روایتِ ایران | سینا رحیم‌پور
638 subscribers
135 photos
7 videos
31 links
تلاشی برای فهم ایران از میان روایت‌ها، آدم‌ها، تجربه‌ها و ایده‌ها

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
Download Telegram
فرکتال سیاسی

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
منتشر شده در روزنامه شرق | ۸ مرداد ۱۴۰۴

▪️ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه

▫️جنگ تحمیلی اخیر یک بزنگاه تاریخی بود. در این بزنگاه‌ها، گاه یک بحران کوتاه‌مدت می‌تواند آن‌چنان عمیق بر سازوکار حکمرانی تأثیر بگذارد که لایه‌های پنهان و پیچیدگی‌های تکرارشونده در ایجاد تغییرات را آشکار کند. لحظاتی که می‌توانند آغازگر بازآفرینی نهادی باشند.

▪️اما چرا پس از جنگ اینگونه نشد؟ کمی‌فراتر؛ چرا هر دولتی که روی کار می‌آید، در بسیاری از تصمیمات، مسیردولت‌های پیشین را حتی در ناکارآمدترین سیاست‌ها ادامه می‌دهد؟ چراتغییر مدیران منجر به تغییر سیاست‌ها نمی‌شود؟ چرا حتی مدیران جوان،انقلابی یا اصلاح‌طلب، خیلی زود در ساختار فرسوده، همان رفتارهای گذشته را تکرار می‌کنند؟

▫️چرا نهادهای محلی مانند شوراها، شرکت‌ها، سمن‌ها یارسانه‌ها، به‌جای تحول‌ساز بودن، تبدیل به نسخه‌ای کوچک از دولت مرکزی می‌شوند؟ چه می‌شود که روسای سه قوه از ضرورت تغییرها می‌گویند اما زمزمه‌ بازگشت گشت ارشاد مطرح می‌شود، لایحه پر چالش انتشار محتوای خلاف واقع به مجلس می‌رود و دو فوریتش تصویب می‌شود و صدا و سیما به تنظیمات کارخانه برمی‌گردد؟

پاسخ در یک منطق زیرساختی نهفته است که من در این یادداشت اسمش را «فِرَکتال سیاسی» گذاشته‌ام.

▫️مفهوم فرکتال را از ریاضیات وام گرفته‌ام.
فرکتال همان ساختاری است که جزءبه‌جزء آنها شبیه به کل است. به تعبیری، فرکتال در هر مقیاسی شبیه به خودش است؛ مانند سیستم عصبی انسان، برگ سرخس، یا دانه‌های برف. اگر این ایده را به سیاست تعمیم دهیم، می‌توانیم کارآمدی یا ناکارآمدی ساختاری سیاست در ایران را نیز نوعی فرکتال بدانیم.

▪️فرکتال سیاسی توصیف ساختاری است که در آن، هر جزء شبیه به کل عمل می‌کند و ناکارآمدی، نه‌فقط از بالا، بلکه در تمام سطوح، به‌صورت شبکه‌ای تکثیر می‌شود. وقتی کارمند یک اداره در دورترین شهرستان، همان الگوی تصمیم‌گیری پایتخت را بازتولید می‌کند، دیگر مشکل فقط در رأس نیست.

▫️بخشی از مسئله اینجاست که اگر نهادهای رسمی و غیررسمی موجود هماهنگ نباشند یا اگر انگیزه‌های فردی و ساختارهای نهادی در تناقض باشند، حتی بهترین اصلاحات هم محکوم به شکست‌ هستند.

▪️در چنین ساختاری، اصلاح باید خودش فرکتالی باشد؛ عمیق، گسترده و مستمر. نه با تغییر چهره‌ها، بلکه با بازتعریف صورت‌مسئله‌ها، شناخت ریشه‌های مساله، تمرکززدایی واقعی، تقویت نهادهای مستقل و شکستن چرخه‌ی تکرار. فهم منطق فرکتالیِ سیاست، گام نخست برای خروج از دور باطل ناکارآمدی و ورود به عصر ترمیم و بازآفرینی نهادی است.

👈🏻 این خلاصه‌ای کوتاه از یادداشت منتشر شده در شرق است که می‌توانید کاملش را در اسلاید های این پست و یا لینک‌های بخوانید.

