🔺تنها عکس شناخته شده از رئیس #سیاتل، رئیس قبیله #دوامیش و #سوکوامیش در سال ۱۸۶۴
#سیاتل (Seattle) از حدود سال ۱۷۸۰ تا ۷ ژوئن ۱۸۶۶ یکی از رؤسای قبیله دوامیش بود. شهر سیاتل در ایالت واشنگتن آمریکا به نام وی نامگذاری شده است. سخنرانی معروفی راجع به مسئولیت در مقابل طبیعت و احترام به حقوق سرزمینی بومیان آمریکا، منتسب به وی است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
#سیاتل (Seattle) از حدود سال ۱۷۸۰ تا ۷ ژوئن ۱۸۶۶ یکی از رؤسای قبیله دوامیش بود. شهر سیاتل در ایالت واشنگتن آمریکا به نام وی نامگذاری شده است. سخنرانی معروفی راجع به مسئولیت در مقابل طبیعت و احترام به حقوق سرزمینی بومیان آمریکا، منتسب به وی است.
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 تمبر آلمانی سال 1987 (۱۳۶۶) برای یادبود نویسنده فقید آلمانی، کارل مای که رمانهای متعددی درباره سرخپوستان به رشته تحریر درآورده است. معروفترین اثر او "ویـنـِتـو" نام دارد که نام قهرمان سرخپوست خیالی داستان اوست و بر اساس این رمان، یک سهگانه سینمایی ساخته شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
Ⓜ️ @NativeAmericans
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔸 یک کـیوا اتاقی است که توسط پوئبلوها برای مراسم مذهبی و آیینی و جلسات سیاسی مورد استفاده قرار می گرفت، بسیاری از آنها با سیستم اعتقادی #کچینا ارتباط دارند. در میان #هوپی های مدرن و بسیاری دیگر از مردم #پوئبلو، کیواها به صورت مربع و زیر زمینی و برای مراسم معنوی استفاده می شوند.
آنها می توانند گرد، مربع، زیرزمینی، نیمه زیرزمینی یا در سطح زمین باشند. سیپاپو در کیوا یک چاله کوچک است و به نظر میرسد نمایانگر دری برای نشان دادن یک درب به عالم زیرین باشد.
📌سیپاپو: چاله کوچک گرد برای ایجاد آتش
Ⓜ️ @NativeAmericans
آنها می توانند گرد، مربع، زیرزمینی، نیمه زیرزمینی یا در سطح زمین باشند. سیپاپو در کیوا یک چاله کوچک است و به نظر میرسد نمایانگر دری برای نشان دادن یک درب به عالم زیرین باشد.
📌سیپاپو: چاله کوچک گرد برای ایجاد آتش
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔥 مدرسه ناکل و کلبه تعریق سرخپوستی
🌎 من عضوی از یک گروه از مردان و زنانی بودم که یک مدرسه رازورزانه و اسراری به نام "مدرسه سرّی ناکل" را اداره می کردند. منشأ این اسم از آن فرشته هاست و هرگز علت اصلی آن را به ما نگفتند. من می دانستم که ناکل ها، کاهنان باستانی از آتلانتیس بودند اما غیر از این چیز دیگری نمیدانستم. من به سادگی این اسم را پذیرفتم چون از یک منبع بالاتر می آمد. محوطهای که در آن بودیم در یک زمین بیست جریبی و ناهموار قرار داشت و میلیونها جریب هم فضای غیرمسکونی اطراف ما بود. ما دو خانه خشتی، یک باغ طبیعی، یک فضای آپارتمانی، یک محل کار و گاراژ، یک مرکز کنفرانس خشتی بسیار زیبا به شکل پنج ضلعی، و مهم ترین قسمت، یک اتاق نیایش زیرزمینی زیبا به نام کیوا (kiva) داشتیم. آنجا برای آموزش و یادگیری، مدرسهای بینظیر بود.
@NativeAmericans
دور بودن از دنیای متمدن کار ما را سهل تر می کرد، چون کسی نبود که اعمال و رفتار ما را که برای برخی از فرهنگهای امروزی عجیب و غریب به نظر میرسد، قضاوت کند. برای مثال، هر بار که ماه نو می شود ما یک کلبه تعریق سرخپوستی با آتشی فوقالعاده به راه میاندازیم تا تخته سنگها تحت حرارت شدید قرار گیرند. حدود چهل نفر برای حداقل یک روز قبل از عرقریزی روزه می گیرند و ما ساعتها طبل می زنیم و آواز می خوانیم، در حالیکه نام مادر و حضور #روح_بزرگ را فرامی خوانیم و منتظر می شویم تا سنگها به رنگ قرمز- نارنجی زندگی دربیایند.
در زمان درست، ما در تاریکی کامل با فروتنی و بدون لباس، درست طبق سنت بومی و با احترام تمام برای یکی بودن با #مادر_زمین وارد این کیوای زیرزمینی میشدیم. مثل این بود که در رحم او هستیم. پرانا، خلأ، زمین، آب، آتش، هوا – هر شش عنصر آفرینش و طبیعت در یک زمان در این مراسم حضور داشتند...
