«قانون» از داستان زندگی چهار فعال سياسي همنام با سرنوشت های متفاوت گزارش می دهد
تراژدی چهار سعید
🖊سینا رحیم پور
چهار نفر با نام یکسان و هر کدام با سرنوشت متفاوت. یک سعید گزینشگر سعیدی دیگر است. یک سعید ضارب سعیدی دیگر و یک سعید قاضی پرونده یکی از سعید ها و ادامه دهنده راه یکی دیگر از آن ها. هر کدام از سعید ها روزی امیر و روزی دربند و اسیر شده اند. ماجرا به همنامی آن ها بر نمی گردد.
https://t.me/cinarah/3
هرکدام توسط حلقه ای داستان زندگیشان به یک سعید دیگر پیوند خورده است. حال اما حلقه این افراد همنام با بازداشت آخرین سعید تکمیل شد تا میله های زندان یکی دیگر از اشتراکات این چهار نفر باشد. بعد از ماجرای ترور سعید حجاریان، ابراهیم حاتمی کیا در یادداشتی که در روزنامه صبح امروز به چاپ رسید به ماجرای ترور حجاریان توسط سعید عسگر اعتراض کرد و در پایان یادداشتش نوشت:« هر سعیدی، عسگر نیست. هر سعیدی، امامی نیست. میتواند سعید حجاریان نیز باشد». حال اما میتوان نام سعیدی دیگر را هم به این قصه اضافه کرد، يعني قاضي سابق و محکوم امروز سعید مرتضوی كه در بند شد . اما هر کدام از این افراد چه داستانی داشتند و قصه زندگی آن ها در کجا به یکدیگر پیوند خورده است؟
متن كامل در:
http://goo.gl/5QW6P5
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
تراژدی چهار سعید
🖊سینا رحیم پور
چهار نفر با نام یکسان و هر کدام با سرنوشت متفاوت. یک سعید گزینشگر سعیدی دیگر است. یک سعید ضارب سعیدی دیگر و یک سعید قاضی پرونده یکی از سعید ها و ادامه دهنده راه یکی دیگر از آن ها. هر کدام از سعید ها روزی امیر و روزی دربند و اسیر شده اند. ماجرا به همنامی آن ها بر نمی گردد.
https://t.me/cinarah/3
هرکدام توسط حلقه ای داستان زندگیشان به یک سعید دیگر پیوند خورده است. حال اما حلقه این افراد همنام با بازداشت آخرین سعید تکمیل شد تا میله های زندان یکی دیگر از اشتراکات این چهار نفر باشد. بعد از ماجرای ترور سعید حجاریان، ابراهیم حاتمی کیا در یادداشتی که در روزنامه صبح امروز به چاپ رسید به ماجرای ترور حجاریان توسط سعید عسگر اعتراض کرد و در پایان یادداشتش نوشت:« هر سعیدی، عسگر نیست. هر سعیدی، امامی نیست. میتواند سعید حجاریان نیز باشد». حال اما میتوان نام سعیدی دیگر را هم به این قصه اضافه کرد، يعني قاضي سابق و محکوم امروز سعید مرتضوی كه در بند شد . اما هر کدام از این افراد چه داستانی داشتند و قصه زندگی آن ها در کجا به یکدیگر پیوند خورده است؟
متن كامل در:
http://goo.gl/5QW6P5
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
Forwarded from اتچ بات
📹 آنچه بر ما در گرا گذشت
یکسال از راه اندازی #گرا گذشت
رسانهای که با ایده آقای روغنیها تاسیس و از همان ابتدا هدفش ایجاد بستری برای راهاندازی مجلهای ویدئویی در کنار سایر تولیدات موسسه ایران بود.
اما ما در نهایت کار را ۱۷بهمن ۹۷ همزمان با استعفای آقای روغنیها به طور خودخواسته متوقف کردیم
از همان ابتدا ما میدانستیم مسیری دشوار برای فعالیت داریم، با قبول این شرط فعالیت را در #موسسه_ایران آغاز کردیم. هدف ما ایجاد ابزاری جدید در موسسه برای فعالیت هرچه بهتر موسسه در حوزه رسانه بود. به همین دلیل تیمی یکدست و همدل با ما در این مسیر همراه شدند
۹ماه در موسسه ایران باهمه اتفاقات خوب و بدفعالیت کردیم و واقعیت این است که در این ۹ ماه #گرا از چیزی که فکرش را میکردیم جلوتر بود.راز موفقیت این حرکت رو به جلو هم فعالیت منسجم تیمی بود.همه گرا را فرزند خود میدانستند و این تجربه ای خوش درفضای رسانه رقم زد
اما در نهایت با فشاری که از گوشه وکنار برما همواره سوار بود و به دلیل برخی اتفاقات و در نهایت با استعفای آقای روغنیها، تصمیم جمعی بر این شد که ما هم در موسسه نمانیم و ۱۷ بهمن همزمان با استعفای آقای روغنیها که مدیرمسئولگرا هم بودند ما نیز دسته جمعی استعفا دادیم.
