☀️ در آیین رقص خورشید، سرخپوست باید هنگام رقص، سر را بلند کند و دست بر آسمان کند زیرا که پدرِ بزرگ (خداوند) شما را خواهد دید. اوست که دارنده همه چیز است و چیزی نیست که از او نباشد و به این شکل فقط باید او را نیایش کرد.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
⭐️ سرخپوستان سیاره زهـره (ناهـید، ونوس) را به شکل یک ستاره پنجپر نمایش میدهند و آن را ستاره سحری مقدس میخوانند زیرا در میان تاریکی و روشنائی میایستد و نشانه معرفت و آگاهی است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کلیپ مستند سرخپوسـتی 🏹
☀️ Sun Dance
🌀 Spiritual ritual
🔆 Religious Ceremony
🔺 Native American Music
☑️ فیلمها، نقاشیها و تصاویر تاریخی از چگونگی و نحوه اجرای مراسم آئینی #رقص_خورشید سرخپوستان در گذشته
Ⓜ️ @NativeAmericans
☀️ Sun Dance
🌀 Spiritual ritual
🔆 Religious Ceremony
🔺 Native American Music
☑️ فیلمها، نقاشیها و تصاویر تاریخی از چگونگی و نحوه اجرای مراسم آئینی #رقص_خورشید سرخپوستان در گذشته
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔴 #پنج_قبیله_متمدن (سرخپوست) 🎪
🔺 پنج قبیلهٔ متمدن (Five Civilized Tribes) عبارتاند از پنج قبیلهٔ سرخپوست #چروکی، #چیکاسا، #چاکتا، #ماسکوگی و #سمینول که از دید مستعمرهنشینان اروپایی به دلیل برخورد مناسب با همسایگان و پذیرش برخی قواعد زندگی اروپایی، متمدن شمرده میشدند. اینان تا پیش از #کوچ_اجباری دولت ایالات متحده آمریکا به دیگر بخشهای این کشور به ویژه ایالت اوکلاهاما در جنوب خاوری این کشور میزیستند.
هر کدام از این پنج قبیله در جریان جنگ داخلی آمریکا طرف یکسوی نبـرد را گرفتند. چاکتا و چیکاسا به سود کنفدراسیون ایالات جنوب میجنگیدند و ماسکوگی و سمینول هم همراه با اتحاد شمالی آمریکا. در این میان نیمی از چروکیها در این سوی جبهه بودند و نیمی در آن سو
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 پنج قبیلهٔ متمدن (Five Civilized Tribes) عبارتاند از پنج قبیلهٔ سرخپوست #چروکی، #چیکاسا، #چاکتا، #ماسکوگی و #سمینول که از دید مستعمرهنشینان اروپایی به دلیل برخورد مناسب با همسایگان و پذیرش برخی قواعد زندگی اروپایی، متمدن شمرده میشدند. اینان تا پیش از #کوچ_اجباری دولت ایالات متحده آمریکا به دیگر بخشهای این کشور به ویژه ایالت اوکلاهاما در جنوب خاوری این کشور میزیستند.
هر کدام از این پنج قبیله در جریان جنگ داخلی آمریکا طرف یکسوی نبـرد را گرفتند. چاکتا و چیکاسا به سود کنفدراسیون ایالات جنوب میجنگیدند و ماسکوگی و سمینول هم همراه با اتحاد شمالی آمریکا. در این میان نیمی از چروکیها در این سوی جبهه بودند و نیمی در آن سو
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات
🔺 گوزن نماد رونق و فراوانی غذاست، زیرا سرخپوستان ردپای گوزن را برای پیدا کردن غذا دنبال میکردند. این حیوان چابک همچنین نماد ملایمت و خلاقیت است. اگر کسی به عنوان آهو یاد شود، به این معناست که حس شوخ طبعی دارد و میتواند هر جمعی را شاد کند.
#گوزن #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 گوزن نماد رونق و فراوانی غذاست، زیرا سرخپوستان ردپای گوزن را برای پیدا کردن غذا دنبال میکردند. این حیوان چابک همچنین نماد ملایمت و خلاقیت است. اگر کسی به عنوان آهو یاد شود، به این معناست که حس شوخ طبعی دارد و میتواند هر جمعی را شاد کند.
#گوزن #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌹 این کافی نیست که تنها برای صلح اشک بریزیم، ما باید به صلح عمل کنیم، در صلح بمانیم و صلحجویانه زندگی کنیم.
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
#ضربالمثل_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
... مردمم را آنجا دیدم که به این سو و آن سو دوان دوان دیرکهای دریچه دود را بر میافراشتند و پایین تیپی خود را در مقابل باد محکم میکردند زیرا ابر توفانی به آنها نزدیک میشد تند و سیاه، و آنجا بیشمار پرستوهای هراسان بودند که از پیش آن ابر میگریختند.
آنگاه سرودی نیرومند در من هویدا شد و آن را در همان جای سهمناک که بودم خواندم و چنین بود:
من ملتی نیک را زنده نگاه خواهم داشت.
این را آن قـوم بالا گفته است.
آنهـا نیـروی تبدیل (دگرگونی) را به من دادهاند.
