روایتِ ایران | سینا رحیم‌پور
638 subscribers
135 photos
7 videos
31 links
تلاشی برای فهم ایران از میان روایت‌ها، آدم‌ها، تجربه‌ها و ایده‌ها

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
Download Telegram
مساله بحران دستاورد
 
سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار

منتشر شده در روزنامه هم‌میهن
۲۶اسفند ۱۴۰۳

زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

▪️دولت‌ها معمولاً به دنبال ارائه نتایج ملموس و بزرگ در سطح ملی هستند؛ از پروژه‌های عظیم زیرساختی گرفته تا طرح‌های کلان اقتصادی، هدف این است که دستاوردهایی قابل مشاهده به نمایش گذاشته شود. تجربه نشان داده است که این دستاوردهای کوتاه‌مدت، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت باعث افزایش محبوبیت دولت‌ها شوند، اما الزاماً در بلندمدت به توسعه پایدار و ارتقای کیفیت حکمرانی منجر نمی‌شوند. اما آیا بدون اجرای پروژه‌های بزرگ، می‌توان کارآمد بود؟ تجربه‌های جهانی چه پاسخی به این سوال می‌دهد؟ چطور کره‌جنوبی به رشد پایدار اقتصادی دست پیدا کرد؟ سنگاپور چگونه به الگویی جهانی در حکمرانی بدل شد؟ آلمان چگونه بدون اجرای پروژه‌های نمایشی بزرگ به یکی از کارآمدترین اقتصادهای دنیا تبدیل شد؟ پاسخ کوتاه این است: این کشورها به‌جای نمایش نتایج سریع و پرهیاهو، مسیر اصلاح فرآیندها و سازوکارهای حکمرانی را در پیش گرفتند.
اما آیا در ایران چنین رویکردی امکان‌پذیر است؟
 
▪️بسیاری از مدل‌های موفق جهانی با استفاده از تجربه‌های شکست و مواجهه صحیح با ناترازی‌ها در راستای اصلاح فرآیندهای خود استفاده کردند. تاکید بر حکمرانی نتیجه‌محور و حکمرانی فرآیندمحور به معنای تمرکز بر ساختن زیرساخت‌های نرم، اصلاح سازوکارهای اداری و سیاست‌گذاری، و افزایش کیفیت حکمرانی و تمرکز بر کاهش تعارض منافع است. این مسیر اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است نتایج ملموس و پرهیاهو نداشته باشد، اما در بلندمدت به افزایش ظرفیت دولت در حل مسائل متعدد، کاهش فساد، بهبود بهره‌وری اقتصادی، کاهش نابرابری منطقه‌ای و افزایش اعتماد عمومی منجر خواهد شد. در این میان دولت و مجلس باید به یک هم سیاستی در تصمیمات و برنامه‌ها برسند. دولت به دنبال راه‌هایی برای اصلاح فرآیندها باشد و مجلس نیز با اصلاح قوانین در این سیاست هم‌راهبرد ‌شود. این رویکرد بیشتر به مسیر وفاق نزدیک است. وفاق یعنی هم سیاست‌شدن برای حل مساله. قوای مجریه و مقننه باید به این درک برسند که توسعه واقعی در گرو اصلاح سازوکارها و فرآیندها است، نه در گرو نمایش پروژه‌های ملی بزرگ. پروژه‌ها می‌آیند و می‌روند، اما اصلاح نظام حکمرانی، دستاوردی است که می‌تواند مسیر توسعه را به‌طور پایدار تغییر دهد.

متن کامل اینجا بخوانید.

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
یک عنوان جدید

حالا ما یک عنوان به همه عنوان‌هایی که در همه این سال‌ها نصیبمان شده بود اضافه شد؛ «جنگ‌زده»!

فکر می‌کردم روزنوشته‌های این روزهایم به قطر یک کتاب می‌شود. ولی حالا فایلش را در لپ‌تاپم بستم و کلماتش آب رفت و نتیجه‌اش شد همین چند خط!