📙 برگرفته از کتاب ماری از جنس نور
✍ نوشته درونوالو ملچیزدک
#عرفان_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌎 من عضوی از یک گروه از مردان و زنانی بودم که یک مدرسه رازورزانه و اسراری به نام "مدرسه سرّی ناکل" را اداره می کردند. منشأ این اسم از آن فرشته هاست و هرگز علت اصلی آن را به ما نگفتند. من می دانستم که ناکل ها، کاهنان باستانی از آتلانتیس بودند اما غیر از این چیز دیگری نمیدانستم. من به سادگی این اسم را پذیرفتم چون از یک منبع بالاتر می آمد. محوطهای که در آن بودیم در یک زمین بیست جریبی و ناهموار قرار داشت و میلیونها جریب هم فضای غیرمسکونی اطراف ما بود. ما دو خانه خشتی، یک باغ طبیعی، یک فضای آپارتمانی، یک محل کار و گاراژ، یک مرکز کنفرانس خشتی بسیار زیبا به شکل پنج ضلعی، و مهم ترین قسمت، یک اتاق نیایش زیرزمینی زیبا به نام کیوا (kiva) داشتیم. آنجا برای آموزش و یادگیری، مدرسهای بینظیر بود.
@NativeAmericans
دور بودن از دنیای متمدن کار ما را سهل تر می کرد، چون کسی نبود که اعمال و رفتار ما را که برای برخی از فرهنگهای امروزی عجیب و غریب به نظر میرسد، قضاوت کند. برای مثال، هر بار که ماه نو می شود ما یک کلبه تعریق سرخپوستی با آتشی فوقالعاده به راه میاندازیم تا تخته سنگها تحت حرارت شدید قرار گیرند. حدود چهل نفر برای حداقل یک روز قبل از عرقریزی روزه می گیرند و ما ساعتها طبل می زنیم و آواز می خوانیم، در حالیکه نام مادر و حضور #روح_بزرگ را فرامی خوانیم و منتظر می شویم تا سنگها به رنگ قرمز- نارنجی زندگی دربیایند.
در زمان درست، ما در تاریکی کامل با فروتنی و بدون لباس، درست طبق سنت بومی و با احترام تمام برای یکی بودن با #مادر_زمین وارد این کیوای زیرزمینی میشدیم. مثل این بود که در رحم او هستیم. پرانا، خلأ، زمین، آب، آتش، هوا – هر شش عنصر آفرینش و طبیعت در یک زمان در این مراسم حضور داشتند...
📙 برگرفته از کتاب ماری از جنس نور
✍ نوشته درونوالو ملچیزدک
#عرفان_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
🌿 نیایش هنگام دود دادن گیاهان مقدس 🌿
🔺 من تمام انرژیهایی را که دیگر در خدمت کمال و سعادت من نیستند و انرژیهای منفی اطرافم را رها میکنم و میخواهم فقط عشق، نور، سلامتی، ثروت، خوشبختی و برکت و فراوانی، فضای اطراف مرا پُر کنند. چنین باد!
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 من تمام انرژیهایی را که دیگر در خدمت کمال و سعادت من نیستند و انرژیهای منفی اطرافم را رها میکنم و میخواهم فقط عشق، نور، سلامتی، ثروت، خوشبختی و برکت و فراوانی، فضای اطراف مرا پُر کنند. چنین باد!
Ⓜ️ @NativeAmericans
♥️ باورها و آیینهای بومیان آمریکا از قلب سرچشمه میگیرند.
🔺 در قبیله من #تائوس Taos (پوئبلو) هر ساله در 30 سپتامبر (8 مهـر)، روز جروم مقدس (St. Jerome)، مراسمی برگزار می شود. قبیله تائوس بر این باور است که برگزاری این آیین ضرورت قطعی دارد، در غیر این صورت کره زمین، به راستی از مرکز خود خارج شده و تمام مردمی که روی آن زندگی می کنند همه چیز را از دست خواهند داد. مردم معمولاً به گرداگرد جهان می رفتند تا ببینند که چطور سرخپوستان از آن دیرک بسیار بلند به بالا میخزند: درختی با 27 متر بلندا بدون هیچ شاخهای که در حدود 7 متر در عرض زمین فرو رفته تا با رشد بیشتر دوام آورد. چهار سرخپوست به کمک طنابهایی تلاش می کنند به بالای آن بروند و طی این مراسم، فرصت یک ساله دیگری به زمین بدهند تا به دور خورشید بچرخد، مراسم زیبایی بود…اما بیشتر مردم معتقدند که آیینهای بومی چیزی جز خرافات نیستند، کارهایی بدون هیچ پایه و اصول علمی. با این همه، برای سرخپوستان بومی آمریکا اینها حقایق واقعیت آنها هستند. بشریت از #قلب جهان جدا شده تا به نهایت منطق ذهن برسد، و باورها در محدوده شیمیدان، فیزیکدان و ریاضیدان نگه داشته شده اند. علم برای آنها اثبات کرده است که تمامی این باور کهن به آیین و رسوم، چیزی