لینک مطلب در سایت شرق | لینک مطلب در اینستاگرام

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
فرکتال سیاسی (نسخه پادکستی)
سینا رحیم‌پور
یک فرکتال سیاستی

▪️هفته گذشته در یادداشتی با عنوان «فرکتال سیاسی» در روزنامه شرق، تلاش کردم منطق بازتولید ناکارآمدی در ساختار سیاست‌گذاری ایران را توضیح دهم. در آن یادداشت نوشتم که ناکارآمدی‌ها، تنها حاصل اشتباهات فردی نیستند، بلکه ریشه در الگویی تکرارشونده دارند که در همه سطوح، از کلان تا خرد، بازتولید می‌شود. این ساختار را «فرکتال سیاسی» نامیدم.

▫️بازخوردهایی که از فعالان سیاست‌گذاری دریافت شد، نشان داد که این مفهوم می‌تواند برای توضیح پیچیدگی‌های سیاست‌گذاری در ایران مفید باشد، هرچند هنوز نیازمند بسط بیشتر در حوزه سیاستی است.

یادداشت اخیر یوسف پزشکیان درباره لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع»، نمونه‌ای از «فرکتال سیاستی» است. او با مرور ۹ لایه از تصمیم‌سازی و تشبیه هر کدام از این لایه‌ها به یک لایه پدافتدی، نشان می‌دهد چگونه لایحه‌ای حساس، بدون مشارکت ذی‌نفعان، بدون مطالعه و بدون نقد جدی، با عبور فرمالیستی از ساختار بوروکراتیک، به امضای رئیس‌جمهور رسیده و به مجلس رفته است.

▪️مطالعه این یادداشت روشن می‌کند که چگونه ساختار، حتی نیت‌های اصلاح‌گرایانه را خنثی کرده و افراد را در منطق تکرارشونده و بعضا مشارکت گریز خود مستهلک می‌کند. لایه‌های تصمیم‌سازی، به‌جای ایفای نقش واقعی در کنترل و پالایش سیاست‌ها، به کانال‌های انتقال سیاست‌ها از لایه‌ای به لایه بعد بدل شده‌اند.

▫️آنچه رخ داده، استثنا نیست؛ بلکه بازتابی از یک الگو در نظام تصمیم‌سازی است؛ الگویی که در نهایت در مرحله نتیجه، با اصلاح روبرو می‌شود اما آیا فرآیند برای بررسی لوایح بعدی نیز اصلاح خواهد شد؟

▪️شکست این فرکتال و بازسازی ساختار تصمیم‌سازی یک گام رو به جلوست.
شاید اصلاح یک فرآیند، آغاز درستی برای بازسازی یک الگو باشد. مهم آن است که تجربه‌های گذشته، به چرخه‌ای تازه برای یادگیری و اصلاح ساختارها بدل شوند. درس‌های لایحه پس گرفته شده اگر به‌درستی فهم و تحلیل شود، می‌تواند به یک‌گام مهم ‌ برای ترمیم تدریجی سیاست‌گذاری تبدیل گردد.

🎙️ پ‌ن: زهیر حنیفه عزیز زحمت کشیده و نسخه صوتی یادداشت فرکتال سیاسی را خوانش و تدوین کرده است؛ اگر این یادداشت را نخواندید می‌توانید نسخه صوتی آن را بشنوید.

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
۲ سال پیش در یادداشتی نوشته بودم که سیاست در ایران ترکیبش به هم خورده
بین مطلوبین و مغضوبین و مطرودین فرق است و لزوما مطلوبین، مطلوب نمی‌مانند.
انتصاب لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی یعنی در نظم‌‌ دسترسی محدود، صبر در برابر طرد موقت، بیش از تندروی پاسخ می‌دهد.
وقتی سیاست‌ورزی با تندروها به بن‌بست می‌رسد، نظام به محافظه‌کاران معقول بازمی‌گردد.
در این بازی، سیاست‌سازان کسانی‌اند که باقی می‌مانند، نه کسانی که بازی برهم می‌زنند.
لینک:
https://www.instagram.com/p/Cv-pr2hNi_v/?igsh=MWs5bzlnZjRzMnB1eA==

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ۵ دقیقه

حرف آخر را همین اول می‌گویم: ما یا از گذشته درس می‌گیریم و آینده‌ای نو می‌سازیم، یا اسیر تاریخ می‌شویم و آینده را ویران می‌کنیم.