راستش را بخواهید هنوز هم نمی‌دانیم این آتش‌بس اندازه‌اش چقدر است و قرار است چقدر دوام بیاورد. ولی همین ۱۲ روز کافی بود تا بدانم شناختم از ایران در همه این سال‌ها اشتباه بوده. چقدر این روزها روشنگر بود؛ با مردمش، با شادی و سوگ جمعی‌اش، با دلهره‌ها برای حتی یک وجب از خاکش که مورد حمله قرار گرفته بود. چقدر با عکس‌های رایان و پرنیا و رقص آن دختر ناز پرپرشده و بقیه رفتگان بغض کردم. جای انسان‌هایی که دیگر کنار ما نفس نمی‌کشند، خالی.

حالا من هم مثل جنگ‌زده‌های قبلی، صدای ضدهوایی و پدافند را بلد شدم. جنس بوی گوگرد را از بوی مازوت‌سوزی هم می‌توانم تشخیص دهم. فرق بین خلوتی تهران در تعطیلات عید با خلوتی این روزها را هم فهمیدم.

بعضی شب‌ها به شب‌گردی در خیابان‌های خلوت تهران و دیدن رفقا به وقت نیمه‌شب گذشت. چقدر جای همه موتوری‌هایی که خیابان را خلاف می‌آمدند و یا پیاده‌رو را از پیاده‌ها گرفته بودند خالی بود.

چقدر از دیدن برخی چهره‌ها در صداوسیما خوشحال شدم و چقدر از دیدن بعضی برنامه‌های صداوسیما حرص خوردم. چقدر از علیرضا رجایی و امثال او یاد گرفتم. چقدر از باز بودن میوه فروشی و سوپرمارکت سر کوچه خوشحال بودم. چقدر تعطیلی آرایشگاه محمد و آقا رضا در این مدت تلخ بود و چقدر از حال و احوال‌پرسی‌های مجازی رفقا و خانواده لذت بردم.

کاش این روزها هیچ‌وقت برنگردد. کاش در آینده دور و نزدیک هیچ‌وقت هیچ‌کسی دیگر تجربه مشابهی از جنگ ننویسد. ولی اگر جنگ همین یک خط شناخت بیشتر از عشق به سرزمین و مردمش را برای من داشته باشد، برایم کافی‌ است؛ و البته چه تجربه گران و پر از خونی…

کاش صداوسیما دیگر هیچ‌وقت به تنظیمات کارخانه برنگردد. کاش باز هم معین و یاس پخش کند. کاش مثل همین روزها باز هم از دیدن ایست بازرسی احساس آرامش به مردم دست دهد. کاش به روزهای پیش از دو هفته قبل در سیاست‌گذاری‌های ناقص برنگردیم. چقدر خوشحال‌کننده خواهد بود اگر تنظیمات کارخانه، تاریخش امروز باشد.

راستی، به عنوان یک متنفر از ترافیک، چقدر از دیدن ترافیک امروز تهران خوشحالم.

این نوشته را تاریخ می‌زنم تا یادم بماند.
روز ۱۲ جنگ- ۳ تیرماه ۱۴۰۴

پ‌ن: تهران، ۴:۱۶ دقیقه صبح- دقیقا زمان توییت عباس عراقچی
وقتی که بوی گوگرد میداد و دودش دود مازوت نبود.

لینک متن در اینستاگرام

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
فرکتال سیاسی

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
منتشر شده در روزنامه شرق | ۸ مرداد ۱۴۰۴

▪️ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه

▫️جنگ تحمیلی اخیر یک بزنگاه تاریخی بود. در این بزنگاه‌ها، گاه یک بحران کوتاه‌مدت می‌تواند آن‌چنان عمیق بر سازوکار حکمرانی تأثیر بگذارد که لایه‌های پنهان و پیچیدگی‌های تکرارشونده در ایجاد تغییرات را آشکار کند. لحظاتی که می‌توانند آغازگر بازآفرینی نهادی باشند.