ما میدانستیم یکروز بالاخره باید از موسسه ایران جدا شویم. اما تصمیم بر این شد که همه با هم جدا شویم و این به معنای پایان راه ما نیست و این تیم امکان دارد از جایی جدید جوانه بزند و کارش را در جایی جدید آغاز کند. جایی که شاید بتوانیم راوی خوبی از آنچه برما میگذرد باشیم.
اگر گرا بود امروز یکساله میشد و ما برایش برنامه های بزرگی داشتیم. گرا فرزند ماست و میدانیم ایرادات زیادی داشت اما روند حرکتش رو به جلو بود.
این فیلم آخرین یادگاری ما از بودن در گراست.
لازم است از همه بچه هایی که در این مدت با ما بودند تشکر کنم
👇🏻👇🏻👇🏻برای تماشا رویتصویر زیر کلیک کنید
یکسال از راه اندازی #گرا گذشت
رسانهای که با ایده آقای روغنیها تاسیس و از همان ابتدا هدفش ایجاد بستری برای راهاندازی مجلهای ویدئویی در کنار سایر تولیدات موسسه ایران بود.
اما ما در نهایت کار را ۱۷بهمن ۹۷ همزمان با استعفای آقای روغنیها به طور خودخواسته متوقف کردیم
از همان ابتدا ما میدانستیم مسیری دشوار برای فعالیت داریم، با قبول این شرط فعالیت را در #موسسه_ایران آغاز کردیم. هدف ما ایجاد ابزاری جدید در موسسه برای فعالیت هرچه بهتر موسسه در حوزه رسانه بود. به همین دلیل تیمی یکدست و همدل با ما در این مسیر همراه شدند
۹ماه در موسسه ایران باهمه اتفاقات خوب و بدفعالیت کردیم و واقعیت این است که در این ۹ ماه #گرا از چیزی که فکرش را میکردیم جلوتر بود.راز موفقیت این حرکت رو به جلو هم فعالیت منسجم تیمی بود.همه گرا را فرزند خود میدانستند و این تجربه ای خوش درفضای رسانه رقم زد
اما در نهایت با فشاری که از گوشه وکنار برما همواره سوار بود و به دلیل برخی اتفاقات و در نهایت با استعفای آقای روغنیها، تصمیم جمعی بر این شد که ما هم در موسسه نمانیم و ۱۷ بهمن همزمان با استعفای آقای روغنیها که مدیرمسئولگرا هم بودند ما نیز دسته جمعی استعفا دادیم.
ما میدانستیم یکروز بالاخره باید از موسسه ایران جدا شویم. اما تصمیم بر این شد که همه با هم جدا شویم و این به معنای پایان راه ما نیست و این تیم امکان دارد از جایی جدید جوانه بزند و کارش را در جایی جدید آغاز کند. جایی که شاید بتوانیم راوی خوبی از آنچه برما میگذرد باشیم.
اگر گرا بود امروز یکساله میشد و ما برایش برنامه های بزرگی داشتیم. گرا فرزند ماست و میدانیم ایرادات زیادی داشت اما روند حرکتش رو به جلو بود.
این فیلم آخرین یادگاری ما از بودن در گراست.
لازم است از همه بچه هایی که در این مدت با ما بودند تشکر کنم
👇🏻👇🏻👇🏻برای تماشا رویتصویر زیر کلیک کنید
Telegram
attach 📎
📚نوشتاری درباره کتاب زندگینامه«همایون صنعتی زاده» به قلم «سیروس علینژاد»
از اعجوبه تا ممسک!
🖊سینا رحیم پور
اعتراف میکنم که تا امروز صبح، وقتی چشمم به کتاب «از فرانکلین تا لاله زار» سیروس علینژاد در بین کتابها افتاد فکر میکردم این هم از این کتابهای سازمانی به درد نخور است که یکی پولی گرفته تا بودجه مملکت را به اسم یک کتاب به آتش بکشد!