این بخشی از صحبت‌های میدری‌ست؛ دقیقا یک سال و یک روز پیش، او در صحن مجلس پشت تریبون رفت تا از برنامه پیشنهادی خود دفاع کند. او بهتر از هر کسی می‌داند که یکی از مسائل اصلی ایران، نزاع سیاسی است.

مشروطه‌خواهان به دست چه کسانی کشته شدند؟ دوستان دولت ملی چگونه به دشمنان دولت ملی بدل شدند؟ چرا در تاریخ معاصر بارها غافلگیر شده‌ایم؟ پرسش‌های میدری در این ویدئو مرور گذشته نیست، هشدار آینده‌ است.

جامعه روشنفکری ما در بسیاری از بزنگاه‌ها دولت‌ستیز شد و با نقد بی‌موقع به دولت آسیب زد و بهانه مداخله خارجی را فراهم کرد. همانطور که در انقلاب مشروطه، ۲۸ مرداد و حتی پس از انقلاب رخ داد. در آن سو، تا زمانی که در ساختار حکمرانی کسانی بخواهند نهادهای مدنی را محدود کنند، باز هم با غافلگیری‌های اجتماعی و سیاسی روبه‌رو خواهیم شد.

ما به دفعات به جای ساختن پل‌های اجتماعی و سیاسی، در حال کندن خندق‌های تازه بوده‌ایم.

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
چرا هر بار در روایت بازنده‌ایم؟

کار خودشونه!

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
منتشر شده در روزنامه شرق | ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

▪️ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

انسان جهان را از مسیر قصه‌ درک می‌کند؛ قصه‌هایی که کنار هم قرار می‌گیرند و به یک جامعه هویت و به یک کنش جمعی انگیزه می‌بخشند. مِیِر می‌گوید قصه‌ها مانند یک ساحره توانایی دارند ذهن جمعی را جادو کنند و فراتر از استدلال، روایت اقناعی بسازند. درست مثل «کار خودشونه» خودمان؛ جمله‌ای کوتاه که جایی در تاریخ از یک ناکامی آغشته به بی‌اعتمادی آغاز شد، فراگیر شد و هر بار با حادثه‌ای تازه به میدان برمی‌گردد.

خاطره جمعی ما پر است از «کار خودشونه»هایی که با سیل #شیراز، فروریختن #پلاسکو، سقوط ریال یا متروپل آبادان بازتولید شدند. مشابه آن را در عبارت‌هایی مثل «می‌خوان حواس مردم رو پرت کنن» یا «همه چیز از قبل هماهنگ شده» می‌شنویم. این روایت‌ها مثل افسانه‌های مدرن عمل می‌کنند؛ بی‌نیاز از سند و همواره آماده برای بازتکرار.

نمونه اخیر، ماجرای لغو کنسرت خیابانی #همایون_شجریان بود. روایتی که می‌توانست حول یک کنش جمعی امید بیافریند، پیش از تحقق متوقف شد و به «نقطه شکست روایی» بدل شد؛ شادی و همبستگی جای خود را به انسداد و بی‌اعتمادی داد. این همان جایی است که قدرت روایت در دو سوی ماجرا دیده می‌شود: برگزاری کنسرت می‌توانست سرمایه اجتماعی و امید تولید کند، اما لغو آن، احساس بی‌قدرتی را تقویت کرد.

اما چرا چنین روایت‌هایی ماندگارند؟ پاسخ در شکاف عمیق بی‌اعتمادی میان دولت و ملت است. هر بار که حادثه‌ای رخ می‌دهد و پاسخ شفاف و باورپذیر داده نمی‌شود، جای خالی حقیقت را روایت آماده «کار خودشونه» پر می‌کند. این روایت از جنس توطئه نیست؛ از دل تاریخ پرتنش رابطه دولت و ملت می‌آید و مثل ویروس در غیاب ایمنی نهادی دوباره فعال می‌شود.