▪️اما چرا پس از جنگ اینگونه نشد؟ کمی‌فراتر؛ چرا هر دولتی که روی کار می‌آید، در بسیاری از تصمیمات، مسیردولت‌های پیشین را حتی در ناکارآمدترین سیاست‌ها ادامه می‌دهد؟ چراتغییر مدیران منجر به تغییر سیاست‌ها نمی‌شود؟ چرا حتی مدیران جوان،انقلابی یا اصلاح‌طلب، خیلی زود در ساختار فرسوده، همان رفتارهای گذشته را تکرار می‌کنند؟

▫️چرا نهادهای محلی مانند شوراها، شرکت‌ها، سمن‌ها یارسانه‌ها، به‌جای تحول‌ساز بودن، تبدیل به نسخه‌ای کوچک از دولت مرکزی می‌شوند؟ چه می‌شود که روسای سه قوه از ضرورت تغییرها می‌گویند اما زمزمه‌ بازگشت گشت ارشاد مطرح می‌شود، لایحه پر چالش انتشار محتوای خلاف واقع به مجلس می‌رود و دو فوریتش تصویب می‌شود و صدا و سیما به تنظیمات کارخانه برمی‌گردد؟

پاسخ در یک منطق زیرساختی نهفته است که من در این یادداشت اسمش را «فِرَکتال سیاسی» گذاشته‌ام.

▫️مفهوم فرکتال را از ریاضیات وام گرفته‌ام.
فرکتال همان ساختاری است که جزءبه‌جزء آنها شبیه به کل است. به تعبیری، فرکتال در هر مقیاسی شبیه به خودش است؛ مانند سیستم عصبی انسان، برگ سرخس، یا دانه‌های برف. اگر این ایده را به سیاست تعمیم دهیم، می‌توانیم کارآمدی یا ناکارآمدی ساختاری سیاست در ایران را نیز نوعی فرکتال بدانیم.

▪️فرکتال سیاسی توصیف ساختاری است که در آن، هر جزء شبیه به کل عمل می‌کند و ناکارآمدی، نه‌فقط از بالا، بلکه در تمام سطوح، به‌صورت شبکه‌ای تکثیر می‌شود. وقتی کارمند یک اداره در دورترین شهرستان، همان الگوی تصمیم‌گیری پایتخت را بازتولید می‌کند، دیگر مشکل فقط در رأس نیست.

▫️بخشی از مسئله اینجاست که اگر نهادهای رسمی و غیررسمی موجود هماهنگ نباشند یا اگر انگیزه‌های فردی و ساختارهای نهادی در تناقض باشند، حتی بهترین اصلاحات هم محکوم به شکست‌ هستند.

▪️در چنین ساختاری، اصلاح باید خودش فرکتالی باشد؛ عمیق، گسترده و مستمر. نه با تغییر چهره‌ها، بلکه با بازتعریف صورت‌مسئله‌ها، شناخت ریشه‌های مساله، تمرکززدایی واقعی، تقویت نهادهای مستقل و شکستن چرخه‌ی تکرار. فهم منطق فرکتالیِ سیاست، گام نخست برای خروج از دور باطل ناکارآمدی و ورود به عصر ترمیم و بازآفرینی نهادی است.

👈🏻 این خلاصه‌ای کوتاه از یادداشت منتشر شده در شرق است که می‌توانید کاملش را در اسلاید های این پست و یا لینک‌های بخوانید.

لینک مطلب در سایت شرق | لینک مطلب در اینستاگرام

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
فرکتال سیاسی (نسخه پادکستی)
سینا رحیم‌پور
یک فرکتال سیاستی

▪️هفته گذشته در یادداشتی با عنوان «فرکتال سیاسی» در روزنامه شرق، تلاش کردم منطق بازتولید ناکارآمدی در ساختار سیاست‌گذاری ایران را توضیح دهم. در آن یادداشت نوشتم که ناکارآمدی‌ها، تنها حاصل اشتباهات فردی نیستند، بلکه ریشه در الگویی تکرارشونده دارند که در همه سطوح، از کلان تا خرد، بازتولید می‌شود. این ساختار را «فرکتال سیاسی» نامیدم.