جز جهل نیست. با این وجود، انسان مدرن با علم عظیمش که حقایق محضش را قبولانده است، طی مدت زمانی کمتر از دو هزار سال دنیایی به وجود آورده در مرز نابودی، در حالیکه گذشتگان با آیین های احمقانهشان، میلیونها سال توانستهاند پابرجا بمانند. شاید اگر در پی آن هستیم که دوام پیدا کنیم، باید این خرد کهن را مورد توجه قرار دهیم یا حداقل درک کنیم، حتی با ذهن منطقیمان که این آیین حقیقتاً قادر است دنیایی متعادل ایجاد کند. همانگونه که یک بومی آمریکایی سفیدپوست از سنت سرخپوستان پیروی کرد، همانطور که راز آفرینش را به من نشان دادند. این #ذهن است که هوشمند است، اما در زیر نوری که #قلب روشن می کند. خلقت همیشه در #قلب آغاز می شود، و از آنجا به ذهن منتقل میگردد. ما سرمنشأ خود را فراموش کردهایم و اگر خیلی زود آن را به یاد نیاوریم، اذهان بسیار تکنولوژیکی ما، ما را به سوی دنیایی سراسر درد و نابودی همگانی میبرد. جهانی عاری از قلب یعنی یک جهان مکانیکی دورافتاده از واقعیت. برایتان داستان هایی خواهم گفت که ارتباط درونی ما با خداوند و جریان خلقت را به یاد میآورند، که شما را به تعادل و جریان هستی باز میگردانند. #عشق، پاسخ همه پرسش هاست… حتی پرسش های ذهن.
📙 برگرفته از کتاب ماری از جنس نور
✍ نوشته درونوالو ملچیزدک
#عرفان_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans
🔺 در قبیله من #تائوس Taos (پوئبلو) هر ساله در 30 سپتامبر (8 مهـر)، روز جروم مقدس (St. Jerome)، مراسمی برگزار می شود. قبیله تائوس بر این باور است که برگزاری این آیین ضرورت قطعی دارد، در غیر این صورت کره زمین، به راستی از مرکز خود خارج شده و تمام مردمی که روی آن زندگی می کنند همه چیز را از دست خواهند داد. مردم معمولاً به گرداگرد جهان می رفتند تا ببینند که چطور سرخپوستان از آن دیرک بسیار بلند به بالا میخزند: درختی با 27 متر بلندا بدون هیچ شاخهای که در حدود 7 متر در عرض زمین فرو رفته تا با رشد بیشتر دوام آورد. چهار سرخپوست به کمک طنابهایی تلاش می کنند به بالای آن بروند و طی این مراسم، فرصت یک ساله دیگری به زمین بدهند تا به دور خورشید بچرخد، مراسم زیبایی بود…اما بیشتر مردم معتقدند که آیینهای بومی چیزی جز خرافات نیستند، کارهایی بدون هیچ پایه و اصول علمی. با این همه، برای سرخپوستان بومی آمریکا اینها حقایق واقعیت آنها هستند. بشریت از #قلب جهان جدا شده تا به نهایت منطق ذهن برسد، و باورها در محدوده شیمیدان، فیزیکدان و ریاضیدان نگه داشته شده اند. علم برای آنها اثبات کرده است که تمامی این باور کهن به آیین و رسوم، چیزی جز جهل نیست. با این وجود، انسان مدرن با علم عظیمش که حقایق محضش را قبولانده است، طی مدت زمانی کمتر از دو هزار سال دنیایی به وجود آورده در مرز نابودی، در حالیکه گذشتگان با آیین های احمقانهشان، میلیونها سال توانستهاند پابرجا بمانند. شاید اگر در پی آن هستیم که دوام پیدا کنیم، باید این خرد کهن را مورد توجه قرار دهیم یا حداقل درک کنیم، حتی با ذهن منطقیمان که این آیین حقیقتاً قادر است دنیایی متعادل ایجاد کند. همانگونه که یک بومی آمریکایی سفیدپوست از سنت سرخپوستان پیروی کرد، همانطور که راز آفرینش را به من نشان دادند. این #ذهن است که هوشمند است، اما در زیر نوری که #قلب روشن می کند. خلقت همیشه در #قلب آغاز می شود، و از آنجا به ذهن منتقل میگردد. ما سرمنشأ خود را فراموش کردهایم و اگر خیلی زود آن را به یاد نیاوریم، اذهان بسیار تکنولوژیکی ما، ما را به سوی دنیایی سراسر درد و نابودی همگانی میبرد. جهانی عاری از قلب یعنی یک جهان مکانیکی دورافتاده از واقعیت. برایتان داستان هایی خواهم گفت که ارتباط درونی ما با خداوند و جریان خلقت را به یاد میآورند، که شما را به تعادل و جریان هستی باز میگردانند. #عشق، پاسخ همه پرسش هاست… حتی پرسش های ذهن.
📙 برگرفته از کتاب ماری از جنس نور
✍ نوشته درونوالو ملچیزدک
#عرفان_سرخپوستی
Ⓜ️ @NativeAmericans