کتابی که حداقل ۲سال در کتابخانهام بود و حتی نمیدانم چطور راهش را بین کتابها باز کرده!
از سر استیصال و برای فرار از روزمرگی کتاب را ورق زدم و چنان به دلم نشست که همین چند دقیقه قبل کتاب تمام شد!
کتاب به زندگینامه همایون صنعتی زاده پرداخته است. سیروس علینژاد که از قدیمیهای مطبوعات است طی یک مصاحبه با او رفیق میشود و این کتاب حاصل همنشینی علی نژاد و صنعتی زاده و مرور خاطرات همایون صنعتی در سالهای رفاقت است.
برای شمایی که همایون صنعتی را نمیشناسید بگویم که او در کار واقعا یک اعجوبه بود!
به قول نویسنده کتاب، سهم همایون صنعتی در سازندگی و نوسازی ایران بسیار زیاد است. او بنیانگذار سازمانهای تاثیرگذار بزرگی در ایران بوده است.
موسسه انتشارات فرانکلین و تاثیرش بر روند تالیف و ترجمه ودگرگونی نشر کتاب در ایران، تدوین دایره المعارف فارسی، مبارزه با بیسوادی، راهاندازی اولین چاپخانه افست در ایران، راه اندازی کاغذسازی پارس، راه اندازی شرکت پرورش مروارید کیش، راه اندازی سازمان کتابهای جیبی، راهاندازی کارخانه رطب زهره در بم، اداره و نوسازی پرورشگاه پرستاره صنعتی، مدیریت در پروژه ساخت شهرک خزر شهر ودر نهایت کاشت گل محمدی در لاله زار وراه اندازی شرکت گلاب زهرا بخشی از اثرات صنعتی زاده در صنعت و فرهنگ ایران است و همین موضوع باعث شده علینژاد اسم کتاب را «از فرانکلین تا لاله زار» بگذارد .
✂️برش هایی از نوشتار:
📌هرچند کتاب دچار تکرار مکررات خاطرات تکراری صنعتی در برخی از همنشینیهاست که گاهی این موضوع اذیت کننده میشود اما شیوه روایت علینژاد و تنظیم به سبک پرسش و پاسخ از جذابیتهای کتاب است.
📌صنعتی به علینژاد میگوید سفرهایش برای ارضای فضولیهای بیش از حدش بوده است.
📌در کتاب یک روایت جایش خالیست و آنهم دوران بازداشت صنعتی بعد از انقلاب و حضورش در زندان اوین است. البته جسته و گریخته گاهی به صحبتهایش با بازجو و بازپرس در وقایعی اشاره کرده اما مطمئنا این همه اتفاقات بازداشت صنعتی نیست.
📌صنعتی به جرم راه اندازی فرانکلین، رابطه نزدیک اشرف پهلوی، داشتن عکس یادگاری با جانسون سی و ششمین رییس جمهور آمریکا، مشارکت در ساخت خزر شهر و هرکار تاثیرگذار دیگر مدتی در رندان اوین گذراند و حتی اموال پدری و اکتسابیاش هم مصادره شد که بعدها گویا همین آقای رییسی و عده ای دیگر مانند قاسم سلیمانی به دادش میرسند و اموالش را در حد توان برمیگرداند.
📌یکی دیگر از جذابیتهای کتاب این است که علینژاد علی رغم داشتن رابطه نزدیکبا صنعتی، برخلاف بسیاری از مردم استان کرمان، از صنعتی قدیس نساخته و به روی دیگر زندگی صنعتی هم در کلام نزدیکانش نگاه انداخته است.
📌صنعتی زاده اندیشههای چپ داشت و در حزب توده دستیار عبدالصمد کامبخش معروف به «شاهزاده سرخ» از فعالان حزب توده در ایران و از اعضای گروه ۵۳ نفر بود!اما در عین حال رفیق صمیمی امام موسی صدر به حساب می آمد
📌او که اندیشه اش رسیدن انسان به حقوق طبیعی خودش بود، تا پایان زندگیاش ارثیه دختر بخش خواهر تنی اش از ارث پدری را به او نمیدهد این موضوع باعث دلخوری خواهر میشود!