▫️بازخوردهایی که از فعالان سیاست‌گذاری دریافت شد، نشان داد که این مفهوم می‌تواند برای توضیح پیچیدگی‌های سیاست‌گذاری در ایران مفید باشد، هرچند هنوز نیازمند بسط بیشتر در حوزه سیاستی است.

یادداشت اخیر یوسف پزشکیان درباره لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع»، نمونه‌ای از «فرکتال سیاستی» است. او با مرور ۹ لایه از تصمیم‌سازی و تشبیه هر کدام از این لایه‌ها به یک لایه پدافتدی، نشان می‌دهد چگونه لایحه‌ای حساس، بدون مشارکت ذی‌نفعان، بدون مطالعه و بدون نقد جدی، با عبور فرمالیستی از ساختار بوروکراتیک، به امضای رئیس‌جمهور رسیده و به مجلس رفته است.

▪️مطالعه این یادداشت روشن می‌کند که چگونه ساختار، حتی نیت‌های اصلاح‌گرایانه را خنثی کرده و افراد را در منطق تکرارشونده و بعضا مشارکت گریز خود مستهلک می‌کند. لایه‌های تصمیم‌سازی، به‌جای ایفای نقش واقعی در کنترل و پالایش سیاست‌ها، به کانال‌های انتقال سیاست‌ها از لایه‌ای به لایه بعد بدل شده‌اند.

▫️آنچه رخ داده، استثنا نیست؛ بلکه بازتابی از یک الگو در نظام تصمیم‌سازی است؛ الگویی که در نهایت در مرحله نتیجه، با اصلاح روبرو می‌شود اما آیا فرآیند برای بررسی لوایح بعدی نیز اصلاح خواهد شد؟

▪️شکست این فرکتال و بازسازی ساختار تصمیم‌سازی یک گام رو به جلوست.
شاید اصلاح یک فرآیند، آغاز درستی برای بازسازی یک الگو باشد. مهم آن است که تجربه‌های گذشته، به چرخه‌ای تازه برای یادگیری و اصلاح ساختارها بدل شوند. درس‌های لایحه پس گرفته شده اگر به‌درستی فهم و تحلیل شود، می‌تواند به یک‌گام مهم ‌ برای ترمیم تدریجی سیاست‌گذاری تبدیل گردد.

🎙️ پ‌ن: زهیر حنیفه عزیز زحمت کشیده و نسخه صوتی یادداشت فرکتال سیاسی را خوانش و تدوین کرده است؛ اگر این یادداشت را نخواندید می‌توانید نسخه صوتی آن را بشنوید.

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
۲ سال پیش در یادداشتی نوشته بودم که سیاست در ایران ترکیبش به هم خورده
بین مطلوبین و مغضوبین و مطرودین فرق است و لزوما مطلوبین، مطلوب نمی‌مانند.
انتصاب لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی یعنی در نظم‌‌ دسترسی محدود، صبر در برابر طرد موقت، بیش از تندروی پاسخ می‌دهد.
وقتی سیاست‌ورزی با تندروها به بن‌بست می‌رسد، نظام به محافظه‌کاران معقول بازمی‌گردد.
در این بازی، سیاست‌سازان کسانی‌اند که باقی می‌مانند، نه کسانی که بازی برهم می‌زنند.
لینک:
https://www.instagram.com/p/Cv-pr2hNi_v/?igsh=MWs5bzlnZjRzMnB1eA==

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ۵ دقیقه

حرف آخر را همین اول می‌گویم: ما یا از گذشته درس می‌گیریم و آینده‌ای نو می‌سازیم، یا اسیر تاریخ می‌شویم و آینده را ویران می‌کنیم.

این بخشی از صحبت‌های میدری‌ست؛ دقیقا یک سال و یک روز پیش، او در صحن مجلس پشت تریبون رفت تا از برنامه پیشنهادی خود دفاع کند. او بهتر از هر کسی می‌داند که یکی از مسائل اصلی ایران، نزاع سیاسی است.