چون این را خواندم ندایی گفت:
«تو برای یاری به چهار جهت خواهی دوید و در برابر تو هیچ چیز نیرومند نخواهد بود. او را بنگـر!»
بعد دوباره سوار اسب کهرم شدم، چون این اسب از خاک است و آنجا بود که نیرویم را به کار بردم. از آن ندا فرمان بردم و نگاه کردم، آنجا در غرب، اسبی دیدم همه پوست و استخوان، قرهکهری رنگ باخته و آنجا ندایی گفت که:
«این را بگیر و دگرگونه کن!»
و من آن گیاه چهار پرتو را در دست داشتم. پس نزدیک آن اسب لاغر اندام راندم دایرهوار، و چون چنین کردم صدای مردمی را شنیدم که نیروی روح را چنین ندا میدادند:
آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی!
آنگاه اسب نزار شیههای کشید و غلتی زد و بلند شد و نریان بزرگی شد، سیاهِ براق با خالهایی به سرتاپایش و یالش چون ابری در کنارش. او سر همه اسبها بود؛ و چون نفسنفس میزد، نفسش برق آذرخش بود و چشمانش چون ستاره غرب. رو به غرب تاخت و شیهه کشید و غرب پر غبار سُمها شد و اسبان بیشمار، سیاه درخشان که از غبار بیرون میجهیدند.
نریان آنگاه به جانب شمال دوید و شیهه کشید و نیز به شرق و جنوب و ابرهای غبار پاسخ دادند، اسبهای بیشمار بیرون جهیدند- اسبان سفید و کرند و سمند، فربه، براق که از این گریز و از نیرویشان شاد بودند. این زیبا بود، اما سهمگین نیـز بود.
بعد آنها همه ناگهان ایستادند، رو دو پا بلند شده و در حلقهای بزرگ بر گردِ پیشوای سیاهشان در مرکز ایستاده بودند، آرام بودند. چون ایستادند، چهار باکره زیبا، زیباتر از آن که زنان خاکی میتوانند باشند بود، از میان آن حلقه بیرون آمدند با جامههای سرخ درخشان، هر یک از جهتی و نزدیک به نریان بزرگ سیاه در جاهای خود ایستادند و یکی جام چوبین آب در دست داشت و یکی بال سپید، یکی چپق و یکی هم حلقه قوم را.
سراسر گیتی را خاموشی فر گرفته بود، همه گوش فرا داده بودند؛ و آنگاه نریان بزرگ سیاه آوازی سر داد و سرودی خواند که این بود:
اسبان من، بر دو پا برخواسته میآیند
اسبان من، شیهـهکشـان میآیند
بر دو برخاسته رقصـان میآیند
از سـراسر گیتی میآیند
خواهند رقصـید، باشـد که تماشاشان کنی
یک ملتِ اسب، آنها خوهند رقصیـد
باشـد که تماشاشان کنی
صدایش بلند نبود اما در سراسر گیتی پیچید و همه جا را فرا گرفت. چیزی نبود که آن را نشنیده باشد و زیباتر از هر چیز دیگر بود. چندان زیبا بود که هیچ چیز در هیچ کجا نمیتوانست نرقصد. باکرهگان رقصیدند، و نیز همه اسبهای حلقهبسته. برگ بر درختان، علف بر تپهها و درهها، آب در جویباران و رودها و دریاچهها، چارپایان و دوپایان و بالداران هوا- همه با هم به آهنگ سرود آن نریان رقصیدند.
و من چون به پایین نگریستم مردمم را دیدم آنجا دیدم، ابر از بالای سرشان میگذشت و آنان را از بارش مهـرآمیز خود برکت میبخشید و ابر در شرق ایستاد با رنگینکمـانی بسـیار درخشـان بر فـرازش.
⚡️بخشی از شهـود شمن فـرزانه گوزن سیاه
#گوزن_سیاه مـرد مقدس قبیله اوگلالاسـو
📙 کتاب گوزن سیاه سخن میگوید ص ۵۱
Ⓜ️ @NativeAmericans
آنگاه سرودی نیرومند در من هویدا شد و آن را در همان جای سهمناک که بودم خواندم و چنین بود:
من ملتی نیک را زنده نگاه خواهم داشت.
این را آن قـوم بالا گفته است.
آنهـا نیـروی تبدیل (دگرگونی) را به من دادهاند.
چون این را خواندم ندایی گفت:
«تو برای یاری به چهار جهت خواهی دوید و در برابر تو هیچ چیز نیرومند نخواهد بود. او را بنگـر!»
بعد دوباره سوار اسب کهرم شدم، چون این اسب از خاک است و آنجا بود که نیرویم را به کار بردم. از آن ندا فرمان بردم و نگاه کردم، آنجا در غرب، اسبی دیدم همه پوست و استخوان، قرهکهری رنگ باخته و آنجا ندایی گفت که:
«این را بگیر و دگرگونه کن!»
و من آن گیاه چهار پرتو را در دست داشتم. پس نزدیک آن اسب لاغر اندام راندم دایرهوار، و چون چنین کردم صدای مردمی را شنیدم که نیروی روح را چنین ندا میدادند:
آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی! آ- هِـی!