📌از روایات جالب دیگر کتاب این است که به گفته مهدخت، همایون صنعتی حشیش مصرف میکرده و یا به گفته برخی دیگر از اطرافیان و دوستانش برخی از روایتهایش با واقعیت همخوانی نداشته است.
🔗برای خواندن متن کامل این یادداشت ودیدن برشهایی از کتاب روی لینک یا instant view کلیک کنید
https://telegra.ph/از-اعجوبه-تا-ممسک-04-24
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
از اعجوبه تا ممسک!
🖊سینا رحیم پور
اعتراف میکنم که تا امروز صبح، وقتی چشمم به کتاب «از فرانکلین تا لاله زار» سیروس علینژاد در بین کتابها افتاد فکر میکردم این هم از این کتابهای سازمانی به درد نخور است که یکی پولی گرفته تا بودجه مملکت را به اسم یک کتاب به آتش بکشد!
کتابی که حداقل ۲سال در کتابخانهام بود و حتی نمیدانم چطور راهش را بین کتابها باز کرده!
از سر استیصال و برای فرار از روزمرگی کتاب را ورق زدم و چنان به دلم نشست که همین چند دقیقه قبل کتاب تمام شد!
کتاب به زندگینامه همایون صنعتی زاده پرداخته است. سیروس علینژاد که از قدیمیهای مطبوعات است طی یک مصاحبه با او رفیق میشود و این کتاب حاصل همنشینی علی نژاد و صنعتی زاده و مرور خاطرات همایون صنعتی در سالهای رفاقت است.
برای شمایی که همایون صنعتی را نمیشناسید بگویم که او در کار واقعا یک اعجوبه بود!
به قول نویسنده کتاب، سهم همایون صنعتی در سازندگی و نوسازی ایران بسیار زیاد است. او بنیانگذار سازمانهای تاثیرگذار بزرگی در ایران بوده است.
موسسه انتشارات فرانکلین و تاثیرش بر روند تالیف و ترجمه ودگرگونی نشر کتاب در ایران، تدوین دایره المعارف فارسی، مبارزه با بیسوادی، راهاندازی اولین چاپخانه افست در ایران، راه اندازی کاغذسازی پارس، راه اندازی شرکت پرورش مروارید کیش، راه اندازی سازمان کتابهای جیبی، راهاندازی کارخانه رطب زهره در بم، اداره و نوسازی پرورشگاه پرستاره صنعتی، مدیریت در پروژه ساخت شهرک خزر شهر ودر نهایت کاشت گل محمدی در لاله زار وراه اندازی شرکت گلاب زهرا بخشی از اثرات صنعتی زاده در صنعت و فرهنگ ایران است و همین موضوع باعث شده علینژاد اسم کتاب را «از فرانکلین تا لاله زار» بگذارد .
✂️برش هایی از نوشتار:
📌هرچند کتاب دچار تکرار مکررات خاطرات تکراری صنعتی در برخی از همنشینیهاست که گاهی این موضوع اذیت کننده میشود اما شیوه روایت علینژاد و تنظیم به سبک پرسش و پاسخ از جذابیتهای کتاب است.
📌صنعتی به علینژاد میگوید سفرهایش برای ارضای فضولیهای بیش از حدش بوده است.
📌در کتاب یک روایت جایش خالیست و آنهم دوران بازداشت صنعتی بعد از انقلاب و حضورش در زندان اوین است. البته جسته و گریخته گاهی به صحبتهایش با بازجو و بازپرس در وقایعی اشاره کرده اما مطمئنا این همه اتفاقات بازداشت صنعتی نیست.
📌صنعتی به جرم راه اندازی فرانکلین، رابطه نزدیک اشرف پهلوی، داشتن عکس یادگاری با جانسون سی و ششمین رییس جمهور آمریکا، مشارکت در ساخت خزر شهر و هرکار تاثیرگذار دیگر مدتی در رندان اوین گذراند و حتی اموال پدری و اکتسابیاش هم مصادره شد که بعدها گویا همین آقای رییسی و عده ای دیگر مانند قاسم سلیمانی به دادش میرسند و اموالش را در حد توان برمیگرداند.
📌یکی دیگر از جذابیتهای کتاب این است که علینژاد علی رغم داشتن رابطه نزدیکبا صنعتی، برخلاف بسیاری از مردم استان کرمان، از صنعتی قدیس نساخته و به روی دیگر زندگی صنعتی هم در کلام نزدیکانش نگاه انداخته است.
📌صنعتی زاده اندیشههای چپ داشت و در حزب توده دستیار عبدالصمد کامبخش معروف به «شاهزاده سرخ» از فعالان حزب توده در ایران و از اعضای گروه ۵۳ نفر بود!اما در عین حال رفیق صمیمی امام موسی صدر به حساب می آمد
📌او که اندیشه اش رسیدن انسان به حقوق طبیعی خودش بود، تا پایان زندگیاش ارثیه دختر بخش خواهر تنی اش از ارث پدری را به او نمیدهد این موضوع باعث دلخوری خواهر میشود!
📌از روایات جالب دیگر کتاب این است که به گفته مهدخت، همایون صنعتی حشیش مصرف میکرده و یا به گفته برخی دیگر از اطرافیان و دوستانش برخی از روایتهایش با واقعیت همخوانی نداشته است.
🔗برای خواندن متن کامل این یادداشت ودیدن برشهایی از کتاب روی لینک یا instant view کلیک کنید
https://telegra.ph/از-اعجوبه-تا-ممسک-04-24
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
Telegraph
از اعجوبه تا ممسک!
نوشتاری درباره کتاب زندگینامه«همایون صنعتی زاده» به قلم «سیروس علینژاد» از اعجوبه تا ممسک! 🖊سینا رحیم پور اعتراف میکنم که تا امروز صبح، وقتی چشمم به کتاب «از فرانکلین تا لاله زار» سیروس علینژاد در بین کتابها افتاد فکر میکردم این هم از این کتابهای سازمانی…
ماران کنند، موران کِشند!
درباره گفتوگوی اخیر احمد زیدآبادی و این روزهای روزنامهنگاری در ایران
⏱️ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
سینا رحیمپور | دیروز که ویدئوی گفتوگوی احمد زیدآبادی منتشر شد پر از سوال شدم. او گفته بود: « در تمام این سالها، اولین دورهای است که ما در روزنامه مینشینیم و هرطور دلمان میخواهد همهٔ سیاستها را نقد میکنیم و منتظر نیستیم که روزنامه تعطیل شود.» البته صحبتهایش ادامه داشت و از اذیت روزنامهنگاران هم گفته بود اما صحبتهای بخش اولش بیشتر مورد استقبال رسانههای نزدیک به قدرت قرار گرفت. احمدآقا راست میگوید! روزنامهها سخت تعطیل میشوند. تقاص روزنامهنگاری جور دیگر داده میشود. روزنامهها یا خالی میشوند یا روزنامهنگار خودش باید تقاص چیزی را که مینویسد پرداخت کند. درست مثل خود احمدآقا که برای پرونده ۱۴ سال قبلش به حبس و شلاق محکوم شد. درست مثل رفقایمان که نامشان هشتگ این روزهای فضای مجازی شده. اما ما تقاص چه چیز را میدهیم؟
👈🏻ادامه یادداشت را ورق بزنید و بخوانید.
https://www.instagram.com/p/CxK-OHzt8Lz/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran
درباره گفتوگوی اخیر احمد زیدآبادی و این روزهای روزنامهنگاری در ایران
⏱️ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
سینا رحیمپور | دیروز که ویدئوی گفتوگوی احمد زیدآبادی منتشر شد پر از سوال شدم. او گفته بود: « در تمام این سالها، اولین دورهای است که ما در روزنامه مینشینیم و هرطور دلمان میخواهد همهٔ سیاستها را نقد میکنیم و منتظر نیستیم که روزنامه تعطیل شود.» البته صحبتهایش ادامه داشت و از اذیت روزنامهنگاران هم گفته بود اما صحبتهای بخش اولش بیشتر مورد استقبال رسانههای نزدیک به قدرت قرار گرفت. احمدآقا راست میگوید! روزنامهها سخت تعطیل میشوند. تقاص روزنامهنگاری جور دیگر داده میشود. روزنامهها یا خالی میشوند یا روزنامهنگار خودش باید تقاص چیزی را که مینویسد پرداخت کند. درست مثل خود احمدآقا که برای پرونده ۱۴ سال قبلش به حبس و شلاق محکوم شد. درست مثل رفقایمان که نامشان هشتگ این روزهای فضای مجازی شده. اما ما تقاص چه چیز را میدهیم؟
👈🏻ادامه یادداشت را ورق بزنید و بخوانید.
https://www.instagram.com/p/CxK-OHzt8Lz/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
▫️قصهای به نام ایران
@NarratingIran