مشروطه‌خواهان به دست چه کسانی کشته شدند؟ دوستان دولت ملی چگونه به دشمنان دولت ملی بدل شدند؟ چرا در تاریخ معاصر بارها غافلگیر شده‌ایم؟ پرسش‌های میدری در این ویدئو مرور گذشته نیست، هشدار آینده‌ است.

جامعه روشنفکری ما در بسیاری از بزنگاه‌ها دولت‌ستیز شد و با نقد بی‌موقع به دولت آسیب زد و بهانه مداخله خارجی را فراهم کرد. همانطور که در انقلاب مشروطه، ۲۸ مرداد و حتی پس از انقلاب رخ داد. در آن سو، تا زمانی که در ساختار حکمرانی کسانی بخواهند نهادهای مدنی را محدود کنند، باز هم با غافلگیری‌های اجتماعی و سیاسی روبه‌رو خواهیم شد.

ما به دفعات به جای ساختن پل‌های اجتماعی و سیاسی، در حال کندن خندق‌های تازه بوده‌ایم.

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran
چرا هر بار در روایت بازنده‌ایم؟

کار خودشونه!

سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار
منتشر شده در روزنامه شرق | ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

▪️ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

انسان جهان را از مسیر قصه‌ درک می‌کند؛ قصه‌هایی که کنار هم قرار می‌گیرند و به یک جامعه هویت و به یک کنش جمعی انگیزه می‌بخشند. مِیِر می‌گوید قصه‌ها مانند یک ساحره توانایی دارند ذهن جمعی را جادو کنند و فراتر از استدلال، روایت اقناعی بسازند. درست مثل «کار خودشونه» خودمان؛ جمله‌ای کوتاه که جایی در تاریخ از یک ناکامی آغشته به بی‌اعتمادی آغاز شد، فراگیر شد و هر بار با حادثه‌ای تازه به میدان برمی‌گردد.

خاطره جمعی ما پر است از «کار خودشونه»هایی که با سیل #شیراز، فروریختن #پلاسکو، سقوط ریال یا متروپل آبادان بازتولید شدند. مشابه آن را در عبارت‌هایی مثل «می‌خوان حواس مردم رو پرت کنن» یا «همه چیز از قبل هماهنگ شده» می‌شنویم. این روایت‌ها مثل افسانه‌های مدرن عمل می‌کنند؛ بی‌نیاز از سند و همواره آماده برای بازتکرار.

نمونه اخیر، ماجرای لغو کنسرت خیابانی #همایون_شجریان بود. روایتی که می‌توانست حول یک کنش جمعی امید بیافریند، پیش از تحقق متوقف شد و به «نقطه شکست روایی» بدل شد؛ شادی و همبستگی جای خود را به انسداد و بی‌اعتمادی داد. این همان جایی است که قدرت روایت در دو سوی ماجرا دیده می‌شود: برگزاری کنسرت می‌توانست سرمایه اجتماعی و امید تولید کند، اما لغو آن، احساس بی‌قدرتی را تقویت کرد.

اما چرا چنین روایت‌هایی ماندگارند؟ پاسخ در شکاف عمیق بی‌اعتمادی میان دولت و ملت است. هر بار که حادثه‌ای رخ می‌دهد و پاسخ شفاف و باورپذیر داده نمی‌شود، جای خالی حقیقت را روایت آماده «کار خودشونه» پر می‌کند. این روایت از جنس توطئه نیست؛ از دل تاریخ پرتنش رابطه دولت و ملت می‌آید و مثل ویروس در غیاب ایمنی نهادی دوباره فعال می‌شود.

شکست ما در روایت، شکست در اعتمادسازی است. راه عبور از این چرخه، پذیرش مسئولیت، شفافیت و بازتعریف هویت ملی است. آینده، میدان روایت‌هاست؛ و بازنده کسی است که قصه‌ای برای گفتن ندارد.

👈🏻متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1048091

▫️قصه‌ای به نام ایران
@NarratingIran