شکست ما در روایت، شکست در اعتمادسازی است. راه عبور از این چرخه، پذیرش مسئولیت، شفافیت و بازتعریف هویت ملی است. آینده، میدان روایت‌هاست؛ و بازنده کسی است که قصه‌ای برای گفتن ندارد.

👈🏻متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1048091

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
ترور طبقه میانی
چرا نباید این روزها سکوت کرد؟

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
منتشر شده در روزنامه شرق | ۲۴ آذر ۱۴۰۴

▪️ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
این روزها نوشتن کار سختی است. شاید حتی تحمل این روزها از روزهای جنگ ۱۲روزه هم سخت‌تر باشد. فضای رسانه و شبکه‌های اجتماعی به میدان جنگ تبدیل شده؛ میدانی که در آن، سیاه‌سازی چهره کنشگران طبقه میانی ایران‌اندیش با سرعتی نگران‌کننده در حال انجام است.

سال‌ها پیش، ابراهیم حاتمی‌کیا پس از ترور سعید حجاریان، یادداشتی درروزنامه صبح امروز نوشت و برای توصیف فضای پس از آن واقعه از تعبیر«شهر آلوده» استفاده کرد. حاتمی‌کیا در آن یادداشت نوشت: «وقتی شهرآلوده می‌شود، جز سایه‌نشستن و نظاره‌کردن کاری از دست‌مان برنمی‌آید». به‌گمانم حاتمی‌کیا در آن لحظه اشتباه می‌کرد. تجربه تلخ این سال‌ها نشان داده که در بزنگاه‌های دوقطبی‌ساز فرهنگی-سیاسی، سکوت نه‌ تنها شهر را از آلودگی پاک نمی‌کند، بلکه راه را برای حذف تدریجی میانجی‌هاهموار می‌کند. یک افراط‌گرایی سیاسی که از فروپاشی نیروهای میانی و از‌بین‌رفتن امکان داوری شکل می‌گیرد.

احساس می‌کنم جنگ جدیدی آغاز شده است؛ جنگی که امکان گفت‌وگو را سخت‌تر از پیش کرده است. کافی است روزهای پس از جنگ و ماجرای کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی را به‌ یاد بیاوریم، یا ماجرای آلبوم شروین حاجی‌پور؛ یا حملات به سینا ساعی، رپری که در برنامه کارناوال با زبان نسل جدید، روایت خود از تاریخ ایران را ارائه کرد. ماجرای حضور رپرها در برنامه گنگ و موج حملات بعدی، نقطه اوج این وضعیت بود. جایی که در آن رپری به نام محمدرضا شایع مجبور به بیان توضیحاتی درباره دلایل حضور در این برنامه شد و پس از آن با موج شدید حملات مجبور شد به سمت یکی از دو قطب بغلتد.
در منطق سیاست دوقطبی، جایی برای موضع میانی وجود ندارد؛ یا دوست هستی یا دشمن و ایستادن در میانه، خود به اتهام تبدیل می‌شود. درواقع فضا آن‌چنان دوقطبی می‌شود که هر هنرمندی که در داخل ایران مانده و هزینه داده، حتی امکان حضور در یک برنامه پلتفرمی را هم ندارد. پلتفرم‌هایی که روزی نماد اعتراض به انحصار صداوسیما بودند، حالا خود به جرم «حکومتی‌شدن» تحمل نمی‌شوند.
به تعبیر بوردیو، نوعی «خشونت نمادین» اتفاق افتاد. شکلی از حذف که نه باسرکوب مستقیم، بلکه با تخریب اعتبار، سرمایه حرفه‌ای و حیثیت اجتماعی عمل می‌کند تا فرد پیش از حذف رسمی، از میدان اثرگذاری خارج شود.

شاید لازم باشد سیاست‌گذار چند تصمیم اولیه برای برهم‌زدن بازی دوقطبی‌سازها بگیرد. حل مسئله حجاب و موضوع رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی در کنار طرح‌های رفاهی برای بهبود وضعیت طبقه فرودست و میانی شاید بخشی از این برهم‌زدن بازی دوقطبی‌سازها باشد. دوم اینکه همه کسانی که نگران ایران‌اند، باید در حفظ طبقه میانی فرهنگی حول محور ایران بکوشند.

▪️متن کامل را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1074778

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran