاطر داشتن خانوادهاش خیلی شاد و سرزنده است.
#با_حیوانات_مهربان_باشیم
🆎 ترجمه و گردآوری: @FlightEagle
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 ما آرامش را دوست داریم؛ میگذاریم موش بازی کند. وقتی که باد در جنگل میپیچد ما نمیترسیم.
رئیس سرخپوست به فرماندار پنسیلوانیا 1796
Ⓜ️ @NativeAmericans
رئیس سرخپوست به فرماندار پنسیلوانیا 1796
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات
🔺 کلاغ نماد خلاقیت، دگوگونی، دانش و اعتبار است. همچنین نشان دهنده پیچیدگیهای طبیعت است. فرد کلاغ، همزمان رمانتیک و کمالگراست. اگر از کسی به عنوان کلاغ یاد شود، یعنی او فردی بااحساس، رمانتیک و ایدهآلگرا میباشد. مردم معمولا دوست دارند در اطراف آنها باشند چون سرشار از انرژی و اشتیاق هستند که میتواند مسری باشد.
#کلاغ #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 کلاغ نماد خلاقیت، دگوگونی، دانش و اعتبار است. همچنین نشان دهنده پیچیدگیهای طبیعت است. فرد کلاغ، همزمان رمانتیک و کمالگراست. اگر از کسی به عنوان کلاغ یاد شود، یعنی او فردی بااحساس، رمانتیک و ایدهآلگرا میباشد. مردم معمولا دوست دارند در اطراف آنها باشند چون سرشار از انرژی و اشتیاق هستند که میتواند مسری باشد.
#کلاغ #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
سرخپوستان
Photo
🔺 تاتانکا- اوهیتیکا tatanka ohitika یا #بوفالوی_شجاع، سرخپوستی از قبیله سـو و مرد مقدس برجسته قرارگاه استندینگ راک بود، همانطور که پدرش بود. تاتانکا- اوهیتیکا در شمال داکوتا متولد شد و 73 سالگی در 1911 رؤیای سنگ مقدسش را شرح داد. سنگهای بزرگی که در بین سوها ارزش دینی دارند. تاتانکا- اوهیتیکا از واکانتانکا (خداوند) میگوید. واکانتانکا یک اصلاح سو است. واکان یعنی اسرارآمیز و تانکا یعنی بزرگ.
"وقتی دهکده سالم بود به آن زمین و رودها، آسمان بالا و حیوانات دور و برم نگاه میکردم و نمیشد نفهمم که اینها را نیروی بزرگی ساخته است. آنقدر نگران فهمیدن این نیرو بودم که از درختان و بوتهها میپرسیدم. به نظر میآمد که گلها به من خیره میشدند و من میخواستم از آنها بپرسم «چه کسی شما را ساخته؟» به سنگهای خزهگرفته نگاه میکردم، به نظر میآمد بعضی از آنها نشانههای انسان را دارند، اما نمیتوانستند به من جواب دهند.
بعد رؤیایی داشتم. در آن #رؤیا یکی از این سنگهای گرد کوچک نزد من ظاهر شد و به من گفت که سازنده همه #واکانتانکا است و برای اینکه به او حرمت بگذارم باید به کارهایش در #طبیعت احترام بگذارم. آن سنگ گفت من با جستجویم به خودم نشان داده بودم که شایسته کمک #فراطبیعیام. گفت وقتی که من دارم بیماری را درمان میکنم باید از او کمک بخواهم و همه نیروهای طبیعت در کار درمان کمکم میکنند.
با معناست که بعضی از سنگها در خاک مدفون نیستند بلکه بالای تپههای بلند هستند. آنها گرد هستند همچون خورشید و ماه و ما میدانیم که همه چیزهایی که گرد و دایره شکل هستند به هم مربوطند. چیزهایی که در سرشتشان شبیهاند به همدیگر میمانند و این سنگها زمان درازی آن جا افتاده بودند و به خورشید نگاه میکردند.
من در تمام عمرم به این #سنگهای_مقدس ایمان داشتهام. بنا بر خواست آنها زندگی کردهام و آنها در همه مشکلاتم دستگیر و یاریرسان من بودهاند. سعی کردهام تا آنجا که میتوانم لایق باشم که این #سنگها را در دست بگیرم، با این همه میدانم که شایسته آن نیستم که با واکانتانکا حرف بزنم. من خواستم را به آن سنگها میگویم و آنها #واسطه من هستند."
📙 کتاب جبین بر خاک نِـه صفحه ۲۷
نوشته تی سی مکلـوهان
Ⓜ️ @NativeAmericans
"وقتی دهکده سالم بود به آن زمین و رودها، آسمان بالا و حیوانات دور و برم نگاه میکردم و نمیشد نفهمم که اینها را نیروی بزرگی ساخته است. آنقدر نگران فهمیدن این نیرو بودم که از درختان و بوتهها میپرسیدم. به نظر میآمد که گلها به من خیره میشدند و من میخواستم از آنها بپرسم «چه کسی شما را ساخته؟» به سنگهای خزهگرفته نگاه میکردم، به نظر میآمد بعضی از آنها نشانههای انسان را دارند، اما نمیتوانستند به من جواب دهند.
بعد رؤیایی داشتم. در آن #رؤیا یکی از این سنگهای گرد کوچک نزد من ظاهر شد و به من گفت که سازنده همه #واکانتانکا است و برای اینکه به او حرمت بگذارم باید به کارهایش در #طبیعت احترام بگذارم. آن سنگ گفت من با جستجویم به خودم نشان داده بودم که شایسته کمک #فراطبیعیام. گفت وقتی که من دارم بیماری را درمان میکنم باید از او کمک بخواهم و همه نیروهای طبیعت در کار درمان کمکم میکنند.
با معناست که بعضی از سنگها در خاک مدفون نیستند بلکه بالای تپههای بلند هستند. آنها گرد هستند همچون خورشید و ماه و ما میدانیم که همه چیزهایی که گرد و دایره شکل هستند به هم مربوطند. چیزهایی که در سرشتشان شبیهاند به همدیگر میمانند و این سنگها زمان درازی آن جا افتاده بودند و به خورشید نگاه میکردند.
من در تمام عمرم به این #سنگهای_مقدس ایمان داشتهام. بنا بر خواست آنها زندگی کردهام و آنها در همه مشکلاتم دستگیر و یاریرسان من بودهاند. سعی کردهام تا آنجا که میتوانم لایق باشم که این #سنگها را در دست بگیرم، با این همه میدانم که شایسته آن نیستم که با واکانتانکا حرف بزنم. من خواستم را به آن سنگها میگویم و آنها #واسطه من هستند."
📙 کتاب جبین بر خاک نِـه صفحه ۲۷
نوشته تی سی مکلـوهان
Ⓜ️ @NativeAmericans
Pastor solitario
Atipaj Runa/Atipaj Runa
🔥 #موسیقی_سرخپوستی 🔥
قطعه زیبایی با ساز پنفلوت
🎼 Title : Pastor solitario
🎼 Artist : Atipaj Runa
Ⓜ️ @NativeAmericans
قطعه زیبایی با ساز پنفلوت
🎼 Title : Pastor solitario
🎼 Artist : Atipaj Runa
Ⓜ️ @NativeAmericans