آنگاه اسب نزار شیههای کشید و غلتی زد و بلند شد و نریان بزرگی شد، سیاهِ براق با خالهایی به سرتاپایش و یالش چون ابری در کنارش. او سر همه اسبها بود؛ و چون نفسنفس میزد، نفسش برق آذرخش بود و چشمانش چون ستاره غرب. رو به غرب تاخت و شیهه کشید و غرب پر غبار سُمها شد و اسبان بیشمار، سیاه درخشان که از غبار بیرون میجهیدند.
نریان آنگاه به جانب شمال دوید و شیهه کشید و نیز به شرق و جنوب و ابرهای غبار پاسخ دادند، اسبهای بیشمار بیرون جهیدند- اسبان سفید و کرند و سمند، فربه، براق که از این گریز و از نیرویشان شاد بودند. این زیبا بود، اما سهمگین نیـز بود.
بعد آنها همه ناگهان ایستادند، رو دو پا بلند شده و در حلقهای بزرگ بر گردِ پیشوای سیاهشان در مرکز ایستاده بودند، آرام بودند. چون ایستادند، چهار باکره زیبا، زیباتر از آن که زنان خاکی میتوانند باشند بود، از میان آن حلقه بیرون آمدند با جامههای سرخ درخشان، هر یک از جهتی و نزدیک به نریان بزرگ سیاه در جاهای خود ایستادند و یکی جام چوبین آب در دست داشت و یکی بال سپید، یکی چپق و یکی هم حلقه قوم را.
سراسر گیتی را خاموشی فر گرفته بود، همه گوش فرا داده بودند؛ و آنگاه نریان بزرگ سیاه آوازی سر داد و سرودی خواند که این بود:
اسبان من، بر دو پا برخواسته میآیند
اسبان من، شیهـهکشـان میآیند
بر دو برخاسته رقصـان میآیند
از سـراسر گیتی میآیند
خواهند رقصـید، باشـد که تماشاشان کنی
یک ملتِ اسب، آنها خوهند رقصیـد
باشـد که تماشاشان کنی
صدایش بلند نبود اما در سراسر گیتی پیچید و همه جا را فرا گرفت. چیزی نبود که آن را نشنیده باشد و زیباتر از هر چیز دیگر بود. چندان زیبا بود که هیچ چیز در هیچ کجا نمیتوانست نرقصد. باکرهگان رقصیدند، و نیز همه اسبهای حلقهبسته. برگ بر درختان، علف بر تپهها و درهها، آب در جویباران و رودها و دریاچهها، چارپایان و دوپایان و بالداران هوا- همه با هم به آهنگ سرود آن نریان رقصیدند.
و من چون به پایین نگریستم مردمم را دیدم آنجا دیدم، ابر از بالای سرشان میگذشت و آنان را از بارش مهـرآمیز خود برکت میبخشید و ابر در شرق ایستاد با رنگینکمـانی بسـیار درخشـان بر فـرازش.
⚡️بخشی از شهـود شمن فـرزانه گوزن سیاه
#گوزن_سیاه مـرد مقدس قبیله اوگلالاسـو
📙 کتاب گوزن سیاه سخن میگوید ص ۵۱
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌀 نمادشناسی سرخپوستان / حیوانات
🔺 سرخپوستان کایوت را حیلهگر توصیف میکنند و به عنوان یک جاندار یاغی شناخته میشود که با استفاده از فریب و شوخی با قردادهای اجتماعی سرکشی میکند. اما کایوت نماد شجاعت و قدرت نظامی هم است. آنها اجتماعی هستند و همیشه آمادهاند همه چیز را فدای کسانی کنند که دوستشان دارند. آنها قوی، اما آرام و سخاوتمند هستند.
#کایوت #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 سرخپوستان کایوت را حیلهگر توصیف میکنند و به عنوان یک جاندار یاغی شناخته میشود که با استفاده از فریب و شوخی با قردادهای اجتماعی سرکشی میکند. اما کایوت نماد شجاعت و قدرت نظامی هم است. آنها اجتماعی هستند و همیشه آمادهاند همه چیز را فدای کسانی کنند که دوستشان دارند. آنها قوی، اما آرام و سخاوتمند هستند.
#کایوت #نمادشناسی #توتم
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 تصـور اینکه عمـری را صرف همان کارهایی کنی که همواره کردهای بایستی لرزه بر اندامت اندازد، نه فکر به چیزی که پیش رو داری ...
#دون_خوان
Ⓜ️ @NativeAmericans
#دون_خوان
Ⓜ️ @NativeAmericans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" Sol y luna "
Lakota flute : Majid Sanei
Videoclip : Gaetanpiolot
Video Edit : Sepehr Sanei
Produced by BARSAVAMUSIC
@majidsaneichannel
Ⓜ️ @NativeAmericans
Lakota flute : Majid Sanei
Videoclip : Gaetanpiolot
Video Edit : Sepehr Sanei
Produced by BARSAVAMUSIC
@majidsaneichannel
Ⓜ️ @NativeAmericans